حدیث روز

انجمن معماران جوان - مقالات معماری

دوشنبه 1389/04/21

کوتاه درباره خصوصيات بتن سبک

بتن سبک ماده ای است با ترکیبات جدید و فوق العاده سبک و مقاوم. مواد تشکیل دهنده بتن سبک عبارت است از ورموکولیت، پرلیت، سنگ بازالت و سیمان تیپ 2 و ...
در این بتن همانند بتنهای عادی ، از ماسه استفاده نمی شود.
عدم وجود ماسه باعث سبک و همگن شدن ساختار بتن گردیده و باعث می شود که مواد تشکیل دهنده که تقریبا" از یک خانواده می باشند و بهتر همدیگر را جذب کنند .ساختمان این بتن متخلخل بوده و این مسئله پارامتر بسیار موثری است. چون تخلخل موجود در بتن باعث مقاوم شدن در برابر زلزله و عایق شدن در برابر صدا ، گرما و سرما می گردد.
ترکیبات این بتن به گونه ای عمل می کند که حالت ضد رطوبت به خود گرفته و به مانند بتن معمولی که جذب آب دارد عمل نکرده و آب را از خود دفع می کند.

این بتن تحت فشار مستقیم (پرس) ساخته می شود.

بدلیل شکل گیری بتن در فشار، ساختار آن دارای یکپارچگی قابل قبولی است.

بتن سبک در قالبهای طراحی شده توسط متخصصین، بصورت یکپارچه ریخته می شود.

بدلیل یکپارچگی در نوع ساختمان بتن، قطعه تولیدی از استحکام بالایی برخوردار شده و مقاومت بالایی نیز در برابر زلزله از خود نشان خواهد داد.

برای تقویت این بتن از یک یا چند لایه شبکه فلزی در داخل بتن استفاده شده که این حالت همانند مسلح کردن بتن معمولی بوسیله میلگرد می باشد.

هزینه تولید این نوع بتن از دیگر مواد ساختمانی به نسبت ویژگی آن پایینتر است.

زمان بسیار کمتری جهت تولید دیوار های بتنی سبک یا قطعات دیگر لازم است.

پرت مواد اولیه جهت تولید بتن سبک بسیار کمتر از بتن معمولی است. چون تمام مراحل تولید در محل مشخصی صورت گرفته و جهت تولید پروسه ای طراحی گردیده است.

بدلیل طراحی کلیه مراحل تولید و وجود نظارت بر تمامی این مراحل ماده تولیدی دارای استاندارد خاصی تعریف شده است. (مهندسی ساز)

خرید مصالح بطور عمده صورت می گیرد و هزینه کمتری برای سازنده در بر خواهد داشت و در نهایت خانه پیش ساخته با قیمت پائین تری عرضه می گردد.

قطعات تولیدی در کارخانه از آزمایشات کنترل کیفیت گذر کرده و در صورت تائید به بازار مصرف عرضه می گردد.

بتن سبک مسطح بوده که می توان با یک ماستیک کاری ساده بر روی آن رنگ آمیزی کرد.

نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 9:17 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1389/04/21

روشهای تحلیل دینامیکی

در این روشها نیروی جانبی زلزله با استفاده از بازتاب دینامیکی که سازه در جریان حرکت زمین ناشی از زلزله از خود نشان می دهد تعیین میگردد. این روشها شامل روش تحلیل طیفی و روش تحلیل تاریخچه زمانی است. کاربرد هر یک از این دو روش در ساختمانهای مشمول این مقررات اختیاری است. اثرات حرکت زمین به یکی از صورتهای طیف بازتاب شتاب و تاریخچه زمانی تغییرات شتاب مشخص می شود. طیف بازتاب شتاب برای این زلزله طیف طرح نامیده می شود. در این آیین نامه برای طیف طرح استاندارد و یا از طیف طرح ویژه ساختگاه مطابق ضوابط خاص خود استفاده نمود. استفاده از هر یک از طیفها برای کلیه ساختمانها اختیاری است. تنها در مورد استفاده از طیف طرح ویژه ساختگاه باید توجه داشت که مقدار آن نباید کمتر از دو سوم مقدار نظیر در طیف طرح استاندارد باشد.

الف : طیف طرح استاندارد

این طیف از حاصلضرب مقادیر ضریب بازتاب ساختمان در پارامترهای نسبت شتاب مبنا، ضرایب اهمیت ساختمان و عکس ضریب رفتار بدست می آید.

این طیف با فرض نسبت میرائی 5 درصد تعیین شده است.

ب : طیف طرح ویژه ساختگاه

این طیف با توجه به ویژگیهای زمین شناسی، تکتونیکی، لرزه شناسی، میزان ریسک و مشخصات خاک در لایه های مختلف ساختگاه و با در نظر گرفتن نسبت میرائی 5 درصد تعیین می شود . در صورتیکه نوع ساختمان و سطح زلزله مورد نظر منظور نمودن میرائی متفاوتی را ایجاب نماید می توان آن را مبنای تهیه طیف قرار داد . مقادیر محاسبه شده این طیف باید در ضریب اهمیت ساختمان و عکس ضریب رفتار ساختمان ضرب گردد. مقادیر طیف حاصل نباید از 3/2 مقادیر نظیر طیف طرح استاندارد کمتر باشد.

پ : تاریخچه زمانی تغییرات شتاب ( شتاب نگاشت )

شتاب نگاشت باید حد امکان نمایانگر حرکت واقعی زمین در محل احداث بنا در هنگام زلزله باشد . بدین منظور باید حداقل سه شتابنگاشت با ویژگیهای زیر در تحلیل مورد استفاده قرار گیرد

در صورتیکه شتاب نگاشت ها مربوط به زلزله های واقعی اتفاق افتاده در منطق دیگر باشند باید حتی المقدور سعی شود ویژگیهای زمین شناسی، تکتونیکی، لرزه شناسی و به خصوص مشخصات لایه های خاک در محل شتاب نگار با محل ساختمان مورد نظر مشابهت داشته باشند.

مدت زمان حرکت شدید در شتاب نگاشتها باید زمانی حداقل برابر 10 ثانیه و یا 3 برابر زمان تناوب اصلی سازه مورد نظر هرکدام بیشتر است باشد.

شتاب نگاشتهای انتخاب شده باید به مقیاس در آیند. به مقیاس در آوردن باید به گونه ای باشد که طیف بدست آمده از هر از شتاب نگاشتها با نسبت میرایی 5 درصد در محدوده زمان تناوبی ثانیه با طیفی که مطابق ضوابط قسمتهای (الف) یا (ب) بالا به دست می آید تقریباً مطابقت نماید . m شامل شماره کلیه مدهایی است که با میزان حداقل 10 درصد در جرم موثر سازه مشارکت دارند.

در به مقیاس درآوردن شتاب نگاشتها باید اثر نسبت شتاب مبنا، ضریب اهمیت ساختمان و عکس ضریب رفتار (در صورتیکه سازه با روش الاستیک خطی تحلیل می شود) منظور شوند.

به مقیاس درآوردن شتاب نگاشت در صورت غیر خطی بودن روش تحلیل باید با استفاده از روشهای تحقیقاتی قابل قبول انجام گیرد.

روش تحلیل دینامیکی طیفی با استفاده از آنالیز مدها :

در این روش تحلیل دینامیک با فرض رفتار الاستیک خطی سازه و با استفاده از حداکثر بازتاب کلیه مدهای نوسانی سازه که در بازتاب کل سازه اثر قابل توجهی دارند انجام می گیرد.

حداکثر بازتاب در هر مد با توجه به زمان تناوب آن مد از طیف طرح به دست می آید و بازتاب کلی سازه از ترکیب آماری بازتابهای حداکثر هر مد تخمین زده می شود .

الف : تعداد مدهای نوسان

در هریک از دو امتداد متعامد ساختمان باید حداقل سه مد اول نوسان یا تمام مدهای نوسان با زمان تناوب بیشتر از 4 درصد ثانیه یا تمام مدهای نوسان که مجموع جرمهای موثر ساختمان در آنها بیشتر از 90 درصد جرم کل سازه است هر کدام که تعدادشان بیشتر است در نظر گرفته شود.

ب : ترکیب اثرات مدها

حداکثر بازتابهای دینامیکی سازه از قبیل نیروهای داخلی اعضا، تغییر مکانها، نیروهای طبقات، برشهای طبقات و عکس العمل پایه در هر مد را باید با روشهای آماری شناخته شده مانن روش جذر مجموع مربعات و یا روش ترکیب مربعی کامل تعیین نمود. ترکیب اثرات حداکثر مدها در ساختمانهای نامنظم در پلان و یا در مواردی که زمانهای تناوب دو یا چند مد سازه با یکدیگر نزدیک باشند، باید صرفاَ با روشهایی که اندرکنش مدهای ارتعاشی را در نظر می گیرد مانند روش ترکیب مربعی کامل انجام شود.

روش تحلیل دینامیکی تاریخچه زمانی :

روش تحلیل دینامیکی ( محاسبه لحظه به لحظه بازتابهای ساختمان تحت تاثیر شتاب نگاشت های واقعی زلزله ) را می توان در مورد کلیه ساختمانها به کار برد . به طور کلی برای ساختمانهای کاملاً منظم و یا ساختمانهایی که در ارتفاع منظم هستند در صورتیکه از این روش استفاده شود می توان آنرا در دو امتداد متعامد ساختمان به طور جداگانه ای انجام داد ولی چنانچه ساختمان در پلان به حدی نامنظم باشد که نوسان آن در بعضی و یا تمام مدها عمدتاً به طور توام در دو امتداد متعامد انجام پذیرد یعنی ساختمان مدهای نوسانی داشته باشد که در آن مدها حرکت در یک امتداد توام با حرکت در امتداد عمود بر آن باشد برای ملحوظ نمودن اثرات این حرکات توام ساختمان باید بوسیله روش تحلیل دینامیکی و با استفاده از یک مدل سه بعدی محاسبه شود . در این روش بازتابهای سازه در هر مقطع زمانی در مدت وقوع زلزله با تاثیر دادن شتابهای ناشی از حرکت زمین (شتاب نگاشت) در تراز پایه ساختمان و انجام محاسبات دینامیکی مربوطه تعیین می گردد. این روش را می توان در تحلیل خطی الاستیک و یا تحلیل غیر خطی سازه های مورد استفاده قرار داد. مقایسه بین نتایج تحلیل الاستیک سازه با استفاده از طیف طرح استاندارد و یا طیف طرح ویژه ساختگاه یا آنچه از تحلیل تاریخچه زمانی خطی به دست می آید الزامی بوده و دلائل احتمالی بین آنها باید طی یک گزارش فنی جامع توجیه گردد.

طیف عکس العمل :

پیدا کردن تمام تاریخچه تغییر مکان ها و نیروها در اثر ارتعاشات زلزله با استفاده از معادلات دینامیکی کار پر زحمت و پر هزینه ای می باشد. برای بسیاری از سازه ها کافی است که فقط جواب ماکزیمم ها را ارزیابی کنیم.


طیف های طرح :

منحنی های ثبت شده شتاب زمین در حین وقوع زلزله های مختلف و طیف هایی که از آنها بدست می آیند اساس یک روش منطقی را برای طرح زلزله ای سازه ها فراهم می کنند. با وجود اینکه طیف های مختلف با یکدیگر اختلاف دارند در هر منطقه ای می توان بعضی خصوصیات مشترک در آنها پیدا کرد. با استفاده از خصوصیات مشترک و صاف کردن منحنی ها می توان برای هر منطقه ای طیف های طرح را رسم نمود که طراح سازه بتواند از آنها برای طرح سازه های مقاوم در مقابل زلزله استفاده کنند. این منحنی ها اساس تحلیل زلزله ای سازه ها به روش طیفی یا شبه دینامیکی را تشکیل می دهند.

هاوزنر بر اساس منحنی های شتاب ثبت شده در چهار تا از بزرگترین زلزله ها ی امریکا منحنی های ایده آل و صاف شده را برای طیف های تغییر مکان سرعت و شتاب رسم نموده است .

شکل منحنی های مزبور با حرکات زمین در جاهای دیگر ممکن است سازگاری نداشته باشد بلکه برای هر منطقه ای این منحنی ها شکل خاصی خواهند داشت. معمولاً این منحنی ها را برای مقدار معینی از شتاب ماکزیمم زمین (شتاب در T=0 ) میزان و مقیاس می کنند.

تحلیل سازه ها به روش شبه دینامیکی یا طیفی :

روش دینامیکی برای تعیین تغییر مکانها و نیروهای ناشی از زلزله در سازها پر زحمت و وقت گیر است و معمولاً باید به وسیله حسابگرهای الکترونیک صورت گیرد . اگر مابه جای تمام تاریخچه تغییر مکان فقط مقادیر ماکزیمم ناشی از مودهای مختلف را در بگیریم تحلیل دینامیکی سازه ها به مقدار قابل ملاحظه ای ساده می شود.

مقدار ماکزیمم Yn  از انتگرال دوهامل بدست می آید.

چون ماکزیمم های مودهای مختلف در کی زمان اتفاق نمی افتد و همچنین لزوماً علامت یکسان ندارند نمی توان مقادیر ماکزیمم ها را با یکدیگر جمع نمود. بهترین کاری که در یک تحلیل شبه دینامیکی یا طیفی می توان انجام داد این است که جوابهای ماکزیمم بدست آمده از مودهای مختلف را بر اساس تئوری احتمالات ترکیب نود. فرمولهای تقریبی مختلفی برای ترکییب کردن ماکزیمم ها بکار می رود که متداولترین آنها فرمول جذر مجموع مربعات می باشد.

بیشتر انرژی ناشی از زلزله در چند مود اول جذب می شود. از این رو برای سازه های با درجات آزادی خیلی زیاد معمولاً کافی است که 3 تا 6 مد اول با یکدیگر ترکیب شود و بدین ترتیب در محاسبات صرفه جویی قابل ملاحظه ای نمود.

نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 9:12 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1389/04/21

کاربرد شمع - ستون لوله ای در بهسازی لرزه ای ساختمان

کاهش آسیب پذیری ساختمانها در برابر زلزله ، در دو دهه اخیر، یکی از مهمترین چالش های پیش روی مسئولان کشور بوده است. حساسیت این موضوع با توجه به بافت فرسوده نقاط لرزه خیز، ساخت و ساز بناها بدون رعایت استانداردهای اجرایی و استفاده از آیین نامه های طراحی قدیمی در دهه های گذشته دو چندان شده است، در نتیجه بهسازی لرزه ای ساختمانهای موجود برحسب اهمیت ساختمانها در برنامه های کلان مدیریتی مطرح گردیده و در حال پیشرفت  میباشد. در این میان ساختمانهای کوتاه مرتبه که اکثریت ساختمانهای موجود در کشور را تشکیل میدهند و از مقاومت لازم در برابر نیروهای جانبی ناشی از زلزله برخوردار نمی باشند، در اولویت اول قرار میگیرند. در این مقاله کاربرد شمع – ستون لوله ای به عنوان یک روش نوین برای مقاوم سازی ساختمانهای کوتاه معرفی می گردد. در این روش بدون ایجاد تخریب قابل توجه درسازه و متوقف نمودن طولانی مدت بهره برداری از ساختمان، می توان با ایجاد یک سیستم باربر جانبی، آنرا در برابر زلزله مقاوم نمود.

سیستم اصلی باربر متشکل از یک شمع ستون جدار نازک توخالی به شکل لوله یا قوطی می باشد که با رفتار طرح های، بارهای ناشی از زلزله را تحمل نموده و انرژی ناشی از آن را جذب مینماید. در این مقاله جزئیات سیستم باربر جانبی ارائه شده و مشخصات آن به کمک یک روش تحلیلی برای یک ساختمان نمونه سه طبقه بررسی گردیده است. نتایج نشان می دهند که سیستم پیشنهادی، معیارهای آیین نامه های طراحی لرزه ای را برآورده نموده و در عین اینکه دارای هزینه قابل قبول می باشد از نظر اجرایی عملی وامکان پذیراست.

١‐ مقدمه

واقع شدن کشور ایران در پهنه لرزه خیز، همواره در طول تاریخ سبب خسارات انسانی و اقتصادی فراوانی گردیده است. از آنجائیکه خطر ناشی از زلزله دامنه وسیعی از ساختمانهای واقع در روستاهای کوچک تا شهرهای بزرگ کشور را در بر می گیرد. لذا ساختمانهایی که درمعرض خطرپذیری جدی ناشی از زلزله میباشند را می توان در سه گروه تقسیم بندی نمود. 

١ ‐ ساختمانهایی که بدون تأمین مقاومت در برابر نیروهای جانبی زلزله طراحی و اجراء شده اند.

٢ ‐ ساختمانهایی که بر اساس آئین نامه های قدیمی طراحی شده و از پتانسیل مقاومت، سختی و شکل پذیری مناسب بر اساس معیارهای جدید برخوردار نمیباشند.

٣ ‐ ساختمانهایی که بر اساس ضوابط جدید طراحی شده ولی از نظر اجرا مطابق با استانداردها ساخته نشده اند. اکثر ساختمانهایی که از خطر پذیری زیادی برخوردار می باشند، در گروه اول قرار گرفته و خسارات انسانی و اقتصادی متحمل شده در زلزله های گذشته مربوط به این گروه از ساختمانها می باشد. برای کاهش آسیبهای ناشی از زلزله برای این گونه ساختمانها که مبحث اصلی این مقاله میباشد دو راه حل کلی وجود دارد :

الف – تخریب و بازسازی مجدد

ب – مقاوم سازی و بهسازی بنای موجود

با توجه به اینکه راه حل اول، هزینه و زمان بسیار زیادی را طلب می کند، در اکثر موارد سعی میشود راه حل دوم برگزیده شود.

در دو دهه اخیر، روشهای گوناگونی برای بهسازی ساختمانها مطر ح و اجرا شده است ولی قدمت تدوین معیارها و آئین نامه های جدید بهسازی مربوط به این مسأله حتی به یک دهم نیز نمیرسد . این موضوع در حالی است که در کشور ایران مسأله بهسازی بسیار نوپا بوده و درحالت کامل می باشد. در این راستا مقاله حاضر یک روش جدید برای مقاوم نمودن ساختمانهای کوتاه مرتبه (با ارتفاع تا سه طبقه) که از سیستم باربری جانبی برخوردار نمی باشند ،معرفی مینماید. در قسمتهای بعد ابتدا اهداف مورد انتظار از این روش بیان می گردد ، سپس مشخصات این روش و نحوه عملکرد آن تشریح شده و محاسبات اولیه برای یک ساختمان نمونه ارائه میشود.

٢‐ اهداف روش نوین بهسازی لرزه ای

هدف اصلی از ارائه روش نوین بهسازی لرزه ای برای ساختمانهای کوتاه مرتبه، همان هدفآییننامه طرح ساختمانها در برابر زلزله (استاندارد ٢٨٠٠ ) می باشد که در حقیقت کاهش تلفات جانی و خسارات مادی در برابر زلزله های شدید ( زلزله های با دوره بازگشت ٤٧٥ سال و١٠ % احتمال رویداد در ٥٠ سال عمر مفید ساختمان ) می باشد. در عین حال اهداف دیگری نیز برای این روش وجود دارد که عبارتند از :

‐ کاهش هزینه عملیات اجرایی

‐ کاهش زمان اجرا

٣‐ تشریح روش نوین بهسازی لرزه ای

اساس این روش بر این فرض استوار است که ساختمان در برابر نیروهای جانبی زلزله از هیچگونه سیستم سازه ای مقاوم برخوردار نبوده و حداکثر تعداد طبقات ساختمان به سه طبقه محدود می گردد. به این ترتیب با اضافه نمودن یک سیستم جدید باربر جانبی به سازه موجود، سختی، مقاومت و شکل پذیری مورد نیاز در زلزله در حالیکه وظیفه حمل بارهای ثقلی به عهده سیستم باربر قائم موجود ساختمان می باشد، تأمین می گردد.

٤‐ سیستم سازه ای پیشنهادی

بطور کلی از نظر سازه ای سیستم جدید متشکل از یک ستون فلزی طره ای بوده، که بصورت شمع در داخل خاک قرار می گیرد، بطوریکه بارهای جانبی زلزله را با تغییر شکل های خمشی و تکیه جانبی بر خاک به زمین انتقال می دهد. در این قسمت جانمایی این سیستم در پلان و در ارتفاع نشان داده شده و چگونگی اتصال آن با سقفها و پی ساختمان ارائه میگردد.

4-1- جانمایی سیستم در پلان

در این روش باید دو فضای مناسب که نسبت به یکدیگر، در پلان بصورت متقارن قرار می گیرند،برای نصب سیستم مقاوم پیش بینی گردد. مساحتی که این دو فضا اشغال می کنند به تعداد طبقات، مساحت زیربنا و کاربری ساختمان بستگی دارد.  برای کاهش اثرات ناشی از پیچش حاصل از خروج از مرکزیت، فضاهای مورد نظر باید تا حد امکان در کناره ها و گوشه های ساختمان قرار گیرند.

نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 9:11 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1389/04/21

بادبندهای خارج از محور ایرادهای طراحی این بادبندها

نوع جدیدی از بادبندها كه به تازگی استفاده از آن رو به افزایش می باشد سیستم بادبندی خارج از محور (EBF1) میباشد. اما متاسفانه اكثر طراحان آشنایی اندكی با نحوه طراحی این سیستم بادبندی دارند و اكثراً به این سیستم به چشم یک بادبند پرده ای و در جهت تطبیق با نقشه معماری (به طور مثال در محل در و پنجره ) نگاه می‌شود ؛ به همین جهت به نظر می رسد لازم باشد که در این زمینه بحث بیشتری انجام گیرد. در طرح و محاسبه شکلهای مشبک و خرپاها تاکید بر این نکته هست که تلاشهای به وجود آمده همه به صورت نیروهای محوری باشند و امتداد محور اعضای جمع شده در یک گره تا حد امکان در یک نقطه تلاقی نماید تا از به وجود آمدن لنگرهای خمشی جلوگیری شود. تحقیقات سالهای اخیر در طراحی سازه های مقاوم در برابر زلزله نشان داده که با طرح مهاربندی خارج از مرکز، در سازه های فولادی می توان مزایایی در تامین شکلپذیری سازه و اطمینان بر رفتار آن در زلزله به دست آورد.

مهاربندی خارج از محور به این ترتیب به عمل می آید که طراح به میل خود مقداری خروج از مرکز (e) را در مهاربندیهای نوع 7 و8 (و یا انواع دیگر) تعبیه می کند ، به طوری که لنگر خمشی و نیروی برشی در طول کوتاهی از تیر (یعنیe) که به نام تیرچه ارتباطی (Link beam) نامیده می شود به وجود آید. تیرچه ارتباطی ممکن است در اثر لنگر خمشی به جاریشدن برسد؛ در این صورت ارتباط را خمشی(Moment link) میگویند ویا اینکه اگر طول (e) خیلی کوتاه باشدجاری شدن در برش اتفاق افتد که در این صورت ارتباط را برشی (Shear link) می نامند. به این ترتیب می توان با کنترل شکلپذیری تیرچه ارتباطی، شکلپذیری قابل اطمینانی برای کل سازه ، درزلزله به دست آورد. مطابق آیین نامه 2800 ضریب شکلپذیری برای این سیستم سازه ای R=7 میباشد، که در مقایسه با سیستم
هم محور R=6)) حدود 15 درصد شکلپذیرتر میباشد ، که همین مساله باعث کاهش برش پایه زلزله به همین میزان می شود.

-ترکیب این سیستم با سیستمهای سازه ای دیگر:

الف: ترکیب در پلان:در بسیاری از موارد دیده شده است که طراحان در یک طبقه در یک یا چند دهانه از سیستم خارج از محور و در یککته توجه داشت که از آنجایی که نوع رفتار این سیستم با سیستم هم محور متفاوت می باشد، اساساً استفاده از این سیستم در ترکیب با سیستم هم محور در یک جهت و یک پلان کاملاً مردود
میباشد و باعث ایجاد رفتارهای غیر متعارف در سازه در هنگام زلزله میشود؛ به همین جهت به طراحان توصیه میشود که اگر تمایل به استفاده از این نوع سیستم بادبندی دارند ، در پلان، تمامی دهانه های بادبندی را به صورت خارج از محور طراحی نمایند . البته این مساله مانع استفاده از ترکیب این سیستم با سیستم قاب خمشی به صورت سیستم دوگانه و ضریب رفتار R=7.5 و یا استفاده از یککه از سیستم برون محور استفاده شده است ، نمی باشد. یا چند دهانه دیگر به موازات بادبندهای نوع اول از بادبندهای هم محور استفاده نموده اند. در اینجا باید به این ن سیستم مقاوم متفاوت در جهت متعامد با جهتی

ب: ترکیب در ارتفاع:در این زمینه نیز در موارد بسیاری دیده شده است که طراحان در یک دهانه بادبندی خاص در برخی طبقات (عموماً بنا به ملاحظات معماری) از سیستم خارج از محور استفاده کرده و باقی طبقات را به صورت بادبند هم محور طراحی نموده اند. در اینجا نیز باید به این نکته توجه داشت که آیین نامه2 ترکیب این سیستم با سیستمهای دیگر را در ارتفاع، به طور کامل ممنوع کرده است ، مگر در موارد زیر:

1-       برای بادبندهای برون محور بالاتر از 5 طبقه میتوان بادبند طبقه آخر را به صورت هم محور و بدون تیرچه ارتباطی طراحی نمود.

2-       طبقه اول یک بادبند برون محور بیش از 5 طبقه می تواند هم محور باشد به شرط آنکه بتوان نشان داد که ظرفیت الاستسک آن 50 درصد بزرگتر از ظرفیت تسلیم طبقه بالاتر از طبقه اول باشد.

پس همانطور که دیده میشود بهتر است در صورت تمایل طراحان به استفاده از این سیستم بادبندی، تمامی طبقات (مگر در موارد استثنا شده در بالا) به صورت خارج از محور طراحی گردند.

-طراحی تیر در دهانه بادبندی: در سیستم بادبندی هم محور طراحی تیرها در دهانه های بادبتدی همانند دیگر تیرهای معمولی وتحت بارهای ثقلی انجام می پذیرد و در ترکیب بار زلزله نیروی قابل توجهی در این تیرها ایجاد نمیشود ؛ اما در سیستم برون محور علاوه بر برش و لنگرهای بارهای ثقلی ، در ترکیب بار زلزله ودر اثر نیروهای محوری ایجاد شده در بادبندها یک سری لنگر و برش اضافی در این تیرها ایجاد می شود و باعث بحرانی
شدن ترکیب بار زلزله برای طراحی این تیرها می شود . معمولاً محل بحرانی در این تیرها محل اتصال بادبند به تیر می باشد و در این محل عموماً احتیاج به ورق تقویتی بال بالا و پایین می باشد.

-طراحی تیرچه ارتباطی :یکی از مهمترین و حساسترین مسایل در سیستم برون محور ، طراحی تیرچه ارتباطی می باشد ؛ مساله ای که اکثر طراحان به راحتی از کنار آن میگذرند. برخی از مسایلی که در طراحی تیرچه ارتباطی باید به آن توجه نمود ، به شرح زیر می باشد:

1- مطابق آیین نامه (( تیرچه ارتباطی باید تمامی شرایط مقطع فشرده را دارا باشد.)) به این ترتیب در صورت عدم استفاده از مقاطع نورد شده و استفاده از مقاطع ساخته شده (تیرورق) باید محدودیتهای مقطع فشرده در آن رعایت شود و مخصوصاً اتصال بال و جان تیرورق (حداقل در قسمت تیرچه ارتباطی) باید با جوش پیوسته (و نه جوش منقطع) انجام گیرد. ضمن آنکه باید توجه داشت که جوش اتصال بال به جان باید در برابر تنشهای برشی موجود کفایت لارم را داشته باشند.(این مساله در تیرچه های ارتباطی کوتاه که معمولاً به صورت برشی عمل نموده و داراری برشهای زیادی هستند بسیار حساستر میباشد.)

3- مطابق آیین نامه ((جان قطعه رابط باید از یک ورق تک بدون هرگونه ورق مضاعف کننده تشکیل یابد و هیچگونه بازشویی نباید در جان قطعه رابط تعبیه شود.)) به این ترتیب همانطور که مشخص است استفاده از مقاطع دوبل (به علت وجود بیش از یک جان ) و مقاطع زنبوری (به علت وجود سوراخ در جان ) برای قطعه رابط از نظر آیین نامه یک امر کاملاً مردود می باشد؛ امری که متاسفانه بسیار معمول می باشد. گاهی دیده شده است که برخی
طراحان برای قطعه رابط از مقطع زنبوری استفاده نموده و تمامی سوراخها را در قسمت تیرچه ارتباطی به وسیله ورق تقویتی جان می پوشانند، که این مساله نیز به این دلیل که ورق تقویتی جان به نوعی یک ورق مضاعف کننده می باشد، از نظر آیین نامه مردود میباشد. پیشنهاد میشود که در صورت عدم جوابگویی مقاطع نورد شده تک برای این تیرها، طراحان از مقطع I شکل و به صورت تیرورق و با جوش پیوسته جان وبال در قسمت قطعه رابط استفاده نمایند و به هیچ وجه از مقاطع دوبل و زنبوری استفاده ننمایند.

4- مطابق آیین نامه ((در انتهای قطعه رابط که عضو قطری به آن متصل است، باید سخت کننده جان در تمام ارتفاع ، در دو طرف قرار داده شود.)) یکی از شایعترین ایرادات در طراحی قطعه رابط همین مساله میباشد ، که طراحان باید به این مساله توجه بیشتری نمایند. این مساله به غیر از سخت کننده های میانی قطعه رابط میباشد که لزوم قرارگیری یا عدم قرارگیری آنها باید توسط طراحان مورد بررسی قرار گیرد.

5-طراحی عضو قطری (بادبند): طراحی عضو قطری در این سیستم مشابه سیستم هم محور میباشد با این تفاوت که طبق آیین نامه ((هر بادبند باید دارای مقاومت فشاری 1.5 برابر نیروی محوری نظیر مقاومت خمشی قطعه رابط باشد.)) با توجه به اینکه در حالت طراحی معمولی مقاومت فشاری بادبند و مقاومت خمشی قطعه رابط به همدیگر نزدیک میباشند ، رعایت این بند باعث بالا رفتن سطح مقطع بادبند تا حدود 50 درصد نسبت به طراحی حالت معمولی در این سیستم میشود؛ ضمن آنکه باید توجه داشت که در این سیستم به دلیل آنکه معمولاً زاویه بادبندها با افق نسبت به سیستم هم محور بیشتر می باشد ، نسبت به سیستم هم محور نیروی محوری بیشتری در بادبندها ایجاد می شود.

-نتیجه گیری: استفاده صحیح از این سیستم بادبندی باعث شکلپذیری بیشتر سازه و کاهش برش پایه زلزله میشود ؛ اما در طراحی این بادبندها باید دقت کافی در جهت رعایت کلیه نکات آیین‌نامه ای چه از طرف طراحان و چه از طرف دستگاههای نظارتی انجا م پذیرد. طراحی صحیح این بادبندها منجر به بادبندها و تیرهایی سنگینتر از حالت بادبند هم محور می شود ؛ به همین جهت پیشنهاد می شود که طراحان حتی الامکان از این سیستم به عنوان اولین گزینه استفاده ننمایند.

نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 9:10 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1389/04/21

تحلیل گنبدهای آجری درتئوری قوس‌های پوسته‌ای

قوس را می‌توان سازه ای تعریف نمود که توانائی آن برای حمل بارهای قائم وارده، بستگی به موئلفه افقی واکنش تکیه گاه های آن دارد که هر دو به طرف وسط دهانه قوس عمل می‌نمایند و همواره دست یابی به به نیروهای فشاری بدون پارامتر خروج از مرکزیت، مدنظر مهندسان و سازندگان از قدیم الایام بوده است و کارهای انجام شده دوره های قدیم که شامل ساختمان هایی با قوس ها و گنبدها می‌باشد ُنمونه هایی از این تلاش است که از نتایج آن پوشش مقبره ها و مساجد و فضاهای بزرگی در دنیا و نیز در ایران است.
در دوره های قبل، پوشش دهنه های بزرگ توسط گنبد های سنگی و آجری انجام می‌گرفت لیکن طرز عملکرد این گونه گنبدها از نقطه نظر مقاومت مصالح و ساختمان به صورت علمی‌روشن نبود و اجرای این نوع پوشش ها بر روی تجربیات شخصی متکی بوده و غالبا هنر سازندگان این نوع سقف ها به شاگردانشان به ارث می‌رسیده است، نتیجه این هنر، نسل به نسل از استاد به شاگرد منتقل میگردید بدون اینکه در ماهیت علمی ‌آن مطالعه ای انجام شود.

در سالهای اخیر مطالعات زیادی راجع به ساختمانهای قدیمی ‌ایران که مسلما شامل تعداد بسیاری از این نوع قوس ها و گنبدها است، انجام گرفته است که در نتیجه یک نوع کنجکاوی در مورد عملکرد این گونه بناها از نقطه نظر مقاومت مصالح نیز به وجود آورده است. این نوع فرم ها در زمان خود با مصالح موجود آن زمان فقط قادر به تحمل فشار بوده و در صورت نبودن مصالحی که بتواند تحمل کشش و در نتیجه قابلیت تحمل لنگر خمشی را داشته باشد منحصر بفرد بوده است. امروزه وجود فولاد که دگرگونی هایی در فرمهای ساختمانی بوجود آورده، باعث شده گنبدهای آجری که در زمان خود از شاهکارهای معماری و ساختمانی محسوب می‌شد در بوته فراموشی قرار گیرد.
تکنولوژی بتن به دو دلیل یکی قابلیت تحمل فشار و دیگری قابلیت فرم پذیری میتواند راه حل مناسبی به منظور رسیدن به فرم های گنبدی شکل باشد. از سری تنش هایی که در فرم های گنبدی آجری ایجاد می‌شود و سبب ایجاد ترکهایی در قسمت تحتانی آن می‌شود به این نتیجه می‌رسیم که فرم های گنبدی آجری که دارای انحنای دو جهته میباشند در اثر این که با مصالح بنایی ایجاد شده اند قابلیت تحمل چمش را ندارند و تنها قابلیت تحمل فشار را دارند، لذا رابطه نزدیکی بین عملکرد فرم های گنبدی بنایی با تئوری سقف های پوسته ای بتنی مشاهده می‌شود.
برای آنکه بتوانیم در این مورد بهتر بحث کنیم نخست باید مختصری در مورد چند اصل مربوط به تئوری سقف های گنبدی پوسته ای بتن آرمه که پیروی از تئوری غشا نازک Membranetheory می‌کند اشاره نمود. ساده ترین روابطی که در مورد سقف های پوسته ای گنبدی میتوان نوشت به شرح زیر است.

تحلیل سازه ای مولفه های افقی و قائم سقف های گنبدی

چنانچه یک نیم کره کامل به شعاع r رافرض کنیم و نیروهایی گه در امتداد نصف النهار وارد می‌گردند T و نیرو هایی که در امتداد حلقه ها وارد میگردند H و وزن گنبد را W بنامیم خواهیم داشت :
T=W/ 2 ∏ r Sin^2 K1
H= (-T) +r ш Cos K1

حال اگر وزن گنبد را که از صفحه( a-a )به بالا قرار دارد w بنامیم خواهیم داشت :

W=2 ∏ r^2 (1-Cos K1) ^ш


حال چنانچه تغییرات مقادیر T و H را در نقاط مختلف گنبد خواسته باشیم کافی است که زاویه K1 را از (0) تا (90) تغییر دهیم در این صورت به نتایج زیر خواهیم رسید.
بسادگی می‌توان دید که نیرویT همیشه مثبت است یعنی مولفه قائم نیرو همیشه فشاری است. مقدار نیروی T از یک حداقل wr/2 از راس گنبد بتدریج زیاد شده و به تدریج به یک مقدار حد اکثر wr در قسمت تحتانی گنبد می‌رسد.
مولفه افقی H که در امتداد حلقه های افقی وارد میشود در قسمت های راس گنبد بصورت فشاری است و مقدار آن تا صفحه افقی b-b تقلیل پیدا کرده و از آن به بعد به صورت کششی در می‌آید و در قسمت پایین گنبد مقدار آن به –wr می‌رسد. در مورد صفحه B-B مقدار زاویه K1 برابر 51 درجه و 50 دقیقه می‌باشد.

با توجه به این مطالب نتایج زیر بدست می‌آید:
الف - در امتداد نصف النهار ها همیشه نیرو های فشاری داریم که بازیاد شدن زاویه ف – در امتداد نصف النهار ها همیشه نیرو های فشاری داریم که با زیاد شدن زاویه K1 مقدار نیروی فشاری نیز زیاد می‌شود.
ب – مولفه نیروهای افقی H در حلقه ها از راس گنبد تا حلقه خنثی فشاری است و از حلقه خنثی به پایین تولید کشش در حلقه های افقی می‌کند و این کشش بطور خطی با افزایش زاویه K1 زیاد میشود بطوری که سبب بروز ترک هایی موازی با امتداد نصف النهار میشود.

لزوم ازدیاد ضخامت در گنبد های آجری
با مشاهده سطح مقطع گنبد های آجری به راحتی می‌توان دید که ضخامت t بتدریج از راس گنبد تا قسمت پایین آن ازدیاد پیدا کرده بطوری که تابع ازدیاد نیروهای فشاری T و کششی H می‌شود.
ترک هایی که در این نوع گنبد ها مشاهده می‌شود مواز با نصف النهارها می‌باشد و از حد حلقه خنثی شروع شده و بتدزیج که ترک به پایین امتداد پیدا مکند ترک گشادتر شده و تابع ازدیاد نیروی کششی حلقه های Hمی‌شود.
این نوع ترکها در ساختمان هایی نظیر گنبد مسجد سلطانیه در زنجان، گنبد کلیسای ارامنه جلفای اصفهان و گنبد مقبره خواجه ربیع در مشهد مشاهده نمود.
به منظور جلوگیری از ایجاد ترک (در اثر نیروی کششی) در قسمت های پایین گنبد ضخامت گنبد را زیاد نموده و یا حلقه هایی شش ضلعی با هشت ضلعی در محیط گنبد کار گذاشته شود، که بدین وسیله سطح مقطع را زیاد کرده و تنش کششی حاصله را کم کرده اند.
در خیلی از موارد، خستگی کششی فوق به صورت تقریبی محاسبه شده و مشاهده شده است که تنش های ایجاد شده خیلی کم است. گرچه بصورت تئوریک در این گونه بناها هیچ گونه کششی مورد قبول نمی‌باشد لیکن می‌توان فرض کرد که این تنش های کوچک کششی میتواند بوسیله قفل و بست مکانیکی آجر ها و یا چسبندگی آجر و ملات و یا تیرهای کششی چوبی جذب شود.

تحلیل سازه ای حلقه کششی
در حالتی که گنبد شکل نیم کره ای کامل ندارد ناقص بودن فرم کره ای شکل گنبد لزوم استفاده از حلقه کششی در قسمت خاتمه گنبد را ایجاب میکند.
کششی که در این حالت در حلقه بوجود میآید با توجه به تئوری غشا نازک بصورت زیر محاسبه می‌شود :

S=T r Sin K1 Cos K1
یا از رابطه
S=(r w Sin K1 Cos K1)/ (1+Cos K1)

نیروی کششی S مادامی‌که زاویه K1<90 است مثبت بوده و وقتی زاویه K1=90 شود نیروی S صفر خواهد بود. با توجه به مطالب فوق مشاهده می‌شود که تا زمانی که فرم گنبد نیم کره کامل باشد و تحت بار یکنواخت که بر واح سطح گنبد وارد می‌شود بارگذاری شده باشد به طور تئوریک احتیاجی به حلقه کششی نخواهد بود.حال اگر فرم گنبدی را که بزرگتر از نیم کره کامل باشد در نظر بگیریم (البته این وضع در حالتی که 90<180 :
الف – وقتی زاویه K1 در فرم گنبدی کوچکتر از 90 درجه است (K1<90) حلقه کششی در قسمت انتحایی تحتانی گنبد لازم است. گنبد هایی که فرم نیم کره ناقص دارند و از این حالت پیروی می‌کنند کمتر ساخته شده اند ولی به هر صورت در چنین مواردی با بنای سنگینی که دور قسمت حلقه کششی تحتانی ایجاد مینماید کشش اجاد شده، جذب میشود. گنبد شیخ صفی در اردبیل که دارای حلقه های قطور شش ضلعی در محیط قسمت تحتانی گنبد برای جذب کشش ایجاد شده، می‌باشد از جمله این نوع سازه هاست.
ب- وقتی که گنبد حالت نیم کره کامل را دارد یعنی K1=90 بطور تئوریک در انتهای گنبد احتیاجی به حلقه فشاری نمی‌باشد. مقبره ماهان در کرمان، مسجد شیخ لطف الله دراصفهان، مقبره شیخ جبرئیل در اردبیل از این جمله اند.
ج- وقتی که گنبد بزرگتر از نیم کره کامل است یعنی K1>90 در چنین حالتی حلقه فشاری در قسمت انتحایی تحتانی گنبد لازم است. عمل ایجاد این حلقه فشاری زیرین از هر نوع دیگر متداولتر است و به وسیله ضخیم کردن جداره گنبد از سمت داخل انجام میشود.مقبره امامزاده قاسم در تجریش از این قبیل است.
تحلیل سازه ای مولفه های افقی و قائم در گنبد های مخروطی
با مطالعه فرم مخروطی مولفه های Tو H از روابط زیر بدست می‌آید:

T=(y w)/ Cos d
H=w y tg d sin d
با مطالعه دو بیان ریاضی فوق به این نتیجه می‌رسیم که تا زمانی که زاویه d<90 می‌باشد نیرو های T و H هر دو صرف نظر از محل حلقه افقی و نصف النهار ها فشاری هستند و در نتیجه این فرم در اثر فشاری بودن نیروهای Tو H کاملا برای سازه اهیی با مصلح بنایی مناسب است. گنبد قابوس ابن وشمگیر و گنبد قبر علا الدین در ورامین از این اصل پیروی میکنند.
در بعضی موارد گنبدها کاملا شکل کروی ندارند بلکه ترکیبی از فرمهای مختلف هستند. در چنین مواردی هر قسمت از گنبد طبق آنچه در مباحث فوق گذشت به موجب فرم خودش تبعیت از اصولی که شرح داده شد میکند.
و در پایان بامراجعه به تئوری غشا نازک در پوسته ها و با توجه به این که در پوسته به علت ضخامت کم، پوسته دارای لنگر خمشی کمی‌می‌باشد و نیز در مورد فرم های گنبدی، مصالح بنایی نمی‌تواند نحمل خمش بکند و به ناچار باید در تحت نیروهای فشاری محوری حالت ایستایی پیدا کند و همچنین در اثر متقارن بودن فرم های گنبدی موضوع برش در گنبدها منتفی می‌شود. بنابر این تنها نیروهای باقی مانده در گنبد های بنایی، نیروهای مولفه افقی و قائم می‌باشد که نحوه عملکرد و مقادیر آنها را می‌توان در قسمت های بحث شده پیشین یافت.
مشاهدات بصری و ترکها و حلقه های کار گذاشته نیز به ارتباط تئوری پوسته به عمل کرد گنبدهای بنایی کمک می‌کند.
با توجه به مطالب فوق و علم به این که در معماری مدرن امروز با مصالح مرغوبتر و جدید تر مانند بتن و اسپیس فریم ها امکان ساخت فرم های پوسته ای گنبدی و فرم های دیگر پوسته ای پیش رفته کاملا امکان پذیر است و با توجه به این که آنچه در معماری مدرن امروزی انجام می‌گیرد ادامه کار اجداد ماست که در زمان خودشان بدون شناخت علمی‌مسئله با تجربیات وهنر خود وبا مصالح موجود زمان و نیز با کمترین امکانات شاهکارهای معماری را بوجود آوردند که امروزه نیز از آنها یاد می‌شود و آنچه ما انجام میدهیم ادامه کار آنهاست، می‌توانیم به سبکی مخصوص در معماری برسیم در حالی که از سیر تاریخی معماری منحرف نشده ایم و به گذشته وفا داریم و از مصالحی مرغوبتر و امروزی نیز در ساختمان استفاده کرده‌ایم

نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 9:9 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1389/04/21

بارگذاری ساختمان

بارهایی که روی ساختمان وارد می شوند یا مستقیمآ به وسیله طبیعت و یا به وسیله انسان ایجاد می گردند. به عبارت دیگر برای بار روی ساختمانها دو منبع اصلی وجود دارد، یکی ژئوفیزیکی و دیگری مصنوعی.
نیروهای ژئوفیزیکی را که نتیجه تغییرات مداوم در طبیعت هستند ممکن است به نیروهای جاذبه زمین، وزن ساختمان خودش ایجاد نیروهایی در سازه می کند که موسوم به بار مرده است واین بار در تمام طول عمر ساختمان ثابت باقی می ماند. اشکال همیشه در حال تغییر ساختمان نیز تایع اثرات جاذبه زمین است که ایجاد تغییراتی در بارها در طول زمان می کند. بارهای ناشی از تغییرات جوی با زمان و مکان تغییر می کنند و به شکل باد، حرارت، رطوبت، باران، برف، و یخ ظاهر می شوند. نیروهای زلزله از حرکت نا منظم زمین یعنی زمین لرزه ایجاد میشوند.

منابع بارگذاری مصنوعی ممکن است تکان ناشی از حرکت اتومبیل ها، آسانسورها، ماشینهای مکانیکی و غیره و یا ممکن است تغییر مکان افراد، وسایل و یا نتیجه ضربه و انفجار باشند. به علاوه ممکن است نیروهایی در زمان تولید و اجرا در سازه به وجود آید. پایداری ساختمان ممکن است ایجاد پیش تنیدگی کند که باعث ایجاد نیرو در ساختمان می شود.

منابع بارهای ژئوفیزیکی و مصنوعی در ساختمان غالبآ به یکدیگر بستگی دارند. جرم، اندازه، شکل و مصالح یک ساختمان در روی نیروهای ژئوفیزیکی اثر می گذارند. برای مثال اگر عناصر ساختمان در مقابل تغییرات درجه حرارت و رطوبت نتوانند به آزادی واکنش نشان دهند و گیردار باشند نیروهایی در ساختمان ایجاد می شود.

برای اینکه اطمینان حاصل شود که مشکلات آتی از بین رفته و بازده سازه ای حاصل شده باشد لازم است که مطالعات دقیق جواب تئوری ساختمان به اثرها انجام گیرد. طراح باید نیروها و اثر بارگذاری مربوطه را درک کند تا ساختمان بی خطر و قابل استفاده باشد.

• بار مرده ساختمان

بارهای ناشی از نیروی جاذبه زمین را میتوان به دو دسته مجزا تقسیم کرد:

استاتیکی و دینامیکی: بارهای استاتیکی همیشه جزء ثابتی از سازه هستند. بارهای دینامیکی موقتی هستند یعنی با تغییر زمان و فصل تغییر می کنند، یا تابع مکان داخل یا روی سازه هستند.

بارهای مرده را ممکن است به صورت بارهای استاتیکی که در اثر وزن اجزاء سازه ایجاد می شوند تعریف کرد.نیروهایی که منجر به بار مرده می شوند عبارتند از: قسمتهای باربر ساختمان،کف،روکاری سقف، دیوارهای جدا کننده ثابت، پوشش نما، مخزنهای انباری، سیستمهای توزیع مکانیکی و غیره. مجموع وزنهای همه این قسمت ها بار مرده ساختمان را تشکیل می دهد.

به نظر می رسد که تعیین وزن مصالح و از آنجا بار مرده ساختمان کار ساده ای باشد. اما به دلیل مشکلات گوناگون در تجزیه و تحلیل دقیق بارها تخمین بارها ممکن است 15 تا 20 درصد و یا حتی بیشتر در خطا باشد.

در مرحله اولیه طرح برای مهندس محاسب پیش بینی دقیق وزن مصالح ساختمانی که هنوز انتخاب نشده اند کاری غیر ممکن است. مصالح ناسازه ای مشخصی که باید انتخاب شوند شامل صفحات پیش ساخته نما، لوازم روشنایی، قطعات سقف، لوله ها، مجرا ها، خطوط برق و اجزای نیازمندیهای داخلی خاص ساختمان می باشند.

وزن عناصر تقویت کننده و اتصالات در سازه های فولادی فقط به صورت درصدی از وزن کل تخمین زده می شود. وزن واحد حجم مصالح که به وسیله تولید کنندگان یا آئین نامه ها داده می شود همیشه با وزن واحد حجم محصول تولید شده مطابقت ندارد. اندازهای اسمی اجزاء ساختمان ممکن است با اندازه های واقعی اختلاف داشته باشد .

• بار زنده ساختمان

فرق اساسی بارهای زنده با بارهای مرده در این است که بارهای زنده متغیر و غیر قابل پیش بینی هستند. تغییر در بارهای زنده نه تنها در طول زمان اتفاق می افتد بلکه همچنین تابعی از مکان می باشد. این تغییر ممکن است در مدت زمان کوتاه یا طولانی صورت گیرد. بدین ترتیب تقریبآ غیر ممکن است که بارهای زنده را به صورت استاتیکی تخمین زد. بارهایی که بوسیله اشیاء یا اشخاص در ساختمان ایجاد می شوند به نام بارهای سکنی موسوم هستند. این بارها شامل وزن اشخاص، مبل ها، جدا کننده های متحرک، گاو صندوق ها، کتابها و دیگر بارهای نیمه دائم و موقتی که روی ساختمان اثر می کنند ولی جزئی از سازه نیستند و جزء بار مرده به حساب نمی آیند .

بارهای متمرکز، نشان دهنده اثر بار منفرد ممکن در نقاط بحرانی مثل کفهای پله، سقفهای قابل دسترس، گاراژهای توقف و دیگر نقاط آسیب پذیر با تنشهای متمرکز زیاد می باشند.

• بار اجرایی ساختمان

اجزاء سازه به طور کلی برای بارهای مرده و زنده طرح می شوند. اما یک قطعه سازه ممکن است در موقع اجرای ساختمان تحت بارهایی خیلی بیشتر از بارهای طرح قرار بگیرد. اینگونه بارها که موسوم به بارهای اجرائی هستند قسمت مهمی را در طرح اجراء سازه تشکیل می دهند.

هر پیمانکاری در طول زمان روش اجرایی را توسعه می دهد که برای خودش اقتصادی بودنش ثابت شده است. هر چند که معمار ممکن است ساختمان را طوری طرح کند که برای یک روش اجرایی معینی مناسب باشد، او ممکن است که از روشهای اجرایی یکایک پیمانکاران آگاهی نداشته باشد. پیمانکاران معمولآ مصالح و وسائل سنگین را روی سطح کوچکی ازسازه انباشته می کنند. این عمل ایجاد بارهای متمرکزی میکند که خیلی بیشتر از بارهای زنده فرض شده برای سازه طرح شده می باشد .در چنین شرایطی شکست نتیجه شده است .

یک مشکل اساسی در اجرای سازه های بتنی وقتی ایجاد می شود که پیمانکار پایه های تقویتی و قالب بندی را قبل از انقضای مدت کافی برای عمل آمدن بتن بردارد. مقاومت بتن با زمان زیاد میشود. ولی از آنجایی که برای پیمانکار زمان پول است او ممکن است قالب ها را قبل از اینکه بتن به مقاومت حداقل طرح برسد بردارد. در چنین صورتی جزئی از سازه ممکن است تحت اثر بارهائی قرار بگیرد که قادر به تحمل آنها نباشد و شکست حاصل شود.

• بارهای برف ، باران و یخ

مشاهده ارتفاع و تراکم برف در طول سالیان دراز منجر به پیش بینی معقول حداکثر بار برف شده است. بار برف را لازم است فقط برای بامها و سطوح دیگر ساختمان که ممکن است برف جمع کننده از قبیل حیاط های بالا آورده شده، بالکن ها و سقف های آفتابگیر در نظر گرفت. بار برف که به وسیله آئین نامه ها تعیین شده است بر اساس حداکثر برف روی زمین می باشد. غالبآ این بارها بیشتر از بار برفی که روی بام اثر میکند می باشد. زیرا باد مقداری از برف های شل را از روی بام به دور می ریزد یا بدلیل از دست رفتن گرما از طریق بام، برف آب و بخار می شود. آئین نامه ها معمولآ در صدی از بار برف را روی بام شیب دار کم می کنند، زیرا روی چنین سطوحی برف به سهولت از روی بام به پائین می لغزد. ولی بعضی از انواع بام ها ممکن است روی رفتار باد اثر بگذارند و باعث شوند که بار برف به مقدار زیاد در یک قسمت از بام ذخیره شود.با وجود اینکه اغلب در محاسبه بار زنده به آب فکر نمی شود حتمآ باید در موقع طرح آنرا به خاطر داشت. بار باران به طور کلی کمتر از بار برف است، ولی باید به خاطر داشت که ذخیره شدن آب منجر به مقدار قابل ملاحظه ای بار می شود.

همچون که آب جمع می شود بام تغییر شکل داده خم می شود و این باعث می شود که آب بیشتری جمع شود و منجر به تغییر شکل زیاد تری گردد. این پدیده که موسوم به حوض شدن می باشد ممکن است باعث فرو ریختن نهایی بام شود.

یخ روی اجزاء بیرون آمده به خصوص روی قطعات تزئینی خارجی که در غیر این صورت جز بار وزنشان باری دریافت نمی کنند جمع می شود. از این رو لازم است که این قطعات چنان طرح و اتصال داده شوند که بارهای سنگین قندیل های یخ را تحمل کنند. به علاوه، تشکیل یخ روی سازه های خرپایی باز باعث ازدیاد سطح و وزن شده که منجر به اضافه شدن باد می شود.

• بار باد روی ساختمان

آسمان خراشهای اولیه به اثرات پیچیده نیروی جانبی ایجاد شده بوسیله باد آسیب پذیر نبودند.وزن عظیم ساختمان با دیوارهای باربر ساخته شده از مصالح بنایی چنان بود که نیروی باد قادر نبود به نیروهای جاذبه به زمین غلبه کند. حتی موقعی که روش دیوار حمال بوسیله سازه قاب صلب در اواخر قرن 19 جایگزین شد، نیروی جاذبه عامل تعیین کننده اصلی بود.

نماهای سنگی سنگین با بازشدگی های کوچک، ستونهای نزدیک به هم، قطعات سرهم شده حجیم قابها، و دیوارهای جداکننده سنگین هنوز چنان وزنی را ایجاد می کردند که عمل باد یک مشکل اساسی نبود.

آسمان خراشهای دیوار شیشه ای سالهای 1950 با فضای باز داخلی مطلوب و وزن نسبتا کم برای اولین بار در مقابل نیروهای باد واکنش نشان دادند.با معرفی قاب فولادی سبک وزن، دیگر وزن یک عامل محدود کننده ارتفاع آسمان خراشها نبود. ولی عصر ساختمانهای بلند با خود مشکلات جدیدی آورده است برای اینکه وزن مرده کاهش داده شود و فضاهای بزرگتر و انعطاف پذیر ایجاد گردد تیرهای با دهنه زیاد، جدا کننده های داخلی بار نبر متحرک و دیوارهای پیرامونی بارنبر ساخته شده است.همه این ابداعات از صلبیت کلی سازه ها کم کرده اند، به طوری که حالا سختی جانبی (با تغییر مکان جانبی) یک ساختمان ممکن است تعیین کننده تر از مقاومتش باشد. اثر باد یک مسئله اساسی برای طرح ساختمانهای بلند شده است . درک باد و پیش بینی رفتارش به صورت علمی دقیق ممکن است غیر ممکن باشد. عمل باد روی ساختمان، شکل، باریکی و ترکیب نمای سازه مورد نظر و نحوه قرار گرفتن ساختمانهای مجاور دارد.

