زندگی نامه نورمن فاستر معمار مشهور

زندگی نامه نورمن فاستر 

 
 ▪
۱۹۳۵ نورمن فاستر ، در اول ماه ژوئن در شهر منچستر متولد شد .

 ۱۹۵۳ پس از اتمام دوره متوسطه ، به صورت نیمه وقت و به عنوان منشی در تالار شهر منچستر شروع به کار کرد . سپس به خدمت سربازی رفت و در حین خدمت در نیروی هوایی ، در زمینه مهندسی الکترونیک مهارت یافت و اطلاعاتی در مورد هواپیما کسب کرد . در نهایت ، به دلیل علاقه به هولپیماهای گلایدر به یک خلبان ماهر تبدیل شد .
۱۹۵۵ پس از اتمام دوره دوساله سربازی ، در دفتر دو تن از معماران منچستر مشغول به کار شد .
۱۹۵۶ با ثبت نام در دانشگاه معماری منچستر ، به فراگیری دروس نسبتا سنتی ( در مقایسه با دروس و و رویکرد های متفاوت در انجمن معماران لندن و مدرسه ی معماری لیورپول ) پرداخت . با این حال ، در این سال ها توانست مهارت های منحصر به فردی در زمینه ی فنون ترسیم و ارائه به دست آورد .
۱۹۵۹ در این سال یکی از ترسیم های او به عنوان یک کار درسی ، موفق به دریافت مدال نقره ای RIBA شد .
۱۹۶۱ او در این سال دیپلم معماری و مجوز طراحی شهری خود را دریافت کرد . در همین زمان ، مدال هی وود و مدال برنز انجمن معماران منچستر به وی اهدا شد . علاوه بر این ، با قبولی در بورسیه ی تحصیلی انجمن ساختمان سازان ، به فلاوشیپ هنری نایل شد . پس از آن برای گذراندن دوره دو ساله ی تخصصی در دانشگاه ییل به آمریکا رفت . وی در آنجا تحت تاثیر پل رادولف ، سرج چرمایف و وین سنت اسکالی قرار گرفت و در همین زمان با ریچارد راجرز ( که مانند خود او دانشجوی بورسیه بود ) و جیمز استرلینگ ( که برای مدت کوتاهی در همان مدرسه تدریس می کرد ) ملاقات کرد .
۱۹۶۲ فاستر مدرک فوق لیسانس معماری را با موفقیت دریافت کرد . سپس گردش معماران را از سواحل شرقی ایالات متحده تا کالیفرنیا آغاز کرد و در این سفر ، روند توسعه ی معماری مدرن را از فرانک لوید رایت تا چالز آیمز بررسی و دنبال کرد .
۱۹۶۳ پس از بازگشت به انگلستان با همکاری ریچارد راجرز ، گروه طراحی " گروه ۴ " را در لندن تشکیل داد . دیگر همکاران آنها در این گروه عبارت بودند از : سور راجرز ، همسر ریچارد راجرز ، و جورجیا والتون که با راجرز در انجمن معماران لندن تحصیل کرده بود . مدتی بعد ، وندی چیزمن ( فارغ التحصیل مدرسه معماری بارتلت دانشگاه لندن که بعدها همسر فاستر شد ) نیز به آنها ملحق شد . البته از همان آغاز ، عضویت جورجیا بالتون ( که دفتر اصلی او در هامپ استید بود ) حالتی ظاهری داشت و تاثیر چندانی بر رابطه آنها نداشت .
۱۹۶۴ در این سال با وندی چیزمن ازدواج کرد که ثمره آن ، دو فرزند به نام های " تی " و " کال " است .
۱۹۶۶ در این سال به عضویت انجمن معماران سلطنتی انگلستان در آمد .
‌▪
۱۹۶۷ فاستر همراه با " گروه ۴ " ساختمانی را طراحی کرد که وی را به شهرت جهانی رساند . این ساختمان ، کارخانه رلیانس در سوئد بود که آخرین بنای ساخته شده توسط این گروه است زیرا این گروه در همان سال منحل شد . سپس نورمن و وندی فاستر با هدف ایجاد یک مرکز برای طراحی و تحقیقات ، دفتر معماری فاستر و همکاران را تاسیس کردند . در این دفتر در مجاورت باغ کوونت قرار داشت .
۱۹۶۸ در حین طراحی پروژه تئاتر ساموئل بکت ، با ریچارد باکمینیستر فولر آشنا شد که بعد ها ، تاثیر عمیقی در اندیشه و کارهای فاستر گذاشت . آشنایی ، سر آغازی بود برای دوستی و همکاری طولانی پر ثمری که تا زمان مرگ این استاد آمریکایی ( یعنی سال ۱۹۸۳ ) ادامه داشت .
۱۹۷۱ در این ، دفتر معماری فاستر و همکاران به طبقه همکف ساختمانی در خیابان فیتزروی ( که فقط چند صد متر از برج اداره پست فاصله داشت ) منتقل شد. تجهیز و طراحی داخلی این دفتر ، بستری بود برای بررسی و آزمایش مفاهیم و مصالحی که بعده ها هسته اصلی فلسفه کار فاستر را شکل داد .
۱۹۷۴ فاستر به عنوان نایب انجمن معماری انتخاب شد . شرکت او که قبلا با یک شرکت نروژی به نام " شرکت خطوط کشتی رانی فرداولسن " همکاری داشت ، دفتری در اوسلو تاسیس کرد و ابتدا کارهایی برای این کار فرمای نروژی انجام داد ؛ سپس با کارفرماهای دیگر در نقاط مختلف کشور همکاری کرد .
۱۹۷۵ در این سال ، ساخت دفترهای شرکت بیمه ویلیس ، فابروداماس در ایپسوویچ به پایان رسید و این پروژه ، شرکت فاستر را به شهرت جهانی رساند .
۱۹۷۸ ساخت مرکز های هنرهای تجسمی سانز بوری ، آغاز مرحله ی مهم و درخشانی در زندگی حرفه ای او شد . پروژه های ارزشمند دیگری را برای او و همکارانش به ارمغان آورد .
۱۹۷۹ در این سال شرکت بانکداری هنگ کنگ و شانگهای از وی دعوت کرد که همراه شش شرکت بین الملی دیگر ، در مسابقه ای محدود با موضوع طراحی دفتر مرکزی این بانک شرکت کند . با انتخاب طرح فاست به عنوان طرح برگزیده ، اجرای این پروژه به شرکت وی واگذار شد .
۱۹۸۰ فاستر در این سال به عضویت انجمن معماران آمریکایی در آمد ، علاوه بر این ، در همین سال دکترای افتخاری دانشگاه انجلیای شرقی به او اعطا شد . در بیست و چهارم ژوئن نیز ، در مراسم اهدا مدال طلای سال ۱۹۸۰ به جیمز استرلین سخنرانی کرد .  

  


۱۹۸۸ ظرفیت بالای این شرکت باعث شد که بتواند به مجموعه ی وسیعی از برنامه ها و پروژه های کلان مقیاس پاسخگو باشد . یکی از این پروژه ها ، برج مخابرات بارسلون است که به منظور آماده سازی شهر برای مسابقات المپیک در نظر گرفته شده است . نمونه های دیگر این پروژه ها ، مترو شهر بیلبائو ، پل دره گذری در منطقه ی رنس در فرانسه و ایستگاه زیرزمینی کاناری وارف در لندن ( ۱۹۹۱ ) است .
۱۹۸۹ این مصادف بود با فوت زود هنگام وندی ( همسر نورمن ) که آغازفعالیت حرفه ای نورمن همراه او بود و پس ازهمکاری در" گروه ۴ " ، یکی از موسسان دفتر معماری فاستر و همکاران بود .
۱۹۹۰ سازمان حفاظت از محیط زیست انگلستان ، ساختمان شرکت بیمه ویلیس ، فابر و داماس در ایپسوویچ ( ۷۴-۱۹۷۳- ) را جزء ساختمان های ارزشمند ( از نظر تاریخی ، معماری و سازگاری با محیط زیست ) اعلام کرد و مدال معتمدین RIBA را به نورمن فاستر اعطا نمود . در همین سال ، فاستر عنوان " سر " گرفت . در این زمان ، دفتر معماری فاستر و همکاران ( که از این پس دفتر معماری سر نورمن فاستر و همکاران نامیده خواهد شد ) به ساختمان نوسازی در کیلومتر ۲۲ جاده ی هستار در نزدیکی رودخانه تیمز نقل مکان کرد . در این دفتر جدید ، تمام عملکرد های گوناگون مربوط به کارگاه ماکت سازی و مصالح ، بایگانی پرونده ها ، کتابخانه و آرشیو فیلم های ویدئویی و عکس ، همگی زیر سقف گرد آمده اند .

 


۱۹۹۳ وسعت پروژه ها و تعدد قراردادهای بین المللی باعث شد که این شرکت ، دفتر هایی در شهر های برلین ، فرانکفورت ، هنگ کنگ ، نایمز و توکیو دایر کند . شرکت معماری سرنورمن فاستر و همکاران در آلمان ، در مسابقه طراحی پارلمان جدید برلین برنده شد . از دیگر موفقیت های وی در مسابقات معماری می توان به طرح موزه جنگ در هارتل پول و طرح مجموعه ی نمایشگاهی در لیسبون اشاره کرد . پروژه ی مرکز هنرهای معاصر در شهر نایمز فرانسه افتتاح شد . این پروژه به دلیل مشکلاتی که برای برگزاری مسابقه ( ۱۹۸۳) بوجود آمد ، با مدتی تاخیر انجام شد . ولی این مشکلات در ساخت مدرسه ی متوسطه شهر فرژو وجود نداشت . طراحی این مدرسه ، در سال ۱۹۹۱ به مسابقه گذاشته شد . انجمن معماران آمریکایی نیز ، در همین سال مدال طلای خود را به سر نورمن فاستر اعطا نمود

۱۹۹۱ دانشگاه معماری فرانسه ، به وی مدال افتخار اعطا کرد . در همین سال ، چندین پروژه ی جدید و ارزشمند را به اتمام رساند ؛ از جمله فرودگاه استانزتد، مرکز تلویزیونی آی تی ان ، نگارخانه های ساکلر ( که ملکه الیزابت دوم آنها افتتاح کرد) و برج سده در توکیو که همه آنها علاوه بر دریافت جوایز متعدد ، مورد ستایش تمام جهان قرار گرفت . در مراسم بازگشایی ساختمان کرسنت وینگ ، مرکز هنر های تجسمی سانزبوری نمایشگاهی بر پا کرد که حاصل شش سال فعالیت حرفه ای فاستر را به نمایش گذاشت . در نمایشگاه دو سالانه ی ونیز ، غرفه ی بریتانیا نیز تعدادی از طرح های فاستر و پنج معمار دیگر انگلیسی را به نمایش در آورد .
۱۹۹۲ دانشگاه و موسسه ی هنر و ادبیات آمریکا در نیویورک ، جایزه یادبود آرنولد برونر را به وی اعطا نمود . دانشگاه هامرساید به او دکترای افتخاری داد. برپایی چندین نمایشگاه در شهرهای پاریس ، بوردوکس ، رنس و آرسن سنان ، بر ارزش و اعتبار فاستر در اروپا افزود . در همین سال ، وی در چندین مسابقه معماری برنده شد که مهمترین آنها عبارتند از : فرودگاه جدید هنگ کنگ ، پارک مشاغل برلین ، مجموعه تسهیلات المپیک در منچستر و قسمت الحاقی آن به موزه ی ماقبل تاریخ در پرووانس .
۱۹۸۱ در این سال با شرکت در مسابقه محدود طراحی ورزشگاه سرپوشیده فراکفورت آمین ، جایزه طرح برگزیده را دریافت کرد . در همین زمان ، معماری او در یکی از برنامه های مستند هنری BBC معرفی شد و مورد بررسی قرار گرفت .
۱۹۸۲ در این سال ، دفتر آنها به خیابان گریند پورتلند و در مجاورت دفتر های شرکت REBA منتقل شد . همچنین به عنوان یکی از اعضای هیئت علمی دانشکده صنعتی هنر لندن انتخاب شد
.
۱۹۸۳ در این سال ، فاستر بالاترین رتبه این حرفه را از آن خود کرد و " مدال طلای سلطنتی " رشته معماری را دریافت نمود . این مدال ، جایزه بین الملی ارزشمندی است که در سال ۱۸۴۸ ، ملکه ویکتوریا برای پیشرفت حرفه معماری در نظر گرفته بود . در مراسم اهدا این جایزه ، با کمینیستر فولر سخنرانی کرد . فاستر در این سال به عضویت دانشگاه سلطنتی در آمد . پس از برگزاری یک مسابقه ی محدود با شرکت گروه منتخب معماران ، از فاستر برای طراحی مرکز جدیدی برای BBC در منطقه ی پورتلند دعوت شد . این مرکز در مقابل کلیسای آل سولز اثر جان ناش قرار دارد
.
۱۹۸۴ در مسابقه محدودی که شورای شهر نایمز برای طراحی یک مدیاتک و مرکز هنرهای معاصر در آن شهر برگزار کرد ، طرح فاستر برنده شد . در همین سال اتحادیه ی بین المللی معماران ، جایزه آگوست پره را به وی اهدا کرد
.
۱۹۸۶ دانشگاه بت ، دکترای افتخاری علوم را به فاستر اعطا نمود . علاوه بر این ، وی در مراسم بازگشایی بناییادبود اریک لیونز در RIBA سخنرانی کرد. در همین سال ، دو نمایشگاه مهم از کارهای او برپاشد : یکی در انجمن معماران فرانسه در پاریس ( بازگشایی در ژانویه ) و دیگری در دانشگاه سلطنتی لندن ( بازگشایی در اکتبر ) . وی جایزه موسسه طراحی ژاپن را به خود اختصاص دا . شرکت او نیز در همین سال در مسابقه تغییر شکل و بازسازی یک سایت ۴۸ هکتاری در منطقه کینگزکراس در لندن برنده شد . این پروژه ، در نوع خود بزرگترین و وسیع ترین طرح شهر سازی در اروپا است و شامل تفکیک طیف وسیعی از عملکردهای مختلف می باشد. از جمله این عملکردها می توان به ایستگاه تونل راه آهن متصل به پارک بزرگ اشاره کرد که اطراف آن از ساختمانهای مسکونی و اداری پوشیده شده است . این پروژه و پروژه ی چهارراه پاترنوستر ، آغاز مرحله جدیدی از اجرای پروژه هایی در مقیاس شهری بود . در سال بعد ، این شرکت طرح های شهری مختلفی برای شهرهای زیر طراحی و اجرا کرد: کمبریج ( ۱۹۸۹ ) ؛ نایمز، کانس و برلین ( ۱۹۹۰ ) ؛ گرینویچ ( ۱۹۹۱ ) ؛ روتردام ، لودن شید و یوکوهاما ( ۱۹۹۲ ) ؛ بافت تاریخی چارترس ، کورفو و لیسبون ( ۱۹۹۳ ) . هم اکنون این شرکت در حال انجام پروژه ای برای تغییر شکل و بازسازی قسمت وسیعی از مرکز شهر بارسلون است که مساحت سایت آن بیش از ۲۲۰ هکتار است .

www.bastam.blogsky.com

خانه آبشار رايت

خانه آبشار یکی از کارهای استاد Frank Lloyd است که اندیشه هنری و معمارانه دنیا را دگرگون نمود. در دهه اخیر به واسطه رقم ظاهری او به (سوی) دید بعنوان مبتکر جسور شناخته شد.


هنگامیکه قالبهای معماری مصصم میشوند که یک مثال از یک مدل خوب با کیفیت را بسازند ما در موزه ها و مکانهای زیادی در صورتیکه ممکن باشد تحقیق میکنیم.ما مصمم هستیم که خوبترین مدلهای ساخته شده را بیابیم ما مدلهای خوب زیادی مییابیم اما تعداد مدلهای معمارانه خیلی کم است.


برای نشان دادن استادی مان ما یک مدل ساده را جز با رقابت طلبی در یک آرایش سخت نمی خواهیم.آنچه را که خیلی شناخت پذیر و در یک درپوش نمایش بودن برای ساختن انتخاب کردیم طرح مشهور خانه آبشار استاد Frank Lloyd است .بعد از انتخاب هدفمان بود که نه تنها خوبترین مدل آبشار ایجاد شده را بسازیم بلکه هدفمان بوده که به انسانها بیان کنیم که احتمالا خانه آبشار شناخت پذیرترین ساختمان مسکونی در دنیا است.



مدرسه های معماری زیادی در عمق بزرگ این خانه مطالعه میکنند آنجا کتابها "مقاله ها" فیلم " و تصاویر زیادی از این خانه هستند اما هیچکدام به شما بعد نمایی "life-look" را نمیدهند که شما میبینید بطوریکه شما اطراف مدل پر جزییات گام بر میدارید.


نه تنها این مدل جزییات عالی را دارد بطوریکه در خانه و همچنین در محوطه اطراف خانه نشان دارد. فقط نگاه بوم شناختی این مدل"کارایی دقیق از درختها"Underbrush"بوته ها"جزییات سنگ روی پل و جزییات سنگ بر روی زمین را نشان میدهد. رنگ عالی در آب تکان میخورد و ظاهرآ حرکت آبشار این مدل با واقعیت یک اثر هنری میسازد.تنها انتخاب خاص مواد و دید معمارانه است که به کیفیت مدلها کمک میکند تا موزه مان همواره بهتر شود. ترکیب ساختمان نشان میدهد جزییات ساختاری تحت تراس(بهار خواب)ظاهر معجر دقیق با شیب به سمت پایین و به سمت آب پا میگزارد.آشپزخانه منحصر به فردی به "ورودی اضافه شده از جاده "Walkway overdrive"و درب خروج متفاوت وکشت کننده های سقف و... تمامی اینها علامت جمع عنصرهای منحصر بفردی دیگر از دیدی معمارانه و همچنین سهم این تکه آموزشی تفریحی و هنری است.
کف ها و بام های خانه آبشار به طور چشمگیری پیش آمده است.اسکلت خانه به وسیله بتون مسلح اجرا شده است.سطح شناور خانه آبشار طنین انداز جریان مسیل آبشار خواهد بود.ترکیبی مناسب به وسیله عناصر بصری از قبیل پلکان و دودکش با نمائی از سنگ و سطحی زبر صمیمیت یافته اند.هر جزئی از طرح تدائی کننده دید استاد از جعبه ای منفجر شده میباشد.کف ها و سقف ها به صورت مستقلی به سمت خارج گسترش یافته اند.عناصر قائم این جریان به سوی آسمان گسترش داده شده اند و پنجره ها در گوشه های اتاق ملاقات میشوند که همان سرچشمه محدود کردن فرسایش میباشد.استاد در طراحی" فضاهای داخلی را در پیوستگی با دنیای خارج قرار داده وفضا ها و خانه را در محیط طبیعی اطرافش ذوب کرده است.او اساسآ قصد داشت که خانه را در زورق و برگی طلائی به وسیله تقلید از تغییر رنگ برگها بپوشاند تا بدین سان خانه ابشار را به تغییر فصلها و عبور و مرور زمان متصل کند.


سکنه خانه آبشار به وسیله دریچه ای شیشه ای در کف پذیرائی شاهد طنین جریان آب مسیل آبشار خواهند بود و به وسیله این دریجه شیشه ای کف مسیل را خواهند دید.خانه شان جنگل را پشت در نگاه نخواهد داشت آنها تنه درختها را بوسیله برشهائی در تراس و کشت کننده های سقفی نگاه خواهند داشت.دید به سوی خارج خواهد رسید و هیچ دیواری دید را قطع نخواهد کرد.منظره جنگل در پنجره ها قاب خواهند شد.طلوع آفتاب از میان طاق های بتنی خواهد بود که زورق رنگ طلائی تیره خواهد بود که به وسیله سنگهای طبیعی اطراف در لایه های افقی وعمودی بر نما خواهند بود.این سنگها ستون ها و لوله بخاری بلند گرمادهنده را خواهند ساخت و خانه در مسیری ساخته خواهد شد که بیانگر بافت وساختارش باشد.

بنابر این خانه خواهد توانست شرحی از چرخه فصلها باشد ونه صرفآ یک تصویر دیده شده در ارتباط با یک آبشار.

عکسهایی از ویلا ساووا/لوکوربوزیه

عکسهایی از ویلا ساووا/لوکوربوزیه




































































اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 900x691 و حجم آن 55KB است.

عکسهایی از ویلا ساووا/معمار لوکوربوزیه

عکسهایی از ویلا ساووا/لوکوربوزیه







































 اندازه ی عكس اصلی 884x602 و حجم آن 38KB است.







.








.



.












کلیسای چوبلی ریچارد میر

پيش فرض معماری - معماری ... مدرن

کلیسای جوبیلی


 
Rødovre Skyscraper by MVRDV and ADEPT



Dutch architects MVRDV and Danish co-architects ADEPT have won a competition to design the Rødovre Skyscraper in Copenhagen, Denmark.
The 116 metre tall tower will include apartments, a hotel, retail, offices, and a public park and plaza.
The stacked building consists of “pixels”, each 60 metres square, which are arranged around the central core of the building.
“The constellation of the pixels allows flexibility in function; the building can be transformed by market forces,” say the architects. “Flexibility for adaptation is one of the best sustainable characteristics of a building.”
The following is from MVRDV:
MVRDV and ADEPT win Copenhagen high-rise competition with ‘Sky Village’ design
The municipality of Rødovre, an independent municipality of Copenhagen, Denmark, announced today MVRDV and co-architect ADEPT winner of the design competition of the Rødovre Skyscraper. The 116 meter tall tower accommodates apartments, a hotel, retail and offices. A public park and a plaza are also part of the privately funded scheme.
The new skyscraper with a total surface of 21,688m2 will be located at Roskildevej, a major artery East of the centre of Copenhagen. It is after the Frøsilos MVRDV’s second project in Copenhagen.
The skyscraper’s shape reflects Copenhagen’s historical spire and present day high-rise blending in the skyline of the city, it further combines the two distinctive typologies of Rødovre, the single family home and the skyscraper in a vertical village. Consideration of these local characteristics leads to Copenhagen’s first contemporary high-rise.
Responding to unstable markets the design is based on a flexible grid, allowing alteration of the program by re-designating units. These ‘pixels’ are each 60m2 square and arranged around the central core of the building, which for flexibility consists of three bundled cores allowing separate access to the different program segments.
On the lower floors the volume is slim to create space for the surrounding public plaza with retail and restaurants; the lower part of the high rise consists of offices, the middle part leans north in order to create a variety of sky gardens that are terraced along the south side. This creates a stacked neighbourhood, a Sky Village.
From this south orientation the apartments are benefitting. The top of the building will be occupied by a hotel enjoying the view towards Copenhagen city centre.
The constellation of the pixels allows flexibility in function; the building can be transformed by market forces, however at this moment it is foreseen to include 970m2 retail, 15,800m2 offices, 3,650m2 housing and 2,000m2 hotel and a basement of 13,600m2 containing parking and storage. Flexibility for adaptation is one of the best sustainable characteristics of a building. Besides this the Sky Village will also integrate the latest technologies according to the progressive Danish environmental standards.
Furthermore the plans include a greywater circuit, the use of 40% recycled concrete in the foundation and a variety of energy producing devices on the façade. A public park adjacent to the Sky Village is part of the project and will be refurbished with additional vegetation and the construction of a ‘superbench’, a meandering public path and bench. A playground, picnic area and exercise areas for elderly citizens are also part of the plan.
Lead architect MVRDV and co-architect ADEPT Architects won the competition from BIG, Behnisch and MAD. Winy Maas and Jacob van Rijs present the plan today in Copenhagen together with Anders Lonka and Martin Krogh from local office Adept Architects, Dutch engineering firm ABT and Søren Jenssen act as consultants for the project.
Earlier MVRDV realised the Frøsilos / Gemini Residence in the port of Copenhagen: a residential project marking a new way in refurbishment of old silo’s which was highly acclaimed and received international awards.
Putajaya trowers, Kuala Lumpur, Malaysia






Another iconic building is going to be built in Malaysia. This is not surprising, since they do have two of the tallest buildings in the world, the Petronas Twin Towers. The design of Precinct4 is very unique, based on traditional Islamic architecture, marine-inspired structures, and radiating block of bioclimatic architecture.
The architect’s goal (Hijjas Kasturi Associates, Malaysian architects) was to design buildings that tell “of its place of origin which is culturally modern, Islamic and tropical in nature.
” While the designers goal (Studio Nicoletti Associati) was to provide a model for sustainable residential design that was inspired by the city’s unique landscape which includes an expansive artificial lake. The biggest inspiration came from the sea and the entire development resembles a fleet of ships.
It is also said that the buildings will source from alternative energy and are expected to produce 50% less CO2 emissions than similar residential projects.
__________________
Based on the site : http://www.dezeen.com
__________________
پيش فرض Michael Schumacher World Champion

Michael Schumacher World Champion



Architects Chris Bosse and Tobias Wallisser of Laboratory for Visionary Architecture Asia Pacific (LAVA) have unveiled Michael Schumacher World Champion Tower at the Cityscape property fair in Dubai.



Seed Archive by Brittany Bell



Designer Brittany Bell, a student at Victoria University School of Design in Wellington, New Zealand, has designed a conceptual seed archive.
“Seeds will be stored in the event of a future apocalypse,” explains Bell, who goes on to say that “Structure is a plant that has grown from the city.”
__________________
پيش فرض موزه هنر مدرن خاورمیانه

Museum of Middle Eastern Modern Art



The 25,000 square metre project will house a number of museums, including the Museum of Middle Eastern Art, as well as performance areas, a hotel, and a shopping centre.
The complex will form part of Dubai’s ‘Culture Village’ with construction expected to be completed in 2011.
The following is from UNStudio:
Museum of Middle East Modern Art, Khor Dubai, UAE, 2008
MOMEMA: first part of a new cultural hub in Dubai
Plans are in progress for a Museum of Middle East Modern Art (MOMEMA). At the basis of the Museum is the strategic vision of making the UAE a hub for multicultural understanding.
The museum will be a celebration of the importance of Khor Dubai (Dubai Creek) as a new cultural hub within Dubai as a global city. This new cultural hub, the so-called Culture Village, will be located on 40 million square feet of land in the historic district of Jadaf.
In addition to the Museum of Middle East Modern Art, this landmark project will include an amphitheatre for live performances and international cultural festivals, an exhibition hall and smaller museums displaying local and international art, as well as a shipyard for traditional dhow builders. It will also include residential, commercial and retail zones.
It is envisaged that MOMEMA will hold a variety of spaces to exhibit Arts and Culture such as exhibitions, art galleries, leasable workshop spaces, auditorium, and amphitheatre for live performances and international festivals.
In addition, MOMEMA offers a boutique hotel with 60 keys and a boutique retail promenade on the active Culture Village waterfront, as well as a high end signature restaurant on the top level, with 360 degree views of Dubai Creek.
The Museum of Middle East Modern Art was launched in June by His Highness Sheikh Mohammed bin Rashid Al Maktoum, Vice President and Prime Minister of the UAE and Ruler of Dubai. UNStudio, based in The Netherlands, has been selected to design the Museum.
Ben van Berkel, the co-founder and Principal Architect of UNStudio is an experienced designer of museums and a variety of public projects.
Ben van Berkel about the Museum of Middle Eastern Modern Art
‘In MOMEMA Dubai we recognize the opportunity to create an entirely new type of museum, which consists of a vibrant urban centre, where professionals, collectors and public meet each other. In this way, MOMEMA will be a community-building institution within the city, and offer to both visitors and residents a continuously changing palette of experiences and events.’
‘The building is positioned to take full advantage of the prominent location in the Culture Village. With its Dhow-like prow rising up, the building offers panoramic views to the surroundings, and vice versa.’
‘Inside, the design of this new museum stimulates contemplation, but by other means than enforcing a restricted optical field. There are no abrupt transitions. The space (the time) you have left behind is undividedly part of the space you are in now, is part of your ecological field, is still perceptible, still surrounding you; the art contained in those spaces follows this principle. Formats, mediums, and times can be effortlessly arranged together and rearranged. There are never too many people; this museum thrives on audiences, vernissages, and spectacle. In the MOMEMA, public, event, art and business meet each other and feed on each other.’
The museum will cover an area of 25,000 square meters and is expected to be completed in January 2011.
کلیسای جوبیلی یکی از شاهکارهای ریچارد میر در محله Tor Tre Teste شهر رم واقع شده است. ساختمان کلیسا در بلوکی از ساختمانهای دهه ۷۰ احاطه شده است. این پروژه در مسابقه ای که از معماران بزرگی مانند تادو آندو ، سانتیاگو کالاتراوا ، پیتر آیزنمن و فرانک گهری دعوت شده بود برنده شد.
__________________

معمار  لویی کان و آثارش

تاملی در لویی کان

هر چه خواهد بود همواره بوده است.



بنیادی ترین پرسش آن است که ساختمان می خواهد چه چیزی باشد؟

معماری تجسد مورد ِ سنجش ناپذیر است.

نه آن چه که شما می خواهید، بلکه آن چه که شما در نظم چیزها حس می کنید است که به شما می گوید چه چیزی را طراحی کنید.

زمانی که قلمرو فضاها را خلق می کنید، نهادها را زنده می کنید.

خیابان احتمالا اولین نهاد انسانی است، یک همایش ـ گاه بدون سقف.

مدرسه قلمرو فضاهایی است که مناسب آموختن اند.

شهر مکان نهادهای گردهم آمده است.

در گوهر فضا روح و خواست ِ "به شیوه ای خاص وجود داشتن" هست.

بیان گری، دلیل و برهان زیستن است.

اثر هنری، حیات بخشیدن است. معمار برمی گزیند و ترتیب و آرایش می دهد تا نهادهای انسانی را در قالب فضاها، محیط و روابط بیان کند.

هنر تنها زبان انسان است.

"چگونه" انجام دادن به مراتب کم اهمیت تر از "چه چیز" انجام دادن است. (چگونگی به مراتب کم اهمیت تر از چیستی است.)

نور بخشنده ی هر حضوری است.

آفتاب بر عظمت خویش واقف نمی بود، مادامی که بر وجه یک ساختمان بر نمی خورد.

من مادامی که نور طبیعی نداشته باشم نمی توانم یک فضا را به واقع چونان یک فضا تعریف کنم.

من برآنم تا بیان هایی نو برای نهادهای کهن بیابم.

معماری احساس جهانی درون جهان را به وجود می آورد، احساسی که منجر به فضا (room) می شود.

من آمیزش حواس را درک می کنم ،شنیدن یک صدا مثل دیدن فضای آن است . فضا تنالیته دارد و میتوان تصور ساختن این فضای باز یا فضای زیر گنبد را با انواع موسیقی ایجاد کرد. این فضا با تنالیته های مختلف نور،مثل کوتاه و بلندی، یا تاریکی و روشنی عوض میشود . نور در فضا حسی را بوجود می اورد که باعث میشود من بخواهم با آن موسیقی بسازم.تعیین یک حقیقت به وسیله آمیزش حواس یا تلفیق معماری و موسیقی و قوانین آنها
زمانی که کان این سطر ها را مینوشت مصادف بود با مرگ کاپلند موسیقی دان امریکایی
کان و کاپلند هردو به اینه انسان خوشبین بودند یکی با ایجاد حس فضای متعالی بوسیله موسیقی و دیگری با ساختن فضای هماهنگ و موزون بوسیله معماری
آنها قصیده های برای روح انسان سروده اند

از وی میتوان به عنوان معمار حلقه بین مدن و پست مدرن نام برد ،زیرا او همواره نیم نگاهی به گذشته داشت و از استفاده از عناصر تاریخی درساختمانهای خود هیچ ابایی نداشت.او درکارهای خود سنت وتاریخ را رد نمی کند ولی آنها را با نیازهای زمان معاصر تطبیق می دهد،در اکثر وی فرمها دارای احجام ساده افلاطونی میباشد،زیرا در سفری که به رم و یونان داشته بود تحت تاثیر معماری آنها قرار گرفت است.شده است. یکی از ابتکارات او اعتقاد به تقسیم بندی ساختمان به فضاهای سرویس شونده و سرویس دهنده وجداسازی این فضاها از همدیگر بود این ویژگی از مهمترین خصیصه های معماری های تک امروزی می باشد،بطور مثال در ساختمان ژرژ پمپیدو در مرکز شهر پاریس میان بافـت کهنه و فرسوده ایجاد شده و این ویژگی در زمان رعایت شده است.بهترین مثال این نمونه نمونه از کارهای وی را میتوان در ساختمان مجلس ملی بنگلادش در داکا(1962)و ساختمان تحقیقات پزشکی در دانشگاه پنسیلوانیا (65-1957)مشاهده کرد.وی نه تنها یک معمار عملگرا بلکه یک تئوریسین نیز بود و دارای اندیشه و فلسفه مخصوص خود بود، که در بناهای خود پیاده می کرد.اما نگرش وی تا دهه 60 مورد توجه قرار نگرفت.همچنین شهرت وی در معماری بسیار اندك بود و اکثر کارهای مهم وی بعد از 50 سالگی اجرا و ساخته شد.



لویی کان
لوئي کان در روسيه متولد شد در سال 1905 با خانواده اش به آمريکا مهاجرت مي کند . در بوزار تحصيل مي کند و بين سالهاي 57- 1947 در دانشگاه ييل تدريس مي نمايد . از سال 1950 تا 1951 به روم مي رود و روي معماري روم تحقيق مي کند و از سال 61-1957 شروع به تدريس در دانشگاه پنسيلوانيا مي کند .
زمان اجراي اولين ساختمان هاي کان به سال 1925 بر مي گردد ولي تا اواسط دهه 50 با اجراي چند اثر توجه آمريکا و جهان را به خود جلب مي کند .
در آثار کان تجريبات معماري مدرن ، الهامات کلاسيسم يونان و معماري قرون وسطي ، معماري اسلامي و حتي آکادميسم قرن 19 اروپا را مي توان ديد . در کل مي توان گفت او در اکثريت کارها تحت تاثير مکتب بوزار بود و از همين روست که در کارهاي او يک نوع نگرشي به تاريخ است و به خاطر همين او را به پست مدرنهاي تاريخ گرا نزديک حس مي کنيم .
تعدادي از کارهاي او در حد پروژه باقي مانده است ، پروژه ها در بالاترين حد و با پيچيدگي تمام طراحي شده اند ولي در زمان اجرا ، فرم ها با انتخاب مصالح مناسب و غالبا طبيعي و سنتي ساده مي شوند . کان برخلاف استادان برجسته پيش از خود نه در پي توضيح است و نه اثبات نوشته ها ، و گفتارش با ابهام همراه است .
در کارهاي لوئي کان کاربرد دقيق مصالح و بيان قواعد استفاده از مصالح و تنوع استفاده کردن از مصالح را مشاهده مي کنيم .
لوئي کان گفته است :
" لوکوربوزيه معلم من بود ولي اين را خودش نمي دانست - تاثير از کارهاي بتن مسلح و عريان بودن ساختمان "
" سنتي بودن در معماري مانند ساير موارد به اين معنا نيست که گذشته را دوباره تجديد کنيم ، بلکه بايد از آن و با امکانات معاصر استفاده کنيم . "
" سبک متعلق به زمان است در حالي که جوهر هنرمند ابدي است . "
" ارزش ساختمان با کيفيت فضاهاي معماري سنجيده مي شود . "
" تکنولوژي شگفت انگيز است و بايد بخشي انگيزه حرفه اي ما شود . اگر يک ساختمان بتواند به تکنولوژي الهام دهد بي اندازه با ارزش است . "
لوئي کان نخستين معمار آمريکائي روسي تبار بود که بعد از جنگ جهاني دوم برخاست و نيز اولين کسي بود که از مکتب جهاني " فرم تابع عملکرد است " بريد . معماري کان نه در قالب معماري ارگانيک فرانک لويد رايت جاي مي گيرد و نه در قالب ديگر نهضت هاي معماري مدرن ، مثل مکتب معماري مدرن لوکوربوزيه و ميس وندروهه .
کان اغلب از فرم ، نور و روشنايي و از فضاهايي که عملکردي بر آنان متربت است ، صحبت مي داشت . درباره نور و روشنايي نوشته است که : " نور و روشنايي حضور همه چيز را باعث مي شود . اجسام از نور مشتق مي شوند يا به تعبيري ديگر ، هر گاه نور مصرف شود جسم حاصل مي آيد . اجسام همان ها هستند که به سبب وجودشان سايه به وجود مي آيد و سايه به نور تعلق دارد . نور به جانب جسم حرکت مي کند و جسم به جانب نور و اين امر محيط و جو سازندگي را به وجود مي آورد . فرم به خود مي گويد : من بايد چيزي بسازم.
در آثار کان همواره احساسي يکسان از قدمت و تازگي موجود بود . پژوهشي شديد براي تمام چيزهايي که در قبال سازندگي آدمي در تمام زمانها ، زيبا و منطقي بود . اين انديشه که گذشته در حال حاضر ريشه دارد و پژوهش بدنبال حقيقت در جمله اي موجز و شاعرانه از خود کان مستتر است " آينده همان امروز است . "
معروفترين کار کان ساختمان آزمايشگاه - پژوهشگاه پزشکي ريچاردز است . تحت تاثير کارهاي رايت ، ميس وندروهه و لوکوربوزيه .