 

• بار ناشی از تغییرات حجم مصالح

تغییرات حجم مصالح در اثر انقباض،غرش و آثار حرارتی به وجود می آید. موقعی که از واکنش طبیعی و آزاد اعضاء ساختمان در سر حد ها یشان جلوگیری می شود در آنها نیرو ایجاد میگردد. در جایی که این تغییرات حجم محدود می شود نقش های محوری و دورانی در ساختمان ایجاد گردد.

تغییر حجم تابعی از شکل و اندازه ساختمان، مصالح، سختی اعضاء سازه ای و نوع اتصالات می باشد. با به کار بردن مانع در نقاطی از ساختمان که تنش های محوری و دورانی ممکن است ایجاد شود می توان تغییرات حجم را کنترل کرد و این به معنی طرح اعضاء برای تحمل این نقش ها می باشد. واضح است که تغییرات حجم را با استفاده از درزهای انبساط که در آنها حرکت به آزادی صورت می گیرد می توان کنترل نمود.

• بار ناشی از انفجار

ساختمان ممکن است مجبور باشد نه تنها نیرو های فشاری خارجی بلکه نیروهای فشاری داخلی ایجاد شده در اثر انفجار را نیز تحمل کند. فرو ریختن قسمتی از یک ساختمان آپارتمانی در لندن در سال 1968 توجه زیادی را به این بار گذاری جلب نمود. اکثر ساختمانها هرگز با چنین نیروهایی مواجه نخواهند شد،ولی احتمال انجار مواد منفجره در اثر خرابکاری یا اشتعالتصادفی گازهای آتش گیر در اثر نشت یا آتش همیشه وجود دارد.

در اثر انفجارات فشارهای زیادی در منطقه انفجار ایجاد می گردد و بارهای خیلی زیادی به عناصر ساختمان وارد می شود که منجر به ترکیدن و به خارج پرتاب شدن پنجره ها، دیوارها و کف ها می گردد. این فشار داخلی باید به صورت موضعی محدود و کنترل شود و نباید باعث فروریختگی تدریجی ساختمان گردد.

علل ممکن برای بارهای انفجاری خارجی از غرش های صوتی نسبتآ کم اهمیت است (مانند پنجره های شکسته شده و دیوارهای گچی ترک خورده). تحقیقات وسیعی روی واکنش سازه ها در برابر اثرات سلاحهای اتمی در جریان است تا بتوان ساختمان را چنان طرح کرد که در مقابل حمله اتمی مقاوم باشند.

• ترکیب بارها روی ساختمان

ساختمانهای بلند درطول عمرشان در معرض بارهای متعدد می باشد و بسیاری از بارها به طور همزمان روی سازه وارد می شود.اگر بارها خط اثر مشترک داشته و با یکدیگر باید ترکیب شود. این شرط لازم می سازد که در طرح سازه ها تمام ترکیبات ممکن بارها در نظر گرفته شود.

احتمال وقوع بارهای ترکیب شده باید به طور آماری ارزیابی و اثر آن تخمین زده شود. هرچقدر که اثر بار با دقت بیشتری تعیین شود لزوم انتخاب ضرایب اطمینان بزرگتر برای جبران عوامل مجهول کاهش می یابد.

ترکیب موثر و عملی بارها در آئین نامه ها مشخص گردیده است. بطور کلی تشخیص داده شده است که ماکزیمم بالای ناشی از تغییرات جوی و زلزله احتمالا هرگز با مقدار کامل بارهای زنده دیگر همزمان رخ نخواهد داد از این رو موقعی که بار زنده کامل به طور همزمان با بارهای ماکزیمم باد یا زلزله به کار می رود آئین نامه اجازه می دهد که بر تنشهای مجاز 33 درصد افزوده شود.

نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 9:8 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1389/04/21

کوتاه درباره طراحی پروفیل با شماره پائین تر

جهت بهره گیری از يک پروفيل با شماره پايين تر در يک تير مشخص نیاز به بکارگيری ورق های تقویتی در هر دو بال می باشد. هدف از استفاده از چنين ورق هایی بالا بردن مدول مقطع تير و در نتيجه افزایش مقاومت خمشی تیر با شماره پایین تر می باشد. از این روش در ساختمانهای فولادی جهت تیپ بندی تیرهای یک طبقه استفاده می شود. شایان به ذکر است که یک پروفیل با شماره پایین تر که همراه ورق تقویتی می باشد ، از نظر مالی نیز نسبت به پروفیل بدون ورق تقویتی با صرفه تر است.

جهت محاسبه مساحت مقطع عرضی هر یک از ورق ها داریم :

APL=( wreq-wb )/ hb

Wreq : مدول مقطع مورد نیاز

Wb : مدول مقطع تیر با شماره پایین تر

hb : ارتفاع تیر با شماره پایین تر

 
ضخامت ورق نبایستی از ضخامت بال (tf ) بیشتر باشد.

در ضمن نیاز نیست که این ورقها در سرتاسر بال تیر گسترده شوند. بلکه صرفا در محل لنگر ماکزیمم نیاز به بهره گیری از ورق تقویتی می باشد. به عنوان مثال در تیر دو سر مفصل که لنگر ماکزیمم در وسط قرار دارد ، L/2 از فرمول زیر در سمت راست وسط تیر و L/2 مابقی در سمت چپ وسط تیر قرار می گیرد.

  L =(( wreq-wb)/ wreq)1/2 + 3 bf 

bf: عرض بال پروفیل با شماره پایین تر

نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 9:7 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1389/04/21

معرفی اجمالی انواع طراحی سیستم های سازه ای

در این مقاله، سیستمهای متداول ساخت و طراحی سازه به طور مختصر معرفی شده است.
 
1: سیستم سازه ای با دیوار باربر: این سیستم قدیمی ترین و آشناترین روش ساخت می باشد که امروزه به دلایل آیین نامه ای و نیروهای جانبی زیاد مورد توجه قرار نمی گیرد.
 
2: قاب مفصلی مهاربندی شده: این سیستم از قدیمی ترین سیستم های سازه ای بوده که مورد توجه مهندسین در سالهای قبل و حتی امروزه میباشد. در این روش بارهای ثقلی بر قاب مفصلی وارد شده و به دلیل مفصلی بودن قاب سازه معیین بوده و به صورت استاتیکی تحلیل میشود و بارهای جانبی بر مهاربندهای ان وارد شده و مهاربندها به روشهای تقریبی یا دقیق قابل تحلیل است.

لذا در سالهای دور به دلیل عدم وجود حسابگرهای ماشینی در سازه  ها از این سیستم بیشتر استفاده میشد به عنوان مثال:  برج ایفل - برج امپایر استیت در نیویورک و.... بااین سیستم ساخته شده اند (برج امپایر استیت در سال 1931 ساخته شده و در آن از مهاربندهای غیر هم محور و اتصالات پرچی استفاده شده است این برج به مدت 40 سال بلندترین سازه ی جهان به شمار می رفت)

3: قاب خمشی: بعد از جنگ جهانی دوم اجرای سازه های بتنی اغاز شده و ساختمانهای بتنی به دلیل اجرای هم زمان قاب ان به فرم قاب خمشی ساخته میشود البته میتوان سازه های فلزی را نیز به فرم قاب خمشی اجرا نمود. به هر حال در قاب خمشی نیروهای ثقلی و جانبی در تکیه گاههای تیرها لنگر خمشی ایجاد میکند و نیز تیرها و ستونها در تحمل تمامی نیروهای وارده باهم وارد عمل می شوند لذا تحلیل المانهای این نوع قابها باید همزمان انجام گیرد.

4: قاب خمشی مهار بندی شده: گاها نیروهای جانبی به قدری زیاد بوده که المانهای تیر و ستون قاب خمشی به تنهایی قادر به تحمل ان نمی باشد لذا از مهاربندهای مختلف برای کمک به انها استفاده می شود که نوع این مهاربندها ممکن است فلزی بوده و یا از دیوارهای برشی بدین منظور استفاده شود به هر حال باید 30 درصد  بارهای جانبی را خود قاب خمشی تحمل نماید (دیوارهای برشی خود انواع مختلفی دارند مثلا: دیوار برشی با المان مرزی - بدون المان مرزی - با باز شو - بدون باز شو - دیوار برشی کوپل و....)
سیستم های فوق معروفترین و متداولترین سیستم سازه ای می باشنداکنون به معرفی سیستم های جدید تر می پردازیم.

5: سیستم طره ای : این نوع سیستم به ندرت اجرا می شود و تقریبا بدترین نوع سازه می باشد چرا که در مقابل بارهای جانبی بسیار ضعیف عمل می کند.

6: سیستم فضایی : عالی ترین و بهترین نوع سازه ای بوده و کاملترین رفتار در مقابل بارهای جانبی و ثقلی دارد اما اجرای ان بسیار مشکل است و امروزه فقط برای پوشش سقفهای سبک با دهانه های بزرگ استفاده می شود و تنها یک ساختمان 25 طبقه در هنگ کنگ که بانک مرکزی هنگ کنگ است با این سیستم ساخته شده است.

7: سیستم معلق : یکی از معروفترین سیستمها برای پل سازی است اما در ساختمان سازی و بلند مرتبه سازی هم ندرتا مورد توجه قرار می گیرد در این سیستم برخی المانها به فرم کششی برای تحمل بارهای ثقلی طرح می شود که اکثرا کابلهای کششی با مقاومت زیاد می باشند.

پلهای بزرگ مثل  گلدین گیت در سانفرانسیسکو و ساختمان 25 طبقه ی مرکز پلیس سیاتل با این سیستم طرح شده اند.

8: سیستم هسته ای : در این روش بارهای ثقلی توسط یکی از روشهای فوق مثلا قاب مفصلی طراحی شده و بارهای جانبی بر هسته ی سازه وارد می شود هسته به دو فرم هسته ی باز و بسته می تواند اجرا شود در حقیقت هسته همان دیوارهای برشی در پروفیلهای مختلف در مقیاس بزرگ می باشد.
مثلا به شکل  U که همان هسته ی باز است. لازم به ذکر است که در طراحی هسته بایستی اثر پیچش دقیقا مورد بررسی قرار گیرد اما به دلیل مشکل بودن محاسبات پیچش در گذشته این بررسی صورت نمی گرفت ولی امروزه به دلیل وجود ماشینهای حسابگر دقیق اثر پیچش نیز دقیقا مورد محاسبه قرار می گیرد. مجموعه آپارتمانهای در دست احداث در منطقه ی ائل گلی تبریز با این روش ساخته می شود این سیستم برای ساختمانهای بین 20 الی35 طبقه مناسب است.

9: سیستم قاب محیطی: عالی ترین و پیشرفته ترین فرم ساختمان سازی می باشد که برای ساختمانهای بالای 150 طبقه می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
در این سیستم بارهای جانبی به قاب محیطی وارد می شود و نیز قاب محیطی خود نمای جالبی به ساختمان می دهد. برجهای دوقلوی سازمان تجارت جهانی در نیویورک که مورد حمله ی تروریستی قرار گرفت تحت این سیستم ساخته شده بودند. یکی از نکات مهمی که باید در طراحی این سیستم مورد توجه قرار گیرد بررسی اثر shear lag در قاب محیطی است اگرچه برخی از مهندسین براین باورند که اثر shear lag در ان وجود ندارد اما برخی دیگر در وجود این اثر اصرار میکنند اما باید گفت که هرگز نمی توان مقدار واقعی این اثر را محاسبه نمود لذا برای حل این مشکل سیستم زیر پیشنهاد می شود.

10: قاب محیطی مهاربندی شده: در این حالت کل قاب محیطی توسط مهاربند های کلی و بزرگ مهاربندی می شود و تنها وجود مهاربندها برای حذف اثر احتمالی shear lag میباشد و باز نیروهای جانبی را خود قاب محیطی تحمل میکند.

11: مجموعه قاب محیطی: این سیستم نیز مانند قاب محیطی می باشد با این تفاوت که ساختمان از چند قاب محیطی تشکیل یافته است به عنوان مثال برج سیرزتاور در شیکاگو که بلندترین برج امریکا می باشد که از چهار قاب محیطی ساخته شده است.

نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 9:6 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1389/04/21

تحلیل کامپیوتری سازه ها

در مدل ‌سازی سازه‌ها باید به موارد زیر توجه داشت:
1) مدل سازی تنها یک شبیه سازی یا بهتر بگوئیم تلاشی برای شبیه سازی سازه واقعی می‏باشد.
2) فرآیند شبیه سازی بسته به نوع واکنش مورد نظر متفاوت بوده و می‏تواند بسیار متفاوت باشد.
‎‎ 3) فرآیند شبیه سازی بستگی مستقیمی به نوع بارگذاری و شرایط مرزی سازه‌ی مورد نظر دارد.
سه مورد فوق به همراه تکنیکهای مدل سازی ریاضی که جزو امکانات نرم افزار مورد استفاده هستند می‏بایست در فضای تقریب یا فضای دقت پیاده سازی شوند. باید توجه داشت که سازه واقعی دارای بینهایت درجه آزادی می‏باشد. به دلیل محدودیتهای نرم افزاری، سخت افزاری و یا هزینه های اجرا (زمان و غیره) معمولاً ‌ترجیح دارد که سازه با حداقل تعداد ممکن درجات آزادی بررسی شود. در این صورت خروجی نرم افزارهای تحلیل توأم با خطاهایی ناشی از این امر خواهد بود. در عین حال دقت مورد نیاز در مهندسی کاربردی با مهندسی پژوهشی متفاوت بوده و بسته به حساسیت واکنشهای مورد نظر دقت تحلیل و در نتیجه درجات آزادی مورد نظر تعیین می‏شوند. ‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎ ‎‎‎

اینکه دقت یک تحلیل به خصوص سازه ای چقدر باید باشد، یک مطلب کاملاً تخصصی و دور از حوصله این نوشتار است. توصیه می‏شود کاربران محترم (خوانندگان محترم) در این رابطه از افراد با تجربه کمک بگیرند.
 
تکنیکهای مدلسازی شامل روشهای استاندارد و کمکی مدلسازی سازه ای در نرم افزارهای شاخصی نظیر STAAD.Pro، SAP2000 و ETABS می‏باشند. معمولاً افرادی که با نرم افزارهای ترسیمی برداری نظیر اتوکد در فضای سه بعدی کارکرده اند، با این تکنیک‏ها آشنا هستند. محیط ارائه شده برای ترسیم هندسی سازه در نرم افزارهای STAAD.Pro، SAP2000 و ETABS مانند محیط اتوکد می‏باشد. این محیط در حقیقت یک فضای مجازی سه بعدی است که کاربر می‏تواند در این فضا با استفاده از سه عنصر اولیه نقطه، خط و صفحه، کالبدسازه ای موردنظر خود را ترسیم نماید. علاوه بر ترسیم مستقیم این عناصر می‏توان با استفاده از دستورات کمکی نظیر Move ، Replicate با جابجایی و کپی از عناصر اولیه به ترکیبات پیچیده تر نیز دست یافت.
امکانات ارائه شده در برنامه‌های ذکر شده نظیر برنامه اتوکد می‏باشد با این تفاوت که در برنامه اتوکد می‏توان دستورات ترسیم و غیره را از طریق نوار دستورات (Command Line) نیز وارد نمود و حال آنکه این برنامه ها تنها از طریق جعبه ابزار(Toolbar) های به خصوصی قابل دسترسی هستند. (به استثنای برنامه‌ی STAAD.ProSTAAD Editor امکان واردکردن مستقیم دستورات ترسیم، بارگذاری، تحلیل و پس پردازش سازه را به راحتی مهیا نموده است).
 
استفاده از امکاناتی نظیر واردکردن مستقیم دستورات از طریق صفحه کلید (Keyboard) می‏تواند سرعت و تسلط کاربر ماهر را چندین برابر کند. از اینرو انتظار می‏رود این امکان در نسخه های آتی این نرم افزارها گنجانیده شود. استفاده مفید و موثر از دستورات کمکی یاد شده در فوق برای ترسیم هندسی سازه، مستلزم تمرین و مهارت کاربر در تجزیه سازة پیچیده به اجزاء ساده تر می‏باشد. در این راه کاربر می‏بایست تجزیه را به اندازه کافی انجام دهد تا در کمترین زمان ممکن به حجم کلی سازه دست یابد.
معمولاً در سازه های متداول نظیر ساختمانهای مسکونی، برجها، پلها، تونلها و یا حتی در سازه های پیچیده تر نظیر برجهای خنککن و سازه ‏های صنعتی تشابه به برخی از اجزاء به‏ ‏صورت تشابه مستقیم و یا تشابه معکوس وجود دارد.
به عنوان مثال در ساختمانهای مسکونی معمولی، طبقات مختلف به ‏لحاظ سازه ای و معماری ممکن است مشابه یکدیگر باشند. به عنوان مثالی دیگر می‏توان به سازه های قرینه‌ی محوری نظیر سیلوها، برج خنک کننده و غیره اشاره داشت. اینگونه سازه ها با ترسیم اولیه مسیر هادی و سپس چرخاندن آن به حول محور دوران پدید می‏آیند. که به کمک برنامه‌ی از پیش تعیین شده‌ی

‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎ ‎‎‎‎‎ ‎‎‎‎‎‎‎‎ ‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎ ‎‎‎‎‎‎‎‎‎کاربران حرفه ‏ای نرم افزارهای تحلیل و طراحی اغلب تمایل دارند تا از امکانات وسیعی که در دیگر نرم افزارها ارائه شده است نیز بهره بگیرند. به عنوان مثال بعضی از کاربران تمایل دارند تا از نرم افزارهای محاسباتی نظیر MathCAD و یا از نرم افزارهای صفحه گسترده نظیر Excel برای تولید مختصات گره ها و یا توالی المانها استفاده نمایند. استفاده از امکانات محاسباتی اینگونه نرم افزارها می‏تواند کمک شایانی در تولید اطلاعات سازه های پارامتریک نماید.

 طراحان برنامه های STAAD.Pro، SAP2000 و ETABS با علم به این موضوع امکانی را در این برنامه ها پیشاند که بتوان اطلاعات کلی هندسه‌ی سازه نظیر گره ها و المانها را با کپی(Copy) و برچسب ((Pasteها و محیط Excel

 یکی دیگر از امکاناتی که در نسخه های اولیه این برنامه‌ها گنجانده شده است امکان واردکردن فایلهای با فرمت DXFDXF مخفف (Drawing Interchange Format) یا فرمت تبادل ترسیمات در سیستم اتوکد است. فایل‏های با این فرمت را می‏توان در دیگر برنامه ها نیز به کار گرفت و یا اینکه توسط دیگر برنامه های کمکی اتوکد تولید نمود.

 از آنجاییکه این فایلها با فرمت نوشتاری ASCII - American Standard Code for Information Interchange تولید می‏شوند، استفاده از آن بسیار ساده بوده و از اینروست که برنامه های جانبی اتوکد و یا دیگر سیستمهایی که به نوعی تبادل اطلاعات می‏کنند، اغلب از این فرمت استفاده می‏نمایند. فایلهای با این فرمت کلیة اطلاعات ترسیمات انجام شده در اتوکد را دارا می‏باشد و در حقیقت معادل مستقیم فایلهای استاندارد اتوکد با فرمت DWG هستند.

 توانایی ترسیمات سه بعدی در نرم افزار اتوکد بسیار وسیع و کامل است و می‏تواند در مدلسازی سازه های پیچیده بسیار موثر واقع گردد. از اینرو قویاً توصیه می‏گردد تا با تمرین فراوان و کسب مهارت و تسلط برروی این نرم ‏افزار و نحوه ورود و خروج اطلاعات به برنامه های تحلیل سازه، توانایی مدلسازی خود را افزایش دهید.

 از دیگر روشهای تولید هندسی سازه، برنامه نویسی مستقیم می‏باشد. با این روش می‏توان فایل حاوی اطلاعات هندسی سازه های پارامتریک را به فرمت Excel یا DXF و یا هر فرمت مناسب دیگری تولید نمود. البته با وجود امکانات برنامه ای که در نرم ‏افزارهای محاسباتی و یا صفحه گسترده ارائه شده است، معمولاً کمتر پیش می‏ آید که امروزه مهندسان تمایل به برنامه ریزی مستقیم از خود نشان دهند ولی با این وجود این روش کماکان در موارد خاص کارآیی خود را خواهد داشت.

 روشهایی که در بالا توضیح داده شدند، تنها روشهای ترسیم هندسی معادلِ ریاضی یا شبیه سازی شده از سازه‌ی واقعی هستند. بینی کرده ساده بین محیط این برنامه رد و بدل نمود. است.

‎‎‎

گاهی اوقات در سازه‌ی حقیقی شرایطی وجود دارد که این معادل‎سازی را قدری دشوار می‏‎کند، به ‎‎عنوان مثال می‏‎توان به موارد زیر اشاره داشت:

در این صورت علاوه بر اینکه فرض استفاده از المان خطی با بعد صفر تا حدودی زیر سؤال می‏‏رود، سؤالی که پیش می‏‎آید آن است که تراز مشترک تیرهای واقع در یک طبقه کجا باید انتخاب شود و اینکه اثر این خروج از محوریت چه مقدار است و در چه شرایطی قابل اغماض می‏‎باشد و در چه شرایطی و چگونه می‏‎توان آنرا برآورد نمود؟

فصل مشترک اتصال بین تیرها و ستون‎های متقاطع با یکدیگر را گره می‏نامیم. در اغلب برنامه‎ های کامپیوتری که برای مدل‎سازی المان‎های نظیر تیرها و ستون‎ها، از المان‎های خطی استفاده می‏‎شود، گره به یک نقطه بدون بعد بدل می‏‎شود.

اینکه اثرات تغییر شکل‎‏‏های داخلی گره و یا جاری شدگی‎ها و ترک ‎خوردن‎ها تا چه حد باعث دور شدن گره از یک گره‌ی ایده ‎آل (که فرض می‏‎شود هیچ تغییر شکل نسبی در آن اتفاق نمی‎افتد) می‏‎شود، بحث مهمی است که در حد حوصله این نوشتار نیست ولیکن باید به ‎خاطر داشت که تحت شرایطی این فرض دیگر صحیح نبوده و ممکن است پاسخ‎ها را کم ارزش نماید.


در خصوص مدل‎سازی این قبیل اجزا سازه ‎ای نکاتی چند را باید در نظر داشت:

درست مانند آنکه بخواهیم یک منحنی پیچیده و نامعلوم را با سری خطوط راست تقریب بزنیم. در این صورت به لحاظ ریاضی می‏‎توان گفت که هر چقدر این تقسیم‎ بندی بیشتر انجام شود، ‌به جواب واقعی نزدیکتر می‏‎شویم.

در عمل محدودیت‎های دیگری نیز وجود دارند که تعداد المان‎های سازه ‎ای را محدود می‏‎کنند، از آن جمله می‏‎توان به افزایش خطای عددی و در بعضی اوقات ناپایداری عددی سازه و به زمان انجام تحلیل و محدودیت‎های نرم ‎افزاری و سخت‎ افزاری و مهمتر از همه به هزینه‎ های تحلیل اشاره کرد. در عین حال همانطور که پیشتر در بحث فضای دقت گفته شد، دقت می‏‎بایست متناسب با نوع کاربرد تنظیم شود چه درغیر اینصورت منجر به تلف شدن سرمایه خواهد گردید.

باید بخاطر داشت که تعداد بهینه المان‎ها آن حداقلی است که بتواندپاسخ‎های مورد نظر را در حوزه دقت مورد نیاز در زمان مناسب و متناسب با امکانات موجود فراهم نماید. انتخاب این تعداد از طرفی بستگی به نوع بارگذاری،‌ شرایط تکیه ‎گاهی و نوع تحلیل نیز داشته و دستورالعمل کلی برای آن وجود ندارد و می‏‎بایست به تجربه و از طریق آزمایش تعیین گردد.
1- تیرهای عمیق و یا عریض
2- اثر گره ‎ها
3- احجام توپر نظیر دال‎ها، فونداسیون‎ها و دیوارها
3-1) معادله رفتاری مناسب برای این جزء چیست؟ همانطور که می‏‎دانیم این معادله رفتاری به سه صورت غشایی، خمشی و پوسته‎ای (حاصل جمع غشایی و خمشی) در این برنامه ‎ها معرفی شده است. انتخاب صحیح معادله رفتاری بسیار مهم بوده و هرگاه این انتخاب به درستی صورت نگیرد منجر به بی‎ اعتباری پاسخ‎های دریافت شده می‏‎گردد.
3-2) کفایت مش بندی - در مدل‎سازی به روش اجزاء محدود، روش تجزیه یک محیط پیوسته نامحدود با توزیع تنش و کرنش پیچیده و نامشخص به یک سری المان‎های محدود، به کمک توابع رفتاری مشخص و توزیع تنش و کرنش قابل پیش ‏بینی در سطح المان انجام می‏‎گیرد.
 
نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 9:6 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1389/04/21

نحوه بارگذاری و توزیع بار آسانسور در سازه

مقدار بار بستگی به نوع آسانسور انتخابی دارد. برای بدست آوردن وزن آسانسور با توجه به ظرفیت آن بایستی به جدول شماره 1 پیوست 2 مبحث پانزدهم مقررات ملی ساختمان ( آسانسور ها و پله برقی ) مراجعه نمایید. بر اساس بندی در همین آیین نامه بایستی کلیه نیروی های وارده به سازه بر اثر آسانسور برای لحاظ نمودن ضربه های دینامیکی 100% افزایش یابد.  البته این بار نسبت به بقیه بارهای وارد بر سازه زیاد نیست. میزان بار زنده برابر 400 و میزان بار مرده توسط مشخصات فنی شرکت سازنده مشخص میشود که میتوان بصورت عمومی برای ساختمانهای 5 طبقه 800 تا 1000 کیلو در نظر گرفت و این بارها به نبشی ها و از آنجا به چاله آسانسور انتقال پیدا میکنند و در نهایت بار آسانسور را باید تنها به صورت 4 بار متمرکز به ستون های دور باکس آسانسور (نبشی ها) در طبقه آخر (خرپشته) اعمال نمود.

نحوه انتقال بار آسانسور:

در عمل نیروی آسانسور بین تیر هایی که در اطراف داکت قرار داده می شوند و شاستی آسانسور هم به این تیر ها متصل می گردد منتقل می گردد اما از لحاظ فنی در اطاقک آسانسور تکیه گاه هایی که در اطراف حفره آسانسور قرار دارند و نیروی وزن اطاقک به این تکیه گاه ها وارد می شود نیروی کلی را تحمل می نمایند  آسانسورهای معمولی از چهار عدد نبشی برای دور باکس آسانسور استفاده میشود. این نبشی ها در تراز طبقات به تیرهای سقف مهار میگردند.

اتصال آسانسور به سازه:

سازه آسانسور تنها از یک وجه به سازه اصلی متصل است. برای طراحی اتصالات آسانسور جدولی داریم که به عنوان مثال بیان میکند که اگر ظرفیت آسانسور ما 6 یا 8 نفره است از چه نبشی، از چه ریل راهنمایی، از چه براکتی و ... استفاده کنیم.
در مورد نحوه اتصال، بصورت عمومی در ساختمانهای بتنی با قرار دادن plate توی تیر یا هر جایی که قابلیت اتصال دارد بوسیله شاخک هایی نبشی های آسانسور را به آنها جوش میکنند. نبشی فقط نقش ريل دارد و باربر نيست. سازه آسانسور به  مهاربند نياز ندارد يك ديافراگم داريم با باری محوری كه توسط كابل تحمل ميشود و به تیر های دور باکس واقع در خرپشته منتقل میشود.

معمولا از مدل سازی اثر آسانسور در etabs صرف نظر میشود. چون سازه آسانسور کاملا جدا از سازه می باشد بهتر است فونداسیون آن نیز بصورت جداگانه طراحی شود. چاله آسانسور باید در تمامی موارد تعبیه گردد و در طراحی پی باید محل چاله آسانسور در نظر گرفته شود.

نحوه مدل کردن چاله آسانسور در SAFE :

چاله آسانسور در نرم افزار Safe تنها یه صورت یک بازشو تعریف شده و با توجه به سادگی طراحی دستی آن امکان پذیر است. همچنین در پی های گسترده با تنظیمات در بخش Detailing می توان آرماتورهای گوشه های بازشو را مطابق آیین نامه بدست آورد .چون نرم افزار SAFE قادر به طراحی در حالتی که در پی اختلاف تراز وجود دارد، نیست و سطح را در یک تراز در نظر می گیرد... شاید بهترین راه طراحی دستی چاله آسانسور باشد، ولی چون چاله آسانسور ابعاد کوچکی دارد می توان عملکرد آن را با پی یکنواخت در نظر گرفت و پی را کلا در یک تراز طراحی کرد....اگر ابعاد چاله آسانسور بزرگ باشد به صورتی که عملکرد آن مجزا از پی باشد می توان چاله را به صورت یک پی مجزا در نرم افزار مدل و طراحی کرد.
نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 9:5 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1389/04/21

نكاتي چند در اجراي پل‌هاي بتن مسلح‌

مقدمه‌در سال‌هاي اخير شناخت از رفتار سازه‌ها و برآورد نيروهاي وارد بر آنها به خصوص در هنگام زلزله از پيشرفت قابل ملاحظه اي برخوردار بوده . جامعه مهندسي كشور ما نيز در بخش مشاوره (طراحي سازه ها) از اين خوان دانش به مدد حضور آيين نامه‌هاي طراحي به روز و ابزارهاي قدرتمند نرم‌افزاري وارداتي،بهره‌مند شده است. اين موضوع در مراحل اول و دوم مطالعات طراحي به خوبي رخنمون داشته اما دراجرا متاسفانه فاصله قابل توجهي ميان دانش نيروهاي بخش طراحي با دانش نيروهاي فني دستگاه هاي نظارتي و پيمانكاران به وجود آمده كه خود عامل مهمي در برآورده نشدن كيفيت مناسب در هنگام اجراي سازه‌ها شده است. البته اين نكته نيز دور از ذهن نماند كه گاهي اوقات نيز فاصله مذكور به طور معكوس و به دليل عدم آگاهي بخش طراحي از روش‌ها و ظرفيت‌هاي موجود در صنعت ساخت و ساز به طرح‌هايي با قابليت هاي اجرايي پايين ختم گرديده است. مقاله حاضر به چند نكته از هر دو حيطه مورد اشاره در ارتباط با طراحي و اجراي پل‌هاي بتن مسلح مي پردازد.

قطع پيوستگي آرماتور دورپيچ در ناحيه تشكيل مفصل خميري در پاي ستون‌هاي پل‌

براي استهلاك انرژي زلزله آيين نامه ها اجازه مي دهند نواحي از پيش تعيين شده‌اي در سازه‌ها دچار تغيير شكل‌هاي خميري با حفظ سختي، مقاومت و شكل‌پذيري در چرخه هاي رفت و برگشتي امواج زلزله گردند. در پل‌ها اين نواحي بطور معمول در زير سازه (پايه ها) انتخاب مي گردند. بطور خاص در ستون‌هاي بتني پايه‌ها اين تغيير شكل‌ها در پاي ستون‌ها و در طول ناحيه تشكيل مفصل خميري اتفاق مي افتند. به منظور تامين شكل پذيري لازم در مناطق با خطر لرزه‌اي زياد، آيين نامه‌ها همپوشانيoverlap آرماتورهاي دور پيچ در ناحيه تشكيل مفصل خميريدر پاي ستون را ممنوع كرده‌اند. اما در شكل ذيل مشاهده مي گردد كه جدا از مساله همپوشاني ، پيمانكار براي سهولت اجرا و به دليل عدم آگاهي از اين نكته اصولي، حتي آرماتورهاي دورپيچ را هنگام اجراي فونداسيون درست در پاي ستون قطع نموده است. انقطاع ايجاد شده باعث كاهش تنش‌هاي محصور كننده در پاي ستون شده و عامل بسيار مهمي در كاهش قابل توجه شكل پذيري و ناپايداري پايه پل در هنگام زلزله خواهد بود.

وصله آرماتور طولي در ناحيه تشكيل مفصل خميري در پاي ستون‌هاي پل‌

بر اساس فلسفه مورد اشاره در قسمت قبل و مطابق مقررات آيين نامه ها وصله آرماتور طولي ستون فقط در ناحيه نيمه مياني ارتفاع ستون مجاز مي باشد. لازم به توضيح است كه حداقل طول وصله 60 برابر قطر آرماتور طولي بوده و بايد ضوابط دورپيچي ويژه براي آن اعمال گردد. متاسفانه در شكل زير مشاهده مي گردد كه وصله آرماتور دقيقاً در ناحيه غير مجاز ستون قرار گرفته و آرماتورهاي دورپيچ نيز در فونداسيون قطع شده‌اند. موضوع اخير از مهمترين عوامل خرابي‌هاي مشاهده شده در زلزله ها در اكثر نقاط دنيا مي باشد.


عدم تامين طول لازم براي نشيمن تيرهاي بتن مسلح پيش ساخته عرشه پل‌

در پل‌هاي متشكل از عرشه با تيرهاي بتن مسلح پيش ساخته در كشورمان استفاده از تكيه گاه نئوپرن الاستومري براي نشيمن تيرها در محل كوله‌ها و پايه ها بسيار رايج مي باشد. انتظار مي رود در هنگام زلزله، تغيير مكان طولي پل به دليل عدم وجود ميرايي در اين نوع نشيمنگاه‌ها قابل توجه باشد. لذا آيين نامه‌ها مقرر مي‌دارند كه طول نشيمن عرشه بر روي كوله و پايه پل از حداقل ميزاني برخوردار باشد. اين مهم به دليل جلوگيري از سقوط عرشه از روي كوله و پايه به داخل دهانه مي‌باشد. متاسفانه در شكل زير مشاهده مي‌گردد كه طول مذكور رعايت نشده است. در حالي‌كه اين موضوع در هنگام تهيه نقشه هاي اجرايي و زمان اجراي كوله به راحتي و با تامين براكت در ديواره كوله امكان پذير بوده است.

جانمايي نادرست نئوپرن در زير تيرهاي پيش ساخته عرشه پل‌

مطابق ضوابط آيين نامه ها، محور نئوپرن‌هاي چهارضلعي به دليل جلوگيري از اعمال فشار غير يكنواخت خارج از محور بايد بر محور تير منطبق بوده و اضلاع آن به موازات اضلاع تير باشند. متاسفانه در شكل زير مشاهده مي گردد كه هر دو مورد فوق در هنگام جانمايي نشيمن‌ها رعايت نشده و نئوپرن‌ها با خروج از مركزيت قابل توجه نصب شده‌اند. اين موضوع منجر به كاهش عمر مفيد بهره‌برداري از نئوپرن و ايجاد تنش‌هاي قابل توجه در انتهاي تير مي گردد.


عمل آوري نامناسب بتن عرشه و ايجاد ترك‌هاي انقباضي‌

در برخي موارد مشاهده مي گردد كه پيمانكاران براي عمل آوردن بتن دال عرشه از پهن نمودن گوني و مرطوب كردن آن استفاده مي نمايند. در صورت وزش باد و با توجه به وجود منافذ باز در سطح گوني، در عمل رطوبت آب به سرعت تبخير شده و در نتيجه ترك هاي سطحي فراواني در سطح دال ايجاد مي گردند. شكل زير به وضوح اين مساله را نشان مي دهد. ترك‌هاي مذكور باعث نفوذ مواد خورنده به سطح آرماتورهاي دال با پوشش كم شده كه به دنبال آن خوردگي آرماتور، پكيدن بتن اطراف آن و كاهش عمر مفيد بهره‌برداري از پل به وقوع مي پيوندد. به عنوان يك راه حل پيمانكاران مي توانند بجاي گوني يا همراه آن از نايلون هاي پلاستيكي استفاده نمايند به طوري كه بخار آب در زير پلاستيك محبوس شده و باعث عمل‌آوري بتن دال عرشه گردد. به علاوه عمليات بتن‌ريزي زماني انجام شود كه سرعت باد كم بوده و تابش شديد خورشيد وجود ندارد.


اجراي نامناسب درزهاي انبساط‌

يكي از مساله سازترين قسمت‌هاي پل‌ها در زمان بهره‌برداري، درزهاي انبساط پل مي باشد. هر يك از ما روزانه چندين بار ضربه وارد بر اتومبيل خود را در هنگام عبور از همين درزها تجربه مي نماييم . در شكل زير يك نمونه درز انبساط در حال اجرا نشان داده شده است. زمان اجراي درزهاي انبساط بطور معمول همزمان با بتن ريزي دال مي باشد، در اين هنگام با توجه به دقت كم لحاظ شده در اجراي درز انبساط و همچنين عدم وجود آسفالت پوششي، رويه درز و بتن اطراف آن داراي پستي بلندي هايي خواهد شد كه در هنگام اجراي آسفالت امكان اصلاح آنها وجود نخواهد داشت. لذا توصيه مي گردد محدوده درز انبساط تا زمان اجراي آسفالت پل، بتن ريزي نشده و در هنگام اجراي آسفالت با تنظيم مناسب درز و آنگاه ريختن بتن مرحله دوم از هم تراز بودن سطح درز و آسفالت اطمينان حاصل گردد. به علاوه از اجراي درزهاي فولادي با پروفيل و ورق پوششي به دليل شكست جوش‌هاي اتصالي و ايجاد مشكلات فراوان احتراز شده و به جاي آنها از درزهاي لاستيكي مسلح استفاده شود.


اجراي نامناسب نرده هاي پل‌

نرده هاي پل ها به طور معمول داراي پايه هاي فولادي جعبه اي شكل در فواصل معين مي باشند كه توسط صفحه ستون به بتن پياده رو اتصال مي يابند. در شكل زير مشاهده مي گردد كه به دليل عدم پيش بيني فاصله مناسب بين سطح بتن نهايي و صفحه ستون به منظور گروت‌ريزي و تنظيم آن، نصب پايه دچار مشكل شده و پيمانكار مجبور شده است از صفحات پوششي پركننده براي تامين فاصله استفاده نمايد. اين موضوع باعث كاهش مقاومت پايه فولادي در هنگام ضربه وسايل نقليه مي گرد
نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 8:59 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1389/04/17

مقاله انواع کفپوش

كف پوش هاى چوب پنبه اى

اين نوع كف پوش از چوب پنبه حقيقى ساخته مى شود كه از پوست درخت بلوط گرفته مى شود كه اغلب در مناطق مديترانه اى مخصوصاً در كشور پرتغال بسيار يافت مى شود. به دليل اين كه براى توليد اين كف پوش احتياج به پوست درخت بلوط داريم لذا توليد آن براى اكوسيستم مخرب نيست. اين نوع كف پوش در مكان هايى استفاده مى شود كه انعكاس صدا در آنجا مهم محسوب مى شود و مى خواهند محيطى آرام داشته باشند مانند استوديوها. رنگ چوب پنبه رنگى گرم است و به دكوراسيون خانه يا اتاق حالتى بسيار زيبا و طبيعى مى بخشد. اين كف پوش معروف است به اين كه جزو راحت ترين نوع كف پوش براى پا محسوب مى شود و همچنين «عايق صدا»ى مناسبى نيز است و در تمام نقاط خانه مانند آشپزخانه و حتى كتابخانه كف پوش مناسبى است. ، كف پوش چوب پنبه اى مى تواند مانند كف پوش هاى چوبى به وسيلهواكس و يا پلييوريتن براق شود.




متداول ترين نوع براق كردن کف پوش، استفاده از واكس است كه به كف پوش ها جلاى بسيار زيبا مى بخشد و لازم است حداقل سالى يك بار واكس زده شوند. اما براى كف پوش هاى استفاده شده در آشپزخانه بهتر است ازبراق كننده پلييوريتن استفاده شود زيرا احتياج به مراقبت كمترى دارد و استحكام بيشترى هم دارد. به دليل اين كه اين نوع كف پوش جاذب آب است مى بايست كاملاً مراقب بود و هر زمان كه آب يا مايع ديگرى بر روى آن ريخت سريعاً توسط پارچه پاك و تميز شود چون اين نوع كف پوش هم به راحتى منبسط و منقبض مى شود( كف پوش هاي چوب پنبه اى هم وجود دارد كه از پلاستيك ساخته مى شوند).

كف پوش هاى لينوليوم

اين نوع كف پوش يك مخلوط طبيعى ساخته شده از روغن تخم كتان
اكسيد شده، خاك اره، سنگ آهك پودر شده، صمغ كاج و رنگدانه هاى مختلف است. اين مخلوط اولين بار در سال 1863 توسط يك انگليسى به نام فردريك دالتون ساخته شد. اين مواد بسيار مستحكم هستند و به صورت وسيعى در تمامى مناطق مانند آپارتمان ها و حتى مناطق صنعتى استفاده مى شد تا اين كه كف پوش هاى پلاستيكى در سال 1940 در دسترس مردم قرار گرفت. كف پوش هاى پلاستيكى مصنوعى در مقايسه با اين نوع كف پوش از نظر نگهدارى بسيار راحت تر بود و به طور چشمگيرى بازار فروش لينوليوم را كساد كرد.
در بعضى مواقع مردم اين دو نوع كف پوش (لينوليوم و كف پوش مصنوعى) را با يكديگر اشتباه مى گيرند، در صورتى كه مواد تشكيل دهنده آن دو كاملاً با يكديگر متفاوت هستند. تنوع رنگ در كف پوش هاى لينوليوم بسيار زياد است و معمولاً به صورت ورقه اى در بازارموجود هستند

كاشى هاى كف چرمى

اين نوع از كاشى ها نيز در رنگ ها و سايزهاى مختلفى وجود آنها مى توانند خيلى زيبا و شيك باشند و عايق هاى بسيار خوبى براى صدا محسوب مى شوند
. در زير پا خيلى نرم و لطيف احساس مى شوند و ظاهرى بسيار لوكس و گران قيمت دارند. در طول زمان شكل چرم عوض مى شود و رنگ و جنس آنها تغيير مى كند و هميشه دست نخورده و تازه به نظر نمى آيد. استفاده از كف پوش هاى چرمى زياد مقرون به صرفه نيست اما بسيار زيبا و فريبننده هستند. اين نوع كاشى هاى كف با طراحى مد روز و يا حتى مدل هاى قديمى و سنتى براى كتابخانه ها بسيار مناسب هستند. بهتر است كه كاشى هاى چرمى در محيط هايى با آب و هواى خشك يا در رطوبت زياد استفاده نشوند. چرمى بايد حداقل 2بار در سال واكس بخورد

موزائيك


اين نوع كف، يك طرح يا تصوير مجازى از قطعات كوچك است. اين قطعات كوچك شامل مرمر يا شيشه مى باشند. روميان چيزى را كه ما امروزه موزائيك مى ناميم ايجاد کردند و آن را بر روى كف و ديوارها استفاده مى كردند. كليساهاى وابسته به روم شرقى نمونه بسيار خوبى است از کاربرد موزائيك هاى بسيار رنگارنگ و شگفت انگيز كه در آنها قطعات كوچكى از طلا نيز ديده مى شود.
براى اين كه ثابت كنيم ايده هاى بزرگ و قديمى از بين نمى روند در طراحى هاى جديد نيز به صورت گسترده اى از موزائيك استفاده مى شود. نمونه ها و طرح هاى قديمى موزائيك را مى توان در شهر pompeii (يكى از شهرهاى ايتاليا) مشاهده كرد و نمونه هاى مدرن و امروزى آن كه داراى رنگ هاى بسيار شفاف و زنده اى هستند در حمام، آشپزخانه يا اتاق اصلى خانه استفاده مي شود
.

پوشش هاى ارتجاعى كف

اين پوشش ها از موادى ساخته شده است كه شكل خود را حفظ مى كند. اين نوع كف شامل موادى مانند چوب پنبه، لينوليوم (يك نوع مشمع كف)، لاستيك و كف پوش پلاستيكى است. آنها از سنگ سراميك، كف هاى سيمانى و حتى از كف پوش هاى چوبى نرم تر هستند؛ اين بدين معنى است كه آنها در زير پا بسيار راحت هستند و شما مى توانيد براى مدت طولانى روى آنها بايستيد. كف پوش هاى ارتجاعى همچنين عايق هاى ضد صداى بسيار مناسبى محسوب مى شوند و از آنجا كه آنها از انواع ديگر كف پوش ها نرم تر هستند، به راحتى خراش پيدا مى كنند و نبايد با اجسام سخت شست و شو شوند. پوشش هاى ارتجاعى كف به راحتى منقبض و منبسط مى شوند كه اين مسئله بستگى به رطوبت و درجه هوا دارد. پس قبل از نصب اين نوع كف پوش ابتدا اجازه دهيد تا اين كف پوش ها خود را با محيط و نوع آب و هوا تطبيق دهند و سپس آنها را بر روى زمين نصب كنيد.
نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 10:47 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1389/04/17

پروژه سقف برای دانشجویان معماری وعمران

مقدمه:

سقفهاتقريباًيكششم فضاهاى داخلى راشامل مىشوندوتاكنون معمولاًدرقسمتهاىاصلى فضاى داخلى درموردآنهاغفلت شده است. ازفضاهاى آرام ناهارخورى درخانه هاتااكثرفضاهاى عمومى،سقفهابه طورمؤثرمتوانندبه فراهم آوردن آكوستيك فضاهاوهمينطوركمك به معنیداركردن عملكردهاى متنوع فضاهاى داخلى ونمايان كردن خويش به عنوان بخشی تمام وكمال ازيك اتاق عمل كنند. سقفهادرفضاهاى عمومى معمولاًتوجه بيشترى رانسبت به محيطهاى مسكونى به خوداختصاص میدهند.

امروزه متداولترين سقفهاكه درمحيطهاى مسكونى استفاده مىشوند،سقفهايى بامصالح بافت دارمتخلخل هستند. ازحدودچهل سال پيش تاكنون اين سقفهابه طوراستاندارداستفاده مىشوند،آنهم به علت ارزان بودن وقابليت پنهان نمودن عيبهايشان است. درفضاهاى تجارى تايلهاى سقفى آكوستيك بيشتراستفاده مىشود. اين نوع پوشش ارزش بيشترى دارد،،آنهم به علت خصوصيت كنترل صداى بهتروهمينطورالگوى شبكه اى كه درسقف ايجادمىكند،ونه بهعلت نقش ونقوشى كه درسقف ايجاد مىكند.
سقف با تير چوبي :
اين شيوه پوشش سقف ، در بيشتر ساختمان هاي روستايي ، هم روي ديوارهاي چينه اي و هم روي ديوارهاي خشتي معمول است ، كه بدين شكل اجرا مي گردد:
تير چوبي مقاوم كاملاًراست وقائم به قطر حدود20 سانتي متربدون زائده وخشك،به اندازه پشت تاپشت دهانه موردنظرانتخاب كرده، به فاصله محورتامحور50 سانتي مترروي ديوار، با گير كامل و در تراز يكديگر ( با ريسمانكشي در سطح تيرها ) قرار داده مي شود.
گلوگاه تيرها به اضافه چند رج اضافي چيده مي شود.
سرشاخه هاي يكدست و بدون زائده به قطر 5 تا 7 و به طول 65 تا 75 سانتي متر به شكل چپ و راست روي تيرها چيده مي شود.
روي سرشاخه ها حصير و روي حصير نيز ساقه هاي ني نارس حدود 4 تا 5 سانتي متر پهن مي شود.

غوره گل ريزي:
خاك رس راباريشه ها و ساقه هاي علفي وگياهي مخلوط كرده سپس آب گرفته مي شود. پس از يك تا دو روز رهاسازي آخوره گل به حال خود، آن را ورز مي دهند و همزمان، برسطح ملات، خاك خشك رس پاشيده شده ولگد مي گردد. اين عمل، آن قدر تكرار مي شودتاگلي كاملاً سفت واصطلاحاً لگدي به نام اصطلاحاً « غوزه گل » به وجود آيد.
گل لگدي با بيل بريده شده به اندازه 10 تا 12 سانتي متر پهلوي هم روي ساقه هاي ني قرار داده مي شود. بر سطح گل لگدي سفت ، كاه درشت پاشيده شده و لگد مي گردد تا در غوزه گل ريزي يكپارچگي كامل بوجود آيد.

خاك كشي:
پس از خشك شدن نسبي غوزه گل ، خاك كشي و شيب بندي با خاك غير رسي مانند خاك نباتي به اندازه 5 تا 7 سانتي متر در سطح غوره گل ريزي اجرا مي گردد.

اندود كاهگل:
خاك رس با كاه نسبتاً درشت مخلوط شده ، روي آن آب گرفته مي شود تا دانه هاي خاك باد كند. سپس ورز دادن ملات آغاز مي شود تا به شكل خميري سفت درآيد.پس از سركاسه ، ناودان گذاري همراه با كف خواب از ورق تخت در سطح كناري پشت بام با داشتن « نادِشُر » يا لوله ناوداني عمل اندود كاهگل با گل نم كردن خاك كشي اجرا مي شود.

اتصال تيرهاي چوبي با ديوار ( اصول ضد زلزله ) :
اتصال تيرهاي چوبي سقف ديوار ، خود نوعي اصول ضد زلزله خواهد بود. به طوري كه در نعل درگاه سازي بررسي شد ، در نواحي ختم ديوارسازي ، تير عمودي به نام چوب مشته در سه كنج ها ( با داشتن شاخك ) كار گذارده مي شود. اگر فضا طويل باشد ، در ناحيه مياني نيز چوب مشته گذاري شده و ديوارسازي ادامه مي يابد.
تير صاف به عنوان كش يا نعل زير سري تيرهاي باربر ، با ميخ بلند يا ميخ اسكوپ به چوب مشته ها كاملاً متصل مي گردد.
براي تيرريزي،تيرهاي چوبي يكدست به قطر20 تا 25سانتي متر و به فاصله محور تا محور 50 سانتي متر با رعايت ريسمانكشي بر سطح روي آن ها ، به كش ها ميخ مي گردد.

نمونه ي
سقف چوبي اجراشده
طاق ضريي بين تيرآهن :
براي پوشش اين سقف ، معمولاً دهانه بين دو تير آهن از 80 تا 120 سانتي متر و با مقطع مشخص تعيين مي شود.

اجراي اصولي پوشش طاق ضريي :
خيز طاق ضربي در بين دو تير آهن ، نبايد از 3 تا 4 سانتي متر بيشتر باشد.
براي پيشگيري از ديار خيز طاق ، سر آجر بايد به شكل اصطلاحاًقفلي تراشيده شود، در غير اينصورت نشست آجر در بال تيرآهن ، سبب ازدياد خيز خواهد شد.
پس از ساختن دو رج به عنوان گلوگاه تيرها ، گچ و خاك اصطلاحاً تيزوي (پرگچ ) به نسبت 2 پيمانه گچ و 1 پيمانه خاك به سطح گلوگاه كشيده شده و آجر آب خوار حدوداً با ضرب به ديوار پشتواره كوبيده و اصطلاحاً چسبانده مي شود. با رعايت پيوند و كشيدن گچ به پهلوي آجر ، آجرهاي بعدي تا وسط دهانه نيز نصب شده و بدين شكل ، از طرف ديگر تا وسط تيزه طاق آجرها با ضرب در ملات كوبيده و نصب مي گردد.
عمل پوشش طاق ، به صورت رج به رج و با رعايت پيوند در هر دهانه در يك رديف اجرا مي شود.
بنا به اصول ياد شده ، رج هاي بعدي ، دهانه به دهانه پوشش مي گردد.

اجراي مسطح سازي اندود زير طاق:
در مناطق كنار دريا ، شهرهاي ساحلي درياي شمال و اقيانوس جنوب كه در آن رطوبت
فراوان وجود دارد ، خطر اثر رطوبت به اندود گچ و خاك از سقف وجود خواهد داشت
كه در نتيجه باعث فرسودگي و به مرور زمان ، فرو ريزي اندود از طاق خواهد شد.
بنابراين پس از پوشش سرتا سر طاق ، بايد روي پوشش ، توري گالوانيزه كشيده و توري را با ميخ هاي سركج به فاصله 30 سانتي متر از يكديگر ( در بندهاي طاق آجري ) كوبيد و توسط سيم آرماتوربندي كاملاً مهار كرد.
فاصله توري با بال تيرآهن به اندازه 12 ميلي متر پايين تر اجرا مي شود ( اين عمل ، باعث مسلح شدن اندود در ضخامت 5/2 سانتي متر از زيربال تير آهن خواهد شد ).
سقف مجوف بتوني يا تيرچه بلوك:
سقف بتوني مجوف در ايران به نام سقف « تيرچه بلوك » مشهور شده است ، امّا اين سقف ها به نام دال هاي يك طرفه با تيرچه هاي بتوني نيز نام داشته و در مواردي آن را « دال تيردار » نيز مي گويند.
معمولاً اين سقف ها با تيرچه هاي بتوني پيش ساخته شده به نام « جويست » اجرا مي شود. اصول ساختن اين سقف ها براي كاهش بارهاي مرده بوده كه بلوك هايي در بين تيرچه هاي جويست واقع مي شوند. اصولاً اين سقف ها از تيرچه و دال تشكيل شده و به شكل يكپارچه در مي آيند. ضخامت دال از 5 تا 10 سانتي متر نسبت به طول تيرچه و فاصله تيرچه ها مي باشد. فاصله تيرچه ها از 50 تا 75 سانتي متر قابل اجراست.
براي اجراي اين نوع سقف ابتدابايدتيرچه‌هاروي پلهاي اصلي، ( تيرهاي فلزي )،درترازهاي موردنظركارگذاري شوند. فاصله بين تيرچه‌هابابلوكهاي مجوف پرشده وپس ازنصب ميلگردهاي حرارتي وميلگردهاي تكميلي براساس نقشه‌هاي اجرايي،بتن دال سقف ريخته مي‌شود. آرماتورهاي اصلي تيرچه بايدبه طول 15-10 سانتيمترباتيرهاي اصلي درگيرشوندوبه هيچوجه نبايداينآرماتورهارابه تيرهاي فلزي جوش داد. نظربه اينكه تيرچه‌هابه استثناي تيرچه‌هاي باجان بازقبل ازيكپارچه شدن سقف قادربه تحمل بارسقف نيستند،بايدتوسط تعدادي چارتراش وپايه (جکهاياشمعها) به نحومناسب ومطمئني نگهداري شوند. درموقع اجرابايدخيزمناسبي به طرف بالابه تيرچه‌هادادتاپس ازاجراويكپارچه شدن سقف وواردشدن بارهاي وارده اين خيزحذف شود. مقدارخيزدركارگاه باتجربه به دست مي‌ايد،معمولاًبه ازاي هرمترطول دهانه 2 ميليمترخيزدرنظرگرفته مي‌شود. درموردزمان برچيدن پايه‌هاوپايه‌هاي اطمينان،بايدمندرجات ايين‌نامه بتن ايران مراعات گردد.
اما سقف هاي تيرچه بلوك داراي مزاياي فراوان مي باشد كه در زير به آن اشاره شده است :
به علت پيش ساخته بودن عناصر اين سقف و شيوه هاي اجرايي آن ، اين سقف داراي سرعت عمل فراوان است. ضمناً اين سقف سازي سبك بوده كه اين خود بعلت بار مرده كه بر سازه واردمي شود، قابل توجه بوده ودرنتيجه ابعادستون وپي سازي كاهش مي يابد.
به علت يكپارچه شدن تقريبي اين سقف توسط بتون و عناصر آن ، سقف تيرچه بلوك در مقابل بادهاي بسيار شديد و زلزله مقاوم مي باشد.
مجوف بودن سقف ، سبب عايق سازي در مقابل گرما ، سرما ، صوت و حتي تا حدي رطوبت مي شود.
سقف تيرچه بلوك در مقابل آتش سوزي ساعت ها مقاوم بوده و سبب پيشگيري از ريزش سقف مي شود.
به علت مسطح بودن زير سقف ، قطر اندود به مراتب كمتر از نوع طاق ضربي بين تيرآهن بوده ، و در ضمن تخت بودن سطح روي سقف براي اجراي كفپوش ها بسيار مناسب مي باشد. به همين دليل است كه امروزه پوشش سقف با تيرچه و بلوك ، جاي پوشش طاق ضربي را گرفته و براي سازه هاي بتوني و فلزي ، كاربرد فراوان پيدا كرده است. همچنين در ساختمان آجري از پوشش تيرچه بلوك با گير لولايي مطلب استفاده مي شود. اصولاً سقف هاي تيرچه بلوك با طول دهانه هاي كوتاه و بلند ، به دو شكل تيرچه بلوك معمولي و تيرهاي پيش فشرده شده ساخته مي شود. پوشش هاي تيرچه بلوك معمولي ، خود از نوع تيرچه اصطلاحاً فوندوله سفال با بلوك هاي سفال مجوف آجري و يا تيرچه هاي بتوني و بلوك ماسه و سيمان ساخته مي شوند، امّا امروزه استفاده از « تيرچه بتوني وبلوك هاي سيماني » به علت سنگيني كه دارند ، تقريباً منسوخ شده است.
به طور كلي ، با برنامه ريزي و آماده بودن مصالح در پاي كار و اكيپ اجرايي ، مي توان در مدت 5 روز ، حدود 100 متر سقف تيرچه بلوك را اجرا كرد.