تجزيه حجمهاي رايت ، سادگي ميس وندروهه ، تجزيه حجمهاي ساختمان به فرمهاي ساده اصلي هندسي مسطحه و به کار گيري مصالح به صورت عريان ، استفاده از بتن مسلح لوکوربوزيه ، در اصل ساختمان تا حدودي اکلکتيک است . تاثير بوزار استفاده از تکنولوژي زمان ، بتن مسلح است .

وي بيشتر به شيوه "بوزآر" (مدرسه هنرهاي زيباي پاريس) كه شيوه معمول آن زمان در دانشكده هاي هنر و معماري ايالات متحده بود، تعليم يافت.قرينه سازي، فضاهاي بزرگ و حجم هاي هندسي متوازن عواملي بود كه در آن زمان وي را از پيوستن به نهضت هاي در حال توسعه مكاتب مدرن معماري باز داشت.وي به شيوه "بوزآر" به عنوان مقدمه اي براي توصيف روح معماري ، ميانديشيد.وي در رابطه با نقش معمار به عنوان يك هنرمند گفته است: " خلق هنر بر آوردن يك نياز نيست، بلكه آفريدن يك نياز است."

مجلس ملي بنگلادش در داکا 1962
موسسه اداري در احمد آباد - هند - 1963
موزه ملي کيمبل 72-1966
بيمارستان مرکز ايوب در داکا 1963
گالري هنري دانشگاه يل 54-1950
بناي يادبود شش ميليون يهودي 69-1967
ساختمان آزمايشگاههاي پزشکي ديچاردز، پنسيلوانيا 61-1957
توسعه شهر سازي محله عباس آباد تهران با مشارکت کنزوتانگه ، پروژه
Salk Institute Laboratory Building - California U.S.A(1959-65)
Yale University Art Gallery ( 1951- 53)
Kimbell Art Museum U.S.A ( 1966-72)
Center For British Art Student Yale University ( 1969-74


Salk Institute Laboratory Building - California U.S.A(1959-65
این موسسه برای تحقیق زیست شناسی در لاهویای کالیفرنیا طراحی و ساخته شده
طرح کلی آن عبارت است از یک کاخ که ساختمان اصلی کاخ حذف شده در انتهای محمور اصلی مجموعه که بوسیله ساختمان های موازی تعریف شده است. مطابق سنت انتظار میرود که بنای اصلی کاخ قرار داشته باشد اما کان در انتهای این محمور فقطمنظری از دریا نشان میدهد . رنگ روشن بدنهی ساختمان ها و کف با آبی دریا تضاد شدیدی داردیک جویبار در انتهای مجموعه و بر رو محور اصلی تا انتهای محور و بسوی محلی جریان می یابند که به طبیعت اطراف و دریا دید دارد.
Star عکسهای موزه کمبل/لویی کان

اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 733x493 و حجم آن 112KB است.







اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 729x477 و حجم آن 87KB است.







اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 712x464 و حجم آن 78KB است.





















اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 721x483 و حجم آن 99KB است.







اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 723x479 و حجم آن 69KB است.







اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 741x488 و حجم آن 71KB است.







اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 718x492 و حجم آن 84KB است.


انستیتو سالک/لویی کان
اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 741x486 و حجم آن 78KB است.






اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 739x487 و حجم آن 66KB است.







اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 746x493 و حجم آن 90KB است.







اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 665x454 و حجم آن 64KB است.







اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 665x429 و حجم آن 45KB است.







اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 718x494 و حجم آن 38KB است.






اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 657x433 و حجم آن 49KB است.







اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 655x397 و حجم آن 65KB است.









لويی كان از بزرگترين آرشيتكت های دهه 60 و 70 ميلادی است و تئوری های معماری او بسيار معروف است. كان، پيش از انقلاب سفری هم به ايران داشت و دو پروژه در تپه های عباس آباد طراحی كرد، كه هيچ كدام به مرحله اجرا نرسيد.
اما در بنگلادش و پاكستان، بناهای دولتی و هنری چندی از وی به يادگار مانده است.
فيلم « آرشیتكت من؛ تصوير پسر از پدر » ، در سال 2005 كانديد دريافت جايزه اسكار بود.
از اجاق خانوادگي زغالي برداشت و آنها را روي پيش بندش گذاشت. كنجكاوي سه سالگي، براي هميشه در نيمه چپ صورت «لوئي كان» باقي ماند و چهره‌اش را سوزاند اما زغال به طرح‌هايش ماندگاري داد. بعدها طراحي بناهايش را با زغال انجام داد و مشهورترين معمار آمريكائي شد. ناتانيل پسرش، با فكر ثبت زندگي پدر، مستندي ساخت كه نامزد جايزه اسكار شد .
به تپه هاي عباس آباد نظري بياندازيد. كمتر كسي مي داند كه ساختمانهاي بزرگ و بلند عباس آباد با طرح لوئي كان ساخته شده. مجموعه اي منسجم كه هنوز هم مركز اداري تهران است. لوئي دو سفر به ايران را تنها به دليل برگزاري كنگره معماران معاصر پذيرفت و در همان زمان طرح اين بنا را خود پي افكند.
انستيتو «سالك لاجولاي» كاليفرنيا در ميداني با چشم انداز دريا آرميده است. حيرت انگيز. اين صفتي است كه گردشگران با ديدن بنايي كه معروف‌ترين اثر لوئي است بر زبان مي آورند. براي جان بخشدن به فضايي خالي اما جادويي، ناتانيل كان اسكيت‌هايش را به پا مي كند و ما حركت روان و مارپيچ او را در عرض ميدان به سمت افق بي انتها ميبينيم. ابهت و زيبايي. او قسمتي از وجود پدر را اين گونه مي يابد. «همواره به طرزي بي‌اراده آرزوي همراهي با پدر را داشتم. پس از مرگش در 1974 او برايم همچون شخصيتي آرماني شد و مي دانستم كه نزديك شدن به او در اين فيلم تقدس او را درمن خواهد شكست. »
اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 741x486 و حجم آن 78KB است.






اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 739x487 و حجم آن 66KB است.







اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 746x493 و حجم آن 90KB است.







اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 665x454 و حجم آن 64KB است.







اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 665x429 و حجم آن 45KB است.







اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 718x494 و حجم آن 38KB است.






اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 657x433 و حجم آن 49KB است.







اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 655x397 و حجم آن 65KB است.









عده اي لوئي را معمار نخبه مي نامند. زماني كه دوران انتقال معماري از مدرن به پست مدرن معرفي شده (دهه‌هاي 60 و 70 )زماني است كه لوئي طراحي هاي خود را به دنيا عرضه كرد. اما زمان زيادي صرف شد تا تاريخ او را به عنوان يك معمار بزرگ و برجسته ثبت كند.
هيات دولت بنگلادش در داكا در ساختماني تشكيل جلسه مي دهد كه كاخ دولت ناميده شده. اين يكي از بناهايي است كه گردشگران را جذب مي كند. ساختماني كه از ذهن طراح لوئي نشات گرفته است.
معماري مدرن، كه به هويت مكاني اعتقاد راسخ دارد، هر ساختماني را با توجه به شرايط تاريخي و فرهنگي آن سرزمين طراحي مي كند. تاريخچه اي كوتاه و فرهنگي غني كافيست.
موزه هنري «كمبل» تگزاس هم از يادگار هاي اوست. موزه اي كوچك اما وسيع كه به آثار باستاني شباهت دار د.

منبع:1memar.blogfa.com



ماریو بوتا وآثارش


Petra Winery in Suvereto , Italy
1999-2003



















Project
1999-2000

Construction
2001-2003

Location
Suvereto , Tuscany , Italy

Client
Terra Moretti, Dr. Vittorio Moretti

Structures
Moretti Construction Industries, Brescia

Net floor area
ca. 7'200 m²


-----------------------------------------------------
Church in Seriate, Italy
1994-2004
















Project
1994/2000

Construction
2001-2004

Location
Paderno-Seriate, Bergamo, Italy

Client
Parish of S.S. Redentore, Seriate Bergamo

Site supervision
Guglielmo Clivati, Seriate

Area
17'000 m²

Leeum – Samsung Museum of Art in Seoul , South Korea
1995-2004


















Project
1995-97/2002

Realization
2002-2004

Location
747-18, Hannam-Dong, Yongsan-Gu, Seoul

Client
Samsung Art Foundation

Partner Architects
Samoo Architects & Engineers, Seoul

Engineering
Ove Arup and Partners, London

Site area
2'333 m²

Net floor area
10'000 m², 1'600 m² for exhibition purposes

Volume
42'000 m³

------------------------------------------------------------

Tour de Moron, Mallerey, Jura, Switzerland
1998-2004













Project 1998

Construction
2000-2004

Location
Moron 1334 m.o.s., Malleray, Jura , Switzerland
Client
Fondation Tour de Moron, Malleray
Promoters
Commission de surveillance de la Halle des maçons de Moutier, Antoine Bernasconi, Henri Simon, Théo Geiser

New casino at Capione d’Italia
1990-
with Giorgio Orsini



















New casino at Capione d’Italia
1990-
with Giorgio Orsini

Project
1990

Client
City of Campione d’ItaliaSite

area
15’000 m²Net floor area
63’550 m²

Volume
237’830 m³

General dimensions
100 x 70 m, height 70 m
----------------------------------------------------

National insurance building “Ethniki”
Athen , Greece









Church of Santo Volto















Turin , Italy 2001-2006

Project
2001

Commissioned by
Archbishopric of Turin , His Excellence Cardinal Severino Poletto for the Parish of Santo Volto

Site area
26’500 m²

Volume
125’000 m³
----------------------------------------------------------
Wellness centre – Berg Oase











Fondation Martin Bodmer
Library and Museum in Cologny, Geneva
1998-2003























Project
1998

Realisation
2000-2003

Location
19-21, Route du Guignard, Cologny

CLIENT
Bibliotheca Bodmeriana
Fondation Martin Bodmer, Cologny

Site supervision
Archilab Arch. Gabriele-M. Rossi, Pully

Civil/Geotechnical Engineers
Amsler&Bombeli SA Chêne-Bougeries

Engineers
Louis Gay, Cointrin
Perrin Spaeth & Associés, Geneva
AAB-J. Stryjenski & H. Monti SA, Geneva

Net floor area
1'280 m², exhibition area 750 m²

Volume
9'000 m³

------------------------------------------------------------------

Kyobo Tower in Seoul, South Korea
1989/97-2003














Project
1989/97

Construction
1999-2003

Location
Corner Gangnam-Dae-Road and Sa-Pyong-Road

Client
Kyobo Life Insurance Co., Seocho, Seoul , South Korea

Architect of record
Chang-Jo Architects, Inc., Seoul

Site area
6'770 m²

Net floor area
58'000 m² above ground (total 92'717 m²)

Ground footprint
3'156 m²

Height
117 m

Volume
350'000 m³











Arosa , Switzerland
2003-2006

Project
2003

Commissioned by
Grand Hotel Tschuggen AG

Area
5’300 m²

Volume






2001-2006

Design phase
2001-2004

Construction phase
2004 – 2006

Client
“Ethniki” Hellenic General Insurance

Architects
Mario Botta, Irena Sakellaridou, Morfo Papanikolaou

Total surface
67'858 m2

Civil Engineer
Stampbach SA, Delémont (consultancy and seismic calculations)
Angelo Mongillo, Courroux

Built area
2'137 m² (Church 741 m², centre 1'396 m²)

معمارمیس ون دررو


شعار معروف میس "less is more"که منظور وی دستیابی به حداقل تزیینات وبیان خالص معماری است.وی از معماری کلاسیک به معماری مدرن رو می آورد.جایی که کیفیات مدرن در معماری وی تقریبا بصورت کامل و برای نخستین بار شکفت طرح وی برای آپارتمان هایی است که در کوی وایسنهوف در اشتوتگارت ساخت. در این ساختمان تمام مظاهر معماری گذشته و معماری محلی را به کناری نهاده کیفیاتی کاملا مدرنرا به نمایش میگذارد و سطوحی صاف و یکپارچه بی هیچ تزیین یا برجستگی و فرورفتکپگی را ارایه میدهد.بالکن ها تنها برآمدگی های نما هستندو ناودان هایی که از سطح نما پیش تر می آیند.پنجره ها با پیوند به هم سطوح افقی کشیده ای رادر نما پدید میاورند و بامهای شیبدار به کنار نهاده میشوند.

ساختمان غرفه آلمان در نمایشگاه جهانی سال1929 در بارسلون:
ایجاز در معماری در قالب سطوحی صاف و مسطح و فارغ از هر گونه تزیین
ترکیب فضاهای بیرونی و درونی بوسیله دیوارهای شیشه ای که مانعی بصری یا روانی برای نفوذ فضاها در یکدیگر به حساب نمی آیند.مفهوم پلان آزاد متاثر از دیوارهایی که به هم ختم نمیشوند که از مشخصات معماری میس میباشد.
پاویون بارسلون به میس موقعیتی میدهد که تا یک سال بعد تصور خود از موضوع "تداوم فضایی"در یک ساختمان عادی یعنی "خانه توگندهات"عملی سازد:
سایت شیبدار بنا سازمان بنا را در دو سطح ممکن میسازد.
دیوارهای خارجی اتاقهای نشیمن و غذاخوری تماما از شیشه بوده و بطور مکانیکی قابل پایین آمدن بوده تا محیط داخل را به سوی باغ بیرونی بگشاید.
پلان سیال دربردارنده مکعب هایی است که آزادانه و راحت ترتیب یافته اند.
ساختمان دانشگاه معماری آی.آی.تی "کراون هال":در این بنا پله ها جز صفحات افقی کشیده ای نیستند که با حذف بخشهای عمودی پله حسی از سبکی و تعلیق را در تقابل با سنگینی معمول پله ها ارایه میدهند و به لحاظ اندازه و موقعیت و در ارتباط با دو سکوی نسبتا وسیع ورود به بنای مهمی را تداعی میکنند.
شیشه بعنوان مصالحی شفاف درون و بیرون را ممکن میسازد و به سبکی ساختمان می آفزاید.ساختار بنا نیز در قالب ستون های بیرون زده و تیرهای نمایان در روی سقف در فرم بنا به چشم می آید.
خانه فارنس ورث:سه عنصر افقی-یک سکو برای تراس/کف ساختمان که به نرمی از زمین جدا شده و بام مسطح-توسط ستونهای فولادی که در دور بنا قرار داشتندتحمل میشد و چنین به نظر میرسد که ساختمان بر فراز چمنزار شناور است.دراین بنا اتاق بمعنای فضای تعریف شده و دارای حدو مرز مشخص وجود ندارد.
و اما آخرین پروژه میس "نیونشنال گالری"در برلین:طرح متشکل از یک سقف صندوقی سیاه رنگ مربع شکل متکی بر هشت ستون فولادی تو نشسته است.دیواری شیشه ای در قاب هایی ظریف دورتادور بنا رامیپوشانند و ساختمان در تقارنی کامل روی یک سکوی وسیع گرانیتی قرار میگیرد.

منابع:تاریخ معماری مدرن بنه ولو
تاریخ معماری روم غرب وحید قبادیان
تصاوير كوچک فايل ضمیمه
براي ديدن سايز بزرگ روي عكس كليك كنيد

نام:  image.jpg
نمايش ها: 4
حجم:  41.7 كيلو بايت   براي ديدن سايز بزرگ روي عكس كليك كنيد

نام:  cid_1176264517_20050610_134119_farnsworth_mies.jpg
نمايش ها: 4
حجم:  68.8 كيلو بايت  

معمار تادائو آندو و آثارش

تادائو آندو معمار معاصر ژاپنی در سال 1941 در شهر اوزاکای ژاپن متولد شد.او بر خلاف بیشتر معماران امروز ، تحصیلات رسمی در مدارس معماری نداشته است. و به جای آن معلومات خویش را با مطالعه و انجام سفرهای متعدد به اقصی نقاط جهان مانند آفریقا و اروپا و آمریکا به دست آورده است.

وی در سال 1970 کارگاه شخصی خود را با نام دفتر معماری تادائو آندو و همکاران تاسیس کرد.





برخی از نظرات و دیدگاههای تادائو آندو:






* نگاه انتقادی به معماری مدرن



* احساس نگرانی برای آینده به خاطر وجود کامپیوترها ترس از اینکه خلاقیت را از معمار بگیرند ومعماری به یک فرمول برای تمام نقاط زمین انجامد.



* اهمیت فوق العاده به طبیعت





* در معماری بخشی وجود دارد که نتیجه یک استدلال منطقی است و بخش دیگری

است که از مجرای احساس خلق می شود . همواره یک نقطه هست که این دو با

هم طلاقی می کنند.من فکر نمی کنم معماری بدون این تلاقی بتواند خلق شود.



* معماری خلق فضایی برای زیستن و به تفکر واداشتن







* فرم از تاثیر فضایی می کاهد و در نتیجه جذابیت معماری را محدود می کند.

* اهمیت به نور در فضای معماری



* نور به زیبایی نمود می بخشد ، و باد و باران با تاثیری که بر بدن انسان می گذارند به زندگی رنگ و رو می دهند. معماری واسطه ای است که انسان را قادر می سازد تا حضور طبیعت را حس کند.





* من با نشاندن طبیعت و نور متغیر در درون فرم های هندسی ای که از زمینه شهری شان بریده شده اند ، فضاهایی پیچیده می آفرینم.





* آسمان قاب شده ، نور و سایه ایجاد می کند و به شخص القا می کند تا از معنای طبیعت بپرسد و به او کمک می کند تا عناصر ترکیبی فضا را درک کند.



* به باور من سه عنصر برای تبلور معماری مورد نیاز است : مصالح واقعی مانند بتن اکسپوز و یا چوب رنگ نشده ، هندسه ناب ، طبیعت ؛ طبیعتی که از طریق انسان نظم داده شده و در تضاد با طبیعت آشفته است.





* من می خواهم بناهای قوی و در عین حال آرامی بیافرینم که صدای آفریننده شان را بتوان شنید.



* نور سرچشمه تمام هستی است . نور در همان حال که به سطح چیزها برخورد می کند ، به آنها شکل می دهد و با انباشتن سایه در پشت چیزها ، به آنها عمق می بخشد.





* تابش یک دسته پرتو نور ، با نفوذ در سکوت ژرف آن تاریکی ، شکوه و ظلمت را

به همراه می آورد

تادائو آندو و آثارش

 تادائو آندو و آثارش










پيش فرض تادائو آندو و آثار

تادائو آندو:در 13 اكتبر 1941 ميلادي در اوزاكاي ژاپن ديده به جهان گشود، در سالهاي 69-1962 م . تعاليم خود آموخته و غير آكادميك خود را به عنوان يك معمار با سفرهاي آموزشي به اروپا، آمريكا و آفريقا و مطالعه بر روي خانه هاي فرانك لويدرايت و كارهاي مدرنيسم قديمي (كلاسيك) تكميل كرد.افزايش كمي آثار او در سطح معماريهاي مسكوني، كليساها، موزه ها و مجتمع هاي تجاري بزرگ، و با تكيه اي مداوم و تقريباً انحصاري بر ساختارهاي بتن مسلح بزرگ و نمايان است كه عظمت را در معماري او فزوني مي بخشد. او واسطه اي ميان شرق و غرب است، و بتن را ـ با اينكه از مواد جدايي ناپذير جنبش مدرن اروپاست ـ در جهت نشان دادن زيبايي شناسي شرقي به كار مي برد. اولين تمرين معماريش را در سال 69 م . در اوزاكا آغاز كرد و تاكنون بيش از صد و پنجاه پروژه معماري را طراحي كرده است.او از با نفوذ ترين معماران پست مدرن نسل دوم ژاپن محسوب مي شود. توجه عمده وي بر تفليق فرمهاي مدرن با مفاهيم و شيوه هاي سنتي ژاپن استوار است ؛ به بيان دقيق تر، هدف او تغيير معناي طبيعت از گذرگاه معماري است. مصالح معماري آندو، بتن خام، خورشيد، آسمان، سايه و آب است يا به عبارت بهتر، فضا. تأكيد او بر اين نكته است كه استفاده كنندگان از بنا بايد طبيعت را تجربه و احساس كنند و اينها همه ريشه در سنت منطقه اي زيستگاه او ـ كانزايي ـ دارد.عناصر اصلي و متناقص معماري آندو عبارتند از نظم، مردم و احساسات انساني. او در معماري خود، به گونه اي متضاد آنها را با هم ارتباط مي دهد و ميان آنها تفاهمي ايجاد مي كند:فرم در برابر فرم و فضا، داخل در برابر خارج و طبيعت در برابر هندسه .آندو از جذابيت فرم صرفنظر كرده و بر جذابيت فضا تأكيد مي ورزد. او اعتقاد دارد كه فرم، از تأثير فضايي مي كاهد و در نتيجه، جذابيت معماري را محدود مي كند..به اعتقاد او، ارحجيت دادن به فرم به معناي ارجحيت دادن به حس بينايي در ميان پنج حس و عدم توجه به عمق فضايي است. در نتيجه او در پي نفي فرم به مفهوم به كارگيري فرمهاي ساده و انكار ساده و انكار فرمهاي پيچيده است. (نفي تصوير صرفاً بصري در فضا). معماري او، معماري نفي و انكار است. او جامعه مدرن و جهاني بودن را نفي مي كند. اولين چيزي كه آندو نفي كرده، مفاسد جامعه مدرن و ارزشهاي آن است. (براي مثال، مقولة راحتي) آندو راحتي مدرن را نفي كرده، تلاش مي كند ارتباط پويايي با جهان برقرار كند. او راحتي را از معماري خود دور مي كند و به جاي آن امكان حضور انسان و طبيعت را در كالبد معماري اش فراهم مي سازد.او كارهاي متعددي تاكنون انجام داده است كه 8 اثر برترش كه اهداف و تفكرات او را به خوبي جلوه گر مي سازند را نام می بریم:-نمازخانة كوه روكو (كليساي باد)-كليساي روي آب-كليساي نور-معبد آب-خانه Raw -مجتمع تجاري تايمز 2-پروژه ناكانو شيما 2-موزه نائو شيما .ويژگي هاي شاخص معماري آندو، نظم، مردم و احساسات انساني است. بنابراين، بر اساس الهاماتي كه او از اين سه عنصر گرفته، پروژه هاي او را مي توان دسته بندي كرد. در معماري آندو، عناصر به شكلي متضاد با هم مرتبط مي شوند. بنابراين، فرم در مقابل فرم و فضا، داخل در برابر خارج و طبيعت در برابر هندسه قرار مي گيرد. به عبارت ديگر، معماري او حاصل ارتباطي است كه بين اين عناصر وجود دارد. براي آشنايي و شناخت بيشتر، كارهاي آندو را بر اساس ساختار و كالبد به سه بخش معماري يگانه انگاري، دو گانه انگاري و كثرت گرايي تقسيم بندي مي كنيم. آن دسته از كارهايي كه در شمار معماري يگانه انگاري قرار مي گيرند، داراي فرمي خالص، طراحي واضح و فضايي قومي هستند. اين نوع معماري، بيشتر در خانه ها و كليساهاي كوچك ديده مي شود. در اين فضاها، با آرامشي روبرو مي شويم كه يادآور فضاي سنتي چاپخانه هاي ژاپني است. در اين فضا، بر اساس ريتمي وحدت بخش، كل به جزء تبديل مي شود. اين ريتم، حتي در نور و سايه نيز تكرار مي شود. در معماري دو گانه انگار، آندو روش خاص خود را اعمال مي كند. به عبارتي، روش او از هيچ نوع معماري ديگري تأثير نپذيرفته است. در آنجاست كه آندو از فرم بيضوي استفاده مي كند؛ ولي در معماري دو گانه انگار، فضا بر اساس نيروي پويا شكل مي گيرد. اين نيرو، از تضاد بين فرم و فضا حاصل مي شود. در اين نوع معماري ـ بر خلاف معماري يگانه انگار كه فرم بر فضا غالب است ـ فرم و فضا داراي ارزش يكساني است و در اينجاست كه نوآوري هاي آندو تجلي مي يابد.
معماري كثرت گرايي آندو شامل تعداد زيادي از كارهاي او از سال 1985 به بعد مي باشد. اين معماري، با فرم هاي متنوعي كه داراي جهت گيريهاي مختلفي است، شناخته مي شود. در اينجا، تمركز فضايي كه در معماري يگانه انگار وجود داشت، متلاشي و پراكنده مي شود و بيشتر به سوي روشنايي و پويايي نيل مي كند. فرم از نظر بصري، سبك تر شده و پراكنده مي شود. بنابراين در طراحي، فضا از تركيبات مختلفي شكل مي گيرد. از اين روست كه در كارهاي آندو، روش ها و مقياس هاي متنوعي ديده مي شود.
Tadao Ando

designs arts centre for François Pinault in Venice



تادآئو آندو معمار موفقی ( برنده : the Pritzker Architecture Prize. ) که سادگی و شفافیت رو در قالب معماری خلاق و خوانا ارائه می کنه این بار دست به طراحی مرکز هنر های معاصر در ونیز برای کارفرمای سرمایه دار معروفی چون François Pinault زده که علاقه شدیدی هم به کلکسیون و ... دارد .
این مرکز در آینده همسایه the historic Punta della Dogana building می شود و فضایی برای اکران کلکسیون این کارفرما ! و همچنین فضای پشتیبان نمایشگاهی برای ونیز .
این مرکز هنرهای معاصر ونیز در سال ۲۰۰۹ به بهره برداری خواهد رسید .

اسکیس های طرح :









پی نوشت : علت مطرح کردن این اثر تنها پدیدار شدن نشانه هایی از تجربه کردن این معمار در فضای جدید طراحی فارغ از الگوهای ثابت قبلی طرح هایش هست .

__________________



رستوران مريموتو.....نيويورك...معمار تادائو اندو
سقف ان معلق و از جنس پارچه كرباس است كه ايده ان از باغهاي سنتي ژاپن گرفته شده همچنين طراحي يك ديوار شيشه اي متشكل از 17400 بطري بر روي هم جذابيت خاصي به فضا داده است....

__________________

معمار ریچارد راجرز و آثارش


ریچارد راجرز


Madrid Barajas Airport-2005


Richard Rogers Partnership



پروژه برای ترمینال شماره 4 در فرودگاه باراهاس ،در سال 1997 دریک مسابقه معماری انتخاب شد.(ریچارد راجرز و همکاران، استودیووlamela دو شرکت مهندسیTPSو Initecکارفرمای پروژه،کارشناسان ملی فرودگاههای اسپانیا،به معمارها ماموریت داده بود که یک امکان جدید بعنوان قسمتی از طرح گسترش فرودگاه باراهاس مادرید طراحی کنند.
فرودگاه باراهاس مادرید اولین بار در سال 1933 افتتاح گردیدو بارها گسترش یافت.در قسمت شمال غربی فرودگاه نیازهای جدیدی برای آن تشخیص داده شده است از جمله : فضای جدید برای یک ترمینال، ساختمانsatellite و دو باند جدید پرواز و ساختمانهای جانبی لازم .
ترمینال جدید، شهر مادرید را بعنوان یک قطب بزرگ اروپایی مطرح خواهد کرد واین موقعییت، کانون ارتباطی بین اروپا و آمریکای لاتین خواهد بود.
طراحی این پروژه از سال 1998 تا 1999 بطول انجامید. 1 سال بعد ساخت آن آغاز شد و در سال 2005 ساخت آن به پایان رسید.سرانجام در سال2006 به بهره برداری رسید و تا سال 2010 به حداکثر کارایی خود دست پیدا خواهد کرد.
اجزائ اصلی این طرح شامل:
- 309000 متر مربع- پارکینگ ماشین
- 470000 متر مربع - ساختمان ترمینال
- 315000 متر مربع- ساختمان ماهواره
- 64000 مترمربع- راههای ارتباطی
تیم طراحی همچنین لازم داشت که سیستم جابجایی اتوماتیک بار و مسافر را در فرودگاه جای دهد.
سا***مان satellite برای ترافیک بین المللی و قسمتی ازترافیک اتحادیه اروپا تدارک دیده شده است.بطوریکه ترافیک هوایی اتحادیه اروپایی باید از ترافیک بین المللی جدا نگه داشته شود و قابلیت سرویس دهی به این دو را داشته باشد.
این پروژه بالغ بر 1 میلیون متر مربع مساحت دارد و در حدود 6 میلیارد یورو برای ساخت و راه اندازی آن هزینه شده است. همچنین توانایی جابجایی 35 میلیون مسافر را در سال دارد.ترمینال جدید یک توالی شفاف فضایی برای وارد شدن و راهی شدن مسافران را به نمایش می گذارد.خوانایی ساختمان و طراحی مدولار، یک توالی تکرار شونده موج گونه ای را توسط بالهای پهناور فولاد پیش ساخته خلق می کند.
اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 654x866 و حجم آن 134KB است.

یک نقاشی ساده از متریالهای مختلف و دیتیل های نمایان، که شخصیت معمارانه بنا را تقویت می کنند.سقف با نوارهای بامبو مزین شده .این نوارها یک ظاهر صاف و یکپارچه ای را ایجاد میکنند و در تضاد با آنها،سازه های درختی رنگ شده قرار گرفته است. این سازه درختی به منظور خلق یک چشم انداز یک کیلومتری از رنگها، رنگ شده اند.طبقه پایین تر ساختمان، فضای انبار وجابجایی باراست که یک تضاد برجسته ای را به همراه فضای سبک و شفاف در بالا به نمایش می گذارد. سقف بزرگ ترمینال برای جریان دادن نورطبیعی به داخل، گویی پانچ شده است. این هدایت نور به دقت کنترل شده است.

ساختار ترمینال فرودگاه باراهاس در سه لایه ساختمانی شکل گرفته است.زیر زمینی که در بعضی جاها به اندازه 20 متر زیرزمین واقع شده است.سه سطح قاب بتنی بالای سطح زمین و قابهای فولادی سقف.
علاوه بر عملکرد سازه ای بتن، به جاهایی که بتن قابل رویت خواهد بود، توجه خاصی مبذول شده است.تیر های بتنی به ضخامت 90 سانتیمترهستند همچنین تیر ها به طول 72 متر طراحی شده است که به همراه تخته های بتنی پر می شوند و یک شبکه 9متر در 18 متر ایجاد می کند.. در انتهای تنه های درختی بتنی در بالا، نقاط ثابتی برای تکیه گاه سقف فلزی در نظر گرفته شده است.سیستم سازه ای سقف در جهت بیرون از تنه های درختی کار می کند، جایی که 4شاخه یک جفت از مدول های دوتایی سقف را نگه می دارد.در این روش هر جفت از لوله ها بعلاوه سقف فلزی، سازه سقف را در دو جهت تثبیت می کند











اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 1191x842 و حجم آن 40KB است.
اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 980x369 و حجم آن 86KB است.




اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 667x405 و حجم آن 104KB است.







 
ریچارد راجرز، برنده جایزه پریتزکر ۲۰۰۷



ریچارد راجرز، معمار ۷۳ ساله مستقر در لندن، از سوی بنیاد هایت، به عنوان برنده بیست‌ونهمین دوره جایزه معماری پریتزکر، معرفی شد. راجرز که سی‌ویکمین برنده پریتزکر به شمار می‌رود، پس از جیمز استرلینگ (برنده پریتزکر 1981)، نورمن فاستر (برنده پریتزکر 1999) و زاها حدید (برنده پریتزکر 2004)، چهارمین معمار از انگلستان است كه موفق به كسب این جایزه معتبر شده است، جایزه‌ای كه اغلب از آن به عنوان نوبل معماری و عالی‌ترین افتخار برای معماران یاد می‌شود.
مدال برنزین پریتزکر به همراه جایزه 100000 دلاری آن، 4 ژوئن، طی مراسمی در Banqueting House لندن که در سال 1619 توسط Inigo Jones طراحی شده است، به وی اعطاء خواهدشد. به گفته توماس پریتزکر، رئیس بنیاد هایت، برگزاری مراسم اهدای جایزه در شهر محل سکونت راجرز، هیچ ارتباطی با انتخاب او به عنوان برنده جایزه امسال ندارد، چرا که مکان برگزاری مراسم اهدای جایزه پریتزکر، همواره پیش از انتخاب برنده توسط داوران تعیین می‌شود.




هیأت داوران بیست‌ونهمین دوره جایزه پریتزکر در بیانیه خویش، با اشاره به این نکته که ریچارد راجرز در طول زندگی حرفه‌ای برجسته و بیش از چهل‌ساله خویش، پیوسته و استوار، در پی تحقق عالی‌ترین اهداف در معماری بوده‌است، آورده‌اند: «پروژه‌های کلیدی او نماینده لحظات تعیین‌کننده‌ای در تاریخ معماری معاصر هستند...» به اعتقاد آنان، ارائه ترجمانی بی‌نظیر از شیفتگی جنبش مدرن به ساختمان به مثابه ماشین، گرایش به وضوح و شفافیت معمارانه، ترکیب فضاهای عمومی و خصوصی، و پای‌بندی به پلان‌های انعطاف‌پذیر که به نیازها و خواسته‌های پیوسته در حال تغییر کاربران پاسخ می‌دهند، مهم‌ترین بن‌مایه‌های آثار راجرز به شمار می‌روند.
ریچارد راجرز در سال 1933، در فلورانس ایتالیا به دنیا آمد. پدر او پزشک بود و مادرش علاقه زیادی به طراحی مدرن داشت. خانواده راجرز در سال 1938، همزمان با پدیدارشدن نشانه‌های آغاز جنگ جهانی دوم، به انگلستان بازگشتند. او در مدرسه AA لندن به تحصیل در رشته معماری پرداخت و مدرک فوق‌لیسانس خود را از دانشگاه Yale دریافت کرد. راجرز در این دانشگاه به همراه نورمن فاستر، همکلاسی خویش، از محضر بزرگانی همچون پل رودلف که رئیس مدرسه معماری بود و جیمز استرلینگ بهره جست. همچنین او در آنجا علاقه زیادی به فرانک لویدرایت پیدا کرد، تا جایی که از او با عنوان my first god یاد می‌کند. راجرز پس از مدتی کار برای Skidmore, Owings & Merrill در نیویورک، به انگلستان بازگشت تا نخستین فعالیت حرفه‌ای معماری خویش را به همراه نخستین همسرش، Su Brumwell، نورمن فاستر و Wendy Cheeseman، در قالب گروهی کوتاه‌عمر بنام Team 4 که فعالیتش تنها تا سال 1967 ادامه یافت، شروع کند. از سال 1971 نیز، با پروژه مرکز ژرژ پمپیدوی پاریس، شراکت او با رنزو پیانو شروع شد که این همکاری تا سال 1978 ادامه داشت.




راجرز در حال حاضر رئیس Richard Rogers Partnership است، شرکتی که آن را در سال 1977، در لندن تأسیس کرد و هم‌اینک دارای دفاتری در بارسلون، مادرید و توکیوست. نام این شرکت، از ماه آینده، برای به رسمیت شناختن کار دو همکار جوان آن، Graham Stirk و Ivan Harbour، به Rogers, Stirk, Harbour & Partners تغییر خواهد یافت.
ریچارد راجرز که از سال 1996، با کسب مقام اشرافی، به لرد راجرز ملقب گشته، در طول سال‌های متمادی زندگی حرفه‌ای خویش، موفق به دریافت تعداد زیادی از جوایز معتبر معماری شده است که از جمله مهم‌ترین آنها می‌توان به مدال طلای انستیتو سلطنتی معماران بریتانیا (RIBA) در سال 1985، و نیز شیر طلایی بی‌ینال 2006 ونیز اشاره کرد.







ریچارد راجرز همواره با طراحی ساختمان‌هایی همگام و سازگار با محیط
زیست و بهره‌مند از تکنولوژی روز، در خط مقدم جنبش معماری پایدار بوده است. توجه به نور طبیعی و تغییرات اقلیمی و خلق ساختمان‌هایی که تا حد امکان از حداقل انرژی و نیز انرژی پاک استفاده کنند، مهم‌ترین دغدغه‌های او در این معماری محسوب می‌شوند.
یکی از معروف‌ترین کارهای راجرز در میان نخستین پروژه‌های او قرار دارد: مرکز ژرژ پمپیدو در پاریس که آن را در سال 1971، به همراه رنزو پیانو، در یک مسابقه بین‌المللی طراحی کرد. در این پروژه، آنچه که معمولاً در ساختمان‌ها پنهان نگهداشته می‌شد، در معرض نمایش ‌گذاشته شد و سازه نمایان فولادی این ساختمان و نمای چشمگیر آن که تحت تسلط لوله‌های تأسیساتی، پله‌های ‌برقی و سایر عناصر خدماتی بود، آن را به ساختمانی تأثیرگذار در تاریخ معماری معاصر تبدیل کرد.

یکی دیگر از کارهای مشهور راجرز که از پروژه‌های اولیه او به شمار می‌رود، برج اداری Lloyd’s of London در شهر لندن است که اجرای آن در سال 1986 به پایان رسید. ایجاد ارتباط میان درون و بیرون با استفاده از آتریوم بلندی از فلز و شیشه که سازه را غرق در نور طبیعی می‌کند، مهم‌ترین ویژگی معماری این ساختمان است.
از دیگر پروژه‌های مهم راجرز می‌توان به گنبد هزاره لندن (1996-1999)، ترمینال 4 فرودگاه Barajas مادرید و تالار گردهمایی ولز (1997-2005) در Cardiff (1998-2005) اشاره کرد. او در حال حاضر پروژه‌های بزرگی در نقاط مختلف جهان در دست طراحی دارد که مهم‌ترین آنها عبارتند از: طراحی یک برج 71 طبقه اداری برای سایت مرکز تجارت جهانی در نیویورک، ساختمان Leadenhall در لندن و چند پروژه دیگر در ژاپن و کره جنوبی.
مرکز فرهنگی ژرژ پمپيدو :راجرز
کاری از :ریچارد راجرز(۱۹۳۳)ورنزو پیانو(۱۹۳۷)
سازه:آوو آروپ و همکاران وبا همکاری پیتر رایس
الهام : از پروژه سال ۱۹۶۰گروه آرشیگرام گروهی از معماران ایده آل گرا . طراحی و اجرا شد
کاربری مجموعه :فعالیت های فر هنگی شامل:کتابخانه . موزه.فضاهای نمایشگاهی.مر کز تحقیقات . سینما .تئاتر .تالار موسیقی
چگونه همه عملکردها در کنار هم در این مجموعه قرار داده شده؟
پیانو در مصاحبه با نیویورک تامیز چنین پاسخ می دهد:
چنین نیازهای عملکردی که پیانو انها را مکانی انعطاف پذیردر برابر هر نوع عملکرد نامیده بود موجب شد بهترین و جذاب ترین طرح با قرار گرفتن کل تاسیسات مکانیکی ساختمان و مسیر حرکتی افراد در بخش بیرونی آن تامین می گردد و همچنین این طرح دارای دهانه باز بدون ستون به طول ۴۴.۸متر با ۶ متر فضای بیرونی است.
اما مشکل سازه ای یکی از شاهکارهای معماری قرن بیستم چگونه حل شد؟
برای اجرای این پروژه راه حل مهندس آلمانی هاینریش گربرکه حالت یک تیر معلق که در انتهای طرهای کوتاه با نام تیر گربر بود و در طرح پل هایی مانند پل هاس فورث-قدیمی ترین پل فلزی طرهای در جهان - بکار برده بود استفاده شد .
از تیرهای مضاعف ماهیچه دار متصل به تیرهای فولادی از نوع از نوع تیرهای گر بر که دارای سوراخهایی در سطح بالا بود و به ستونهای به قطر ۸۰۰ میلی متر متصل می شداستفاده شد ستون ها به روش نیروی گریز از مرکز ساخته شده بودند تا به یک دیوار ضخیم در قسمت انتهایی بدون افزایش تمامی قطر ستون دست یابد(که دیتیل های ان را برای دانلود می گذارم )
عملکردی برای انتقال نیروی اعضا افقی و عمودی . با عملکرد طره ای طراحی شده بودند و خر پاها اصلی را بدون آنکه نیاز به غلبه بر گشتاور های خمشی بزرگ باشد قادر می ساختند بارهای وارده را به زمین انتقال دهند .
یاد آوری:ببنید سازندگان یکی از شاهکارهای معماری قرن بیستم چقدر راحت از منوفستها و مراجع حود حرف می زنندای کاش بعضی ها هم از مردان بزرگی بنام راجرز-پیانو- آروپ یاد بگیرند.
__________________مرکز فرهنگی ژرژ پمپيدو :راجرز
کاری از :ریچارد راجرز(۱۹۳۳)ورنزو پیانو(۱۹۳۷)
سازه:آوو آروپ و همکاران وبا همکاری پیتر رایس
الهام : از پروژه سال ۱۹۶۰گروه آرشیگرام گروهی از معماران ایده آل گرا . طراحی و اجرا شد
کاربری مجموعه :فعالیت های فر هنگی شامل:کتابخانه . موزه.فضاهای نمایشگاهی.مر کز تحقیقات . سینما .تئاتر .تالار موسیقی
چگونه همه عملکردها در کنار هم در این مجموعه قرار داده شده؟
پیانو در مصاحبه با نیویورک تامیز چنین پاسخ می دهد:
چنین نیازهای عملکردی که پیانو انها را مکانی انعطاف پذیردر برابر هر نوع عملکرد نامیده بود موجب شد بهترین و جذاب ترین طرح با قرار گرفتن کل تاسیسات مکانیکی ساختمان و مسیر حرکتی افراد در بخش بیرونی آن تامین می گردد و همچنین این طرح دارای دهانه باز بدون ستون به طول ۴۴.۸متر با ۶ متر فضای بیرونی است.
اما مشکل سازه ای یکی از شاهکارهای معماری قرن بیستم چگونه حل شد؟
برای اجرای این پروژه راه حل مهندس آلمانی هاینریش گربرکه حالت یک تیر معلق که در انتهای طرهای کوتاه با نام تیر گربر بود و در طرح پل هایی مانند پل هاس فورث-قدیمی ترین پل فلزی طرهای در جهان - بکار برده بود استفاده شد .
از تیرهای مضاعف ماهیچه دار متصل به تیرهای فولادی از نوع از نوع تیرهای گر بر که دارای سوراخهایی در سطح بالا بود و به ستونهای به قطر ۸۰۰ میلی متر متصل می شداستفاده شد ستون ها به روش نیروی گریز از مرکز ساخته شده بودند تا به یک دیوار ضخیم در قسمت انتهایی بدون افزایش تمامی قطر ستون دست یابد(که دیتیل های ان را برای دانلود می گذارم )
عملکردی برای انتقال نیروی اعضا افقی و عمودی . با عملکرد طره ای طراحی شده بودند و خر پاها اصلی را بدون آنکه نیاز به غلبه بر گشتاور های خمشی بزرگ باشد قادر می ساختند بارهای وارده را به زمین انتقال دهند .
یاد آوری:ببنید سازندگان یکی از شاهکارهای معماری قرن بیستم چقدر راحت از منوفستها و مراجع حود حرف می زنندای کاش بعضی ها هم از مردان بزرگی بنام راجرز-پیانو- آروپ یاد بگیرند.
__________________


معمار صلح فاستر

Google هرم صلح فاستر

لرد نورمن فوستر (Norman Foster) معمار 70 ساله، تا به حال خالق آثاری جسورانه در مقیاس جهانی، از برج پر سرو صدای خیار شوری (Gherkin) در لندن گرفته تا فرودگاه جدید پکن (بزرگترین محوطه ساختمانی حال حاظر جهان)، بوده است؛ وی همچنین طراح بلند ترین برج جهان _ که هرگز ساخته نشد _ نیز هست.... اما هیچکدام از آثار گذشته فوستر قابل مقایسه با اثر اخیر وی در پایتخت جدید قزاقستان نیستند یعنی همان هرم صلح فاستر.
آنچه ریاست جمهوری قزاقستان از نورمن فوستر خواسته بود، مرکزی عظیم برای گفتگوی ادیان در کنار سالن اپرایی قابل رقابت با بزرگترین سالن های جهان، یک موزه ملی فرهنگ، دانشگاهی برای مقوله تمدن و مرکزی برای تعاملات گروه های نژادی و جغرافیایی قزاقستان بود. تمام این موارد قرار بود در هرم عظیمی که فوستر آن را ساخت جاسازی شود، هرمی با قاعده تقریبی یک هکتار و ارتفاعی بالغ بر 60 متر از سطح زمین....


ظاهرا قضیه بسیار جدی است؛ با ترکیب جمعیتی 50 درصد روس با مذهب ارتدوکس، 50 درصد مسلمان قزاق و نیز با افزایش اختلافات افراط گرایانه قومی، میتوان به نظربایف برای آنچه در ذهن می پرورد حق داد؛ از نظر بین المللی نیز وی در سپتامبر 2003 میزبان کنگره رهبران مذهبی جهان بود و طبیعی است که بخواهد این موضوع را به جریانی دائمی تبدیل کند.


هرمی عظیم، ساخته شده از الگویی الماس گونه، ملبس به صفحات مجوف فولاد ضدزنگ و پلاک های سنگی خاکستری کم رنگ که در راس به تارکی انتزاعی از شیشه رنگی ختم می شود؛ رنگ هایی ملهم از پرچم قزاقستان و عظمتی در خور خودنمایی یک ملت.

قرار است 200 نماینده از مذاهب مطرح جهان هر 3 سال در قالب نشستی عظیم با همکاری شورای امنیت سازمان ملل در این محل گرد هم آیند، یک گردهمایی، درست در نقطه زیرین راس هرم لرد فوستر. فوستر خود در این مورد می گوید: «آنچه برای من اهمیت داشت نمادینه کردن صلح بود....». یک مرکز تحقیقاتی برای مذاهب جهان با کتابخانه ای عظیم، طبقه تحتانی مرکز همایش ها را در بر می گیرد.
برای مردم عادی نیز جنبه های نمایشی قضیه اگر بیشتر نباشد کمتر نیست؛ هرم که بر روی تپه ای دست ساز بنا شده،بسیار عظیم تر از آنچه هست، به چشم می آید. سالن اپرای 1500 نفره، مردم را به سوی خود فرا می خواند و فاصله پایین ترین بخش این تالار با راس هرم بالغ بر 80 متر است!
داستان زندگی این یادمان ملی وقتی بسیار جالب توجه تر می شود که وارد باغ معلق مرکزی شویم؛ نورپردازی تاثیرگزار و ترکیب فضاسازی سبز در داخل حجمی عظیم از دیوار های شفاف و مسیری زیگ زاگ با حرکتی رو به اوج، بهشتی اثیری را تداعی می کند.


شغل سابق نورسلطان نظربایف در زمان کمونیست ها به عنوان کارگر فولادسازی، بسیار به طراحی و ساخت هر چه سریع تر سازه فولادی بنا که حائز شرایطی خاص است، کمک کرد. سازه ای که با توجه به نوسان دما در پایتخت جدید از 40 درجه زیر صفر تا 40 درجه بالای صفر (آب و هوای عادی در استپ های آسیای مرکزی)، بسیار حساس و تعیین کننده است.
فوستر شکل هرمی را برای نداشتن هیچ گونه تاثیر منفی به لحاظ مذهبی انتخاب کرده است. وی که تا کنون تعداد زیادی سالن کنسرت، گالری های هنری و موزه طراحی کرده است، اهمیت این مرکز را بیش از همه تلقی می کند؛ «این مجموعه در اصل یک مرکز فرهنگی است، اما از آنجایی که قرار است میزبان یک کنفرانس صلح متشکل از پیروان 18 مذهب جهانی باشد، دیگر مختصات آن بسیار فراتر از یک مرکز فرهنگی خواهد بود. مختصاتی به عظمت مذهب، صلح و همکاری جهانی...؛ نشانه ای در جهت ترک هر گونه مخاصمه و خشونت برای توسعه عدالت و برابری انسان ها...».
__________________هرم صلح فاستر در قزاقستان در حال اتمام
نورمن فاستر و آثارش
1986 دانشگاه بت ، دکترای افتخاری علوم را به فاستر اعطا نمود. در همين سال ، دو نمايشگاه مهم از کارهای او برپاشد : يکی در انجمن معماران فرانسه در پاريس ( بازگشايی در ژانويه ) و ديگری در دانشگاه سلطنتی لندن ( بازگشايی در اکتبر ) . وی جايزه موسسه طراحی ژاپن را به خود اختصاص دا . شرکت او نيز در همين سال در مسابقه تغيير شکل و بازسازی يک سايت 48 هکتاری در منطقه کينگزکراس در لندن برنده شد . اين پروژه ، در نوع خود بزرگترين و وسيع ترين طرح شهر سازی در اروپا است و شامل تفکيک طيف وسيعی از عملکردهای مختلف می باشد. از جمله اين عملکردها می توان به ايستگاه تونل راه آهن متصل به پارک بزرگ اشاره کرد که اطراف آن از ساختمانهای مسکونی و اداری پوشيده شده است . اين پروژه و پروژه ی چهارراه پاترنوستر ، آغاز مرحله جديدی از اجرای پروژه هايی در مقياس شهری بود . در سال بعد ، اين شرکت طرح های شهری مختلفی برای شهرهای زير طراحی و اجرا کرد: کمبريج ( 1989 ) ؛ نايمز، کانس و برلين ( 1990 ) ؛ گرينويچ ( 1991 ) ؛ روتردام ، لودن شيد و يوکوهاما ( 1992 ) ؛ بافت تاريخی چارترس ، کورفو و ليسبون ( 1993 ) . هم اکنون اين شرکت در حال انجام پروژه ای برای تغيير شکل و بازسازی قسمت وسيعی از مرکز شهر بارسلون است که مساحت سايت آن بيش از 220 هکتار است .
1988 ظرفيت بالای اين شرکت باعث شد که بتواند به مجموعه ی وسيعی از برنامه ها و پروژه های کلان مقياس پاسخگو باشد . یکی از اين پروژه ها ، برج مخابرات بارسلون است که به منظور آماده سازی شهر برای مسابقات المپيک در نظر گرفته شده است . نمونه های ديگر اين پروژه ها ، مترو شهر بيلبائو ، پل دره گذری در منطقه ی رنس در فرانسه و ايستگاه زيرزمينی کاناری وارف در لندن ( 1991 ) است . 1989 اين مصادف بود با فوت زود هنگام وندی ( همسر نورمن ) که آغازفعاليت حرفه ای نورمن همراه او بود و پس ازهمکاری در" گروه 4 " ، يکی از موسسان دفتر معماری فاستر و همکاران بود . 1990 سازمان حفاظت از محيط زيست انگلستان ، ساختمان شرکت بيمه ويليس ، فابر و داماس در ايپسوويچ ( 74-1973 ) را جزء ساختمان های ارزشمند ( از نظر تاريخی ، معماری و سازگاری با محيط زيست ) اعلام کرد و مدال معتمدين Riba را به نورمن فاستر اعطا نمود . در همين سال ، فاستر عنوان " سر " گرفت . در اين زمان ، دفتر معماری فاستر و همکاران ( که از اين پس دفتر معماری سر نورمن فاستر و همکاران ناميده خواهد شد ) به ساختمان نوسازی در کيلومتر 22 جاده ی هستار در نزديکی رودخانه تيمز نقل مکان کرد . در اين دفتر جديد ، تمام عملکرد های گوناگون مربوط به کارگاه ماکت سازی و مصالح ، بايگانی پرونده ها ، کتابخانه و آرشيو فيلم های ويدئويی و عکس ، همگی زير سقف گرد آمده اند .
1991 دانشگاه معماری فرانسه ، به وی مدال افتخار اعطا کرد . در همين سال ، چندين پروژه ی جديد و ارزشمند را به اتمام رساند ؛ از جمله فرودگاه استانزتد، مرکز تلويزيونی آی تی ان ، نگارخانه های ساکلر ( که ملکه اليزابت دوم آنها افتتاح کرد) و برج سده در توکيو که همه آنها علاوه بر دريافت جوايز متعدد ، مورد ستايش تمام جهان قرار گرفت . در مراسم بازگشايی ساختمان کرسنت وينگ ، مرکز هنر های تجسمی سانزبوری نمايشگاهی بر پا کرد که حاصل شش سال فعاليت حرفه ای فاستر را به نمايش گذاشت . در نمايشگاه دو سالانه ی ونيز ، غرفه ی بريتانيا نيز تعدادی از طرح های فاستر و پنج معمار ديگر انگليسی را به نمايش در آورد .
1992 دانشگاه و موسسه ی هنر و ادبيات آمريکا در نيويورک ، جايزه يادبود آرنولد برونر را به وی اعطا نمود . دانشگاه هامرسايد به او دکترای افتخاری داد. برپايی چندين نمايشگاه در شهرهای پاريس ، بوردوکس ، رنس و آرسن سنان ، بر ارزش و اعتبار فاستر در اروپا افزود . در همين سال ، وی در چندين مسابقه معماری برنده شد که مهمترين آنها عبارتند از : فرودگاه جديد هنگ کنگ ، پارک مشاغل برلين ، مجموعه تسهيلات المپيک در منچستر و قسمت الحاقی آن به موزه ی ماقبل تاريخ در پرووانس .
1993 وسعت پروژه ها و تعدد قراردادهای بين المللی باعث شد که اين شرکت ، دفتر هايی در شهر های برلين ، فرانکفورت ، هنگ کنگ ، نايمز و توکيو دایر کند . شرکت معماری سرنورمن فاستر و همکاران در آلمان ، در مسابقه طراحی پارلمان جديد برلين برنده شد . از ديگر موفقيت های وی در مسابقات معماری می توان به طرح موزه جنگ در هارتل پول و طرح مجموعه ی نمايشگاهی در ليسبون اشاره کرد . پروژه ی مرکز هنرهای معاصر در شهر نايمز فرانسه افتتاح شد . اين پروژه به دليل مشکلاتی که برای برگزاری مسابقه ( 1983) بوجود آمد ، با مدتی تاخير انجام شد . ولی اين مشکلات در ساخت مدرسه ی متوسطه شهر فرژو وجود نداشت . طراحی اين مدرسه ، در سال 1991 به مسابقه گذاشته شد . انجمن معماران آمريکايی نيز ، در همين سال مدال طلای خود را به سر نورمن فاستر اعطا نمود نورمن فاستر و آثارش
نورمن فاستر - Norman Foster
1935 نورمن فاستر، در اول ماه ژوئن در شهر منچستر متولد شد.
1953 پس از اتمام دوره متوسطه، به صورت نيمه وقت و به عنوان منشی در تالار شهر منچستر شروع به کار کرد. سپس به خدمت سربازی رفت و در حين خدمت در نيروی هوايی، در زمينه مهندسی الکترونيک مهارت يافت و اطلاعاتی در مورد هواپيما کسب کرد. در نهايت، به دليل علاقه به هواپيماهای گلايدر به يک خلبان ماهر تبديل شد.
1955 پس از اتمام دوره دوساله سربازی، در دفتر دو تن از معماران منچستر مشغول به کار شد.
1956 با ثبت نام در دانشگاه معماری منچستر، به فراگیری دروس نسبتا سنتی ( در مقایسه با دروس و و رويکرد های متفاوت در انجمن معماران لندن و مدرسه ی معماری لیورپول ) پرداخت. با اين حال، در اين سال ها توانست مهارت های منحصر به فردی در زمينه ی فنون ترسيم و ارائه به دست آورد.
1959 در اين سال يکی از ترسيم های او به عنوان يک کار درسی، موفق به دريافت مدال نقره ای RIBA شد.
1961 او در اين سال ديپلم معماری و مجوز طراحی شهری خود را دريافت کرد. در همطن زمان، مدال هی وود و مدال برنز انجمن معماران منچستر به وی اهدا شد. علاوه بر اين، با قبولی در بورسيه ی تحصيلی انجمن ساختمان سازان، به فلاوشيپ هنری نايل شد. پس از آن برای گذراندن دوره دو ساله ی تخصصی در دانشگاه ييل به آمريکا رفت. وی در آنجا تحت تاثير پل رادولف، سرج چرمایف و وين سنت اسکالی قرار گرفت و در همين زمان با ريچارد راجرز ( که مانند خود او دانشجوی بورسيه بود ) و جيمز استرلينگ ( که برای مدت کوتاهی در همان مدرسه تدريس می کرد ) ملاقات کرد.
1962 فاستر مدرک فوق ليسانس معماری را با موفقيت دريآفت کرد. سپس گردش معماران را از سواحل شرقی ايالات متحده تا کاليفرنیا آغاز کرد و در اين سفر، روند توسعه ی معماری مدرن را از فرانک لويد رايت تا چالز آيمز بررسی و دنبال کرد.
1963 پس از بازگشت به انگلستان با همکاری ريچارد راجرز، گروه طراحی " گروه 4 " را در لندن تشکيل داد. ديگر همکاران آنها در اين گروه عبارت بودند از : سور راجرز، همسر ريچارد راجرز، و جورجيا والتون که با راجرز در انجمن معماران لندن تحصیل کرده بود. مدتی بعد، وندی چيزمن ( فارغ التحصیل مدرسه معماری بارتلت دانشگاه لندن که بعدها همسر فاستر شد ) نيز به آنها ملحق شد. البته از همان آغاز، عضویت جورجیا بالتون ( که دفتر اصلی او در هامپ استید بود ) حالتی ظاهری داشت و تاثير چندانی بر رابطه آنها نداشت.
1964 در اين سال با وندی چيزمن ازدواج کرد که ثمره آن، دو فرزند به نام های " تی " و " کال " است.
1966 در اين سال به عضويت انجمن معماران سلطنتی انگلستان در آمد.
1967 فاستر همراه با " گروه 4 " ساختمانی را طراحی کرد که وی را به شهرت جهانی رساند. اين ساختمان، کارخانه رليانس در سوئد بود که آخرين بنای ساخته شده توسط این گروه است زیرا اين گروه در همان سال منحل شد. سپس نورمن و وندی فاستر با هدف ايجاد يک مرکز برای طراحی و تحقيقات، دفتر معماری فاستر و همکاران را تاسيس کردند. در اين دفتر در مجاورت باغ سلاخخت قرار داشت.
1968 در حین طراحی پروژه تئاتر ساموئل بکت، با ريچارد با کمينيستر فولر آشنا شد که بعد ها، تاثير عميقی در انديشه و کارهای فاستر گذاشت. آشنايی، سر آغازی بود برای دوستی و همکاری طولانی پر ثمری که تا زمان مرگ اين استاد آمريکايی ( يعنی سال 1983 ) ادامه داشت.
1971 در اين دفتر معماری فاستر و همکاران به طبقه همکف ساختمانی در خيابان فيتزروی ( که فقط چند صد متر از برج اداره پست فاصله داشت ) منتقل شد. تجهيز و طراحی داخلی اين دفتر، بستری بود برای بررسی و آزمايش مفاهیم و م*** که بعده ها هسته اصلی فلسفه کار فاستر را شکل داد.
1974 فاستر به عنوان نايب انجمن معماری انتخاب شد. شرکت او که قبلا با يک شرکت نروژی به نام " شرکت خطوط کشتی رانی فرداولسن " همکاری داشت، دفتری در اوسلو تاسيس کرد و ابتدا کارهايی برای اين کار فرمای نروژی انجام داد ؛ سپس با کارفرماهای ديگر در نقاط مختلف کشور همکاری کرد.
1975 در اين سال، ساخت دفترهای شرکت بيمه ويليس، فابروداماس در ايپسوويچ به پايان رسيد و اين پروژه، شرکت فاستر را به شهرت جهانی رساند.
1978 ساخت مرکز های هنرهای تجسمی سانز بوری، آغاز مرحله ی مهم و درخشانی در زندگی حرفه ای او شد. پروژه های ارزشمند ديگری را برای او و همکارانش به ارمغان آورد.
1979 در اين سال شرکت بانکداری هنگ کنگ و شانگهای از وی دعوت کرد که همراه شش شرکت بين الملی ديگر، در مسابقه ای محدود با موضوع طراحی دفتر مرکزی اين بانک شرکت کند. با انتخاب طرح فاست به عنوان طرح برگزيده، اجرای اين پروژه به شرکت وی واگذار شد.
1980 فاستر در اين سال به عضويت انجمن معماران آمريکايی در آمد، علاوه بر اين، در همين سال دکترای افتخاری دانشگاه انجلیای شرقی به او اعطا شد. در بيست و چهارم ژوئن نيز، در مراسم اهدا مدال طلای سال 1980 به جيمز استرلين سخنرانی کرد.
1981 در اين سال با شرکت در مسابقه محدود طراحی ورزشگاه سرپوشيده فراکفورت آمين، جايزه طرح برگزيده را دريافت کرد. در همين زمان، معماری او در يکی از برنامه های مستند هنری BBC معرفی شد و مورد بررسی قرار گرفت.
1982 در اين سال، دفتر آنها به خيابان گریند پورتلند و در مجاورت دفتر های شرکت REBA منتقل شد. همچنين به عنوان يکی از اعضای هيئت علمی دانشکده صنعتی هنر لندن انتخاب شد.
1983 در اين سال، فاستر بالاترين رتبه اين حرفه را از آن خود کرد و " مدال طلای سلطنتی " رشته معماری را دريافت نمود. اين مدال، جايزه بين الملی ارزشمندی است که در سال 1848، ملکه ويکتوريا برای پيشرفت حرفه معماری در نظر گرفته بود. در مراسم اهدا این جايزه، با کمينيستر فولر سخنرانی کرد. فاستر در اين سال به عضويت دانشگاه سلطنتی در آمد. پس از برگزاری يک مسابقه ی محدود با شرکت گروه منتخب معماران، از فاستر برای طراحی مرکز جدیدی برای BBC در منطقه ی پورتلند دعوت شد. اين مرکز در مقابل کليسای آل سولز اثر جان ناش قرار دارد.

1984 در مسابقه محدودی که شورای شهر نايمز برای طراحی يک مدياتک و مرکز هنرهای معاصر در آن شهر برگزار کرد، طرح فاستر برنده شد. در همين سال اتحاديه ی بين المللی معماران، جايزه آگوست پره را به وی اهدا کرد.

1986 دانشگاه بت، دکترای افتخاری علوم را به فاستر اعطا نمود. علاوه بر اين، وی در مراسم بازگشايی بنایيادبود اريک ليونز در RIBA سخنرانی کرد. در همين سال، دو نمايشگاه مهم از کارهای او برپاشد : يکی در انجمن معماران فرانسه در پاريس ( بازگشايی در ژانويه ) و ديگری در دانشگاه سلطنتی لندن ( بازگشايی در اکتبر ). وی جايزه موسسه طراحی ژاپن را به خود اختصاص دا. شرکت او نيز در همين سال در مسابقه تغيير شکل و بازسازی يک سايت 48 هکتاری در منطقه کينگزکراس در لندن برنده شد. اين پروژه، در نوع خود بزرگترين و وسيع ترين طرح شهر سازی در اروپا است و شامل تفکيک طيف وسيعی از عملکردهای مختلف می باشد. از جمله اين عملکردها می توان به ايستگاه تونل راه آهن متصل به پارک بزرگ اشاره کرد که اطراف آن از ساختمانهای مسسلامدی و اداری پوشيده شده است. اين پروژه و پروژه ی چهارراه پاترنوستر، آغاز مرحله جديدی از اجرای پروژه هايی در مقياس شهری بود. در سال بعد، اين شرکت طرح های شهری مختلفی برای شهرهای زير طراحی و اجرا کرد: کمبريج ( 1989 ) ؛ نايمز، کانس و برلين ( 1990 ) ؛ گرينويچ ( 1991 ) ؛ روتردام، لودن شيد و يوکوهاما ( 1992 ) ؛ بافت تاريخی چارترس، کورفو و ليسبون ( 1993 ). هم اکنون اين شرکت در حال انجام پروژه ای برای تغيير شکل و بازسازی قسمت وسيعی از مرکز شهر بارسلون است که مساحت سايت آن بيش از 220 هکتار است.
1988 ظرفيت بالای اين شرکت باعث شد که بتواند به مجموعه ی وسيعی از برنامه ها و پروژه های کلان مقياس پاسخگو باشد. یکی از اين پروژه ها، برج مخابرات بارسلون است که به منظور آماده سازی شهر برای مسابقات المپيک در نظر گرفته شده است. نمونه های ديگر اين پروژه ها، مترو شهر بيلبائو، پل دره گذری در منطقه ی رنس در فرانسه و ايستگاه زيرزمينی کاناری وارف در لندن ( 1991 ) است.

1989 اين مصادف بود با فوت زود هنگام وندی ( همسر نورمن ) که آغازفعاليت حرفه ای نورمن همراه او بود و پس ازهمکاری در" گروه 4 " ، يکی از موسسان دفتر معماری فاستر و همکاران بود.

1990 سازمان حفاظت از محيط زيست انگلستان، ساختمان شرکت بيمه ويليس، فابر و داماس در ايپسوويچ ( 74-1973 ) را جزء ساختمان های ارزشمند ( از نظر تاريخی، معماری و سازگاری با محيط زيست ) اعلام کرد و مدال معتمدين RIBA را به نورمن فاستر اعطا نمود. در همين سال، فاستر عنوان " سر " گرفت. در اين زمان، دفتر معماری فاستر و همکاران ( که از اين پس دفتر معماری سر نورمن فاستر و همکاران ناميده خواهد شد ) به ساختمان نوسازی در کيلومتر 22 جاده ی هستار در نزدينیققودخانه تيمز نقل مکان کرد. در اين دفتر جديد، تمام عملکرد های گوناگون مربوط به کارگاه ماکت سازی و مصالح، بايگانی پرونده ها، کتابخانه و آرشيو فيلم های ويدئويی و عکس، همگی زير سقف گرد آمده اند.

1991 دانشگاه معماری فرانسه، به وی مدال افتخار اعطا کرد. در همين سال، چندين پروژه ی جديد و ارزشمند را به اتمام رساند ؛ از جمله فرودگاه استانزتد، مرکز تلويزيونی آی تی ان، نگارخانه های ساکلر ( که ملکه اليزابت دوم آنها افتتاح کرد) و برج سده در توکيو که همه آنها علاوه بر دريافت جوايز متعدد، مورد ستايش تمام جهان قرار گرفت. در مراسم بازگشايی ساختمان کرسنت وينگ، مرکز هنر های تجسمی سانزبوری نمايشگاهی بر پا کرد که حاصل شش سال فعاليت حرفه ای فاستر را به نمايش گذاشت. در نمايشگاه دو سالانه ی ونيز، غرفه ی بريتانيا نيز تعدادی از طرح های فاستر و پنج معمار ديگر انگليسی را به نمايش در آورد.

1992 دانشگاه و موسسه ی هنر و ادبيات آمريکا در نيويورک، جايزه يادبود آرنولد برونر را به وی اعطا نمود. دانشگاه هامرسايد به او دکترای افتخاری داد. برپايی چندين نمايشگاه در شهرهای پاريس، بوردوکس، رنس و آرسن سنان، بر ارزش و اعتبار فاستر در اروپا افزود. در همين سال، وی در چندين مسابقه معماری برنده شد که مهمترين آنها عبارتند از : فرودگاه جديد هنگ کنگ، پارک مشاغل برلين، مجموعه تسهيلات المپيک در منچستر و قسمت الحاقی آن به موزه ی ماقبل تاريخ در پرووانس.

1993 وسعت پروژه ها و تعدد قراردادهای بين المللی باعث شد که اين شرکت، دفتر هايی در شهر های برلين، فرانکفورت، هنگ کنگ، نايمز و توکيو دایر کند. شرکت معماری سرنورمن فاستر و همکاران در آلمان، در مسابقه طراحی پارلمان جديد برلين برنده شد. از ديگر موفقيت های وی در مسابقات معماری می توان به طرح موزه جنگ در هارتل پول و طرح مجموعه ی نمايشگاهی در ليسبون اشاره کرد.