ساختن تيرچه :
معمولاً تيرچه هاي كوتاه ، يك ميل گرد فشاري در ناحيه بالا و دو ميل گرد كششي با قطري بيشتر در ناحيه زيرين تيرچه ، با ميل گردهاي چپ و راست كه از نمره 6 كمتر نيست ، يك خرپا به وجود مي آورند. اتصال ميل گردهاي چپ و راست به ميل گرد فشاري و كششي ، توسط دستگاه و با اجراي « خال جوش » زني اصولي اجرا مي شود.
عرض و ارتفاع تيرچه نسبت به طول دهانه مشخص مي شود. در مجموع ، عرض فندوله نبايد كمتر از 10 سانتي متر و ارتفاع آن نبايد از 4 سانتي متر نيز كمتر باشد.
معمولاً خرپا در قطعات فندوله هاي سفالي ( يو شكل U ) كه داراي ابعاد حدود 25*13 سانتي متر ، با دو لبه به ارتفاع حدود 5/4 و ضخامتي حدود 1 سانتي متر است ، با ميل گرد گذاري خرپا با رعايت پوشش بتون و بتون ريزي در كارخانه ( پيرو اندازه استاندارد يا اندازه مورد نظر ) بنا به سفارش ساخته مي شود. دانه بندي مواد تركيبي كاملاً استاندارد ، يعني به اندازهاينچ ( 9 ميلي متر ) است تا اطراف ميل گردها را پوشش دهد. عيار سيمان مصرفي براي ساختن فندوله ، 400 كيلوگرم در متر مكعب است. مراحل بعدي از بتون ريزي و مرطوب ساختن آن ها بايد به دقت انجام گردد.

بلوك ها سفالي :
بلوك ها، براي پوشش تيرچه و بلوك در ابعاد و ارتفاع و شكل هاي گوناگون ساخته مي شود. اصولاً اين بلوك ها مجوف بوده و به همين دليل ، به عنوان عايق صوتي براي پوشش در طبقات از آن استفاده مي شود. ضمناً در اطراف بلوك هاي سفال ، شيارهايي طولي وجود دارد كه باعث اتصال بلوك و بتون مي شود.
در مواردي ،براي سقف هاي مرتفع ، دو قطعه بلوك سفالي روي يكديگر گذارده مي شود. در اين شيوه ، برجستگي هايي از بلوك بالا در تورفتگي هايي از بلوك زيرين نشست مي كند ( نشست نري در مادگي ).

از ديگر پر كننده هاي فضاي بين تيرچه ها مي توان به بلوك هاي سيماني و قطعات يونوليت اشاره كرد.

شيوه اجراي سقف تيرچه بلوك :
1- جکهايي که در زير سقفهاي تيرچه بلوک براي تحمل وزن بتن تازه تا رسيدن به مقاومت اوليه آن استفاده ميشود حداقل 10 روز بايد بدون تغيير باقي بمانند.

شکل
:
استفاده از جک ها (شمعها) ي نگهدارنده تيرچه ها براي بتن ريزي. اين جکها را مي توان طوري اجرا نمود که به ازاي هر دو متر طول تيرچه حدود 2 ميليمتر وسط تيرچه را بالاتر نگهدارد تا بعد از بتن ريزي اين خيز حذف شود.

2- دقت نماييد تا سر تيرچه ها از بال تيرآهن جدا نشده باشد. گاهي بر اثر بي دقتي در نصب جکهاي زير سقف تيرچه ها از روي بال تيرآهن جدا شده و بالاتر قرار ميگيرد. اين جکها بايد به نحوي اجرا شود که ميلگردهاي دو سر تيرچه روي بال تيرآهن قرارگيرد..

شکل
:
سر تيرچه که از روي بال تيرآهن بلند شده است.

شکل:

سر تيرچه که از روي بال تيرآهن بلند شده است.

3- در صورتي که تيرچه به يک تيرآهن منتهي ميگردد ميبايست با استفاده از ميلگرد ممان(لنگر) منفي، تيرچه به تيرآهن مهار شود تا در زمان زلزله دچار گسيختگي نگردد.

شکل
:
نمونه ميلگرد ممان منفي و نحوه اجراي آن.
4- در شکل زير ميلگردهاي ممان منفي نشان داده شده است، اين ميلگردها موجب ميشود تا سقف شما به صورت يکپارچه عمل کرده و ايمني آن بسيار بالا رود. توجه داشته باشيد که هر تيرچه بايد توسط اين ميلگردها به تيرآهن باربر خود متصل گردد. در محل هايي که دو تيرچه در امتداد هم مطابق شکل بعدي به يک تيرآهن متصل ميگردند بايد بوسيله ميلگردهاي ممان منفي تيرچه ها را به تيرآهن متصل نمائيم .

شکل
:
ميلگرد ممان منفي بين تيرچههاي دو طرف يک تيرآهن.

5- ضخامت بتن بر روي سقف بايد حداقل 5 سانتي متر باشد. براي آنکه بتوانيد اين ضخامت را به دست آوريد کافي است حدود 4 قطعه نيمه آجر را بر روي 4 نقطه مختلف از بلوک هاي سقفي بگذاريد ، بتن ميبايست پس از اجرا لبالب آجرها گردد.

6- ميلگردهاي حرارتي بر روي سقف بايد به صورت شبکه ايي با اضلاع 25 سانتي متر اجرا گردد. شبکهاي که در شکلهاي بعدي ميبينيد با اضلاع 25 سانتي متر ميباشد.

شکل
:
شبکه ميلگردهاي سقف با فاصلههاي 25 سانتي متر در دوجهت.
تذکر
:
ميلگردهاي مصرفي ميبايست کاملاً صاف باشد.

شکل
:
نمونه شبکه آرماتورهاي منظم و صاف.

شکل
:
نمونه شبکه آرماتورهاي نامنظم و ناصاف.

7- بتن مصرفي بر روي سقف حتما ميبايست به صورت يکپارچه اجرا شود و نبايد بين بتن ريزي فاصله ايي ايجاد گردد.

شکل
:
بتن ريخته شده و رها شده که سفت شده است و هنگام ريختن بتن سقف باعث ازبين رفتن مقاومت اين قسمت مي شود.

شکل
:
بتنريزي نبايد در چند مرحله با فاصله زماني زياد انجام شود. ريختن قسمتي از بتن و گذشت زمان طولاني (بيش از چند ساعت) باعث خرابي عملکرد سقف و کاهش مقاومت آن مي شود.


8- قبل از بتن ريزي بايد سقف از هرگونه آلودگي همچون بتن خشک شده، شن و ماسه و يا خرده هاي سفال در مقاطع حساس همچون محل اتصال تيرچه به سقف پاک شود.

شکل: 1: محل بتن ريزي که مملو از آلودگي و مواد زايد ميباشد. اين مواد زايد باعث ناپيوستگي بتن و از بين رفتن مقاومت ميشود. 2: وجود آشغال در روي بال تير آهن باعث مي شود در لرزشهاي زلزله سقف از تيرآهن جدا شود. 3: مهندس ناظر نبايد اجازه بتنريزي قبل از تمييز کردن محل را به پيمانکار بدهد.

كمرگيرسازي در سقف تيرچه بلوك:
اگر طول تيرچه گذاري بيشتر از 4 متر باشد ، بايد پس از بلوك گذاريتاطول تيرچه ها از دو طرف چپ و راست دهانه در ناحيه وسط ، 10 تا 20 سانتي متر فاصله نسبت به دهانه خالي گذاشته شود ، سپس تخته گذاري پهن در سطح خالي به عنوان قالب كف با شمع زني زير آن انجام مي شود.
دو عدد ميل گرد با نمره مشخص و طول گيرداري ، در بال تيرآهن پل يا داخل پوتر بتوني يا روي سطح ديوار قرار مي گيرد ، كه يكي در پايين و يكي در سطح بالا به صورت طولي با مهارسازي ميل گرد بالايي ، در چند مرحله محل « تيرچه فرعي بتوني » در جهت عمود بر طول تيرچه ها به وجود مي آيد.

استقرار تيرچه بلوك در سازه هاي فلزي :
سازه هاي فلزي داراي يك پل و يا ( بيشتر دو پل ) لانه زنبوري اصطلاحاً خورجيني يا «دوبله » مي باشند كه معمولاً تيرچه با اتصال گيرداري طول اضافي ميل گرد ( نمايان ) در زير و بالاي بال تير ، به شكل هاي مختلف نشست مي كند.
در مواردي ، با ميل گرد گذاري مضاعف به شكل ممان منفي از بالاي بال دو تير فلزي تا طولي از دو طرف تيرچه ها ، اتصالات و درگيري بيشتر تيرچه ها با پل ايجاد مي شود.

استقرار تيرچه بلوك در سازه آجري :
در سازه هاي آجري ، تا ارتفاع مشخصي ، ديوار سازي ، ستون سازي ، جرز و سر پايه سازي انجام مي شود. پس از آن قالب بندي وآرماتورگذاري براي پوتر بتوني،بين ستون ها ودر مواردي روي ديوار به صورت تيري افقي اجرا مي شود.
تيرچه گذاري بنا به اصول گفته شده ، در ارتفاعي انجام مي شود. طول اضافه ميل گردهاي « نمايان » يا در مواردي بنا به سفارش طول گيرداري بيشتر در ميل گرد پوتر و يا تير مقابل تعبيه مي گردد. اين طول اضافه در تيرهاي سرتاسري ، روي ديوار يا در پوترهاي بين سرپايه ها نشست مي كند و پس از بتون ريزي ، يكپارچگي و كلاف اصولي بين تيرچه و تيرهاي افقي مذكور در سازه آجري به وجود خواهد آمد.
قالب بندي براي اجراي سقف هاي تيرچه و بلوك ، هم چوبي بوده و هم امروزه از قالب بندي فلزي براي كف و هم لب بندها استفاده مي شود. در اين روش ، اتصال دو قطعه قالب فلزي ، توسط پيم شياردار و گوه فلزي با تراز سازي و يك باد بودن آن ها و ساير موارد اجرايي انجام مي شود.

بتون ريزي سقف تيرچه بلوك :
پس از مرطوب سازي سطح سفال ها ، بتن ريزي با دانه بندي اصولي و شسته شده ، با عيار سيمان كافي ( حدود 300 كيلومتر در متر معكب ) با اجراي پمپاژ كردن توسط دستگاه و ماشين انجام مي شود. بتن همزمان از يك طرف در بين پوترها ، تيرها و تيرچه ها ، و روي سطح سفال ها رها شده و در مواردي ، با جابجايي و شمشه كش كردن آن ، هم سطح و كاملاً يكنواخت و تراز مي شود.

مزاياي سقف تيرچه بلوک
در مقايسه با سقف تيرآهن طاق ضربي و دال بتني يکپارچه:

1)
به علت مصرف بلوک توخالي وحذف بتن ناحيه کششي درمصرف بتن صرفه جويي ميشود .
2) به علت توليدتيرچه وبلوک درکارخانه نيرويانسان يکمتري موردنيازاست .
3) وزن تيرچه هاکماست به طوري که توسط کارگران قابل نصب است ودرطبقات کم نيازبه جرثقيل نيست .
4) به علت پيشساخته بودن تيرچه وبلوک نصب سقف بسيارآسان وسريع خواهدبود .
5) قالب بندي زيرسقف فقط به شمعبندي ونصب چهارتراش درفاصله هاي معين جهتت امينت کيهگاههاي موقت تيرچه هامحدودميشود .
6) به طوريکپارچه بتن ريزي ميشودوبتن کمتري نسبت به سقفهاي بتن آرمه معمولي موردنيازاست .
7) مقاومت سقف اجراشده باتيرچه بلوک دربرابرنيروهاي افقي ( باد – زلزله ) بسيارخوباست .
8) به علت توخالي بودن بلوک سقف عايق حرارتي وصوتي خوبي است .
9) به علت مسطح بودن زيرسقف درمقايسه باطاق ضربي ضخامت نازککاري به حداقل ميرسدوبارمرده سقف کمترميشود .
10) باتوجه به مصرف کم فولادازنظراقتصادي مناسب است .



سقف مجوف بتوني با تيرچه هاي پيش فشرده :
اين سقف ها بخاطر فولاد گذاري و شيوه اجرايي خاص ، باربري فراوان دارند تا جايي كه با استفاده از تيرچه گذاري دوبله در جوار يكديگر و متصل به هم و مرتفع سازي سقف با قرار گرفتن دو بلوك سفال روي يكديگر ، مي توان براي دهانه هاي تا طول 5/13 متر ( به منظور كاربردهاي گوناگون مانند سالن هاي عمومي و اجتماعي و حتي به عنوان سقف باربر پاركينگ در سازه هاي بتوني كه اتومبيل روي آن مي ايستد) در ابعادي گسترده استفاده كرد. در اين جا به ذكر اجراي آن مي پردازيم:
در تيرچه هاي اين پوشش ، از سيم هاي تنيده شده با چندين لايه كابلي به نام « واير » استفاده مي شود. قطر اين وايرها 5 ميلي گرم بوده و نسبت به نوع باربري خواسته شده حاصل از محاسبات ، نسبت به دهانه مورد نظر و تعداد لازم در تيرچه تعبيه مي شود.
تيرچه هاي پيش فشرده در دو نوع به ارتفاع 13 و 15 سانتي متر به اندازه مقاطع و شكلي جدا از هم ساخته شده و براي نوع باربري خود مورد استفاده واقع مي شوند. وايرهاي به كار رفته در تيرچه ها به ارتفاع 13 سانتي متر از 3 ، 4 يا 5 عدد و تيرچه به ارتفاع 15 سانتي متر از 5 ، 6 و يا 7 عدد تشكيل مي شود.

پيش فشرده سازي تيرچه :
اصولاً در كارخانه ، فضايي با ابعاد مشخص سر پوشيده وجود دارد. در محيط كارگاه ، ساخت تيرچه پيش فشرده از باندهاي طويلي ( كه چون قالب تيرچه مي باشد ) ، تحت شرايط خاص ساخته مي شود. معمولاً تعداد مشخص واير از كابل هاي پيش تنيده شده در مقطع نسبت به دهانه سقف و بارهاي وارده بر تيرچه در فاصله مشخص در باند قرار گرفته كه از يك سر ، ثابت نگه داري شده و از طرف ديگر توسط دستگاه مخصوص با قدرتي حدود 40 تا 50 تن آن چنان كشيده مي شود كه وايرها به سرحد گسيختگي مي رسند. در مواردي ، اين كشش ها توسط جك هاي هيدوليكي به شكل افقي يا الكتروموتور انجام مي شود. در مجموع ، كشيدگي وايرها در شرايط « كش زايي » حاصل شده و در اين زمان ، بتون تقريباً شل ( با دانه بندي بسيار اصولي و شكسته و كاملاً شسته شده با عيار سيمان 450 كيلوگرم در متر مكعب ) توسط دستگاه با فشار فراوان در باندها هدايت شده و در سطح باند تسطيح مي گردد. پس از مرحله خودگيري بتون ، بخار آب دماي حدود 70 تا 90 درجه و فشاري معادل حدود 5 تا 10 اتمسفر به طور مداوم به درون محيط دستگاه بتون ريزي شده تيرچه ها هدايت مي گردد. اين عمل ، تا 72 ساعت پي در پي انجام مي شود، سپس تيرچه آماده به كارگاه ساختمان حمل مي شود. يعني مرحله نگه داري بتون و مرطوب سازي آن بعد از 28 روز به 3 شبانه روز كاهش پيدا مي كند كه اين خود از ويژگي قابل توجه اجرايي است.

اجراي سقف تيرچه بلوك با تيرچه هاي پيش فشرده شده :
نسبت به بارهاي وارده و طول دهانه ، به شيوه اي كه قبلاً گفته شد، تيرچه ها روي كش و پل هاي حمل فلزي يا چوبي در حالت تراز يكديگر قرار مي گيرند.
بلوك هاي سفال كه حالت پر كننده فضا و قالبي براي تيرچه ها دارند، در اندازه هاي 40*25*15 – 40*25*16 – 40*25*20 – 40*25*25 سانتي متر نسبت به نوع ارتفاع خواسته شده از سقف در بين تيرچه ها چيده مي شوند.
در مواردي ، براي اتصال بيشتر بتون با تيرچه ، در موقع ساخت ، روي سطح تيرچه ها زائده اي از ميل گرد عمودي تعبيه مي شود.

سقف کُرميت:
در سيستم سقف کُرميت از تيرچه هاي فولادي با جان باز در ترکيب با بتن استفاده مي شود. در ساخت تيرچه هاي مذکور از يک تسمه، در بال تحتاني و نيز يک ميلگرد خم شده در جان استفاده مي شود. براي پرکردن فضاي خالي بين تيرچه ها از قالب هاي ثابت مانند بلوک هاي سيماني، پلي استايرن، طاق ضربي ، قالب هاي موقت فولادي (کامپوزيت ) و يا هر پرکننده سبک استفاده مي شود. فواصل تيرچه ها بسته به نوع قالب از 73 سانتي تا 100 سانتي متر متغيراست ، روي سقف نيز با 4 الي 10 سانتي متر بتن پوشانده مي شود.

تيرچه ها از نوع خود ايستا بوده و به همين علت هيچ نوع شمع بندي در زير سقف مورد نياز نمي باشدو تيرچه ها به نحوي طراحي مي شوند که بتوانند وزن بتن خيس، قالب ها و عوامل اجرايي سقف را به تنهايي تحمل کنند.
پس ازاين که بتن به 75% مقاومت مشخصه خود مي رسد ، تيرچه هاي فولادي با بتن به صورت يک مقطع مختلط وارد عمل شده و بارهاي مرده و زنده سقف را تحمل مي کنند.
سقف تيرچه و بلوک کُرميت:
با متداول شدن سقف هاي تيرچه و بلوک سنتي برخي از مشکلات سيستم طاق ضربي مرتفع شد. اما اين سقف ها مشکلات ديگري را به همراه خود پديد آوردند که عمده ترين آنها ضرورت استفاده از شمع بندي در زير سقف است.

شمع بندي علاوه بر دست و پاگير بودن هزينه زيادي را نيز بر ساختمان تحميل مي کند. در سال 1363 با استفاده از بلوك کُرميت به جاي طاق ضربي كه قبلا" در اين سيستم بعنوان قالب ثابت بكار مي رفت عملا" سقف تيرچه وبلوک کُرميت وارد بازارشد.

اين سقف به علت خود ايستا بودن تيرچه ها نيازي به شمع بندي ندارند و به همين علت از سرعت اجراي بسيار بالايي برخوردار مي باشد. اجراي اين سقف بر روي اسكلت هاي فولادي بتني و ديوارهاي باربر امکان پذير مي باشد.

نمونه ي تيرچه كرميت ساخته شده در كارگاه

نحوه ي قرار گيري تيرچه كرميت روي بال تير اصلي

سقف پليمري کُرميت:
در راستاي سبک سازي ساختمان، اين شرکت هم زمان با ستفاده از قالب کامپوزيتو بلوک هاي پوکه اي اقدام به استفاده از مصالح پليمري در ساختمان کرده است.
استفاده از بلوک هاي پلي استايرن نسوز در سقف باعث کاهش مصرف تيرچه تا حدود 20% و کاهش فولاد مصرفي سازه تا حدود 7% مي شود.

سهولت اجراي اين نوع سقف، باعث افزايش سرعت اجرا و درنيتجه کاهش هزينه هاي اجرايي مي گردد. در عين حال در هزينه هاي حمل و نقل نيز صرفه جويي قابل ملاحظه اي صورت مي گيرد. شيارهاي مناسب ايجاد شده در زير اين بلوک ها باعثپيوستگي گچ و خاک در زير سقف مي گردد.
در جهت بهبود استفاده از مصالح پليمري، بخش تحقيق و توسعه اين شرکت مشغول مطالعات و بررسي هاي بيشتر مي باشد.
سقف مركب کامپوزيت_کُرميت:
سيستمهاي معمول کامپوزيت در امريکا عينا" با تيرچه هاي با جان باز انجام مي شود و معمولا" همراه با گذاشتن يک ورق فولادي موجودار به عنوان عرشه و آرماتور بندي روي آن بتن ريختهمي شود . در اين سيستم قالب ماندگار است و قطعات جان نيز با بتن احاطه نمي شود. در طراحي سيستم قالب کامپوزيت کُرميت، نظر بر آن بوده که علاوه بر سرعت و تطبيق با آيين نامه ها ، هر چه ممکن اقتصادي تر باشد. از اين رو اولا"قالب بايد قابل استفاده مداوم باشد، ثانيا" جان تيرچه با بتن پر شود که بتوان قطعات جان را اقتصادي تر طراحي نمود و از لرزش سقف نيز کاسته شود. سيستمهاي کامپوزيت رايج در ايران که با تيرآهن ساده يا لانه زنبوري با تير ورق استفاده مي شوند، داراي جان باز نيستند.

در وهله اول قالب هاي سقف كرميت سه قطعه بوده و براي باز كردن ، قطعات آن بايد از يكديگر جدا مي شد ، با تحقيق بخش R&D اين شركت اين قالب با بهينه سازي و استفاده از خاصيت تغيير شکل ارتجاعي فولاد به قالبي يکچارچه تبديل شد.
اين قالب در بين تيرچه ها قرار گرفته و بعد از گيرش اوليه بتن قالب از زير سقف در آورده مي شود . اين قالب محاسن بسيار زيادي دارد و با سرعت چيده و جمع آوري مي گردد و با دقت مختصري , بارها قابل استفاده است. اين قالب هم اکنون در پروژه هاي مختلف اين شرکت مورد استفاده است.
آخرين بررسي ها و دستاوردها نشان داد که بهتر است جهت تطبيق سيستم با سيستم تيرچه بلوک و استفاده از آرماتور حرارتي يک جهته و حذف آرماتور خمشي در دال فوقاني و در نتيجه صرفه جويي اقتصادي، فاصله لب با لب تيرچه ها حداکثر 75 سانتي متر باشد. مزيت اين قالب در آن است که با رعايت ديگر شرايط آيين نامه مي توان آرماتور دو جهته را حذف و فقط آرماتور عمود بر تيرچه را منظور نمود.
هم اکنون اين شرکت قالبهاي جديد خود را به انتخاب مصرف کننده در فواصل و ارتفاع مختلف آماده عرضه نموده است. فاصله محور به محور تيرچه ها حدود 85 سانتي متر تا 95 سانتي متر و با ارتفاع 20 تا 25 سانتي متر، بسته به انتخاب خريدار و با مشاوره دفتر فني شرکت و نوع تيرآهنهاي مصرفي در سازه و طول دهانه است.

سقف کاذب در سقف هاي كامپوزيت كروميت :
سقف هاي کاذب اوليه به صورت قطعات پلاستيکي در سالهاي 1365 به بعد در اولين سقف هاي کامپوزيت کُرميت به کار رفت. اما گران بودن مصالح ، نچسبيدن به گچ و خاک و خزش (Creep) باعث گرديد که استفاده از آن مقيد گردد. از سوي ديگر انواع توليدات ورق گالوانيزه به صورت رابيتس در شکلها و فرمهاي مختلف و توليد مواد اوليه آن (ورق گالوانيزه) در ايران ، ما را به سمت استفاده از اين محصول سوق داد.

سقف ضربي کُرميت:
به علت اجبار در استفاده ار مصالح فشاري از زمان هاي قديم استفاده از طاق قوسي متداول بوده و به همين جهت استفاده از سيستم طاق ضربي نيز به عنوان نوعي طاق قوسي رواج داشته است. وجود اشکالات عمده در عملکرد سقف هاي ضربي با تيرآهن مانند عدم ايجاد يک ديافراگم مناسب بين ستون ها و مصرف زياد فولاد در مقايسه با مقدار باربري ، باعث شد تا در سال 1356 با ارائه طرحي بهينه « سقف ضربي کُرميت » نسبت به اصلاح اين سيستم اقدام گردد.
در سيستم طاق ضربي کُرميت وجود بتن روي سقف مي تواند يک ديافراگم مناسب بين ستون ها ايجاد کند و همچنين به علت بازبودن جان تيرچه ها مقدار زيادي در مصرف فولاد صرفه جويي مي شود.

اگر چه از اين سيستم در انبوه سازي استفاده نمي شود ، اما براي پروژه هاي كوچك و يا دور افتاده ، هنوز هم كاربرد دارد
.

مزاياي سقف کرميت:
·کاهش هزينه
·امکان حذف کش ها
·سرعت و سهولت اجرا
·عدم نياز به شمع بندي
·پايين بودن تنش در بتن
·سهولت اجرا داکت (بازشو)
·حذف رد فولاد در زيرسقف
·امکان اجراي همزمان چند سقف
·مقاومت نهايي و شکل پذيري بالا
·يکنواختي زير سقف (مصرف گچ و خاک کمتر)
·امكان نظارت بر اجراي سقف در طول عمليات اجرايي
·کاهش مصرف بتن و وزن کمتر سقف (حدود 20%)
يکپارچگيسقف و اسکلت (مقاومت در طول اجراي سقف)
·امکان طراحي و اجراي سقف با دهانه ها و باربري هاي خاص

عدم نياز به شمع بندي :
طراحي سقف کرميت با اين فرض انجام مي شود که تيرچه ها به تنهايي (قبل از گرفتن بتن) توانايي تحمل وزن خود، بلوک، بتن خيسو عوامل اجرايي را داشته باشند. بنابراين سقف کرميت نيازي به شمع بندي در هيچ يک از مراحل عمليات اجرايي ندارد.

سرعت و سهولت اجرا :
در اين سيستم، اجراي سقف نسبت به سيستم هاي مشابه آسانتر بوده و با سرعت بيشتري انجام مي شود. 48 ساعت پس از بتن ريزي، روي سقف قابل رفت و آمد و بارگذاري سبک بوده و مي توان عمليات ساختماني را ادامه داد که اين مزيت موجب سرعت در روند عمليات ساخت مي گردد.

امکان اجراي همزمان چند سقف:
با توجه به اين که در سيستم سقف کرميت هيچ گونه شمع بندي وجود ندارد. عملا" مي توان چند سقف را براي بتن ريزي آماده کرد و هم زمان عمليات بتن ريزي را بر روي سقف ها انجام داد.
اين کار براي ساختمان هاي با طبقات زياد و يا زيربناي کم بسيار مقرون به صرفه و مناسب است.
يکپارچگي سقف و اسكلت:
به علت جوش شدن تيرچه ها به اسکلت، پس از گرفتن بتن، سقف و اسکلت يکپارچه شده و مي تواند مانند يک ديافراگم صلب عمل کند. در اسکلت هاي بتني نيز با در نظر گرفتن قلاب هاي مخصوصي، امکان يکپارچگي بيشتري ايجاد مي شود.

امکان حذف کش ها:
با توجه به يکپارچگي سقف و اسكلت، مي توان کش ها (اعضاي غيرباربر) را حذف کرد . حذف کش ها علاوه بر صرفه جويي در مصرف فولاد باعث يکنواختي بيشتر زير سقف شده و عمليات نازک کاري را به حداقل مي رساند.

پايين بودن تنش در بتن:
به علت خود ايستا بودن تيرچه ها(تيرچه قبل از گرفتن بتن مي تواند وزن بلوک، بتن خيس و عوامل اجرايي را به تنهايي تحمل کند) تنش ايجاد شده در بتن بسيار پايين است .
آزمايش بارگذاري روي سقف هاي کرميت که مقاومت نهايي بتن آنها کمتر از مقدار مورد نظر بوده نشان داده که بتن با مقاومت پايين به ظرفيت باربري سقف لطمه اي وارد نمي سازد.

امکان طراحي و اجراي سقف با دهانه ها و باربري هاي خاص:
در سيستم سقف کرميت امکان طراحي و اجراي سقف با دهانه هاي بلند و بارهاي سنگين وجود دارد. تاکنون سقف با دهانه 5/12 متر و همچنين سقف با شدت بار 7 تن بر متر مربع اجرا شده که در هر مورد آزمايش هاي بارگذاري ، ايمني سقف را تاييد کرده اند.

حذف رد فولاد زير سقف:
اثر داغ آهن در سقف هاي ضربي به صورت خط تيره اي روي گچ مشاهده مي شود ولي در سقف کرميت به علت پايين تر بودن سطح بلوکها از تيرچه ها، پوشش گچ و خاک در زير تيرچه ها نسبت به بقيه نقاط سقف بيشتر است و همين امر سبب کاهش جذب ذرات معلق مي شود. بنابراين سايه فولاد بال تحتاني تيرچه ها مشاهده نمي گردد.

سهولت اجراي داکت (بازشو):
به علت فاصله زياد تيرچه ها (73 تا 100 سانتي متر محور به محور ) ايجاد داکت درسقف جهت عبور لوله هاي تاسيساتي نصب دودکش موتورخانه و شومينه نصب توالت ايراني و يا عبور کانال كولر به راحتي امکان پذير است و نياز به قطع کردن تيرچه ها نمي باشد.

نظا رتبراجرا ي سقف در طول اجرا:
اكيپ هاي خاصي جهت نظارت بر سقف ها آموزش ديده اند تا در صورت تمايل مشتري در طي اجراي سقف ها نظارت مستمر بر نحوه عملكرد مجريان صورت پذيرد و از سلامت اجراي سقف چه از نظر فني و چه از نظر زيبايي اطمينان كامل حاصل گردد.

کاهش مصرف بتن و وزن کمتر سقف:
به علت فاصله زياد تيرچه ها (حدود 75 سانتي متر محور به محور ) از مصرف بتن در حدود 20% نسبت به تيرچه و بلوک معمولي کاسته شده و نهايتا" وزن سبک تر مي گردد. استفاده از بلوک هاي پوکه اي و بلوک هاي پلي استايرن کرميت يا سيستم کامپوزيت نيزدر کاهش وزن موثر است.

مقاومت نهايي و شکل پذيري بالا:
محاسبات و آزمايش هاي بارگذاري روي سقف نشان مي دهد که گسيختگي اين سيستم پس از تغيير شکل هاي بسيار زياد اتفاق مي افتد. « گسيختگي نرم» و اين رفتار سقف از نظر ايمني مطلوب است .

نمونه هاي اجرا شده ي سقف كرميت

سقف كامپوزيت:

نمونه هاي اجرا شده ي سقف
كامپوزيت

سقف هاي بتوني كاسه اي :
وقتي دهانه سقف طويل باشد، سقف نيز مرتفع مي شود. مسلماً ارتفاع بلند سقف ، داراي مسايل فراواني بوده كه بايد در مورد سبك سازي سقف انديشه شود. به همين دليل در چنين مواردي ، از سقف هاي بتوني كاسه اي كه باربري سقف و ايستايي آن را تيرهاي باربر تحمل مي كنند ، استفاده مي شود. در اين روش ، تيرها به صورت متقاطع از يكديگر عبور مي كنند كه در مقطع ، تيرها ، از يك طرف، تير بوده و از طرف عمود بر آن تيرچه خواهد بود ؛ اصطلاحاً به اين روش « تير و تيرچه » مي گويند. ارتفاع تير و تيرچه مرتفع است و دال هم سطح با تيرو تيرچه با ضخامت 4 تا 10 سانتي متر ، نسبت به بُعد اضلاع كاسه توأماً به وجود مي آيد. ابعاد كاسه از 45 تا 90 سانتي متر و در اندازه هاي متغير قابل اجرامي باشد. در مواردي ، از اين سقف ها به عنوان سقف پاركينگ و همچنين موارد ديگر استفاده مي شود. اين سقف ، علاوه بر باربري فراوان ، به عنوان تزئين نيز مورد استفاده بوده و در سازه هاي بتوني و فلزي هم مورد اجرا مي باشد. در مواردي ، با اجراي سقف كاذب در ناحيه زير سقف، شكل سقف سازي تغيير مي كند.

اجراي سقف كاسه اي:
الف ) قالب بندي :
براي سقف هاي كاسه اي از زيرسازي محل كاسه از چوب و يا مصالح ديگر استفاده مي شود. دراين شيوه،پل هاي چوبي به ستون هاي چوبي اتصال داده خواهد شد. ستون ها روي گوه قرارگرفته وزيرگوه تخته مي باشد. با حركت گوه به طرف بالا و پايين ، پل هاي زير سري تراز مي شود.
روي پل ها ، با تخته مفروش شده ، سپس محل استقرار كاسه ها روي سطح تخته پوش خط مي شود.
معمولاً كاسه ها از نوع « فايبرگلاس » بوده ،كه در برگشت افقي از اين قالب ها،محل ميخ تعبيه شده است. با ميخ كردن،اتصال بين قالب كاسه اي با تخته پوش به وجود مي آيد.
ب ) قالب بندي فلز و چوب :
1- در اين روش ، كلاف بندي زير كار از ستون هاي لوله اي ، قيرها و ساير موارد فلزي تشكيل شده است. اين اسكلت توسط جك دنده بالا و پايين مي شود.
2- سطح كلاف بندي فلزي ، توسط چهار تراش پل بندي براي زير تخته پوش انجام شده كه به كلاف بندي فلزي متصل است.
3- قالب هاي فايبر گلاس ، قبلاً روي تخته پوش كف نصب شده است.

ميل گرد گذاري در سقف هاي كاسه اي :
براساس محاسبه ، طول دهانه ، وزن سقف و بارهاي وارده بر سقف ، نوع ميل گرد گذاري مشخص شده و معمولاً به شكل ميل گردهاي عبور كننده از روي يكديگر با رعايت پوشش بتون براي تيرها ( تيرو تيرچه ) در محل قرار داده مي شود.
اتصال ميل گردهاي كششي و فشاري براي تيرها ، توسط خاموت هاي بال كبوتري انجام مي شود.
دردهانه هاي طويل ، ميل گرد شبكه مانند حرارتي براي دال اين سقف نيز به كار مي رود.

بتون ريزي در سقف هاي كاسه اي :
به علت اين كه تيرها داراي ارتفاعي بوده و دال داراي ضخامتي به مراتب كمتر مي باشد، بتون ريزي با عمل ويبراسيون در تيرها تا بُعدي انجام شده ، سپس بتون ريزي براي دال انجام مي گيرد. اين روند ، پي در پي تا پايان بتون ريزي سقف دنبال مي شود.

باز كردن قالب :
در قالب بندي چوبي : گوه ها لق شده و با ضربه زدن به كفپوش تخته اي زير قالب ها ، قالب بندي آغشته به مواد جدا كننده از سقف رها مي شود.

نمونه هاي اجرايي سقف كاسه اي

دال مشبك حفره اي ، جعبه اي :
اصولاً با طويل شدن دهانه دال ، ضخامت آن نيز اضافه شده و معمولاً وزن كف ، تعيين كننده نوع دال و طرح آن مي شود. در اين حالت ، بايد وزن دال حتماً كاهش داده شود. از اين رو مي توان با اجراي دال مشبك حفره اي كه به شكل جعبه هاي توخالي در جوار يكديگرند ، استفاده كرد. اصولاً باربري دال هاي مشبك حفره اي را تيرچه ها « تخت و پر » از دو محور عمودي و افقي ( به شكل تيرهاي دو طرفه كه اصطلاحاً تير و تيرچه گفته مي شود ) تحمل كرده و سبب ايستايي دال و پيشگيري آن از كمانش مي شود.
سقف هاي مشبك حفره اي در شكل هاي مختلف ، مانند دال هاي كاسه اي و چند وجهي گود نيز ساخته مي شوند. ابعاد دال هاي مشبك حفره اي به حدود 9 تا 12 متر مي رسد.

سقف بتوني حفره اي :
زماني كه فاصله ستون هازيادبوده و بارهاي وارده بر سقف نيز فراوان باشند، ازسقف هاي حفره اي استفاده مي شود. اين سقف ها ( كه سقف هاي « مجوف » نير ناميده مي شود ) ، داراي ارتفاع قابل توجهي بوده كه با حفره سازي سقف باعث مي شود اوّلاً سقف ، سبك شده و ثانياً باربري سقف افزايش يابد.
در اين سقف ها ، براي پيشگيري از نيروهاي برشي بين سقف و ستون ، بايد در قسمتي از سقف واقع در اطراف ستون ، چندين حفره كاملاً پر اجرا شود. در اين حالت ، ستون به شكل سرقارچي يا در فرم هاي ديگر به شكل پس نشين و پله اي اجرا مي شود.
شكل ميل گرد گذاري در اين بخش ، از ويژگي خاصي برخوردار است كه سبب گيرداري كامل سقف با ستون شده و پايداري سقف را در اين محل جبران مي كند.
تيغه هاي باربر كه از حفره سازي سقف به دست مي آيد ، ميل گرد گذاري در آن به شكل عبور كننده از دو طرف و با رعايت پوشش بتون روي يكديگر ، سبب اجراي اصولي اين سقف سازي شده ، ضمناً ميل گرد گذاري به شكل شبكه براي دال كم ضخامت نيز اجرا مي شود. در اين سقف سازي ، تيغه هاي سر و ته باريك در بين حفره ها اجرا خواهد شد كه دقيقاً نقش همان اجراي تيرهاي عمودي و افقي يعني « تير و تيرچه » را ايفا مي سازد.

سقف بتوني ساده :

وقتي روي ديوار آجري سقف بتوني اجرا شود ، اين سقف مثل تير دو سر آزاد ( ) به صورت لوله روي دو تكيه گاه جلو و عقب ( كه در حالت عرضي عملكرد دارد ) ، اثر بار و نيرو وارد مي كند. به علت اين كه بين سقف با سفت كاري اتصالي وجود ندارد و از نظر تئوري سقف مي تواند به شكل غلتك عمل كند ، ضخامت سقف افزايش مي يابد. معمولاً نسبت به طول دو تكيه گاه ، به فاصله 3 تا 5/7 متر ، ضخامت سقف بتوني به
حدود 15 تا 30 سانتي متر خواهد رسيد ( شكل 61-6 ).

به علت اينكه سقف با ضخامت بيش از 15 سانتي متر ، مسايلي هم از نظر استاتيكي و هم از نظر اقتصادي پيدا مي كند ، براي اين گونه سقف ها ، تيرهاي باربري طراحي مي شود كه ضخامت سقف را به اندازه قابل توجهي كاهش مي دهند. اين سقف ها ، « تير و تاوه » ناميده مي شود.
ضخامت سقف هاي بتوني با بيشتر از 3 متر دهانه زياد مي شود، بنا به محاسبات ، ميل گرد گذاري به شكل ميل گرد كششي ( راستا ) در ميان آن ها به صورت يك در ميان ، ميل گرد اُتگا نيز ، مورد استفاده قرار مي گيرد. معمولاً ميل گردهاي اُتگا در فاصله اي از تكيه گاه نسبت به دهانه عرضي مشخص شده ، تحت زوايه 45 درجه خمش يافته و به كار مي روند. برگشت ميل گرد اُتگا به طرف بالا و در موازات ميل گرد زيرين كششي در نزديكي تكيه گاه ، به شكل ميل گرد ممان منفي عملكرد دارد.
براي اتصال بيشتر ميل گردهاي كششي و اُتگا از نوع « تورستل » با بتون ، انتهاي ميل گرد ، 90 درجه در اندازه مشخص خم مي شود. اين خمش، براي ميل گردهاي ساده « St37 » به شكل اصطلاحاً كروشه انتهايي 180 درجه خواهد بود.
ميل گردهاي كششي و اُتگا توسط ميل گرد نمره 6 با فاصله حداكثر 30 سانتي متر ، با بستن سيم آرماتور بندي اصطلاحاً مونتاژ مي شود.
پس از پايان ميل گردگذاري ،اجراي « فاصله نگهدار » براي پوشش بتون توسط زيرسري ، الزامي است.
لب بندسازي براي ضخامت بتون به وجود مي آيد ، سپس مبادرت به بتون ريزي مي شود.
به علت اين كه اكثر سقف ها داراي ضخامت كم مي باشند ، عمل ويبراسيون با تخماق زدن بر سطوح زير قالب بندي و همچنين به طور ملايم به ميل گردها انجام خواهد شد. ضمناً مراحل نگه داري بتون و مرطوب سازي آن تا مدت 28 روز ، بايد انجام شود.

عمليات شمع گذاري زير قالب سقف بتني ساده

عمليات شمع گذاري زير قالب سقف بتني ساده

دال هاي بتوني :
دال ، يك لغت فرانسوي است و چون معادل آن در فارسي وجود ندارد ، به همين دليل با اين نام خوانده مي شود. در مواردي ، دال « تاوه » يا « كف » نيز گفته مي شود. عموماً دال ها داراي سطحي تخت بوده كه مي تواند در سطح زمين به منظورهاي گوناگون مانند درپوش كانال ها در اسكلت كانال بتوني از ديوار و دال توأماً ، بتون كف زير زمين ، سطوح فرودگاه و غيره مورد استفاده باشد. امّا استفاده از دال با ضخامتي ثابت روي تيرهاي بتون مسلح و همتراز با آن ها ، در روي تيرهاي فولادي ، روي ستون و ديوارهاي بتون مسلح و غير مسلح ، روي ديوارها با مصالح آجري در شكل هاي گوناگون با ميل گرد گذاري اصولي و محاسباتي اجرا مي شود كه به انواع آن اشاره مي گردد.

دال يك طرفه :
نشست دال از دو طرف متقابل مي تواند به دو لبه تكيه گاه اثر كند ، يعني نيروهاي وارده از دال در جهت عمود بر تيرهاي حمال و باربر واقع شود. اصولاً دال يك طرفه در جهت بُعد عرضي تحت خمش قرار مي گيرد. به اين دليل ، ميل گرد گذاري در اين جهت لازم بوده و در جهت طولي لزومي ندارد. البته براي نگه داري ميل گردهاي اصلي دال ، با ميل گرد با قطر كم مانند نمره 6 در جهت عكس آن ها به فاصله حداكثر 30 سانتي متر با سيم آرماتوربندي بسته شده كه اصطلاحاً مونتاژ گفته مي شود.
ضخامت دال بر اساس ضابطه « مقاومت لنگر خمشي » ، « نيروي برشي » و همچنين « خيز » مشخص شده و ميل گرد گذاري اصلي انجام مي شود.

دال تخت :
در دال تخت ، به علت سادگي در شيوه اجرايي كه بدون استفاده از تير در زير دال مورد بهره گيري است ، هم از نظر كوتاه نشدن ارتفاع زيرين و هم از نظر اقتصادي مقرون به صرفه مي باشد. زيرا در سقف هاي يك طرفه و دو طرفه كه دال و تير توأماً انجام مي شوند ، براي پيشگيري از نمايان شدن تيرهاي ياد شده ، در قسمت زيرين ، بايد از سقف كاذب استفاده شود. ضمناً از نظر اجرا ، دال تخت با قالب بندي ساده فلزي يا چوبي و با سرعت عمل فراوان همراه مي باشد.

دال دو طرفه :
به طوري كه در دال يك طرفه گفته شد ، باربري دال توسط ميل گردها از يك طرف بوده ، از نظر تئوري نيز خمش دال از يك جهت انجام مي شود و باربري « كف » يا « دال » از يك طرف مي باشد. اما در دال هاي دو طرفه ، باربري كف از دو طرف است كه در نتيجه ، خمش و انحناي دال از دو طرف حاصل مي شود و بارهاي حاصل از كف نيز به تير و تكيه گاه منتقل مي گردد؛ بنابراين دال هاي دو طرفه از دو طرف تحت تأثير لنگرهاي خمشي واقع مي شوند، به اين دليل ميل گردهاي خمشي از دو جهت مي توانند اجرا شوند. معمولاً دال هاي دو طرفه در بين تيرهاي دو طرفه واقع مي شوند. يعني نيرهايي كه دو به دو با يكديگر موازي بوده و تقاطع آن ها در كنار ستون انجام مي شود. عموماً دال ها با تيرهاي روي خط ستون داراي صُليب كامل است ؛ به همين دليل كل سازه شامل دال ، تير و ستون مي باشند و در مقابل نيروها و بارهاي جانبي داراي توانايي مطلوبي است ، و بارهاي دال با ايجاد لنگرهاي خمشي و برشي از دو طرف تحمل مي شود.

دال موضعي سرقارچي :
معمولاً دال هاي قارچي به طور مستقيم به ستون تكيه مي كنند. در ساختمان اين نوع دال ، جز در ناحيه اي كه دال قطع مي شود يا در اطراف ديوار پله ها در دال تير به كار نمي رود. در مواردي ، ممكن است ابعاد ستون ، درمحل اتصال با دال زيادتر شودكه دراين حالت، تكيه گاه دال بيشتر خواهد شد. اين پديده سبب كاهش اثر لنگر و برش ايجاد شده در مقطع مي شود.
اصولاًبه اين ناحيه از ستون كه ابعاد بيشتري نسبت به قسمت زيرين دارد و اين قسمت پيش آمده از ستون كه محل اتصال با دال است ، « سر ستون » مي گويند. در مواردي ، ضخامت يكسال دال در محل تكيه گاه با ستون توان تحمل برش انجام شده را ندارد، بنابراين مي توان ضخامت دال را در تكيه گاه زياد كرد. اين مقطع اضافه شده در ناحيه تكيه گاه به دال را نيز «سرستون » مي گويند. مسلماً اضافه ضخامت سرستون سبب اضافه شدن ارتفاع مؤثر دال در ناحيه تكيه گاه خواهد شد ، كه در نتيجه سبب كم شدن فولاد لازم نيز مي شود.

دال تخت سر قارچي :
همان گونه كه قلاً اشاره شد ، در دال هاي تخت به كار گرفته شده در ساختمان هاي مسكوني، تنش هاي برشي قابل توجهي در ناحيه دال و ستون به وجود مي آيد. خطر برش دال نيز در اين ناحيه وجود دارد. براي رفع اين مشكل ، كتيبه اي با مقطع محدود در زير دال در اطراف ستون داده مي شود. مسلماً اين قسمت ، خود داراي نوعي ميل گرد گذاري خاص است كه همراه با ميل گردهاي تحتاني در اطراف ستون ، سبب مقاومت و پايداري در مقابل تنش هاي برشي مي شود. در مواردي ، وجود كتيبه در ناحيه ذكر شده ، تحمل مقابله با تنش هاي برشي را ندارد. در اين شرايط ، از روش « سرستون سازي به شكل سرقارچي » استفاده مي شود كه سبب به وجود آوردن ماهيچه با ابعاد قابل توجهي در اطراف ستون مي شود ؛ اين ماهيچه مي تواند به شكل هرم معكوس در سر ستون و اطراف آن اجرا شود. البته در صورت نياز ، كتيبه اي نيز مي توان روي سطح آن اجرا كرد كه ارتفاع سر ستون قارچي را افزايش مي دهد.

قالب بندي ستون سرقارچي :
معمولاً براي قالب بندي اين گونه ستون ها و بخصوص ناحيه سرقارچ ستون ، بيشتر از قالب بندي چوبي استفاده مي شود. ستون هاي سرقارچي در نبش ها پخ مي شود. به همين دليل ، درون قالب ، تخته اي دود 10 سانتي متر عرض به شكل دو بر پخ تهيه شده ، هر پخ اين تخته در يك بدنه قالب نشست كرده و ميخ مي شود.
اين اجرا در چهارگوشه ، سبب به وجود آمدن ستون هشت ضلعي ( كه چهار ضلع متقابل يكديگر بزرگ و چهار ضلع در پخ ها كوچك اجرا مي شود ) خواهد شد ، كه از اين قالب بندي ، ستوني زيبا به وجود خواهد آمد.
كلاف و بستن بعد از ميل گرد گذاري ، مانند مباني قبل است كه در قالب هاي ستون در فصل چهارم گفته شد و معمولاً توسط تنگ بستن قالب در جاي خود مهار مي شود.

قالب بندي سر ستون :
سر ستون ، از دو قسمت اضافه شدن شيب اوليه و ثانويه تا زير دال قابل اجراست كه به شرح آن مي پردازيم :
دو بدنه قالب مربع مستطيل ، طبق اندازه هاي نقشه اجرايي ساخته مي شود. همچنين طبق نقشة نماي سرستون ، در سمت داخل بدنه هاي مذكور ، دو پشت بند مورب به قالب كوبيده شده كه تركيب ذوذنقه اي به وجود مي آورد. اين دو بدنه ، بدنه هاي خارجي مرحله اوّل سر ستون قارچي مي باشند.
دو بدنه كوچك ذوذنقه اي قالب در ابعاد مشخص ساخته مي شوند كه اين دو بدنه ، داخل و بدنه خارجي با پخ زدن ناحيه سرتاسري دو سر قالب ، در پشت بندهاي مورب طوري نشست خواهند كرد كه در پايين ، مقطع به اندازه مقطع ستون به وجود آورده و در ناحيه بالا مقطعي بزرگ تر به وجود خواهد آورد.
لبه دو بدنه خارجي از چند نقطه سوراخ مي شود و سيم پيچيده عبور داده شده و با پيچش و كلاف قالب سرقارچي ، مراحله اوّل به وجود مي آيد.

منابع

اجراي ساختمان
(عناصر و جزئيات) / حسين زمرشيدي / جلد دوم

جزئيات اجرايي ساختمان
/ سوداگر

شركت خاور سقف مهاباد

دفترچه ي ساخت و ساز در بم
/ به سرپرستي مهندس عليرضا سعيدي

نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 10:45 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1389/04/17

 تولید سازه های پیش ساخته برای استفاده در مناطق دور افتاده

محققان موفق به تولید سازه های پیش ساخته ای شدند که به مولد انرژی خورشید به انرژی الکتریکی و سیستم تصفیه آب مجهز بوده و قابلیت نصب در هر مکانی از کره خاکی را خواهد داشت.به گزارش خبرگزاری مهر، شرکت Envision Solar International به منظور دسترسی آسان به تسهیلات حیاتی در مناطق دورافتاده و کمک به افرادی که در این مناطق زندگی می کنند، سازه های پیش ساخته LifeVillage که قادر به تولید انرژی پاک و بازیافت آب در تمامی نقاط کره زمین خواهد بود را طراحی و ارائه کرد.
به گفته این شرکت، سقف این سازه ها دارای صفحه های فولادی مجهز به سلولهای خورشیدی بوده که انرژی الکتریکی برابر 1.5 الی 4 کیلووات تولید کرده و آن را در باطریهایی برای استفاده در تاریکی ذخیره می کند.
این سیستم همچنین به سیستم داخلی پاکسازی آب مجهز بوده تا آبهای موجود در منطقه را جمع آوری و برای استفاده مجدد پاکسازی کند.
به گفته شرکت تولید کننده قطعات این سازه های پیش ساخته را می توان در دو کانتینر جاسازی کرده و در عرض دو هفته در محل مورد نظر نصب و بنا کرد.
از این ابداع جدید می توان در بنای مدارس، درمانگاهها، منازل مسکونی و مرکز تسهیلات ارتباطاتی از قبیل تلفن همراه، خطوط تلفن، ایستگاه رادیویی و تلویزیونی و دیگر موارد در مناطق دور افتاده استفاده کرد زیرا به گفته سازندگان این سیستم، تمامی گزینه هایی که برای حفظ سلامت، امنیت و بهبود شرایط کلی زندگی مورد نیاز است در این سازه گنجانده شده است.
بر اساس گزارش گیزمگ، قرار است به زودی این ابداع جدید در ساخت ساختمانهایی در سواحل غربی آفریقا به منظور راه اندازی پروژه ای مورد استفاده قرار گیرد. پروژه فوق به درخواست وزارت انرژی در آفریقا قصد دارد تعدادی درمانگاه و مدرسه را در روستای"Cote d’Ivoire " واقع در سواحل غربی این کشور و همچنین منازلی به منظور اقامت پزشکان و معلمان ساکن در آن منطقه ایجاد کند.
نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 10:41 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1389/04/17

مختصری از خانه آبشار

مختصری از خانه آبشار – falling water اثر فرانک لوید رایت – frank loyd wright :

خانه ادوارد- جی- کافمن که به نام خانه آبشار معروف است در سال 1936 در بالای آبشاری در Ohiopyl در پنسیلوانیای آمریکا ساخته شد این خانه اثری جاودانه از معمار معروف فرانک لوید رایت ( Frank Loyd wirght ) می باشد . این خانه یکی از 17 اثری است که انجمن معماران آمریکا برای حفظ فرهنگ خود برگزیده اند تا با حفظ و نگهداری آن به حفظ فرهنگ خود کمک کنند.

این طرح در سال ۱۹۷۷ در نظرخواهی بهترین طرح معماری معاصر، که از سوی مجله   Architecture Record  انجام شد به عنوان نخست دست یافت.
فرانک لوید رایت : "خانه آبشار یکی از بزرگترین هدایای الهی وحاصل تجربه ذهن انسان بر روی کره خاکی است، من فکر می کنم تا به حال هیچ بنایی تا این اندازه با هماهنگی و هارمونی بیان نشده است، مهمترین نکته در آن حفظ آرامش جنگل و رود وصخره است وهمه اینها بعلاوه ساختار خانه شما را به آرامش وگوش دادن به صداها ی گوش نواز دعوت می کنند آن هم نه هر صدایی بلکه صدای موسیقی آب و آبشار. این خانه راهی است برای رسیدن به آرامش"

خانه آبشار مهمترین خانه ی طراحی شده توسط فرانک لوید رایت است و بسیار خوب بیانگر عقیده ی رایت،مبنی بر "یک ساختمان باید جزیی از طبیعتی باشد که در آن واقع شده است "می باشد. این بنای ترکیب شده با منظره ای بی نظیر و شکل یافته از عناصر ساده ای همچون سنگ های طبیعت اطراف بتن شیشه و فولاد به طرزی باورنکردنی با محیط خود همخان شده است.
خانه بر روی آبشار معلق بوده و آب از کنار دیوارهای سنگی آن به پایین می ریزد و خانه که به طرز ماهرانه ای بر روی صخره ی آبشار قرارگرفته،چنان با طبیعت اطراف عجین شده که گویی جزیی از صخره بوده و به صورت ارگانیک،در طول سالیان دراز بوجود آمده است. خانه که برای " ادوارد جی کافمن "، تاجر ثروتمند پیتسبورگی ، ساخته شده بود ، در سال 1962 به سازمان حفاظت از جنگل و منابع طبیعی پنسیلوانیا ی غربی اهدا گردید.