پروژه ی مرکز هنرهای معاصر در شهر نايمز فرانسه افتتاح شد. اين پروژه به دليل مشکلاتی که برای برگزاری مسابقه ( 1983) بوجود آمد، با مدتی تاخير انجام شد. ولی اين مشکلات در ساخت مدرسه ی متوسطه شهر فرژو وجود نداشت. طراحی اين مدرسه، در سال 1991 به مسابقه گذاشته شد. انجمن معماران آمريکايی نيز، در همين سال مدال طلای خود را به سر نورمن فاستر اعطا نمود.
__________________
Yinyang شورای شهر تخم مرغی نورمن فاستر

چيزي شبيه تخم مرغ در خدمت محيط زيست


از هر كس بپرسيد كه دوست دارد ساختمان شوراي شهر محل اقامتش چه شكلي داشته باشد، بعيد است يك سازه تخم مرغي شكل در حال فرو افتادن يا يك بستني قيفي در حال آب شدن را بپسندد.
تجربه در اروپا

افزايش قيمت مواد سوختي، كاهش منابع انرژي، سياست هاي صرفه جويانه و قوانين سخت گير اتحاديه اروپا معماری كشورهاي عضو اين اتحاديه را به طور غيرمستقيم تحت تاثير خود قرار مي دهد. اين روزها در اروپا، بهينه سازي و كاهش مصرف سوخت و انرژي فاكتوري مهم در طراحي هاي معماري آن سامان به شمار مي رود. بر اساس همين خط مشي ها، معماري معاصر اروپا دستخوش تغييرات بنيادين شده و نظام مهندسي در اتحاديه اروپا به نظم و نسق تازه اي در بهينه سازي مصرف انرژي و پاك سازي محيط زيست، خو مي گيرد. به اين بهانه نگاهي داريم به بعضي از آثار نورمن فاستر انگليسي، يكي از بزرگترين معماران حال حاضر جهان كه از پيشگامان رعايت استانداردهاي مصرف انرژي و دميدن وجه هنري و روح زيبايي شناسانه در كالبد معماري، در تعامل با محيط زيست به شمار مي رود.
از هر كس بپرسيد دوست دارد ساختمان شوراي شهر محل اقامتش چه شكلي داشته باشد، بعيد است يك سازه تخم مرغي شكل در حال فرو افتادن يا يك بستني قيفي در حال آب شدن را بپسندد. اما اين دقيقا همان ايده نورمن فاستر در طراحي ساختمان شوراي شهر لندن بود كه در سال ۲۰۰۱ ، جايگزين ساختمان قديمي اين شورا شد.
در ميان شلوغي حاشيه جنوبي رود تيمز، يك سازه عجيب و غريب مي بينيد كه به يك سفينه فضايي بيشتر شباهت دارد تا يك ساختمان دولتي. اين طرح هوشمندانه و بازيگوشانه كه توسط يكي از مشهورترين و پركارترين معماران حال حاضر بريتانيا طراحي شده، هشتاد و يك ميليون دلار براي دولت توني بلر هزينه داشته است.
اين تنها يكي از ۱۶۷ سازه معماري است كه لرد نورمن فاستر متولد ۱۹۳۵ در سراسر جهان طراحي كرده است. با اين كارنامه پربار، فاستر كه هم اكنون به عنوان مديرعامل شركت مهندسان مشاور فاستر و شركا فعال است حدود هشتاد پروژه ديگر را در حال حاضر در دست دارد.

موفقيت جهانگير فاستر در سايه اعتقاد عميق او به نگرش هنري و بار معنايي تكنولوژي روز در معماري به دست آمده است. اولين برخوردهاي او با پديده هاي تكنولوژي معاصر در معماري، زماني به وجود آمد كه فاستر در اوائل دهه شصت با دانشكده معماري دانشگاه ييل در چند پروژه انبوه سازي همكاري كرد. اين ديدگاه تلفيقي هنري - تكنولوژيك در پروژه هايي چون فرودگاه چك لاپ كوك و دفتر مركزي بانك شانگهاي (هر دو در هنگ كنگ) همانقدر مشهود است كه در آثاري از قبيل محوطه وسيع موزه بريتانيا در لندن. در دهه هاي هفتاد و هشتاد ميلادي فاستر با طراحي ساختمان هاي بهره گرفته از فن آوري جديد معماري و سيستم هاي تهويه طبيعي هوا و تركيب آن با زيبايي شناسي معماري، شهرت فراوان پيدا كرد.
در تالار جديد شوراي شهر لندن، فاستر بر سر دو هدف اوليه با كارفرما به توافق رسيد. اول كاستن از ميزان مصرف انرژي و تقليل آن به حدود يك چهارم ميزان معمول براي يك ساختمان رسمي اداري و دوم، جامه عمل پوشاندن به وعده دولت بريتانيا مبني بر ايجاد دولت شفاف و برقراري و تسهيل ارتباط بين مراجعان و مديران دولتي.
مهندسان مشاور فاستروشركا كه بيش از سيصد آرشيتكت مجرب را در استخدام خود دارد، به واسطه تلاش در دستيابي به امكانات بالقوه كاهش مصرف انرژي، شهرت و اعتبار روزافزوني به دست آورده است. اوج اين اعتبار در ساختمان كومرتس بانك آلمان در شهر فرانكفورت و به سال ۱۹۹۷ به دست آمد. آنجا كه فاستر با تعبيه يك بادگير بلند در وسط ساختمان شصت طبقه اين بانك و اجراي يك سازه چند طبقه باعنوان «باغ هاي آسماني » در مقابل ورودي ساختمان، با هدف استفاده از تهويه طبيعي هوا بجاي دستگاه هاي عظيم و آلوده ساز تهويه مطبوع، انقلابي نوين در طراحي امكانات تهويه هوا در ساختمان هاي بلندمرتبه به وجود آورد. همچنين در بازسازي فرمانداري برلين به سال ۱۹۹۹ فاستر با استفاده از لوله هاي به هم چسبيده بلند براي تالار جلسات رسمي دولت محلي، امكانات تصفيه طبيعي هوا را فراهم ساخت و با تعبيه يك نورگير شيشه اي عظيم و سه طبقه براي دريافت نور روز از گنبد شيشه اي جديد اين ساختمان موفقيتي قابل ذكر كسب كرد.
فاستر با جسارت، اين ايده كه ساختمان هاي اداري و دولتي بايد وراي كاركرد تعريف شده شان مبلغ بازگشت به طبيعت و استفاده از امكانات طبيعي موجود باشند را در محافل معماري اروپا جا انداخت. در چنين شرايطي فاستر براي طراحي ساختمان جديد شوراي شهر لندن برگزيده شد. او كه درواقع ساختمان هاي عمومي و دولتي را به محلي براي تحقيق و نوآوري با هدف احداث سازه هايي با حداقل ميزان انتشار گاز كربنيك درآورده در طراحي تالار شوراي شهر لندن، مخروطي كروي شكل را براي راس سازه و محل برگزاري جلسات شوراي بيست و چهارنفره شهر لندن در نظر گرفت.
باتوجه به اين واقعيت رياضي و هندسي كه يك كره، ۱۸ درصد سطح ديوار كمتري از يك فضا با ديوارهاي تخت و مساحت مساوي دارد، ميزان تابش نور و گرماي خورشيد بر سطح سازه كاهش محسوسي يافته است.

ضمناً مايل بودن نماي سازه به سمت جنوب درحالي كه بعضي از طبقات انگار از روي هم لغزيده و جابجا شده اند در اين كاهش سطح برخورد با اشعه خورشيد موثر است.
در بخش دوم توافق با كارفرماي دولتي، فاستر محافظه كاري سنتي ارگان هاي دولتي و سياستمداران انگليسي را به چالش طلبيد و با طراحي يك رمپ معلق كه از طبقه هشتم و از گنبد تخم مرغي عظيم ساختمان به پائين لغزيده و دسترسي راحت و آسان مراجعان به اعضاي شوراي شهر مستقر در طبقه هشتم را تسهيل مي كند، شفافيت حرف هاي دولتمردان را در عمل به شعار دولت شفاف و ارتباط نزديك با ارباب رجوع به بوته آزمايش مي گذارد.
افكار و ايده هاي فاستر در دو ساختمان برلين، ارزش هاي اساسي و عرف هاي بنيادين هنر و اعتقادات ژرمن ها مبني بر شعار «هنر در خدمت ترقي جامعه» را زير سوال برد. اعتقاداتي كه باعث شعله ورشدن آتش دو جنگ جهاني از آن خطه شد. در طراحي و معماري داخلي ساختمان شوراي شهر لندن هم، فاستر زيبايي را فداي ايده آل ها نكرده است. در سالن زيباي جلسات، چشم انداز شمالي از وراي شيشه هايي مخصوص با مقطع سفيد و آبي رنگ (مقطع شيشه هاي معمولي سبزرنگ است) نوري زلال، طبيعي و ملايم، درست مثل نقاشي هاي ورمير را به درون تالار پاشيده است.
ساختمان شوراي شهر لندن همچنين بيادآورنده عادات اروپاييان در صرفه جويي مصرف انرژي و كاهش ميزان گازهاي گلخانه اي است. درحالي كه معماران آمريكايي در بند فرم هاي ناموفق دهه هشتاد خود گير كرده اند، اروپا سالهاست كه در تعامل با نيازهاي اقتصادي و زيست محيطي تطابق پذير نشان مي دهد.فاستر ۶۸ ساله همچنان در پروژه هاي متعدد حال حاضر خود از تكنيك هاي بهينه سازي مصرف سوخت و كاهش مصرف انرژي بهره مي جويد و در اين زمينه پيشتاز است.

فرانک گری (Frank Gehry) معمار مشهور کانادایی/آمریکایی معاصر است.

فرانک گری (Frank Gehry) معمار مشهور کانادایی/آمریکایی معاصر است.
دوران تحصیل

او در سال ۱۹۲۹ م در خانواده‌ای یهودی در شهر تورنتوی کانادا (با نام اصلی فرانک اون گلدبرگ) دیده به جهان گشود.
او در سال ۱۹۴۷ م به همراه خانواده اش به لس آنجلس مهاجرت کردودر دانشگاه کالیفرنیای جنوبی به تحصیل در رشته معماری پرداخت.
در سال ۱۹۵۶ م در دانشگاه هاروارد به تحصیل در رشته برنامه‌ریزی شهری پرداخت و هم‌زمان در دفتر ویکتور گروئن مشغول به کار شد.
او اکنون شهروند ایالات متحده و ساکن لس آنجلس است.آثار وی
در کارهای اولیه گری می‌توان تأثیراتی از معماران سوئیس و فرانسه به خصوص لوکوربوزیه مشاهده کرد این تأثیرات را تا سال ۱۹۷۲ می‌توان در کارهای گری مانند استفاده از فرمهای هندسی ساده مشاهده کرد.
به طور کلی در کارهای گری نوعی تندیس گرائی را می‌توان مشاهده کرد چه در توسعه خانه همسرش ۱۹۸۷ تا موفق‌ترین کارش در سبک فولدینگ که موزه هنرهای معاصر بیلبائو است.
او معتقد است:
من آثار هنرمندان را نگاه میکنم و هنر را به مثابه وسیله‌ای برای الهام خودم میپندارم و سعی میکنم تحت تأثیر هیچ فرهنگی نباشد در هر کارم روشهای جدید را جستجو میکنم. برای من قانون و قاعده محدود کننده وجود ندارد و اصولا مرزی بین درست و نادرست نمیدانم.
گری از پیشگامان عرصه معماری فولدینگ می‌باشد .ما به ازای علمی زبان معماری فولد، نظریات بحران و تداوم است. بحران یا فروپاشی در تبدیل سریع ازحالتی به حالت دیگر، مانند آب به یخ یا بخار، تجلی می‌کند. بحران یا به دو پاره شدن می‌‌انجامد یا به پیچیده شدن، در هم فرو رفتن و در هم تنیدن که مضمون معماری فولد است.
در این معماری که گویی در حال فرو ریختن و کج شدن است، ترتیب پلان، نما و مقطع با هم اشکال ابهام آمیزی همانند کریستالها میآفرینند.
این بازی را گری با در هم ریختن زبانهای مختلف معماری و ترکیب آنها آغاز کرده است. در بنای موزه ویترای او در وایمار آلمان، که در کارهای آیزنمن تأثیرگذاشت، اجزای معماری مکعبهای در هم تنیده و دفرمه و کج و کوژند. از همین رو بعضی معماری او را جانور گونه و کرم گونه نامیده‌اند. در کل می‌توان گفت معماری گری یک معماری شخصی و غیر تقلیدی است و بدون برنامه خاص و یک نوع عدم قطعیت در اکثریت پروژه‌های گری دیده می‌شود.
کارهای گری به ترتیب زمانی:
  • Merriweather Post Pavilion, and Rouse Company Headquarters, Columbia, Maryland, USA (1974)
  • Loyola Law School, Los Angeles, California, USA (various buildings, 1978*2002)
  • Santa Monica Place, Santa Monica, California, USA (1980)
  • Edgemar Retail Complex, Santa Monica, California, USA (1984)
  • Chiat/Day Building, Venice, California, USA (1985*1991)
  • Vitra Design Museum. Weil am Rhein, Germany (1989)
  • Frederick Weisman Museum of Art, University of Minnesota, Minneapolis, Minnesota, USA (1990)
  • Iowa Advanced Technology Laboratories, University of Iowa, Iowa City, Iowa, USA (1987*1992)
  • Center for the Visual Arts, University of Toledo, Toledo, Ohio, USA (1993)
  • American Center, Paris, France (1994)
  • The Dancing House ("Fred and Ginger"), Prague, Czech Republic (1995)
  • Guggenheim Museum Bilbao, Bilbao, Spain (1997)
  • Der Neue Zollhof, Düsseldorf, Germany (1999)
  • Vontz Center for Molecular Studies, University of Cincinnati, Cincinnati, Ohio, USA (1999)
  • DG Bank building, Pariser Platz 3, Berlin, Germany (2000)
  • Experience Music Project, Seattle, Washington, USA (2000)
  • Gehry Tower, Hanover, Germany (2001)
  • Issey Miyake, Flagship Store, New York, New York, USA (2001)
  • Peter B. Lewis Building, Weatherhead School of Management, Case Western Reserve University, Cleveland, Ohio, USA (2002)
  • Richard B. Fisher Center for the Performing Arts, Bard College, Annandale*on*Hudson, New York, USA (2003)
  • Maggie's centre, Dundee, Scotland (2003)
  • Walt Disney Concert Hall, Los Angeles, California, USA (2003)
  • Ray and Maria Stata Center, Massachusetts Institute of Technology, Cambridge, Massachusetts, USA (2004)
  • Pritzker Pavilion, Millennium Park, Chicago, Illinois, USA (2004)
  • MARTa, Herford, Germany (2005)
  • IAC/InterActiveCorp West Coast Headquarters, Sunset Strip, West Hollywood, California, USA (2005)
پس از اینکه جایزه پریتزکر به فرانک گری تعلق گرفت، آدا لوئیز در باره اش نوشت:
ریسک می‌‌کند، روی بند راه می‌‌رود و مرز محدودیت هارا می‌‌شکند. بناهای او روشنائی اند و طرح های زنده نشانگر این مهم که چگونه چیزی که ظاهراً کم اهمیت است می‌‌تواند با بکارگیری خلاقیت شکلی نو و بی نظیر بیابد. او هنر معماری را به صورتی به کار می‌‌برد که در عین زیبایی قابلیت استفاده داشته باشد. او معماری را در بی زمان‌ترین معنایش و با شیوهٔ مخصوص به خود به کار می‌‌گیرد. او می‌‌رود به قلب هنر زمان با برداشت ها و فناوری عصر حاضر و بینشهایی که عمیقا بیانگر عصر حاضر است
آثار گری به طور کلی نتیجه یک روند طولانی طراحی است که با استفاده از اسکیسهای متعدد، مدلهای کامپیوتری و ماکتهای بزرگ حاصل شده است. اسکیسها و نمودارهای اولیه به مدلهای فیزیکی با مقیاسهای مختلف تبدیل و این مدلها در نهایت به ساخت ماکتهای کامل میانجامد.
نکته بسیار جالب در روند طراحی گری در استفاده از رایانه در این روند است. بر خلاف سایر معماران که از نرم افزارهای معمول دوبعدی و سه بعدی مانند CAD و 3DsMAX برای کارهای خود استفاده می‌کنند گری از نرم‌افزار کاتیا که یک نرم‌افزار مربوط به طراحی جامدات است استفاده کرد. این نرم افزار بیشتر برای طراحی خودرو و هواپیما و محاسبات پیچیده بدنه‌های مختلف کاربرد دارد و هماهنگی بسیار عالی با سایر نرم افزارها دارد. کاتیا سطوح را تحلیل و بر اساس محدودیت سازه‌ای، کارکردی و اقتصادی پروژه آن را تصحیح می‌کرد. داده‌های عددی که به این ترتیب بدست میآمدند بار دیگر بر روی یک مدل پیاده می‌شدند تا حجمها کنترل شوند و در صورت لزوم تغییر کنند. این رفت وبرگشت بین مدلهای مطالعاتی و داده‌های دیجیتال بنیاد شکلی پروژه را به وجود میآورند. سپس از داده‌های کامپیوتر برای تهیه پلانهای ساخت موزه استفاده شد.
بنا به گفته یکی از دست اندرکاران اجرای پروژه همه چیز توسط کاتیا کنترل و هدایت می‌شود. کاتیا به ما اجازه خلاقیت می‌دهد.
میتوان گفت از دلایل استفاده از کاتیا دقت فوق العاده آن و سازگاری آن با دیگر نرم‌افزارها می‌باشد. به عنوان مثال در پروژه تالار موسیقی والت‌دیسنی، برای طراحی سازه اجرایی مشکلات فراوانی وجود داشت. با توجه به پیچیدگی اتصالات سازه‌ای و عدم وجود زوایای قائمه در آن، کارتهیه نقشه‌های اجرایی و جزییات اتصالات یکی از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین قسمت‌های پروژه بود.
برای تهیه جزئیات اجرایی دقیق از نرم افزار سه بعدی XSTEEL که قابلیت تهیه انواع جزییات فولادی را داراست استفاده شد و در حدود ۸۰ درصد از کار تهیه جزییات اتصالات سازه‌ای پروژه با آن انجام گرفت. این نرم افزار قابلیت ارتباط متقابل با کاتیا را داراست که گری از آن برای طراحی استفاده کرده بود. برای مثال ابتدا طرح در کاتیا تهیه می‌شد سپس XSTEEL با استفاده از آن مقاطع و اندازه‌ها را مشخص می‌کرد سپس اطلاعات داده شده دوباره به کاتیا منتقل می‌شد.
در اجرا نیز کاتیا راهگشای بسیاری از مشکلات بود. دوربینهای Total station با استفاده از اطلاعاتی که از این نرم‌افزار می‌گرفتند خطوط اجرایی را مشخص می‌کردند.
سازه فلزی این ساختمان برای تولید در کارخانه توسط کاتیا برنامه ریزی شد و پانلهای نما نیز توسط دستگاه CNC که مستقیما با رایانه و CATIA کنترل می‌شدند تهیه شد.
بنا به گفته گری «کاملترین» استفاده از کاتیا را در طراحی و ساخت پانل‌های نما کردند که باعث صرفه جویی زیادی در زمان پروژه شد.
در نهایت می‌توان گفت گری با استفاده از نرم افزارها و سخت افزارهای موجود ثابت کرد «غیرممکنها متعلق به گذشته هستند».
موزه Experience Music Project با 21000 ی فولادی و آلومینیومی به اشکال هندسی نامنظم ساخته شده است. و طراحی و ساختمان آن توسط برنامه‌های رایانه‌ای ۲D و ۳D انجام گرفته است.
Doug Winn مدیر پروژه می‌‌گوید: در چنین کار عظیمی که شباهت به هیچ بنایی ندارد، طراحی یک چیز است و ساخت چیز دیگر. بنا وقتی شروع به کارکرد نمی‌دانست در نهایت چه به دست خواهد آمد. مجبور بودیم در عمل تغییرات زیادی به آن بدهیم و همهٔ دست اندر کاران – طراحان مهندسین تولیدکنندگان مواد و لوازم و غیره- در پروسهٔ کار تغییر را به عنوان یک نورم پذیرفتند و سازه بنای تالار موسیقی والت دیسنی به عنوان پیچیده‌ترین سازه دنیا شناخته شد و این خود موید کار مشکل و فرایند پیچیده ساخت و طراحی ان است.

شکل‌ها و مصالحمصالحی که غالبا در کارهای او مشاهده می‌شود صفحات فلزی به خصوص تیتانیم، پلاستیکهای رنگ شده، زنجیرها و کابل‌ها و فولاد و به کارگیری پانلهای مشبک است.
فرمهای تیز گوشه دار ،صفحات متداخل، سطوح مواج و منحنی را می‌توان از عناصر ثابت کار گری دانست بناهای تندیس وار، فرمهای منحنی، پلکانهای خارجی، مصالح نمای فلزی استفاده فراوان از مواد گوناگون، پنجره‌های بی قاعده و مرکزگریز از نشانه‌های کارهای او می‌توان بر شمرد.




Science Library; Princeton University, Princeton, New Jersey
Gehry Partners
ساخت کتابخانه علوم در زمین دانشگاه پرینستون با مساحتی معادل 8,270 متر مربع رو به اتمام است. این کتابخانه محل مناسب و در دسترسی برای انجام تحقیقات جامعه قرن 21 امی دانشگاه پرینستون است. این ساختمان شامل کلاس های آموزشی ، دفاتر و فضاهای عمومی است ؛ همچنین کتابخانه علوم ، خانۀ زیست شناسی ، شیمی ، زمین شناسی است و شامل مجموعه نقشه های GISاست. در این کتابخانه ، کاتالوگ ها ، فهرست ها ، کتاب ها و مجلات به صورت الکترونیک در دسترس هستند و مجموعه شامل عکس های دیجیتالی نیز است.
نمای این ساختمان با استفاده از فولاد ضد زنگ ، آجر ، شیشه و پوششی رنگی ساخته و پرداخته شده است.
ظاهرا که محیط دانشگاهی بر فرانک گری تاثیر گذاشته و هیجان حجم هایش را کنترل کرده است.
























 
اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 758x556 و حجم آن 99KB است.

اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 758x556 و حجم آن 102KB است.

اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 758x556 و حجم آن 99KB است.
اينم چنتا از اسكيساش:



اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 828x556 و حجم آن 27KB است.
اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 960x876 و حجم آن 69KB است.
اينم چند نمونه از كاراي furnithure اين معمار بزرگ:
اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 1313x1600 و حجم آن 233KB است.







اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 1484x1166 و حجم آن 71KB است.
اينم ماكت اثر شگفت آورش :موزه گوگنهايم

اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 973x643 و حجم آن 51KB است.

اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 682x907 و حجم آن 35KB است.
اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 812x292 و حجم آن 19KB است.
و اينم يه سري از نقشه هاش:

اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 658x576 و حجم آن 30KB است.


اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 810x325 و حجم آن 19KB است.


اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 654x628 و حجم آن 25KB است.

اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 899x663 و حجم آن 35KB است.


اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 1024x844 و حجم آن 48KB است.


__________________


 
__________________

اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 758x556 و حجم آن 84KB است.

زاها ) حدید


زها ( زاها ) حدید در تاریخ ۳۱ اکتبر ۱۹۵۰ در بغداد به دنیا آمده است. ایشان مدرک ریاضیات خود را از دانشکاه آمریکایی بیروت اخذ کرد و سپس برای تحصیل در مدرسه معماری (AA)راهی لندن شد. زاها حدید (Zaha Hadid) که در حال حاضر تبعه و شهروند انگلستان می باشد از سال ۱۹۷۲ در انجمن معماری لندن (Architectural Association in London) به تحصیل در رشته معماری پرداخت و در سال ۱۹۷۷ موفق به دریافت مدرک خود گردید. او پس از اتمام تحصیلات، به دفتر معماری متروپولیتن (Office for Metropolitan Architecture) پیوست و به همراه همکاران خود در OMA، رم کولهاس (Rem Koolhaas) و الیا زنگلیس (Elia Zenghelis)، به تدریس در مدرسه معماری AA پرداخت و بعدها تا سال ۱۹۸۷، آتلیه شخصی اش را در مدرسه AA سرپرستی نمود.

پيش فرض زاها حدید” و سازه اعجاب انگیز«بی ‌ام دبلیو»

زاها حدید” و سازه اعجاب انگیز«بی ‌ام دبلیو»


ساختمان غول ماشین سازی آلمان(بی ام دبلیو) را یک مهندس معمار زن طراحی کرد . ساخت این سازه در نهایت پیچیدگی طراحی شده است.

پایگاه اطلاع رسانی شهرسازی و معماری: در سال ۲۰۰۲، غول ماشین‌سازی آلمان، شرکت «بی ‌ام دبلیو» برای احداث ساختمان مرکزی کارخانه در «آرت اسکرتز» در شهر لایپزیگ آلمان، سرمایه‌گذاری هنگفتی کرد. ساختمانی با ارزش ۵۵/۱ بیلیون دلار که حدود ۵۰۰۰ کارمند و کارگر و مهندس با فعالیت روزانه خود ، بیش از ۶۵۰ عدد ماشین «بی ‌ام دبلیو» مدل دو در _ اسپرت _ تولید می‌کنند.

ساختمان غول ماشین سازی آلمان(بی ام دبلیو) را یک مهندس معمار زن طراحی کرد و ساخت.این سازه،در نهایت پیچیدگی طراحی شده است.

این کمپانی، معمار برجسته «زاها حدید» را که موفق به کسب مدال افتخار «پریتیزکر» شده برای ساخت این سازه برگزید. طرح‌های پیچیده «حدید» در طراحی‌های معمول کارخانه تحول جدیدی به وجود آوردند. یک سازه مرکزی، قسمت‌های مربوط به مدیران و کارگران را با استفاده از ریلهای معلق حمل قطعات به هم وصل کرده است.

«زاها حدید» رشته منسجمی در ساختمان مرکزی «بی ام دبلیو» ایجاد کرده که مردم و ماشین‌ها در کنار هم قرار گرفته‌اند.

حدید می‌گوید: «ما به نوآوری و ابداع معتقدیم و برای نیل به این هدف شرکت بی ‌ام دبلیو، استقامت و طاقت بسیاری در واگذاری این پروژه به ما نشان داد.»

ساختمانی که حدید طراحی کرده است، هیچ مشابه قبلی نداشته و وی با ذهنیتی جدید دست به ساخت این سازه اعجاب‌انگیز زده است.

کارخانه از یک مجموعه سه عضوی تشکیل شده است. این سه ساختمان از سه نقطه مرکزی توسط خط تولید به هم متصلند. ساخت اولیه این کارخانه در املاک خصوصی «بی ‌ام دبلیو» آغاز شده و در سال ۲۰۰۴ به بهره‌برداری رسید.

بدنه‌های نیمه تمام اتومبیل‌ها و قطعات مختلف ماشین روی تسمه انتقال دهنده که مانند ارابه‌ای آنها را حمل می‌کند قرار می گیرند.این قطعات به آرامی و بدون ایجاد سر و صدای مزاحم و آزاردهنده، در بخشی از مسیر خود به سمت قسمت‌های تکمیل کننده، از بالای غذاخوری و محل استراحت کارکنان عبور می‌کنند.

این نقاط مشترک محل عبور قطعات و سیر مراحل تکمیلی هستند:

قسمت ساخت بدنه‌های نیمه تمام (۶۴۵۰۰۰ فوت مربع)، قسمت رنگ (۲۷۰ هزار فوت مربع) و در آخر محوطه وسیع اتصال قطعات (یک میلیون و ۷۵ هزار فوت مربع)، که در آن جا قطعات رنگ شده به هم وصل شده و در انتها به صورت اتومبیلی لوکس و گران‌قیمت از خط تولید خارج می‌شوند.

ساختمان مرکزی مانند مرکز عصبی یا مغز کل کارخانه عمل می‌کند. رشته‌های فعالیت ساختمانهای دیگر در این نقطه به هم وصل شده و عملا از این ساختمان منشعب می‌شوند.

این استراتژی طراحی در مسیرهای گذر مردم و کارمندان (زمانی که صبح‌ها به سر کار می‌روند و زمانی که برای صرف غذا از محوطه خارج می‌شوند) استفاده شده است. بینندگان به بهترین شکل دور تسلسل و پیشرفت خط تولید قطعات را که به صورت افقی و معلق در فضا قرار گرفته، مشاهده می‌کنند.

با دیدن روند مذکور این فکر به بیننده القاء می‌شود که گویی همه قسمتهای مستقل از این قسمت کارخانه شبیه‌سازی و توسط موتوری قدرتمند متحرک شده و در بخش مرکزی ظهور پیدا می‌کند. در حقیقت عملکرد به گونه‌ای است که تمام حرکات و اعمال از یک قیف رد شده، در آن فشرده و عصاره حاصل از آن بین سه قسمت دیگر مجددا پخش می‌شود: بدنه اولیه، قسمت رنگ، و بخش سرهم کردن قطعات.

در یک توصیف کلی وقتی بیننده به این ساختمان نگاه می‌کند سازمان‌دهی مراحل مختلف از جمله فعالیت‌های عادی و عمومی کارمندان، تا فعالیت تخصصی ماشین‌های خودکار از جلو تا وسط ساختمان قابل تشخیص است. سردر اصلی مانند چتری از دو طرف به ستون‌هایی محکم چفت شده است.

افرادی که در ورودی درهای اصلی مستقر هستند، حرکت قطعات ماشین‌ها را به صورت کاملا برهنه مشاهده می‌کنند. این ورودی به افراد اجازه می‌دهد تا به قلب کارخانه نفوذ کرده و امکان دید را برای آنها فراهم می‌کند.

طراحی ویژه و نورپردازی زیبای قسمت ورودی و مرکزی به صورتی است که فضای ورودی را بدون مشکل و بدون صرف هزینه و اتلاف انرژی برق، نمایان می‌سازد. استراتژی اولیه طراحی این فضا به صورتی است که قسمت برش و طبقات هم کف و طبقه اول به صورتی پیوسته به هم متصل باشند.

دو صفحه مجزا که به شکل تراس طراحی شده، از شمال به جنوب و از جنوب به شمال امتداد یافته تا همه چیز از قسمت مرکزی طبقه اول قابل دسترسی و رویت باشد. در انتهای این مسیر معلق، قسمت بازرسی قرار گرفته که توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کند. قسمت‌هایی که تکمیل شده‌اند به این قسمت وارد شده و پس از کسب اطمینان در کیفیت آنها به قسمت اتصال مستقل می‌شوند
پيش فرض مرکز مرکز هنر و رسانه دوسلدورف
پيش فرض مسجد و معماری

در میان عناصر شهری عبادتگاه از اهمیت ویژه ای برخوردار است و از دیگر عناصر شهری نمایان تر است به همین جهت معماری آن نیز مورد توجه ویژه بوده است .
عبادتگاه در آغاز نیازی به نشانی ویژه نداشته و خود به خود جذاب بوده است اما با گسترش شهر و روستا عناصر شاخصی به آن افزوده شده که راهنمای عابران بوده است .
بدون تردید مسجد در میان عبادتگاه ها خود جایگاهی ممتاز دارد و از آنجایکه آیین نماز از سادگی برخوردار است تقریباً هر نوع ساختمانی را برای عبادت مناسب می داند .


مسجد بزرگ استراسبورگ فرانسه – طراح : خانم زاحا حدید
مسجد از ریشه سجده و در قرآن به معنای خود را به خاک انداختن و در معنای وسیع به معنی مکان عبادت است .


پیامبر اکرم (ص) فرمودند : هر جا که نماز برپا دارید همان جا مسجد است .


و این نکته را باید مدنظر قرار داد که معماری مسجد از اساس مساوات طلبانه ، شمایل شکن ، درون نگر و از همه مهمتر سرشار از انگیزه های مذهبی عمیق است .
در ابتدا مسجد جایگاهی برای عبادت ، بیعت ، اعلام مبارزات ، تظلم خواهی و … بوده است و امروز جایگاهی عبادی ، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی دارد لذا فرم آن باید جوابگوی عملکرد باشد .
با توجه به مسائل مذکور که اهمیت معماری مسجد را نشان می دهد طراحی نوینی از مسجد می تواند ضمن پاسخگویی عملکرد جایگاه این مرکز عبادی ، سیاسی را به نحو احسن متجلی سازد و با احیاء مفاهیمی که به علت عادت و روزمرگی تنها در قالب ظاهر و فرم حفظ شده اند روحی تازه منعکس کند .


از جمله مساجدی که با فرمی نو خودنمایی می نماید مسجد بزرگ استراسبورگ فرانسه طراحی شده توسط خانم زاها حدید می باشد که فضایی روحانی سیال به وجود آورده و می تواند نقطه عطفی در معماری مسجد باشد .


مسجد باید به گونه ای طراحی شود که افراد را به سوی راز و نیاز آگاهانه با خداوند هدایت نماید چرا که اگر راز و نیاز بر حسب عادت و نا آگاهانه و سطحی باشد موثر واقع نمی شود .
مطلوب است نتیجه نهایی این طرح فضایی روحانی ، آرامش بخش و سرشار از جاذبه هدفمند باشد که تعالی و تکامل را متجلی نماید .


برای رسیدن به این هدف می توان با افزودن فضاهایی جانبی روح تفکر ، تعمق و پژوهش را در مومنین احیاء و تقویت نمود .


بنابراین مسئله عمده این طراحی در کنار فراهم آوردن فضایی روحانی و آرام بخش ، جذابیت هدفمند مجموعه خواهد بود .

مرکز مرکز هنر و رسانه دوسلدورف


برای توسعه مجدد بندرگاه اصلی شهر دوسلدورف به منطقه ای پویا ودر خور توجه فضاهای متعدد از جمله دفاتر اداری، شرکتهای تبلیغاتی و استودیوهای هنری ، فضاهای تجاری و رستوران های مختلف را نیاز بوده زاها حدید گونه ای چشم انداز (Landscape) مصنوعی با دید به سمت رودخانه را خلق کرده است که در واقع امتداد فعالیت هایی است که بر روی رودخانه انجام میشود. این فضای باز به وسیله یک ساختمان با طول ۶۰ متر که در برگیرنده فضاهای اداری است از اطراف و به ویژه سر وصدای ترافیک محیط جدا میشود یک سطح مثلثی شکل فلزی عظیم که از رودخانه آغاز می شود سایت را قطع می کند و در محل تقاطعش با دیواره حائل ، رامپ ورودی را شکل می دهد.شکاف هایی (ترک هایی) که در سطح صفحات تشکیل دهنده زمین به وجود آورده شده است ، ساختمان استودیوهای فنی ، مغازه ها و رستوران ها که در زیر سطح زمین جای گرفته اند را آشکار می کند. در زیر سطح زمین دیواره بخش خدمات فنی تحت تاثیر نیروهای طراحی فشرده شده و به ناگهان قسمتی از آن از زمین سر برآورده است . با ایجاد قوسی به محیط سالن ۳۲۰ نفره سینما را ایجاد کرده است.


بدنه دیوار حایل که به سمت خیابان می باشد با شیارهای بسیار کوچک بتنی حکاکی شده است و در سمت رودخانه لایه های طبقات بصورت طره ای (اتصال یک طرفه تیر) معلق شده اند که به صورت عمود به خیابان قرار می گیرند ، مانند خرده شیشه هایی که آزادانه در هنگام خرد شدن به اطراف پخش میشوند ساختمان آخر که متشکل از مجموعه ای از صفحات شفاف است عمود بر خیابان قرار گرفته است که ساختمان finger نامیده می شود. جایی که سطوح طبقات به صورت همگرا به هم می پیوندند فضای خالی به صورت مدور شکل میگیرد و اتاق های کنفرانس و فضاهای نمایشگاهی شکل می گیرند. مکعب شیشه ای ساده (مینیمال) توسط مجموعه ای از ستون ها و پایه ها و سازه های عظیم مثلثی شکل احاطه شده است . لابی ورودی محل برخورد ساختمان دیواره ای با ساختمان (finger) است .در این نقطه خیابان و فضای باز اطراف رودخانه به طور کامل به هم پیوند خورده اند.




زاها حدید اخیراً عهده دار کرسی استادی کنزو تانگه (Kenzo Tange) در مدرسه طراحی دانشگاه هاروارد، و کرسی استادی سالیوان در دانشگاه ایلی نویز (Illinois)، مدرسه معماری شیکاگو، گردید و قبلاً نیز به عنوان استاد میهمان در دانشگاه هنر هامبورگ (Hochschule für Bildende Künste)، مدرسه معماری نولتن (Knolton)، استودیوی اوهایو و کارشناسان ارشد (Ohio and the Masters) در دانشگاه کلمبیا، نیویورک، تدریس نموده است. علاوه بر این، او عضو افتخاری آکادمی هنر و ادبیات آمریکا و همکار انستیتوی معماری آمریکا می باشد. وی در حال حاضر استاد دانشگاه هنرهای کاربردی وین در اتریش و دستیار درس طراحی معماری ائرو ساآرینن (Eero Saarinen) در ترم بهار ۲۰۰۴ دانشگاه ییل (Yale)، نیوهون (New Haven)،است.