آنچه در خانه آبشار مفهوم ارگانیک را از مستدل بودن هر جزء یا فرم آن فراتر می برد، نخست پیوستگی طبیعی تمام اجزای آن است و سپس آمیختن آنها با مظاهر طبیعت می باشد . وجود آبشاری روان در دل این ساختمان نه تنها آن را شگفت انگیز و تماشایی می کند، بلکه آن را جزئی از طبیعتی می کند که این ساختمان در میان آن بنا شده است .


موارد طراحی و اجرائی که رایت برای این خانه ویلایی در نظر گرفته بود می توان در هشت مورد ذیل خلاصه نمود:- حداقل دخالت در معماری طبیعی
- تلفیق حجم ساختمان با محیط طبیعی به گونه ای که هر یک مکمل دیگری باشند.
- ایجاد فضاهای خارجی بین ساختمان و محیط طبیعی
- تلفیق فضای داخل با خارج
- نصب پنجره های سرتاسری و از بین بردن گوشه اتاق
- استفاده از مصالح محیط طبیعی مانند صخره ها و گیاهان چه در داخل و چه در خارج بنا
- نمایش مصالح به همان گونه که هست، چه سنگ باشد چه چوب و یا آجر
- استمرار نمایش مصالح از داخل به خارج بنا

نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 10:34 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1389/04/17

مختصری از خانه آبشار

مختصری از خانه آبشار – falling water اثر فرانک لوید رایت – frank loyd wright :

خانه ادوارد- جی- کافمن که به نام خانه آبشار معروف است در سال 1936 در بالای آبشاری در Ohiopyl در پنسیلوانیای آمریکا ساخته شد این خانه اثری جاودانه از معمار معروف فرانک لوید رایت ( Frank Loyd wirght ) می باشد . این خانه یکی از 17 اثری است که انجمن معماران آمریکا برای حفظ فرهنگ خود برگزیده اند تا با حفظ و نگهداری آن به حفظ فرهنگ خود کمک کنند.

این طرح در سال ۱۹۷۷ در نظرخواهی بهترین طرح معماری معاصر، که از سوی مجله   Architecture Record  انجام شد به عنوان نخست دست یافت.
فرانک لوید رایت : "خانه آبشار یکی از بزرگترین هدایای الهی وحاصل تجربه ذهن انسان بر روی کره خاکی است، من فکر می کنم تا به حال هیچ بنایی تا این اندازه با هماهنگی و هارمونی بیان نشده است، مهمترین نکته در آن حفظ آرامش جنگل و رود وصخره است وهمه اینها بعلاوه ساختار خانه شما را به آرامش وگوش دادن به صداها ی گوش نواز دعوت می کنند آن هم نه هر صدایی بلکه صدای موسیقی آب و آبشار. این خانه راهی است برای رسیدن به آرامش"

خانه آبشار مهمترین خانه ی طراحی شده توسط فرانک لوید رایت است و بسیار خوب بیانگر عقیده ی رایت،مبنی بر "یک ساختمان باید جزیی از طبیعتی باشد که در آن واقع شده است "می باشد. این بنای ترکیب شده با منظره ای بی نظیر و شکل یافته از عناصر ساده ای همچون سنگ های طبیعت اطراف بتن شیشه و فولاد به طرزی باورنکردنی با محیط خود همخان شده است.
خانه بر روی آبشار معلق بوده و آب از کنار دیوارهای سنگی آن به پایین می ریزد و خانه که به طرز ماهرانه ای بر روی صخره ی آبشار قرارگرفته،چنان با طبیعت اطراف عجین شده که گویی جزیی از صخره بوده و به صورت ارگانیک،در طول سالیان دراز بوجود آمده است. خانه که برای " ادوارد جی کافمن "، تاجر ثروتمند پیتسبورگی ، ساخته شده بود ، در سال 1962 به سازمان حفاظت از جنگل و منابع طبیعی پنسیلوانیا ی غربی اهدا گردید.

آنچه در خانه آبشار مفهوم ارگانیک را از مستدل بودن هر جزء یا فرم آن فراتر می برد، نخست پیوستگی طبیعی تمام اجزای آن است و سپس آمیختن آنها با مظاهر طبیعت می باشد . وجود آبشاری روان در دل این ساختمان نه تنها آن را شگفت انگیز و تماشایی می کند، بلکه آن را جزئی از طبیعتی می کند که این ساختمان در میان آن بنا شده است .


موارد طراحی و اجرائی که رایت برای این خانه ویلایی در نظر گرفته بود می توان در هشت مورد ذیل خلاصه نمود:- حداقل دخالت در معماری طبیعی
- تلفیق حجم ساختمان با محیط طبیعی به گونه ای که هر یک مکمل دیگری باشند.
- ایجاد فضاهای خارجی بین ساختمان و محیط طبیعی
- تلفیق فضای داخل با خارج
- نصب پنجره های سرتاسری و از بین بردن گوشه اتاق
- استفاده از مصالح محیط طبیعی مانند صخره ها و گیاهان چه در داخل و چه در خارج بنا
- نمایش مصالح به همان گونه که هست، چه سنگ باشد چه چوب و یا آجر
- استمرار نمایش مصالح از داخل به خارج بنا

نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 10:33 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1389/04/17

مختصری از خانه آبشار

مختصری از خانه آبشار – falling water اثر فرانک لوید رایت – frank loyd wright :

خانه ادوارد- جی- کافمن که به نام خانه آبشار معروف است در سال 1936 در بالای آبشاری در Ohiopyl در پنسیلوانیای آمریکا ساخته شد این خانه اثری جاودانه از معمار معروف فرانک لوید رایت ( Frank Loyd wirght ) می باشد . این خانه یکی از 17 اثری است که انجمن معماران آمریکا برای حفظ فرهنگ خود برگزیده اند تا با حفظ و نگهداری آن به حفظ فرهنگ خود کمک کنند.

این طرح در سال ۱۹۷۷ در نظرخواهی بهترین طرح معماری معاصر، که از سوی مجله   Architecture Record  انجام شد به عنوان نخست دست یافت.
فرانک لوید رایت : "خانه آبشار یکی از بزرگترین هدایای الهی وحاصل تجربه ذهن انسان بر روی کره خاکی است، من فکر می کنم تا به حال هیچ بنایی تا این اندازه با هماهنگی و هارمونی بیان نشده است، مهمترین نکته در آن حفظ آرامش جنگل و رود وصخره است وهمه اینها بعلاوه ساختار خانه شما را به آرامش وگوش دادن به صداها ی گوش نواز دعوت می کنند آن هم نه هر صدایی بلکه صدای موسیقی آب و آبشار. این خانه راهی است برای رسیدن به آرامش"

خانه آبشار مهمترین خانه ی طراحی شده توسط فرانک لوید رایت است و بسیار خوب بیانگر عقیده ی رایت،مبنی بر "یک ساختمان باید جزیی از طبیعتی باشد که در آن واقع شده است "می باشد. این بنای ترکیب شده با منظره ای بی نظیر و شکل یافته از عناصر ساده ای همچون سنگ های طبیعت اطراف بتن شیشه و فولاد به طرزی باورنکردنی با محیط خود همخان شده است.
خانه بر روی آبشار معلق بوده و آب از کنار دیوارهای سنگی آن به پایین می ریزد و خانه که به طرز ماهرانه ای بر روی صخره ی آبشار قرارگرفته،چنان با طبیعت اطراف عجین شده که گویی جزیی از صخره بوده و به صورت ارگانیک،در طول سالیان دراز بوجود آمده است. خانه که برای " ادوارد جی کافمن "، تاجر ثروتمند پیتسبورگی ، ساخته شده بود ، در سال 1962 به سازمان حفاظت از جنگل و منابع طبیعی پنسیلوانیا ی غربی اهدا گردید.

آنچه در خانه آبشار مفهوم ارگانیک را از مستدل بودن هر جزء یا فرم آن فراتر می برد، نخست پیوستگی طبیعی تمام اجزای آن است و سپس آمیختن آنها با مظاهر طبیعت می باشد . وجود آبشاری روان در دل این ساختمان نه تنها آن را شگفت انگیز و تماشایی می کند، بلکه آن را جزئی از طبیعتی می کند که این ساختمان در میان آن بنا شده است .


موارد طراحی و اجرائی که رایت برای این خانه ویلایی در نظر گرفته بود می توان در هشت مورد ذیل خلاصه نمود:- حداقل دخالت در معماری طبیعی
- تلفیق حجم ساختمان با محیط طبیعی به گونه ای که هر یک مکمل دیگری باشند.
- ایجاد فضاهای خارجی بین ساختمان و محیط طبیعی
- تلفیق فضای داخل با خارج
- نصب پنجره های سرتاسری و از بین بردن گوشه اتاق
- استفاده از مصالح محیط طبیعی مانند صخره ها و گیاهان چه در داخل و چه در خارج بنا
- نمایش مصالح به همان گونه که هست، چه سنگ باشد چه چوب و یا آجر
- استمرار نمایش مصالح از داخل به خارج بنا

نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 10:33 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1389/04/17

تکنولوژی جدید در عایقکاری رطوبتی ساختمان

یکی از مشکلات اساسی که در اکثر سازه ها به چشم می خورد مشکل نم و رطوبت می باشد که در بعضی مواقع خسارات جبران ناپذیری را به ساز ها و ساختمان وارد می نماید و یکی از راهکارهای مقابله با ‎آن عایقکاری رطوبتی می باشد . در ایران با توجه به اقلیم و آب و هوا و نیز وجود منابع عظیم نفتی متداولترین عایق رطوبتی قیر و گونی می باشد که با پیشرفت تکنولوژی این روش جای خود را به عایقهای پیش ساخته ( ایزو گام) داده است . اما با پیشرفت علوم ونیز گرانی مواد نفتی و قیر در بعضی مواقع عایقهای پیش ساخته نیز مقرون به صرفه نبوده و مهندسان را به آن داشت تا از مواد شیمیایی جهت عایق بندی سازه استفاده کنند که هم از نظر اقتصادی و هم از نظر کیفیت و کارایی بتواند با سایر عایقها رقابت کند . بعد از تحقیقات متعدد مهندسان موفق شدند که با استفاده از رزینهای اکریلاتی و استایرنی که با آب حل می شود ، عایق رطوبتی جدیدی بسازند که صورت یک لایه mm 1 روی سطوح مورد نیاز اجرا میشود و انعطاف پذیر نیز می باشد . این مقاله به بررسی و مطالعه عایق جدید و مقایسه آن با سایر عایقهای رطوبتی می پردازد .

 

مقدمه
عایق رطوبتی با قابلیت انعطاف زمینه جدیدی برای مصرف امولسیونی پلیمر پایه آب امروزه مانند قرنها پیش ساخته شده از قیر همچنان بعنوان رایج ترین روش پوشش کف مورد استفاده قرار می گیرد کاربرد قیر و یا آسفالت دشوار و مستلزم صرف وقت زیاد می باشد حتی امولسیونهای ساخته شده از قیر نیز تغییر اندکی را در دشواری این کاربرد ایجاد نموده اند. همانطور که می دانید باید قیروگونی را تا میزان 150 تا 200 درجه سانتیگراد حرارت داد ، ریختن و تسطیح ترکیبی با این درجه حرارت بسیار دشوار می باشد . بنابراین امولسیونهای ساخته شده از قیر با قابلیت کاربرد درجه حرارت نرمال مورد استفاده قرار می گیرد . اینگونه امولسیونهای نفتی در آب حدوداً دارای 50% قیر می باشد . با سفت شدن این امولسیون آب آن تبخیر و قیر بصورت بیندر باقی می ماند . ترکیبات کف سازی بام ، بر پایه امولسیون پلیمرهای جدید عملکرد کاملا‏ً متفاوتی دارند ، شاید مهمترین ویژگی آنها ایجاد یک لایه نازک ( فیلم )با قابلیت انعطاف بعد از خشک شدن باشد.


از جمله مزایای این عایق جدید به شرح زیر است :

1 – فاقد آلودگی و آسیب های فیزولوژی می باشد. 2 – کاربرد آنها ساده است . 3 – رنگ پذیرند . 4 – خطر آتش سوزی ندارند . 5 – چسبندگی خوبی نسبت به سطوح مختلف دارند .


در این مقاله به معرفی عایقهای قیروگونی و عایقهای پیش ساخته ، سپس به معرفی یک نوع عایق جدی که از رزینهای اکریلاتی و استایرنی محلول در آب ساخته شده می پردازد.

عایق رطوبتی قیروگونی:

این عایق یکی از متداولترین عایق مصرفی در ایران می باشد به این علت که در اکثر شهرهای کشور مواد اولیه این عایقکاری به وفور یافت می شود . مواد مورد نیاز در این عایق گونی و قیر می باشد ، که گونی مورد نیاز از کشورهای خارجی وارد می شود و در سه اندازه مختلف به نامهای ، گونی درجه یک ، درجه دو ، درجه سه در بازار یافت می شود . طبق آئین نامه مقررات ملی ایران ( مبحث 5 ) مشخصات گونی ایده آل عبارتند از : گونی باید نو ، ریز بافت ، کاملاً سالم وبدون آلودگی و چروک باشد و وزن آن در هر مترمربع حدود 380 گرم باشد. قیر ماده ایست سیاه رنگ مرکب از هیدروکربنهای آلی با ترکیبات پیچیده که از تقطیر نفت خام بدست می آید.

انواع قیر که در کشور می باشد دو دسته هستند :

الف –1 ) قیرهای جامد که علامت اختصاری آنها A.C است و مستقیماً از تقطیر نفت خام بدست می آید و بر حسب درجه نفوذپذیریشان نامگذاری می شوند و انواع اینگونه قیرها در ایران به شرح زیر می باشد :
قیرهای : 70-60 ، 100-85 ، 150-130 ، 200-180 ، 250 –220 ، 320 –280

الف – 2 ) قیرهای که با هوادادن به یکی از قیرهای نرم فوق تهیه می شوند و عبارتند از : قیرهای : 20 –10 ، 30 –20 ، 50 –40 و در بعضی موارد70 - 60

ب ) قیر جامد اکسید شده که با علامت اختصاری R که معرف انعطاف پذیری قیر است نمایش داده می شود ، این قیر از دمیدن هوا در مخلوطی از قیرهای نرم و مواد روغنی سنگین بدست می آید و بر حسب نقطه نرمی و درجه نفوذپذیری بصورت زیر نامگذاری کرده اند : 25 –85 R ، 15 – 90 R

ویژگیهای عمومی قیرها:

1- غیر قابل نفوذپذیر در مقابل آب و رطوبت

 2- مقاومت در برابر اسیدها، بازها و نمکها

3- چسبندگی                                             


معایب قیر :

قیر در وضعیتهای زیر برخی از خواص خود را از دست می دهد ، به طوریکه نمی توان از آن به خوبی اسفاده کرد : الف ) تجزیه شدن در دمای زیاد و تبدیل آن به ذغال ، توأم با اشتعال ب ) تغییر شکل در مقال فشار و حلالها                                 
مزایای قیرها:

1- صرفه اقتصادی نسبت به بعضی عایقهای رطوبتی و2- اطمینان از نظر کاراییی با توجه به پیشینه مصرف                               

معایب عایق قیروگونی:

1- پوسیدگی این عایق به مرور زمان ، 2 - پارگی بر اثر نشتهای احتمالی ساختمان ، 3- عمر مفید عایق به طور متوسط کمتر از 10 سال بوده و ترمیم متناوب آن با مشکلات اجرایی زیاد و هزینه های قابل توجه همراه است و 4- آلودگی محیط زیست را به دنبال دارد.

عایقهای پیش ساخته ( ایزوگام )

این عایقها معمولاً از مواد اولیه زیر تشکیل می شوند :

1- قیرصنعتی 70-60 ، 2- مواد پلیمری به نام اتکتیک پلی پروپیلن ( APP ) ، 3- یک لایه تیشوی نخدار ( پشم شیشه ) ، 4- یک لایه پلی استر سوزنی ، 5- پودرتالک و در بعضی از این عایقها پودر مس 600 نیز بکار می رود ، 6- فیلم پلی اتیلن و 7- باند و چسب


طبق استاندارد ایران این عایقها به دو دسته تقسیم می شوند :


1- عایقهای رطوبتی پیش ساخته مخصوص پی ساختمان ( عایق پی ) و 2- عایقهای رطوبتی پیش ساخته مخصوص سطوح خارجی ، بدنه استخر و تونلها ( عایق بام )

استاندارد ایران برای هر یک از این عایقها مواردی را معرفی می کند که در این قسمت آمده است :                                     
اجزای تشکیل دهنده عایق پی :

1- لایی : انواع لایی های زیر می توان در این عایق مورد استفاده قرار گیرد :

الف –1 ) فلت الیاف شیشه ( تی ) مطابق مشخصات استاندارد 3891

ب – 1 ) فلت الیاف پلی استر مطابق مشخصات استاندارد 3880

ج – 1 ) منسوج نبافته پلی استر مطابق با استاندارد 3889 همراه فلت الیاف شیشه مطابق مشخصات استاندارد 3891

2- ماده آغشته کننده لایی :

ماده اغشته کننده هر یک ازلایی ها می تواند قیرو یا مخلوطی از قیروافزودنیهای اصلاح کننده باشد.                            
سطح رویین عایق باید به منظور جلوگیری از چشبندگی داخل رول از مواد ریزدانه معدنی مثل پودر تالک و یا میکا پوشیده شود . سطح رویین باید یکواخت و عاری از هر گونه خوردگی و چین وچروک باشد                        
سطح زیرین عایق رطوبتی باید با فیلم پلاستیکی و یا مواد ریزدانه معدنی مثل پودر تالک پوشیده شود .                          


اجزای تشکیل دهنده عایق بام :

متشکل از دو لایه نمدی است که لایه زیرین از فلت الیاف شیشه و لایه رویین از جنس منسوجات پلی استر می باشد ، این دو لایه بوسیله مذاب قیر اصلاح شده با مواد پلیمری اشباع می گردد ، به هنگام بسته بندی برای جلوگیری از چسبندگی هر طرف عایق با مواد ریزدانه و یافیلم پلاستیکی روکش می گردد .

در اینجا لازم است که مشخصات استاندارد بعضی از مواد اولیه عایقهای مذکور را بیان کنیم . منسوج پلی استر که بعنوان لایه اشباع شونده از مذاب قیری در عایقهای رطوبتی پیش ساخته بکار می رود.                    


ویژگیهای پلی استر نبافته :

1.     منسوج باید 100 % از پلی استر تولید شده باشد.

2.     سطح منسوج باید یکنواخت و نسبتاً صاف و هموار باشد .

3.     منسوج در هنگام تا کردن ، تکه تکه و پاره کردن باید نسبتاً عاری از ذرات و مواد خارجی قابل مشاهده باشد.

4.     منسوج باید که در هنگام رول در دمای 10 تا 60 درجه سانتی گراد چسبندگی نداشته باشد .

5.     وزن هر رول نباید از 40 کیلوگرم تجاوز کند .

6.     جذب شیره پلی استر باید یکنواخت ویکدست باشد .

7.     رول ها باید به نحوی بسته بندی شوند که هنگام جابجایی اولاً باز نشوند ، ثانیاً بسته بندی باید منظم و عاری از وجود هر گونه فرورفتگی یا برآمدگی در مقطع بیرونی باشد .

8.     رول ها باید در یک لفاف کاغذی یا پلاستیکی بسته بندی شوند


ویژگیهای فیزیکی پلی استر نبافته :

1. حداقل جرم واحد سطح 105 گرم بر متر مربع ، 2. حداقل مقاومت کششی طولی 200 نیوتن بر 50 میلیمتر،                 
3. حداقل مقاومت کششی عرضی 150 نیوتن بر 50 میلیمتر ، 4. حداقل افزایش نسبی طولی 50 درصد و 5. حداقل افزایش نسبی عرضی 60 درصد و6 . حداکثر کاهش وزن در دمای 105 درجه به مدت 5 ساعت 2 درصدد

ویژگیهای فلت الیاف شیشه ( تیشو ) :

1. فلت الیاف شیشه می بایستی دارای سطحی یکنواخت باشد.

2. فلت الیاف شیشه باید با رزین آغشته و پس از مراحل حرارت دهی کل از نظر شکل ظاهری و رنگ یکنواخت باشد.

3. فلت الیاف شیشه باید دارای نخ های تقویت از جنس شیشه باشد که فواصل معین و یکنواخت بطور پیوسته در تمامی طول فلت ادامه یابد .

4. روی سطح فلت باید هیچگونه خرده شیشه مشاهده نگردد.

5. فلت الیاف شیشه باید عاری از رطوبت بوده ، هنگام باز نمودن رول چسبنده نباشد .

6. فلت نباید براحتی دو پوسته شود و باید لبه های آن صاف و بدون چروک باشد .

ویژگیهای فلت الیاف شیشه

شـــــــرح مــــــیــــــزان واحــــــــد

عرض 55 گرم بر متر مربع

جرم واحد سطح 20 گرم بر متر مربع

حداکثر فاصله نخ های تقویت کننده 20 میلیمتر

حداقل مقاومت کششی طولی 15 کیلوگرم بر 50 میلیمتر

حداقل مقاومت کششی عرضی 2 کیلوگرم بر 50 میلیمتر

حداقل افزایش نسبی طولی 5/1 درصد

حداقل افزایش نسبی عرضی 2/1 درصد

اکثر عایقهای رطوبتی پیش ساخته دارای مشخصات استاندارد زیر می باشند که عبارتند از :

1- وزن یک رول در حدود 43 کیلوگرم و در ابعاد 1 × 10 متر

2- ضخامت از 2 میلیمتر تا 6 میلیمتر که حد استاندارد 4 میلیمتر

3- مقاومت کششی طولی 60-50 و مقاومت کششی عرضی 35-30 کیلوگرم بر 50 سانتی متر

4- افزایش نسبی طولی 16-14 وافزایش نسبی عرضی 10 –8 %

5- مقاومت پارگی طولی 10-9 و مقاومت پارگی عرضی 5-4 کیلوگرم نیرو

6- تاب کششی اتصالات انتهایی 100

7- جذب آب 1 % و کاهش وزن 1 %

8- وزن واحد سطح 2/4 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع

9- انعطاف پذیری در سرما 10- درجه

10- پایداری ابعاد در برابر حرارت 1 متر

11- میزان نفوذناپذیری آب

12- فرسودگی حرارتی در هوا حداکثر افت در دمای انعطاف پذیری 10 درجه

13- مقاومت در برابر اشعه فرابنفش حداکثر افت در دمای انعطاف پذیری 10 درجه

حال در این قسمت لازم است مزایا و معایب این نوع عایقها را نیز ذکر کنیم .

مزایای عایقهای رطوبتی پیش ساخته:

1- سبک بودن به مقدار حدود 4 کیلوگرم بر متر مربع ،2- مقاوم در گرمای 130+ درجه و سرمای 40- درجه                                   
3- دچار پوسیدگی و شکنندگی نمی شوند، 4- دارای قابلیت انعطاف کامل می باشند و 5- بعلت دارا بودن لایه پلی استر در مقابل فشارهای احتمالی از انبساط و انقباض ساختمان مقاوم می باشد.                        


معایب عایقهای رطوبتی پیش ساخته :

1- فاسد شدن عایق بعد از 6 ماه ( از زمان تولید ) بعلت عدم نگهداری مطلوب ( باید بصورت عمودی در دمای 5 تا 35 درجه نگهداری شود ) ، 2- کم بودن طول عمرمفید(طول عمر در حدود 15 سال )3 - گران بودن این عایقها ( عایقهایی که دارای مواد اولیه خارجی می باشند ) ، 4- در موقع ترمیم محل آسیب دیده از سایر جاها بالا می زند و 5- تجزیه شدن بر اثر اشعه ماورابنفش.

در این نوع عایقها (قیروگونی و پیش ساخته ) باید سطح کار عاری از گرد و خاک و رطوبت باشد و اگر سطح آسفالت باشد برای عایقکاری با ایزوگام باید به ازاء هر متر مربع سطح حداقل 300 گرم مشتق قیری رقیق شده در آب یا بنزین روی سطح پخش گردد و اگر سطح سیمانی بود باید به ازاء هر متر مربع سطح حداقل 280 گرم مشتق قیری رقیق شده در آب یا بنزین روی سطح پخش گردد . بعضی از کارخانه های تولید کننده عایقهای پیش ساخته عایق با روکش آلومینیوم نیز تولید می کنند که حدود 85 % از نور و حرارت را منعکس می کند .

بعد از معرفی عایقهای رطوبتی مذکور به معرفی عایق رطوبتی جدید می پردازیم . همانطور که در مقدمه طرح شد گران بودن قیر در سالهای اخیر شرکتهای تولید کننده مواد شیمیایی یک عایق رطوبتی با کارایی وکیفیت بهتر نسبت به سایر عایقها تولید کننده که این تلاشها به ثمر نشست و این عایق در حال حاضر در بازار موجود و از آن استفاده می شود.

مشخصات ساختاری:

اندود عایق SH-765M ماستیکی است بر پایه رزینهای اکریلاتی و استایرنی محلول در آب به همراه افزودنی های لازم جهت پایداری در شرایط جوی متفاوت روی سطوح ساختمانی که بر پایه رزین Mowilith شرکت هوخست آلمان ساخته شده است .

کاربردهای پیشنهادی :

1- پوشش یا اندود انعطاف پذیر عایق در آب و رطوبت ،

2- جایگزین مناسب و اقتصادی به جای قیروگونی ، آسفالت و سایر ایزولاسیون های ساختمانی پایدار،

3- باز دارنده ترکهای سطحی در پوشش نما

4- تقویت روکش های نما.

مشخصات فیزیکی :

مشخصات اندود عایق واحد مقدار

درصد جامد درصد 1- 73

گرانروی با دستگاه بروکفیلد با سوزن 7 دور 20 دمای 23 درجه Pas 372 PH - 9-8

شکل ظاهری : تقریباً سفید

حداقل دمای تشکیل فیلم سانتی گراد صفر

مقاومت کششی :N/mm 2

مشخصات فنی رزین ـ تولید عایق :

پایه رزینی : پلیمری است امولسیونی متشکل از اسید اکریلیک ، متاکریلیک و استایرن ساخت هوخست

با انعطاف پذیری فوق العاده بالا.

مشخصات فنی رزین :

مشخصات فنی رزین هوخست HOECHST واحد مقدار

درصد مواد جامد ( DIN 53189 ) درصد 1+50

گرانروی ( 23 C ISO 2555 ) با دستگاه Brook field محور 5 سرعت 20 دور Mpa . s 3500- 9-8 PH

حداقل دمای تشکیل فیلم MFT C صفر

وزن مخصوص ( ISO 8962 Gr / cm 01/1

مقاومت کششی ( DIN 53455 N/mm 5/2

حداکثر کشش ( DIN 53455 ) درصد 800

دمای شیشه ای Tg C 6-

سنجش مشخصات فیلم رزین طبق آئین نامه DIN- EN23270 در دمای 23 درجه سانتی گراد و رطوبت

نسبی 50 % انجام شده است .

مواد تشکیل دهنده عایق :

1- رزین مخصوص تولید شرکت هوخست بر پایه اکریلیک – استایرن

2- مواد تکمیلی عایق : شامل مواد دیسپرس کننده – امولسی فایر- مواد تنظیم کننده غلظت – مواد نگهدارنده – مواد تنظیم کننده PH - مواد پوشش دهنده فیلم عایق .

3- کمک کننده های مکانیکی

پودرهای معدنی جهت بالابردن مقاومت مکانیکی نفوذ پذیری فیلم حاصل از اندود عایق

الف – کربنات کلسیم ب - پودر تالک ج – پودر کائولن

مشخصات فنی اندود عایق SH 765M :

مشخصات فنی اندود عایق SH 765M واحد مقدار

درصد مواد جامد اندود عایق درصد 72-70

گرانروی pa . s 500-300

حداقل دمای تشکیل فیلم درجه صفر

مقاومت کششی N / mm 2

مقدار پوشش کیلو متر مربع

ضخامت فیلم حاصل Mm 1 PH - 9-8

اندود عایق SH 765M قلیایی است و مقاومت قلیایی بسیار بالایی دارد و لذا در مقابل مواد آهکی از خود مقاومت کافی نشان می دهد . این عایق در مکانهایی که در معرض رطوت می باشد اجرا می شود ولی بدون تردید ثبات سطح زیرین در پایداری محصول تأثیر مستقیم دارد . در مورد ترکیبات پوشش بام ، حداقل آب به اندازه قابلیت انعطاف لایه های نازک امولسیون دارای اهمیت می باشد که این مزایا بخوبی در امولسیون پولیمرموویلیت وی پی 765 تقریباً 50 % وجود دارد .میزان جذب آب یک لایه از این امولسیون به ضخامت خدود 1 میلیمتر ، 10 روز بعد از خشک شدن که به مدت 24 ساعت در آب غوطه ور باشد 5 تا 7 درصد می باشد.

کاربرد‌:
ترکیب پوشش کف بام بر پایه موویلیت وی پی 765 می توان بصورت خمیری باشد و کاربری آن با غلظت و یا قلم مو و یا دستگاه اسپری بسیار آسان است . بطوریکه یک فرد غیر حرفه ای نیز می تواند آن را مصرف نماید . لیکن استفاده از دستگاههای اسپری با فشار زیاد نیازمند تخصص می باشد .تجربیات عملی ما نشان داده است که این امولسیون به سطوح تازه ساخته شده از بتن ، چوب ، موزائیک و آزبست چسبندگی خوبی دارد . قبل از کاربرد این ترکیب سطوح مورد نظر باید تمیز و خشک باشند . سطوح ناصاف و شیبدار باید آماده سازی شوند . برای این منظور می توان امولسین را با آب رقیق و استفاده نمود ، قبل از کاربرد ترکیب بر روی سطوح فلزی باید از مواد ضد خورندگی روی سطوح آهن استفاده نمود برای گرفتن درزه و پر کردن سوراخها ، مخلوط امولسیون پوشش کف با خاک سنگ به نسبت 3 : 1 مورد استفاه قرار می گیرد. ابتدا باید سطح کاملاً تمیز شود ، سپس SH 700P پرایمر را بوسیله قلم مو و یا پیستوله در سطح ساختمانی اجراء می نمائیم ، پس از گذشت یک ساعت اندود SH 765M را به کمک ماله یا کاردک بصورت یکنواخت روی سطح اجراء می کنیم ، ضخامت نهایی عایق باید حدود 1 میلیمتر باشد. برای روان کردن ماستیک می توان از مقدار اندکی آب و یا نفت استفاده کرد .

خشک شدن :

زمان خشک شدن بستگی به ماده ، درجه حرارت هوا ، حرارت سطح مورد نظر ، رطوبت و ضخامت پوشش دارد . به عنوان مثال در هوای با درجه حرارت 25 درجه سانتی گراد و رطوبت 65 % زمان مورد نیاز برای خشک شدن لایه حدود 3 ساعت خواهد بود.

قابلیت انعطاف :

پوشش های کف بام به دلیل تغییرات حرارت هوا در معرض فشار می باشد.بنابراین باید از قابلیت انبساط بالایی برخوردار باشند . پوشش کف بر پایه موویلیت وی پی 765 به ضخامت 5/1 میلیمتر در درجه حرارت 10- در جه سانتی گراد 2 % قابلیت انبساط می باشد.

قابلیت پوشش :

برای پوشش معادل یک متر مربع از لایه به ضخامت 1 تا 5/1 میلیمتر حدودیک کیلوگرم از ترکیب فوق مورد نیاز می باشد .بدیهی است برای لایه بعدی به تعداد کمتری از این ترکیب نیاز خواهد بود . هزینه مواد مصرفی برای این پوشش بیش از ترکیبات قیری می باشد ولی سرعت در کاربرد آن هزینه اضافی را خنثی می کند .

تغییرات شدید هوا :

اگر چه تاکنون تجربیات در زمینه کاربرد این روش پوشش کف در دراز مدت بدست نیامده است ( سطوح خارجی ) آزمایشات متعدد کوتاه مدت در شرایط مختلف آب و هوایی بعمل آمده است .

نمونه ها در معرض شرایط زیر قرار کرفته اند :

1- حدوداً بمدت 20 دقیقه در هوای با دمای 40 درجه سانتی گراد و رطوبت 65 %

2- حدوداً بمدت 30 دقیقه در اشعه مادون قرمز 150 وات حرارت سطح نمونه حدود 65 درجه

3- حدوداً بمدت 5 دقیقه در هوایی با دمای 40 درجه سانتی گراد و رطوبت 65 %

4- حدوداً بمدت 30 دقیقه در آب با دمای 40 درجه سانتی گراد

5- حدوداً بمدت 65 دقیقه دراتاقک سرما با برودت10- درجه سانتی گراد

با بررسی ظاهری پس از 500 ساعت ( 162 نوبت ) آزمایش کوتاه مدت هیچگونه آسیبی در نمونه های بکاررفته در سطوح آزبست ، آلومینیم مشاهده نگردیده است .

پس از 200 ساعت ( 648 نوبت ) آزمایش کوتاه مدت ، قابلیت انبساط و کشیدگی مورد اندازه گیری قرار گرفت ، بطوری که در جدول زیر مشاهده می گردد ، قابلیت کشیدگی ترکیب بعد از این مدت اندکی کاهش

یافته لیکن قابلیت انبساط آن اندکی افزایش یافته است .

دمای محیط هنگام اجراء باید بیش از 5 درجه سانتی گراد باشد .

پس از اجراء تا 72 ساعت از راه رفتن روی عایق اجتناب کنید .

سطح اندود شده را هرگز با اجسام کوبنده و یا نوک تیز ضربه نزنید ، در صورت زخمی شدن سطح آن را باید ترمیم کرد.

روش ترمیم :

در صورت نیاز به ترمیم بخش آسیب دیده می توانید سطح قبلی را نخست با استفاده از پرایمر پوشش داده و سپس مطابق دستوالعمل فوق با استفاده از ماستیک روی محل مورد نظر اجراء نموده و پوشش داد .                                   


شرایط نگهداری :

اندود عایق و پرایمر را می توان به مدت 6 ماه در دمای بین 5 الی 25 درجه در انبار نگهداری کرد.                                   


مزایای این عایق :

1- اجراء سریع و آسان

2- امکان تعویض رنگ آن ،

3- عمر زیاد آن ( در حدود 40- 30 سال ) ،

4- عدم تأثیر گذاری اسیدها ، بازها و سایر مواد شیمیایی بر این نوع عایق ،

5- قیمت مناسب ( هر متر مربع حدوداً 10000 ریال می باشد ) ،

6- انعطاف پذیری فوق العاده بالا

7- عدم آلودگی زیست محیطی

منابع :

روشهای پوشش کف با قابلیت انعطاف ، زمینه های جدید استفاده از امولسیون پلیمر می باشد . انجام آزمایشاتی در ارتباط با طول عمر واقعی این پوشش کف ، قبل از هر گونه ازریابی ضروری است . لیکن مزایای کاربرد در مقایسه با ترکیبات ساخته شده از قیر کاملاً روشن است . تجربیات و نتایج حاصل از آزمایشات نوید آن است که موویلیت وی پی 765 ترکیب بسیار مناسبی برای پوشش کف باشد .

نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 10:30 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1389/04/17

فلسفه و تئوری معماری

فضا وزمان

در نگاه اول فضا نه با حركت ارتباطي دارد و نه با زمان . اما در زبان انگليسي ، طبق فرهنگ آكسفورد ، واژه فضا دست كم از سال 1300 ميلادي به اين طرف ،هر دو معني زماني و مكاني را باهم داشته است . تا پيش از آغاز اين قرن ، فضا و زمان همواره دو مفهوم مجزا به شمار مي آمدند . اما از زمان شكل گيري نظريه هاي نسبيت خاص و عام ، و مفاهيم مجزاي فضا و زمان روز به روز به مفهوم تركيبي فضا _ زمان نزديك تر شده اند . به گفته هرمان مينكو سكي كه در سال 1908 اين مفهوم را مطرح كرد ، فضا _ زمان يك پيوستگي چهار بعدي است كه سه بعد فضا را با بعد زمان تركيب مي كند بنابر اين هر شيء نه تنها بايد طول ، عرض و ارتفاء داشته باشد كه بايد تداوم زماني نيز داشته باشد .

مفهوم زمان
_ زمان كه تداوم در آن مستتر است ، در هنر و معماري با حركت در درون فضا مصداق پيدا مي كند . معماري به معناي مكاني كه موجوديت جسمي يافته است مي تواند زندگي شود و پيموده شود يا مي تواند اندازه گيري مكاني و اندازه گيري زماني شود بدين معنا كه بيننده براي درك كامل فضاي معماري و يك تركيب فضايي بايستي در آن حركت كند تا بتواند آن را از جهات مختلف ببيند و حركت احتياج به رمان دارد . به اين ترتيب زمان اصطلاحآ تبديل به بعد چهارم در ادراك فضا مي شود . به عبارتي بعد چهارم يعني زمان ، به فضا تحرك مي بخشد . روشي كه مي توانيم بعد چهارم ( زمان )را به شكلي معنا دار به فضا وارد كنيم ، اين است كه توجه خود را به فرايند تكامل و تحول فضا معطوف كنيم . دنبال كردن خط سير ساخته شدن و دگر گون شدن فضا به ما اجازه مي دهد كه چهارمين بعد را به درك فضايي خود بيفزاييم از يك سو بايد فضا را در متن روند سياسي و اقتصادي توليد كننده آن برسي كنيم . از سوي ديگر با ديدن فضا به مثابه محصولي اجتماعي ، مي توانيم بعد چهارم را در درك فضايي خود جاي دهيم . چرا كه تحركي در روابط اجتماعي است كه تنها به كار گيري مفهوم فضا _ زمان اين مكان را بوجود مي آورد چنين تحركي به روابط اجتماعي _ فضا ساختي وارد شود . تجربه زيست در فضا ، از موادي است كه زمان در آن نهفته است .

از لحاظ دخالت پارامتر زمان در تدوین فضای معماری دو گونه فضا یا معماری قابل تفكیك است:

ـ برخی از بناها می‌توانند به سادگی پیموده شوند و موجودیت مكانی‌شان برای بیننده آشكار و شناخته شود، یعنی اینكه به ترتیبی باشند كه بیننده بتواند به یكباره بر آن چیره شود. در این بناها اندازه‌گذاری بر زمان و بر مكان در حیطه توانایی‌های تجربه شده انسان در ادراك فضای ساخته شده در انطباق با یكدیگر صورت می‌گیرد و این دو موجودیت همزمان و به موازات یكدیگر طرح‌ریزی می‌شوند. در این حالت، فضای معماری دارای ویژگی سكون است و تصویری را ارائه می‌دهد كه در آن كلیات شكلی مكان از هرنقطه یكسان می‌نماید و شخص را نیاز بر آن نیست كه به قصد شناخت مكان‌های تركیب‌كننده یا تشكیل‌دهنده بنا به باز پیمودن راهی كه پیموده بپردازد.

ـ در بناهایی دیگر، دیدار و گذر در طول و عرض بنا متضمن شناخت موجودیت مكانی آنها نیست و بیننده نمی‌تواند یكباره بر آنها مستولی شود. در این بناها شناخت فضای مكانی تنها هنگامی میسور است كه بیننده نتواند به چگونگی‌های پیوند و تركیب یا آمیزش و مرتبت یافتن پاره‌های مكانی دست یابد، مگر آنكه دو نوبت یا به نوبت‌هایی بیش، از طول و عرض بنا گذر كند. و روشن است كه منظور نه گذر كردن مجدد به معنای عینی یا قراردادی‌اش، بلکه بازخوانی ویژگی‎های شكلی بنا از دیدگاه‌هایی متفاوت و در اوقات مختلف است.
raha آفلاین است  
فضا وزمان

در نگاه اول فضا نه با حركت ارتباطي دارد و نه با زمان . اما در زبان انگليسي ، طبق فرهنگ آكسفورد ، واژه فضا دست كم از سال 1300 ميلادي به اين طرف ،هر دو معني زماني و مكاني را باهم داشته است . تا پيش از آغاز اين قرن ، فضا و زمان همواره دو مفهوم مجزا به شمار مي آمدند . اما از زمان شكل گيري نظريه هاي نسبيت خاص و عام ، و مفاهيم مجزاي فضا و زمان روز به روز به مفهوم تركيبي فضا _ زمان نزديك تر شده اند . به گفته هرمان مينكو سكي كه در سال 1908 اين مفهوم را مطرح كرد ، فضا _ زمان يك پيوستگي چهار بعدي است كه سه بعد فضا را با بعد زمان تركيب مي كند بنابر اين هر شيء نه تنها بايد طول ، عرض و ارتفاء داشته باشد كه بايد تداوم زماني نيز داشته باشد .

مفهوم زمان
_ زمان كه تداوم در آن مستتر است ، در هنر و معماري با حركت در درون فضا مصداق پيدا مي كند . معماري به معناي مكاني كه موجوديت جسمي يافته است مي تواند زندگي شود و پيموده شود يا مي تواند اندازه گيري مكاني و اندازه گيري زماني شود بدين معنا كه بيننده براي درك كامل فضاي معماري و يك تركيب فضايي بايستي در آن حركت كند تا بتواند آن را از جهات مختلف ببيند و حركت احتياج به رمان دارد . به اين ترتيب زمان اصطلاحآ تبديل به بعد چهارم در ادراك فضا مي شود . به عبارتي بعد چهارم يعني زمان ، به فضا تحرك مي بخشد . روشي كه مي توانيم بعد چهارم ( زمان )را به شكلي معنا دار به فضا وارد كنيم ، اين است كه توجه خود را به فرايند تكامل و تحول فضا معطوف كنيم . دنبال كردن خط سير ساخته شدن و دگر گون شدن فضا به ما اجازه مي دهد كه چهارمين بعد را به درك فضايي خود بيفزاييم از يك سو بايد فضا را در متن روند سياسي و اقتصادي توليد كننده آن برسي كنيم . از سوي ديگر با ديدن فضا به مثابه محصولي اجتماعي ، مي توانيم بعد چهارم را در درك فضايي خود جاي دهيم . چرا كه تحركي در روابط اجتماعي است كه تنها به كار گيري مفهوم فضا _ زمان اين مكان را بوجود مي آورد چنين تحركي به روابط اجتماعي _ فضا ساختي وارد شود . تجربه زيست در فضا ، از موادي است كه زمان در آن نهفته است .

از لحاظ دخالت پارامتر زمان در تدوین فضای معماری دو گونه فضا یا معماری قابل تفكیك است:

ـ برخی از بناها می‌توانند به سادگی پیموده شوند و موجودیت مكانی‌شان برای بیننده آشكار و شناخته شود، یعنی اینكه به ترتیبی باشند كه بیننده بتواند به یكباره بر آن چیره شود. در این بناها اندازه‌گذاری بر زمان و بر مكان در حیطه توانایی‌های تجربه شده انسان در ادراك فضای ساخته شده در انطباق با یكدیگر صورت می‌گیرد و این دو موجودیت همزمان و به موازات یكدیگر طرح‌ریزی می‌شوند. در این حالت، فضای معماری دارای ویژگی سكون است و تصویری را ارائه می‌دهد كه در آن كلیات شكلی مكان از هرنقطه یكسان می‌نماید و شخص را نیاز بر آن نیست كه به قصد شناخت مكان‌های تركیب‌كننده یا تشكیل‌دهنده بنا به باز پیمودن راهی كه پیموده بپردازد.

ـ در بناهایی دیگر، دیدار و گذر در طول و عرض بنا متضمن شناخت موجودیت مكانی آنها نیست و بیننده نمی‌تواند یكباره بر آنها مستولی شود. در این بناها شناخت فضای مكانی تنها هنگامی میسور است كه بیننده نتواند به چگونگی‌های پیوند و تركیب یا آمیزش و مرتبت یافتن پاره‌های مكانی دست یابد، مگر آنكه دو نوبت یا به نوبت‌هایی بیش، از طول و عرض بنا گذر كند. و روشن است كه منظور نه گذر كردن مجدد به معنای عینی یا قراردادی‌اش، بلکه بازخوانی ویژگی‎های شكلی بنا از دیدگاه‌هایی متفاوت و در اوقات مختلف است.
 
فضا چیست؟

فضا (Space) واژه‌ای است كه در زمینه‌های متعدد و رشته‌های گوناگون از قبیل فلسفه، جامعه‌شناسی، معماری و شهرسازی بطور وسیع استفاده می‌شود. لیكن تكثّر كاربرد واژه فضا به معنی برداشت یكسان از این مفهوم در تمام زمینه‌های فوق نیست، بلكه تعریف فضا از دیدگاه‌های مختلف قابل بررسی است. مطالعات نشان می‌دهد با وجود درك مشتركی كه به نظر می‌رسد از این واژه وجود دارد، تقریباً توافق مطلقی در مورد تعریف فضا در مباحث علمی به چشم نمی‌خورد و این واژه از تعدد معنایی نسبتاً بالایی برخوردار است و تعریف مشخص و جامعی وجود ندارد كه دربرگیرنده تمامی جنبه‌های این مفهوم باشد. از این رو در این یادداشت به ذکر برخی کلیات در مورد مفهوم فضا بسنده می‎کنیم.
فضا یك مقوله بسیار عام است. فضا تمام جهان هستی را پر می‌كند و ما را در تمام طول زندگی احاطه كرده‌ است. فضا به محیط زیست اطراف ما احساس راحتی و امنیت می‌بخشد كه اهمیت آن در یك زندگی لذت‎بخش از نور آفتاب و محلی برای آرامش كمتر نیست.
هركاری كه انسان انجام می‌دهد، دارای یك جنبه فضایی نیز است، به عبارتی هر عملی كه انجام می‌شود، احتیاج به فضا دارد. دلبستگی بشر به فضا از ریشه‌های عمیقی برخوردار است. این دلبستگی از نیاز انسان به ایجاد ارتباط با سایر انسانها كه از طریق زبان‎های گوناگون صورت می‌پذیرد، سرچشمه می‌گیرد. همچنین بشر خود را با استفاده از فیزیولوژی و تكنولوژی، با اشیاء فیزیكی وفق می‌دهد و از این طریق یك رابطه و تعادل پویا بین انسان و محیط (اشیاء)، علاوه بر ارتباط میان انسانها، بوجود می‌آید. این اشیاء بر‌ اساس یك سری روابط خاص به درونی و بیرونی، دور و نزدیك، منفرد و متحد، پیوسته و گسسته تقسیم شده‌اند. برای اینكه بشر بتواند به تصورات و ذهنیات خود عینیت بخشد، بایستی كه این روابط را درك كند و آنها را در قالب یك مفهوم فضایی هماهنگ نماید. لذا فضا بیانگر نوع ویژه‌‌ای از ایجاد ارتباط نیست، بلكه صورتی است جامع و دربرگیرنده هر نوع ایجاد ارتباط، چه میان انسانها و چه میان انسان و محیط.
فضا ماهیتی جیوه مانند دارد كه چون نهری سیال، تسخیر و تعریف آن را مشكل می‌نماید. اگر قفس آن به اندازه كافی محكم نباشد، براحتی به بیرون رسوخ می‎كند و ناپدید می‌شود. فضا می‌تواند چنان نازك و وسیع به نظر آید كه احساس وجود بعد از بین برود (برای مثال در دشتهای وسیع، فضا كاملاً بدون بعد به نظر می‌رسد) و یا چنان مملو از وجود سه بعدی باشد كه به هر چیزی در حیطه خود مفهومی خاص بخشد.
با اینکه تعریف دقیق و مشخص فضا دشوار و حتی ناممکن است، ولی فضا قابل اندازه‌گیری است. مثلاً می‌گوییم هنوز فضای كافی موجود است یا این فضا پر است. نزدیكترین تعریف این است كه فضا را خلائی در نظر بگیریم كه می‌تواند شیء را در خود جای دهد و یا از چیزی آكنده شود.
نكته دیگری كه در مورد تعریف فضا باید خاطرنشان كرد، این است كه همواره بر اساس یك نسبت كه چیزی از پیش تعیین شده و ثابت نیست، ارتباطی میان ناظر و فضا وجود دارد. بطوری‌كه موقعیت مكانی شخص، فضا را تعریف می‌كند و فضا بنا به نقطه دید وی به صورت‌های مختلف قابل ادراك می‌باشد.
 
سیر تحول تاریخی مفهوم فضا 1

فضامفهومی است که از دیرباز مورد توجه بسیاری از اندیشمندان قرار گرفته و در دوره های مختلف تاریخی بر اساس رویکردهای اجتماعی و فرهنگی رایج به شیوه های گوناگون تعریف شده است.

مصری‌ها و هندی‌ها با اینکه نظرات متفاوتی در مورد فضا داشتند، اما در این اعتقاد اشتراك داشتند كه هیچ مرز مشخصی بین فضای درونی تصور (واقعیت ذهنی) با فضای برونی (واقعیت عینی) وجود ندارد. در واقع فضای درونی و ذهنی رویاها، اساطیر و افسانه‌ها با دنیای واقعی روزمره تركیب شده بود. آنچه بیش از هر چیز در فضای اساطیری توجه را به خود معطوف می‌كند، جنبه ساختی و نظام یافته فضاست، ولی این فضای نظام یافته مربوط به نوعی صورت اساطیری است كه برخاسته از تخیل آفریننده‌ می‌باشد.

در زبان یونانیان باستان، واژه‌ای برای فضا وجود نداشت. آنها بجای فضا از لفظ مابین استفاده می‌كردند. فیلسوفان یونان فضا را شیء بازتاب می‌خواندند. پارمیندز وقتی كه دریافت، فضای به این صورت را نمی‌توان تصور كرد، آن را بدین دلیل كه وجود خارجی ندارد، به عنوان حالتی ناپایدار معرفی كرد. لوسیپوس نیز فضا را اگرچه از نظر جسمانی وجود خارجی ندارد، لیكن حقیقی تلقی نمود.

افلاطون مسئله را بیشتر از دیدگاه تیمائوس بررسی كرد و از هندسه به عنوان علم الفضاء برداشت نمود، ولی آن را به ارسطو واگذاشت تا تئوری فضا (توپوز) را كامل كند.
از نظر ارسطو فضا مجموعه‌ای از مكان‌هاست. او فضا را به عنوان ظرف تمام اشیاء توصیف می‌نماید. ارسطو فضا را با ظرف قیاس می‌كند و آن را جایی خالی می‌داند كه بایستی پیرامون آن بسته باشد تا بتواند وجود داشته باشد و در نتیجه برای آن نهایتی وجود دارد. در حقیقت برای ارسطو فضا محتوای یك ظرف بود.

لوكریتوس نیز با اتكاء به نظریات ارسطو، از فضا با عنوان خلاء یاد نمود. او می‌گوید: همه كائنات بر دو چیز مبتنی است: اجرام و خلاء، كه این اجرام در خلاء مكانی مخصوص به خود را دارا بوده و در آن در حركت‌اند.

بعدها تئوری های مربوط به فضا بر اساس هندسه اقلیدسی بیان می‌شد، بطوری‌كه مشخصه تفكر یونانیان در مورد فضا در تفكرات اقلیدس یا هندسه اقلیدسی قابل مشاهده است. اقلیدس با جمع آوری كلیه قضایای مربوط به هندسه در میان مصری‌ها، بابلی‌ها و هندوها علم جدید هندسه را پایه‌گذاری نمود كه سیستمی مبتنی بر انتزاع ذهنی بود. فضای اقلیدسی فضایی یكسان، همگن و پیوسته بود كه در آن هیچ چاله، برآمدگی یا انحنایی وجود نداشت. فضای اقلیدسی، فضایی قابل اندازه‌گیری بود.

با توجه به آنچه گفته شد، در یونان و بطور كلی در عهد باستان دو نوع تعریف برای فضا مبتنی بر دو گرایش فكری قابل بررسی است

1. تعریف افلاطونی كه فضا را همانند یك هستی ثابت و از بین نرفتنی می‌بیند كه هرچه بوجود آید، داخل این فضا جای دارد.

2. تعریف ارسطویی كه فضا را به عنوانtopos یا مكان بیان می‌كند و آن را جزئی از فضای كلی‌تر می‌داند كه محدوده آن با محدوده حجمی كه آن را در خود جای داده است، تطابق دارد.
تعریف افلاطون موفقیت بیشتری از تعریف ارسطو در طول تاریخ پیدا كرد و در دوره رنسانس با تعاریف نیوتن تكمیل شد و به مفهوم فضای سه‌بعدی و مطلق و متشكل از زمان و كالبدهایی كه آن را پر می‌كنند، درآمد.

بر خلاف لایب‎نیتز، نیوتن به فضایی متشكل از نقاط و زمانی متشكل از لحظات باور داشت كه وجود این فضا و زمان مستقل از اجسام و حوادثی بود كه در آنها قرار می‌گرفتند. در اصل، او قائل به مطلق بودن فضا و زمان (نظریه فضای مطلق) بود. به عقیده نیوتن فضا و زمان اشیایی واقعی و ظرف‎هایی به گسترش نامتناهی هستند. درون آنها كل توالی رویدادهای طبیعی در جهان، جایگاهی تعریف شده می‌یابند. بدین ترتیب حركت یا سكون اشیاء در واقع به وقوع می‌پیوندد و به رابطه آنها با تغییرات دیگر اجسام مربوط نمی‌شود
سیر تحول تاریخی مفهوم فضا2

جیوردانو برونو (Giordano Bruno) در قرن شانزدهم با استناد به نظریه كپرنیك، نظریه‌هایی در مقابل نظریه ارسطو عنوان كرد. به عقیده او فضا از طریق آنچه در آن قرار دارد (جداره ها)، درك می‎شود و به فضای پیرامون یا فضای مابین تبدیل می‌گردد. فضا مجموعه‌ای است از روابط میان اشیاء و ـ آن‎گونه كه ارسطو بیان داشته است ـ حتماً نمی‎بایست كه از همه سمت محصور و همواره نهایتی داشته باشد.

در اواخر قرون وسطی و رنسانس، مجدداً مفهوم فضا بر اساس اصول اقلیدسی شكل گرفت. در عالم هنر، جیوتو نقش مهمی را در تحول مفهوم فضا ایفا كرد، بطوری‌كه او با كاربرد پرسپكتیو بر مبنای فضای اقلیدسی، شیوه جدیدی برای سازمان‎دهی و ارائه فضا ایجاد كرد.

با ظهور دوره رنسانس، فضای سه‌بعدی به عنوان تابعی از پرسپكتیو خطی معرفی گردید كه باعث تقویت برخی از مفاهیم فضایی قرون وسطی و حذف برخی دیگر شد. پیروزی این شكل جدید از بیان فضا باعث توجه به وجود اختلاف بین جهان بصری و میدان بصری و بدین ترتیب تمایز بین آنچه بشر از وجود آن آگاه است و آنچه می‌بیند، شد.

در قرون هفدهم و هجدهم، تجربه‌گرایی باروك و رنسانس، مفهوم پویاتری از فضا را بوجود آورد كه بسیار پیچیده‌تر و سازماندهی آن مشكل‌تر بود. بعد از رنسانس به تدریج مفاهیم متافیزیكی فضا از مفاهیم مكانی و فیزیكی آن جدا و بیشتر به جنبه‌های متافیزیكی آن توجه شد، ولی برعكس در زمینه‌های علمی، مفهوم مكانی فضا پررنگ‌تر گشت.