حدید معماری است که پیوسته مرزهای معماری و طراحی شهری را گسترش می دهد. او در کارهایش با بهره گیری از مفاهیم فضایی جدیدی که تقویت کننده مناظر شهری موجود هستند، زیبایی شناسی نظری ای (غیرعملی) را پیگیری و تجربه می کند که تمام زمینه های طراحی از طراحی شهری تا طراحی داخلی و مبلمان را در برمی گیرد. با اینکه شهرت زاها حدید بیشتر بخاطر اصلی ترین کارهای ساخته شده اش می باشد، اما علایق و دل مشغولی های عمده او مستلزم اشتغال همزمان وی به فعالیت حرفه ای، تدریس و پژوهش است.
حدید اساس معماری را در نحوه فکر کردن به آن می داند. طرح های ساختمانی حدید که به صورت نقاشی عرضه می شوند، در ٢۵ سال گذشته، نقش مهمی در تحول معماری معاصر داشته اند. این آثار در موزه ها و گالری های معروف جهان از جمله موزه گوگنهایم و موزه هنرهای مدرن نیویورک به نمایش درآمده و بخشی از کلکسیون دائمی آنهاست.


زاها حدید با شرکت در مسابقات متعدد طراحی معماری، ایده ها و افکار نوینی را به معرض نمایش گذاشته است که این امر نشان دهنده رویکرد آوانگارد و پیشروی وی در طراحی معماری می باشد. اکثریت پروژه های مختلف او که تاکنون اجرا شده اند و یا در حال حاضر در دفتر وی بر روی آنها کار می شود، حاصل شرکت در این مسابقات هستند.


طرح های بدیع او برای ایجاد فضاهای معماری سال ها با تحسینی توأم با تردید روبرو بود. اما امروزه که جهان آمادگی بیشتری برای پذیرش و ایجاد بناهای پیچیده دارد، این طرح ها نیز با استقبال بیشتری روبرو شده است. او در کار خود از حرکت، ایجاد فضاهای خالی و فرم های کشیده افقی استفاده می کند و در زمینه طراحی مبلمان و معماری داخلی، طرح های نمایشگاهی و تجهیزات و لوازم صحنه نمایش نیز کارهای زیادی را انجام داده است.

زاها حدید تا به حال بخاطر طراحی پروژه های مختلف، چندین جایزه معماری دریافت نموده است و در سال ۲۰۰۴ نیز به عنوان برنده جایزه معماری پریتزکر، مهم ترین جایزه جهان در زمینه معماری، انتخاب گردید. او نخستینی زنی است که طی ۲۸ سال برگزاری جایزه پریتزکر، موفق به دریافت این جایزه معتبر بین المللی شده است. جایزه صدهزار دلاری پریتزکر طی مراسمی در روز ٣١ ماه مه همان سال در موزه آرمیتاژ در شهر سن پترزبورگ روسیه به این معمار عراقی ـ انگلیسی، اعطا گردید.


مشهورترین پروژه های ساخته شده زاها حدید عبارتند از:
  1. ایستگاه آتش نشانی Vitra، Weil am Rhein، آلمان (۱۹۹۳)
  2. ساختمان نمایشگاهی Lfone، Weil am Rhein، آلمان (۱۹۹۹)
  3. منطقه ذهن (Mind Zone) در گنبد هزاره، گرینویچ، لندن، انگلستان (۱۹۹۹)
  4. پارک سوار هونهایم شمالی، استراسبورگ، فرانسه (۲۰۰۱)
  5. جایگاه اسکی پرش Bergisel، Innsbruck، اتریش (۲۰۰۲)
  6. مرکز هنرهای معاصر Rosenthal، سین سیناتی، اوهایو، ایالات متحده (۲۰۰۳)
  7. مرکز مگی در بیمارستان ویکتوریا (۲۰۰۶)، کرکالدی، اسکاتلند
  8. ایستگاه قطار سریع السیر ناپل (۲۰۰۶)، ناپل، ایتالیا
  9. ساختمان مرکزی ب ام و (۲۰۰۵)، لیپزیگ، آلمان
  10. ترن هوایی (۲۰۰۷) اینسبورگ، اطریش
  11. مرکز علمی فائنو (۲۰۰۵)، وولفسبرگ، آلمان
  12. سکوی پرش اسکی برگیسل (۲۰۰۲)، اینسبورگ، اطریش

در حال حاضر نیز در دفتر زاها حدید بر روی پروژه های متنوعی کار می شود:
  1. مرکز ملی هنرهای معاصر (MAXXI)، رم، ایتالیا
  2. موزه گوگنهایم، Taichung، تایوان
    پيش فرض ایستگاه آتش نشانی ویترا (زاها حدید)


    ایستگاه آتش نشانی ویترا ( vitra fire station )از زبان خود زاها حدید (zaha hadid)در riba

    ایستگاه آتش نشانی ویترا به عنوان بنایی مجزا ایجاد نشده استت بلکه حکم کناره بیرونی منطقه ای نماسازی شده را دارد که به جای اشغال فضا ، در واقع آن را تبیین می کند زاها حدید در سخنرانی خود چگونگی شکل گیری پروژه مذکور را در طی بررسی های متعدد و مشتمل بر نقشه ، ماکت و تصاویری که در برارنده نور ، حجم ، طراحی محیطی و حرکت بودند ، نشان داد . اسکیس ها بر ترکیب معماری و زمینه موجود – که نشان دهنده محیط اطراف و جاری شدن آن در ساختمان است – تمرکز یافته اند . دیوار ها نقشی فعال در این میان دارند و متناوبا میان فضای تهی و حجم جای می گیرند و این امکان را به ساختمان می دهند که ایمن و در حال محصور باشند و به علاوه حسی از سرعت و گریز قریب الوقوع را نیز به وجود می آورند .


    هندسه ساختمان ، نشان دهنده تلاقی دو هندسه تشکیل دهنده این منطقه است و ریشه در آن دارد : برخورد جهت های مجتمع کشاورزی و پهنه گسترده راه آهن ، در این ایستگاه آتش نشانی نمود یافته استت . اندیشه کلی معماری به صورت رشته دیوارهای خطی و لایه لایه شکل گرفته است . برنامه ایستگااه آتش نشانی در فضاهای میان دیوارها که با توجه به ضرورت های کاربردی سوارخ شده ، انحراف یافته و شکسته شده اند ، نهفته است . با گذار از میان فضاهای ایستگاه مذکور می توان ماشین های قرمز رنگ و بزرگ آتش نشانی را به اجمال دید . خطوط حرکت آنها که نقوشی را شکل می دهد ، بر روری زمین نقش بسته است . کل ساختمان نشان از جنبشی دارد که گویی فعلا یخ بسته است و در واقع نشان دهنده کشمکش های گوش به زنگ بودن و توان بالقوه فعالیت در هر لحظه است

    دیوارها گویی بر روی یکدیگر می لغزند ، چرا که درهای کشویی بزرگ عملاا دیواری متحرک را به وجود آورند . طراحی بنا دو بخش متفاوت را که عبارتند از جای دهی ماشین های آتش نشانی و نیز فراهم سازی تسهیلات گوناگون برای آتش نشانی ها ، در هم می آمیزد . اندیشه کلی دیوارهای قرار گرفته در کنار یکدیگر ، هر دو بخش یاد شده را در بر می گیرد و از آن طریق فصل مشترک این دو را نوعی شکستگی یا خمیدگی در خط بنا نمایان می سازد . ورودی ساختمان مشخصا در محل این اتصال قرار گرفته است . کل ساختمان از بتن در جای تقویت شده است . ثابت گردیده است که این نوع مصالح بهترین وسیله برای اجرای اشکال تندیس مانند و سازه های بزرگی همچون دهانه ها و تیر طره ای های بلند به شمار می آید . در این میان توجه خاصی به تیزی تمامی لبه ها شده ، و از هرگونه اتصال همچون حاشیه بام یا روکش منشور و کیفیت انتزاعی اندیشه معماری نهفته در بنا می کاهند . در فقدان همین قبیل جزییات ، شیشه اندازی های بدون چارچوب را در محل خودرو ها و همچنین فضاهای داخلی که با صفحه های کشویی محصور شده است ، به دنبال دارد.


    داخل آندسته از فضاهایی که نیاز به عایق بندی دارند ، اندود گچ شده است . دیوارهای سرویس های بهداشتی کاشیکاری گردیده است . رختکن که میان فضاهای تعویض لباس و پوشیدن منااسب قرار دارند ، به ترتیب از فلز و فلز زنگ نزن ساخته شده اند . دیواری طلایی رنگ در انتهای اتاق بهداشتی ، به سمت بیرون متمایل شده اشت . نورپردازی نیز با معماری در هم آمیخته و مبنای خطی دارد و نه نقطه ای . این خطوط بر روی صفحه به گونه ای تنظیم گردیده اند که نور از برش های خاصی بیرون بزند و نه اینکه به شکل حجم هایی باشد که نوعی سربار و تحمیل بر فضا به شمار آیند . خطوط نور ، دقت لازم و حرکت سریع را در درون ساختمان هدایت می کنند .


    ایستگاه آتش نشانی ویترا از زبان زاها حدید در riba

    ایستگاه آتش نشانی ویترا به عنوان بنایی مجزا ایجاد نشده استت بلکه حکم کناره بیرونی منطقه ای نماسازی شده را دارد که به جای اشغال فضا ، در واقع آن را تبیین می کند زاها حدید در سخنرانی خود چگونگی شکل گیری پروژه مذکور را در طی بررسی های متعدد و مشتمل بر نقشه ، ماکت و تصاویری که در برارنده نور ، حجم ، طراحی محیطی و حرکت بودند ، نشان داد . اسکیس ها بر ترکیب معماری و زمینه موجود – که نشان دهنده محیط اطراف و جاری شدن آن در ساختمان است – تمرکز یافته اند . دیوار ها نقشی فعال در این میان دارند و متناوبا میان فضای تهی و حجم جای می گیرند و این امکان را به ساختمان می دهند که ایمن و در حال محصور باشند و به علاوه حسی از سرعت و گریز قریب الوقوع را نیز به وجود می آورند .
    هندسه ساختمان ، نشان دهنده تلاقی دو هندسه تشکیل دهنده این منطقه است و ریشه در آن دارد : برخورد جهت های مجتمع کشاورزی و پهنه گسترده راه آهن ، در این ایستگاه آتش نشانی نمود یافته استت . اندیشه کلی معماری به صورت رشته دیوارهای خطی و لایه لایه شکل گرفته است . برنامه ایستگااه آتش نشانی در فضاهای میان دیوارها که با توجه به ضرورت های کاربردی سوارخ شده ، انحراف یافته و شکسته شده اند ، نهفته است . با گذار از میان فضاهای ایستگاه مذکور می توان ماشین های قرمز رنگ و بزرگ آتش نشانی را به اجمال دید . خطوط حرکت آنها که نقوشی را شکل می دهد ، بر روری زمین نقش بسته است . کل ساختمان نشان از جنبشی دارد که گویی فعلا یخ بسته است و در واقع نشان دهنده کشمکش های گوش به زنگ بودن و توان بالقوه فعالیت در هر لحظه است
    دیوارها گویی بر روی یکدیگر می لغزند ، چرا که درهای کشویی بزرگ عملاا دیواری متحرک را به وجود آورند . طراحی بنا دو بخش متفاوت را که عبارتند از جای دهی ماشین های آتش نشانی و نیز فراهم سازی تسهیلات گوناگون برای آتش نشانی ها ، در هم می آمیزد . اندیشه کلی دیوارهای قرار گرفته در کنار یکدیگر ، هر دو بخش یاد شده را در بر می گیرد و از آن طریق فصل مشترک این دو را نوعی شکستگی یا خمیدگی در خط بنا نمایان می سازد . ورودی ساختمان مشخصا در محل این اتصال قرار گرفته است . کل ساختمان از بتن در جای تقویت شده است . ثابت گردیده است که این نوع مصالح بهترین وسیله برای اجرای اشکال تندیس مانند و سازه های بزرگی همچون دهانه ها و تیر طره ای های بلند به شمار می آید . در این میان توجه خاصی به تیزی تمامی لبه ها شده ، و از هرگونه اتصال همچون حاشیه بام یا روکش منشور و کیفیت انتزاعی اندیشه معماری نهفته در بنا می کاهند . در فقدان همین قبیل جزییات ، شیشه اندازی های بدون چارچوب را در محل خودرو ها و همچنین فضاهای داخلی که با صفحه های کشویی محصور شده است ، به دنبال دارد.
    داخل آندسته از فضاهایی که نیاز به عایق بندی دارند ، اندود گچ شده است . دیوارهای سرویس های بهداشتی کاشیکاری گردیده است . رختکن که میان فضاهای تعویض لباس و پوشیدن منااسب قرار دارند ، به ترتیب از فلز و فلز زنگ نزن ساخته شده اند . دیواری طلایی رنگ در انتهای اتاق بهداشتی ، به سمت بیرون متمایل شده اشت . نورپردازی نیز با معماری در هم آمیخته و مبنای خطی دارد و نه نقطه ای . این خطوط بر روی صفحه به گونه ای تنظیم گردیده اند که نور از برش های خاصی بیرون بزند و نه اینکه به شکل حجم هایی باشد که نوعی سربار و تحمیل بر فضا به شمار آیند . خطوط نور ، دقت لازم و حرکت سریع را در درون ساختمان هدایت می کنند .
    زاها حدید از طرح پیشنهادی خود برای ناحیه تجاری دبی پرده برداری کرد.در طرح تفصیلی , ساخت دو برج مطرح شده بود اما تفسیر آزاد زاها به فرم مکعبی غول آسا درآمد.
    برج opusدر کنار برج دبی و در همسایگی مرکز بین المللی دبی و مرکز تجارت و پیمان جهانی قرار دارد و دسترسی بسیار خوبی به شهر خواهد داشت. این ساختمان با سه برج مجزا, مجموعه ای یکپارچه و واحد به نظر میرسد و گویی بر فراز زمین شناور است.
    داخلopus محوطه ای برای فروشگاهها در طبقات همکف, اول, دوم وجود خواهد داشت. این ساختمان به درجه AAA خود میبالد و از ۸۷% فضای آن استفاده مناسب شده است.
    ساختمان bmw















    سایت پلان




    طبقه اول



    طبقه دوم و سوم



    برش عرضی

     
    پيش فرض زاحا حديد

    سلام و صد سلام
    داشتم دنبال طرح های جالب معماری ميگشتم كه با معمار زن عراقی زاحا حديد آشنا شدم
    البته قبلا اسمشون رو از استادامون شنيده بودم
    فكر كردم خوب باشه شما هم با مطالبی كه خوندم آشنا ببشيد،شايد براتون جالب باشه



    حدید معماری است که پیوسته مرزهای معماری و طراحی شهری را گسترش می دهد. او در کارهایش با بهره گیری از مفاهیم فضایی جدیدی که تقویت کننده مناظر شهری موجود هستند، زیبایی شناسی نظری ای (غیرعملی) را پیگیری و تجربه می کند که تمام زمینه های طراحی از طراحی شهری تا طراحی داخلی و مبلمان را در برمی گیرد. با اینکه شهرت زاها حدید بیشتر بخاطر اصلی ترین کارهای ساخته شده اش می باشد، اما علایق و دل مشغولی های عمده او مستلزم اشتغال همزمان وی به فعالیت حرفه ای، تدریس و پژوهش است. حدید اساس معماری را در نحوه فکر کردن به آن می داند. طرح های ساختمانی حدید که به صورت نقاشی عرضه می شوند، در ٢٥ سال گذشته، نقش مهمی در تحول معماری معاصر داشته اند. این آثار در موزه ها و گالری های معروف جهان از جمله موزه گوگنهایم و موزه هنرهای مدرن نیویورک به نمایش درآمده و بخشی از کلکسیون دائمی آنهاست.
    زاها حدید با شرکت در مسابقات متعدد طراحی معماری، ایده ها و افکار نوینی را به معرض نمایش گذاشته است که این امر نشان دهنده رویکرد آوانگارد و پیشروی وی در طراحی معماری می باشد. اکثریت پروژه های مختلف او که تاکنون اجرا شده اند و یا در حال حاضر در دفتر وی بر روی آنها کار می شود، حاصل شرکت در این مسابقات هستند.
    طرح های بدیع او برای ایجاد فضاهای معماری سال ها با تحسینی توأم با تردید روبرو بود. اما امروزه که جهان آمادگی بیشتری برای پذیرش و ایجاد بناهای پیچیده دارد، این طرح ها نیز با استقبال بیشتری روبرو شده است. او در کار خود از حرکت، ایجاد فضاهای خالی و فرم های کشیده افقی استفاده می کند و در زمینه طراحی مبلمان و معماری داخلی، طرح های نمایشگاهی و تجهیزات و لوازم صحنه نمایش نیز کارهای زیادی را انجام داده است. زاها حدید تا به حال بخاطر طراحی پروژه های مختلف، چندین جایزه معماری دریافت نموده است و در سال ۲۰۰۴ نیز به عنوان برنده جایزه معماری پریتزکر، مهم ترین جایزه جهان در زمینه معماری، انتخاب گردید. او نخستینی زنی است که طی ۲۸ سال برگزاری جایزه پریتزکر، موفق به دریافت این جایزه معتبر بین المللی شده است. جایزه صدهزار دلاری پریتزکر طی مراسمی در روز ٣١ ماه مه همان سال در موزه آرمیتاژ در شهر سن پترزبورگ روسیه به این معمار عراقی ـ انگلیسی، اعطا گردید.
    مشهورترین پروژه های ساخته شده زاها حدید عبارتند از:
    ۱ـ ایستگاه آتش نشانی Vitra، Weil am Rhein، آلمان (۱۹۹۳)
    ۲ـ ساختمان نمایشگاهی Lfone، Weil am Rhein، آلمان (۱۹۹۹)
    ۳ـ منطقه ذهن (Mind Zone) در گنبد هزاره، گرینویچ، لندن، انگلستان (۱۹۹۹)
    ۴ـ پارک سوار هونهایم شمالی، استراسبورگ، فرانسه (۲۰۰۱)
    ۵ـ جایگاه اسکی پرش Bergisel، Innsbruck، اتریش (۲۰۰۲)
    ۶ـ مرکز هنرهای معاصر Rosenthal، سین سیناتی، اوهایو، ایالات متحده (۲۰۰۳)
    ۷- مرکز مگی در بیمارستان ویکتوریا (۲۰۰۶)، کرکالدی، اسکاتلند
    ۸- ایستگاه قطار سریع السیر ناپل (۲۰۰۶)، ناپل، ایتالیا
    ۹- ساختمان مرکزی ب ام و (۲۰۰۵)، لیپزیگ، آلمان
    ۱۰- ترن هوایی (۲۰۰۷) اینسبورگ، اطریش
    ۱۱- مرکز علمی فائنو (۲۰۰۵)، وولفسبرگ، آلمان
    ۱۲- سکوی پرش اسکی برگیسل (۲۰۰۲)، اینسبورگ، اطریش

    در حال حاضر نیز در دفتر زاها حدید بر روی پروژه های متنوعی کار می شود:
    ۱ـ مرکز ملی هنرهای معاصر (MAXXI)، رم، ایتالیا
    ۲ـ موزه گوگنهایم، Taichung، تایوان
    ۳ـ طرح کلی ناحیه Zorrozaurre، بیلبائو، اسپانیا
    ۴ـ توسعه مرکز هنرهای Price Tower، Bartlesville، ایالات متحده
    ۵ـ مرکز فرهنگی ـ ورزشی Herault، مون پلیه، فرانسه
    اگر بخواهيم در يك جمله شخصيت حرفه اي «حديد» را تبيين كنيم بايد بگوييم : «ضاحا حديد، معمار آثار ساخته نشده...!»؛ معماري كه آثار بايگاني شده او بر روي كاغذ وي بسيار بيشتر از آثار ساخته شده او است، ولي به هر حال، شخصيت نظريه پردازانه اين معماره را علي الخصوص با كسب افتخار اخيرش، نمي توان انكاركرد

    زاها حديد» معماري همه فن حريف و عاشق رقابت...!

    به هر حال در سالهاي اخير، «حديد» مي تواند شاهد باشد كه ديدگاههاي «كاغذي» جاه طلبانه اش به واقعيتي سه بعدي تبديل شده اند! راتچيلد رئيس هيات ژوري پريتزكر مي گويد:«زاها حديد از تيپولوژي موجود جدا شده و هندسه بناها را جا به جا كرده است...»، هاكس تيبل (عضو ژوري و منتقد معماري) نيز در مورد او مي گويد: «از نقاشي هاي اوليه او و مدلهايش گرفته تا بناهاي كنوني و كارهاي مرحله اي او ،اصولي دقيق و تصور شخصي محكمي وجود داشته است كه روش ما را براي ديدن و تجربه فضا تغيير داده است. هندسه تكه پاره حديد و تحرك سيالش بيشتر از خلق يك زيبايي پويا و انتزاعي تاثير گذار است.اين تجسمي از كار است كه جهاني را كه ما درون آن زندگي مي كنيم،جستجو و بيان مي كند....»

    سنت شكني عجيب!

    حديد ۵۳ ساله اولين زني است كه در تاريخ ۲۶ ساله جايزه پريتزكر، مفتخر به كسب آن شده است؛ انتخاب «حديد» براي دريافت اين جايزه (حتي اگر عراقي الاصل بودن او را در نظر نگيريم) به جهت تمركز توجه «آبرومندانه ترين جايزه معماري» بر خودنمايي زنان، در حرفه اي كه از گذشته در قبضه مردان بوده است، بسيار قابل تامل است... طبق معمول آنرا به فال نيك مي گيريم.
    __________________


  3. طرح کلی ناحیه Zorrozaurre، بیلبائو، اسپانیا
  4. توسعه مرکز هنرهای Price Tower، Bartlesville، ایالات متحده
  5. مرکز فرهنگی ـ ورزشی Herault، مون پلیه، فرانسه

معمارزاها حداد


اینم چند تا عکس از خانم زاها...
براي ديدن سايز بزرگ روي عكس كليك كنيد

نام:  Zaha-Hadid.jpg
نمايش ها: 89
حجم:  18.2 كيلو بايت براي ديدن سايز بزرگ روي عكس كليك كنيد

نام:  5abu_dhabi.jpg
نمايش ها: 86
حجم:  19.6 كيلو بايت

یک زن عراقی عنوان بزرگترین معمار کنونی جهان را هم اینک با خود به یدک می کشد.
زها ( زاها ) حدید در تاریخ ۳۱ اکتبر ۱۹۵۰ در بغداد به دنیا آمده است. ایشان مدرک ریاضیات خود را از
براي ديدن سايز بزرگ روي عكس كليك كنيد

نام:  1117_XXL_Cam33_bis-743346.jpg
نمايش ها: 80
حجم:  26.8 كيلو بايت براي ديدن سايز بزرگ روي عكس كليك كنيد

نام:  zahaHadid01.jpg
نمايش ها: 73
حجم:  12.5 كيلو بايت
براي ديدن سايز بزرگ روي عكس كليك كنيد

نام:  opus_zaha_hadid.jpg
نمايش ها: 61
حجم:  19.4 كيلو بايت
براي ديدن سايز بزرگ روي عكس كليك كنيد

نام:  05.jpg
نمايش ها: 58
حجم:  12.0 كيلو بايت 
ایندفه عکس خودش!
براي ديدن سايز بزرگ روي عكس كليك كنيد

نام:  58d_zaha_hadid_steve_double.jpg
نمايش ها: 27
حجم:  29.4 كيلو بايت براي ديدن سايز بزرگ روي عكس كليك كنيد

نام:  images155995_ZahaHadid-2.jpg
نمايش ها: 37
حجم:  21.8 كيلو بايت زا ح حديد
انتخاب «زاها حديد» 1(Zaha Hadid) براي دريافت جايزه پريتزكر ۲۰۰۴، براي هيچكس به اندازه خود ضاحا (حال با هر نوع نگارش عربي) معمار عرب عراقي الاصل بريتانيايي، اعجاب آور نبود؛ خانم زاها حديد، معمار ۵۳ ساله ساكن لندن كه متاسفانه هيچ اثري از وي در اين شهر يا هيچ متروپليس ديگري ساخته نشده است، معماري كه بدترين سوابق را در روند ترجمه ايده هايش به خطوط معمارانه پشت سر گذارده، و نيز معماري كه عنوان بدترين را در جرگه معماران مطرح به لحاظ پاسخ گويي به نياز هاي كارفرما يدك مي كشد، اكنون مي تواند به عنوان اولين زن - آنهم از نوع عرب - دريافت كننده پريتزكر در طي ۲۶ سال برگزاري آن، بر خود ببالد. جايزه معماري پريتزكر «جايزه معماري پريتزكر»( Pritzker ArchitecturePrize) ، به صورت سالانه به يك معمار يا فعال عرصه معماري تعلق مي گيرد؛ جديت حاميان اين جايزه (خانواده پريتزكر و از طريق بنياد هايت) در انسجام برگزاري آن در ۲۵ سال اخير، همچنين، شباهت اين جايزه از نظر نحوه انتخاب آثار و برگزاري به «جايزه نوبل»، آنرا تا حد «نوبل معماري » (كه البته وجود ندارد) ارتقا داده است.
خانواده شيكاگوئي «پريتزكر» از برژوا هاي خير و مشهور ايالات متحده هستند؛ اين خانواده كه اصالتا هتلدارند، آنچنان كه توماس پريتزكر (مدير حال حاظر بنياد هايت) مي گويد، همواره تحت تاثير جو خاص معماري شهر شيكاگو با آسمانخراشهاي عظيمش بوده اند ؛« در سال ۱۹۷۸، وقتي ما به فكر بزرگداشت معماران در قيد حيات افتاديم، كاملاً تحت تاثير معماري بوديم. والدين من فكر مي كردند كه يك جايزه برنامه ريزي شده، علاوه بر توسعه و تقويت آگاهي و اقبال عمومي نسبت به بناها ، موجبات گسترش خلاقيت بيشتري را نيز در عرصه معماري فراهم خواهد كرد» .

فعاليت جايزه پريتزكر را با وجود تاريخچه كوتاه خود، كاملا مي توان موفق ارزيابي كرد ؛۲۶ دوره برگزاري با ۲۸ برنده (سالهاي ۱۹۸۸ و ۲۰۰۱ دو برنده داشتند)، همگي به معماراني داده شده اند كه به جرات مي توان گفت سرنوشت معماري جهان را در نيمه دوم قرن بيستم رقم زده اند، معماراني همچون: فيليپ جانسون(Philip Johnson) ، لوئيس باراكا(Luis Barragan) ، جيمز استرلينگ، ريچارد مه ير(Richard Meier) ، كنزو تانگه(Kenzo Tange) ، فرانك گري(Frank O. Gehry) ، تادائو آندو(Tadao Ando) ، نورمن فاستر(Norman Foster) ، رم كولهاس(Rem Koolhaas) و ... نهايتا «زاها حديد» در سال۲۰۰۴ . .. .

حديد «زاها حديد» كيست؟
اگر بخواهيم در يك جمله شخصيت حرفه اي «حديد» را تبيين كنيم بايد بگوييم : «ضاحا حديد، معمار آثار ساخته نشده...!»؛ معماري كه آثار بايگاني شده او بر روي كاغذ وي بسيار بيشتر از آثار ساخته شده او است، ولي به هر حال، شخصيت نظريه پردازانه اين معماره را علي الخصوص با كسب افتخار اخيرش، نمي توان انكاركرد.

زاها حديد، متولد بغداد در سال ۱۹۵۰ و فارغ التحصيل مدرسه معماري انجمن معماري لندن(AA School of Architecture - Architectural Association in London) در سال ۱۹۷۷است؛ شايد بزرگترين شانس او را بتوان، حضور در دفتر معماري متروپوليتن(OMA - Office for Metropolitan Architecture) دانست، دفتري كه در آن، «گوشه چشم» بزرگ مرد معماري معاصر «رم كولهاس»(Rem Koolhaas) و نيز «اليا زنگليس» (Elia Zenghelis) «خاك راه» را به نظر كيميا مي كرد (و مي كند)!. سال ۱۹۸۷ آغاز آتليه داري «حديد» در مدرسهAA است....

«زاها حديد» معماري همه فن حريف و عاشق رقابت...!
«معماري»، «تدريس» و پژوهش، سه عنصر اصلي تشكيل دهنده شخصيت معمارانه «حديد» است؛ كرسي استادي در مدرسه طراحي دانشگاه هاروارد، كرسي استادي در دانشگاه ايلينويز، استاد مدعو در دانشگاه هنر هامبورگ و سوابق تدريس در نيويورك، اوهايو، وين و ... همگي از زاها حديد يك مربي تمام عيار معماري مي سازند.

با نگاهي كلي به پروژه هاي «حديد» مي توان نتيجه گرفت كه بيشتر آنها (حال ساخته شده و يا بيشتر ساخته نشده)، حاصل شركت او در رقابت ها و مسابقات معماري است؛ پروژه هايي مانند: پايانه هونهايم (استراسبورگ، فرانسه ۲۰۰۱)، سكوي پرش اسكي (اتريش ۲۰۰۲)، موزه گوگنهايم (تايوان)، ايستگاه قطار سريع السير (ناپل، ايتاليا)، ساختمان مركزي BMW (لايپزيگ، آلمان)، مركز هنرهاي معاصر (سين سيناتي، اوهايو، ايالات متحده و چند اثر ديگر هرچند تقريبا هيچ يك در هيچ شهر بزرگ (متروپليس) ساخته نشده اند ولي نوعا گوياي نظرگاه نو انديشانه و خاص «زاها حديد» هستند.

به هر حال در سالهاي اخير، «حديد» مي تواند شاهد باشد كه ديدگاههاي «كاغذي» جاه طلبانه اش به واقعيتي سه بعدي تبديل شده اند! راتچيلد رئيس هيات ژوري پريتزكر مي گويد:«زاها حديد از تيپولوژي موجود جدا شده و هندسه بناها را جا به جا كرده است...»، هاكس تيبل (عضو ژوري و منتقد معماري) نيز در مورد او مي گويد: «از نقاشي هاي اوليه او و مدلهايش گرفته تا بناهاي كنوني و كارهاي مرحله اي او ،اصولي دقيق و تصور شخصي محكمي وجود داشته است كه روش ما را براي ديدن و تجربه فضا تغيير داده است. هندسه تكه پاره حديد و تحرك سيالش بيشتر از خلق يك زيبايي پويا و انتزاعي تاثير گذار است.اين تجسمي از كار است كه جهاني را كه ما درون آن زندگي مي كنيم،جستجو و بيان مي كند....»

سنت شكني عجيب!
حديد ۵۳ ساله اولين زني است كه در تاريخ ۲۶ ساله جايزه پريتزكر، مفتخر به كسب آن شده است؛ انتخاب «حديد» براي دريافت اين
اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 700x350 و حجم آن 45KB است.


اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 700x496 و حجم آن 54KB است.


اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 700x432 و حجم آن 83KB است.








 
Zaha Hadid in Budapest
















 




اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 1000x669 و حجم آن 82KB است.

اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 1000x750 و حجم آن 141KB است.

اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 1000x707 و حجم آن 69KB است.

اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 1000x703 و حجم آن 80KB است.


 موزه هنرهاي نوراژيک...(واقعا شاهکاره)
طرح زاها حديد در مسابقه طراحي موزه هنرهاي نوراژيک و معاصرمديترانه واقع در کاگلياري ايتاليا به عنوان طرح برتر برگزيده شد.اين پروژه که در سه فاز اجرا خواهد شد،شامل فضاهاي نمايشگاهي،کتابخانه،سالن همايش و دفاتر اداري مربوطه مي باشد و سطح اشغال آن در کل معادل 12000 متر مربع خواهد بود. مهمترين اهداف طرح تاکيد بر ارزشهاي تمدن کهن منطقه،ايجاد امکان تبادلات فرهنگي و در عين حال تعريف نقطه اي شاخص در ورودي شهر از جانب درياچه عنوان گشته است.تداوم توده و فضا،انطباق محور طرح با آکس درياچه و برقراري ارتباط موثر ميان سيرکولاسيون داخلي و مسيرهاي عمومي،همگي در خدمت يک هدف واحد يعني سازگاري طرح با پيرامون آن تعميم يافته اند.


 شاهکار زاها حديد
سلام دوستان ...... من چند وقتي بود اسم زاها حديد رو مي ديدم ولي هيچوقت در موردش تحقيق نکردم ..ولي تازگيا شناختمش ..آقا اين کي بوده ديگه ه ه ه ه ه
هميشه يه سوال در مورد کاراش داشتم اگه از دوستان کسي اطلاعاتي داره کمکم کنه اين چيزي که واسم مجهوله اين منحني هايي هست که زاها تو کاراش استفاده ميکنه ميخوام بدونم وقتي که ميخوان سازه رو بسازن اين ها رو چطوري ميسازن ؟؟؟؟؟؟

اينم در نوع خودش جالبه .........چون اين ساختمان يک دادگاه است در شهر مادريد........
اين زاها هم عجب کارايي ميکنه ه ه ه ه...........










اينها هم از شاهکارهاي زاها حديده.....

استاديوم شنا براي المپيک 2012 لندن
اين پروژه هزينه اي بالغ بر 210 ميليون يورو در بر داشته که 60 ميليون يوروي آن تنها براي سقف آن هزينه شده است!!!!!

اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 1000x496 و حجم آن 83KB است.


اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 1000x499 و حجم آن 84KB است.


اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 1000x500 و حجم آن 100KB است.


اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 1000x500 و حجم آن 103KB است.