دكارت از تأثیرگذارترین اندیشمندان قرن هفدهم، در حدفاصل بین دوران شكوفایی كلیسا از یك‌سو و اعتلای فلسفه اروپا از سویی دیگر، می‌باشد. در نظریات او بر خصوصیت متافیزیكی فضا تأكید شده‌است، ولی در عین حال او با تأكید بر فیزیك و مكانیك، اصل سیستم مختصات راست‌گوشه (دكارتی) را برای قابل شناسایی كردن فاصله‌ها بكار برد كه نمودی از فرضیه مهم اقلیدس درباره فضا بود. در روش دكارتی همه سطوح از ارزش یكسانی برخوردارند و اشكال به عنوان قسمت‎هایی از فضای نامتناهی مطرح می‌شوند. تا پیش از دكارت، فضا تنها اهمیت و بعد كیفی داشت و مكان اجسام به كمك اعداد بیان نمی‌شد. نقش عمده او دادن بعد كمی به فضا و مكان بود.

لایب‌نیتز از طرفداران نظریه فضای نسبی بود و اعتقاد داشت، فضا صرفاً نوعی سیستم است كه از روابط میان چیزهای بدون حجم و ذهنی تشكیل می‌شود. او فضا را به عنوان نظام اشیای همزیست یا نظام وجود برای تمام اشیایی كه همزمان‌اند، می‌دید.

بر خلاف لایب‎نیتز، نیوتن به فضایی متشكل از نقاط و زمانی متشكل از لحظات باور داشت كه وجود این فضا و زمان مستقل از اجسام و حوادثی بود كه در آنها قرار می‌گرفتند. در اصل، او قائل به مطلق بودن فضا و زمان (نظریه فضای مطلق) بود. به عقیده نیوتن فضا و زمان اشیایی واقعی و ظرف‎هایی به گسترش نامتناهی هستند. درون آنها كل توالی رویدادهای طبیعی در جهان، جایگاهی تعریف شده می‌یابند. بدین ترتیب حركت یا سكون اشیاء در واقع به وقوع می‌پیوندد و به رابطه آنها با تغییرات دیگر اجسام مربوط نمی‌شود.
raha آفلاین است  
 
سیر تحول تاریخی مفهوم فضا3

1800 سال بعد از ارسطو، كانت فضا را به عنوان جنبه‌ای از درك انسانی و متمایز و مستقل از ماده، مورد توجه قرار داد. او جنبه‌های مطلق فضا و زمان در نظریه نیوتن را از مرحله دنیای خارجی تا ذهن انسان گسترش داد و نظریات فلسفی خود را بر اساس آنها پایه‌گذاری كرد. به عقیده كانت، فضا و زمان مسائل مفهومی و شهودی هستند كه دقیقاً در ذهن انسان و در ساختار فكری او جای دارند و از ارگان‎های ادراك محسوب می‌شوند و نمی‌توانند قائم به ذات باشند. فضا مفهومی تجربی و حاصل تجارب بدست آمده در دنیای بیرونی نیست. می‌توانیم صرفاً فضا را از دیدگاه انسان تعریف كنیم. فرای وضعیت ذهنی ما، بازنمودهای فضا به هر شكلی كه باشد، معنایی ندارد، چون كه نه نشانگر هیچ یك از ویژگی‌ها و مقادیر فضاست و نه نشانی از آنها در رابطه‌شان با یكدیگر. بدین ترتیب و با این دیدگاه آن چه ما اشیای خارجی می‌نامیم، هیچ چیز دیگری جز نمودهای صرف احساس‌های ما نیستند كه شكل‌شان فضاست.

در پایان این یادداشت بهتر است به دیدگاه سه تن از فلاسفه معاصر درباره فضا اشاره گردد.

هگل به حقیقت فضا و زمان معتقد نبود. در نظر او زمان صرفاً توهمی است كه ناشی از عدم توانایی ما در دیدن كل است. در فلسفه برگسون نیز فضا به عنوان مشخصه ماده از قطع جریانی برمی‌خیزد كه حقیقت است. برعكس زمان خصوصیت اساسی زندگی یا ذهن است. به عقیده او زمان، زمان ریاضی نیست، بلكه تجمع همگن لحظات است و زمان ریاضی در واقع شكلی از فضاست.
هایدگر یکی دیگر از فیلسوفان معاصر در تبیین واژه فضا (Raum,Rwm) بر این عقیده است كه فضا به معنی جایی است كه برای جای‌گیری آماده باشد. فضا به چیزی كه یك محدوده و افق رهاست، جا می‌دهد. این تعریف از فضا، می‌تواند تا حدودی با مفهوم مادی فضا، فضایی و جایی كه هنوز توسط اشیاء فضایی و مكانی صورت تحقق نیافته است، منطبق باشد. با این حال هایدگر این جا بین بعد مادی فضا و بعد صوری فضا تمییز خلط می‌كند. او می‌گوید كه فضا در ذات خود همان است كه جا از برای آن (for which) ساخته شده است. این تعریف از فضا مستلزم تصوری از فضا است كه صورت فضا پیش از این كه تحقق یابد، وجود داشته است كه برای آن جا ساخته شود. این تصویر از فضا صرفاً آن را انتزاعی می‌سازد. زیرا برای آن كه برای فضا پیش از تحقق صوری آنجا بوجود آید، باید آن را صرفاً در ذهن انتزاع كرد
فضا : عنصري براي هنر و معماري

خصوصيت مهم معماري كه آن را از ساير فعاليت هاي هنري متمايز مي گرداند ،عملكرد سه بعدي آن مي باشد كه انسان را در درون خود جاي مي دهد . نقاشي دو بعدي است ، حتي اگر بتوان سه يا چهار بعد را نيز به آن القاء كرد مجسمه نيز با اينه داراي سه بعد است ،اما انسان سه بعد آن را از بيرون مشاهده و درك مي كند . ليكن معماري به يك مجسمه بزرگ شبه است كه داخل آن را خالي كرده اند تا انسان در درون آن زندگي نمايد . از اين رو معماري فقط هنر يا تنها تصويري از زندگي تاريخي يا از زندگي اي كه ما گذراندهايم و يا ديگران گذرانده اند ، نيست ، بلكه بيش از هر چيز ديگر نوعي محيط است ، نوعي صحنه است ، جايي است كه زندگي ما در آن جريان مي يابد . فضاي معماري فضايي است كه ظرف فعاليت هاي روزمره بشر محسوب مي شود و رابطه انسان با فضاي معماري ، رايطه اي روز مره و مستمر است . به اعتقاد اكثر نظريه پر دازان ، فضا به عنوان يك منبع لايتناهي و در دسترس ، موضوع و ماده جوهري معماري به شمار مي رود . عموم معماران ، فضا را اصلي ترين يا يكي از اصلي ترين عناصر معماري مي شناسند . چنان كه سرد نيس لاسدن فضا را به عنوان بغرنج ترين جنبه معماري ، ليكن عصاره آن معرفي مي كند از ديد گاه وي ،فضا سر منزلي است كه معماري بايد به سوي آن حركت كند . بنابر اين در نظر او فضا در معماري هدفي نهايي محسوب مي شود . زيگفريد گيديون) sigfried giedion) نيزدر كتاب مشهور خود فضا ، زمان و معماري ، از فضا به عنوان بحث اصلي و مر كزي معماري ياد مي كند .

تعاريف مختلفي كه تا كنون از معماري ارايه شده است ، اغلب به گونه اي بر اهميت فضا در معماري تآكيد مي كنند ، بطوري كه وجه مشترك بسياري از اين تعاريف ، در تعريف معماري به عنوان فن سازماندهي فضا است . به عبارت ديگر موضوع اصلي معماري اين است كه چگونه فضا را با استفاده از انواع مصالح و روش هاي مختلف ، به نحوي خلاق سازمان دهي كنيم . به عقيده برونوزوي(bruno zevi) معماري هنر ساختن فضا مي باشد . از ديد گاه اگوست پره(auguste perret) معماري هنر سازمان دهي فضاست كه اين هنر از راه ساختمان بيان مي شود . ادوارد ميلراپژوكوم (edvard miller upjokom) نيز معماري را هنر ساختن و هدف كلي آن را محصور كردن فضا براي استفاده بشر تعريف مي كند .

از ديد گاه تاريخي نيز بخش مهمي از تحول معماري در دوره هاي مختلف ، از دگرگوني مباني تنظيم و تدوين فضا نشآت گرفته است . نگاهي به تاريخ معماري ملل مختلف در قرون گذشته بيانگر اين واقعيت است كه عامل ايجاد تحولات اساسي در معماري ، دگرگوني روش هاي سازمان دهي فضايي بوده است ، نه تغيير در سليقه و زيبايي شناسي . از اين رو نيكو لاسپو زنر تاريخ معماري را تاريخ شكل گيري فضا به دست انسان مي داند .
 
فضا :عنصر اصلي معماري

معماري در همه اعصار با روشنايي فضا ، چند زماني فضا ، خلوص فضا ، سبكي و سنگيني فضا ، تنوع فضا ، چند ارزشي بودن فضا ، غناي فضا واين قبيل مفاهيم در گير بوده است و براي تحقق اين مفاهيم هيچگونه سختگيري در كاربرد روش ها و مصالح اعمال نمي كند . از اين رو هر جا اسمي از معماري به ميان مي آيد و بحثي در اين زمينه مطرح مي گردد ، مقوله فضا نيز به نوعي در كنار معماري قرار مي گيرد . خصو صآ در سال هاي اخير مسآله فضا در معماري مورد توجه ويژه قرار گرفته و مباحث فضا و سازماندهي فضايي ، محور بخش عمدهاي از مطالعات معاصر معماري را تشكيل داده است .

علاوه بر فضا ، مسايل مختلف اجتماعي ، عملكردي، ساختماني و تزييني نيز از مؤلفه هاي لازم در شكل گيري معماري هستند،اما براي تشخيص ارزش هاي معماري كافي نيست ، زيرا مايه و جواهر معماري فضاست . چهار نماي خانه ،كليسا و يا ساختماني عظيم هر چقدر هم زيبا باشد ، فقط جعبه اي است كه در داخل خود گوهر گرانبهاي معماري يعني فضا را محصور كرده است . ممكن است كه روي اين جعبه با ظرافت كار شده باشد ، با مهارت كنده كاري شده و يا با سليقه اي خاص تزيين شده باشد ، اما به هر حال جعبه است. هر بنايي شامل يك جعبه ساخته شده است كه مظروف يا محتواي ان فضاي داخل بناست .

با توجه به آنچه گفته شد ، فضا عنصر اساسي معماري است و توانايي ادراك بنا و يافتن كليد فهم آن وابسته به شناخت فضاست . تا زماني كه قادر نباشم جايگاه نظري فضا را در معماري بفهميم و آن را به مثابه عنصري اساسي در نقد معماري بكار ببريم ، با همان زبان نقد نقاشي و مجسمه سازي بنا ها را مورد نقد قرار خواهيم داد وبه ستايش و تمجيد از بناها يي خواهيم پرداخت كه به طور انتزاعيتصور گشته اند ، نه آن بناها يي كه بطور ملموس طراحي و ساخته شدهاند . بي تو جهي به مسآله فضا باعث گرديده است كه در موارد بسياري به بناي ساخته شده بيشتر از طريق ديوار ها و سطوح محصور كننده توجه شود تا از طريق فضاي معماري آن . بخش وسيعي از تاريخ معماري نيز به تاريخ اجتماعي و فرهنگي اختصاص يافته و در مورد معماري و جوهره فضايي آنچنين كاري صورت نگرفته است . از اين رو جا دارد كه در تيوري و طراحي معماري مسآله مهم و تآثير گذار فضا بيش ازپيش مورد توجه قرار گيرد تا از اين طريق بتوان معماري را از يك حجم گرافيكي صلب به فضاي مطلوب و دلنشين براي زندگي تبديل نمود . تجربه تاريخي نيز نشان داده است تنها بنا هايي بر جنبش معماري تآثير گذاشته و به ماندگاري دست يافته اند كه در كنار ساير مسا يل مرتبط بامعماري ، به اساس و جوهره آن يعني طراحي فضا نيز توجه نموده اند .
 
انسان و فضای معماری

معماری اجتماعی‌ترین هنر بشری است. به غیر از دوران گردآوری خوراك، حضور فضا، بنا و شهر از گذشته تا امروز و در آینده، لحظه‌ای از زندگی روزمره آدمیان غایب نبوده و نخواهد بود.

بشر نیازمند فضایی است كه او را در مقابل تأثیرات محیط محافظت نماید. این نیاز از ابتدای زندگی تا به امروز تغییر چندانی نداشته است. این فضای محافظ یا همان فضای معماری، مركزی است كه بر مبنای آن تمامی ارتباطات فضایی شكل یافته و سنجیده می‌شوند. ارتباطات فضایی بین افراد، سیستمی است پیچیده از تمایل به نزدیكی، فرار، نادیده گرفتن، توجه نكردن و ... ، به این دلیل فضای معماری نمی‌تواند تنها با توجه به فضایی ریاضی طرح شده باشد، بلكه لازم است طرح فضا به ترتیبی باشد كه تمامی ارتباطات اجتماعی ـ روانی انسانها تقویت شوند یا اینكه لااقل برای آنها مزاحمتی ایجاد نشود.

مفهوم فضای ساخته شده یا فضای كالبدی به معنای كلیه شكلهای كالبدی قابل لمسی كه انسان‎ها به وجود می‌آورند و یا تغییر شكل‎هایی كه در همین زمینه اعمال می‌كنند، می‌تواند به صورت یك مفصل بین فضای كالبدی ـ طبیعی و فضای زیستی انسانها تعریف شود. این فضا نقطه شروع انسان برای شناخت محیط است.

فضای معماری به بیانی توصیف مادی مكان یا ظرفی است كه در آن بخشی از فعالیتهای مربوط به زندگی بشر صورت می‌پذیرد. بنابراین فضای معماری با زندگی رابطه‌ای ناگسستنی دارد. انسان هنگامی كه از رحم مادر جدا می‌شود، در فضایی جدید قرار می‌گیرد كه همان فضای معماری است. انسان در فضای معماری زندگی می‌كند، به فضا فكر می‌كند و فضا را خلق می‌نماید.

معماری هنر به نظم درآوردن فضاست و انسان نمی‌تواند قبل از آنكه افعال خود را منظم كرده و به زندگی خود نوعی سازمان بخشیده باشد، فضا را به نظم درآورد.

رابطه انسان با فضای معماری رابطه‌ای است روزمره كه بخش مهمی از زندگی او را در بر می‌گیرد. این رابطه پیچیده‌تر از رابطه انسان با فضای هنری نقاشی و مجسمه سازی‌ است، زیرا انسان این فضا را از درون نیز تجربه می‌كند. از این رو بعد از قرن‎ها، هنوز مسأله اصلی معماری، فضا و زندگی و چگونگی ارتباط بین این دو است. فضای معماری كه اصلی‌ترین وجه معماری است، از طریق اصلی‌ترین وجه زندگی یعنی خلاقیت می‌تواند ایجاد شود. با اینكه فضای معماری به فضای زندگی انسانها مربوط است، ولی این ارتباط از فرمول خاصی نتیجه نمی‌شود. فضای زندگی بصورت الگویی از پیش تعیین شده، در جهان ایده‌آل‎ها وجود ندارد، بلكه بایستی ایجاد شود و معمار مسؤول ایجاد آن است.
 
مفهوم زمان در هنر و معماري

ما مجسمه اي را بين دستهايمان مي چر خانيم تا آن را از تمامي جهات ببينيم يا در اطراف مجموعه اي از مجسمه ها مي چرخيم تا آنها را از جهات مختلف ، از هر سمت و از فوا صل گونا گون بر سي كنيم . برسي معماري به ترتيب فوق الذكر ، بيانگر همان عامل زمان است . در واقع در معماري و ساختمان براي درك و تجربه زيست در فضا ، وجود اين عامل اجتناب ناپذير است . اما بايد توجه داشته باشيم كه اين عاما جديد يعني زمان ،در معماري و در نقاشي دو معناي متفاوت دارد . در نقاشي چهارمين بعد كيفيتي است براي معرفي و اريه اجسام يا در واقع عنصري است كه نقاش آن را از حقيقت جسم به منظور تصوير كردن آن بر روي صفحه انتخاب مي كند و نيازي به حضور خود شخص نظاره گر نيست . اما معماري پديده اي است كاملآ متفاوت . در اينجا انسان است كه با حر كت خود در داخل بنا به مطالعه مي پر دازد و به اصطلاح چهارمين بعد را بوجود مي آورد و در حقيقت تمام و كمال آن را به فضامي بخشد .

بدين ترتيب علاوه بر ابعاد سه گانه معماري يعني درازا ، پهنا و ارتفاع ، بعد چهارم يعني زمانهم به عنوان يك عامل تآ ثير گذار در معماري محسوب مي شود سؤالي كه در اينجا مطرح مي شود ، اين است كه عنصر زمان چگونه مي تواند با محور هاي مختصات سه بعدي تركيب شود ، در صورتي كه اين دو از دو جنس متفاوت هستند . براي پاسخ به اين پرسش بايستي به نحو ادراك فضاي معماري توسط انسان توجه نمود .

يك موجوديت معماري به تدريج مي تواند فهم شود و اين فهم تدريجي يعني هزينه كردن زمان براي رسيدن به شناخت پديده . بدين ترتيب به عنوان يك پديده در طول زمان درك مي شود . زمان مي تواند به فضاي ادراكي آدمي راه يابد و انسان فضا را در گذر زمان درك كند . تنها در گذر زمان است كه مي توان به واقعيت معماري نزديك شد .

درك حقيقت معماري در طول زمان به تجربه هاي ذهني و شخصي فرد نيز بستگي دارد و همچنين تابع تصورات اوست. مخاطب فضاي معماري بر اساس تجارب خود در گذر زمان برداشتهاي متفاوتي را از يك معماري بدست مي آورد كه اين برداشتها متفاوت از گذشته است . بطور مثال در مسير مدرسه تا خانه فضايي در طي زمان كشف مي شود كه ذهنيات متعدد درز طول اين فضا همواره بر نحوه ادراك آن تآ ثير مي گذارند ، مثلآ جلوه گلها در مسير راه يا هم صحبت بودن با دوستان و ... تمامآ فضاهاي متعددي را براي فرد تعريف مي كند . با توجه به آنچه گفته شد زمان مفهومي است كه با گذر از آن مي توان به عمق معماري پي برد . اگر عامل زمان را در معماري ناديده بگيريم ، هيچ عنصري براي كشف در فضاي معماري نخواهيم داشت .

 
سیر تحول تاریخی مفهوم فضا2

جیوردانو برونو (Giordano Bruno) در قرن شانزدهم با استناد به نظریه كپرنیك، نظریه‌هایی در مقابل نظریه ارسطو عنوان كرد. به عقیده او فضا از طریق آنچه در آن قرار دارد (جداره ها)، درك می‎شود و به فضای پیرامون یا فضای مابین تبدیل می‌گردد. فضا مجموعه‌ای است از روابط میان اشیاء و ـ آن‎گونه كه ارسطو بیان داشته است ـ حتماً نمی‎بایست كه از همه سمت محصور و همواره نهایتی داشته باشد.

در اواخر قرون وسطی و رنسانس، مجدداً مفهوم فضا بر اساس اصول اقلیدسی شكل گرفت. در عالم هنر، جیوتو نقش مهمی را در تحول مفهوم فضا ایفا كرد، بطوری‌كه او با كاربرد پرسپكتیو بر مبنای فضای اقلیدسی، شیوه جدیدی برای سازمان‎دهی و ارائه فضا ایجاد كرد.

با ظهور دوره رنسانس، فضای سه‌بعدی به عنوان تابعی از پرسپكتیو خطی معرفی گردید كه باعث تقویت برخی از مفاهیم فضایی قرون وسطی و حذف برخی دیگر شد. پیروزی این شكل جدید از بیان فضا باعث توجه به وجود اختلاف بین جهان بصری و میدان بصری و بدین ترتیب تمایز بین آنچه بشر از وجود آن آگاه است و آنچه می‌بیند، شد.

در قرون هفدهم و هجدهم، تجربه‌گرایی باروك و رنسانس، مفهوم پویاتری از فضا را بوجود آورد كه بسیار پیچیده‌تر و سازماندهی آن مشكل‌تر بود. بعد از رنسانس به تدریج مفاهیم متافیزیكی فضا از مفاهیم مكانی و فیزیكی آن جدا و بیشتر به جنبه‌های متافیزیكی آن توجه شد، ولی برعكس در زمینه‌های علمی، مفهوم مكانی فضا پررنگ‌تر گشت.

دكارت از تأثیرگذارترین اندیشمندان قرن هفدهم، در حدفاصل بین دوران شكوفایی كلیسا از یك‌سو و اعتلای فلسفه اروپا از سویی دیگر، می‌باشد. در نظریات او بر خصوصیت متافیزیكی فضا تأكید شده‌است، ولی در عین حال او با تأكید بر فیزیك و مكانیك، اصل سیستم مختصات راست‌گوشه (دكارتی) را برای قابل شناسایی كردن فاصله‌ها بكار برد كه نمودی از فرضیه مهم اقلیدس درباره فضا بود. در روش دكارتی همه سطوح از ارزش یكسانی برخوردارند و اشكال به عنوان قسمت‎هایی از فضای نامتناهی مطرح می‌شوند. تا پیش از دكارت، فضا تنها اهمیت و بعد كیفی داشت و مكان اجسام به كمك اعداد بیان نمی‌شد. نقش عمده او دادن بعد كمی به فضا و مكان بود.

لایب‌نیتز از طرفداران نظریه فضای نسبی بود و اعتقاد داشت، فضا صرفاً نوعی سیستم است كه از روابط میان چیزهای بدون حجم و ذهنی تشكیل می‌شود. او فضا را به عنوان نظام اشیای همزیست یا نظام وجود برای تمام اشیایی كه همزمان‌اند، می‌دید.

بر خلاف لایب‎نیتز، نیوتن به فضایی متشكل از نقاط و زمانی متشكل از لحظات باور داشت كه وجود این فضا و زمان مستقل از اجسام و حوادثی بود كه در آنها قرار می‌گرفتند. در اصل، او قائل به مطلق بودن فضا و زمان (نظریه فضای مطلق) بود. به عقیده نیوتن فضا و زمان اشیایی واقعی و ظرف‎هایی به گسترش نامتناهی هستند. درون آنها كل توالی رویدادهای طبیعی در جهان، جایگاهی تعریف شده می‌یابند. بدین ترتیب حركت یا سكون اشیاء در واقع به وقوع می‌پیوندد و به رابطه آنها با تغییرات دیگر اجسام مربوط نمی‌شود.
raha آفلاین است  
فضا چیست؟

فضا (Space) واژه‌ای است كه در زمینه‌های متعدد و رشته‌های گوناگون از قبیل فلسفه، جامعه‌شناسی، معماری و شهرسازی بطور وسیع استفاده می‌شود. لیكن تكثّر كاربرد واژه فضا به معنی برداشت یكسان از این مفهوم در تمام زمینه‌های فوق نیست، بلكه تعریف فضا از دیدگاه‌های مختلف قابل بررسی است. مطالعات نشان می‌دهد با وجود درك مشتركی كه به نظر می‌رسد از این واژه وجود دارد، تقریباً توافق مطلقی در مورد تعریف فضا در مباحث علمی به چشم نمی‌خورد و این واژه از تعدد معنایی نسبتاً بالایی برخوردار است و تعریف مشخص و جامعی وجود ندارد كه دربرگیرنده تمامی جنبه‌های این مفهوم باشد. از این رو در این یادداشت به ذکر برخی کلیات در مورد مفهوم فضا بسنده می‎کنیم.
فضا یك مقوله بسیار عام است. فضا تمام جهان هستی را پر می‌كند و ما را در تمام طول زندگی احاطه كرده‌ است. فضا به محیط زیست اطراف ما احساس راحتی و امنیت می‌بخشد كه اهمیت آن در یك زندگی لذت‎بخش از نور آفتاب و محلی برای آرامش كمتر نیست.
هركاری كه انسان انجام می‌دهد، دارای یك جنبه فضایی نیز است، به عبارتی هر عملی كه انجام می‌شود، احتیاج به فضا دارد. دلبستگی بشر به فضا از ریشه‌های عمیقی برخوردار است. این دلبستگی از نیاز انسان به ایجاد ارتباط با سایر انسانها كه از طریق زبان‎های گوناگون صورت می‌پذیرد، سرچشمه می‌گیرد. همچنین بشر خود را با استفاده از فیزیولوژی و تكنولوژی، با اشیاء فیزیكی وفق می‌دهد و از این طریق یك رابطه و تعادل پویا بین انسان و محیط (اشیاء)، علاوه بر ارتباط میان انسانها، بوجود می‌آید. این اشیاء بر‌ اساس یك سری روابط خاص به درونی و بیرونی، دور و نزدیك، منفرد و متحد، پیوسته و گسسته تقسیم شده‌اند. برای اینكه بشر بتواند به تصورات و ذهنیات خود عینیت بخشد، بایستی كه این روابط را درك كند و آنها را در قالب یك مفهوم فضایی هماهنگ نماید. لذا فضا بیانگر نوع ویژه‌‌ای از ایجاد ارتباط نیست، بلكه صورتی است جامع و دربرگیرنده هر نوع ایجاد ارتباط، چه میان انسانها و چه میان انسان و محیط.
فضا ماهیتی جیوه مانند دارد كه چون نهری سیال، تسخیر و تعریف آن را مشكل می‌نماید. اگر قفس آن به اندازه كافی محكم نباشد، براحتی به بیرون رسوخ می‎كند و ناپدید می‌شود. فضا می‌تواند چنان نازك و وسیع به نظر آید كه احساس وجود بعد از بین برود (برای مثال در دشتهای وسیع، فضا كاملاً بدون بعد به نظر می‌رسد) و یا چنان مملو از وجود سه بعدی باشد كه به هر چیزی در حیطه خود مفهومی خاص بخشد.
با اینکه تعریف دقیق و مشخص فضا دشوار و حتی ناممکن است، ولی فضا قابل اندازه‌گیری است. مثلاً می‌گوییم هنوز فضای كافی موجود است یا این فضا پر است. نزدیكترین تعریف این است كه فضا را خلائی در نظر بگیریم كه می‌تواند شیء را در خود جای دهد و یا از چیزی آكنده شود.
نكته دیگری كه در مورد تعریف فضا باید خاطرنشان كرد، این است كه همواره بر اساس یك نسبت كه چیزی از پیش تعیین شده و ثابت نیست، ارتباطی میان ناظر و فضا وجود دارد. بطوری‌كه موقعیت مكانی شخص، فضا را تعریف می‌كند و فضا بنا به نقطه دید وی به صورت‌های مختلف قابل ادراك می‌باشد.
raha آفلاین است  
 
نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 9:51 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1389/03/02

اسكيسهاي برترين معماران جهان

اسكيسهاي برترين معماران جهان

اسکيسی از ماريو بوتا



Jean Tinguely Museum, Basel, Switzerland

(1993 - 1996)

هرم شیشه ای تیت مدرن – لندن


هرم شیشه ای تیت مدرن – لندن

تاریخ اتمام پروزه : 2012
معماران: هرتزورگ و دمرون




::::::اسکيسهای آقای صمدپور





كالاتراوا
اسکیسهای برج چرخان شيکاگو




کليسای ژوبيل- ريچارد مير



با وضوح بیشتر

با وضوح بیشتر




 

نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 10:52 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1389/03/02

درباره مايكل گريوزطلايه دار معماري و طراحي

مایکل گریوز ( پنج معمار )


مايكل گريوز طلايه دار معماري و طراحي؛ متولد 1934 ايندياناپوليس، امريكا.
دريافت كننده بيش از 140 جايزه معتبر و تقدير رسمي در رمينه معماري، طراحي داخلي و طراحي صنعتي از سران مملكتي، سازمانهاي حرفه اي معماري همچون مؤسسه معماران امريكا AIA، مجامع طراحي، سازمانهاي تجاري، نشريات و دانشگاهها. او بعنوان يك معمار، طراح و استاد دانشگاه مطرح است و داراي 11 دكتري افتخاري.
در دانشگاه سينسيناتي اوهايو در دوره اي تحصيل كرد كه متضمن تجربه عملي با Carl A. Strauss and Associates بود.
تحصيلاتش را در هاروارد تكميل كرد (1959) و با George Nelson معمار و طراح مشغول به كار شد. به اعتبار بورسيه اي از American Academy دو سال را در رم گذراند و بعد از بازگشتش (1962) در دانشگاه پرينستون ِ نيوجرسي – همانجاكه تا سال 1972 پروفسور معماري بود- به تدريس پرداخت.
در 1964 مهارت شخصي اش را دريافت و در 1967 خانه هانسلمن در را فورت واين ِ اينديانا ساخت.


او ابتدا به واسطه يك نمايشگاه گروهي در موزه هنر مدرن نيويورك در 1969 به همراه پيتر آيزنمن، ريچارد مي ير، چارلز گواتمي و جان هجداك و همچنين انتشار كتاب "Five Architects" مشهور شد.گريوز خيلي زود از نئو مدرنيسم محض اين گروه فاصله گرفت و شروع به طراحي خانه هايي با كاربرد ماهرانه رنگ، كنجها و ديوارهاي شاخص و اصول پايه مختصر كرد؛ بعنوان مثال خانه كالكو در گرين بروك ِ نيوجرسي (1978) ؛ بخش نمايشگاهي شركت سونار (1987-1979) ؛ ساختمان Public Services در پرتلند ِ اورِگون (1982-1980)، يك ساختمان متقارن مكعبي شكل بلند روي يك كلوناد مربعي ؛ كتابخانه سن جيوآن كاپيسترانو در كاليفرنياي جنوبي (1983) ؛ ساختمان هامانا در لوسيويل ِ كنتاكي (1986-1982) و توسعه موزه ويتني هنر امريكا.
ساختمان پرتلند


از اولين تمرين طراحي در دهه 1960، روي انسجام معماري، ورودي و مصنوعات تاكيد داشته است. اكثر ساختمانهايش با اثاثيه اي كه طراحي خودش است، شاخص شده اند. بيش از 1000 مورد از طرحهاي او توسط كارخانه هاي معتبري از قبيل آلسي، دراويت و بالدينگر آرشيتكچرال لايتينگ ساخته شده است.
فعاليتهاي او در زمينه معماري را ميتوان در مجموعه هاي زير خلاصه نمود:
پروژه هاي دانشگاهي

مركز مهندسي دانشگاه سينسيناتي



پروژه هاي شهري
يادبود واشينگتن



دادگاه ايالات متحده




مراكز درماني و بيمارستانها

بيمارستان Tallahassee




حيات ريجنسي در ارتفاعات تبا در مصر


پروژه هاي مسكوني

اُشِن درايو 1500



كتابخانه ها

كتابخانه مركزي دنور



پروژه هاي چند منظوره

اونتين




ساختمان اداري مركزي و تالار مسابقات دانشگاهي ملي



پروژه هاي اداري

ساختمان هامانا



ساختمان شركت دارايي بين المللي




پروژه هاي فرهنگي / موزه ها

موزه ميشل كارلوس




موزه نيوارك




پروژه هاي اقامتگاهي خصوصي

سِدار گِيبلس



خانه مايكل گريوز




پروژه هاي جزئي / رستورانها

شانگهاي باند آرت سنتر




پروژه هاي تفريحي / ورزشي


مركزي براي تربيت تيم فوتبال فيلادلفيا ((NovaCare


نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 10:48 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1389/03/02

تصاویر عظیم و عجیب صحرای نازکا

تصاویر عظیم و عجیب صحرای نازکا :
يكي از مباحث بسيار جالب توجه نقوشي است كه در صحراي پرو در چند كيلومتري پايتخت ( ليما ) قرار گرفته است در واقع تاريخ كشف اين نقوش بر مي گردد به سال 1960 كه به واسطه عبور هواپيمايي رويت شد . اما بعدها تحقيقات دانشمندان با بالون صورت گرفت تا بهتر بتوانند اين خطوط را بررسي نمايند . خطوط حك شده بر روي اين صحرا يكي از اسرار آميزترين مواردي است كه تا كنون بحث ها و تئوري هاي مختلفي را از سر گذرانده است و هنوز هيچ كدام از آن ها مورد تاييد قرار نگرفته اند . بر اساس محاثبات انجام شده اين خطوط حدود 400 تا 600 قبل از ميلاد شكل گرفته اند ، خط هاي حك شده بر روي صحراي شني نازكا تصاويري عظيم و چند كيلو متري است كه از روي زمين تشخيص آن غير ممكن است و جالب اينجاست كه داراي نسبت هاي هندسي دقيق مي باشد . بسياري از دانشمندان هنوز به راز چگونگي كشيده شدن اين خطوط دست نيافته اند زيرا كشيدن آن ها تنها مي بايست از اسمان انجام پذيرد در واقع بايد شخصي در آسمان دستور دهد كه تا خط ها درست و اصولي كشيده شوند . اما در حدود دو هزار سال قبل در مكاني كه هيچ گونه تپه و كوهي قرار نداشته است و امكاناتي كه بسيار ابتدايي بوده چگونه اين خطوط كشيده شده اند ؟!!! در افسانه هاي ساكنان پرو داستان هايي بدين مضمون به چشم مي خورد كه اشخاصي كه گاهي آن ها را خدا مي خوانده اند در آسمان مي توانسته اند پرواز كنند .. .بعضي ها معتقدند كه اين ها براي تعيين سال و فصول حك شده اند تا بتوانند بر روي آن مراسم مذهبي را اجرا كنند .. عده اي ديگر آن را نشانه و علامت تمدني پيشرفته مي دانند كه از آسمان آمده اند .. و .. . بدون توجه به آنچه كه گفته شد هدف آن ها از كشيدن چنين خطوطي بر روي زمين چه بوده است ؟!!! در هر حال اين تصاوير عظيم در برابر تمام نظريات به نحوي مقاومت مي كنند و راز هايشان را مخفي نگه مي دارند تا شايد ما را به اين حقيقت سوق دهند كه اجداد گذشته ي زمين بسيار دانا و هوشمند بوده اند و دانش ما در مورد آن ها اندك و ناچيز است . اما بسيار از مردم معتقدند كه موجودات بيگانه فضايي آن را به منزله ي نشانه اي كشيده اند تا شايد ...




واقعا برام عجیبه کسانی که این تصاویر رو ساختن از کجا میدونستن آدما یه روزی از آسمون به این تصاویر نگاه میکنن
__________________
نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 10:37 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1389/02/27

ضوابط و معیارهای طراحی موزه

فضاها و دياگرام روابط فضا ها
فضاهاي موزه:
1-تالارورودي يا لابي
2-گالري ها يا تالار هاي نمايش آثار
3-کتابخانه
4-آزمايشگاه
5-چايخانه يا کافه تريا
6-انبار آثار
7-بخش اداري
8-آمفي تئاتر
9-بخش آموزشي -تحقيقاتي
—-
تالار ورودي:
درهاي ورودي موزه بايد به حدي باشد كه محافظت و كنترل آنها براي نگهبانان آسان و ميسر باشد. وضع مطلوب آن است كه موزه فقط يك در ورودي عمومي اصلي و وسيع داشته باشد و توسط چراغ يا علامتهاي ديگر كاملاً مشخص باشد. اين در بايد به سرسرا و يا اتاق ورودي موزه منتهي شود. در اين اتاق يا سرسرا بخش فروش بليط، ميز اطلاعات و فروش انتشارات قرار دارد. در و يا درهاي ورودي موزه بايد از نظر تزيينات ساده و با سبك معماري بومي و معمول در جامعه هماهنگ باشد، همچنين اندازه آنها بايد چنان باشد كه تعداد زيادي از افراد در يك لحظه بتوانند به آساني از آنها عبور كنند.
اتاق ورودي موزه بايد به گونه اي ساخته و تزيين شود كه نظر مردم را جلب نمايد و معرف موزه نيز باشد؛ زيرا اين اتاق نخستين بخش موزه است كه بازديد كننده به آن وارد مي شود. محوطه ي ورودي نبايد آنقدر وسيع باشد كه آنقدر كه بازديد كننده در آنجا احساس غريبي و گم شدن نمايد و از سوي ديگر بايد آنقدر وسعت داشته باشد كه گروههاي بازديد كننده براحتي در آن گرد آمده، از آنجا به سوي تالار هاي نمايش حركت كنند. اين محوطه را نبايد از ميز و صندلي و ديگر وسايل انباشته كرد، فقط چند صندلي يا يكي، دو نيمكت كافي است. نقشه ديواري راهنماي موزه نيز بايد در اين قسمت نصب شود. جزوه هاي راهنماي موزه را نيز مي توان بر روي ميز هاي كوچك در اين محل قرار داد. ساعت ديواري, تلفن عمومي حتي صندوق پست نيز از وسايل ضروري اين محوطه است. مطلوبترين و مناسبترين رابطه بين محوطه ورودي و تالار هاي نمايش را مي توان توسط دو در به دو طرف ساختمان كه در آنها تالار هاي نمايش واقع شده باشند برقرار كرد. وجود اين دو در ، تردد در تالارها و نظارت بر آنها را آسان مي سازد.
در موزه هايي كه ورود و خروج به وسيله دستگاههاي الكترونيكي كنترل مي شود اين وسايل را مي توان در محوطه كه دو در اصلي تالارها از آن منشعب مي شوند تعبيه نمود .
-گالريها يا تالار نمايش آثار:
گالري فضايي است كه درآن آثار تاريخي براي بازديدعموم به نمايش گذاشته مي شود. يك گالري بايدبه گونه اي برگزارشودكه عموم مردم بتوانندآثاررابدون هيچ مشكلي تماشاكنند.
گردش ومسير حرکت در نمايشگاه:
مسئله مهم ديگر مسئله گردش و مسير حرکت است که بايد با دقت بررسي گردد.بطوريکه ترتيب ومسير نه تنها براي کسي که به نقشه نگاه مي کند بلکه براي بازديد کنندهاي که از فضا عبور مي کند کاملا روشن و بدون ابهام باشد. ، تالارهاي نمايش بايد به نحوي ساخته شوند كه بازديد كنندگان بتوانند در آنها براحتي گردش نمايند و اشياء را از تمام جوانب تماشا كنند، لذا ايجاد مسير يا راه يكطرفه در تالار نمايش صحيح نمي باشد. بهترين روش، ايجاد فضاهاي باز در تالارهاي نمايش است تا بازديد كننده از بين اين فضاها عبور كند و بتواند به دلخواه از هر قسمت تالار به قسمت ديگر رفته، پس از بازديد حتي از قسمتي از مجموعه آثار بدون ديدن كليه آنها از تالار موزه خارج شود.
انواع موزه


گونه بندي اولیه‌ای كه در بسياري از کشورها هنوز متداول است و همچنان در اسامي كميته‌هاي تخصصي ايكوم دیده می‌شود، تمايز بين موزه‌هاي صنایع دستی، هنرهاي كاربردي، تاريخ، مردم شناسي، علوم طبيعي، دانش و فناوري، موزه‌هاي منطقه اي، محلي و موزه‌هاي تخصصي است. در عين حال سير تحول موزه‌ها از جنگ دوم جهاني به اين سو، بتدريج مرزهاي بين رشته‌ها و مجموعه‌ها را از ميان برداشته است. اكنون موجه‌تر به نظر مي‌رسد كه موزه‌ها را به انواع زير تقسيم كنيم:


. موزه هاي هنري ۲. موزه‌هاي تاريخي ۳.موزه‌هاي تخصصي ۴.موزه‌هاي علمي ۵.موزه هاي فني و صنعتي1


ـ موزه هاي تاريخي: آثار و اشياي قديمي را كه مي توانند گوياي زمينه و پيشينه مردم شناسي و باستان شناسي و تاريخي باشند، در خود جاي داده اند.


ـ موزه هاي تخصصي: آثار تاريخي، هنري و فني را به مناسبتهاي ويژه در معرض ديد مردم قرار مي دهند. دو نوع اين موزه ها را به "موزه در هواي آزاد" و "موزه محلي" موسوم كرده اند.


ـ موزه هاي علمي: گياهان، جانوران، سنگها، خاكها، سنگواره ها و آنچه دست بشر در خلق آنها دخالت نداشته است، تهيه و نگهداري مي كنند كه به انواع موزه هاي تاريخ طبيعي، جانوران زميني، گياهان، ماهيها و جانوران دريايي طبقه بندي مي شوند.


موزه هاي علمي مهم ترين و فعالترين موزه ها هستند. موزه هاي علوم طبيعي مي بايد نقش ويژه اي در آگاه سازي و متقاعد ساختن مردم ايفا كنند و در سطح علمي اسنادي (بالغ بر ميليونها نمونه) كه پيشرفت دانش را از ديدگاه رشته هاي متعدد ميسر مي سازند در اختيار پژوهندگان قرار دهند.


ـ موزه هاي فني و صنعتي: ساخته هاي فني و صنعتي انسان را در زمينه هاي اختراعات، اكتشافات، وسايل نقليه، ماشين آلات و مانند آنها را به نمايش مي گذارند و به نامهاي موزه اختراعات، موزه اكتشافات، موزه ماشين آلات و موزه وسايل نقليه و غيره موسوم شده اند.


ـ موزه هاي هنري: آثار و اشياي زيبايي درباره نقاشي، معماري و مجسمه سازي و غيره را گردآوري مي كنند و آنها را به موزه هاي نقاشي، معماري و مجسمه سازي، هنرهاي تزئيني و صنايع دستي، لوازم خانگي، موزه خط و خطاطي، كتاب و صحافي، موزه سراميك و كاشي، موزه قالي و قاليبافي، موزه كنده كاري و منبت كاري و صنايع چوبي، موزه گوهري و سرانجام موزه منسوجات طبقه بندي مي كنند.


انواع موزه ها


موزه ها را به شكلهاي گوناگون طبقه بندي كرده اند، موزه هاي تاريخ و باستان شناسي، موزه هاي فضاي باز، موزه هاي مردم شناسي، كاخ موزه ها، موزه هاي علوم و تاريخي طبيعي، موزه هاي منطقه اي ( محلي )، موزه هاي سيار ( گردشي ) ، پارك موزه ها، موزه هاي سلاح ( نظامي )، موزه هاي انديشمندان ( خانه هنرمندان )



موزه تاريخي و باستان شناسي: ديد تاريخي دارند و بيانگر سلسله و دوره هاي تاريخي هستند . بيشتر اين آثار بر اثر كاوش هاي باستان شناسي به دست آمده اند و بيانگر فرهنگ و تمدون گذشته و تلفيق كننده علم، هنر و دانش يك ملت يا يك قوم هستند. چنين موزه هايي مادر نيز ناميده مي شوند. موزه ملي ايران ( ايران باستان )، موزه ملي ورساي در فرانسه و موزه تاريخ در واشينگتن از اين نوع هستند.



موزه فضاي باز:با ايجاد اين نوع موزه ها مي توان به معرفي يافته ها و داده هاي مهم باستان شناسي كمك بزرگي نمود. زمان يكه يك كاوش علمي باستان شناسي منجر به نتايج مطلوب و كشف آثار ارزشمند غير منقول مي شود و قابل انتقال به موزه ها نيست، با فراهم آوردن شرايط و امكانات لازم، مكان مورد نظر را جهت باز ديد عموم مهيا مي نمايند. اين امر در اصطلاح به موزه فضاي باز مشهور است. از جمله اين موزه ها مي توان به تخت جمشيد در شيراز و محوطه تاريخي هگمتانه در همدان اشاره نمود.



اين موزه ها در ديگر كشور ها مانند چين، يونان و برخي از كشور هاي اورپايي نيز معمول است. در استان خراسان محوطه تاريخ " بنديان " در گز كه داراي گچ بري هاي بسيار زيبايي از دوره ساسانيان است و همچنين محوطه تاريخي " شا ياخ " نيشابور مي توانند مكان مناسبي براي اين امر باشند.



موزه هاي مردم شناسي: فرهنگ، آداب و رسوم،‌ اعتقادات، پوشاك و سنن اجتماعي حاكم بر جامعه را نشان مي دهند. موزه مردم شناسي تهران و حمام گنجعلي خان كرمان از اين نوع هستند.



كاخ موزه ها: بنا يا اثر تاريخي هستند كه از گذشتگان به دست ما رسيده و بيانگر و ضعيت و نحوه زندگي صاحبان آن است. ممكن است در اين بنا اشياي تاريخي و نيز آثار هنري از جمله نقاشي روي ديوار،‌گچ كاري و …. وجود داشته باشد. كاخ موزه ها معمولا" در مراكز حكومتي به وجود مي آيند. هدف از تاسيس اين موزه ها به نمايش گذاشتن اثر و بناي تاريخي و نيز عبرت آموزي است. مجموعه كاخ هاي سعد آباد تهران و باغ ملك آباد مشهد از اين نوع موزه ها هستند.



موزه هاي هنري : انواع هنرهاي تجسمي و تزييني كه از زيبايي شناسي بالايي برخوردارند، را به نمايش در مي آورند و معمولا" بازديد كنندگان زيادي نيز دارند. موزه هنرهاي زيبا در تهران و موزه هنرهاي تزييني در اصفهان از اين نوع هستند.



موزه علوم و تارخ طبيعي: تجربه هاي علمي بر اساس شواهد و وسايل كاري و تاريخي طبيعي كه در بر گيرنده گونه هاي مختلف گياهي به ويژه جانوان است را به نمايش مي گذارند. موزه تاريخي طبيعي اصفهان و موزه علوم و تاريخ طبيعي مشهد از اين نوع هستند.



موزه هاي محلي يا منطقه اي: بيانگر و نمودار فرهنگ يك منطقه و يا يك محله خاص هستند و صرفا" آثار و اشياي تاريخي همان منطقه را به نمايش مي گذارند. موزه شوش، تخت جمشيد و موزه توس در خراسان ازاين نوع هستند.



موزه هاي سيار : براي پيشبرد سريع اهداف فرهنگي و به دليل عدم امكانات موجود در مناطق و شهرهاي محروم شكل مي گيرند. اين موزه هاي فرهنگ هاي گوناگون را در مكان هاي مختلف در معرض ديد عموم مي گذارند. اگر به اين نوع موزه ها توجه كافي شود، بسيار تاثير گذار خواهند بود.



پارك موزه ها : به دليل داشتن ابغاد گوناگون علمي و فرهنگي و جاذبه هاي تفريحي و آموزشي و نيز تفريحي از اهميت زياد برخورد دارند، چرا كه مسايل زيستي و طبيعي را از نزديك براي مردم به نمايش مي گذارند. ويژگي مهم اين موزه ها اين است كه عموم مردم مي توانند از ديدن آنها بهرمند شوند. در ايران ايجاد پارك موزه سابقه ندارد ولي در كشورهايي مانند چين و كره شمالي مرسوم است.



موزه هاي نظامي : روند تاريخي انواع سلاح هاي نظامي و جنگي را در معرض ديد همگان قرار مي دهند. اين نوع اشيا شامل لباس هاي نظامي رزمي، اسلحه و ديگر وسايل رزمي نيز هستند.



موزه هاي انديشمندان ( خانه هنرمندان ) :براي ارج نهادن به هنرمندان، نويسندگان، مخترعان و مفاخر جامعه، معمولا" پس از در گذشتشان در خانه شخصيشان پديد مي آيد و در بر گيرنده وسايل شخصي، وسايل كار و آثار ايشان است. اين موزه ها بيشتر د ركشورهاي اروپايي مرسوم است.



خانه شكسپير نويسنده مشهور انگليسي و اديسون مخترع برق در امريكا از اين نوع است. در ايران هم خانه بزرگ مرد موسيقي " استاد ابوالحسن صبا " تبديل به موزه شده و در برگيرنده تابلوهاي نقاشي، تاليفات و اموال شخصي وي است
__________________
موازین طراحی موزه . آشنایی با طراحی موزه ها و گالریهای آثار هنری

:موازین طراحی موزه
:آشنایی با طراحی موزه ها و گالریهای آثار هنری
موزه ها و گالری های آثار هنری کاربرد های مشابهی داشته و مثل انواع مختلف ساختمانها دارای ویژگی های یکسان فراوانی هستند . بطور کلی مهمترین وظایف موزه هاو گالری آثار هنری ،جمع آوری ، ثبت، حفاظت ، تحقیق ، توضیح و نمایش برخی مدارک مهم است . بهمین دلیل افراد زیادی با مهارت های مختلف مورد نیاز می باشد . بهرحال ، نه تنها بین موزه و گالری آثار هنری تفاوتهایی وجود دارد بلکه بین انواع مختلفی از موزه ها وگالری ها اختلافاتیدیده می شود . برخی از سازمانها مثل سازمان میراث فرهنگی ، تفریحی وبعضی مؤسسات فرهنگی نیز جزو موزه ها محسوب می شوند.
برای نمایش آثار هنری واشیاء با اهمیت از نظر علمی و فرهنگی ،سازمان باید از آنها در برابر آسیب ،خطر سرقت ،رطوبت ،خشکی نور خورشید و گرد و غوبار مراقبت کرده وآنها را در بهترین نور و نما ، نشان دهد. این امر زمانی حاصل می شود که مجموعه به: الف)اشیاء تحت مطاله و بررسی ب)اشیاء نمایشی تقسیم می شود.
نمایشگاه ها باید به نحوی برگزار شوند که عموم مردم بتوانند آثار را بدون هیچ مشکلی تماشا کنند. این امر نیازمند یکسری برنامه ی به دقت تعیین شده و گسترش یافته در فضاهایی با شکل مناسب و تزئین منطقی و جذاب بویژه در موزه ها است.
در گالری ها هر گروه ار تصاویر باید در یک اتاق جدا گانه قرار گیرد و هر تصویر باید روی یک دیوار مجزا باشد یعنی در هر گالری باید چند اتاق کوچک وجود داشته باشد . این شیوه نسبت به فضاهای بزرگ که برای تصاویر بزرگ بکار می روند فضای بیشتری رانسبت به مساحت زیر بنا را بدست می دهد.
زاویه ی دید انسان برای یک فرد بیننده در حالت ایستاده از 27 درجه بالاتر از سطح بینایی آغاز می شود . این بدان معناست که تصاویرنور پردازی شده باید 10 متر دورتر از فرد وبخش فوقانی آنها بیشتر از4.90 متر بالاتر از سطح چشم وسطح پایین آن ها تقریباً بیش از 70 سانتی متر از چشم نباشد بهترین شرایط آویزان کردن تصاویر کوچکتر ، از نقطه ی ثابت (سطح افق در تصویر ) روی سطح چشم است .در نظر گرفتن مساحت 3.5 متر مربع برای آویزان کردن هر تصویر ، مساحت 6 الی 10 متر مربع از زمین برای هر مجسمه و1 متر مربع فضا در قفسه برای هر 400 سکه ضروریست.مباحث نور پردازی گالری ها و موزه ها بسیار نظری بوده و کیفیت نور پردازی هم غیر واقعی است آزمایشات انجام شده در آمریکا نشان داده که نور استفاده شده در نور پردازی اگر به صورت طبیعی باشد حتی اگر از نوع نور شمال هم باشد دائماً در حال تغییر می باشد به همین دلیل استفاده از نور مصنوعی به جای استفاه از نور خورشید بیشتر رایج می باشد. بر اساس آزمایشات انجام شده در بوستون فضای مطلوب برای تماشا کردن بین 30 تا 60 درجه از سمت فوقانی است که از نقطه ای در وسط کف اتاق اندازه گیری می شود.
در گالری آثار هنری ، عموماً مسیر چرخشی یکطرفه وجود ندارد و فقط بخشهای جداگانه دیده می شود موزه ها وگالری ها هر کدام نیاز به اتاق های جانبی برای بسته بندی ،ارسال ،بخش اداری ، بخش اسلاید ،کارگاههای حفاظتی وتالار سخنرانی دارند .قصر های غیر قابل استفاده و متروک ،کاخها و صومعه ها برای ساخت موزه مناسب هستند .این مکانها برای اشیاء تاریخی و نگهداری آنها مناسب می باشند زیرا فضای مساعد تری را نسبت به موزه های جدید برای اینگونه اشیاء فراهم می کنند.
امروزه ساختمان موزه ها را به عنوان مراکز فرهنگی هم بکار می برند پس باید در مرحله ی طراحی این احتمال را هم در نظر گرفت .در این حالت باید فضای کافی برای نمایشگاههای موقتی و دایمی ، کتابخانه ،اتاق رسانه ها و تالار سخنرانی وجود داشته باشد. ضمناً باید فضای خاصی برای استراحت ، خوردن و آشامیدن ، حمل و نقل و انبار ،نگهداری ازاشیاء ،کارگاهها وبخش های اداری تخصیص دارد.
پیشرفتهای تکنولوژی نه تنها بر عملکرد موزه ها ، بلکه بر طراحی نمایشگاهها هم تاثیر به سزایی دارد . کامپیوتری کردن ثبت مجموعه و مستند سازطراحی ، کوچک کردن لامپ و فیبر نوری وتاثیر آنها بر طراحی نور پردازی دو نمونه از این پیشرفت ها هستند.
موزه ها، در جهان متمدن، پايگاه هاي تحقيق هستند. بخش پژوهشي و پشتوانه تحقيقي و آموزشي موزه ها پشتوانه رساله ها و تذكره هاي علمي است. همين پشتوانه است كه اهميت دارد نه صرفا خود اشيا و ويترين ها. اين همه جماعت مي روند و لوح ها و سنگ نوشته ها را مي بينند.
نه مي توانند بخوانند و نه اگر بخوانند مي توانند از اصل موضوع سر درآورند. موزه، در اساس، مكاني است براي فرهيختگان و يا دانش طلبان و آگاهي جويندگان. موزه، در قاموس صحيح خود نوعي آزمايشگاه است. دانشجويان را مي برند به موزه و كلاس درس را دركنار اشيا برگزار مي كنند. تا آنها تجسمي روان تر و عيني تر از موضوع درس داشته باشند. هنرجو با معلم و مربي اش مي رود به موزه و تابلو هاي متنوع قرباني كردن اسماعيل را از ديد رافايل و وروبليف و ديگران مي بيند تا تفاوت نگرش هاي حاكم در دوره هاي مختلف نسبت به انسان را بشناسد. اين نوع شناختن ها را در كتاب ها نمي شود يافت حتي در شبكه هاي ديجيتالي هم. اما درموزه اين امكان هست كه آدميزاد دوره و زمانه اي را حس کند. موزه بايد فضاي لازم براي اين جمع شدن ها و باهم ديدن ها را داشته باشد. فضا بايد نوعي فضاي آموزشي باشد تا فضاي تشريفاتي و حريم دار.
فضاهايي از قبيل مركز اسناد، انتشارات، كتابخانه و سالن مطالعه از نخستين نياز هاي فضايي موزه هستند. سالن نمايش موزه در اين ارتباط حكم اتاق آزمايشگاه براي فضاي تحقيقاتي دارد.
ترويج و تبليغ:
موزه، به هرحال، وظيفه عمومي كردن دانش را هم دارد. مردم طالب آموختن و شناختن را حتي اگر دانش اوليه لازم را هم ندارند، مي توان و بايد در موزه ها پذيرا بود. اما نوع استقبال از اين بازديد كننده ها با ديگران متفاوت است. فضاي موزه، براي چنين مخاطبيني بايد فضايي باز و كمتر رسمي باشد و امكان تمدد ناخوايته براي آنها فراهم باشد. نمايش هاي ديجيتالي و تركيبي با استفاده از جاذبه هاي تصويري از اينگونه نياز هاست. موزه بايد به سالن ها و كنج هاي كوچك و جمع وجور نمايش فيلم واسلايد مجهز باشند و سيركولاسيون فضايي چنان بايد باشد كه مخاطب زود رنج و غير حرفه اي درمسير اين امكانات قرارگيرد و از ساخته هاي تصويري سهل الهضم در باره موضوعات موزه بهره بگيرد. امروزه وسايل مدرن نمايش از الزامات اوليه موزه هاست.
حجم:
ينتا، موزه حجمي است صلب و سنگين وبسته. اين صلابت هم مرده ريگي است ازتصور ديرين در مورد موزه، كه آن را صندوقچه اسرار تاريخ فقط مي شمارد، هم ناشي از الزامات امنيتي و ايمني است. ولي آيا اين سنگيني و صلبي حجم، در جهان امروز، به جلب و جذب بازديد كننده كمك مي كند؟ الزامات امنيتي و ايمني موزه اجتناب ناپذير است، ولي با وجود تكنيك هاي پيشرفته امروزي امنيت فقط با ديوارهاي كلفت و درشت حاصل مي شود؟ اگر هم چنين است، آيا تمام بخش هاي موزه چنين الزاماتي دارند؟ فضاي ورودي و ***** پيش ورودي، سالن و سرسرا ها، فضاهاي پشتيبان موزه از قبيل كتابخانه و سالن هاي نمايش هم بايد اين چنين در محاصره تفكر و ابزار هاي امنيتي باشند؟ برعكس موزه بايد پاتوق آگاهي جويان و پژوهشگران شود. باستانشناسان و پژوهشگران ما بايد در سالن هاي اصلي و كناري موزه ها راحت باشند و جماعت بازديد كننده بيايند با همين اعاظم از يافته هاي خود و رقبايشان بپرسند. چنين فضايي بايد تا حدممكن شفاف و پذيرا باشد. نهايت برونگرايي را مي توان براي اين فضاها پيش بيني نمود.
فضاي واقعا عمومي:
بسياري را عقيده بر اين است كه دكان و مغازه ها و دكه هاي خرده فروشي، مهمترين فضاهاي زنده در شهر هستند و سبب تحرك و زنده بودن فضاهاي اطراف هم مي شوند. حداقل فضاهاي خرده فروشي كه موزه ها در دل خود يا چسبيده به خود داشته باشند، خرده فروشي محصولات فرهنگي خود موزه و پاتوق هايي مثل كتابفروشي و چايخانه است. اين فضاها نيز بايد از بخش هاي اصلي موزه ها شمرده شوند.
__________________
فنی و مهندسی » معماری (ایران و جهان) » ضوابط و معیارهای طراحی موزه
اتاق سخنرانی: در هنگام برگزاری جلسات سخنرانی در سالن نیاز به یک اتاق جهت میهمانان سخنران
وجود دارد که قبل و بعد وبین سخنرانی از سخنران پذیرایی گردد.در این فضا که مساحت
آن 30 متر مربع است ،سرویس های زنانه و مردانه ،محل نشستن و استراحت و سایر
وسایل مانند کمد ،رختکن و ... وجود دارد.
نور پردازی صحنه:
نحوه ی تابیدن منابع نورانی در بالای صحنه و پلهای صحنه و پلهای روشنایی در بالای
جایگاه تماشاگران قرار دارند،معمولا تحت زاویه ای بین 55 درجه تا 40 درجه است.به طوریکه
تمام صحنه را از جلو تا عقب آن توسط یکی از عناصر نورانی و یا سایر آنها،پوشش داده
شود.با افزایش ارتفاع منابع نور می توان دامنه ی پوشش آنها را نیز افزایش داد.