 
نوشته اصلي بوسيله mehran66 نمايش پست
یک زن عراقی عنوان بزرگترین معمار کنونی جهان را هم اینک با خود به یدک می کشد.
زها ( زاها ) حدید در تاریخ ۳۱ اکتبر ۱۹۵۰ در بغداد به دنیا آمده است. ایشان مدرک ریاضیات خود را از دانشکاه آمریکایی بیروت اخذ کرد و سپس برای تحصیل در مدرسه معماری (AA)راهی لندن شد. زاها حدید (Zaha Hadid) که در حال حاضر تبعه و شهروند انگلستان می باشد از سال ۱۹۷۲ در انجمن معماری لندن (Architectural Association in London) به تحصیل در رشته معماری پرداخت و در سال ۱۹۷۷ موفق به دریافت مدرک خود گردید. او پس از اتمام تحصیلات، به دفتر معماری متروپولیتن (Office for Metropolitan Architecture) پیوست و به همراه همکاران خود در OMA، رم کولهاس (Rem Koolhaas) و الیا زنگلیس (Elia Zenghelis)، به تدریس در مدرسه معماری AA پرداخت و بعدها تا سال ۱۹۸۷، آتلیه شخصی اش را در مدرسه AA سرپرستی نمود.
زاها حدید اخیراً عهده دار کرسی استادی کنزو تانگه (Kenzo Tange) در مدرسه طراحی دانشگاه هاروارد، و کرسی استادی سالیوان در دانشگاه ایلی نویز (Illinois)، مدرسه معماری شیکاگو، گردید و قبلاً نیز به عنوان استاد میهمان در دانشگاه هنر هامبورگ (Hochschule für Bildende Künste)، مدرسه معماری نولتن (Knolton)، استودیوی اوهایو و کارشناسان ارشد (Ohio and the Masters) در دانشگاه کلمبیا، نیویورک، تدریس نموده است. علاوه بر این، او عضو افتخاری آکادمی هنر و ادبیات آمریکا و همکار انستیتوی معماری آمریکا می باشد. وی در حال حاضر استاد دانشگاه هنرهای کاربردی وین در اتریش و دستیار درس طراحی معماری ائرو ساآرینن (Eero Saarinen) در ترم بهار ۲۰۰۴ دانشگاه ییل (Yale)، نیوهون (New Haven)، است.
حدید معماری است که پیوسته مرزهای معماری و طراحی شهری را گسترش می دهد. او در کارهایش با بهره گیری از مفاهیم فضایی جدیدی که تقویت کننده مناظر شهری موجود هستند، زیبایی شناسی نظری ای (غیرعملی) را پیگیری و تجربه می کند که تمام زمینه های طراحی از طراحی شهری تا طراحی داخلی و مبلمان را در برمی گیرد. با اینکه شهرت زاها حدید بیشتر بخاطر اصلی ترین کارهای ساخته شده اش می باشد، اما علایق و دل مشغولی های عمده او مستلزم اشتغال همزمان وی به فعالیت حرفه ای، تدریس و پژوهش است.
حدید اساس معماری را در نحوه فکر کردن به آن می داند. طرح های ساختمانی حدید که به صورت نقاشی عرضه می شوند، در ٢٥ سال گذشته، نقش مهمی در تحول معماری معاصر داشته اند. این آثار در موزه ها و گالری های معروف جهان از جمله موزه گوگنهایم و موزه هنرهای مدرن نیویورک به نمایش درآمده و بخشی از کلکسیون دائمی آنهاست.
زاها حدید با شرکت در مسابقات متعدد طراحی معماری، ایده ها و افکار نوینی را به معرض نمایش گذاشته است که این امر نشان دهنده رویکرد آوانگارد و پیشروی وی در طراحی معماری می باشد. اکثریت پروژه های مختلف او که تاکنون اجرا شده اند و یا در حال حاضر در دفتر وی بر روی آنها کار می شود، حاصل شرکت در این مسابقات هستند.
طرح های بدیع او برای ایجاد فضاهای معماری سال ها با تحسینی توأم با تردید روبرو بود. اما امروزه که جهان آمادگی بیشتری برای پذیرش و ایجاد بناهای پیچیده دارد، این طرح ها نیز با استقبال بیشتری روبرو شده است. او در کار خود از حرکت، ایجاد فضاهای خالی و فرم های کشیده افقی استفاده می کند و در زمینه طراحی مبلمان و معماری داخلی، طرح های نمایشگاهی و تجهیزات و لوازم صحنه نمایش نیز کارهای زیادی را انجام داده است.
زاها حدید تا به حال بخاطر طراحی پروژه های مختلف، چندین جایزه معماری دریافت نموده است و در سال ۲۰۰۴ نیز به عنوان برنده جایزه معماری پریتزکر، مهم ترین جایزه جهان در زمینه معماری، انتخاب گردید. او نخستینی زنی است که طی ۲۸ سال برگزاری جایزه پریتزکر، موفق به دریافت این جایزه معتبر بین المللی شده است. جایزه صدهزار دلاری پریتزکر طی مراسمی در روز ٣١ ماه مه همان سال در موزه آرمیتاژ در شهر سن پترزبورگ روسیه به این معمار عراقی ـ انگلیسی، اعطا گردید.
مشهورترین پروژه های ساخته شده زاها حدید عبارتند از:
۱ـ ایستگاه آتش نشانی Vitra، Weil am Rhein، آلمان (۱۹۹۳)
۲ـ ساختمان نمایشگاهی Lfone، Weil am Rhein، آلمان (۱۹۹۹)
۳ـ منطقه ذهن (Mind Zone) در گنبد هزاره، گرینویچ، لندن، انگلستان (۱۹۹۹)
۴ـ پارک سوار هونهایم شمالی، استراسبورگ، فرانسه (۲۰۰۱)
۵ـ جایگاه اسکی پرش Bergisel، Innsbruck، اتریش (۲۰۰۲)
۶ـ مرکز هنرهای معاصر Rosenthal، سین سیناتی، اوهایو، ایالات متحده (۲۰۰۳)
۷- مرکز مگی در بیمارستان ویکتوریا (۲۰۰۶)، کرکالدی، اسکاتلند
۸- ایستگاه قطار سریع السیر ناپل (۲۰۰۶)، ناپل، ایتالیا
۹- ساختمان مرکزی ب ام و (۲۰۰۵)، لیپزیگ، آلمان
۱۰- ترن هوایی (۲۰۰۷) اینسبورگ، اطریش
۱۱- مرکز علمی فائنو (۲۰۰۵)، وولفسبرگ، آلمان
۱۲- سکوی پرش اسکی برگیسل (۲۰۰۲)، اینسبورگ، اطریش
در حال حاضر نیز در دفتر زاها حدید بر روی پروژه های متنوعی کار می شود:
۱ـ مرکز ملی هنرهای معاصر (MAXXI)، رم، ایتالیا
۲ـ موزه گوگنهایم، Taichung، تایوان
۳ـ طرح کلی ناحیه Zorrozaurre، بیلبائو، اسپانیا
۴ـ توسعه مرکز هنرهای Price Tower، Bartlesville، ایالات متحده
۵ـ مرکز فرهنگی ـ ورزشی Herault، مون پلیه، فرانسه
__________________
تا درودی دیگر بدرود..
__________________
__________________
جايزه (حتي اگر عراقي الاصل بودن او را در نظر نگيريم) به جهت تمركز توجه «آبرومندانه ترين جايزه معماري» بر خودنمايي زنان، در حرفه اي كه از گذشته در قبضه مردان بوده است، بسيار قابل تامل است... طبق معمول آنرا به فال نيك مي گيريم.
دانشکاه آمریکایی بیروت اخذ کرد و سپس برای تحصیل در مدرسه معماری (AA)راهی لندن شد. زاها حدید (Zaha Hadid) که در حال حاضر تبعه و شهروند انگلستان می باشد از سال ۱۹۷۲ در انجمن معماری لندن (Architectural Association in London) به تحصیل در رشته معماری پرداخت و در سال ۱۹۷۷ موفق به دریافت مدرک خود گردید. او پس از اتمام تحصیلات، به دفتر معماری متروپولیتن (Office for Metropolitan Architecture) پیوست و به همراه همکاران خود در OMA، رم کولهاس (Rem Koolhaas) و الیا زنگلیس (Elia Zenghelis)، به تدریس در مدرسه معماری AA پرداخت و بعدها تا سال ۱۹۸۷، آتلیه شخصی اش را در مدرسه AA سرپرستی نمود.
زاها حدید اخیراً عهده دار کرسی استادی کنزو تانگه (Kenzo Tange) در مدرسه طراحی دانشگاه هاروارد، و کرسی استادی سالیوان در دانشگاه ایلی نویز (Illinois)، مدرسه معماری شیکاگو، گردید و قبلاً نیز به عنوان استاد میهمان در دانشگاه هنر هامبورگ (Hochschule für Bildende Künste)، مدرسه معماری نولتن (Knolton)، استودیوی اوهایو و کارشناسان ارشد (Ohio and the Masters) در دانشگاه کلمبیا، نیویورک، تدریس نموده است. علاوه بر این، او عضو افتخاری آکادمی هنر و ادبیات آمریکا و همکار انستیتوی معماری آمریکا می باشد. وی در حال حاضر استاد دانشگاه هنرهای کاربردی وین در اتریش و دستیار درس طراحی معماری ائرو ساآرینن (Eero Saarinen) در ترم بهار ۲۰۰۴ دانشگاه ییل (Yale)، نیوهون (New Haven)، است.
حدید معماری است که پیوسته مرزهای معماری و طراحی شهری را گسترش می دهد. او در کارهایش با بهره گیری از مفاهیم فضایی جدیدی که تقویت کننده مناظر شهری موجود هستند، زیبایی شناسی نظری ای (غیرعملی) را پیگیری و تجربه می کند که تمام زمینه های طراحی از طراحی شهری تا طراحی داخلی و مبلمان را در برمی گیرد. با اینکه شهرت زاها حدید بیشتر بخاطر اصلی ترین کارهای ساخته شده اش می باشد، اما علایق و دل مشغولی های عمده او مستلزم اشتغال همزمان وی به فعالیت حرفه ای، تدریس و پژوهش است.
حدید اساس معماری را در نحوه فکر کردن به آن می داند. طرح های ساختمانی حدید که به صورت نقاشی عرضه می شوند، در ٢٥ سال گذشته، نقش مهمی در تحول معماری معاصر داشته اند. این آثار در موزه ها و گالری های معروف جهان از جمله موزه گوگنهایم و موزه هنرهای مدرن نیویورک به نمایش درآمده و بخشی از کلکسیون دائمی آنهاست.
زاها حدید با شرکت در مسابقات متعدد طراحی معماری، ایده ها و افکار نوینی را به معرض نمایش گذاشته است که این امر نشان دهنده رویکرد آوانگارد و پیشروی وی در طراحی معماری می باشد. اکثریت پروژه های مختلف او که تاکنون اجرا شده اند و یا در حال حاضر در دفتر وی بر روی آنها کار می شود، حاصل شرکت در این مسابقات هستند.
طرح های بدیع او برای ایجاد فضاهای معماری سال ها با تحسینی توأم با تردید روبرو بود. اما امروزه که جهان آمادگی بیشتری برای پذیرش و ایجاد بناهای پیچیده دارد، این طرح ها نیز با استقبال بیشتری روبرو شده است. او در کار خود از حرکت، ایجاد فضاهای خالی و فرم های کشیده افقی استفاده می کند و در زمینه طراحی مبلمان و معماری داخلی، طرح های نمایشگاهی و تجهیزات و لوازم صحنه نمایش نیز کارهای زیادی را انجام داده است.
زاها حدید تا به حال بخاطر طراحی پروژه های مختلف، چندین جایزه معماری دریافت نموده است و در سال ۲۰۰۴ نیز به عنوان برنده جایزه معماری پریتزکر، مهم ترین جایزه جهان در زمینه معماری، انتخاب گردید. او نخستینی زنی است که طی ۲۸ سال برگزاری جایزه پریتزکر، موفق به دریافت این جایزه معتبر بین المللی شده است. جایزه صدهزار دلاری پریتزکر طی مراسمی در روز ٣١ ماه مه همان سال در موزه آرمیتاژ در شهر سن پترزبورگ روسیه به این معمار عراقی ـ انگلیسی، اعطا گردید.
مشهورترین پروژه های ساخته شده زاها حدید عبارتند از:
۱ـ ایستگاه آتش نشانی Vitra، Weil am Rhein، آلمان (۱۹۹۳)
۲ـ ساختمان نمایشگاهی Lfone، Weil am Rhein، آلمان (۱۹۹۹)
۳ـ منطقه ذهن (Mind Zone) در گنبد هزاره، گرینویچ، لندن، انگلستان (۱۹۹۹)
۴ـ پارک سوار هونهایم شمالی، استراسبورگ، فرانسه (۲۰۰۱)
۵ـ جایگاه اسکی پرش Bergisel، Innsbruck، اتریش (۲۰۰۲)
۶ـ مرکز هنرهای معاصر Rosenthal، سین سیناتی، اوهایو، ایالات متحده (۲۰۰۳)
۷- مرکز مگی در بیمارستان ویکتوریا (۲۰۰۶)، کرکالدی، اسکاتلند
۸- ایستگاه قطار سریع السیر ناپل (۲۰۰۶)، ناپل، ایتالیا
۹- ساختمان مرکزی ب ام و (۲۰۰۵)، لیپزیگ، آلمان
۱۰- ترن هوایی (۲۰۰۷) اینسبورگ، اطریش
۱۱- مرکز علمی فائنو (۲۰۰۵)، وولفسبرگ، آلمان
۱۲- سکوی پرش اسکی برگیسل (۲۰۰۲)، اینسبورگ، اطریش
در حال حاضر نیز در دفتر زاها حدید بر روی پروژه های متنوعی کار می شود:
۱ـ مرکز ملی هنرهای معاصر (MAXXI)، رم، ایتالیا
۲ـ موزه گوگنهایم، Taichung، تایوان
۳ـ طرح کلی ناحیه Zorrozaurre، بیلبائو، اسپانیا
۴ـ توسعه مرکز هنرهای Price Tower، Bartlesville، ایالات متحده
۵ـ مرکز فرهنگی ـ ورزشی Herault، مون پلیه، فرانسه

معمارتویو ایتو

Star تویو ایتو

نام: سندای مدیاتک
معمار: تویو ایتو
مکان: سندای، ژاپن
مساحت سایت: 3،948.72متر مربع
زیربنا: 2،933.12 متر مربع
ارتفاع بلندترین نقطه:36.49 متر
اندازه: 2 طبقه زیر زمین و 7 طبقه بالای زمین
سازه: ساخته شده توسط بتن مسلح
طول ساخت: از 17 دسامبر 1997 تا 10 آگوست 2000
هزینه ساخت: تقریباً 13 میلیارد ین
افتتاح: 26 ژانویه 2001

طراحی مدیاتک از سال 1994 میلادی آغاز شد. در آغاز طراحی، هدف ساخت یک مجموعه چند منظوره متشکل از کتابخانه، گالری، مرکز رسانه ای بینایی که شامل سرویس های یاری رسانی برای افرادی با مشکلات بینایی و شنوایی، بود. متعاقباً، موضوع طرح تغییر یافت و بجای اینکه فقط یک موسسه چند منظوره باشد، حیطه عملکرد های آن بسیار وسیع تر شد و به آن این اجازه داده شد تا بعنوان یک "مدیاتک" علاوه بر هدف های قبلی، نیاز های کاربران مختلف و محیط های اطلاعاتی متغیر را پاسخگو باشد. "سندای مدیا تک" می تواند فرم های مختلف رسانه را بدون اینکه به شکل یا نوع آنها محدود شود، جمع آوری کرده و در معرض نمایش قرار دهد. این موسسه عمومی قرن 21، می تواند از طریق عملکرد ها و سرویس دهی های مختلفش، نیازهای فرهنگی و آموزشی کاربرانش را پاسخگو باشد. این مجموعه، مرکزی برای فعالیت در زمینه هنر و فیلم است که به عموم این اجازه را می دهد تا آزادانه اطلاعاتشان را با یکدیگر از طریق رسانه های مختلف، مبادله کنند و بیاموزند که چگونه از آن اطلاعات استفاده کنند.

خصوصیات برجسته معماری مدیاتک:

* سیستم سازه ای: ساختمان مدیاتک متشکل از 13 ستون لوله ای فولادی (در واقع محل عبور و مرور عمودی بین طبقات نیز می باشند) و 7 صفحه میله ای فولادی است که منجر به بوجود آمدن پلان های مختلف طبقاتی شده است. سازه طبقه زیرین، دارای مکانیزم جذب انرژی ارتعاشاتی ناشی از زمین لرزه می باشد.


* سیستم سازش با شرایط آب و هوایی: دریچه های بالایی روی شیشه های دو جداره نمای جنوبی، هزینه های تهویه هوا را کاهش می دهند. باز کردن دریچه ها در تابستان باعث بوجود آمودن یک محیط خنک می شود، و بستن آنها در زمستان یک لایه عایق از هوا را بوجود می آورد که گرما را زیر خود حبس می کند.


* تونل هایی برای منبع نور، مجرایی برای تهویه هوا و قابلیت حرکت عمودی: این سازه های ستونی لوله ای، به عنوان سرچشمه نور، توسط وسایلی که در بام تعبیه شده اند، نور خورشید را به داخل ساختمان منعکس می کنند. همچنین این ستون ها بعنوان ارتباط عمودی بین طبقات تلقی می شوند و برای شبکه کابلی و سیم کشی و آسانسور ها و پله ها نیز استفاده می شوند.


اطلاعات جامع در باره امکانات و تسهیلات:

بیسمنت 2اف: اینجا مکانی برای انبار کردن وسایل و تدارکات برای مدیاتک می باشد؛ مانند قفسه ها، دسته های کتاب، وسایل نمایشگاه و ...


مشخصات: مساحت: 3،017.46 متر مربع

بیسمنت 1اف: این بخش به سه قسمت تقسیم شده است. قسمت مدیریت در ناحیه شمالی، یک پارکینگ پولی در قسمت مرکزی و یک قسمت در ناحیه جنوبی برای آماده سازی ورک شاپ ها. در قسمت مدیریت، قفسه های کتابخانه متحرک نگهداری می شوند، همچنین این بخش شامل یک اتاق برای نظافت چیان و یک آشپزخانه برای کافی شاپ واقع در طبقه اول، می باشد.پارکینگ، فضای پارکی برای 60 ماشین فراهم می کند.

مشخصات: مساحت: 1،017.40 متر مربع

نقشه:



طبقه اول: پلازا
روبروی خیابان جوجنجی- دوری ، پلازای واقع در طبقه اول، یک فضای باز و وسیع را برای مراجعه کنندگان فراهم می کند. فضای بازی که در مرکز واقع شده، دارای یک پرده نمایش بزرگ است که این فضا می تواند به قسمت های کوچکتر و پارتیشن های مختلف تقسیم شود. این مکان برای رویدادها و مراسمات مختلف مناسب است. یک کافی شاپ و یک فروشگاه کتاب و وسایل هنری نیز موجود می باشد.

مشخصات: ارتفاع سقف: حدود 6.8 متر مربع


طبقه دوم: کتابخانه،منابع سمعی بصری، تجهیزات برای افراد با مشکلات بینایی و شنوایی
این طبقه برای مراجعه کنندگان مدیاتک یک راهنمایی جامع فراهم می کند. اطلاعاتی درباره چگونگی استفاده از امکانات و وسایلی که در اخبیار عموم قرار داده شده و همچنین درخواست ها برای کرایه این وسایل پذیرفته می شود. سوالات ساده درباره نحوه استفاده از این امکانات می تواند پرسیده شود، اگرچه مشاوره و اطلاعات همراه با جزئیات توسط مسئولین مربوطه داده می شود. اطلاعات طبقه دوم همچنین شامل کتابخانه شیمین سندای برای کودکان، ترمینال های جستجوی اطلاعات، اتاق های ملاقات و اتاق نگهداری و محافظت از کودکان می باشد.

مشخصات: مساحت: 2،399.13 متر مربع
ارتفاع سقف: حدوداً 2.9 متر

طبقه سوم و چهارم: کتابخانه شیمین سندای
این کتابخانه 110،000 کتاب در اتاق های مطالعه (شامل کتاب های کودکان در طبقه دوم) و 300،000 در اتاقهای قفسه بندی شده خود دارد.

مشخصات: مساحت(طبقات3و4):2،386.38 متر مربع
مساحت طبقه چهارم:586.10 متر مربع
ارتفاع سقف: 5.1 متر

طبقه پنجم: گالری 3300
این طبقه فضایی برای گالری با سقفی به ارتفاع 3.3 متر می باشد.این فضا به اتاق هایی با دیوارهای ثابت تقسیم شده است. فضایی برای نمایش، چند اتاق انتظار و یک اتاق برای باز کردن بسته بندی وسایل منتقل شده.

مشخصات: مساحت: 2،401.22 متر مربع
ارتفاع سقف: 3.3 متر

طبقه ششم: گالری 4200
این فضا برای گالری در نظر گرفته شده و ارتفاع سقف آن به 4.2 متر می رسد و مانند طبقه پنجم شامل اتاق های انتظار و اتاقی برای باز کردن وسایل منتقل شده می باشد و تفاوتی که با طبقه پچم دارد در دیوار هاست، چرا که دیوار های این طبقه قابل حرکت هستند.

مساحت: 2،406.00 متر
ارتفاع سقف:4.2 متر

طبقه هفتم: استودیو
استدودیوی واقع در طبقه هفتم شامل یک باجه برای پاسخگویی به سوالات و یک فضای کار برای خلق و اصلاح اطلاعات و داده ها می باشد. یک استودیوی تئاتر تمام عیار با گنجایش 180 صندلی که توانایی پخش 35 فیلم را دارد در این طبقه موجود می باشد. این استودیو که با وسایل اطلاعاتی مجهز شده است، فضاییست که پارتیشن بندی نشده و میتواند در زمینه های مختلف استفاده شود.

مشخصات: مساحت: 2،418.46 متر مربع
ارتفاع سقف: 3.5 متر
__________________
شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی اما حال که به آن دعوت شدی تا میتوانی زیبا برقص(چارلی چاپلین)
__________________
شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی اما حال که به آن دعوت شدی تا میتوانی زیبا برقص(چارلی چاپلین)
    پاسخ با نقل قول نقل قول چندگانه ارسال پاسخ سريع به اين پيغام

زندگی نامه هادی میرمیران

زندگی نامه هادی میرمیران

 

 


مهندس سید هادی میرمیران معمار برجستهء ایرانی که طی چهار دهه فعالیت حرفه ای خود موفق به خلق آثار برجسته و قابل اعتنایی گردید. از میان آثار وی می توان به ساختمان کانون وکلای دادگستری مرکز، ساختمان کنسولگری ایران در فرانکفورت، ساختمان مرکزی بانک توسعه صادرات ایران، ساختمان مجموعه ورزشی رفسنجان، طرح ساختمان کتابخانه ملی ایران (اجرا نشده) ، طرح ساختمان فرهنگستان های جمهوری اسلامی ایران (اجرا نشده) و طرح ساختمان موزه ملی آب (اجرا نشده) اشاره کرد.
ویژگی میرمیران در حفظ پیوستار و روح معماری کهن ایران با روش های نوین طراحی است.
زندگی
سید هادی میرمیران در ۲۳ اسفند ۱۳۲۳ در شهر قزوین به دنیا آمد. تحصیلات خود را در رشته مهندسی معماری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به انجام رساند و با ارزشیابی عالی فارغ التحصیل شد. از سال ۱۳۴۳ تا سال ۱۳۵۷ در دفتر فنی شرکت ملی فولاد ایران مشغول به کار گردید. پس از انقلاب از سال ۱۳۵۸ با عنوان مدیر طراحی در شرکت خانه سازی ایران (اصفهان) به طراحی پروژه های شهرسازی پرداخت. در سال ۱۳۶۴ به همراه گروهی از همکارانش شرکت مهندسان مشاور نقش جهان-پارس را تاسیس نمود و تا واپسین روزهای حیات در این شرکت مشغول به کار بود.
وی در شامگاه ۲۹ فروردین ۱۳۸۵ پس از یک دوره ده ساله نبرد با بیماری سرطان، درگذشت.
پیشینهء آموزشی
استاد معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران، ۱۳۷۱ تا ۱۳۸۵
استاد معماری، دانشکده معماری، دانشگاه علم و صنعت ایران، ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۵
استاد معماری، دانشکده معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شیراز و همدان از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵
افتخارات
معمار برگزیده سال ۱۳۷۹ در اولین دوره اعطای نشان معماری ایران (استاد پیرنیا)
دریافت لوح تقدیر جامعه مهندسان مشاور ایران برای شناسایی و معرفی معماری ایران در سال ۱۳۸۵
برنده جایزه بزرگ معمار - سال ۱۳۸۰
کسب جایزه مهراز - سال ۱۳۸۱
انتخاب شده به عنوان پیشکسوت معماری توسط سازمان نظام مهندسی ساختمان کشور - سال ۱۳۸۱
دریافت لقب شهروند افتخاری اصفهان - سال ۱۳۸۳
دریافت لوح تقدیر و تندیس از جامعه مهندسان مشاور ایران - سال ۱۳۸۳
دریافت نشان دولتی درجه یک فرهنگ و هنر - سال ۱۳۸۳

کامران طباطبایی


کامران طباطبایی

کامران طباطبايی ديبا از معماران صاحب سبک در معماری مدرن و معاصر ايران است که همه ی علاقه مندان به هنر، در اين سرزمين ، با سازه های معروف او ( موزه هنر های معاصر تهران ، فرهنگسراو پارک نياوران ، فرهنگسراو پارک شفق و...) آشنا هستند .ديبا پسرعموی ملکه ی سابق ايران ( فرح ديبا ) نيز هست

معمار و شهرسازو نقاش

متولد سال ۱۳۱۷ تهران
فارغ التحصيل رشته معمارى و شهرسازى دانشگاه هاروارد واشنگتن۱۹۶۳
شركت در نمايشگاه نقاشى بى ينال ونيز ۱۹۶۱
شركت درنمايشگاه نقاشى بى ينال پاريس ۱۹۶۳
برپايى نمايشگاه نقاشى در گالرى رئاليته آمريكا ۱۹۶۲
شركت در دومين كنگره معمارى ايران ۱۳۵۱
بنيانگذار دفتر مهندسين مشاور داض (قبل ازانقلاب)
شركت درمسابقه معمارى بنياد آقاخان و دريافت جايزه به خاطر معمارى شهرك شوشتر
طراحى و اجراى آثارى چون موزه هنرهاى معاصر تهران، پارك و فرهنگسراى شفق، دفتر مخصوص ملکه ایران ، پارك وفرهنگسراى نياوران، منزل مسكونى (موزه) پرويز تناولى، نمازخانه جنب موزه فرش، مسجد جندى شاپور، شهرك شوشتر، ويلاى «پيرونه» (اسپانيا)، ويلاى «اسپارتينا» (اسپانيا) و چندين اثر ديگر در ايران و اروپا و آمريكا ۱۳۸۳- ۱۳۴۵
اقامت دائمى در اسپانيا در سال هاى پس ازانقلاب

يكى از مراكز فرهنگی و هنرى كه در چندسال اخير بسيارموردتوجه و بازديد قرار گرفته و رفته رفته به كاربرى اصلى خود نزديك شده، موزه هنرهاى معاصر تهران است كه بخش بزرگى از جذابيت آن، به بناى ماندگار آن مربوط مى شود.
اين ساختمان در تهران خويشاوندان ديگرى نيز دارد كه با كمى دقت از ساير سازه هاى مطرح و معروف متمايز مى شود.
"دفتر مخصوص " ملکه ی ایران در سال هاى پيش از انقلاب، فرهنگسراى نياوران و منزل (موزه) «پرويز تناولى» (درنياوران) از ديگر بناهايى هستند كه خيلى سريع و با صراحت هم خونى خود را با موزه هنرهاى معاصر بازگو مى كنند.بالاى بناهاى نامبرده و پايين همه آنها تنها نام و امضاى يك نفر وجوددارد، كه آن هم «كامران ديبا» ازمعماران مدرن ايران و يكى از چهره هاى شاخص نسل دوم معمارى معاصر ماست

ولازم به ذکر است که در چند سال اخیر اکثر کارهای این معمار زبر دست ایرانی و تحصیل کرده تحریف شده است که این موضوع باعث شده تا گاه و بی گاه کامران دیبا انتقادهای شدیدی نسبت به اخلاق در معماری ایرانی داشته باشد.(نظر شما را به مقاله قاسم گرانطبع منتشره در مجله معمار شماره31-جلب میکنم)

در زیر فهرستی از کارهای کامران دیبا را می توانید مشاهده کنید

 

هوشنگ سیحون

هوشنگ سیحو

زندگی نامه
او در ۱۲۹۹ در تهران بدنیا آمد. تحصیلات معماری خود را در دانشگاه تهران و دانشکده هنرهای زیبای پاریس
(بوزار) انجام داد، وی هم اکنون در ونکوور کانادا زندگی می کند.

پیشینه معماری
وی زمانی استاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و سه دوره رئیس این دانشکده بود. استاد"هوشنگ سیحون" نقاش و معمار 86 ساله ایرانی، به مرد بناهای ماندگار معروف است آن هم به دلیل طراحی و نظارت بر ساخت آرامگاه بزرگانی چون خیام، كمال الملك، بوعلی سینا، نادرشاه افشار، كلنل محمدتقی خان پسبان و ده ها مقبره و آرامگاه دیگر، ضمناً وی طراح بنای موزه توس در سال 1347 و همچنین ساختمان بانك سپه در میدان توپخانه تهران نیز می باشد.
استاد سیحون نقش اندازی است كه در دنیای ابعاد از معانی پر رمز و راز باطن سخن به میان می آورد و معانی و فلسفه نظری و وجودی بزرگانی كه معمار و طراح آرامگاه هر یك از آنان بوده، در نقش مقبره شان متجلی نموده است. به عنوان مثال در 1338 آرامگاه حكیم عمر خیام را مبتنی بر اصول ریاضی و مثلثاتی خیام، محاسبه و طراحی كرده است. او در کتاب « نگاهی به ایران» در مورد بنای آرامگاه نادر شاه افشار می نویسد: ماده اصلی ساختمان از سنگ خارای منطقه کوهسنگی مشهد، مشهور به سنگ هر کاره است، این سنگ یکی از مقاوم ترین سنگ هایِی ست که در ایران وجود دارد، او دلیل این انتخاب را اشاره به صلابت و عظمت نادر شاه افشار می داند». او در ادامه می نویسد: « شکل کلی و مقبره ی نادر به شکل شش ضلعی متناسبی ست که، شکلِ سیاه جادرهایی را تداعی می کند، دلیل این امر همین نکته است که نادر به جای کاخ در زیر چادر زندگی می کرد.

پیشینه نقاشی
در کنار معماری به نقاشی از مناظر و روستاهای ایران می‌پرداخت و نمایشگاه‌هایی از این آثار خود در ایران و در خارج از ایران برپا کرده است.

آثار وی در نمایشگاهی در دانشگاه ماساچوست در سال 1972 در كنار آثار هنرمندانی چون پیكاسو و دالی به نمایش درآمد. در این نمایشگاه تابلویی از كلافه های خط به نمایش گذاشت كه در آن از خطوط موازی و پر پیچ و تاب كه هیچ همدیگر را قطع نمی كنند، استفاده كرده بود. دانشگاه هایی مثل MZT، هاروارد، واشنگتن و بركلی مجموعه ای از نقاشی های او را گردآوری كرده و نگهداری می كنند.
همسر سابق وی معصومه سیحون نیز نقاش است و بیش از 70 سال سن دارد و شگرد وی در کشیدن نقاشی های مدرن است.


برخی از آثار (معماری)

  • مقبره فردوسی بزرگ
  • آرامگاه فردوسی بزرگ
  • آرامگاه بوعلی سینا در همدان(1951)
  • آرامگاه خیام در نیشابور(1338)
  • آرامگاه و موزه نادرشاه در مشهد(1958)
  • آرامگاه كلنل محمد تقى خان پسيان
  • مقبره عباس ميرزا و بعضی دولتمردان قاجار
  • آرامگاه کمال‌الملک در نیشابور
  • ساختمان بانک سپه در تهران
  • بنای موزه توس(1347)
  • مرکز فرهنگی یزد
طراحی و اسلوب معماری
آرامگاه فردوسی بزرگ

مجموعه فرهنگی باغ آرامگاه فردوسی در فاصله بیست کیلومتری شهر مشهد به طرف قوچان راه دو طرفه می شود و یکی از این راه ها به وسیله بلواری به نام پردیس به طول 7 کیلومتر به باغ آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی می رسد. بنا به شواهد باستان شناسی این منطقه توس تاریخی است که در دوره اساطیری به دست توس پهلوان ایرانی بنا گذاشته شد.سراینده حماسه های بزرگ ایران نیز در همین نقطه به خاک سپرده شد. در سال 1303 همزمان با برپایی جشن هزاره فردوسی قرار شد تا آرامگاه فردوسی به همت انجمن آثار ملی ساخته شود.
انجمن با جمع اوري اعانه از مردم کارهاي آماده سازي براي ساخت بنايي در خور حکيم توس را آماده کرد. برای آغاز ساختمان باید محل دقیق مدفن فردوسی مشخص می شد. نخستین منبعی که از مدفن حکیم توس نام برده در چهار مقاله نظامی عروضی بوده که آن را جایی نزدیک، دروازه رزان توس در محل باغ خانوادگی او ذکر کرده بود.
در اردیبهشت سال 1305 ارباب کیخسرو شاهرخ برای تعیین مکان دقیق مدفن فردوسی راهی توس شد. با تحقیقات به عمل آمده مشخص شد باغ حاج میرزا علی قائم مقام نایب التولیه است. با همکاری مقامات استان سراسر باغ کاووش شد و در باغ تختگاهی یافتند که طولش شش متر و عرضش پنج متر بود و مدفن حکیم توس بود.
نقشه بنا را به اصرار انجمن شبیه آرامگاه کوروش توسط « آندره گدار» و پروفسور هرتسفلد طراحی شد و مهندس کریم طاهر زاده بر ان نظارت کرد. معمار ساختمان نیز حسین لرزاده بود. مساحت ساختمان 945 متر بود و بهترین حجاران تصاویری از شاهنامه را بر دیوارهایش حک کردند. بنای آرامگاه در مهر 1313 به مناسبت جشن هزاره فردوسی افتتاح شد. این بنا در سال 1348 با طراحی که هوشنگ سیحون براساس آرامگاه کوروش انجام داده بود گسترش یافت و باغ اطراف آن به همراه موزه کنارش ساخته شد.

آرامگاه نادرشاه(1958)

قوام السلطنه در اواخر عهد قاجار ( 1296 خورشيدى ) در محل يكى از مقابر ويران شده نادرى آرامگاه جديدى براى وى ساخت(52) و استخوانهاى او را از تهران به مقبره مزبور حمل كردند. اين بناى جديد كه در محل فعلى آرامگاه وى قرار داشت مدتى بر پا بود تا اين كه انجمن آثار ملى ايران در سال 1335 خورشيدى درصدد بر آمد آرامگاهى مناسبِ شأن نادرشاه براى وى در همان محل مقبره ساخته قوام السلطنه احداث نمايد. اين كار از سال 1336 شروع شد و در سال 1342 به پايان رسيد.
مقبره كنونى نادرشاه واقع در ضلع شمال غربى چهارراه شهدا ( نادرى سابق ) كه پس از حرم حضرت رضا عليه السلام مهمترين موضع توريستى ـ تاريخى شهر مشهد تلقى مىشود، در باغى به مساحت 14400 متر مربع ساخته شده است. مقبره شامل سكويى دوازده پله اى، محل گور، پوششى خيمه مانند بر روى قبر، سكويى مرتفع در مجاور قبر با مجسمه نادرشاه سوار بر اسب و سه تن ديگر در پى او، يك غرفه فروش كتاب و دو تالار براى موزه است.
طراح بنا مهندس سيحون بود و مجسمه ها را هنرمند فقيد ابوالحسن صديقى ساخته است. مصالح مقبره عمدةً از سنگهاى خشن و سخت گرانيت كوهسنگى مشهد است.
بعضى از قطعات سنگ بسيار بزرگ انتخاب شده تا تداعى كننده مقبره دوم ساخته خود نادرشاه باشد. پوشش مقبره كاملاً به مانند چادر عشايرى است، كه نادر در آن زاده و هم كشته شده است. پوشش ديوارهاى داخلى مقبره نيز از سنگهاى مرمر اُخرايى رنگ مراغه انتخاب شده تا قتل نادرشاه در داخل چادر را تداعى نمايد.
از موقوفات كرامند نادرى كه از تصرف وقف خارج شده بود روستاى دهشك در مجاور شهر تابران توس احيا شده و در اختيار موقوفه نادرى قرار گرفته است(53) كه احتمالاً به زودى از محل در آمد آن به بخشى از نيّات واقف بر سر قبر وى عمل خواهد شد.[1]

مجموعه باغ و موزه آرامگاه

ساختمان جدید آرامگاه نادر شاه افشار به گزارش میراث خبر در تاریخ 12 فرودین ماه سال 1342 با حضور پهلوی دوم به همت انجمن آثار ملی در باغ نادری بازگشایی شد.
نادر شاه افشار فاتح دهلی در هنگام حیات خود دستور به ساخت آرامگاهی کوچک در بالا خیابان مشهد داد. این آرامگاه کوچک در سال 1145 هجری قمری در مجاور چهارباغ شاهی و روبروی حرم امام ضا از خشت و گل ساخته شد. موزه نادری در قسمت اصلی بنای یادبود آرامگاه افشار در 2 تالار به منظور معرفی آثار تاریخی این دوره شکل گرفته است . این بنا به همت انجمن آثار ملی در سال 1342 خورشیدی توسط مهندس سیحون طراحی و ساخته شده است .
تنديس نادر شاه سوار بر اسب به همراه تني چند از سربازانش بر فراز يک حجم سنگي مرتفع توسط مجسمه ساز شهير ايراني زنده ياد استاد«ابوالحسن صديقي » ساخته شده است . تالار شماره 1 : اين تالار به انواع سلاح هاي دوره افشاريه ، تابلوهاي نقاشي از نادر و صحنه هاي جنگ ، وسايل سوار کاري مانند زين و برگ اسب از دوره افشاريه تا قاجاريه ، چند نسخه خطي از جمله تاريخ جهانگشاي نادري و دو شمشير متعلق به نادراختصاص دارد که روي يکي کلمه«السلطان نادر » حک شده و روي ديگراين بيت شعر طلاکوب شده است: شاه شاهان نادر صاحب قران هست سلطان بر سلاطين جهان اين شمشير در دشت مغان به سال 1148 هجري در روز تاجگذاري نادر از طرف ملت ايران به وي هديه شده است. تالار شماره 2: اين تالار در سال 1373 به مجموعه اضافه شد و در آن انواع سکه، ظروف و ديگر اشياي اهداي از دوره صفويه تا معاصر به نمايش در آمده است. همچنین در گوشه شمالی آرامگاه نادر آرامگاه محمد تقی خان پسیان سردار خراسان قرار دارد.

آرامگاه کمال الملک

در جوار آرامگاه عطار نیشابوری و در میان باغی در حومه شهر نیشابور واقع است و در سمت غرب آرامگاه خیام و به فاصله دو کیلومتری از آن واقع است. طراح این بنای یادبود استاد هوشنگ سیحون است.
این بنا در نقشه از دو مدول (پیمون) مربعی شکل تشکیل شده است و مستطیلی با تناسب 1 بر 2 را می‌سازند. اضلاع مربع در نما با یک قوس نیم دایره خود نمایی می کنند؛ حجم بنا از قوس‌هایی متقاطع که بر روی اقطار مربع زده شده اند پدید آمده که این فوسهای متقاطع، "تاق‌های چهاربخش" را که در معماری سنتی ایران بسیار دیده شده اند را تداعی می کنند و احتمالا منبع الهام طراح نیز بوده است. طراح با بهره‌گیری خلاقانه از قوس و با پیچشی که در ایده کلی آن ایجاد کرده، به نتیجه‌ای ظاهرا متفاوت با هندسه ای پیچیده دست یافته است. این طرح مبتکرانه به مدد سازه پوسته‌ای بتنی اجرا شده است.
در بنای یادبود کمال الملک دو نوع قوس به شرح زیر دیده می شود. شش قوس نیم دایره نما که نسبت دهانه به ارتفاع آنها 1 به 2/1 است، چهار قوس متقاطع که بر روی اقطار دیده می شوند.. لازم به ذکر است که در پایین قوس‌های اصلی نما از روبرو دو قوس کوتاه‌تر نیز وجود دارند که در واقع تلاقی قوس‌های متقاطع هستند. شاید بتوان گفت حجم کلی بنا از پوسته‌ای سه بعدی در فضا حاصل آمده است که در یک حرکت نرم دو نوع قوس یاد شده را به هم پیوند می دهند. این قوسها و پوشش آنها در بالا، اشکال هندسی مخروطی شکلی را بوجود آورده‌اند که ابتکاری هندسی بوده، اوج خلاقیت معماری را در بهره‌گیری از عناصر معماری سنتی ایران در ترکیبی جدید و موزون نشان می‌دهد. در این بنا نیز همانند آرامگاه خیام هندسه نقشی شایان توجه دارد و پیوند عمیق این بنا را با نظام معماری ایرانی برقرار کرده است.
تزیینات استفاده شده برای آرامگاه کمال الملک کاشی معرق است که نقوش آنها بسیار هنرمندانه بر روی سطوح منحنی نما بکار گرفته شده‌اند و به سمت خط تقارن قوس‌ها این نقوش کوچک و کوچکتر می‌شوند. به گفته طراح، کاشی معرق، معماری کاشان یعنی محل زادگاه کمال الملک را یادآور می شود. فرم کلی بنا و تزیینات و همچنین رنگ کاشی ها، هارمونی بس عجیب با بنای مجاور یعنی آرامگاه عطار دارد، بطوریکه شاید بازدید کننده در بدو ورود به باغ و در نگاه اول آندو را دو جزء از یک بنا درک کند!
سنگ مزار کمال الملک همچون سایر سنگ‌های مزاری که سیحون در آرامگاه ظهیرالدوله تهران طراحی کرده است، یکپارچه از سنگ گرانیت و با بافت خشن بوده، در قسمت بالای سنگ که مرتفع و زاویه دار تراشیده شده است، نقش برجسته‌ای از کمال الملک توسط شاگرد ایشان مرحوم استاد ابوالحسن صدیقی حجاری گردیده است.

برخی از آثار (نوشتاری)
کتاب نگاهی به ایران (مجموعه‌ای از نقاشی‌های سیاه ‌قلم)


برخی از آثار (نقاشی)
  • کلاغ پر
  • کنسرت(Concerto) ، رنگ روغن (1998)
  • قلم و مرکب (1981)
برخی از آثار(مجموعه آثار معماری و نقاشی)
ن

فیلیپ جانسون :

فیلیپ جانسون :


فیلیپ جانسون در سال 1906 در کلیولند ایالت اوهایوی آمریکا به دنیا آمد و در طی دوران به یکی از قدرتمندترین معماران عصر بدل گشت. او نه تنها یک معمار بود، بلکه یک مورخ، نویسنده، منتقد، مدیر موزه و... نیز بود. در سال 1949، پس از گذشت سالیانی که به عنوان اولین مدیر موزۀ هنرهای مدرن در بخش معماری به کار خود ادامه می­داد، خانه­ای شخصی برای خودش در New Canaan واقع در Connecticut طراحی نمود، همان موضوع پایان نامه­اش نیز بود و به خانۀ شیشه­ای معروف گشت. او نشان افتخارآمیز مدرسۀ بین­المللی معماری را برای نمایشگاهی در MOMA دریافت نمود.جانسون اولین ملاقات میس ون­درروهه و لوکور بوزیه را به کشورش ترتیب داد. جانسون و میس آپارتمان نیویورک را طراحی نمودند، و بعدها وی تمایل خود را برای همکاری با میس در مورد ساختن آسمان خراش سیگرام نشان داد. وی در دهۀ 50 در نحوۀ نگرش خود تجدید نظر نمود، اوج این مسأله در کار جنجالی و بحث برانگیز آن دوره، به نام ادارۀ کل AT&T بود، که اکنون به آن قلۀ Chippendale می­گویند و در نیویورک واقع است. در سال 1967 با گروه معماری جان بورگی شروع به همکاری نمود و این همکاری تاسال 1987 ادامه داشت و محصول این 20 سال خالی از شگفتی­ها نبود. در سال 1979 اولین جایزۀ پریتزکر به وی اهداء شد، در متن تقدیر از او چنین گفتند به خاطر توانمندی و استعدادش در کار و نحوۀ نگرش و تعهد وی در ساخته­هایش، ثابت قدم بودن و کارهای عام­المنفعه­ای که در راستای اهداف انسانی و محیط زیستی است این جایزه به وی اهداء می­گردد، او همچنانکه یک منتقد و مورخ است، مبارزی در صحنۀ معماری مدرن نیز می­باشد، که تصمیم بر طراحی بزرگترین بناها گرفته است. فیلیپ جانسون شروع افتخار آمیزی برای پنداری 50 ساله است و انرژی و روح تازه­ای را در کالبد تعداد بی­شماری از موزه­ها، تئاترها، کتابخانه­ها، خانه­ها، باغ­ها وساختارهای سازمانی دمیده است.))، در همین مراسم فیلیپ جانسون سخنرانی نیز نمود که خواندن آن خالی از لطف نیست. از سال 1989، جانسون تقریباً بازنشسته شد، او بیشتر اوقات خود را صرف پروژه­های شخصی خود می­کرد، اما هنوز هم به عنوان مشاور با گروه معماری جان بورگی همکاری داشت. جزو آخرین کارهای وی طراحی مدرسۀ جدید هنرهای زیبا در کالج استون هیل واقع در گرینزبورگ ایالت پنسیلوانیا بود.
کارهایی از فیلیپ جانسون :
International Place در بوستون، Tycon tower در ویرجینیا، Momemt Place در دالاس، 53rd at third در نیویورک، NCNB Center در هیوستون، PPG در پیتزبورگ، California 101 در سان فرانسیسکو، United bank center tower در دنوار، Century Center در هند، A Water Garden در تگزاس، A Civic Center در ایلی نویز، The Crystal Catedral در کالیفرنیا، The Country Catedral Center در میامی، Glass House در کانکتی کات و ...

جانسون وداع نمود
گزیده­ای از سخنرانی فیلیپ جانسون :
حرفۀ معماری دلچسب ترین حرفه­هاست و بعد از کشاورزی ضروری­ترین می­باشد، آدمی ابتدا باید بخورد، بیاشامد و سرپناهی برای زیستن داشته باشد. سپس مذهبی تا عبادت کند و خدمتگزار بعد روحانیش گردد. چه کسی در بین ما احساسی مذهبی بعد از دیدن کلیسای چارترس، مسجد جمعۀ اصفهان، پارک ریوآنجی در کیوتو نمی­کند؟ ولی برتر از آنها نقاشی و تندیس­گری است که برترین هنر ما و هر فرهنگ دیگری است.
در عین حال معماری با بسیاری از حرفه­های دیگر همراستاست و لازمۀ بیان تمامی ملاحظات اجتماعی می­باشد، هیچ جامعۀ جدیدی بدون ساختمان­های جدید معنی ندارد. تمامی اصلاح طلبان و سوسیالیست­های کندرو مانند فرانکلین روزولت، همیشه از معماری نوین حمایت کرده­اند.

با گذشت زمان تکنولوژی­های جدیدی در ساخت بناها مطرح گردید مانند آسانسور و...، تکنولوژی­های بزرگ، معماری قدرتمند را می­پروراند. اینجا آرمان شهرهای خیالی که در ذهن فلاسفه جای دارد، وجود ندارد تا بتواند بر قلمرو معماری وارد گردد. در تمامی حرفه­ها مشکلاتی وجود دارد. هر زمان بر همقطارانم غبطه می­خوردم، هنگامیکه می­نوشتند، می­کشیدند یا قطعه­ای برای موسیقی می­ساختند. آنها آنگونه که می­خواستند زندگی می­کردند، هر زمان که می­خواستند کار می­کردند، با مصالح سرکش، سقف­های روزنه­دار و... درگیر نبودند. آنها می­توانستند خطاهای خود را بپوشانند و حتی از بین ببرند.
برای من شگفت آور نیست که سراسر تمدن با بناهایش به خاطر سپرده می­شوند، وقتی به Teotihuacan در مکزیکو فکر می­کنم، جایی که مردمانش به فراموشی سپرده شده­اند وحتی ردپایی از آنها نمانده است، نه چرخ دستی، نه نوشته­ای و نه کتابی، نه ابزار آهنی و مفرغی، هنوز شهری از هزاران سال پیش با نگاره­هایش، عظیم و فراموش نشدنی به یادگار مانده است. یا شهر مذهبی مصریان با اهرامی که در نگاه آنها دارای مقام و منزلت بود، با یک خیابان اصلی تشریفاتی، عریض­تر از پارک Avenue، گذرگاهی دسته جمعی با پله­های زیاد و در راستای عمارات مذهبی، یک سازه و ساختار تاریخی مربوط به عصر نوسنگی که زمان و علم را به مبارزه می­طلبد. حرفۀ معماری تنها فعالیت انسانی است که می­تواند معجزه بیافریند.
امروزه معماری بسیاری از اصل­های انسانی را فراموش کرده است. صنعت و علم تمامی انرژی ما را اشغال کرده است. افکارمان در شعر و نثر، فلسفۀ­مان در کلمات و سخنان جای دارند و ماوراءالطبیعۀ ما بی خدا و بی هویت گشته است. ارزشهای زیبایمان میراثی از افکار سودگرایانۀ کلوین و جان استوارت میل هستند. امیدها و آرزوهایمان مادی گرایانه، راهمان، افکارمان بدون اسطوره، واقع گرایانه و صرفاً عملکردی گشته­اند. کلماتی مثل خدا، روح و نفس، زیبایی شناسی، نور و شکوه و تاریخ از چرخۀ زندگی خارج شده­اند و دمده شده­اند و ما باید از آنها اجتناب کنیم. ما باید کلمات سودآوری مانند هزینۀ تولید و بهره­وری و... را استفاده نمائیم.
ارزش­ها تغییر می­کنند. هنر، اسطوره، مذهب می­توانند دوباره به کمال برسند. ممکن است به عنوان مثال بخواهیم آمریکا را از نو طراحی کنیم. به طور حتم خواهیم توانست اگر که بخواهیم. ما در مصالح و نیروی کار مهارت داریم. خدا می­داند که ما نیازمندیم. محیطمان زیبا نیست، خانه­هایمان مناسب ما نیستند، نواحی فقیر نشینمان در غم به سر می­برند. معماری در تمامی تاریخ جهان هنر و حرفه­ای است که باید ناجی باشد.
معماران برای تغییرات آماده هستند. اینجا در غرب ما با میراثمان و به جای گذاشته­هایمان مفتخریم. به تنهایی در این قرن فرانک لوید رایت، لوکور بوزیه، میس ون درروهه و معماران جوانی داشتیم که جزو بهترین­ها بوده­اند. آنها نقش بسیار ارزنده­ای را در این دورۀ تغییرات عظیم داشته­اند، تغییری که در راستای وارونه سازی پیش فرض­های گذشته می­باشد. تفکر نوین هنر را فرا می­گیرد.
در این دوران است که جایزۀ پریتزکر به عنوان نماد یک تغییر قریب الوقوع، نمود پیدا می­کند. جایزه­های پولیتزر و نوبل هیچگاه و در هیچ زمینه­ای به هنرمندان و هنرهای بصری اهداء نشد، چه برسد که به یک معمار. تا امشب ما هنرمندان احساس می­کردیم، همراهان درجۀ دو، در جامعۀ­مان هستیم. دانشمندان، نویسندگان، پزشکان انسانهای مهمتری بودند که در جامعه محترم شمرده می­شدند. بعد از این شب، ما آنچه که قبلاً بودیم، نیستیم، معماران می­توانند احساس سربلندی بکنند.
من شخصاً پاداشی برای خودم نمی­خواهم. این هدیه­ای است برای حرفۀ معماری، هنری که به نام مادر تمامی هنرها می­خوانیمش. در کنار کار ما، هنرهای بزرگی مثل طراحی، دکوراسیون، طراحی شهری و... قرار دارد. شاید بتوانیم در قرون بعد نقاشی و تندیس گری را برای ارتقاء زندگیمان در کارمان سهیم سازیم.
تأثیر گشایش و افتتاح چنین مراسم قدردانی و اهداء جایزه باید پیوندی به سوی زایشی نوین در دنیای توانای ما باشد. بگذارید که ما س...ت­گاه­هایمان و بناهایمان را در صحرای خشک قلبمان دوباره بسازیم. بگذارید محیط اطرافمان را شکل دهیم، در راهی که این نسل و نسل­های بعدی به خاطر بسپارندش.
قسم به نام تمام معماران روی زمین، سپاسگزارم از Hayyat Fundation برای این جایزه که در حرفۀ ما امید این را داد که خواهیم توانست جایگاه مناسبی برای محیط انسانی در این جهان پهناور بیافرینیم.

زاها حدید

زاها حدی

 زاها حدیدعنوان دار بزرگترین معمار كنونی جهان
زها ( زاها ) حدید در تاریخ ۳۱ اکتبر ۱۹۵۰ در بغداد به دنیا آمده است. ایشان مدرک ریاضیات خود را از دانشکاه آمریکایی بیروت اخذ کرد و سپس برای تحصیل در مدرسه معماری (AA)راهی لندن شد. زاها حدید (Zaha Hadid) که در حال حاضر تبعه و شهروند انگلستان می باشد از سال ۱۹۷۲ در انجمن معماری لندن (Architectural Association in London) به تحصیل در رشته معماری پرداخت و در سال ۱۹۷۷ موفق به دریافت مدرک خود گردید. او پس از اتمام تحصیلات، به دفتر معماری متروپولیتن (Office for Metropolitan Architecture) پیوست و به همراه همکاران خود در OMA، رم کولهاس (Rem Koolhaas) و الیا زنگلیس (Elia Zenghelis)، به تدریس در مدرسه معماری AA پرداخت و بعدها تا سال ۱۹۸۷، آتلیه شخصی اش را در مدرسه AA سرپرستی نمود.

زاها حدید اخیراً عهده دار کرسی استادی کنزو تانگه (Kenzo Tange) در مدرسه طراحی دانشگاه هاروارد، و کرسی استادی سالیوان در دانشگاه ایلی نویز (Illinois)، مدرسه معماری شیکاگو، گردید و قبلاً نیز به عنوان استاد میهمان در دانشگاه هنر هامبورگ (Hochschule für Bildende Künste)، مدرسه معماری نولتن (Knolton)، استودیوی اوهایو و کارشناسان ارشد (Ohio and the Masters) در دانشگاه کلمبیا، نیویورک، تدریس نموده است. علاوه بر این، او عضو افتخاری آکادمی هنر و ادبیات آمریکا و همکار انستیتوی معماری آمریکا می باشد. وی در حال حاضر استاد دانشگاه هنرهای کاربردی وین در اتریش و دستیار درس طراحی معماری ائرو ساآرینن (Eero Saarinen) در ترم بهار ۲۰۰۴ دانشگاه ییل (Yale)، نیوهون (New Haven)، است.
حدید معماری است که پیوسته مرزهای معماری و طراحی شهری را گسترش می دهد. او در کارهایش با بهره گیری از مفاهیم فضایی جدیدی که تقویت کننده مناظر شهری موجود هستند، زیبایی شناسی نظری ای (غیرعملی) را پیگیری و تجربه می کند که تمام زمینه های طراحی از طراحی شهری تا طراحی داخلی و مبلمان را در برمی گیرد. با اینکه شهرت زاها حدید بیشتر بخاطر اصلی ترین کارهای ساخته شده اش می باشد، اما علایق و دل مشغولی های عمده او مستلزم اشتغال همزمان وی به فعالیت حرفه ای، تدریس و پژوهش است.

حدید اساس معماری را در نحوه فکر کردن به آن می داند. طرح های ساختمانی حدید که به صورت نقاشی عرضه می شوند، در ٢٥ سال گذشته، نقش مهمی در تحول معماری معاصر داشته اند. این آثار در موزه ها و گالری های معروف جهان از جمله موزه گوگنهایم و موزه هنرهای مدرن نیویورک به نمایش درآمده و بخشی از کلکسیون دائمی آنهاست.


زاها حدید با شرکت در مسابقات متعدد طراحی معماری، ایده ها و افکار نوینی را به معرض نمایش گذاشته است که این امر نشان دهنده رویکرد آوانگارد و پیشروی وی در طراحی معماری می باشد. اکثریت پروژه های مختلف او که تاکنون اجرا شده اند و یا در حال حاضر در دفتر وی بر روی آنها کار می شود، حاصل شرکت در این مسابقات هستند.


طرح های بدیع او برای ایجاد فضاهای معماری سال ها با تحسینی توأم با تردید روبرو بود. اما امروزه که جهان آمادگی بیشتری برای پذیرش و ایجاد بناهای پیچیده دارد، این طرح ها نیز با استقبال بیشتری روبرو شده است. او در کار خود از حرکت، ایجاد فضاهای خالی و فرم های کشیده افقی استفاده می کند و در زمینه طراحی مبلمان و معماری داخلی، طرح های نمایشگاهی و تجهیزات و لوازم صحنه نمایش نیز کارهای زیادی را انجام داده است.


زاها حدید تا به حال بخاطر طراحی پروژه های مختلف، چندین جایزه معماری دریافت نموده است و در سال ۲۰۰۴ نیز به عنوان برنده جایزه معماری پریتزکر، مهم ترین جایزه جهان در زمینه معماری، انتخاب گردید. او نخستینی زنی است که طی ۲۸ سال برگزاری جایزه پریتزکر، موفق به دریافت این جایزه معتبر بین المللی شده است. جایزه صدهزار دلاری پریتزکر طی مراسمی در روز ٣١ ماه مه همان سال در موزه آرمیتاژ در شهر سن پترزبورگ روسیه به این معمار عراقی ـ انگلیسی، اعطا گردید.


مشهورترین پروژه های ساخته شده زاها حدید عبارتند از:


۱ـ ایستگاه آتش نشانی Vitra، Weil am Rhein، آلمان (۱۹۹۳)
۲ـ ساختمان نمایشگاهی Lfone، Weil am Rhein، آلمان (۱۹۹۹)
۳ـ منطقه ذهن (Mind Zone) در گنبد هزاره، گرینویچ، لندن، انگلستان (۱۹۹۹)
۴ـ پارک سوار هونهایم شمالی، استراسبورگ، فرانسه (۲۰۰۱)
۵ـ جایگاه اسکی پرش Bergisel، Innsbruck، اتریش (۲۰۰۲)
۶ـ مرکز هنرهای معاصر Rosenthal، سین سیناتی، اوهایو، ایالات متحده (۲۰۰۳)
۷- مرکز مگی در بیمارستان ویکتوریا (۲۰۰۶)، کرکالدی، اسکاتلند
۸- ایستگاه قطار سریع السیر ناپل (۲۰۰۶)، ناپل، ایتالیا
۹- ساختمان مرکزی ب ام و (۲۰۰۵)، لیپزیگ، آلمان
۱۰- ترن هوایی (۲۰۰۷) اینسبورگ، اطریش
۱۱- مرکز علمی فائنو (۲۰۰۵)، وولفسبرگ، آلمان
۱۲- سکوی پرش اسکی برگیسل (۲۰۰۲)، اینسبورگ، اطریش


در حال حاضر نیز در دفتر زاها حدید بر روی پروژه های متنوعی کار می شود:


۱ـ مرکز ملی هنرهای معاصر (MAXXI)، رم، ایتالیا
۲ـ موزه گوگنهایم، Taichung، تایوان
۳ـ طرح کلی ناحیه Zorrozaurre، بیلبائو، اسپانیا
۴ـ توسعه مرکز هنرهای Price Tower، Bartlesville، ایالات متحده
۵ـ مرکز فرهنگی ـ ورزشی Herault، مون پلیه، فرانسه

استاد پیرنیا

استاد پیرنیا
 
شهر یزد از پدری نائینی و مادری اهل یزد به دنیا آمد. وی دوران دبستان و دبیرستان را در شهر یزد گذراند. در دورة‌ ابتدایی نخست در دبستان «اسلام» و سپس در مدرسه‌ای دولتی به نام «مدرسة نمرة دو» تحصیل کرد و تحصیلات دورة‌ دبیرستان را در دبیرستان «ایرانشهر» گذراند و برای ادامة تحصیل در دانشگاه به تهران آمد و با وجد آن که در زمینة ادبیات تحصیل می‌کرد و موفقیت‌هایی نیز داشت اما ادبیات را رها کرد و در نخستین کنکور «دانشکدة هنرهای زیبا» شرکت کرد و قبول شد.--!
محل دانشکدة هنرهای زیبا در ابتدا در مدرسة مروی و سپس مدتی در مدرسة سپسالار بود، اما پس از سال 1320 به زیرزمین دانشکده فنی دانشگاه تهران و بعد از مدتی به محل کنونی دانشکدة هنرهای زیبا منتقل شد.
در آن زمان در دانشکده هنرهای زیبا توجه چندانی به معماری ایرانی نمی‌شد و بیشتر به معماری غربی توجه می‌شد و از نمونه بناهای یونانی و سایر آثار اروپایی برای تمرین‌های درسی استفاده می‌گردید. این موضوع چنان که استاد پیرنیا اظهار داشته موجب رضایت خاطر ایشان قرار نگرفت و وی سرانجام دانشکده هنرهای زیبا را بدون آن که تحصیلات خود را به اتمام برساند، ترک کرد و به بررسی‌ها و تحقیقات فردی خویش متکی شد و تلاش کرد با بررسی بناها و گفتگو با معماران و استادکاران قدیمی برخی از ویژگی‌ها و اصول معماری ایرانی را مورد شناسایی قرار دهد و به تدریج حاصل برخی از آن‌ها را در طی مقالاتی که تدوین نمود، در اختیار عموم قرار داد. (1)
ایشان از سال 1344 تا مدتی پیش از انقلاب به عنوان معاون فنی سازمان حفاظت آثار باستانی در زمینة ترمیم، تعمیر و احیاء بناها و آثار باستانی فعالیت می‌کرد و در ضمن مدتی در دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه شهید بهشتی به تدریس معماری ایرانی اشتغال می‌ورزید. (2) شاید بتوان اظهار داشت که علاقه و سابقة ایشان در تحصیل ادبیات در توجه وی به برخی از واژه‌های کهن معماری بی‌تأثیر نبوده است، و هر چند که ایشان واژه‌های محدودی را معرفی و تعریف کردند اما متأسفانه این امکان پدید نیامد که خود ایشان بتواند آن‌ها را به صورت اساسی و اصولی گردآوری و تدوین کند و تنها معدودی از واژه‌ها در انتهای مقالات یا کتاب‌های ایشان آورده شده است.
با توجه به کمبود اسناد و متون مربوط به معماری ایران در دهه‌های پنجاه و شصت هجری شمسی، حاصل تلاش‌ها و بررسی‌های استاد پیرنیا بسیار ارزشمند و سودمند بوده است و ایشان به درستی موفق شد دیدگاهی مثبت و ارزنده نسبت به معماری ایرانی پدید آورد، اما طبیعی است که مقدار اندک اطلاعات و فقدان حمایت‌های مادی و معنوی از تحقیقات ایشان موجب شد که جامعة ایرانی از همة توانمندی‌های آن استاد نتواند بهره برد.
استاد در زمینه‌های متعددی در مورد معماری ایرانی صاحب‌نظر بود، اما به سبب کمبود منابع و امکانات، طبیعی است که امکان گسترش و توسعه مطالب و نظریه‌ها وجود نداشت. ایشان علاوه بر اطلاعات بسیار سودمند و ارزشمندی که در مورد معماری ایرانی تألیف و فراهم آوردند، به صورت خاص در سه مورد نکاتی و مباحثی را طرح کردند. نخست چنان که پیش‌تر اشاره شد ایشان شمار فراوانی از واژه‌های کهن و قدیمی در زمینة معماری را گردآوری کردند که متأسفانه پژوهش و بررسی بر روی آنها گویا پس از درگذشت ایشان متوقف شده است. این فعالیت اگر به شکلی اساسی انجام شود، در شناخت و معرفی معماری ایرانی بسیار مؤثر خواهد بود.
موضوع دیگری که ایشان مورد توجه قرار دادند، سبک‌شناسی معماری ایرانی است. استاد شش سبک در معماری ایرانی از دوران باستان تا دوران قاجار قائل شدند که عبارت از سبک پارسی، پارتی، خراسانی، رازی، آذری، اصفهانی است. به نظر می‌رسد که این طبقه‌بندی از شیوه‌های ادبیات ایران تأثیر پذیرفته بود. به هر صورت این بررسی به سبب کمبود اطلاعات به شکلی جامع تداوم نیافت. نکته یا موضوع سوم اشاره به اصول معماری ایرانی است که ایشان غالباً درون‌گرایی، خود بسندگی، نیارش، مردم‌واری و پرهیز از بیهودگی را به عنوان اصول معماری ایرانی مطرح می‌کردند. اینجانب در مصاحبه‌ای که در سال 1374 و در زمان حیات استاد در مجلة آبادی صورت گرفت (3)، اظهار کردم که این اصول جنبه‌ای عام دارند و مخصوص معماری ایرانی نیستند، بلکه آنها را می‌توان در معماری سایر سرزمین‌ها نیز یافت. به هر ترتیب بررسی و تحلیل آراء، نظرات و آثار استاد پیرنیا به مجال دیگری نیاز دارد تا به صورت دقیق بتوان آن را مطرح نمود.
اینجانب مفتخرم که شاگرد استاد پیرنیا بودم و از کلاس‌های ایشان بهره بردم و در زمانی که ایشان معاون فنی سازمان حفاظت آثار باستانی بودند، بارها برای کسب علم نزد ایشان می‌رفتم و با وجود آن که اشتغال ایشان زیاد بود، اما همیشه با رویی گشاده دانشجویان را به حضور می‌پذیرفتند و آنان را راهنمایی می‌کردند. لازم به اشاره است که استاد پیرنیا افزون بر اطلاعات و دانش، اخلاقی خوش و رفتاری با وقار، متواضعانه و انسانی نیز داشت و به جز برخی از کوته‌نظران و حاسدان، همة شاگردان و همکاران او وی را دوست داشتند.
علاقة اینجانب و برخی از دوستانم به معماری ایرانی و گشاده‌رویی و همکاری استاد موجب شد که در سال 1356 با همکاری دوستان جزوه‌ای در 143 صفحه از مطالب درس کلاس استاد پیرنیا به علاوة برخی افزده‌های دیگر فراهم شد که در دانشکدة هنرهای زیبا منتشر و در اختیار برخی از دانشجویان قرار گرفت (4). همچنین مفتخرم که استاد پیرنیا درآمدی بر کتاب مقدمه‌ای بر تاریخ شهر و شهرنشینی در ایران تألیف اینجانب که چاپ اول آن در سال 1365 و چاپ دوم آن در سال 1367 منتشر شد، نوشتند. (5)
در اینجا لازم است از دو نفر از همکاران محترم که در گردآوری و تدوین آثار استاد پیرنیا نقش مهمی داشته‌اند، یعنی از سرکار خانم مهندس زهره بزرگمهری و جناب آقای دکتر غلامحسین معماریان قدردانی شود.
فهرست کتاب‌ها، مقالات، مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های استاد پیرنیا به نقل از یادنامة استاد پیرنیا به شرح زیر است:
الف) فهرست کتب
1. پیرنیا، محمدکریم. افسر کرامت‌الله، راه و رباط، تهران، انتشارات سازمان ملی حفاظت آثار باستانی، 1352، چاپ دوم، سازمان میراث فرهنگی، انتشارات آرمین، 1370.
2. پیرنیا، محمدکریم. شیوه‌های معماری ایران، تدوین غلامحسین معماریان، تهران، نشر هنر اسلامی، 1381.
3. پیرنیا، محمدکریم. گنبد در معماری ایران، گردآوری زهره بزرگمهری، مجله اثر، شماره 20، 1380.
4. پیرنیا، محمدکریم. آشنایی با معماری اسلامی ایران، تدوین غلامحسین معماریان، تهران، دانشگاه علم و صنعت، 1371.
5. پیرنیا، محمدکریم. کتاب هنر دبیرستان، بخش معماری.
6. پیرنیا، محمدکریم. هندسه در معماری، گردآوری زهره بزرگمهری، تهرا، سازمان میراث فرهنگی، چاپ دوم 1371.
ب) فهرست مقالات، سخنرانی‌ها، مصاحبه‌ها
1. پیرنیا، محمدکریم. «سبک‌شناسی معماری ایران»، باستان‌شناسی و هنر ایران، شماره 1، 1347، ص 54ـ43.
2. پیرنیا، محمدکریم. «بیماری بلوار» هنر و مردم، سال 6، شماره 69، 1347، ص 43ـ39.
3. پیرنیا، محمدکریم. «بازار ایران»، باستان‌شناسی و هنر ایران، شماره 3، 1348، ص 60ـ55.
4. پیرنیا، محمدکریم. «درگاه و کتبیه آستان حضرت عبدالعظیم» باستان‌شناسی و هنر ایران، شماره دوم، بهار 1348.
5. پیرنیا، محمدکریم. «مسجد جامع فهرج»، باستان‌شناسی و هنر ایران، شماره 5، 1349، ص 13ـ2.
6. پیرنیا، محمدکریم. «تویزه، قوس، دور» هنر و معماری، شماره 8، 1349، ص 16ـ9.
7. پیرنیا، محمدکریم. «طاق و گنبد» هنر و معماری، شماره 11ـ10، 1350، ص 40ـ31.
8. پیرنیا، محمدکریم. «مروری بر کتاب نظری اجمالی بر شهرنشینی و شهرسازی در ایران»، مجلة اثر. شماره 1، 1359.
9. پیرنیا، محمدکریم. «خیز و اندام گنبدهای ایران»، هنر و معماری، شماره 11ـ10، 1350، ص 74ـ67.
10. پیرنیا، محمدکریم. «بادگیر و خیشخان» هنر و معماری، شماره 11ـ10، 1350، ص 30ـ19.
11. پیرنیا، محمدکریم. «پاسداری از یادگارهای ایران باستان»، هنر و معماری، شماره 17، 1352، ص 60ـ54.
12. پیرنیا، محمدکریم. «ارمغان‌های ایران به جهان معماری، گنبد»، هنر و مردم، سال 12، شماره 137ـ136، 1352، ص 7ـ2.
13. پیرنیا، محمدکریم. «بناهای تاریخی هر کشور در حکم شناسنامه‌های فرهنگی است، هنر و معماری، سال 5، شماره 17، 1352، ص 55.
14. پیرنیا، محمدکریم. «خانه‌های خدا در ایران زمین»، هنر و مردم، سال 13، شماره 149، 1353، ص 8ـ2.
15. پیرنیا، محمدکریم. «ارمغان‌های ایران به جهان معماری، جناغ و کلیل»، هنر و مردم، سال 12، شماره 14، 1354، ص 6ـ2.
16. پیرنیا، محمدکریم. «ارمغان‌های ایران به جهان معماری، پادیاب»، هنر و مردم، سال 12، شماره 139، 1353، ص 31ـ25.
17. پیرنیا، محمدکریم. «سبک آذری»، فرهنگ معماری ایران، شماره 1، 1354، ص 55.
18. پیرنیا، محمدکریم.«مردم‌واری در معماری ایران»، فرهنگ و زندگی، شماره 24، 1355، ص 65ـ62.
19. پیرنیا، محمدکریم. «خواب آلودگان به شیوه‌های معماری ایران نام بیگانه می‌نهند»، هفت هنر، شماره 23، 1355، ص 53ـ46.
20. پیرنیا، «معماری مساجد ایران، راهی به سی ملکوت»، فصلنامه هنر شماره 3، 1362، ص 151ـ136.
21. پیرنیا، محمدکریم. «شرایط اقلیمی کویر و مسائل مربوط به بناهای خشتی»، معماری ایران، گردآوری آسیه جوادی، تهران، انتشارات مجرد، 1363، ص 894ـ889.
22. پیرنیا، محمدکریم. «مساجد»، معماری ایران دوره اسلامی، گردآوری محمدیوسف کیانی، تهران، نشر جهاد دانشگاهی، 1336، ص 22ـ1.
23. پیرنیا، محمدکریم. «معماری ایران»، مجموعه سخنرانی‌های کرمان، 1350، ص 34ـ17.
24. پیرنیا، محمدکریم. «استاد محمدکریم پیرنیا و اصول معماری سنتی ایران»، تهران، کیهان فرهنگی، 1364، سال دوم، ص 13ـ3.
25. پیرنیا، محمدکریم. «در و پنجره در معماری ایران»، باستان‌شناسی و هنر ایران، شماره دوم، بهار 1348، ص 81ـ75.
26. پیرنیا، محمدکریم. «پای صحبت استاد مهندس پیرنیا»، تهران، کیهان علمی، 1373، سال ششم، شمارة 8، ص 40ـ29

اد

آلوار آلتو اهل فنلاند بود ;

آلوار آلتو اهل 

 فنلاند يكي از كشورهايي است كه از دورانهاي نخستين مدتهاي مديد با سنگهاي يخي پوشيده بود.از اين رو دامنه تمدن به اين كشور ديرتر از بسياري از كشورهاي اروپايي رسيده است . اين كشور داراي جنگلهاي فراواني است و ازدياد چوب در اين كشور موجب شد كه آلتو با چشمي بينا امكانات اين ماده را كشف كند و چون شيميستي كه به خواص چوب وارد باشد آن را به استادي هنرمندانه اي در معماري بكار برد .همچنان كه ميس وندرو استاد تركيب شيشه و آهن است آلتو هم استاد به كار بردن چوب در معماري است به طوري كه هر جا استفاده از چوب در معماري به كار برده ميشود نام آلتو به يادمان مي آيد.