آکوستیک:
اکوستیک در هر فضای نمایشی قادر است تا انواع برنامه های نمایشی را تحت تاثیر
قرار دهد و از ان جا که ایجاد تغییرات اساسی در وضعیت اکوستیک سالن های نمایش
بسیار دشوار است، از این رو لازم است تا از ابتا تصمیمات لازم درباره ی خصوصیات
اکوستیکی سالن های نمایشی گرفته شود .
فضا های نمایشی باید در برابر کلیه نوفه های خارجی ناشی از صدای هواپیما ، ترافیک
و همهمه افراد در سالن انتظار عایق باشند و دستگاه های مکانیکی به گو.نه ای طراحی
شده باشند که سطح نوفه ای که در داخل سالن نمایش ایجاد می شود از یک حد خاص
تجاوز نکند .
برای برنامه های نمایشی زنده در صورتی که حد اکثر تعداد تماشا گران 200 نفر باشند
لزومی به استفاده از دستگاه های تقویت صدا نیست ودر صورت کاهش فاصله متوسط
بین تماشاگران وبازیگران استفاده از تمهیدات اکوستیکی برای نمایشنامه های معمولی
رضایت بخش می باشد .
میزان شیب جایگاه همان قدر که برای شنیدن هم مهم است زیرا صدا در هنگام عبور از
جایگاه به علت خاصیت جاذب بودن بدن تماشاگران ضعیف می شود ،از این رو با استفاده از
باز تابنده های سقفی ،باید حد اقل شیب لازم را که مانع دیدتماشاگران نشود برای جایگاه
در نظر گرفت.

ایمنی از حریق:
بروز نمایش در فضا های نمایشی وخسارات وتلفات ناشی از ان اغب از عدم دقت در
انتخاب و ساخت موارد به کار رفته در ساختمان وتجهیزات ان ورعایت سایر پیش بینی های
لازم برای جلو گیری از تو سعه ی اتش وبه خصوص ایجاد دود می باشد .
به طور کلی باید در اسکلت ساختمان حد اقل دو ساعت در مقابل اتش مقاومت داشته باشد
و از مواد قابل اشتعال در ساخت دکور ها وبرای پوشاندن دیوار ها وسقف استفاده نشود و
مواد جاذب صدا وسایر تجهیزات اکوستیکی نیز تا حد مطلوبی در مقابل اتش مقاومت داشته باشد.
درتئاترها معمولا صحنه ی نمایش مهم ترین عامل ایجاد اتش و دود است. برای مقابله با حریق
بر روی صحنه می بایست اتش را درون چهار دیوار برج صحنه محبوس کرد وبا استفاده از
جریان قوی هوا به سمت بالا که توسط دودکش اتوماتیک در بالای برج صحنه ایجاد می شود ،
حرارت ودود را از تماشا گران دور نگاه داشت .
نقشه وتجهیزات مربوط به پشت صحنه نیز باید به گونه ای طراحی شده باشد که از اتش سوزی
جلو گیری کند و در صورت بروز حریق در صحنه مانع گسترش ان به پشت صحنه شود .
تجهیزات اطفا حریق در فضا های نمایشی شامل کشف کننده های دود وحرارت ،شلنگ های
قرقره ای ،کپسول های کربنیک و کپسول های پودری هستند.
صحنه ی تئاتر هم در عین حال باید به سیستم اب پاش در بالای صحنه و بالای پرده ایمنی
نیز مجهز بوده ودر ان شیر اب و سطل شن نیز پیش بینی شود .
اغلب لوازم اطفا حریق در راهرو ها قرار می گیرند و اگر وجود شان در این از قبل در نظر
گرفته نشده باشد ،می توانند به موانع خطر ناکی تبدیل شوند واز این رو باید محل های
خاصی را برای ان ها پیش بینی نمود .
__________________
 
نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 11:21 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1389/02/27

نکات اجرايی ساختمان سازی

1. براي اندازه گيري عمليات خاكي در متره و برآورد از واحد متر مكعب استفاده مي شود.
2. آجر خطائي ، آجري است كه در اندازهاي 5×25×25 سانتيمتر در ساختمانهاي قديمي براي فرش كف حياط و غيره بكار مي رفت.
3. چنانچه لازم باشد در امتداد ديواري با ارتفاع زياد كه در حال ساختن آن هستيم بعدا ديوار ديگري ساخته شود بايد لاريز انجام دهيم.
4. هرگاه ابتدا و انتهاي يك ديوار در طول ديوار ديگري بهم متصل شود ، به آن ديوار در تلاقي گفته مي شود.
5. در ساختمانهاي مسكوني (بدون زيرزمين)روي پي را معمولا بين 30 تا 50 سانتي متر از سطح زمين بالاتر مي سازند كه نام اين ديوار كرسي چيني است.
6. قوس دسته سبدي داراي زيبايي خاصي بوده و در كارهاي معماري سنتي استفاده مي شود.
7. حداقل ارتفاع سرگير در پله 2 متر مي باشد.
8. ويژگيهاي سقف چوبي :الف)قبلا عمل كلافكشي روي ديوار انجام مي گيرد ب)عمل تراز كردن سقف در كلاف گذاري انجام مي شود ج)فاصله دو تير از 50 سانتيمتر تجاوز نمي كند د)تيرها حتي الامكان هم قطر هستند.
9. گچ بلانشه كندگير بوده ولي داراي مقاومت زياد مانند سيمان سفيد است.
10. به سيمان سفيد رنگ معدني اكسيد كرم اضافه مي كنند تا سيمان سبز به دست آيد.
11. سنگ جگري رنگ كه سخت ، مقاوم و داراي رگه هاي سفيد و در سنندج و خرم آباد فراوان است.
12. دستگاه كمپكتور ، دستگاهي است كه فقط سطوح را ويبره مي كند ، زير كار را آماده و سطح را زير سازي مي كند.
13. عمل نصب صفحات فلزي (بيس پليتها) در زمان 48 ساعت بعد از بتن ريزي صورت مي گيرد.
14. زماني كه خاك (زمين) بسيار نرم بوده و مقاومت آن كمتر از يك كيلوگرم بر سانتيمتر مربع باشد از فونداسيون پي صفحه اي استفاده مي گردد.
15. قطر دايره بتون خميري ، بر روي صفحه مخصوص آزمايش آب بتون ، حدود 30 تا 35 سانتيمتر مي باشد.
16. حدود درجه حرارت ذوب شدن خاك آجر نسوز 1600 درجه مي باشد.
17. نام آجري كه از ضخامت نصف شده باشد ، آجر نيم لايي ناميده مي شود.
18. نام ديوارهاي جداكننده و تقسيم پارتيشن نام دارد.
19. عمل برداشتن خاك كف اطاق و ريختن و كوبيدن سنگ شكسته بجاي آن را بلوكاژ مي گويند.
20. زمين غير قابل تراكم هوموسي ناميده مي شود.
21. عمق پي هاي خارجي يك ساختمان در مناطق باران خيز حداقل 50 سانتيمتر است.
22. نام فضاي موجود بين دو رديف پله چشم ناميده مي شود.
23. در سقف هاي چوبي حداكثر فاصله دو تير 50 سانتيمتر است.
24. سيمان نوع اول براي ديوارها و فونداسيونهاي معمولي استفاده ميگردد.
25. اكسيد آهن را براي تهيه سيمان قرمز رنگ ، با كلينگر سيمان سفيد آسياب مي كنند.
26. نام ديگر لوله هاي سياه بدون درز مانسمان نام دارد.
27. سريعترين و عملي ترين وسيله اجراي اتصالات ساختمان ،پلها و نظاير جوش مي باشد.
28. حاقل درجه حرارت براي بتن ريزي 10 درجه مي باشد.
29. ضخامت اندود سقف با ملات گچ و خاك بايد بين 1 تا 2 سانتيمتر باشد.
30. اندود زير قيروگوني ، ماسه سيمان است.
31. چنانچه گودبرداري از سطح زمين همسايه پائين تر باشد ، حداكثر فاصله شمعها 5/2 متر مي باشد.
32. در پي كني هاي كم عمق در زمين هاي ماسه اي حدود زاويه شيب 30 تا 37 درصد مي باشد.
33. براي ايجاد مقاومت مناسب در طاق ضريس حداقل خيز قوس بايد 3 سانتيمتر باشد.
34. لوله هاي مانسمان سياه و بدون درز ، گاز رساني
35. در بتون ريزي ديوارها و سقفها ، صفحات قالبي فلزي مناسب ترند.
36. از اسكديپر براي خاكبرداري ، حمل ، تخليه و پخش مواد خاكي استفاده مي گردد.
37. اتصال ستون به فونداسيون به وسيله ستكا انجام مي گيرد.
38. براي لوله كشي فاضلاب يهتر است از لوله چدني استفاده گردد.
39. پر كردن دو يا سه لانه از تيرآهن لانه زنبوري در محل تكيه گاهها جهت ازدياد مقاومت برشي است.
40. بهترين و با استفاده ترين اتصالات در اسكلت فلزي از نظر استحكام و يك پارچگي اتصالات با جوش است.
41. ارتفاع كف داربست جهت اجراي طاق ضربي تا زير تيرآهن سقف برابر است با قدبنا+پنج سانتيمتر.
42. در ساختمانهاي مسكوني كوچك (يك يا دو طبقه) قطر داخلي لوله هاي گالوانيزه براي آب رساني بايد 2/1 اينچ باشد.
43. وجود سولفات سديم،پتاسيم و منيزيم محلول در آب پس از تركيب با آلومينات كلسيم و سنگ آهك موجود در سيمان سبب كم شدن مقاومت بتون مي گردد.
44. زمان نصب صفحات بيس پليت معمولا بايد 48 ساعت پس از بتون ريزي فونداسيون انجام شود.
45. براي ساخت بادبند بهتر است از نبشي ، تسمه ، ناوداني و ميلگرد استفاده گردد.
46. هدف از شناژبندي كلاف نمودن پي هاي بنا به يكديگر و مقاومت در برابر زلزله مي باشد.
47. سقفهاي كاذب معمولا حدود 30 تا 50 سانتيمتر پايين تر از سقف اصلي قرار مي گيرد.
48. قلاب انتهايي در ميلگردهاي يك پوتربتوني براي عامل پيوند بيشتر آرماتور در بتون مي باشد.
49. حد فاصل بين كف پنجره تا كف اطاق را دست انداز پنجره ميگويند.
50. در ساخت كفراژ ستونها ، قالب اصلي ستون بوسيله چوب چهارتراش مهار مي گردد.
51. طول پله عبارت است از جمع كف پله هاي حساب شده با احتساب يك كف پله بيشتر.
52. آجر جوش بيشتر در فونداسيون مورد استفاده قرار مي گيرد.
53. اثر زنگ زدگي در آهن با افزايش قليايت در فلز نسبت مستقيم دارد.
54. از امتيازات آجر لعابي صاف بودن سطوح آن ، زيبايي نما ، جلوگيري از نفوز آب مي باشد.
55. در كوره هاي آجرپزي بين خشتها صفحه كاغذي قرار مي دهند.
56. بهترين نمونه قطعات كششي ضلع تحتاني خرپاها مي باشد.
57. تيرهاي بتن آرمه، خاموتها(كمربندها) نيروي برشي را خنثي مي كنند.
58. چسبندگي بتون و فولاد بستگي به اينكه آرماتورهاي داخل بتون زنگ زده نباشد.
59. شيره يا كف بتون زماني رو مي زند كه توسط ويبره كردن هواي آزاد داخل بتون از آن خارج شده باشد.
60. آلوئك در اثر وجود دانه هاي سنگ آهن در خشت خام در آجرها پديدار مي گردد.
61. خشك كردن چوب به معني گرفتن شيره آن است.
62. لغاز به معني پيش آمدگي قسمتي از ديوار.
63. مقدار كربن در چدن بيشتر از سرب است.
64. لوله هاي آب توسط آهك خيلي زود پوسيده مي شود.
65. آجر سفيد و بهمني در نماي ساختمان بيشترين كاربرد را دارد.
66. آجر خوب آجري است كه در موقع ضربه زدن صداي زنگ بدهد.
67. لاريز يعني ادامه بعدي ديوار بصورت پله پله اتمام پذيرد.
68. كرم بندي هميشه قيل از شروع اندود كاري گچ و خاك انجام مي گيرد.
69. براي خم كردن ميلگرد تا قطر 12 ميليمتر از آچار استفاده مي گردد.
70. اسپريس يعني پاشيدن ماسه و سيمان روان و شل روي ديوار بتوني.
71. براي ديرگيري گچ ساختماني از پودر آهك شكفته استفاده مي گردد.
72. مشتو يعني ايجاد سوراخهائي در سطح خارجي ديوارها جهت ساختن داربست.
73. بتون معمولا پس از 28 روز حداكثر مقاومت خود را به دست مي آورد.
74. پيوند هلندي از اختلاط پيوندهاي كله راسته و بلوكي شكل مي گيرد.
75. وجود بند برشي در پيوند مقاومت ديوار را ضعيف مي كند.
76. كاملترين پيوند از نظر مقاومت در مقابل بارهاي فشاري وارده پيوند بلوكي مي باشد.
77. قپان كردن در اصطلاح يعني شاقولي نمودن نبش ديواره.
78. خط تراز در ساختمان براي اندازه برداريهاي بعدي و مكرر در ساختمان است.
79. ضخامت و قطر كرسي چيني در ساختمانها بيشتر از ديوارهاست.
80. پارتيشن ميتواند از جنس چوب ، پلاستيك و فايبرگلاس باشد.
81. از ديوارهاي محافظ براي تحمل بارهاي افقي و مايل استفاده مي شود.
82. ملات باتارد از مصالح ماسه ، سيمان و آهك ساخته مي شود.
83. مقدار عمق سطوح فونداسيونها از زمين طبيعي در همه مناطق يكسان نيست.
84. ملات ساروج از مصالح آهك ، خاكستر ، خاك رس ، لوئي و ماسه بادي ساخته مي شود.
85. ملات در ديوار چيني ساختمان حكم چسب را دارد.
86. ملات آبي اگر بعد از ساخته شدن از آب دور نگهداشته شود فاسد مي گردد.
87. در مجاورت عايقكاري (قيروگوني)از ملات ماسه سيمان استفاده مي شود.
88. براي ساخت ملات باتارد آب + سيمان 250+آهك 150+ ماسه
89. پيه دارو تركيبي از مصالح آهك ، خاك رس ، پنبه و پيه آب شده
90. ابعاد سرندهاي پايه دار 1 تا 5/1 عرض و طول 5/1 تا 2 متر .
91. معمولا براي كرم بندي ديوارهاي داخلي ساختمان(اطاقها) از ملات گچ و خاك استفاده مي شود.
92. طرز تهيه گچ دستي يا گچ تيز عبارت است از مقداري آب + گچ بااضافه مقداري سريش.
93. وجود نمك در ملات كاه گل موجب ميشود كه در آن گياه سبز نشود.
94. هنگام خودگيري حجم گچ 1 تا 5/1 درصد اضافه مي شود.
95. گچ كشته يعني گچ الك شده ورزداده + آب.
96. اندودهاي شيميايي در سال 1948 كشف شد كه تركيب آن پرليت ، پنبه نسوز مواد رنگي و ميكا مي باشد كه بعد از 8 ساعت خشك ميشوند و بعد از دو تا سه هفته استحكام نهايي را پيدا مي كنند و در مقابل گرما ، سرما و صدا عايق بسيار خوبي هستند.
97. سراميك بهترين عايق صوتي است ، زيرا سلولهاي هوايي بسته اي دارد كه ضخامت آن 6 تا 10 ميليمتر است.
98. آكوسيت نيز عايق خوبي براي صداست.
99. اندازه سرندهاي چشم بلبلي 5 ميليمتر است.
100. سرند سوراخ درشت به سرند ميليمتري مشهور است.
101. اندودهاي هوايي يعني اندودي كه در مقابل هوا خودگيري خود را انجام مي دهند.
102. تركيب اندود تگرگي يا ماهوئي پودر سفيد سنگ + سيمان رنگي +آب (در حالت شل) مي باشد.
103. وقتي با سنگ سمباده و آب روكار سيماني را مي شويند تا سنگهاي الوان خود را نشان دهند به اصطلاح آب ساب شده مي گويند.
104. كار شيشه گذاري در آب ساب و شسته انجام مي گيرد.
105. فرق اندود سقف با ديئار در فضاهاي بسته (مانند اطاق) اين است كه اندود سقف سبك و ديوارها معمولي مي باشد.
106. مهمترين عامل استفاده از اندود در سقف هاي چوبي محافظت از آتش سوزي مي باشد.
107. سقفهايي با تيرآهن معمولي طاق ضربي و بتني مسلح در درجه حرارت 400 تا 500 درجه تغيير شكل پيدا مي كنند.
108. ضخامت اندود گچ و خاك حدودا 2 سانتيمتر است.
109. توفال تخته 30 تا 40 سانتيمتري كه تراشيده و سبك است.
110. علت ترك اندود در سقفهاي چوبي افت تيرهاست.
111. سقف كاذب در مقابل گرما ، سرما ، رطوبت و صدا عايق خوبي به حساب مي آيد.
112. در زير سازي سقف جهت اجراي اندود در كنار دريا از ني بافته شده بيشتر استفاده مس شود.
113. توري گالوانيزه در نگهداري پشم شيشه در سقفهاي سبك ، سطح ديوارهاي قيراندود و سطح تيرآهنهاي سقف كاربرد دارد.
114. مصرف ميلگرد جهت اجراي زير سازي سقفهاي كاذب 9 عدد در هر متر مربع مي باشد.
115. موارد اصلي استفاده از سقفهاي كاذب بيشتر به منضور كم كردن ارتفاع ، عبور كانالها و لوله ها و زيبايي آن مي باشد كه شبكه آن حتما بايد تراز باشد.
116. بهتر است در سقفهاي بتوني ميله هاي نگهدارنده سقف كاذب قبل از بتون ريزي كار گذاشته شود.
117. در سقفهاي كاذب مرتبط با هواي آزاد(مانند بالكن) اندود گچ + موي گوساله و آهك استفاده مي شود.
118. شالوده در ساختمان يعني پي و فونداسيون.
119. ابعاد پي معمولا به وزن بنا و نيروي وارده ، نوع خاك و مقاومت زمين بستگي دارد.
120. در نما سازي سنگ ، معمولا ريشه سنگ حداقل 10 سانتيمتر باشد.
121. در فشارهاي كم براي ساخت فونداسيونهاي سنگي از ملات شفته آهك استفاده مي شود و براي ساخت فونداسيونهايي كه تحت بارهاي عظيم قرار مي گيرند از ملات ماسه سيمان استفاده مي شود.
122. در ساختمان فونداسيونهاي سنگي پر كردن سنگهاي شكسته را ميان ملات اصطلاحا پر كردن غوطه اي مي نامند.
123. پخش بار در فونداسيون سنگي تحت زاويه 45 درجه انجام مي گيرد.
124. در ساختمانهاي آجري يك طبقه براي احداث فونداسيون اگر از شفته آهكي استفاده شود اقتصادي تر است.
125. در پي هاي شفته اي براي ساختمانهاي يك تا سه طبقه 100 تا 150 كيلو گرم آهك در هر متر مكعب لازم است.
126. اصطلاح دو نم در شفته ريزي يعني تبخير آب و جذب در خاك.
127. معولا سنگ مصنوعي به بتن اطلاق مي شود.
128. زاويه پخش بار فنداسيون بتني نسبت به كناره ها در حدود 30 تا 45 درجه مي باشد.
129. بتن مكر براي پر كردن حجمها و مستوي كردن سطوح كاربرد دارد.
130. مهمترين عمل ويبراتور دانه بندي مي باشد.
131. معمولا بارگذاري در قطعات بتني بجز تاوه ها پس از هفت روز مجاز مي باشد.
132. از پي منفرد بيشتر در زمينهاي مقاوم استفاده مي شود.
133. بتون مسلح يعني بتن با فولاد.
134. از نظر شكل قالبندي براي فونداسيونها قالب مربع و مسطيل مقرون به سرفه مس باشد.
135. پي هاي نواري در عرض ديوارها و زير ستونها بكار مي رود و در صورتيكه فاصله پي ها كم باشد و با ديوار همسايه تلاقي نمايد پي نواري بيشترين كاربرد را دارد.
136. در آسمان خراشها ، معمولا از پي ژنرال فونداسيون استفاده مي شود و وقتي از اين نوع پي در سطحي بيش از سطح زير بنا استفاده شود زمين مقاوم و بارهاي وارده بيش از تحمل زمين است.
137. هرگا فاصله پي ها از هم كم بوده يا همديگر را بپوشند يا يك از پي ها در كنار زمين همسايه قرار گيرد از پي هاي مشترك استفاده مي شود.
138. اصطلاح ژوئن درز انبساط است.
139. ميتوان به جاي دو پي با بار مخالف از پي ذوزنقه اي استفاده كرد.
140. بهترين و مناسب ترين نوع پي در مناطق زلزله خيز پي راديه ژنرال است.
141. در اجراي شناژبندي جهت اتصال به فونداسيون معمولا شناژها از بالا و پايين همسطح هستند.
142. در كفراژبندي پي چهارگوش از نظر سرعت و اجرا اقتصادي تر است.
143. در عايق بندي از گوني استفاده مي كنيم ،زيرا از جابجايي قير جلوگيري مي كند و حكم آرماتور را دارد كه در پشت بام از جلو ناودان به بعد پهن مي شودكه در 2 لايه گوني انجام مي گيردكه گوني ها در لايه بعدي نسبت به لايه قبل با زاويه 90 درجه برروي هم قرار مي گيرند.
144. زير قيروگوني از اندود ملات ماسه سيمان استفاده مي شود كه بعضي از مهندسان در زير قير اندود ملات ماسه آهك استفاده مي كنند كه در اينصورت قيروگوني فاسد مي شود.
145. از قلوه سنگ (ماكادام) در طبقه هم كف مي توانيم بجاي عايق كاري استفاده كنيم كه ضخامت آن حدود 40-30 سانتيمتر خواهد بود.
146. اگر در عايقكاري ، قير بيش از حد معمول مصرف شود باعث مي شود قير در تابستان جابجا شود.
147. عايقكاري قيروگوني مي بايست از سر جانپناه حدودا 20 سانتيمتر پايينتر شروع شود و قيروگونيي كه روي جانپناه كشيده مي شود براي جلوگيري از نفوذ بارش با زاويه است.
148. سطح فونداسيون به اين دليل عايق مي شود كه از مكش آب توسط ملات ديوار چيني ها به بالا جلوگيري ميكند.
149. در عايقكاري عمودي روي ديوارهاي آجري بهتر است كه از اندود ماسه سيمان استفاده شود.
150. اصطلاح زهكشي يعني جمع كردن و هدايت آب ،كه فاصله آبروها در زهكشي بايد به حدي باشد كه به پي ها نفوذ نكند.
151. اگر توسط سفال زه كشي كنيم بايد حتما درز قطعات را با ملات پركنيم.
152. حداقل شيب لوله هاي زه كشي به سمت خوضچه 2 تا 4 درصد مي باشد.
153. حداقل شيب لوله هاي فاضلاب 2 درصد است.
154. براي جلوگيري از ورود بو به داخل ساختمان ، شترگلو را نصب مي كنند.
155. عليترين نوع لوله كشي فاضلاب از نوع چدني مي باشد كه با اين وجود در اكثر ساختمانها از لوله هاي سيماني استفاده مي شود كه ضعف اين لوله ها شكست در برابر فشارهاي ساختمان مي باشد.
156. سنگ چيني به سبك حصيري رجدار بيشتر در ديوار و نما سازي استفاده مي شود.
157. ضخامت سنگهاي كف پله و روي دست انداز پنجره 5/4 سانتيمتر مي باشد.
158. جهت اتصال سنگهاي نما به ديوار استفاده از ملات ماسه سيمان و قلاب مناسبتر مي باشد كه جنس قلابها از آهن گالوانيزه مي باشد.
159. سنگ مسني معمولا در روي و كنار كرسي چيني نصب مي شود و زواياي اين سنگ در نماسازي حتما بايستي گونياي كامل باشد.
160. در نما سازي طول سنگ تا 5 برابر ارتفاع آن مي تواند باشد.
161. معمولا 30 درصد از سنگهاي نما بايستي با ديوار پيوند داشته باشند كه حداقل گير سنگهاي نما سازي در داخل ديوار 10 سانتيمتر است.
162. در بنائي دودكشها باستي از مخلوطي از اجزاء آجر استفاده شود.
163. در علم ساختمان دانستن موقيعت محلي ، استقامت زمين ، مصالح موجود ، وضعيت آب و هوايي منطقه براي طراحي ساختمان الزامي مي باشد.
164. در طراحي ساختمان ابتدا استقامت زمين نسبت به ساير عوامل الويت دارد و لازم به ذكر مقاومت خاكهاي دستي همواره با زمين طبيعي جهت احداث بنا هرگز قابل بارگذاري نيست.
165. زمينهاي ماسهاي فقط بار يك طبقه از ساختمان را مي تواند تحمل كند.
166. هنگام تبخير آب از زير پي هاي ساختمان وضعيت رانش صورت مي گيرد.
167. زميني كه از شنهاي ريز و درشت و خاك تشكيل شده دج ناميده مي شود كه مقاومت فشاري زمينهاي دج 10-5/4 كيلوگرم بر سانتيمتر مربع مي باشد.
168. مطالعات بر روي خاك باعث مي گردد وضع فونداسيون ، ابعاد و شكل آن بتوانيم طراحي كنيم.
169. در صحرا براي آزمايش خاك از چكش و اسيد رقيق استفاده مي گردد.
170. سيسموگراف همان لرزه نگار است.
171. خاكي كه برنگ سياه قهوه اي باشد مقاومتش بسيار عالي است كه نفوذ آب در آنها كم و به سختي انجام مي گيرد.
172. سنداژيا گمانه زني همان ميله زدن در خاك و برداشت خاك از زمين مي باشد.
173. اوگر همان لوله حفاري است.
174. خاك چرب به رنگ سبز تيره و داراي سيليكات آلومينيوم آبدار است.
175. معيار چسبندگي خاك اين است درصد دانه هاي آن كوچكتر از 002/0 ميليمتر باشد.
176. اصطلاحا خاك مرغوب زد نامگذاري مي شود.
177. براي جلوگيري از ريزش بدنه و ادامه پي كني و همين طور جلوگيري از نشست احتمالي ساختمان همسايه و واژگوني آن و جلوگيري از خطرات جاني بايد ديوار همسايه را تنگ بست كه تحت زاويه 45 درجه انجام مي گيرد.
178. ديوار اطراف محل آسانسور معمولا ازمصالح بتون آرمه مي سازند.
179. پي سازي كف آسانسور معمولا 40/1 متر پايين تر از كفسازي است.
180. قديمي ترين وسيله ارتباط دو اختلاف سطح بواسطه شيب را اصطلاحا رامپ مي گويند كه حداكثر شيب مجاز آن 12 درصد مي باشد كه ات 5/2 درصد آن را ميتوان افزايش داد.
181. براي ساختن پله گردان بيشتر از مصالح بتون آرمه و آهن استفاده مي شود.
182. پله معلق همان پله يكسر گيردار است.
183. پله آزاد در ورودي ساختمان به حياط يا هال و نهار خوري استفاده مي شود.
184. پله هاي خارجي ساختمان حتي الامكان مي بايست آجدار باشد.
185. به فضاي موجود بين دو رديف پله چشم پله مي گويند.
186. فواصل پروفيل هاي جان پناه پله 12-7 سانتيمتر مي باشد.
187. شاخكهاي فلزي جتنپناه بهتر است كه از پهلو به تير آهن پله متصل شود.
188. سرگير يا حدفاصل بين دو رديف پله كه رويهم واقع مي شوند حداقل 2 متر مي باشد.
189. طول پله مساوي است با تعداد كف پله منهاي يك كف پله.
190. پيشاني پله به سنگ ارتفاع پله اطلاق مي شود.
191. براي جلوگيري از سرخوردن در پله لب پله ها را شيار و اجدار مي سازند و گاهي اوقات لاستيك مي كوبند
192. اتصال پله هاي بالا رونده به دال بتني (پاگرد) يه روي دال بتني متصل مي شوند ولي پله هاي پايين رونده در دال بتني بايستي به مقابل دال بتني وصل شوند.
193. اجراي جانپناه پله معمولا با مصالح چوبي زياتر مي باشد.
194. پله هايي كه مونتاژ مي شوند به پله هاي حلزوني معروف هستند.
195. از نظر ايمني اجراي پله فرار با مصالح بتني مناسبتر است.
196. تيرهاي پوشش دهنده بين دو ستون (روي پنجره ها و درب ها ) نعل درگاه نام دارد كه انتقال بار توسط آن يكنواخت و غي يكنواخت است.
197. گره سازي در چهار چوبهاي درب و پنجره و دكوراسيون بكار مي رود.
198. تحمل فشار توسط بتن و تحمل كشش توسط فولاد را به اصطلاح همگن بودن بتن و فولاد مي نامند.
199. بالشتك بتوني در زيرسري تيرآهن هاي سقف مصرف مي شود كه جنس آن مي تواند فلزي ، بتوني زير سري و بتوني مسلح باشد.
200. در اجراي تير ريزي سقف با تيرآهن ، مصرف بالشتك كلاف بتني و پليت مناسبتر است.
201. بالشتك هاي منفرد زيرسري ، حداقل ريشه اش از آكس تير ريزي سقف 25 سانتيمتر است.
202. اجراي مهار تير ريزي سقف با ميلگرد معمول تر مي باشد.
203. براي تراز كردن تير ريزي سقف بايد بوسيله سيمان همه در يك افق ترازي قرار گيرد.
204. طاق ضربي از نظر ضخامت به سه دسته تقسيم مي شودكه معمول ترين آن نيم آجره مي باشد كه مهمترين عامل مقاومت در طاق ضربي خيز قوس مناسب است.
205. در زمستان پس از دوغاب ريزي طاق ضربي ، بلافاصله بايستي كف سازي كامل روي سقف انجام شود.
206. اگر هوا باراني باشد پس از اتمام طاق ضربي نبايد دوغاب ريخت.
207. سقفهاي بتني قابليت فرم(شكل) گيري بهتري دارند.
208. وظيفه انسجام و انتقال نيروها در سقفهاي بتني بعهده آرماتور مي باشد.
209. اودكادر سقف هاي بتني به منظور خنثي كردن نيروي برشي بكار مي رود.
210. بطور نسبي عمل بتون ريزي بين دو تكيه گاه مي بايست حداكثر طي يك روز عملي شود.
211. از ويژگي هاي سقفهاي مجوف سبكي آن است كه در اين سقف ها آرماتور گذاري بصورت خرپا مي باشد.
212. تفاوت سقف هاي پيش فشرده با سقف هاي مجوف سفالي كشيده شدن آرماتورها مي باشد.
213. حداقل زمان بريدن ميلگردها در سقفهاي پيش تنيده معمولا 7 روز مي باشد.
214. نيروي كششي ذخيره شده در آرماتور سقفهاي پيش تنيده عامل خنثي كننده نيروي فشاري است.
215. در سقفهاي مجوف هنگامي از تيرهاي دوبل استفاده مي شود كه دهانه و طول تير زياد باشد.
216. قبل از ريختن پوشش بتون در اجراي تيرچه بلوكها ابتدا مي بايست سطح تيرچه و بلوك مرطوب شود.
217. اصطلاحا ميش گذاري در بتن مسلح آرماتورهاي شبكه نمره كم اطلاق مي گردد.
218. حداكثر فاصله دو تير در سقفهاي چوبي 50 سانتيمتر مي باشد.
219. معمولا زمان باز كردن قالبهاي مقعر در سقف هاي بتوني 5 روز مي باشد.
220. استفاده از قالبندي مقعر بتني در سقفهاي اسكلت فلزي و بتني معمولتر است.
221. كابلهاي برق در سقفهاي مقعر داخل لوله هاي فولادي تعبيه مي شود.
222. در ساختمان هايي كه بيشتر مورد تهديد آتش سوزي بهتر است نوع بنا بتني باشد.
223. در كارخانه هاي صنعتي معمولا از سقف اسپيس دكس استفاده مي شود.
224. اصطلاحا مفهوم سرسرا همان سقف نورگير است.
225. در شيشه خورهاي نورگير سقف براي فضاهاي وسيع از سپري استفاده ميشود زيرا از خمش در طول جلوگيري مي كند.
226. مهمترين مزيت سقفهاي كاذب آكوستيك بر ساقفهاي كاذب عايق در برابر صدا مي باشد.
227. مهمترين مزيت سقفهاي كاذب آلومينيومي عدم اكسيداسيون آن مي باشد.
228. روش جلوگيري از زنگ زدگي آرماتور در بتن اين است كه جرم آن را مي گيريم و داخل بتن قرار مي دهيم.
229. اتصال سقف كاذب در راستاي ديوارها باعث پيش گيري از جابجايي سقف و تركهاي موئين خواهد شد.
230. قرنيز يكطرفه آب را به يك سمت منتقل مي كند و هنگامي از قرنيز دو طرفه هنگامي استفاده مي شود كه دو طرف ديوار آزاد باشد.
231. قرنيز حتما بايد آبچكان داشته باشد كه آبچكان شياره زير قرنيز مي باشد.
232. قرنيزي كه توسط آجر چيده مي شود هره چيني مي نامند.
233. قرنيز پاي ديوارهاي داخلي به منظور جلوگيري از مكش آب توسط گچ و … و جلوگيري از ضربه ها و خراشها استفاده مي شود و حتما بايد آبچكان داشته باشد.
__________________
نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 11:10 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1389/02/12

تزئینات بسیار زیبا بر دیوارهای اتاق نشیمن

نشیمن
هنگامیکه ما می‌‌خواهیم دکوراسیون اتاق نشیمن‌مان را تغییر دهیم اولین چیزی که به ذهن ما خطور می‌‌کند تغییر مبلمان، اثاثیه، فرش و یا میز می‌‌باشد. آیا فکر نمی‌کنید که دیوارها از لحاظ متراژ فضای بیشتری را به خود اختصاص داده‌اند. آیا فکر نمی‌کنید دیوارها فضاهایی زنده هستند که قابلیت هر فکر و خلاقیتی را به شما می‌‌دهند. پس چرا سزاوار توجه نباشند؟!
هنگامیکه چهره دیوار منزل شما تغییر بیابد و ظاهر جدید پیدا کند این تغییر می‌‌تواند منزل شما را دگرگون کند بدون خرج بسیار زیادی که از خرید مبلمان و اثاثیه متحمل می‌‌شویم.



فکر نکنید منظور ما نصب قاب عکسی از گل‌های آفتاب گردان ونگوگ یا عکس مونالیزا یا مرلین مونرو می‌‌باشد. منظور ما نقاشی روی دیوار است. کاری که شاید گذشتگان ما به آن توجه خاصی داشتند و ما از آن غافل شده‌ایم. نقاشی روی دیوار می‌‌تواند در آشپزخانه، اتاق نشیمن،‌ اتاق خواب و یا حتی راهرو منزلتان باشد. نصب تابلو شاید بتواند چهره اتاق شما را تغییر دهد اما براستی کار شما منحصر بفرد و متفاوت می‌‌باشد؟!



به دیوارها و فضای داخلی منزلتان بیندیشید. شما می‌‌توانید از هر شکل و ایده‌ای استفاده کنید و سعی کنید ایده‌هایتان را روی دیوارها نمایش دهید.


شما می‌‌توانید به صورت مستقیم روی دیوار نقاشی کنید یا با هنر چاپ و یا با استفاده از شابلون کار کنید. ظاهر دیوار شما اهمیت دارد نه نحوه انجام آن. این کار را می توانید در هر جایی از دیوار انجام دهید. دیوارهای باریک که قابلیت نصب قاب ندارند و یا در پشت کاناپه و حتی دیوارهای بسیار بزرگ که قابلیت نصب چندین قاب بزرگ را دارند.



ما در این مطلب چندین ایده و طرح برای دیوارهای اتاق نشیمن به شما نشان می‌‌دهیم. این طرح‌ها می‌‌تواند راه حل فوق‌العاده‌ای برای تغییر در ظاهر منزل شما باشد.

دیوار این اتاق نشیمن با طرحی زیبا از نی‌زار تزئین شده که برگرفته از نقاشی‌های چینی می‌باشد. این طرح زیبای گرافیکی اتاقهایی را که سقف کوتاه دارند، را بلندتر جلوه می‌دهد.

طرح گرافیکی گلدار روی دیوار، رنگ ساده و خنثی دیوار را از سادگی در آورده است این رنگ تیره بدون این طرح خسته کننده خواهد بود.



رنگ سبز طرح برگی با رنگ کوسن‌های روی مبل هماهنگ است و این باعث می‌شود چشم در فضا بچرخد و روی یک نقطه خاص متمرکز نشود.



شاخه درخت از زیر کتابخانه خارج شده و برگ‌های خود را به روی زمین می‌ریزد، این طرح جالب و منحصر به فرد زیبایی اتاق را چندین برابر کرده است.

 
اینا رو هم ببینید











__________________
و همچنین













__________________
نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 2:50 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1389/02/12

تركيب سفيد و قرمز در دكوراسيون































نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 2:46 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1389/02/12

نکته‏های طراحی سوئیت

طراحی یک سوئیت
نکات ساده در طراحی آپارتمان و منازل کوچک


آپارتمان‌های مینیاتوری، اتاق‌های خوابگاه یا خانه‌های كوچكی كه اتاق نشیمن و خواب آن یكی است و به آنها اصطلاحا سوئیت گفته می‌شود، امروزه به تعداد زیاد در شهرهای پرجمعیت ساخته می‌شوند.اگر شما هم ساكن یكی از این آپارتمان‌های مینیاتوری هستید با ما همراه شوید تا ایده‌های جدیدی به منزل كوچك خود بیافزایید:

برای طراحی سوئیت، شما دو انتخاب دارید:
1 - می‌توانید سوئیت خود را به صورت یك اتاق یکپارچه حفظ كنید.
2-می‌توانید باتوجه به کاربردهای مختلفی كه از فضای مورد نظر دارید، آن را به 2قسمت تقسیم كنید(خواب و کار).این كار را به وسیله پرده، پارتیشن یا اسباب و اثاثیه مناسب (مثلا یك کتابخانه ظریف و زیبا)انجام دهید.
حال باید تصمیم بگیرید چگونه محیطی زیبا و دلپذیر به‎وجود آورید، و اینکه چه دكوراسیون و چه سبكی را انتخاب و اجرا كنید.
بهتر است رنگ مبلمان و دیوار را محدود كنید و از رنگ‌آمیزی شلوغ بپرهیزید، زیرا محیط شما كوچك است و اگر از رنگ‌های مختلف استفاده كنید، بسیار كوچكتر و شلوغ جلوه می‌كند.
باید از حداقل مبلمان استفاده كنید ولی درضمن همه امكانات را فراهم آورید؛ بهترین ایده استفاده از مبلمان چند منظوره است.مثلا بهتر است از یک مبل تخت‌خواب‌شو استفاده كنید تا بعد از تماشای تلوزیون، به هنگام خواب و استراحت با یک چشم بهم زدن تبدیل به تخت شود.
حتما آینه زیبایی به دیوار نصب كنید تا وسعت و عمق اتاق شما بیشتر شود. آباژور و گلدان گل را نیز به گوشه‌ای از اتاق اضافه كنید.
برای اتاق‌های بسیار كوچك، بهتر است از خانواده رنگ‌های سرد مثل آبی و سبز روشن بهره گیرید.
تا حد امكان از فضاهای دیواری به جای زمینی استفاده کنید؛ مثلا به جای اینكه یک كتابخانه قدی بگذارید، قفسه كتابی كه به دیوار نصب می‌شود و پایه ندارد را انتخاب كنید. با این کار می‏توانید از فضای زیر كتابخانه به عنوان محلی برای گذاشتن تلویزیون، مبل و... استفاده كنید.
حتما از طرح‌های ساده برای مبل، پرده و روتختی استفاده كنید و از انتخاب الگوهای متعدد و رنگ‌آمیزی تند بپرهیزید.
اتاق‌های ساده با دیوارهای منظم، معروف به اتاق‌های جعبه‌ای هستند.‌ دراین‌گونه اتاق‌ها باید یك مركز توجه به وجود آورید؛ بهتر است یك دیوار را به رنگی متفاوت نسبت به سه دیوار دیگر رنگ‌آمیزی كنید و تابلو یا وسیله تزیینی یا آینه‌ای با قاب زیبا به این دیوار بیاویزید، یك مبل یا صندلی قدیمی كه دارای طرحی خاص و زیباست درگوشه‌ای از اتاق بگذارید و به این ترتیب نقطه توجه را فراهم كنید.
برای سوئیت‌هایی كه دارای سقف كوتاه هستند، حتی‌الامكان از نصب لوستر و چراغ‌های آویز خودداری كنید، زیرا اینگونه چراغ‌ها سقف را كوتاهتر نشان می‌دهند. اگر دیوار عریض و سقف کوتاه باشد، می توانید برای بلند به نظر رسیدن سقف، از طرحهای عمودی یا تابلوهای بلند و باریک در کنار هم بهره کیرید تا فضای اتاق متعادل گردد.
حتما سقف را به رنگ روشن مانند سفید یا شیری رنگ‌آمیزی كنید؛ دیوارها باید یك یا دو پرده از سقف تیره‌تر شوند.
بهتر است سوئیت خود را طوری طراحی كنید كه توجه بیننده به سمت كف اتاق كشیده شود، مثلا با گذاشتن كوسن‌های تزئینی روی زمین یا مخده و یك قالی زیبا، نقطه توجه بیشتر متمایل به كف اتاق می‌شود تا به سمت سقف. اتاق تاریك به اتاق‌هایی اطلاق می‌شود كه شما درطول روز اگر بیرون نروید متوجه نمی‌شوید چه زمانی از روز است، این اتاق‌ها به اصطلاح نورگیر نیستند.بهترین راه حل انتخاب رنگ‌های روشن برای دیوارهای این نوع اتاق‌ها است.پرده ساده و روشنی انتخاب كنید و توجه داشته باشید كه به جای كركره یا شید كه اتاق را تاریك می‌كند حتما از پرده‌های پارچه‌ای نازک بهره گیرید.

منبع: manzelmag.com


اینم چند نمونه از طراحی سوئیت:

















 
حتما!
تصاویری که برات میذارم، جزئی از یه پروژه است که یا به مرحله اجرا دراومده و یا فقط در حد یه طرح ارائه شده. به هر حال سعی کردم کارها رو همراه با پلان مربوطه بذارم که کاربرد بیشتری واست داشته باشه.
امیدوارم به دردت بخوره و کار خودتم بذاری اینجا تا ما هم ببینیم!
















اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 1024x791 و حجم آن 129KB است.

نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 2:44 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه 1389/02/10

تعريف هندسي گنبد

در تعريف هندسی ، گنبد مکان هندسی نقاطی است که از دوران چِفدی مشخص حول يک محور قائم به وجود می آيد . اما در زبان معماری : گنبد پوششی است که بر روی زمينه ای گرد برپا شود .
گنبد از سه قسمت تشکيل شده است :
1ـ گنبد خانه يعنی زمينه گنبد
2ـ بَشن = هيکل يعنی قسمتی که روی زمينه تهرنگ به صورت مکعب بالا می آيد و يک يا دو طرف آن باز است ( در گنبدهای قبل از اسلامهر چهار طرف به دهانه های باز منتهی می شد . )
3ـ چپيره = جمع شده
ازآنجائيکه در معماری ايرانی به ندرت به ته رنگ گرد بر می خوريم و معمولاً قسمت انتهائی بشن به شکل ، مربع و گاهی مستطيل است با چپيره کردن آنرا تبديل به دايره میکنند بعد گنبد روی آن سوار می شود . به همين دليل مرحله چپيره شدن در گنبدسازی شايان توجه است زيرا امکان داشتن زمينه گرد است که اجرای نهايی پوشش گنبد را ميسرمی سازد .
معمولاً در نقشه هائی که پوشش به صورت گنبد طراحی می شود زمينه را به شکل مربع در نظر می گيرند تا به سادگی بتوان آنرا تبديل به 8 و 16 و 32 و بالاخره دايره کرد .
گنبد سازی در ايران به ندرت روی زمينه مستطيل نزديک به مربع هم اجراشده است در اين صورت مستطيل تبديل به 6 و 12 و سپس بيضی نزديک به دايره می شود وگنبد روی بيضی قرار می گيرد . به اين نوع گنبد که مقطع افقی آن به جای دايره بيضی است کمبيزه گفته اند . از نمونه های اين نوع گنبد با ته رنگ بيضی مسجد حاج رجبعلی تهران و امامزاده زيد بن علی در ورامين قابل ذکرند .
__________________
چپيره


چپيره سازی در گنبد به دو بخش عمده تقسيم می شود :
ـ گوشه سازی = گوشه بندی
ـ شکنج = چين و چروک
ـ گوشه سازی يا گوشه بندی يعنی ساختن و تبديل کردن شکل چهار گوشه بشن به هشت گوشه و بهترتيب 16 و 32 و 64 گوشه و بالاخره دايره و با تبديل کردن شکل مستطيل نزديک به مربعبه 6 و 12 گوشه و بالاخره بيضی است . در حالت اخير مستطيل بشن بايد نسبت اندازه های اضلاعش طوری باشد که به راحتی قابل تبديل به شش گوشه شود مثلاً نسبت 4 و 4/3 قابل تقسيم است . البته با استفاده از کاربندی انواع زمينه های مرسوم در معماری ايرانیرا می توان به نحو مطلوب تبديل به دايره کرد که در مباحث آينده جداگانه بررسی خواهدشد .
گوشه سازی خود شامل دو بخش است :
1- اسکنج يا سِکُنج
2- ترمبه يعنی جمع شده
اولين گوشه سازيها توسط چوب انجام شده و حتی خود گنبد هم با چوب اجراگشته است . بهترين موارد مثال را در ابيانه می توان ديد .
دراراک هم درکاروانسرای حاج عليقلی نمونه ديگريست . کاروانسرای کاشانی هم ( در اراک ) به هـمينطـريقه سـاخته شده است . طـرز اجـرا چنين بوده که چـوبها را در گوشـه های بـشن سوارمی کردند و هـمين طور روی هم می چيدند تا مثل سبد جمع می شد و به صورت گنبد چوبی درمی آمد .
در معماری ارمنی از اين نوع گنبد زياد به چشم می خورد . فضای زير اين گنبدها را معمولاً بزرگترين اطاق تشکيل می دهد . در خانه های روستائی نيز پوشش بزرگترين اطاق که معمولاً تنور هم در آن قرار دارد به صورت گنبد چوبی است .
چوبهای موجود در ايران از استحکام کافی برخوردار نيست و معمولاً برای پوشش دهانه های 5/2 تا 3 متر به کار می رود به همين دليل در معماری پيشين ايران در زمانهخامنشيان برای پوشش تخت جمشيد از جبل عامل لبنان درختهای کنار بسيار قطور و مرتفع را آوردند . چون اين حمل و نقل چوبها مستلزم هزينه ای سنگين بود در دوران اشکانیاين کار متروک شد و به جای پوشش تخت از پوشش سغ استفاده کردند .
متاسفانه ازمعماری دوران اشکانی که در واقع پوشش سغ آغاز می شود در داخل ايران نمونه ای بجاینمانده است . در خارج از محدوده ايران کنونی به يکی دو نمونه از پوشش سغ بر میخوريم که يکی hattra يا الحضر است و ديگری کاخ آشور و ايندو نيز چهره روشنی ازچگونگی پوشش به دست نمی دهند .
در بازه هورخراسان بين خواف و نيشابور گنبدی ديده می شود که گوشه سازيهای آن با چوب ساخته شده و خود گنبد با سنگ لاشه . بنا متعلق به اواخر دوران اشکانی يا اوايل ساسانی است ودر مجموع ناچيزتر از آنست که ما را به قضاوتی کلی در اين باب رهنمون شود . لذا ازگنبدهائی که همه مصالح آن از چوب بوده فقط خاطره هائی باقيست . شايد ابيانه بهترين تجلی گاه آن باشد .
گوشه سازی با چوب نيز به تدريج در بسياری از نقاط ايران متروک شد و علت عمده و اصلی آن موريانه خيز بودن زمين های ايران داخلی ( ايرانشهر) بوده و هست .
قديميترين نمونه بجای مانده از گوشه سازی با چوب در بازه هور استکه قبلاً اشاره شد .
در فهرج يزد هم با اينکه منطقه به شدت موريانه خيز است ( احتمالاً به علت رواج چوب در منطقه شهدای فهرج ) زيارتگاهی به چشم می خورد که گوشه سازی پوشش آن ، از چوب بوده است . چوب گوشه ها توسط موريانه به کلی از بين رفته ولیخشت های پشت آن به نحو معجزه آسايی باقی مانده است و از خود گنبد نشانی ديده نمیشود .
در اواخر قرن هشتم و اوايل قرن نهم در منطقه خراسان حدود مشهد و طوس واطراف آن و در مناطق کوهستانی کرمان که موريانه کمتر است استفاده از پوشش چوبی رواجمی يابد .
نمونه اين گوشه سازی با چوب بقعه شاه نعمت الله ولی در کرمان است و دراين بنا برای گوشه سازی با يک تخته ، شانزده ضلعی را به 32 ضلعی تبديل کرده اند . در گنبد هارونيه طوس نيز همين عمل تکرار شده است . در مسجد جامع قزوين از تختهاستفاده کرده اند ( گنبد قديمی مسجد ) .
با اينحال نمونه های فوق انگشت شمارند وبايد گفت که به علت اشکالات گوناگون استفاده از چوب منسوخ می شود .
بطوريکهگفته شد نوع اول گوشه سازی اسکنج است . اسکنج متشکل از دو طاق اريب است که همديگررا در يک نقطه قطع کرده باشند . شيوه زدن طاق ممکن است بصورت مختلف رومی ، ضربی ،چپيله ( لاپوش و تيغه ای ) باشد در هر حال تقاطع دو طاق اين نوع گوشه سازی را بهوجود می آورد . ذکر اين نکته ضروری است که بارهای وارد بر گنبد به اين گوشه هامنتقل نمی شود . به همين دليل هم ، نوع اجرای گوشه سازی تأثيری در چگونگی افزيرگنبد ندارد .
__________________
ترمبه = سرمبه = سلمبه

نوع دوم گوشه سازی به صورت ترمبه است در هيچ يک از لغت نامه های ايرانی به کلمه ترمبه بر نمی خوريم . لغتی به صورت ترکيب طاق و طرمب آمده است که معنای آنرا پشت هم اندازی و طاق روی طاق سوار کردن نوشته اند حال آنکه خود لغت ترمبه به معنی ، يک چيز جمع شده ، عمده ، پيش آمده ، تريده ( به طرف جلو سريده شده ) است . در واقع ترمبه همان معنی اسکنج را دارد که کنج پيش آمده باشد
.
ترمبه بر عکس سکنج به چهار طريقه پوشش می شود : 1ـ گوشه سازی با چوب به شکل جلو آمده که حالت خاص و استثنائی ترمبه تلقی می شود . و سه طريق ديگر به شکل سغ يعنی پوشش منحنی شکل است که شامل فرمهای زير می شود :
1ـ فيلپوش
2ـ ترمبه پتگين = پتکين patkin
3ـ ترمبه پتگونه يا پتکانه ( پتکانه صحيح تر است )

فيلپوش



برای اجرای فيلپوش مثل صدف حلزون
از گوشه ( نقطه صفر ) شروع می کنند و لايه های طاقی را روی همديگر می پوشانند و سوار می کنند تا به حد مطلوب برسد ( يعنی منتهی به جائی شود که مربع را تبديل به هشت ضلعی می کند
) .
در واقع فيلپوش به پوشش گوشة ديوار که از کنج شروع می شود و بين دو ديوار متقاطع قرار می گيرد اطلاق می شود . در قلعه دختر فارس ترمبه گنبد را به شکل فيلپوش زده اند ، نمونه خوب ديگر که هم اکنون نيز قابل مشاهده است ، گنبد کوچک بی بی شهربانو نزديک ری است ، بنا تعلق به دوران آل بويه دارد . زير گنبد کوچک را با لايه های آجری مثل چپيره روی هم چيده اند تا به نقطه مورد نظر برسند .
در بناهای قرون پنجم و ششم اين نوع گوشه سازی معمول بوده است . در مسجد جامع شيراز متعلق به دوران صفاری انواع ترمبه ها اجرا شده بود ولی متأسفانه تمام بنا نوسازی شده و اثری از معماری قديمی دوران اصلی برجای نمانده است . تنها ماخذ ، عکس های قبل از خراب کردن مسجد است که در کتاب پوپ آورده شده است .
نمونه ديگر به صورت چهار تا چفته در قسمت روبروئی شبستان مسجد جامع فهرج متعلق به نيمه اول قرن اول هجری است . گوشه سازی ترمبه است و اجرای روشنی است بر اينکه چگونه خشت ها را رويهم چيده اند تا شکل فيلپوش بدست آيد .
پيش از اسلام ترمبه ها و سکنج ها را به صورت (( نماندن )) اجرا می کردند به اين ترتيب که گوشه ها را می نماندند تا به حد دايره قاعده گنبد مورد نظر برسد . در اين صورت ارتفاع خيلی زياد می شد ولی از آنجائيکه در آن دوران معماران ابائی نداشتند که بلندای گنبد از حد مقياس ديد انسانی بيشترباشد مشکلی پيش نمی آمد . ولی بعد از اسلام که سعی در کوتاه کردن پوشش می شد ، گوشه سازی به گونه ای اجرا شد که بتوان شکل چهار گوش بشن را به هشت گوش تبديل کرد بدون آنکه ارتفاع پوشش از حد مطلوب بالاتر رود . از نمونه بناهای پيش از اسلام که مربع بشن را به هشت ضلعی تبديل کرده اند تنها کاخ بيشابور برجای مانده است که از چگونگی پوشش گنبد اين تنها نمونه هم ، نشانی در دست نيست .
در قلعه دختر و آتشکده فيروزآباد هيچ يک از بشن های مربع تبديل به هشت گوش نشده است . در آتشکده فيروزآباد گنبدهای طرفين بنا کومبيزه است ولی بجای تبديل شش ضلعی به دوازده ، تنها گوشـه ها را نـمانده اند تا به دايره رسـيده اند و در اين تـبديل با بالا رفتن ارتفاع فضا باشکوه تر جلوه گر شده است .
گاهی در بناهای قبل از اسلام شکل بشن را هشت و نيم هشت می کردند و بعد آنرا می نماندند تا به دايره تبديل شود . ولی در بنای بيشابور شکل دقيق هشت ضلعی را می بينيم . در تالار تشريفات بنا برای بدست آوردن هشت کامل دوتا مربع را در هم تقاطع داده اند بدين ترتيب که از ادامه اقطار مربع اول مربع دوم را ساخته اند اين تداخل شکل دقيق هشت گوش را به وجود آورده است ( اين شکل امروزه بنام ستاره محمدی مشهور است ) . چون در محاسبات رياضی راديکال 2 عدد دقيقی نيست تنها به صورت ترسيم هندسی امکان دست يابی به هشت ضلعی دقيق ميسر است لذا معماران نيز از طريقه ترسيم استفاده کردند .


__________________
ترمبه پتگين = پتکين patkin

پتکين نوعی گوشه سازی است که فرانسويها به آن Encorbellement گويند . به معنی پيش آوردن تدريجی ديوار
.
در خوزستان به خصوص دزفول برای اين نوع گوشه سازی لغت زيبای ( تونگان
) يا ( تونجه ) را به کار می برند اين کلمه معمولاً بجای بالکن می آيد اما برای گوشه های ديوار که شکلی پيش آمده دارند نيز مصطلح است
.
در خوزستان گوشه های ديوار
را اول پخ می کنند ( برای ايجاد سايه بيشتر اين گوشه ها معمولاً تنگ هم است ) تا رفت و آمد در کنار آنها بخصوص در کوچه ها آسانتر باشد بعد از بالا آمدن ديوار از ارتفاع معينی که موجب اختلال در رفت و آمد نشود دوباره آجرها را پيش می کنند تا به صورت مکعبی که در نقشه اصلی لازم آمده در آيد . به اين پيش آمدگی تونگان ( تونگون ) می گويند
.
در مناطق ديگر ايران به نعلبکی زير گلدسته مناره ها هم تونگان می
گويند ( جائيکه قطر مناره زياد می شود و گلدسته را روی آن سوار می کنند ) در اينجا تونگون يا تونگه به معنی طبق است . اصطلاح ديگر اين شکل به طور عام پتکين است به معنی پيش نشاندن
.
بهترين نمونه های گوشه سازی پتگين را در ناحيه کُمش ، سمنان
، دامغان ، بسطام و قسمتهائی از غرب خراسان می توان ديد
.
مثال روشن امامزاده
جعفر دامغان است ( در نزديکی بنای چهل دختران دامغان ) . اين زيارتگاه را به اشتباه متعلق به قرن ششم يا هفتم هجری دانسته اند در صورتی که قدمت بنا خيلی بيشتر است و بايد آنرا همزمان با بنای اوليه آستانه حضرت رضا ( ع ) دانست . گنبد امامزاده و پتکانه اش هر دو از خشت ساخته شده اند
.
گنبدهای زنگوله درکُمش دامغان هم با خشت
درست شده و ترمبه پتگين دارد . يکی ديگر از پتکانه های زيبا و نمايان که هنوز شکل خود را حفظ کرده است در گوشه سازی گنبد خانقاه شيخ علاء الدوله بيابانکی واقع در صوفی آباد سمنان به چشم می خورد . گنبد بنا فرو ريخته و يکی از پتکانه ها محفوظ مانده است . ترمبه فيلپوش را در همه جای ايران می توان ديد ولی فراوانی اين نوع پتگين در ناحيه کمش است . در خنج و لارستان فارس هم نمونه هائی موجود است
ترمبه پتگونه يا پتکانه ( پتکانه صحيح تر است
)


شکل پتکانه به چند رديف طاقچه می گويند که روی هم سوار شده و جلو آمده باشند تا ترکيب گوشه بندی را کامل کنند
. مثلاً در صفه صاحب مسجد جامع اصفهان چند رديف طاقچه روی هم سوار شده اند که شبيه به مقرنس شده اند ولی در واقع مقرنس نيستند .
اغلب ترمبه ها را تا قرن چهارم هجری پتکانه می کردند . پتکانه معنی کانه يا طاقچه روی طاقچه را می دهد . ( که به آن طاقچه بندی هم می گويند )
سر در گنبد قابوس را قديميترين مقرنس ناميده اند ولی بجای مقرنس پتکانه است .
برای سـاختن پتکانه در محل مورد نظر ابتدا يک تويزه می سازند به اين تويزه کوزه بند يا دوره بند ( دوره = کوزه ) و هم وزن با آن گويند که در لبه کار گذاشته می شود بعد در داخل ، طاقها را روی هم سوار می کنند .
از دوره تيموری به بعد بسياری از پتکانه ها را با روسازی کاشی و غيره ساختند ولی نوع زيبای آن بافت پتکانه با خود آجر است .
در نظر اول پتکانه بسيار شبيه مقرنس است و با آن اشتباه می شود تفاوت عمده اين دو در نوع آجر است . مقرنس از سقف آويخته می شود به همين مناسب به آن چفت آويز هم می گويند ولی پتکانه روی پای خـودش می ايستد و آويخته نمی شود برای ساختن آن اول طاقچه های پائينی را درست می کنند و طـاقچه های بالائی روی سری پائينی می نشيند ولی مقرنس از سقف شروع به تدريج پائين می آيد . از قرن چهارم تا اوايل قرن پنجم هجری پتکانه ها شکلهای بسيار متنوعی پيدا کردند .
يکی از قديميترين ترمبه های پتکانه در بناهای دوازده امام يزد ديده می شود که توسط سرهنگان ابوجعفر کاکويه که شيعی مذهب بود ساخته شد کتيبه بنا ، نقاشی آنجا را پانزدهم رمضان 429 هجری معرفی می کند . لذا ساخت بنا قطعاً تاريخی متأخرتر دارد . در گنبد تاج الملک يا گنبد خاکی مسجد جامع اصفهان نيز ترمبه ها پتکانه هستند . ضمناً در اجرای پتگانه بدون اجرای دوره بند ابتدا طاقها را روی هم سوار کرده اند و در پايان کار يک طاق روی همه زده اند که گنبد نهائی روی آن آمده است .

____________
شکنج = چين و چروک


بگونه ای که ذکر آن گذشت چپيره شامل دو قسمت است :
1ـ گوشه سازی که شرح آن آمد 2ـ شکنج که به چين و چروکهائی که در گوشه گنبد ايجاد می کنند اطلاق می شود اين چين ها جهت تبديل زمينه مربع ، به دايره يا زمينه مربع نزديک به مستطيل ، به بيضی است .
شکنج به دو گونه اجرا می شود :
1ـ طاق بست يا طاق بندی 2ـ کاربست يا کاربندی
طاق بندی و کاربندی از لحاظ قدمت تاريخی مثل سکنج و ترمبه مشابه همديگرند و هر دو در يک دوره و در کنار هم معمول شده اند .
قبل از اسلام چون در بناها محدوديت ارتفاع مطرح نبود شکنج تنها به اين صورت اجرا می شد که در گوشه های مربع بشن ، ديوار را پيش می نشستند تا تدريجاً قاعده گنبد به دايره يا بيضی نزديک به دايره تبديل شود پس از آن خطی کمربندی مثل گريوار روی آن قرار می دادند اين گريوار معمولاً با آجر دندانه موشی اجرا می شد سپس گنبد روی آن قرار می گرفت ولی پس از اسلام به منظور دست يابی به ارتفاع کوتاهتر و کاربرد مصالح کمتر ، چپيره گنبد را با استفاده از طاق بندی يا کاربندی به دايره تبديل کردند .

طاق بندي يا طاق بست

طاق بندی به ساختن طاقچه روی طاقچه اطلاق می شود و طرز اجرا به اين ترتيب است که از بشن گنبد به بعد گوشه ها را به تدريج يک کلوک پيش می کنند به اين ترتيب دهانه از هر چهار طرف جلو می آيد و نتيجتاً محدودتر و تنگ تر می شود بعد با اجرای هشت طاق ( چهار طاق در گوشه ها و چهار طاق در چهار طرف وسط دهانه مربع ) زمينه را به هشت ضلعی تبديل می کنند .
برای تبديل هشت ضلعی به 16 روی هم طاق يک (( بَرنخَش )) درست می کنند . برنخش طاقی است شبيه به کليل که به ديواره های طرفين اتصال دارد ( چون طاقی آمودی و غير باربر است . ) در ايجاد برنخش يک کلوک جلو می نشينند تا دهانه را تنگ تر کنند . روی برنخش را پيکانه يا پيکانی می سازند که در واقع مکمل برنخش است .
حد فاصل بين پيکانی ها را با سنبوسه پر می کنند سنبوسه ها مثلث های منحنی الاضلاعی هستند که شکـل نهائـی را تقريبـاً به دايـره نزديـک می کننـد پـس از اجرای سنبوسه دوباره يک کلوک پيـش می نشينند و گريوار را می سازند . از گريوار به بعد آهينانة گنبد شروع می شود .
معمولاً کتيبه های زير گنبد روی گريوار ساخته می شود . لازم به يادآوريست که با ايجاد سنبوسه شکل بشن از 16 ضلعی به 32 ضلعی تبديل می شود .

كاربندي يا كاربست

نوع ديگر شکنج کاربندی است که از لحاظ اصول اجرا شباهت تام با طاق بندی دارد و بدون اينکه ارتفاع گنبد زياد شود تبديل چهارگوش بشن به دايره ميسر می گردد . به نظر می رسد اجرای کاربندی زير گنبد از نواحی يزد و اطراف آن به ساير نقاط برده شده باشد و اطلاق کاربندی يزدی به اين نوع اجرا احتمالاً به همين دليل است .
طرز کار کاربندی مثل طاق بندی است به اين ترتيب که با اجرای هشت طاق در گوشه ها و وسط دهانه زمينه مربع را به هشت گوش تبديل می کنند از اين مرحله به بعد با اجرای يک کاربندی روی اين طاقها هشت ضلعی يکباره به 32 ضلعی تبديل می شود و برای زدن گنبد کافيست که روی تيزه های کاربندی گريوار بگذارند تا گنبد روی آن سوار شود .
گاهی با استفاده از کاربندی حتی نياز به اجرای هشت طاق اوليه برای تبديل زمينه به هشت ضلعی نيست به اين ترتيب از ابتدای کار روی بشن چهارگوش ، يک کاربندی اجرا می کنند . نمونه مورد فوق در گنبد خانقاه بندرآباد يزد ديده می شود . در گنبد شيخ جنيد در توران پشت يزد همين اجرا به صورت ساده تر ديده می شود .
کاربندی خود به تنهايی نياز به بحثی ويژه و مفصل دارد که ذکر آن در اين مبحث ضروری نمی نمايد . ولی از لحاظ شناخت کاربندی يزدی که همان کاربندی زير گنبد است لازمست ولو بطور مختصر به آن اشاره گردد
بطوريکه در شکل ديده می شود يک کاربندی معمولی متشکل از بخشهای زير است :
1ـ يک سری سنبوسه ( مثلث های منحنی الاضلاعی که قبلاً به آن اشاره شد ) که بالاترين قسمت کاربندی را تشکيل می دهند .
2ـ يک يا چند رديف شاپرک ( چهارضلعی های منحنی الاضلاعی ) که قسمت های ميانی را درست می کنند .
3ـ يک سری پا باريک ( چهارضلعی های انتهايی که منتهی به پا طاق می شود ) .
در کاربندی يزدی فرم کاربندی هر چه ممکن است ساده می شود و از تعداد شاپرکيها کم می شود به حدی که گاهی به کلی شاپرکيها حذف شده و روی پا باريک ها سنبوسه سوار می کنند که نمونه آن در مسجد شاه ولی تفت ديده می شود . در اين وضعيت پا باريک ها از وسط نصف شده و دو نيمه با يکديگر فصل مشترک خطی پيدا می کنند . به هر يک از اين نيمه های پا باريک سوسنی گويند .
از مدارک موجود بر می آيد که اين شکل از يزد توسط معمارانی که برای جهانشاه قراقويونلو کار می کردند به کاشان می آيد و رايج می گردد . دالان و سردر کاروانسرائی جنب مسجد ميرعماد کاشان که از تناسباتی بسی زيبا برخوردار است نمونه کاربندی يزدی در کاشان است . و مسجد کبود تبريز را بايد نمايانگر رواج و کمال اين شکل در تبريز دانست . و نيز نمونه خوب آن در مسجد شيخ لطف الله نـمايان است . بتـدريج استفاده از کاربندی يزدی چنان فراوان شد که هر زمان و هر جا گنبدی می ساختند اکثراً شکنج آنرا به همين گونه اجرا می کردند .
طاق بندی و کاربندی زير گنبد گرچه در يک دوره پديد می آيند و با هم ادامه پيدا می کنند ولی در قرن هشتم هجری رواج طاق بندی بيشتر می شود بطوريکه اکثراً گنبدهای اين دوره روی طاق بندی سوارند . از نمونه های موجود بايد گنبد سيدرکن الدين يزد ، چهار گنبد خشتی يزد ، گنبد تاج الملک يا گنبد خاکی مسجد جامع اصفهان را نام برد .
با پايان بحث گوشه سازی ساختن کاسه گنبد را مطرح می کنيم .
گنبدهای ايران از دو پوسته ساخته شده است 1ـ پوسته درونی 2ـ پوسته بيرونی
پوشـش درونی گنـبد روی به سـمت فـضای داخلی دارد و سـطح خارجـيش مـعمولاً مضرس است و ( بطوريکه در صفحات بعد خواهد آمد بدلايل مسائل ساخت و افزير سازه ) به صورت پله پله ساخته می شود . به پوشش درونی (( آهيانه )) يا کُدُمبه گويند و پوشش بيرونی را (( خود )) می نامند .
بديهی است که خود بر هم بر سه گونه است :
ـ صورتی از اجزا که دو پوسته کاملاً به هم پيوسته اند . يعنی خود بلافاصله روی آهيانه قرار می گيرد و فقط نوک گنبد در خود تيزه پيدا می کند تا شيب گاهی برای راندن برف و باران و غيره داشته باشد .
بهترين نمونه در اوج کمال و زيبائی برای چنين گنبدهائی ، گنبد شيخ لطف اله اصفهان است اين گنبد از لحاظ اجرا نوعی ويژگی دارد و آن اينست که بر خلاف ساير گنبدها آهيانه روی اَربانه سوار است . در گرداگرد اَربانه پنجره های مشبکی ديده می شود که کار نور رسانی را انجام می دهد . به دليل وسعت دهانه چفد خود و آهيانه چمانه است .
__________________
گنبدهای ايران از دو پوسته ساخته شده است 1ـ پوسته درونی 2ـ پوسته بيرونی


پوشـش درونی گنـبد روی به سـمت فـضای داخلی دارد و سـطح خارجـيش مـعمولاً مضرس است و ( بطوريکه در صفحات بعد خواهد آمد بدلايل مسائل ساخت و افزير سازه ) به صورت پله پله ساخته می شود . به پوشش درونی (( آهيانه )) يا کُدُمبه گويند و پوشش بيرونی را (( خود )) می نامند .
بديهی است که خود بر هم بر سه گونه است :
ـ صورتی از اجزا که دو پوسته کاملاً به هم پيوسته اند . يعنی خود بلافاصله روی آهيانه قرار می گيرد و فقط نوک گنبد در خود تيزه پيدا می کند تا شيب گاهی برای راندن برف و باران و غيره داشته باشد .
بهترين نمونه در اوج کمال و زيبائی برای چنين گنبدهائی ، گنبد شيخ لطف اله اصفهان است اين گنبد از لحاظ اجرا نوعی ويژگی دارد و آن اينست که بر خلاف ساير گنبدها آهيانه روی اَربانه سوار است . در گرداگرد اَربانه پنجره های مشبکی ديده می شود که کار نور رسانی را انجام می دهد . به دليل وسعت دهانه چفد خود و آهيانه چمانه است .


گنبدهاي دوپوسته ميان تهي

در اين وضعيت آهيانه و خود تا ناحيه شکرگاه يعنی زاويه 5/22 درجه نسبت به سطح افقی کاملاً به هم پيوسته اند و از اين قسمت به بعد دوپوسته تدريجاً از هم فاصله می گيرند و جدا از هم کار می کنند . گنبد مسجد جامع اردستان ( 555 هجری ) يکی از قديميترين گنبدهای دوپوسته پيوسته ميان تهی است . بسياری از گنبدهای قرن هشتم هجری را نيز به اين صورت ساخته اند . يک نمونه خوب ، گنبد سيدرکن الدين يزد است که در ساخت آن از ناحيه شکرگاه تا تيزه گنبد هيچ گونه پيوندی بين دوپوسته ديده نمی شود . اما در کرمان اکثراً بين دوپوسته صندوقه شده است .

برای صندوقه کردن چهار تا آجر را به صورت عمودی کنار هم می گذارند و روی آنها با آجر ديگری می پوشانند اين صندوقه ها را در چند جا بين خود و آهيانه ايجاد می کنند . در اين حالت گنبد از لحاظ افزير مثل گنبد دوپوسته پيوسته است فقط سبک تر اجرا شده است . در واقع فضاهای خالی بين صندوقه ها از بار اضافه گنبد می کاهد .

در گنبد مسجد جامع يزد از شکرگاه تا تيزه ديوارکهائی به صورت چند دايره متحدالمرکز روی آهيانه سوار کرده و خود را روی آن تکيه داده اند . اصطلاحا ً به اين نوع ساخت کنوبندی گويند ( اين ديوارکها حدود يک تا 5/1 آجر است . )

در گنبد سلطانيه بر خلاف مسجد جامع يزد که پس از ساختن آهيانه ديوارک ها را ساختند همزمان با سـاختن آهيانه دنـده هائی در قـسمت های مـختلف آن ايـجاد کرده سپس خود را روی آن بنا داشته اند .

در گنبدهای پيوسته ميان تهی اکر بين خود و آهيانه از ناحيه شکرگاه به بعد هيچ اتصالی نباشد چفد گنبد داخلی معمولاً خاگی و چفد گنبد بيرونی شبدری خواهد بود .

گنبدهاي دوپوسته كاملا از هم گسسته يا گسيخت


در چنين ترکيبی خود و آهيانه کاملاً از هم جدا هستند . از نمونه های اجرای خوب ، گنبد حضرت رضا ( ع ) و گنبد مسجد امام اصفهان است . در هر يک از اين بناها خود و آهيانه فاصله نسبتاً زيادی از همديگر دارند در اين گنبدها برای نگه داشتن خود روی آن سوار شود اين ديوارکها به نام خشخاشی معروف است . در اصفهان اصطلاح پرده را به کار می برند . هر دو پره مقابل را به هم وصل کرده و در آخر کار همه را در مرکز مهر می کنند . تا از نظر تقسيم بارها و نيروهای وارد بر گنبد دوپوسته با هم کار کنند و در مجموع گنبد يک پارچه شود .

اگر يک پَره در جائی قرار گيرد که مانعی برای ايجاد روزن در همان نقطه باشد به جای يک پره دو پره کوچکتر در دو طرف روزن قرار می گيرد . تعداد خشخاشی ها معمولاً 8 تا است . در حد فاصل بين خـود و آهـيانه يک گردن قـرار می گـيرد که در صـورت فـاصله زياد اين گردن گريو ناميده می شود . گريو مخروطی ناقص نزديک به استوانه است . در حالتی که دو پوشش به هم نزديک باشند اين گردن به صورت يک ديسک درمی آيد که به آن اربانه گويند . اربانه يک گريو کوتاه است . خود به دو طريق روی گريو قرار می گيرد : 1ـ صورتی از اجرا که پاکار قوس مستقيماً به صورت خط قائم کمی پائين کشيده می شود و بعد سوار گريو می گردد که به آن (( شلال )) گويند . مثل گنبد حضرت رضا ( ع ) 2ـ صورتی ديگر که دنباله خود از پاکار به طرف داخل متمايل و بعد سوار گريو می شود که آن را آوگون نامند به اين شکل خود نيز آوگون نامند به اين شکل خود نيز آوگونه گويند . مثل مسجد امام اصفهان با مدرسه چهارباغ اصفهان که آوگون روی گريو است . از نمونه های گنبد آوگون دار روی اربانه ، گنبد سلطان بخت آغا در اصفهان است .

گريو يا اربانه مخروط ناقص نزديک به استوانه است بطوريکه اگر شاقول را روی بزرگترين قطر گنبد بگيرند پائين شاقول مماس با پائين ترين نقطه در پای گريو خواهد بود . به اين ترتيب تا حدود زيادی جلوی رانش و لگدزدن طاق گرفته می شود .
__________________
آهيانه

آهيانه در لغت به معنی جمجمه است و در معماری به پوسته داخلی گنبد اطلاق می شود . چفدهائی که برای اين پوسته در نظر گرفته می شود معمولاً بيضی هستند . در اصطلاحی عاميانه تر می گويند که آهيانه نبايد از نصف تخم مرغ کوتاهتر باشد معهذا گاهی پوشش زيرين گنبد را با چفدی بسيار کم خيز مشاهده می کنيم به اين چفدها تشتک يا تاوه گويند و از دوران هر يک حول محور قائمی که از رأس آن می گذرد پوشش مطلوب به دست می آيد . اما اين پوسته ها را ديگر نبايد آهيانه ناميد چه معمولاً نهنبن يا عرقچين کاربندی هستند . مثل ورودی مدرسه چهارباغ اصفهان ، گنبد ابونصر پارسا در بلخ ، گنبد عشرت خانه سمرقند متعلق به عهد تيمور و آرامگاه شاه ملک ( مسجد شاه ملک ) که در گنبدخانه به جای آهيانه کاربندی ديده می شود .

گاهی نيز از داخل پوشش زيرين گنبد را بسيار کم خيز می بينيم ولی اين پوشش به جای آنکه آهيانه باشد پوسته سومی است که در زير آهيانه اجرا کرده اند و کمرپوش گفته می شود . کمرپوش ها را به دلايل گوناگون از جمله کوتاه کردن ارتفاع در فضای زيرين گنبد بنا کرده اند در بعضی از بناها زمان اجرای کمرپوش با ساخت اوليه گنبد دوپوش چند قرن فاصله دارد . مثلاً درچينی خانه اردبيل که گنبدی دوپوش متعلق به قرن هشتم هجری دارد ، در زمان صفويه يک کمرپوش با چفدآويز و آهوپا ( مقرنس ) اجرا کرده اند . در مقطع عمودی بنا هر سه پوسته قابل رؤيت است . گنبد ديگری که کمرپوشی بسيار کم خيز دارد گنبد مقبره قطب الدين حيدر در تربت حيدريه است . از نمونه های ديگر ، کمرپوش های مسجد جامع نائين است . در مسجد جامع نائين و مسجد خسرو اردستان کمرپوش را به اين علت زده اند که قسمت بالای فضای مسجد را زنانه کنند . اکثراً پوشش کمرپوش ها تاوه است ( يعنی از دوران يک پانيذ يا يک کليل حول محور قائمش پوشش را ايجاد کرده اند . ) در زير زمين گنبدهای مدرسه دودر مشهد نيز پوشش دوتا از گنبدها تاوه است .

پوششهای با خيز کم در جاهائی قابليت اجرا دارد که اولاً فشار زيادی روی پايه ها باشد تا اصطلاحاً پايه ها در نروند ثانياً شانه های بنا گرفته شده باشد واين در صورتی ميسر است که ارتفاع ساختمان بالاتر از سطح طراز پوشش تاوه باشد مثلاً اجرای تاوه در طبقه زيرين انجام گيرد و روی آن طبقه ديگری بنا گردد و ديگر آنکه پايه ها نيز از ضخامت کافی برخوردار باشند تا مانع رانش نيروها به خارج گردند .

به طوريکه گفته شد چفدهائی که برای آهيانه در نظر می گيرند اکثراً بيضی شکل هستند . چه اين نوع پوسته در مقايسه با نيم گرد يا نيم دايره از قدرت فوق العاده خوب در مقابل تحمل بارهای وارد بر آن برخوردار است .

در گذشته حتی تنبوشه های داخل قناتهای آب را نيز به شکل بيضی می ساختند . در شمال ايران پلهای طاقی را مرغانه پورت گويند يعنی پل طاقی يا پل تخم مرغی . چون تخم مرغ بطور معمول از دوتا نيم بيضی تشکيل شده است بسياری از پوشش های سغ و گنبدی از کلمه خاگ يعنی تخم مرغ گرفته شده است . معمولاً در معماری ايرانی به پوشش هائی خاگی گويند که قوس يا چفد آن شباهت با قسمت پائينی و پهن تر تخم مرغ دارد .

گاهی محققين خارجی در شناخت گنبدهای بيضی ايرانی دچار اشتباه شده و آنرا نيم گرد يا نيم دايره پنداشته اند آنچه مبنای اين گمان شده آنست که خارجيان از وجود پاراسته يا پاراستی به عنوان يک اصل در گنبدهای ايرانی غافل بوده اند .

در ايران چفد يا طاق يا گنبد را از شروع منحنی ( پا کارقوس ) روی پايه قرار نمی دادند بلکه تا حد معقولی که نوع و اندازه دهانه آنرا تعيين می کرد لبه منحنی را بطور قائم پائين می آوردند بعد روی پايه قرار می دادند اين کمکی بود که نيروی رانش طاق بهتر در مرکز ثقل پايه قرار گيرد . اين فاصله عمودی از پائين ترين نقطه منحنی تا پايه را پاراستی يا پاراسته گفته اند . پاراستی در اجرای چفد پاشنه ناميده می شود و در اجرای طاق آنرا دامن می گويند . در گنبد اسامی گوناگون آوگون ، شلال يا بشل به خود می گيرد ( بشل = پشل = آويخته = دامن )

معماران ايرانی پوشش نيم گرد را مناسب نمی دانستند و در اصطلاح بنائی می گفتند چون دايره به يک مرکز منتهی می شود يک پا در هواست ولی بيضی دوپايه دارد و روی دوپا ايستاده است . قبل از آنکه به طريقه ترسيم پوششهای خاگی بپردازيم بايد به اصطلاحات مربوط به قوس بيضی اشاره کنيم . به دو کانون بيضی پايه گويند . دو خطی را که يک سر هر کدام به يک کانون بيضی متصل است و سر ديگر بيضی را رسم می کند دوبند نامند . محيط بيضی يا نصف محيط بيضی کمند خوانده می شود . خطی که از وسط دو کانون بيضی عمود شود و تا افراز منحنی ادامه يابد ديرک است . وقتی دوتا بند با هم زاويه قائمه تشکيل دهند هج نام دارند . هج در لغت فارسی معنی عمود را می دهد مثلاً اگر ديواری را کج بنا کنند می گويند اول هجش کن يعنی راست يا عمودش کن . ضمناً به فاصله ای که هرگونه چفد يا طاق يا گنبد بر آن قرار می گيرد دهانه گويند .

قـبل از آنکـه به بررسی انـواع چـفدها که از دَوَران آنها حول محور قائمشان پوشش گنبد به وجود می آيـد بپردازيم لازمـست گفـته شود که هـمه چـفدها ، طاقها و گنبدها بر دو دسته (( مازه دار )) و (( تيزه دار )) تقسيم می شوند . در انواع فرمهای مازه دار قله قوس منحنی است ولی در اشکال تيزه دار قله به صورت جناغی و تيزه است .

برای ساختن آهيانه معمولاً از شکلهای مازه دار استفاده می شده است و فقط در دهانه های بزرگ به منظور تحمل بار بيشتر گاه چفدهای تيزه دار به کار می برده اند . اما در پوشش رويی گنبد ( خود ) هميشه چفد ، تيزه دار است .
انواع پوسته هاي آهيانه

1ـ پوسته خاگی

پوسته خاگی از دوران چفد هلوچين کند حول محور قائمی که از راس آن می گذرد بدست می آيد . چفد هلوچين کند بيضی ای است که فاصله کانونی آن مساوی نصف دهانه است FF= ab/2 اين بيضی خيزی نزديک به دايره دارد لذا در دهانه های کمتر از 16 گز از آن استفاده می شود . پوسته خاگی قبل از اسلام بسيار رايج بود بعد از اسلام نيز کمابيش در بناهای گوناگون به کار گرفته شد . بهترين نمونه آن گنبد تاج الملک در مسجد جامع اصفهان است .

2 ـ پوشش چيله ـ چيلو ـ سيلو

اين پوسته از دوران چفد بيز يا هلوچين تند حول محور قائمی که از رأس آن می گذرد بدست می آيد . و بعلت داشتن خيز کافی قابليت تحمل بار بيشتری نسبت به پوشش خاگی دارد بنابراين در دهانه های بالاتر از 16 گز هم کاربرد دارد . اين پوشش از قبل از اسلام تاکنون در ايران رايج بوده است .

در يزد و کرمان و جنوب خراسان و ساير نواحی کويری بعلت دارا بودن مصالح سست و ناگزيری استفاده از خشت خام پوست درونی گنبد معمولاً‌ چيله است .

نمونه های اين پوشش را در سيدرکن الدين و مدرسه ضيائيه يزد می توان ديد .

3 ـ پوشش بَستو ( بَستو ـ کوزه )

اين پوشش از دوران چفد بستو حول محور قائمی که از رأس آن می گذرد بدست می آيد . اين پوشش از ساير پوشش های بيضی که در معماری ايران بکار رفته است خيز بيشتری دارد و معمولاً‌ در آهيانه گنبدهائی ديده می شود که پوشش خارجی ( خود ) آن رُک باشد .

پوشش يخچالها در اکثر نقاط ايران بستو است . پوشش بستو بعلت داشتن قابليت تحمل بسيار در مقابل بارهای وارد بر آن در وسيع ترين دهانه های معمول در معماری ايران بکار می رود .

از نمونه های موجود اين نوع آهيانه مدرسه ملاعبدالله نائين و گنبد قابوس را بايد نام برد .

پوشش بيرونی گنبد قابوس ( خود ) ، رُک است و بعلت داشتن خيز مرتفع نيروهای رانشی بسيار زياد است و در اصطلاح بنايان (( بيشتر لگد می زند )) . لذا مناسبترين شکلی که برای آهيانه اين برج در نظر گرفته شده همان پوشش بستو است .

4 ـ پوشش سَبوئی

اين پوشش از دوران چفد چَمانه حول محور قائمی که از راس آن می گذرد بدست می آيد . چفد چمانه از تقاطع دو بيضی بدست می آيد . به اين چفد (( سه و چهار )) و (( بَيان )) هم می گويند .

اين چفد که از ترکيب دو بيضی بدست می آيد قابليت باربری فوق العاده دارد . در ايوان پيشان بسياری از مساجد جامع از اين چفد استفاده شده است که نمونه قابل ذکر آن پيشان مسجد جامع يزد است . آهيانه گنبدهائی که از دوران اين چفد بدست می آيد برخلاف آهيانه ، اکثراً گنبدها تيزه دار است . بهترين مثال را بايد آهيانه گنبد سلطانيه دانست .
__________________
طرز چيدن مصالح گنبد

گنبدها معمولاً‌ آجری يا خشتی هستند و به سه ترتيب چيده می شوند
:

1 ـ گِرد چين
chin ـ
Gerd

در اين
طريقه رگهای آجر متمايل به مرکز گنبد است و بصورت شعاعی چيده می شوند
.

2 ـ رَگچين
chin ـ
Rag

در اين طريقه
رگهای آجر يا خشت موازی خط افق چيده می شود . گنبدهای رک را نمی توان گردچين کرد بنابراين همه آنها بصورت رگچين ساخته می شوند
.

3 ـ
تَرکين
Tarkin

در اين نوع چيدن ، گنبد را بصورت ترک ترک اکثراً با
قالب گچی می سازند و بعد فاصله ميان ترکها را با آجر يا خشت پر می کنند
.

در اجرا تويزه های گچ ونی را ( نی در داخل گچ حالت آرماتور در بتن دارد
) روی زمين مطابق قوس مطلوب ( قوس گنبد ) می سازند و پس از تکميل ، همه تويزه ها را در فضای موردنظر توسط (( وادارهائی )) سرپا نگه می دارند بعد بين تويزه ها را با آجر يا خشت پر می کنند . در اين طريقه اجرا برخلاف انواع ديگر گنبد از شاهنگ و هنجار استفاده نمی شود
.

طاقها و گنبدهای ايرانی هيچ کدام قالب ندارند حال
آنکه اکثراً گنبدها در غرب توسط قالب زده ميشوند
.

گنبدهای رومی را بيشتر
روی سانتر ( Centre ) ( نوعی قالب ) می ساختند اين قالب چوب بستی بشکل گنبد بود که روی آن سنگ ها را بطريق استروتومی ( سنگ تراشی با مهارت و دقت زياد که درزها کاملاً‌ چفت هم گردد ) کار می گذاشتند
.

چفد معروف مصری نيز با استفاده از
قالب ساخته می شد . مرحوم گدار اين چفد را با چفد بيز ايرانی اشتباه کرد چرا که بيز تند از لحاظ تشابه ظاهری بسيار نزديک به چفد مصری است اما در اساس چه از نظر ترسيم چه از نظر حيث اجرا بکلی با هم متفاوتند
.

چفد بيز تند يک بيضی است که
فاصله کانونی اش مساوی طول دهانه است و بدون احتياج به قالب ساخته می شود ولی چفد مصری متشکل از دو دايره است و چنانچه بدون قالب ساخته شود طاق خراب ميشود .
__________________
طرز ساختن گنبد

طرز ساختن رايج گنبد مثل ساختن تاپو است همانگونه که تاپوساز دور تا دور تاپو می گردد و آنرا می سازد گنبد را هم رج به رج از پشت می سازند و بالا می روند چه گنبدهای ايرانی را بعلت نداشتن قالب نمی توان از داخل شروع به ساختن کرد
.

در شروع کار از دستگاهی بنام شاهَنگ و هَنجار استفاده می کنند . شاهنگ ميله ايست که بطور عمودی کار می گذارند . اين ميله معمولاً‌ چوبی است و در مرکز گنبدخانه علم می کنند مانند گنبد مسجد رحيم خان اصفهان شاهنگ را از اطراف محکم می بندند تا تکان نخورد . در اصطلاح بنائی به علم کردن چوب (( هَج کردن )) می گويند . برای محکم بستن شاهنگ به دو ديوار گنبد از هشت الی ده چوب استفاده می کنند تا به اعتقاد بنايان چوب (( لًنبَر )) نخورد سپس در دو نقطه ای که بايد دو کانون بيضی باشد روی شاهنگ دو تا گل ميخ می زنند و به آن دو زنجيری بسيار ظريف وصل ميکنند که با آن بتوان بيضی دلخواه را رسم نمود . اين زنجير همان هنجار است و ظرافت آن مثل زنجيرهای اردکانی است .

سازنده گنبد از پشت کار مشغول چيدن می شد و منحنی گنبد را که از داخل می بايست صاف و دقيق می بود با اين زنجير کنترل می کرد برای عملکرد بهتر در محل قرارگيری گل ميخ ها ( دو کانون بيضی ) دو تا شيار ايجاد می کردند و در هر کدام يک حلقه قرار می دادند تا هنجار براحتی دور شاهنگ بگردد و دور آن پيچيده نشود .
__________________
 
نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 2:55 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه 1389/02/10

تاریخچه اب انبار


تاریخچه آب انبار

آب انبار در كشورهاي يونان و روم نيز از اين شيوه براي ذخيره آب استفاده مي‌شد.


آب‌انبار در ايران

شرايط اقليمي‌ خشك و نيمه خشك بخش عمده اي از ايران، تاثير ژرف و بنيادي در خلق پديده‌هاي گوناگون معماري اين سرزمين گذاشته است. ريزش‌هاي آسماني در ايران، به جز ناحيه شمالي و سواحل درياي مازندران، در بقيه نواحي بسيار كم است. به همين دليل، از ديرباز در بيشتر دشت‌هاي وسيع ايران، براي دسترسي به آب، تلاش چشمگيري صورت گرفته و ايرانيان با بهره جستن از تمامي‌ توانايي‌هاي خود، ده‌ها كيلومتر قنات حفر كرده اند. آنها در كنار ساخت قنات‌ها و سدها، به ذخيره سازي آب‌هاي فراوان زمستاني براي به مصرف رساندن آنها در فصل‌هاي گرم سال نيز توجه داشته اند و براي تحقق اين مساله، «آب‌انبار» را بنيان گذاشته اند.
آب‌انبارها علاوه بر نقش مهمي‌ كه در زندگي روزمره مردم داشته اند، از موقعيت خاصي نيز در فرهنگ و اعتقادات مردم اين سرزمين، بهره مند بوده اند. پيوند ميان آب و آيين‌هاي مذهبي، در دوران بعد از اسلام نيز در ايران ادامه يافت؛ به گونه اي كه نيايشگاه‌هاي آناهيد، جاي خود را به مصلي‌هاي شكوهمند خارج از شهر داد.
آب‌انبارها در بافت شهرهاي حاشيه كوير، مركز بسياري از آبادي‌ها و شهرك‌ها و محله‌ها بوده‌اند و در بسياري از محله‌ها بزرگ‌ترين و چشمگيرترين واحد معماري به شمار مي‌روند.
فن ساختمان و شيوه معماري در ساختمان آب‌انبارها داراي اعتبار خاصي است؛ چرا كه سازندگان اين واحدها با دقت و نكته‌سنجي بسيار، به مسايل عمده اي چون ميزان فشار آب بر كف و سطح آب‌انبار، مساله اندود داخل بنا، تهويه، تصفيه و جلوگيري از آلودگي آب، توجه كامل داشته‌اند.
هنر تزيين نماي خارجي اين آب‌انبارها، به خصوص سردر ورودي آنها و در برخي از موارد، انتخاب اشعار جالبي براي كتيبه بالاي سردر، همگي نشان دهنده آن است كه اين بناها با بسياري از ويژگي‌ها و روحيات ساكنان پيرامون خود، ارتباط نزديك و مستحكمي‌ داشته اند.
دلايل وجودي آب‌انبار
دلايل جمع‌آوري و نگه‌داري آب در آب‌انبارها را مي‌توان به صورت زير دسته بندي كرد:
الف) تبخير شدن آب در اثر تماس مستقيم با گرماي خورشيد و جريان هوا
ب ) فاسد شدن آب در هواي آزاد
ج) گرم شدن آب به علت تابش نور خورشيد
عملكرد و اركان آب‌انبارها
انواع آب‌انبارها از نظر نوع عملكرد و اركان :
1. آب‌انبارهاي خصوصي: اين آب‌انبارها در خانه‌هاي شهري و يا روستايي، عموما در زير ساختمان يا در زير سطح حياط ساخته مي‌شوند. مخازن اين آب‌انبارها معمولا مكعب يا مستطيل هستند و سقفي مسطح يا گهواره‌اي دارند. در اين نوع آب‌انبارها اگر مخزن زير حياط خانه ساخته مي‌شده، برداشت آب از آنها با دلو و از راه دريچه‌اي كه در سقف يا نزديك به سقف بوده، به وسيله تلمبه دستي انجام مي‌گرفته است. اما چنان چه مخزن در زير قسمت مسكوني ساخته مي شد معمولا دسترسي به آب از طريق پاشير صورت مي‌گرفت. اين مخازن، عمدتا يك هواكش يا بادگير براي تهويه دارند كه تا بام خانه امتداد مي‌يابد. گنجايش برخي از اين آب‌انبارها براي تامين مصرفي سه تا چهار سال يك خانه، كافي است.
«ايران به جز چند رود بزرگ و متوسط كه با بهره‌مند بودن از سرچشمه‌هاي برفگير، در تمامي‌ طول سال جريان دارند، عمده رودها در بخش كوتاهي از سال، آب در بستر دارند و بيشترشان از ميانه بهار تا پايان پاييز، خشك و بي آب هستند.»
2. آب‌انبارهاي عمومي: اين آب‌انبارها اكثرا بناهاي بزرگ و چشمگيري هستند و سازندگان آنها حكام و اعيان يا مردان نيكوكار محلي بوده‌اند كه هزينه ساخت آنها را از بيت‌المال يا از اموال خويش مي‌پرداخته اند.
الف) آب‌انبارهاي شهري: معمولا در مراكز محله‌ها و در كنار امكان مذهبي، آموزشي، رفاهي و تجاري ساخته مي‌شدند. نمونه‌هاي بازمانده از اين آب‌انبارها نشان مي‌دهد كه آنها نسبت به انواع ديگر داراي ظرفيت بيشتري بوده و مي توانستند نياز محلات پرجمعيت شهري را براي ماه‌ها تامين كنند.
اهميت حياتي اين بناها موجب مي‌شد كه در انتخاب نوع مصالح و كيفيت ساختمان آنها شود و افزودن بر بخش‌ها و اجزاي ضروري، جلوخان‌هايي بزرگ، سردر و هشتي، پله‌هاي پهن، بادگيرهاي بلند و همچنين تزيينات گوناگون در آنها به كار رود. از جمله معروفترين اين آب‌انبارها در تهران بايد به اين موارد اشاره كرد: «سيد اسماعيل، صاحب ايوان، بابا نوذر، يوزباش، سيد ولي، امامزاده يحيي، رضا قلي خان، چهل تن و كوچه غريبان.
در سمنان آب‌انبار قلي و سرخه، در قزوين آب‌انبارهاي حاج كاظم و سردار بزرگ، در مشهد آب‌انبارهاي حوض لقمان، حوض ميرزا ناظر، بالا كوچه و چهل پايه و در كاشان آب‌انبار سيدحسين دخان، از نمونه‌هاي معروف اين نوع معماري به شمار مي‌روند.
2_ب) آب‌انبارهاي روستايي: عموما در ميدان‌هاي مركزي روستاها ساخته مي‌شدند. اين آب‌انبارها معماري بسيار ساده اي داشتند و از مصالح موجود در محل و بيشتر بدون تزيينات و پيرايه‌ها، شكل مي‌گرفتند. از نمونه‌هاي شناخته شده اين آب‌انبارها مي‌توان به آب‌انبار حاج سيدحسين در آبادي خنك (خونك) و آب‌انبار دو راه در آبادي در رحمت آباد استان يزد اشاره كرد.
2-ج) آب‌انبارهاي قلعه اي: اين آب‌انبارها بسيار ساده و اغلب به صورت حوض‌هاي سرپوشيده‌اند. مخزن آنها نسبتا كوچك و عميق است و به شكل چاهي سريع در قسمت مركزي آب‌انبار ساخته مي‌شده است. برخي از آنها به نحوي با مجموعه بناهاي قلعه تركيب شده‌اند كه بتوانند آب باران كه روي بام‌ها و صحن قلعه روان مي‌شود، جمع آوري و ذخيره كنند.
معماري آب‌انبارهاي داخل كاروانسراها را مي‌توان تاثير گرفته از اين نوع آب‌انبارها دانست و در اين گروه مطالعه كرد. اين بناها معمولا به صورت حوض‌هايي سرپوشيده در ميان حياط و روي محورهاي اصلي كاروانسرا ساخته مي‌شدند.
2-د) آب‌انبارهاي ميان‌راهي: اين آب‌انبارها معمولا در مسير جاده‌هاي كاروان‌رو و در كنار كاروانسراها شكل مي‌گرفتند. آنها مخازن استوانه‌اي و پوشش گنبدي دارند و برخي نيز اطاق و كلاه‌فرنگي‌هايي براي استراحت مسافران و خواندن نماز دارند.
از نمونه آب‌انبارهاي ميان‌راهي مي‌توان به آب‌انبارهاي حوض بلند وزير بر سر راه يزد به مشهد و آب‌انبار حاج حسين معمار در جاده يزد به تهران، اشاره كرد.
2-ه) آب‌انبارهاي بياباني: معمولا در بيابان‌هاي خشك و به منظور سيراب كردن دام‌ها ساخته مي‌شدند. مخازن اين آب‌انبارها معمولا چهارگوش ساخته مي‌شده و ديوارهاي‌شان حدود دو متر بالاتر از سطح زمين بوده است.






آب‌انبار






آب انبار قدیمی
لاورستان - معروف به برکهٔ زمان


آب‌انبار
حوض و یا استخر سرپوشیده‌ای است که برای ذخیره آب معمولاً در زیر زمین ساخته می‌شود. در مناطق کم‌آب و کویری آب انبار را از آب باران و یا جویبارهای فصلی پر می‌کنند. آب معمولاً در زمستان ذخیره شده و در تابستان به کار می‌رود. آب انبارها از جمله تأسیسات وابسته به قنات هستند.
نحوه ساخت آب انبار، تصفیه و عایق بندی آن با اصول مهندسی و علمی مطابقت دارد. برای تصفیه از روش‌های فیزیکی و شیمیایی استفاده می‌شود. ته نشین شدن مواد زاید، اضافه کردن حجم مشخصی از نمک به منظور تجزیه آن و میکروب کشی توسط کلر آزاد شده، استفاده از ترکیبات آهکی جهت گندزدایی و استفاده از کیسه‌های زغال به منظور بو گیری از جمله این روش‌ها است.
از معروفترین آب‌انبارها
آب‌انبار شش‌بادگیری و آب‌انبار تکیه امیرچقماق در شهر یزد در ایران است. در شهر گناباد نیز آب انبارهای عظیمی وجود داشته است که حداقل سه مورد آنها در توسعه شهری تخریب شده است. آب انبار مرکز گناباد در خیابان شریعت سابق تا سال 1363 فعال و مورد بهره برداری مردم بود.در زمستان آب برف و یخ را روانه این آب انبار می‌کردند و در تابستان آب سرد و خنک می‌نوشیدند به این آب انبار یخچال خانه هم می‌گفتند.
انواع آب انبارها

آب انبار ها را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد.
1: آب انبارهای همگانی واقع در محله ها،
کاروانسراها، روستاها و به صورت تک بنا در مسیر راه‌های کاروانی. 2: آب انبارهای خصوصی درون خانه ها. قسمت‌های مختلف آب انبارها

قسمت‌های عمده بنای یک آب انبار عبارت‌اند از: 1: منبع ذخیره آب ، 2: پوشش منبع ، 3: هواکش و بادگیر ، 4: راه پله و پاشیر ، 5 سردر تزئینی.
منبع یا انبار: قسمت اصلی آب انبار است و به چهار شکل مکعب، مکعب مستطیل، هشت گوشه و استوانه ساخته می‌شده، تمامی یا بخش عمده آن در زیر زمین کنده می‌شود. قطر منبع های استوانه‌ای از حدود 20 متر تجاوز نمی‌کند و تا سه هزار متر مکعب گنجایش دارند. منبع های مکعب و مکعب مستطیل می‌توانند در اندازه‌های بسیار بزرگ و تا صد هزار متر مکعب نیز ساخته شوند که در آن صورت برای نگهداری پوشش فراز آنها در داخل منبع ، جرزها و ستونها را بکار می‌گیرند.
پوشش انبار: پوشش منبع به صورتهای گنبدی، مخروطی، آهنگ و مسطح دیده می‌شود.
هواکش و بادگیر: برای سالم نگهداشتن آب و خنک کردن آن، بر فراز منبع آب به صورت معمول بادگیرهایی استوار می‌کنند تا جریان هوا را در آن برقرار سازد. وجود بادگیر های متعدد یک دهانه و چند دهانه در بالای برخی از انبار های آب به این دلیل است که تا از هر سو که باد می وزد، از آن بهره جسته شود و به طور دائم جریان هوا به گونه (بده و بستان) به‌وسیله بادگیرها در منبع برقرار باشد.
راه پله و پاشیر: در کنار منبع و به طور معمول در وسط سردر باشکوه و چشمگیری که به میدان یا فظای به نسبت باز مقابل جلوه می بخشد، پله‌های آب انبار قرار دارد که دسترسی به پاشیر و محل برداشتن آب را میسر می سازد. شیب پله‌ها گاهی تند ، ولی پهنای آنها بسیار است تا افراد براحتی بتوانند با سطل، دلو، کوزه و مشک از کنار هم بگذرند. در محل پاشیر و برداشت آب، برای آنکه افراد معطل نشوند با توجه به تعداد ساکنان محل، گاه تا سه شیر نیز قرار می‌دهند. شیر های برداشت آب را در یک متری از کف منبع نصب می‌کنند تا مواد ته نشین شده با آب خارج نشود. برخی از آب انبار ها دارای دو راه پله هستند یکی برای
مسلمانان و دیگری برای زرتشتیان مانند آب انبار معروف ریگ در یزد.
سردر: سردر آب انبارها چشمگیر ترین واحد تزئینی و نما سازی شده آن به شمار می‌رود. در دوسوی پله‌ها اغلب سکو های سنگی پهنی وجود دارد که بیشتر در پیوند فضای باز محل مقابل سردر، جایگاه مناسبی برای گردهمایی مردم محل به شمار می‌رود.
مواد و مصالح

مواد و مصالح بکار رفته در ساختن آب انبارها عبارت است از سنگ،
آجر، شفته آهک و ساروج.
نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 1:16 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه 1389/02/10

معماري بناهاي مذهبي

بسم الله الرحمن الرحيم


مقدمه ناشر


بناهاي مذهبي، همواره مورد احترام و توجه ملل و اقوام محتلف در طول تاريخ بوده است، و به لحاظ همين اهميت، پيوسته کاملترين تجربه هاي هنري هنرمندان برجسته هر دوره تاريخي در خدمت معماري و تزيين نقوش به کار رفته در احداث چنين اماکني بوده است. اين علاقه و توجه و بذل سرمايه هاي مادي و معنوي، نه از باب منافع اقتصادي و اغراض مادي، بلکه بر مبناي کشش و علاقه اي قبلي بر اساس گرايش فطري مردم به مکاتب الهي بروز کرده است. چه بسا مردمي که با مشکلات و تنگناهاي اقتصادي قرين بوده، اما در سرمايه گذاري براي مظاهر معنوي، از جمله بناهاي وابسته به مقدسات مذهبي، از هيچگونه ايثاري فروگذار نکرده اند.
بناهاي رفيع و با شکوهي که در طول تاريخ براي معابد، مساجد و کليساها، سر برافراشته اند، با يک پشتوانه قلبي و عشق حقيقي همراه بوده است.
حتي آن دسته از رژيمهاي نامشروع که چنين کارهايي را دنبال کرده اند براي جلب توجه و کسب آراي مردم و با آگاهي از شدت علاقه آنان به مسائل ديني به اين امر پرداخته اند.
در تاريخ اسلام، مسجد در رأس توجه مردم، بويژه هنرمندان معتقد به مباني ديني قرار داشته است. در دوره هايي که اثري از پيشرفتهاي علمي و صنعتي در هيچ کجاي عالم ديده نمي شود، برجسته ترين آثار معماري جهان، از ميان مساجد بزرگ در جاي جاي سرزمين هاي اسلامي بر جاي مانده است، اگرچه به علل گوناگون، بويژه هجوم ارتشهاي متجاوز بيگانه به کشورهاي اسلامي، بسياري از ابنيه مهم و مساجد تاريخي دچار تخريب و ويراني شده و آثار مهم مکتوب و ميراث فرهنگي مسلمين که دستخوش غارت و آتش سوزي در کتابخانه هاي مهم جهان اسلام شده است، ما را از گنجينه هاي مهمي محروم کرده است، با اين حال آنچه برجاي مانده، خود دريچه اي است براي شناخت عظمت معماري به کار رفته در بناي مساجد بزرگ تاريخي، بويژه آن که در معماري و کاشي کاري بناها، مظاهر معنوي و مفاهيم والاي مذهبي چه در انتخاب رنگ و چه در انتخاب شکل و فرم بسيار ماهرانه تلفيق شده اند، و فضايي به وجود آورده اند که انسان شيفته معنويت را به سوي خود مي خواند.

مسجدسازي و اهميت آن «در حال حاضر»


بر کسي پوشيده نيست که امروزه با رسالتي که انقلاب اسلامي بر دوش دارد، مسجد به عنوان جايگاه والايي براي دفاع از ارزشهاي فرهنگي، علمي و سنتهاي ارزشمند اسلامي، جلوه اي بس ويژه در جامعه اسلامي پيدا کرده و در جهان کنوني، حياتي نويافته است. در حال حاضر اهل منبر و مسجد در گوشه هاي محتلف جهان بيدار و به خيزش رسيده اند و در راه مبارزات حقجويانه اسلامي پيشقدم شده اند.
مسجد ميعادگاه و محل تجمع و نقطه شروع حرکتهاي انقلابي و از همه مهمتر، مکاني مقدس براي شکرگزاري و سجده گاه مومنين است. اگر به گذشته نظري بيفکنيم همواره مسجد را مأمن جهاد کنندگان در راه شرف اسلامي و آزادي مسلمين خواهيم يافت و اين نکته شاهد و تأکيدي بر اهميت ويژه مسجد در عصر احياء تفکر اسلام راستين محمدي است (اگرچه مسجد روزگاري را در انتظار و در سکوت و خلوت خويش گذراند) با توجه به اين اهميت است که «معماري اسلامي» به طور عام و «معماري مسجد» به شکل خاص، چشم جهانيان را به خود متوجه کرده است. هرجا که سخن از معماري اسلامي در ميان بوده است، مسجد به عنوان سمبل و معرف اين معماري مطرح شده است. با توجه به همين ويژگي، همچنين به سبب توجه و علاقه اي که عموم طبقات مردم، بدان داشته و دارند، سلاطين و حکمرانان هم در دوران حکومت خويش، با ساخت مساجدي با شيوه هاي جديد (از نظر فرم ظاهري نما و گاهي با اضافه کردن فضاي بديع و همراه با نوآوري)، سعي در تثبيت موقعيت خويش مي نمودند و آن شيوه را اشاعه مي دادند. گرچه از اين راه نيز تحکيم موقعيت ايشان (به واسطه ظلم و جورشان) حاصل نمي شد. در هر صورت «معماري اسلامي» تحت تأثير ويژگيهاي هر دوره تحول يافت. در نتيجه انواع بناهاي يک ايوانه، دو ايوانه، چهار طاقه و گنبدي به وجود آمد.