از حدود سال 1930 شهرت آلتو از حد فنلاند گذشت و به تدريج به ساير كشورها رسيد . و در همين سالها بود كه راهي تازه بر معمارگشوده شد كه از اين پس معماران توانستند از فرمهاي منطقي و هندسي به فرمهاي طبيعي و آلي روي آورند. پس از سال 1930 قدر چوب كه از دير زمان استفاده از آن معمول بود و در دوران اخير فقط در صنعت بكار ميرفت دوباره شناخته شد و همراه آهن و بتن ازمصالح اصلي معماري شد. در فنلاند معماران و جنگلبانان شخصيت اجتماعي برجسته اي دارند و از طبقات مرفه هستند و اجداد آلتو هم جنگلبان بودند.
آلتو در دهكده اي در شمال غربي فنلاند كه از پرجمعيت ترين ايالات فنلاند است زندگي مي كرد
وي كار را در مراحل جواني آغاز كرد و هنگامي كه هنوز در دانشكده فني محصل بود براي اولين بار دست آزمود وخانه اي براي والدين خود ساخت .

و از جمله طرحهاي او ميتوان به جايگاه اركستر در نمايشگاهي كه به مناسبت هفتصدمين سال تاسيس پايتخت قديمي فنلاند توركو است كه اين جايگاه مركب از دو قسمت جعبه مانند است كه باظرافت طراحي شده اند و براي اينكه پخش صدا بخوبي صورت گيرد اين دو قسمت يك پارچه و جعبه مانند ساخته شده اند.
آلوار آلتو در استفاده از محصولات صنعتي درمعماري به شيوه اي هنرمندانه و آزاد از زبردست ترين معماران معاصر است.در چند دهه اخير توجه معماري معاصر معطوف به اين شد كه وحدتي بين معماري و زندگي بوجود آورد و آلوار آلتو هم به اين امر توجه خاصي مبذول داشته است.

__________________

ريچارد مير

ريچار1934-

متولد نیوآرک، نیوجرسی- تحصیل معماری در دانشگاه کرنل 1965- 1960- منتقد مهمان در انستیتو پرات. 1963- بازگشایی آتلیه ی شخصی در نیویورک. عضویت در گروه 5 آرشیتکت معماری. 1964- آموزش در دانشگاه کوپریونیون که برای چند سال ادامه یافت. 1967- 1973- استاد مهمان در دانشگاه ییل 1979- همکاری در مسابقه موزه هنرهای تزیینی فرانکفورت و برنده شدن در آن وآغاز دوره اروپایی او. 1983- جایزه یادبود برنز از آمریکن آکادمی و انستیتوی آرتزاندلترز. 1984- کسب جایزه ی معماری پریتزکر، نامدارترین جایزه بین المللی در عرصه ی معماری. 1990- عضویت در بلژین آکادمی پادشاهی هنر. 1991- درجه ی افتخاری از دانشگگاه ناپل. 1992- سرپرست مدرسه ی هنر و ادبیات فرانسه.
در طول این سالها میر جایزه های بیشماری را از پژوهشگاه معماران آمریکا همواره با 12 جایـزه افتخـاری ملی و 31 جایـزه ی طراحی در نیویـورک دریافت داشته است.
ریچارد میر ، یکی از برجسته ترین معماران مدرن قرن حاضر می باشد که آثار ماندگاری از خود بر جای نهاده است. میر درسال 1934 در نیویورک نیوجرسی متولد شد. وی پس از تکمیل تحصیلات معماری خود در دانشگاه کورنل ، رنگ سفید مشخصه ی اصلی کار او شد و سال 1963، دفتری در نیویورک تاسیس کرد
میر قبل از تاسیس دفتر کار خود جایزه معماری پرایتزکر(1984) را دریافت کرد که او جوانترین دریافت کنندۀ این جایزه در تاریخ Pritzker Prize بود. او همچنین مدال طلای رویائی(1988) را برنده شد. او در سال 1969 به عضویت گروه پنج نیویورک (در MOMA) درآمد.

در سال 1976 ، میر عضو موسسه ی معماران آمریکا شد در سال 1987، عضو افتخاری موسسه ی سلطنتی معماران بریتانیا شناخته شد . در سال 1990 نیز ، درجه ی دکترای افتخاری دانشگاه ناپل را از آن خود ساخت . وی در سال 1995 ، به عضویت آکادمی هنر و علوم آمریکا درآمد و تا امروز ، با موسسه ی معماری آمریکا همکاری دارد.
فعالیت های خصوصی میر تا امروز، شامل ساختمان های مس...ی ،پزشکی ، فنی، تجاری ، موزه ها و مراکز شهری مهمی چون مجتمع قضایی و تالارهای شهری در ایالت متحده و اروپاست . جزئیاتی که میر در ساختمان هایش در نظر داشته است، اصل استواری است که در آن ، قوت وتمامیت در ساختار معماری توسعه می یابد .
از معروفترین کارهای او میتوان به آتنیوم(هارمونی جدید، هند، 79-1975)، موزه هنر دکوراسیون (فرانکفورت، آلمان، 85-1979)، موزه ی بلندهنری(آتلانتا، جورجیا،83-1980) شهرداری و کتابخانه (هاگو، 95-179) موزه ی هنرهای معاصر( بارسلونا، 95-1988)، میدان US و ساختمان فدرال (آریزونا، 2000-1995) اشاره کرد.
حانه های کاملا سفید میر در زمینه ای از فضای سبز با لایه بندی افقی و عمودی به چشم می خورد.




ویژگی اصلی کارهای ریچارد میر



روزنه ی قرن بیستم از طریق طرح آزاد ، نمای آزاد ، جداسازی ساختار و دیواره ی بیرونی ، اصول بنیادین حرکت مدرن ، امکان جستجوی حجمی جدیدی را به وجود می آورد.
از دیدگاه میر طرح کلیدی است که اخیرا مورد غفلت قرار گرفته است. تصاویر دو بعدی ، دربردارنده ی دستورالعمل هایی برای شی سه بعدی - یعنی ساختمان - است. در این هنگام است که ساختمان، گسترش می یابد.
زمانی که نما به تصویر کشیده می شود ، طرح و برش درباره ی ایده های فضایی با معمار صحبت می کند. ولی طرح بیان اساسی و متقاعد کننده ی معماری است.
به اعتقاد او ساختمان ها باید بتوانند صحبت کنند . به کارگیری مجموعه عناصر خاص و درونی ثابت، طی سال ها کار این امکان را داده است که وی شیوه ی بیان تکاملی و منسجمی داشته باشد.
معماری میر ، توجه به فضاست : البته فضایی دارای نظم و در نظر گرفتن نور، معیارهای انسانی و فرهنگ معماری : نه فضایی بی تناسب.
معماری ، حیاتی و جاودان است. زیرا انسان را دربر می گیرد و فضا را توصیف می کند: فضایی که در آن حرکت و زندگی می کنیم .
ریچارد میر با حجم و سطح کار می کند، شکل ها را با نور تغییر داده و در ابعاد ، نما ، حرکت و س... ، تغییراتی به وجود می آورد.
ارتباط بین فضای بیرون و درون و یک حس سیالیت در کارهای میر دیده می شود، او همیشه سعی می کند با قراردادن ساختمان سفید خودش در لنداسکیپ سبز، ساختمان هایش را به عنوان نگینی در دل طبیعت قرار دهدد مير

لويي كان

لويي كا ن استاد نور

لوئي كان به سال 1901 در جزيره "ازل" در استوني كه در آن هنگام جزئي از امپراطوري روسيه بود تولد يافت.

پدر او "لئوپلد" كارش ساختن شيشه هاي رنگين بودو مادرش "برتا" هارپ مي نواخت. .

انان درسال 1905 به ايالات متحده مهاجرت كردند و در فيلادلفيا ساكن شدند.

زندگي براي خانواده "كان" مانند بسياري از مهاجرين ديگر در آن زمان، در سرزمين تازه مشكل بود و اين خانواده با گرسنگي بيگانه نبود.
وي از همان اوان جواني در رسم و نقاشي داراي استعداد فوق العاده اي بود و در چندين مسابقه از حريفان خود پيشي گرفت.
با ورود به دانشگاه پنسيلوانيا در رشته معماري آغاز به تحصيل كرد تا آنكه به سال 1924 از دانشكده هنرهاي زيباي اين دانشگاه فارغ التحصيل شد.
وي بيشتر به شيوه "بوزآر" (مدرسه هنرهاي زيباي پاريس) كه شيوه معمول آن زمان در دانشكده هاي هنر و معماري ايالات متحده بود، تعليم يافت.
قرينه سازي، فضاهاي بزرگ و حجم هاي هندسي متوازن عواملي بود كه در آن زمان وي را از پيوستن به نهضت هاي در حال توسعه مكاتب مدرن معماري باز داشت.

وي به شيوه "بوزآر" به عنوان مقدمه اي براي توصيف روح معماري ، ميانديشيد.

وي در رابطه با نقش معمار به عنوان يك هنرمند گفته است: " خلق هنر بر آوردن يك نياز نيست، بلكه آفريدن يك نياز است."


کان در هر یک از پروژه های خود از هیچ تلاشی دریغ نمی ورزید ، تا حدی که اغلب در حین کار می گفت :

(هرکز بنای دیگری طراحی نخواهم کرد)
چرا که برای او پروژه ایی که داشت تمام زندگیش بود.

او از نظرگاه تاریخی توانست یک تحول در جنبش سنتی معماران مدرن ایجادکند :

اوبین سازه وکارکرد بنا نوعی هماهنگی برقرار ساخت.

لویی کان بر این باور بود که :

معمار متعلق به دانشگاه است

و به همین دلیل باور های خود را در دانشگاه به پیش برد .

او آموزش را شناخت دایمی از خویش می دانست.

به گفته ی وی معماری مدرن که زمانی بهترین و مناسب ترین گزینه نسبت به سایر سبک ها بود خود به آشفته گرایی وسلیقه پردازی دچارشد .

کان علت اصلی آنرا ضعف روان بخشی وارج نهادن به حیات انسانی در قالب های مادی معماری می دانست.

او برای سامان بخشیدن به چنین وضعیتی:

نظم حیات طبیعت و جهان هستی

را عنوان کرده و به تاسی از ان مبانی نظری خود را مطرح می سازد .

عمده فعالیت های لویی کان پژوهشی است گسترده وعمیق درباره ی طبیعت معماری که شامل :
پژوهش های فلسفی و پژوهش های معماری است .


آثارمعماری وی تحت شش عنوان ارائه می گردد:
1-خانه ها
2-مکان اجرای مراسم مذهبی
3-نهادهای اعتقادی
4-زیستگاه های مطلوب
5-مکان های کار
6-شهر

کار های فلسفی وی به چهار بخش عمده تقسیم ی شود:
1-سکوت ونور
2-احساس انسانی
3-احساس مکانی
4-نهادهای اعتقادی انسان


:1-سکوت ونور

از دید گاه لویی کان :سکوت سرچشمه تمام مظاهر هنری است.

او معتقد است: احساس ابدی نهفته دربطن هنر سکوت است.

اواعتقاد دارد: آغاز هنرمبنی بر سکوت است.

از دید گاه لویی کان :نور دنیای پدیده هارامعرفی می کند.

او معتقد است: تمام طبیعت نور است.

اواعتقاد دارد: در نور حرکتی به سمت متجلی شدن است


کنترل نور یکی از مسائلی بود که لویی کان از ابتدای کارش بسیار نگران و گرفتار آن بود.
__________________
لوئي كان(1901-1974)


لوئي كان يك ماه قبل از مرگش در تهران بود تا به همراه كنزو تانگه بر روي يك پروژه عظيم بينديشند(توسعه شهرسازي محله عباس آباد تهران).او به ايران آمده بود كه محيط را حس كند و احتياجات را قبل از آنكه دست به طرحي بزند،درك كند.
لوئي كان در ميان صحبتهايش گفته بود كه دلش مي خواهد ادعا كند كه در رگهايش مقداري خون ايراني جريان دارد، خوني كه از طرف نسل مادرش كه همجوار ايران در روسيه زندگي كرده است به او رسيده است.

لوئي كان نه در قالب معماري ارگانيك رايت جاي مي گيرد و نه در قالب معماري مدرن لوكوربوزيه و ميس، بلكه وي در پي آن بود كه معماري را، به راهي اساسي، براي خود دوباره تعريف كند.وي شخصيتي طوفاني و متكبر نداشت، يا به بياني ديگر بتهوون عالم معماري نبود و با سادگي فروتنانه اي سخن مي گفت و مي زيست.

لوئي كان به سال 1901 در جزيره "ازل" در استوني كه در آن هنگام جزئي از امپراطوري روسيه بود تولد يافت.پدر او "لئوپلد" كه كارش ساختن شيشه هاي رنگين بود و مادرش "برتا" كه هارپ مي نواخت به سال 1905 به ايالات متحده مهاجرت كردند و در فيلادلفيا ساكن شدند.پدرش مغازه شيريني فروشي كوچكي باز كرد، اما زندگي براي خانواده "كان" مانند بسياري از مهاجرين ديگر در آن زمان، در سرزمين تازه مشكل بود و اين خانواده با گرسنگي بيگانه نبود.
وي از همان اوان جواني در رسم و نقاشي داراي استعداد فوق العاده اي بود و در چندين مسابقه از حريفان خود پيشي گرفت. قبل از آنكه دبيرستان خود را به پايان برساند مي دانست كه در آينده چه رشته اي را دنبال خواهد كرد و با ورود به دانشگاه پنسيلوانيا در رشته معماري آغاز به تحصيل كرد تا آنكه به سال 1924 از دانشكده هنرهاي زيباي اين دانشگاه فارغ التحصيل شد.در مدرسه، وي بيشتر به شيوه "بوزآر" (مدرسه هنرهاي زيباي پاريس) كه شيوه معمول آن زمان در دانشكده هاي هنر و معماري ايالات متحده بود، تعليم يافت.قرينه سازي، فضاهاي بزرگ و حجم هاي هندسي متوازن عواملي بود كه در آن زمان وي را از پيوستن به نهضت هاي در حال توسعه مكاتب مدرن معماري باز داشت.وي به شيوه "بوزآر" به عنوان مقدمه اي براي توصيف روح معماري ، ميانديشيد.وي در رابطه با نقش معمار به عنوان يك هنرمند گفته است: " خلق هنر بر آوردن يك نياز نيست، بلكه آفريدن يك نياز است."


منبع : به نقل از مجله هنر و معماری .شماره ۲۱.سال

استاد حسین زمرشیدی

استاد حسین زمرشیدی


سال و محل تولد : 1318 مشهد
رشته تخصصی : معماری سنتی
فعاليت ها :
- فراگیری فنون معماری اسلامی در کنار پدر
- نماسازی های گنبد و بقعه خواجه ربیع و همچنین ساخت گنبد و تزئینات مقبره شیخ مومن استرآبادی
-بازسازی وتعمیر اماکن و ابنیه تاریخی
- تعمیرات بارگاه امامزاده محروق و عطار در نیشابور و همچنین تعمیرات مقبره شیخ احمد جامی و شیخ محمد تایبادی
- تحصیل در هنرستان صنعتی تهران (ایران و آلمان) و کسب عالیترین نمره در آزمون استادکاری هیئت آلمانی و شروع به تدریس هنرجویان رشته ساختمان
- فارغ التحصیلی و عزیمت به آلمان جهت تحصیل معماری در دانشگاه برلین
- همکاری با مطبوعات معتبر از طریق چاپ مقالات علمی
- عضویت در هیئت علمی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی
- عضویت در فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران و عضو پیش کسوتان هنرهای دستی ایران (رشته معماری)
- برگزیده شدن به عنوان چهره ماندگار عرصه معماری سنتی در دومین همایش چهره های ماندگار سال 1381



آثار :

- تألیف 16 جلد از کتب درسی رشته ساختمان
- تعمیر و نگهداری ساختمان
- رسم فنی و نقشه کشی جامع عمران
- گره چینی در معماری اسلامی و هنرهای دستی
- کاشیکاری ایران
- طاق و قوس در معماری ایران
- مسجد در معماری ایران
- معماری ایران
- و نگارش مقالات علمی و کتب فراوان در باب معماری اسلامی و همچنین خلق تابلوهای بسیار با ارزش از نقوش و کاشی معرق



استاد حسين زمرشيدي در 1318 در مشهد به دنيا آمد و تحصيلات ابتدايي را در همان شهر به پايان برد. سپس همراه پدرش حاج محمد معمار كه از استادان به نام خراسان بود به فراگيري شغل پدري در بناي خواجه ربيع پرداخت. پس از طي مراحلي در نوجواني به حق استادي سرآمد در معماري اسلامي شد. آثار فراواني از معماري و كاشي كاري در بقعه خواجه ربيع، گنبد سبز مشهد، بقعه امام زاده محمد محروق و شيخ عطار در نيشابور و بقعه شيخ احمد جامي در تربت جام از يادگارهاي استاد زمرشيدي است.

زمرشيدي پس از معماري اسلامي به بنايي روي آورد و چندي نگذشت كه در زمينه ساختمان سازي استادي ماهر شد. او شب ها به تحصيل علم پرداخت و تا سوم متوسطه را در مشهد سپري كرد. سپس به تهران آمد و پس از آزمون رشته استاد كاري توسط هيئت آلماني در هنرستان صنعتي تهران سابق ( ايران و آلمان ) به عنوان استاد كار آموزشي استخدام شد و هم زمان در رشته ساختمان نيز ادامه تحصيل داد و در سال 1350 فارغ التحصيل شد. سپس به آلمان رفت و در رشته هاي عمومي ساختمان و تربيت دبير فني رشته ساختمان در دانشگاه برلين ادامه تحصيل داد. پس از بازگشت به وطن به عنوان هنرآموز رشته ساختمان در هنرستان تهران به كار ادامه داد و 16 جلد كتاب درسي سال هاي اول تا چهارم رشته ساختمان را براي هنرستانهاي كشور تاليف كرد.از نظام پنجساله در رشته عمران نيز چهار جلد كتاب درسي براي هنرستانها تاليف كرده است.

حسين زمرشيدي از جمله معماراني است كه به معماري غني ايراني عشق مي ورزد و به همين دليل تاليفات با ارزشي در معماري سنتي و اسلامي به جامعه علمي ايران تقديم داشته است. كه مورد توجه بسيار فراوان ساير كشورهاي مسلمان از جهت كاربرد در آثار معماري اسلامي آنها نيز واقع شده و تعداد آنها به 10 جلد مي رسد . نامبرده هم اکنون در دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي با رتبه علمي دانشياري، گروه : هنر؛ رشته : معماري سنتي؛ گرايش : هنرهای قدسی؛ به تدريس و تحقيق مشغول مي باشد.

بیو گرافی رنزو پیانو

بیو گرافی رنزو پیانو

رنزو پيانو در ‍‍‍‍‍جئونا در ايتاليادر 14 سپتامبر سال 1937 متولد شد در سال 1964 از مدرسه معماري در ميلان فارغ التحصيل شد و به عنوان يك دانش آموز در زير نظر يك گروه مهندسي در فلورانس شروع به كار كرد .معماري پيانو به سوابق او بستگي دارد چرا كه پدري معمار داشت و با طرز قرار گرفتن ساختمان ها آشنا بود او پسري خجالتي بود كه در منطقه پيكي زندگي مي كرد در آنجا منظره اي از طبيعت وجود نداشت و آفتاب سوزان هم آنها را دچار مشكل مي كرد لدا تصميم گرفت تا سايباني از برگ در امتداد باد به طور ثابت درست كند و اين اولين كار او در راستاي معماري بود .در بين سالهاي 1965تا 1970 او تجارب زيادي با مسافرت هاي دانشجوئي به آمريكا و بريتانيا به دست آورد و در اين موقع بود كه با جيمز پرو آشنا شد و دوستي آنها تاثير بسزايي در حرفه اي شدن او داشت به اين ترتيب نظرات خود را اثبات كرد و با كساني كه به مخالفت از او مي پرداختند به مخالفت پرداخت و خواستار مسابقه دادن با آنها بود .فقط با مدد گرفتن از تجربه است كه ميتوان به كشفيات مختلف دست يافت و به مرحله اي برسيم كه كمتر احساس نارضايتي كنيم. بيشتر برنامه هايي كه امروز ما در طراحي ساختمان از آن استفاده مي كنيم ،بعدها بوجود آمدند. براي مثال،هر چند« پيانو» بناهاي تاريخي ايتاليا را دوست داشت و آنها را گسترش مي داد ،ولي اين امر براي او از زماني محقق شد كه علم شناخت آثار باستاني در تمام زمينه ها، كارهاي او را تحت تأثير قرار داد.
حتي اين ايده هاي اجتماعي كه اكنون به وضوح در كارهاي او ديده مي شود ،بعدها،و از انگليس وارد كارهاي او شد .او همانند «ريچارد راگرس» تحت تأثير روح دپارتمان معماري لندن قرار گرفته بود جايي كه در پروژه ي دانشجويان اواخر دهه ي 1960،فن آوري ابزار ها محيط انعطاف پذيرانه اي را براي خدمت به تجربه ي اجتماعي به وجود آورده بودند ،او بطور غير مستقيم به سان «جين پرو» طرفدار عقايدي بود كه نويسندگان انگليسي حدود قرن 19 با آن سر وكار داشتند.
«پيانو»مهندسي معماري را در دانشگاه «فلورانس» و «پليتكنيك ميلان» سپري كرد و بعدها در سال 1964 فارغ التحصيل شد ولي تأثير اين مؤسسات در شكل گيري شخصيت او براي رسيدن به هنر معماري ،به مراتب كمتر از دوران بچگي و پيش زمينه خانوادگي او نشست و بر خاست هاي او با معماران بزرگ كه معمولا ايتاليايي و . . .بودند
خصوصا فعاليت هاي خود او بعد از تحصيل بود .
«پيانو» از همه ي اين ها چيز هايي آموخت و به گفته ي خود « دزدي برخي اسرار » كه مي توانست او را براي يك تحول دروني آماده سازد .
بعد از پدرش ، « فرانكو آلبيني » اولين الگو و كار فرماي او شد . « آلبيني » در ميان بقيه ي كارهايش ،معمار « آرشيتكت » يك سري فروشگاه زنجيره اي بود كه بعضي از آنها واقعا عالي و استثنايي بودند . به نظر مي رسد با توجه به ساختار نمايش داده شده ، اين ساختمانها از پيشگامان عرصه ي تكنولوژي برتر آن زمان بوده اند . همچنين او مسئول
برخي از بناهاي تاريخي و تأثير گذار قديمي بود كه برخي از آنها در « جنوا » هستند . و
مي توان عنوان طراح را هم به او اطلاق كرد . « پيانو » شديدا تحت تأ ثير لذتي كه «آلبيني » از كار و لوازم و جز ئيات كار ها مي برد ، ( كارهايي كه در استوديوي ميلان انجام مي داد ) قرار گرفت .
« پيانو » براي انجام كار و شروع كار هيچ اقدامي نكرد زيرا اولا خجالتي بود و ثانيا از جواب هاي منفي كه ممكن بود بشنود ، واهمه داشت ولي سر انجام براي شروع كار به يك دفتر مهندسي رفت تا كار خود را شروع كند . كار اوليه ي او اسمبلي مجدد دستگاه هاي تلويزيون بود تا ايراد هاي احتمالي را شناخته و راهكار هاي پيشنهادي را مورد بررسي قرار دهد تا اين دستگاه ها طراحي شوند .
« پيانو » با « آلبيني » به مدت دو سال كار كرد . اين همكاري زماني بود كه آلبيني مشغول كار براي تبديل يك موزه در جنوا بود . شايد « پيانو » بيشترين تجربه ي خود را در سفر هايي بدست آ ورد كه آ خر هفته ها از منزل به « جنوا » مي رفت . « آلبيني » معمولا در « پاويا » به ملاقات رئيس خود مي رفت تا او را در چند و چون كارهاي مبلمان چوبي كه او طراحي آنها را به عهده داشت ، قرار دهد . آنها معمولا دو ساعت تمام و يا بيشتر را به مطالعه ، تجزيه و تحليل جز ييات مي پرداختند . از اين موارد و از تجربياتي كه او در كار طراحي سيستم طاقچه بدست آورد ، پيانو فهميد كه متد طراحي آلبيني ( كه الان متد پيانو مي باشد ) مبني بر حذف كردن قسمتهاي غير ضروري است بدون اينكه آسيبي به سيستم برسد .
در همين ايام بود كه « پيانو » براي اولين بار « جين پرو » را در زماني كه در حال كار بر روي يك طرح هنري در فرانسه بود ، ملاقات كرد . چيزي كه براي پيانو عجيب بود و او را تحت تأثير قرار مي داد اين بود كه « پرو » چگونه بر مشكلات فائق مي آمد مانند درست كردن يك پل از يك تكه كاغذ كه به اندازهاي مقاوم باشد كه بتواند فشار يك خودكار را تحمل كند كه اين كار همانطور كه نياز به فكر زيادي داشت مي بايست با ممد گرفتن از دست نيز حل مي شد چون مي بايست به طور ماهرانه اي با دست روي آن كار مي شد .
بعدها ، در زمان ساخت ساختمان « مركز پامپيدو » كه در آن « پرو » يكي از اعضاي حياتي بود ، آن دو با يكديگر دوست صميمي شدند . استوديوي « پرو » واقع در خيابان «رودس بلانس مانتكس » با استوديوي « پيانو » در « رو است كرويكس دلا برتونري » حدود 100 متر فاصله داشت و آن دو معمولا ناهارها را با يكديگر صرف مي كردند ولي با تمام شباهت هايي كه بين آن دو بود و با تمام اراداتي كه پيانو به او داشت ولي وي نتوانسته بود « پيانو » را به اندازه ي « آلبيني » تحت تأثير قرار دهد ولي به جاي آن «پيانو » طرحهايي را اجرا مي كرد كه ساختارهاي جديدتري داشتند .
از آن جايي كه « پرو » و « پيانو » هر دو علاقمند به ابزارها و تكنولوژي جديد بودند ، هيچكدام علاقهاي به كار سازه هاي عظيم و محتويات آن نداشتند و اين باعث خدشه دار شدن وحدت در معماري و فقدان هويت در ساختمانها شد ولي در مقابل آنها اعتقاد خاصي به « هدف ساخت » براي هر ساختمان داشتند . هماهنگي اي كه بايد در همه ي بخشها حفظ مي شد و همچنين اهميت صنعتكاري در هر دو مقوله ي شكل سازه و دميدن روح در تكنولوژي .همچنين در به هم پيوستگي سازه و صنعتكاري در توليدات صنعتي ، هر دوي آنها محافظه كارانه رفتار مي كردند و براي هر دوي آنها مهم بود كه سازنده ي طرح پيمان را با كار قطع نكند . جايي كه محموله ي ابزارها داراي بهترين ذخيره هستند و نه تنها با چشم بلكه با احساس دست نيز مي توان درك كرد .
يك تفاوت بزرگ ولي نه چندان مهم بين آنها اين بود كه « پرو » زماني كه با صفحات فلزي دو يا سه بعدي كار مي كرد به اصل خميدگي مي پرداخت در حالي كه « پيانو » به حكاكي تمايل داشت و با مدلهاي مكعبي كار خود را شروع كرد .
اگر « پيانو » اهميت صنعتكاري و كارگاه را از دوستان سازنده اش آموخته ، « پرو » همان اصول را از پدرش آموخته بود .
بنيانگذار « اكول دس بلكس آرتس » كه نام خود را به عنوان يك ايده ي هنري و جنبش حركتي ثبت كرد و اثرش يكي از مهمترين مراكز هنري « نووا » شد .
« ويكتورپرو » شديدا تحت تأثير نوشته هاي « جان راسكين » و « ويليام مدريس » قرار گرفت .در كنار اين علايق به صنعتكاري ، اين نوشته ها عقايد سياسي و اجتماعي پرو را نيز متأثرقرار داد كه بخش بزرگي از زندگي او بود . هر چند كه اين ها به بحث گذارده نشد ، پيانو اذعان كرد كه گفتگو با « پرو » براي كشش بين عقايد او و عقايد نويسندگان محتمل است . جدا از اين در رابطه ي صنعتكاري و اجتماع ، آنجلو ساكسون هم هر چند كم ولي بر روي بعضي از عقايد او تأثير داشت . مطمئنا « پرو » عقايد و علايق خود را الهام گرفت و در جنبه هاي اجتماعي معماري به كار برد . در اين اثنا « پيانو » تحت تأثير پروژه هاي مشخصي مثل «ابي پيره » كه در اوايل دهه ي 1950 بود ، قرار گرفته بود و مي نويسد كه حمايت « پرو » از ساخت ساختمان مثل ماشين ، براي نتايج اجتماعي كمتر از پيشرفتهاي تكنيكي بود . با به خاطر آوردن شهرت مركز پامپيدر و ساختمان همانند آن از پيانو و كار هاي بعدي او بعد از پامپيدر و رفاقت شديد او با « پرو » كه اكنون ريشه دار تر شده بود ، نشان مي داد كه چگونه روي عقايد اجتماعي او تأثير مي گذاشتند.
يك مورد ديگر كه به طور خلاصه به آن اشاره مي شود ، مهندس انگليسي الاصلي بود به نام « ماكو وسكي » كه تخصص خاصي در فريمهاي قصيال داشت كسي بود كه « پيانو »
مدارك برخي از جديدترين تجربياتش را با مختصري از ساختار آنها برايش فرستاده بود
اين امر منجر به دعوتي شد مبني بر همان ساختار ها كه در محل دانشگاه تكنولوژي «باترسيا » و در سال 1966 اتفاق افتاد .
« ماكو وسكي » به دنبال شخصي بود تا قدرت تحليل ساز را با توجه به عملياتهاي محاسباتي داشته باشد و اين در حالي بود كه « پيانو » تحت تأثير هوش و ذكاوت و احترام اين مهندس قرار گرفته بود . نقشه ها روي هم قرار گرفته بود تا منجر به ساخت يك شركت براي تخصصي كردن ساختارها شد . ولي بعد پيانو فهميد كه اين امر بسيار محدود كننده خواهد بود و اينكه بيشتر معماري بايد مي شد تا فريم فضا و سقفها .
اولين دفتر كارگاهي او براي خودش در سالهاي 69-1968 و در بيرون جنوا ، تأسيس كرد تا كارهاي فضاسازي فريمهاي پشتيبان به سان سقفها را انجام دهد ، سهم عمده اي از آن متعلق به « ماكو وسكي » بود .
__________________

معماران==> امریکایی===> بوگاردس، جیمز

معماران==> امریکاییبوگاردس، جیمز3

 در سالهای 1800 – 1874 زندگی می کرد. مخترع و معمار امریکایی که استفاده از چدن در سازه ساختمان را محبوب کرد، بهترین شناخته شد. او همچنین بخاطر اختراع روش جدیدی برای چاپ تمبر پستی، کنتور گاز(گاز خشک)، حلقه تندرو که در ریسندگی پنبه استفاده می شود، دستگاه هایی که در اعماق دریا صدا تولید می کند و درل می کند معتبر شد.
در کتسکیل شهر نیویورک بدنیا آمده است. بوگاردس در 14 سالگی شاگرد یک ساعت ساز بود. بزودی او تبدیل به مرد چاپگر در شهر شد. کسب تجربه، او را در جهت اختراع ماشین چاپ تمبر پستی راهنمایی می کرد. در سال 1830 او حلقه تندرو برای ماشین ریسندگی پنبه را ختراع کرد، اختراعی که پروسه ریسندگی پنبه را ساده تر کرده بود، آنرا در اختیار عموم قرار داد.

در سال 1834 او اولین کنتور گاز خشک را به ثبت رساند. این کنتور مقدار گاز مصرفی را اندازه می گرفت و شامل دو دم بود که با یک شیر و فلکه به خط گاز اصلی متصل می شد.

برای خلاقیت او در استفاده از چدن درساختن سازه است، که بوگاردس بهترین شناخته شده است. معماری در سالهای 1800 میلادی به سرعت در حال تغییربود. دیوارهای سنگین جای خود را به اسکلت هایی از ستونها، تیرها، و نماهایی که اجزاء اصلی برای تحمل بار ساختمان هستند را دادند. در اوایل این قرن، آجر و بتن مصالح برتر برای اجرای چنین ستونها و نماها بودند.

بوگاردس، از فرم و عملکرد معماری کلاسیک اروپایی الهام می گرفت، با این باور که مصالح انعطاف پذیری مانند چدن، جلوه های بصری یکسان با مصالح کمتر نسبت به نخستین ساختمانهای کلاسیک را می تواند ارائه دهد. او در سال 1840 یک کارگاه با تولید انبوه ستونها و تیرهای چدنی پیش ساخته که آنها را به محل ساختمان می فرستاد را به ثبت رساند و از این طریق استفاده چدن را در بین مردم رایج کرد. در سال 1848 او با ساخت آسیاب شکر پنج طبقه ای4 با استفاده از تیرهای چدنی در نیو یورک، ایده اش را به ثبت رسانید. نوآوری او برای معماران قرن بیستم کمکی بود تا آسمان خراشهایی با مقاومت زیاد اسکت های پولادین را طراحی کنند===> بوگاردس، جیمز

معماران==> امریکایی===> بروئر، مارسل لاجوس

معماران==> امریکایی===> ببروئر، مارسل لاجوس 5 در سال 1902 – 1981 زندگی کرد. معلم، طراح، و معمار مجارستانی- امریکایی بود کسی که کمک کرد تا اصول عملکردی تحت سبک بین المللی به ثبت برسد.



بروئر در شهر پکس، مجارستان در تاریخ 21 / 5 / 1902 بدنیا آمد. او در مدرسه طراحی باوهاس در ویمار، آلمان 6، درس خواند، جایی که والتر گروپیوس معمار 7 و دیگران در حال توسعه زیبایی ها، و تکنولوژی نوین آن بودند. مدیر طراحی مبلمان مدرسه باوهاس، بروئر اولین صندلی های به روز، ساخته شده ازتخته چندلا روی قاب های مدولار فلزی لوله ای مناسب برای تولید