اولين مسجد در ايران
با ورود مسامانان به ايران و وارد شدن تمامي ارزشهاي راستين الهي به اين مرز و بوم، تار و پود جامعه طبقاتي ساساني يکباره بهم ريخت و طرحي نو براي زندگي و حيات آدميان پي ريزي شد. جامعه متفرق ايراني که نتيجه منطقي اختلافات اديان جاهلي بوده است با پيام جديدي که ارتش اسلام از سرزمين رسول خدا (ص) براي آنها به ارمغان آورد به نداي فطرت خداپرستانه انساني خويش گوش فرا مي دهد و پس از مدت کمي جامعه ايراني به دين جديد روي مي آورد.
احتياج به فضاهاي عبادي سياسي نماز جماعت و جمعه مسلمانان را واداشت تا به ساختن اولين مساجد در ايران اسلامي اقدام کنند. به طور کلي سير تحول مساجد در ايران از اين تاريخ سه طريق زير را طي مي کند:
الف- ساخت مساجد با سبک و اسلوب و شيوه مساجد اوليه مسلمانان در سرزمين عربستان.
ب- تبديل و تغيير اماکن مذهبي جاهلي و بازسازي آنها (در صورت امکام) به صورت معماري مساجد اسلامي.
ج- شروع حرکت مستقلانه معماري اسلامي.


مساجد در ايران
در اين نکته شکي نيست که ايرانيان در همه آثار هنر و معماري قبل از اسلام خويش، نوعي هنر و معماري متکي بر تجربيات فني بسيار والا و مستقل از هنر و معماري شيوه هاي بيگانه را دارا بوده اند و به وسيله آنها انواع ارزشهاي فضايي را در دوران خود شکل داده اند. اما با همه اين احوال معماران ايراني و مسلمانان از زمان ورود اسلام به ايران در ايجاد فضاهاي معمارانه با اسلوب ايراني و با هدف الهي، دچار وقفه شده اند.
اين وقفه، شامل مدت زماني است که آنها به منظور آشنايي با خواست و هدفهاي اسلام از فضاهاي معماري صرف کرده اند، آثار اين دوره فقط تقليدي بود از سبک و شيوه ساخت معماري اسلامي مسلمانان عرب.
تقليد از مسجد مدينه
1- مسجد بصره (14ه.ق) با شيوه مسجد مدينه ساخته مي شود: حياط مرکزي و شيستانهاي ستوندار اطراف آن، دو رديف ستون به موازات ديوار قبله. نقشه کلي مربع شکل است و ابعاد آن با ابعاد مسجد نبوي اوليه، تقريباً يکي است. محدوده ديوار آن حصاري از توده هاي ني بود. (شکل 1-6)
مساجد عربي ايران
منظور از اين عنوان، شناساندن آن دسته از مساجدي است که شيوه ساخت مساجد مسلمانان عرب را تقليد کرده اند. اين مبحث مربوط به آن قسمت از مقالاتي مي شود که استادان معظم اين رشته تحت عنوان شيوه خراساني در معماري ايراني از آن نام مي برند و معتقدند که اولين و مهمترين آثار مربوط به اين شيوه- با خصوصياتي که در زير خواهد آمد-، اول بار در خطه خراسان نضج گرفته است، و منظور از خطه خراسان تمامي نواحي مشرق ايران يعني کشور ترکمنستان، افغانستان، و... را شامل مي شده است.
موارد زير از خصوصيات اين شيوه است:
1)سادگي و بي پيرايگي و دوري از هرگونه تزيين و زينت مادي و دنيوي.
2)پرهيز از ارتفاع در بنا.
3)استفاده از مصالح بوم آورد، يعني مصالح مخصوص خود منطقه.
معماران ايراني در اوايل از معماري اسلامي اعراب تقليد مي کرده اند و در ساختن مسجد يک محوطه اي را با ديوار خشتي محصور کرده و سايباني بر روي اين محصوره به وسيله چوب و حصير مي ساختند. با تکميل اين طرح سقف مسطح حصيري باحمال هاي چوبي بر روي ستون هاي سنگي يا آجري و خشتي ساخته شده است.
مساجد زيادي را که به پيروي از سبک و شيوه عربي در قرنهاي بعد ساخته شده اينک مي توان مشخص کرد. تقليد از سبک عربي بيشتر در ارتباط با مسائل اقليمي صورت گرفته است.
مسائل اقليمي به دو بخش مصالح و مواد ساختماني و آب و هوا تقسيم مي شوند. در قسمت مصالح و مواد ساختماني، مناطق کوهستاني که از حيث مصالح خاکي در مضيقه هستند نيز در ساختمانها از چوب و سنگ موجود در منطقه استفاده مي کنند.
بارش برف و باران زياد نيز باعث مي شود تا نوع و شيوه معماري بخصوصي به کار گرفته شود تا ساختمان از گزند باران و برف حفظ شود. مخصوصاً در معماري مساجد که دهانه هاي بزرگ و فضاي تالارها به پوشش نياز داشت تقليد از شيوه عربي از نظر کاربري و اقتصادي صرفه بيشتري داشت مانند نمونه هاي زير:
مسجد کوچه ميرنطنز، از قرن 6 ه.ق
مسجد سراور گلپايگان، از قرن 9 ه.ق
مسجد حاجتگاه ابيانه

معماري بناهاي مذهبي 1


مساجد با طاق ضربي و هلالي (شبستان دار)
با تکميل طرح سقف حصيري و چوبي بر روي ستونهاي سنگي يا آجري يا خشتي در سقف طاقهاي ضربي از آجر استفاده شد. بدين ترتيب شيستان يا چهلستون با رديف پوشش ضربي متداول شد.
اصول کار طاق ضربي يا هلالي را که از نيم بيضي معروف به ناري تشکيل مي شود، بعداً توضيح خواهيم داد.
مسجد جامع فهرج يزد (نيمه اول قرن اول هجري قمري)
ساختمان اين مسجد که در زمان سعيدبن عثمان در قرن اول ساخته شده اکنون به همان صورت قبلي خود باقي است. يعني بر اساس شيوه مسجد مدينه. حياط مستطيل مرکزي؛ در جبهه جنوبي طرف قبله و شبستان ستوندار با دو رديف ستون موازي ديوار قبله و 4 رديف ستون عمقي عمود بر ديوار قبله، که داراي 3 ناو است. ناو وسطي ناو اصلي است که در انتها محراب مسجد را در ميان خود مي گيرد. ارتفاع اين ناو نيز از ناوهاي طرفين بزرگتر است. (شکل 1)
در جهات شمال و شرق و غرب حياط رواقهايي با يک رديف ستون وجود دارد. يک مناره نيز در بيرون ديوارهاي غربي قرار گرفته است که از داخل يک پلکان مارپيچ موذن را به نوک مناره مي رساند. اين مناره شايد در قرون چهارم و پنجم هجري ساخته شده باشد.
ورودي اصلي مسجد فعلاً در کنار مناره قرار گرفته ولي چندان کهن نيست و گمان مي رود که همزمان با الحاق مناره احداث شده است. اين ورودي مستقيماً به شبستان باز مي شود.
مسجد فهرج کاملاً از خشت خام ساخته شده است، اما خشتي که در قسمت ساخت مسجد ساخته و استفاده شده بسيار بزرگتر از خشت استفاده شده در مناره مي باشد. ارتفاع ديوارها نيز کمي بلندتر از قد آدمي است.
مسجد شوش (اواخر قرن اول هجري)
بر اساس شيوه عربي ساخته شده است. دراي حياط مرکزي با دو رديف رواق در هر يک از اضلاع جبهه هاي شرقي و شمالي و غربي. شبستان جنوبي در سمت قبله داراي 36 ستون مدور، داراي سه رديف ستون موازي ديوار قبله و 9 رديف ستون عمود بر ديوار قبله است. رواقها در جهات شرقي و غربي در دنباله رديف هاي کناري است. بدين ترتيب در ضلع جنوبي صحن يا حياط مسجد 6 ناو دارد که بر ديوار قبله عمودند. ابعاد داخلي حصار خارجي 55×44 متر و داراي جرزهاي تقويتي در خارج مي باشد.
جرزهاي اضلاع و گوشه ها، بجز گوشه شمال شرقي که مناره در آن جا واقع شده، چهار گوشه است. مدخل منحصر بفرد، بر ضلع شمال و در سمت راست محور بنا واقع گرديده است. در مورد تک مناره اي که در گوشه شمال شرقي قرار داشته و فعلاً فقط پايه آن باقي است، بايد گفت که استوانه اي و داراي پلکان مارپيچ بوده است. اين مناره چون مقدم بر مسجد تاريخانه بوده اولين مناره از نوع خود مي باشد.
ارتفاع ستونها 4 تا 5 متر در بالاي قوسها و گنبدها قرار مي گيرد. شکل 2
مسجد تاريخانه دامغان (اواسط قرن 2 ه.ق)
تاري يعني خدا و تاريخانه يعني مسجد. اين مسجد بر اساس شيوه عربي مسجد مدينه ساخته شده است. حياط مرکزي مربع شکل و بدون حوض است و در جبهه هاي شمالي و شرقي داراي رواقهاي سرپوشيده با يک رديف ستون است.
در جبهه جنوبي صحن شبستان (تالار ستوندار) نيز با سه رديف ستون موازي ديوار قبله و شش رديف ستون عمود بر اين ديوار، جمعاً 18 ستون وجود دارد.
يه طور کلي هفت ناو عمود بر ديوار قبله دارد که دو نار کناري در دنباله خود رواقهاي طرفين حياط را نيز شامل مي شود. ناو وسطي عريض و مرتفع است و در انتهاي آن محراب و منبر قرار دارد. قطر ستونهاي شبستان 60/1 متر مي باشد ولي قطر سرستونها براي گذاشتن قوسها کمتر است. سقف ناوهاي عمود بر حياط «گهواره اي» نام دارد. قوس سقف رواقهاي اطراف حياط بيضوي و کمي شکسته است. جمعاً هشت ورودي داشته است، سه ورودي از ضلع غربي و پنج ورودي از ضلع شمالي. مناره بناي اصلي از خشت، با پايه چهارگوش ساخته شده بود که اکنون فقط پايه آن موجود است. مناره فعلي اين مسجد که 25 متر ارتفاع دارد مربوط به دوره سلجوقي و از بناهاي «بختياربن محمد» است. مناره سلجوقي مسجد جامع سمنان نيز به دستور بختياربن محمد ساخته شده است.
قوسهاي تاريخانه، مرحله اي است بينابين تحول قوس بيضوي ساساني به قوس جناغي اسلامي. شکل 3 و4
مسجد جامع نائين
(اواخر قرن 3 و اوايل قرن چهارم)
سبک ساختمان اين مسجد بر اساس شيوه مسجد مدينه است. حياط مرکزي آن مستطيل است. در سه طرف شرقي، جنوبي، و غربي شبستانها و در قسمت شمالي نيز رواقها در يک رديف قرار دارند.
شبستان جنوبي که به صحن مرتبط است نيز شش ستون دارد. از ميان ستونهاي شش گانه پنج ناو عمود بر ديوار قبله پيش مي رود. ناو وسطي که عريض تر و مرتفع تر از ناوهاي طرفين است محراب و منبر را در ميان مي گيرد.
تنوع پايه ستون ها نشان دهنده تعميراتي است که در اين بنا صورت گرفته و اينکه اين بنا يک باره ساخته نشده است. با بررسي نقشه ساختمان متوجه مي شويم که 4 رديف ستون عمودي نزديک محراب و قوسها، همچنين قسمتي از نماي روي حياط جزء آثاري است که از ساختمان اوليه مسجد بر جاي مانده. سقف ناوهاي شيستانها گهواره اي است و قوسهاي مسجد نوک تيز و واسطه اي بين قوسهاي بيضوي ساساني و جناغي اسلامي است. ستونهاي محراب مسجد کور است و فقط يک عنصر نمايي است مناره مسجد جزو بناي اصلي نيست و به احتمال قوي مربوط به قرن ششم هجري است.
از ملحقات ديگر مسجد، شبستان زمستاني در جبهه غربي و سردابه زير شبستان اصلي است که از طريق انعکاس نور در سنگهاي مرمري کف شبستان نورگيري مي کند. از وجود پاشيري که از داخل صحن به وسيله پلکاني به آن دسترسي پيدا مي کرده اند نيز به منظور وضوخانه استفاده مي شده است.

__________________
معماري بناهاي مذهبي 2


مسجد جامع شوشتر (سال 254 هجري)
ساختمان اين مسجد به دستور خليفه عباسي المعزبالله آغاز و در زمان خلافت المستنصر به پايان رسيد.
شبستان اصلي مسجد که در طرف جنوب است داراي 8 رديف ستون سنگي به بلندي 5 متر مي باشد. مناره مسجد به سبک عربي است. اين مناره به دستور سلطان جلايري شيخ اويس در سال 756 هجري ساخته شده است.
مسجد جامع دزفول:
ساختمان اين مسجد به شيوه عربي مسجد مدينه ساخته شده است. شبستان و ستونهاي سنگي و ايوانهاي شرقي مربوط به دوره صفويه است (111هجري) سر در مسجد و گلدسته ها نيز در قرن 12 هجري ساخته شده است، به همين دليل نوع معماري آن ربطي به سبک عربي مسجد دزفول ندارد.
مساجد جامع ساوه، ابرقو و قسمتي از مسجد جامع اصفهان نيز نمونه هاي ديگري از معماري سبک عربي در ايران مي باشند.
در پايان مي توان ويژگيهاي ساختمان اين مساجد را به صورت زير خلاصه کرد.
اين نوع مساجد علي رغم دارا بودن ابعاد مختلف، همه از يک نوع هستند و خصوصيتهاي مشترکي دارند. همه داراي ناوي اصلي در قسمت شبستان رو به قبله مي باشند. اين ناو، بين ناوهاي ديگر قرار دارد و محراب و منبر را در ميان مي گيرد.
حياط مرکزي اغلب مربع شکل است. وجود رواقهاي يک رديفي ساده در اطراف حياط از اسلوب مساجد کوفه و نبوي پيروي مي کند و شيوه معماري آن مساجد را تداعي مي کند. کف بسياري از مساجد کهن کف سازي واقعي نشده، بلکه کف آنها با خاک کوبيده، سفت شده است و معمولاً روي آن را با فرش يا بوريا مي پوشانند.
در تاريخانه دامغان و فهرج نه تنها پله يا اختلاف سطحي زمين زير رواقها را از سطح حياط جدا نکرده، بلکه کف سازي هم نشده است. فقط در جلوي محراب مسجد فهرج قسمتي وجود دارد که با گچ کوبيده شده است.
شيار تزئيني
شيار عبارت از سطح کم عرض و نسبتاً طويلي است که نسبت به نقاط طرفين خود گود باشد.
شيار، خطوطي است که حجاران در اطراف ستونهاي سنگي مي اندازند.
شيار، خطي است که از بالا تا پايين در سطح يک ستون يا يک ستون چهارگوش يا يک شيئي ديگر حفر شده.
اقسام شيار:
شيار، طولي يا حلزوني، متوالي متساوي البعد شياري است که در دوره ساقه يک ستون يا شکم يک ظرف، روي يک ستون چهار گوش يا بعضي عناصر ديگر معماري حفر مي شود.
شيارهاي دنده اي، شيارهايي است که با ديواره و قدري عرض از هم جدا شده اند. شيارهاي غلافي در انتهاي ميز، شيارهايي است که با ظرافت حفر شده. شيارهاي تزيين شده، شيارهايي است که شاخه هاي برگ يا گل و بته

شيارهاي پيچيده، شيارهايي است که با يک شمسه مدور- مسطح يا اريب- با تزئينات ايجاد شده است. شيارهاي با زاويه نيز، شيارهايي است که از دنده ها جدا نشده است.



قدمت شيار تزئيني
از قديم الايام شيار مورد توجه هنرمندان و هنرکاران ايران و ساير کشورها بوده و براي ايجاد سايه و روشن سطوح و يا قسمتي از آنها به کار رفته است. به طور مثال، قديمي ترين شيار در غار مادلن فرانسه، منسوب به هزاره هفدهم قبل از ميلاد، مشاهده شده است.
مثال دوم مجسمه کوچک اوخداي بزرگ بين النهرين قديم است. در اين مجسمه دامن لباس با شيارهاي موازي عمودي، ريش با شيارهاي موازي افقي و موهاي سر با شيارهاي حلقوي القاء شده است.
مثال سوم مقبره جوزر، از سلاطين سلسله سوم مصر است. ستونهاي سنگي اين مقبره با شيارهاي دنده اي، شبيه دسته ني هاي بهم چسبيده، مزين گرديده است. اين نوع شيار به طرز زيبايي در سر ستونهاي پاپيروس شکل زمان سلسله هجدهم مصر در جوار شيارهاي عمودي و افقي به کار رفته است.
مثال چهارم مربوط به قرن سيزدهم قبل از ميلاد و واقع در آسياي صغير است. اين مثال نقش نيم برجسته و مربوط به تمدن هيتي است که دامن لباس و کلاه بلند اشخاص را با شيارهاي موازي عمودي نشان مي دهد.
در يونان و روم قديم نيز اغلب شيارهاي قاشقي به کار رفته است. روشن ترين مثالهاي ما درباره يونان، ستونهاي شياردار معبد پارننون و معبد نيکه و معبد آپولن و معبد هرا مي باشد. اين نوع شيارها در بعضي ظروف يونان قديم هم به کار رفته است. در اين مورد معابد روم قديم مثل فورتون ويريل و طاق کنستانتين و ستونهاي شياردار آنها را مي توان نام برد.
شيار در آثار ايران باستان
قديمي ترين شيارهاي ايران مربوط به گرازي است که در تپه سراب کرمانشاه پيدا شد و متعلق يه موزه ايران باستان است. پهلوي پيکرک اين گراز که منسوب به هزاره ششم پيش از ميلاد است، داراي شيارهاي عمودي و افقي است.
مثال ديگر دسته پرچم نقره اي است که از قبري در شوش به دست آمده است. اين دسته پرچم منسوب به هزاره دوم قبل از ميلاد و متعلق به دوره ايران باستان است. در پائين اين دسته، که بالاي آن شبيه سر پرنده است، چند جفت شيار دنده اي که انتهاي آنها به حلقه تبديل شده، به چشم مي خورد.
مثال سوم در دو پيکرک طلا و نقره مربوط به عصر ايلام متوسط وجود دارد. در اين دو پيکرک، موهاي ريش و پائين لباس بلند با شيارهاي ظريف و زيبا القاء گرديده است.
در دوره هخامنشي انواع مختلف اين عنصر تزئيني در بناها، اشياء منقول، آرايش بدن و لباس و غيره به کار رفته است و حتي گاهي در يک شيئي چند نوع شيار ديده مي شود. مثلاً در بعضي ستونهاي آن دوره، پنج نوع از اين عنصر تزييني ملاحظه مي شود:
اول پايه ستون. در پايه گاهي شيارها زاويه دار و مانند اين است که شبيه هرمهاي مثلث القاعده را به سطح آن چسبانيده اند و گاهي اين هرمهاي مثلث القاعده به ديواره نيم استوانه ختم مي شود به نحوي که در کنار هر جفت شيار، يک جفت برجستگي مدور، که خود يک شيار دنده اي محسوب مي شود ايجاد مي گردد. در بالاي هر جفت برجستگي افقي و در نتيجه يک شيار افقي محيطي نيز به وجود مي آيد. در بالاي اين برجستگيها گلي مجسم شده که برگهاي آن خود شيارهاي شعاعي را القاء مي کند.
دوم تنه و سرستون. تنه ستونهاي هخامنشي اکثر با شيار قاشقي مزين شده است ولي در سرستونها، تفصيل بيشتري ديده مي شود. در يک سرستون، اين قسمتها وجود دارد: قسمت پائين که به شکل استوانه محدب و داراي شيارهاي دنده اي است.
قسمت وسط که به شکل استوانه مقعر و داراي شيارهاي قاشقي است.
قسمت بالا که به شکل مکعب مستطيل و داراي دو نوع شيار است (شيارهاي قاشقي ساده و شيارهاي قاشقي که دو سر آن شکل پيچ فنري بخود گرفته است).
شيارهاي جالب توجه ديگر اين دوره در کلاه سربازان پارسي به کار رفته است، ما نمونه اين کلاهها را در کنار پلکان آپاداناي تخت جمشيد مي بينيم

__________________
معماري بناهاي مذهبي 3


شيار تزئيني در دوران شکوفايي اسلام و هنرهاي اسلامي
در دوران اسلامي انواع مختلف اين عنصر تزئيني، بخصوص در بناها، به فراواني استعمال شده است:
الف- شيارهاي دنده اي (خياري)- اين نوع شيارها همان طور که از نام آن بر مي آيد، از قرار دادن سطوح محدب دنده شکل و يا نيم استوانه در کنار هم، يا با فاصله کم، به وجود مي آيد. سطح شيئي يا اثري که به اين ترتيب مزين مي شود داراي برجستگيهاي و فرورفتگيهايي است که به علت وجود برجستگيها، سطح داراي شيار دنده اي يا «خياري» ناميده شده است و شايد بهتر باشد بگوييم: سطح داراي شيار، در بين دنده ها يا خيارها.
اولين نمونه اي که از اين نوع ارائه مي گردد در رباط ملک است. در ديوار اين رباط، نيم استوانه هاي آجري، به فاصله نسبتاً کم متوالياً قرار داده شده و يک سطح شياردار جالب توجه القاء گرديده است.
نمونه دوم، برج رادگان شرقي، واقع در شمال جاده مشهد- قوچان است. بدنه اين برج با نيم استوانه هاي آجري، که خود مزين به نقوش لوزي زيبا است، شياردار شده است. اين نيم استوانه در کنار هم قرار داده شده و بدنه آن با شيارهاي دنده اي جلوه گر گرديده است. همچنين بهترين نمونه ذکر شده را مي توان در بدنه برج مقبره علي آباد کاشمر ملاحظه کرد. شکل 12
نمونه سوم، گنبد مقبره امير تيمور در سمرقند است. خارج گنبد اين مقبره با برجستگيهاي آجري، که هر يک مشتمل بر تزيينات ديگري است مزين گشته و يک سطح محدب شياردار بسيار زيبا و عظيم به وجود آمده است. شيارهاي گنبد در بين استوانه هاي خميده از روي مقرنسهاي بالاي ساقه کنبد، شروع و به قله آن ختم مي گردد. نظير اين گنبد بعدها در مسجد شهر لنينگراد در روسيه ايجاد گرديده است.
نمونه چهارم، مسجد گوهر شاد مشهد است. تزيينات خارج پوشش ايوان بزرگ اين مسجد صرفنظر از مقرنسهاي پايه آن، از دو قسمت تشکيل گرديده است:
اول، قسمت مسطح که با آجرهاي لعابدار آبي پوشيده شده است.
دوم، قسمت برآمده که از نيم استوانه هاي خميده ساخته شده و مانند اين است که به سطح قسمت مسطح چسبيده است.
مجموع سطوح و نيم استوانه هاي مزبور يک سطح شياردار دنده اي جالب توجه را القاء مي کند. تفاوت شيارهاي اين بنا با مقبره امير تيمور، در فاصله بين نيم استوانه ها است، به اين معني که در گنبد مقبره امير تيمور نيم استوانه ها در کنار هم، و در مسجد گوهرشاد به فاصله طول دو آجر لعابدار قرار دارند.
نمونه پنجم، مقبره گوهرشاد هرات است. شيارهاي اين گنبد در بين نيم استوانه هاي خميده مزين به لوزيهاي تزييني واقع گرديده است. مجموع نيم استوانه ها در روي يک باند مقرنس کمربندي زيبا قرار دارد و مشابه فتيله استوانه هاي تزئيني گنبد مدرسه شيرزاد سمرقند مي باشد. شکل 13
يکي از اشياي منقول دوران اسلامي که با شيار دنده اي مزين شده، در کاوشهاي نيشابور به دست آمده است. اين ظرف در بالا داراي خطوط کوفي و در پايين داراي نقوش گياهي است و بين اين دو قسمت با شيارهاي دنده اي تزيين شده است. شيئي ديگري که داراي شيار دنده اي است، يک تنگ مفرغي منسوب به قرن ششم و هفتم هجري است. در سطح خارجي اين تنگ بدواً شيارهاي دنده اي تعبيه و سپس هنر کنده کاري و ترصيع اجراء شده است.
ب- شيارهاي غير دنده اي (قاشقي)- اين گونه شيارها مقعر و شبيه قاشق است. روشن ترين اين نوع شيار را در ستونهاي چوبي تالار چهل ستون اصفهان مي بينيم. اين ستونها که پايه بعضي از آنها را شيران نيم خيز و بالاي آنها را مقرنسهاي زيبا زينت مي دهند، مانند ستونهاي تخت جمشيد، با شيار قاشقي مزين شده است.
در دوره قاجار نيز اين نوع شيار به کار رفته و مي توانيم آن را در ستونهاي کاخ سلطنت آباد ملاحظه کنيم. شيار قاشقي در پايه هاي سنگي سمت جنوب مسجد سپهسالار تهران مربوط به اواخر آن دوره نيز به طرز زيبايي در جوار تزيينات ديگر به چشم مي خورد. شکل 14
ج- شيارهاي با زاويه : در اين نوع، شيار داراي زاويه يا عبارت از يک فرجه به صورت کتاب باز است. در اين صورت شيار داراي دو سطح اريب طرفين و زاويه بين آنها خواهد بود. گاهي نيز بين دو سطح طرفين سطح سومي درته شيار ديده مي شود و در واقع شيار عبارت از سه سطح و دو زاويه مي باشد. شيارهاي با زاويه در معماري اسلامي ايران نسبتاً زياد و متنوع است.
هر شيار داراي سه سطح و دو زاويه است: يک سطح اريب (وجه منشور مثلث القاعده). يک سطح مستوي در ته شيار. يک سطح محدب (قسمتي از سطح جانبي نيم استوانه). يک زاويه بين سطح اريب و سطح مستوي. يک شبه زاويه بين سطح محدب و سطح مستوي.
د- شيارهاي شعاعي: اين نوع شيار نسبت به انواع ديگر کم است و بيشتر در تزيين گچي يا آجري سقف هاي مدور و يا نيم مدور، به شکل شمسه يا نيم شمسه ديده مي شود. اين تزيين به طوري که در دوره باستان ايران ديديم، براي ظروف مدور فلزي و نظاير آن نيز مناسب است.

پيچ تزئيني در معماري اسلامي

پيچ، معاني و اشکال مختلف دارد ولي نظر ما در اينجا معرفي پيچي است که شکل فنر استوانه اي (فتيله پيچ) دارد.
اين پيچ تزئيني در نبش قوس ايوانها و محرابها و يا نبش خارجي ديوارهاي طرفين ايوانها و يا نبش قوسهاي داخلي تالارهاي مربع بناهاي اسلامي به کار رفته است و مس تواند شکل باروش عناصر طبيعي، گياهي، حيواني، و يا انساني باشد. ما اين موضوع را به شرح زير مورد بررسي قرار مي دهيم:
تعريف پيچ تزئيني
هر خط غير مستقيم در واقع پيچ است و مي توان آن را از حرکت و پيچش گياهان و مار و گردبار و گرداب ادراک نمود. پيچ گاهي با مترادف خود ترکيب و کلماتي چون «پيچ و خم»، «درپيچ و تاب» و غيره مي سازد.

__________________
معماري بناهاي مذهبي 4


پيچ تزئيني در بعضي از اشياء ماقبل اسلام
از هزاران سال قبل در نقاط مختلف دنيا، پيچ به عنوان يک موضوع تزييني قوي استعمال شده است و اين استعمال مداوم دليل توجه بشر به اين فرم خط، يعني خط پيچي بوده و مي باشد.
پيچ گاهي زينتي است که بر سطحي لغزيده است. اين خط سرشار از پيچ و خم و قوس و هلال است و در وجود تأثير شگرفي دارد. اين خط داراي جنبش و بهتر از خطوط ديگر هدف را که جنبش و حرکت است تأمين مي کند. خطوط عمودي به طور يکنواخت و سريع نظر را به بالا مي کشاند و خطوط افقي آرامش بخش است و به همين علت است که در مساجد خطوط عمودي چون مناره و در بيمارستانها خطوط افقي و سقفهاي مسطح به کار مي برند. در حاليکه انحناها نرم و مطبوع و حد واسط بين دو نوع خط قبلي مي باشد. خطوط منحني واجد شرايط هردو خط افقي و عمودي است يعني هم نرم است و هم نظر را به بالا مي کشاند و در مسير ديد نيز مرتباً متنوع است ديده در روي آن مي لغزد و صعود مي کند ولي حتي در يک سانتي متر يکنواخت نيست و بدون شک مي توان گفت که مناسب ترين خطوط منحني پيچ مورد بحث ما است. آنچه مسلم است همين خصوصيات و اثر احساس خطوط منحني است که به صورت پيچ در تزيين اشياء مختلف تجلي نموده است.
تحول و اشاعه پيچ تزئيني در معماري
پيچ فنري که از قديم الايام در ايران و ساير ممالک به عنوان موضوع تزييني اشياء مختلف، انتخاب شده، مي توانست از مدلها و منشاهاي مختلف تقليد شده باشد. ولي استعمال آن در معماري به احتمال قوي براي اولين بار در معماري و حجاري دوره هخامنشي به کار رفته است. در سر ستونهاي تخت جمشيد و شوش اين نوع تزيين را که به طور افقي به کار گرفته شده، مي توانيم ببينيم. اين پيچ به طور عمودي نيز در نقش رستم، يعني در پايه هاي تخت داريوش کبير که نمايندگان ملل آن را بر دوش گرفته اند، به کار رفته است. در سال 113 ميلادي اين پيچ را در خدمت معماري روم مي بينيم به اين معني که در ستون تراژن شهر روم بازينت پيچي ملايمي يک باند دويست متري از پايه تا زير قله تعبيه و در روي آن صحنه هاي مختلف حجاري شده است.
بدنيست يادآور شويم که از صدها سال قبل سرستونهاي پيچدار در يونان و روم و ايران از سنگ تراشيده اند ولي پيچ آنها حلزوني بوده و با پيچ فنري تفاوت دارد. به هر حال پيچ تزئيني در ايران به تحول خود ادامه مي دهد و در دوره صفوي به اوج زيبايي و کثرت استعمال و تنوع خود مي رسد. در اين دوره پيچهاي دوقلو رواج پيدا مي کند و در عهد کريم خان زند و دوره قاجار در روي ستونهاي مستقل جلوه گر مي شود.
اما راجع به منشأ پيچ در آثار تاريخي اسلامي، نظر ما اين است که اين پيچ منشاء گياهي دارد زيرا از آغاز تمدن کشاورزي انسان براي مسکن خود از گياهان استفاده مي کرده و هيچ وقت رابطه خود را با اين عنصر ساختماني قطع نکرده است. گنبد دوپوش تزييني
تعريف و سابقه گنبد
گنبد سقفي است نيم کروي يا مقعر که معمولاً در بالاي پلانهاي مدور يا مربع و کثيرالاضلاع- که با کمک گوشوار مدور مي شود- تعبيه مي گردد.
ساختمان گنبد داراي سوابق طولاني است که قدمت و سير تحول آن بخوبي روشن نيست، ولي با توجه به گفته هاي «ويل دورانت» مورخ هنر و نويسنده کتاب عظيم «تاريخ تمدن» چنين خانه هايي را در جايي که روزي سرزمين سومر بوده است، هم اکنون به آساني مي توان ديد. کلبه ها دري چوبين داشته که روي پاشنه اي سنگي مي چرخد، و کف اطاق معمولاً گلي بود، سقف کلبه را با خم کردن و اتصال سرني ها به شکل قوسي مي ساختند، يا اينکه ني ها را گل اندود مي کردند و روي تيرهاي عرضي سقف مي کشيدند.
گنبد اصولاً جنبه حفاظي دارد ولي اين عنصر حفاظتي نيز، مانند ساير عناصر انتفاعي، عملاً داراي جنبه هاي هنري است و به عبارت ديگر ذوق و سليقه زيبايي خواهي در آن وجود دارد و انواع ساده، و بخصوص نوع دوپوشي آن را مي توان در زمره هنرهاي تزييني محسوب داشت.
يکي از معاني گنبد قبه است و چنانچه اين کلمه را با کپه نزديک بدانيم، عبارت از تل خاکي خواهد بود که روي قبر ريخته مي شود. کپه در روي قبور مصر باستان، قبل از سلسله ها، معمول بوده و مصطبه ناميده مي شده، به اين معني که در آن زمان جسد را در گودالي که با شن پوشيده مي شد مي گذاشتند و چون اين شنها با گذشت زمان از بين مي رفت و اجساد نمايان مي شد، بتدريج به فکر استحکام قبرها افتادند. بنابراين شنهاي کپه شده روي قبر به بنايي که معمولاً از خشت خام بود، مبدل گرديد.
در دوره سلسله هاي دوم و سوم، ساختمان فوقاني اين قبور تغيير کرد. از آن پس روي قبرها را با توده اي از خاک و سنگ پر کرده و جدار خارجي را با خشت مي ساختند و گاهي آنها را با تخته سنگهاي بزرگ مي پوشاندند. قديمي ترين گنبد ايراني که تاکنون شناخته شده، گنبد کاخ اردشير در فيروزآباد است. اين گنبد که بر روي ديوارهاي خيلي ضخيم بنا شده، چنان نادرست و بي ترتيب ساخته شده که در ارتفاع چند متري از قاعده آن هنوز برش افقيش مدور نيست و به احتمال قوي، اين گنبد يکي از اولين انواع طاق است که در ساختمان تحقق يافته و مدتها پيش از ساختمان آن دهقانان فارس ساختن آن را مي دانستند و آن را با خشت خام مي شاخته اند و قديمي ترين نمونه آن از بين رفته است. اين نوع طاق که در دوره ساساني مسير تکاملي را مي پيمود و ساختمان بين منطقه سطح مربع و قسمت مدور گنبد تا دوره اسلامي متکي به قاعده درستي نبود، با وجود اين در تمام دوره ساساني با شکوهترين و پسنديده ترين طاقها شناخته شده بود. هنوز مي توان حدود سي نمونه کم و بيش ويران شده آن را در باختر ايران مشاهده کرد. در صورتي که در خاور کشور فقط در دامغان و بازه هو و کوه خواجه از اين نوع ديده مي شود. در مغرب ايران نيز جالبترين نمونه هاي مسجد ايراني که عامل اصلي آن چهار طاقي ساساني است را مي توان ديد. اين نوع مسجد عبارت از گنبدي است روي چهارپايه که به وسيله چهار قوس پيوسته قرار دارد.
از اينجا مي توان نتيجه گرفت که گنبد ايراني نه تنها در غرب ايران و مخصوصاً در فارس به وجود آمد، بلکه عظمت خود را نيز براي اوليتن بار در آنجا به دست آورده است. بديهي است که اگر به حجاري هاي کوير نجيک اعتماد کنيم، مدتها پيش از آن در آشور هم ساختمان گنبد معمول بوده و همچنين در مصر و يونان و روم، اما با تکنيک ديگري، و اين نشان مي دهد که در نواحي مختلف گيتي اقدام به پوشاندن تالارهاي مربع يا مدور به وسيله گنبد کرده و در همه جا وسائل اين کار را به دست آورده اند.

__________________
معماري بناهاي مذهبي 5


چگونگي گنبدهاي دوپوشي
گنبد دوپوشي داراي دوپوش جداگانه مي باشد. پوش داخلي، غالباً مدور و پوش خارجي مدور، مخروطي، هرمي و بيضوي و تيز است. راجع به فلسفه قرار دادن دو پوش در بناها نيز گفته شد که، احتمالاً براي جلوگيري از نفوذ رطوبت برف و باران به قشر داخلي بنا، پوش ديگري با فاصله مناسب در بالاي پوش اول ايجاد و منافذي در آن پيش بيني کرده اند تا هوا در فضاي بين دوپوش جريان يابد و پوش داخلي خشک و در امان باقي بماند. اين ملاحظه در نقاط مرطوب مانند صفحات شمال ايران منطقي به نظر مي رسد، ولي با اجراي اين رويه در نقاط نسبتاً خشک، چون مرو و اصفهان، نتيجه مي گيريم که مي بايد منظور ديگري نيز در بين باشد.
در ايجاد گنبدهاي دوپوشي منظورهاي تزييني و زيباخواهي نيز موثر بوده است زيرا:
اولاً، ايجاد پوش دوم عظمت بيشتري به بنا مي دهد و عظمت بيشتري به بنا مي دهد و عظمت از عوامل مهم زيبايي است.
ثانياً، خطوط منحني گنبد نرم و مطبوع است و از يک طرف مانند خطوط عمودي نظر را به بالا مي کشاند و از طرف ديگر، مانند خطوط افقي، آرامش مي بخشد. البته اين موضوع در گنبدهاي ساده نيز مصداق دارد ولي در گنبدهاي تزييني غالباً خاصيت رنگها، خاصيت خطوط را تقويت مي کند و به بيننده لذت بيشتري مي بخشد.
ثالثاً، پوش خارجي گنبد سطح مناسبي براي هنرنمايي استادان آجرتراش و کاشيکار و مقرنس ساز و نويسندگان خطوط بنايي و نسخ و غيره مي باشد و عناصر تزييني ديگر چون مشبک ها، اسليمي ها، گل و بته ها را بهتر القاء مي کند، چون هيچ زمينه تزييني ديگري نمي تواند به اين ترتيب نقوش و خطوط و ساير عناصر را مانند گنبدها جلوه گر سازد و در معرض ديد بينندگان بگذارد.
رابعاً پوش خارجي سبب مي شود که پوش داخلي در ارتفاع کمتري قرار گيرد و بيشتر در معرض ديد باشد. في المثل تزيينات زير گنبد دوپوشي تالار مربع مسجد شاه اصفهان، که 36 متر ارتفاع دارد، از منظره زير گنبد يک پوشي مقبره سلطانيه، که حدود 50 متر با بيننده فاصله دارد، بيشتر و بهتر جلوه مي کند.
«گچبري» در مساجد
آثار موجود کهن ايران نشان مي دهد که هنرمندان ما از قرن سوم هجري به تزيين مساجد و خصوصاً محراب آن توجه کرده اند و يک نمونه از آن مسجد عتيق يا مسجد جامع شيراز است که بر اثر زلزله و علتهاي ديگر چندين بار ويران و تجديد ساختمان شده است. اين موضوع تعيين و تشخيص شکل اصلي بنا را کمي دشوار مي کند ولي از آثار مختصري که در قسمت جنوبي آن باقي مانده، مي توان نکته هايي از نخستين بنا پيدا کرد. گچبري عميقي در قسمت زير طاق محراب اين مسجد به چشم مي خورد که با طرح گل آراسته شده است. و از نظر آنکه پيرايه زيادي در آن نقشها مشاهده نمي شود، زيبايي خاصي يافته است. محراب مسجد جامع نايين را هم با گچبري تزيين کرده اند و در نقش آن از کثيرالاضلاعهاي هشت ضلعي و اشکال هندسي ساده و گلهاي مختلف استفاده شده است. ريزه کاري زياد در گچبري آن وجود ندارد ولي نقشها از زيبايي بي بهره نيستند. چون اين گچبري عميق کنده شده و از ظرافت عاري است، چنين تصور مي شود که محراب به دوره هايي که هنر گچبري اولين قدمهاي خود را برمي داشت، متعلق باشد. درست است که محراب مسجد جامع نايين و شيراز از بعضي جهات شباهت زيادي با هم دارند ولي به نظر مي رسد که مسجد شيراز قديمي تر از مسجد نايين باشد.
در نيريز (مشرق شيراز) مسجدي وجود دارد که داراي محرابي است. اين محراب بعداً اضافه شده و از نظر سادگي در طرح و زيبايي نقش حائز اهميت است.
زيباترين و پيچيده ترين گچبريها در زمان سلجوقيان انجام گرفته است. در اين عصر با کتيبه ها اطراف محراب را مي پوشاندند. قسمت بالا و اطراف طاق نوک تيز طاقچه اي را، حاشيه اي احاطه کرده بود و معمولاً در بخش بالا نيز حاشيه زيباتري را با نقشهاي درشت گچبري مي کردند. اطرارف طاق مرکزي حاشيه مستطيلي منقوش مي شد و طرحها عبارت بودند از تقوش اسليمي، نقش موموتاک و برگهايي که سوراخ شده و شکل لانه زنبور بخود گرفته بود. از محرابهاي کهن سلجوقي، محراب مدرسه خرگرد را بايد نام ببريم و همين طور محراب مسجد ملک کرمان و محراب مشهور امامزاده کرار.
کتيبه اين محراب له خط نسخ نوشته شده و نخستين نمونه خط نسخ است که در تزيينات محراب ديده مي شود زيرا قبلا در کتيبه ها خط کوفي- تقريباً بدون استثنا- به کار مي رفته است.
محراب ديگر که از آجر ساخته شده و گچبري شده، در برسيان است و محراب زواره نزديک اردستان. در مسجد جامع اردستان سه محراب وجود دارد که از لحاظ زيبايي در تزيين يکي از ديگري بهتر است. در اينجا چند نوع نقش تزييني اسليمي با يکديگر ترکيب شده اند و يکي به روي ديگري قرار گرفته و زمينه از اسليمي برجسته پوشيده شده است.
محراب گنبد علويان همدان نيز در زمان سلجوقيان بنا شده است. «پروفسور پوپ» درباره آن مي گويد: «از نظر استادي و مهارت در اجراي طرحها و زيبايي در جزييات نقش، اين گچبري از شاهکارهاي نوه خود محسوب مي شود.»
مي توان گفت که نقش گچبري اين مقبره با عالي ترين نقشه قالي برابري مي کند. حاشيه مزين خط کوفي دور طاقي که محراب در آن قرار دارد نيز خالي از لطف و ظرافت نيست. نظير اين کتيبه عالي در بيشتر مساجد اسلامي ديده شده که محض نمونه، بايد به حاشيه کوفي مدرسه حيدريه قزوين اشاره کرد که از شاهکارهاي گچبري کتيبه کوفي مي باشد.
از زمان سلجوقيان در دماوند مسجدي به يادگار مانده که گچبري محراب اين مسجد بسيار قابل توجه است. در عهد مغول هم براي تزيين محراب از گچبري استفاده شده و محراب مسجد جامع رضائيه، از بهترين آثار اين دوره است. بلندي اين محراب 7 متر و 82 سانتي متر و عرض آن 5 متر و 48 سانتيمتر است. گچبري زيباي آن شبيه توري است. چند کتيبه جالب توجه در ميان طرحهاي گچي کنده شده است، بين ستونهاي طرفين اين محراب اين جمله نوشته شده: «عمل عبدالمؤمن بن شرفشاه النقاش تبريزي في شهر ربيع الاخر سنه ست و سبعين وست ماه». ترجمه: کار عبدالمومن پسر شرفشاه نقاش تبريزي مورخ ربيع الاخر سنه 679 هجري.
دو محراب با تزيين گچبري در بسطام باقي مانده، يکي از آنها محراب مرقد بايزيد است که سطح داخلي آن نقش هندسي دارد. دو کتيبه به خط نسخ بالاي آن است و دور محراب کتيبه هاي خط کوفي سطح بزرگي را پوشانده است.
در مسجد جامع مرند محرابي ديگر با تزيين گچبري موجود است که از نظر ساختمان در صف محرابهاي خوب قرار نمي گيرد و کتيبه اي روي آن است که آن را به زمان سلطنت ابوسعيد نسبت مي دهد.
مسجد ورامين هم در زمان سلطنت ابوسعيد بنا شده است. در فضاي زير گنبد اين مسجد محرابي که گچبري تزييني اش فضاي بسيار زيادي را اشغال کرده است، اين محراب در زمان شاهرخ و به هنگام تعمير ساخته شده و کاملاً تمام نشده است.
در مسجد جامع ساوه، در محوطه زير گنبد محراب، گچبري قشنگي است که با رنگهاي مختلف نقاشي شده است. اين گچبري را ابتدا با ماده اي سفيد رنگ پوشانده اند تازمينه را براي نقاشي مناسب کنند. محراب ديگر در مسجد ميدان ساوه است که گچبري شده است. محراب مسجد ميدان ساوه به ظرافت و بزرگي محراب مسجد جامع نيست، ولي چهار قسم کتيبه کوفي و نسخ روي آن تزيين و نقش کرده اند که محض همين کتيبه ها محراب معروفي شده است. شکل19-20

__________________
معماري بناهاي مذهبي 6


نگاهي به تزيين محراب
محراب در مسجد مکاني است براي پيشواي مذهبي، هنگامي که نماز را به صورت جماعت مي گزارد. محراب معمولاً در ضلع جنوبي ديوار مساجد، رو به قبله نمازگزاران بنا مي شود، گاهي از سطح صحن مسجد گودتر و گاهي در قسمتي از ديوار فرو رفته است. همان گونه که به آراستن گنبدها و مناره ها و پوشش ديوار داخلي و خارجي مساجد در ايران پرداخته اند و کوشش مي کرده اند که کمال ذوق و هنر را در آراستن آنها به کار برند، هنرمندان ايراني محراب را هم عرصه هنرنمايي خود قرار داده تا قبله نمازگزاران خالي از لطايف هنري نماند و عابد را در خلوص و صفاي عبادتش ياري دهد. به موازات تحولاتي که در هنر تزييني ايران بعد از اسلام رخ داد محرابها هم از گوناگوني کم نظيري برخوردار شدند، چنانکه کمال هنر گچبري و کاشي کاري در آراستن محرابها نمايان شده است.
اين عنصر معماري در مسجد جهت قبله را معين مي کند و معمولاً به صورت طاق نما و نصف استوانه و يا نصف منشور است که سقف آن را يک نيم گنبد تشکيل مي دهد ولي تاريخ استعمال آن - همانطور که گفته شد- مشخص نيست و جاي آن را در مسجد ابتدايي مدينه نيز معين نکرده اند. استفاده از اين طاق نما يا نيم حجم که نقطه مورد توجه مسجد است و معمولاً منبر در کنار آن قرار دارد، در بعضي از کشورها و بعضي مذاهب قبل از اسلام نيز معمول بوده است. در ميان مجموعه بناهاي مراکز شهرهاي رومي، از جمله رم، تالار مستطيل و ستون داري به نام «بازيليک» ساخته و به عنوان تالار محاکمات از آن استفاده مي شده است. در دو انتهاي اين تالار، معمولاً دو فضاي نيم مدور به نام «آبسيد» وجود داشته و احتمالاً محل جلوس هيئت قضايي بوده است. در مسيحيت از بازيليک رومي براي کليسا استفاده شد و با تغيير مدخل و جهت، يکي از آبسيدها به عنوان محراب انتخاب گرديد.
منبر
منبر محل جلوس وعاظ براي بيان مسائل مذهبي است، ولي اين عنصر که در فرهنگ نظام از آن به نام تختي که داراي يک پله يا بيشتر باشد و بر آن خطيب و واعظ و ذاکر مي نشيند ياد شده است، نوعي صندلي است و صندلي از قديم الايام در ايران، مصر، بين النهرين و ساير کشورهاي خاورميانه معمول بوده است. مي گويند پيغمبر اسلام (ص) در سال هفتم هجري منبر خود را ساخت و اين منبر داراي دو پله بود و بعدها به تدريج منبرها به صورت چند پله درآمد. شکل 22
هنر کاشي پزي و کاشي کاري در تزيين
هنگامي که در کاشان طريقه حرارت دادن قطعات بزرگ سفال را آموختند، محرابها را با سفال لعابي پوشاندند. از مشهورترين محرابهاي کاشي کاري، سه محراب در مرقد حضرت امام رضا در مشهد مي باشد که عمل محمدبن ابي طاهر است (اين شخص از خانواده هاي کاشاني بود که راز سفالسازي در آن خانواده از پدر به پسر به ارث مي رسيد). محراب ديگري در حرم مطهر حضرت رضا (ع) وجود دارد که اين محراب با معيارهاي معماري طراحي

__________________
مذهب، منبع هنر معماری مساجد ایران


مذهب، منبع هنر معماری مساجد ایرانمعماران و هنرمندان مسلمان در ساخت و طراحی مساجد نهایت ذوق و خلاقیت هنری خود را بی‌توجه به اجر مادی آن به کار می برند.
معماری مساجد در ایران یک دنیا شور و هیجان و یک سکوت و آرامش باشکوه را به نمایش می‌گذارد که نماینده ذوق سرشار زیبایی‌شناسی است و منبعی جز ایمان مذهبی و الهام آسمانی نمی‌تواند داشته باشد.
از همان ابتدای ظهور اسلام تا کنون ، ملت‌ها و اقوام مختلف مانند یک امت واحد، با فرهنگ‌ها، آداب و رسوم و به ویژه با توانایی و درک هنری متفاوت و متنوع در کار ساختن و پرداختن مساجد در سرزمین‌های وسیعی که از اندلس در باختر تا جنوب خاوری آسیا امتداد دارد، تلاش کرده‌اند.

بر این اساس هر آنچه که دیروز و امروز تحت عنوان معماری اسلامی در سرزمین‌های گشوده شده، با سبک‌ها و شیوه‌های شناخته شده، اندلسی ـ آفریقای شمالی ـ شامی و مصری ـ ایرانی و بین‌النهرینی ـ عثمانی ـ هندو ـ یمنی و عربستانی ایجاد شده است، در حقیقت هنر مردمان ساکن در این نواحی است که دیرزمانی پیش از ظهور اسلام هر کدام دارای تمدن‌های درخشانی بوده‌اند، و اینک در پرتو تعالیم اسلام دارای سمت و سو و شخصیت واحدی شده‌اند.
اگرچه به ظاهر واجد تفاوت‌هایی بوده‌اند که بیش از همه در شیوه تزیین بنا، تجرید و درک هنری مبتنی بر برخی جنبه‌‌های فرهنگی مانند آداب و رسوم قومی و سنت‌های قبیله‌ای، اقلیم، عادت‌ها، معیارها و هنجاری‌‌های مورد قبول آنها بوده است.
معماران و هنرمندان مسلمان تاکنون نهایت ذوق و خلاقیت هنری خویش را بدون توجه به اجر و مزدی بذل کرده‌اند، به گونه‌ای که گاه حتی از نصب نام و نشان خود هم غافل شده‌‌اند.
در بنای بسیاری از مساجد در سرزمین‌های اسلامی هنرهای گونه‌گون در انبیق این خیزش سترگ به هم درآمیخته و معماری در این میان نقش توازن‌کننده‌ای ایفا کرده است. کاشی‌کاری، نقاشی ، گچ‌بری ، منبت‌کاری ، خوشنویسی ، خطاطی کتیبه‌ها ،حتی صوت خوش و موسیقی دل‌انگیز در صدای مؤذن و قرائت کتاب‌خدا.
بدان گونه از بررسی یافته‌های باستان‌شناسی در نجد ایران حاصل آمده، پوشش گنبدی با قاعده مدور، نخستین بار به وسیله معماران هنرمند دوران مقدم ساسانی و در بنای کاخ‌های خسروان، هم چون کاخ اردشیر بابکان در فیروزآباد و کاخ سروستان به کار رفته که این وضعیت صرف نظر از پوشش فضاهای وسیع و رفیع، شکوفایی بیرونی و درونی اینگونه بناها را فراهم می‌آورد که پیش‌تر با استفاده از قاب‌های مربع متحدالمرکز با چرخشی به مقدار نیم قائمه بر روی قاب زیرین و محاط در آن زیگوراتی را به وجود می‌آورد، ساخته می‌شد.
اکنون تبدیل آن به شکل مدور، در واقع تحولی در جهت دست یافتن به نرمش و ایستایی بهتر و تقسیم یک‌نواخت و متوازن‌تر نیروهای موجود در بنا بوده است.
به علاوه این تمدید خردمندانه، معمار را از لزوم به‌کارگیری احجام و عناصر ساختمانی حجیم و وزین که از پیش برای پوشش فضاهای اصلی و جنبی فراهم آورده بود، بی‌نیاز کرده و در عوض استفاده از آجر و یا سنگ با ابعاد کوچک و قابل حمل را مقدور می‌ساخت و کار ساختن و پرداختن را آسان می‌کرد.
بناهای فاخر و نفیسی که از رهگذر این ابداع هوشمندانه حاصل می‌آمد، این بار مقدر بود تا در شکل‌دهی به بنای مساجد اسلامی و در خدمت به اهداف مقدس و جهان‌بینی نو کمر ببندد. ابتکار عملی که در خاستگاه اسلام به کلی بی‌سابقه بوده است.
در آغاز تقریبا همه مساجد اسلامی در جای معابد، کاخ‌ها و کلیساهای سرزمین‌های مفتوح و با استفاده از عناصر و مصالح موجود در آنها ساخته می‌شد.
مسجد جامع اموی دمشق به عنوان مسجد و مرکز اسلامی که هم پارلمان بوده و هم محلی که به امور جاری مسلمانان می‌پرداخت، با هدف نشان دادن قدرت جامعه جوان مسلمانان، در محل پرستشگاه ژوپیتر، خدای خدایان رومی که سابقا به کلیسا مبدل شده بود، ساخته شد.
در ایران هم اغلب آتشکده‌ها تبدیل به مسجد شدند از آن جمله می‌توان از مسجد جامع اصفهان در عهد خلافت منصور نام برد.
مسجد ایرانی علاوه بر افزودن گنبد به فضای شبستان به کمک یک هندسه گام‌به‌گام و ایجاد ایوان که به شکوه و جلال آن می‌افزود، دارای ویژگی‌های منحصربه‌فردی است که لطافت و ظرافت در آراستن و تزیین بدنه در داخل و خارج بنا، از آن جمله‌اند.
با این همه میراث متقدمان و تتجربه به جای مانده از آنها توام با تنوع و تجربه‌های سنتی در استفاده از فرم و فضا به ویژه در معماری مساجد، قرن‌هاست که به کمال رسیده و به بلوغ هنری و ماندگاری فنی دست یافته است.
تبلور این امر را می‌توان در بنای کوچک زیبا و ظریفی همچون مسجد "شیخ‌ لطف‌الله" اصفهان که در اوج زیبایی، ادراک علمی و استادی مسلم است، به وضوح مشاهده کرد.
ویل دورانت مورخ مشهور و معاصر آمریکایی در باره این شاهکار بی‌مانند تووصیف جالبی دارد. او در تاریخ تمدن خود و در آغاز عصر خرد می‌نویسد: بیش از همه داخل مسجد دارای زیبایی شگفت‌انگیزی است که شامل نقوش اسلیمی، اشکال هندسی، چنبره‌[ایی با طرح کامل و یک شکل است. در این جا هنر مجرد (آبستره) را می‌بینیم ولی با منطق و سبک و اهمیتی که هرج و مرج مبهوت‌کننده‌ای را به عقل عرضه نمی‌کند، بلکه نظم قابل فهم و آرامش فکری را می‌رساند.
پروفسرو پوپ، ایران‌شناس و مستشرق معروف معاصر در کتاب خود «بررسی هنر ایران» می‌نویسد: «کوچک‌ترن نقطه ضفعی در این بنا دیده نمی‌شود. اندازه‌ها بسیار مناسب اند، نقشه آن بسیار قوی و زیبا و به طور خلاصه توافقی است بین یک دنیا شور و هیجان و یک سکوت و آرامش باشکوه که نماینده ذوق سرشار زیبایی‌شناسی است و منبعی جز ایمان مذهبی و الهام آسمانی نمی‌تواند داشته باشد.

نوشته شده توسط مهدی شجاعی در 1:14 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 
مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر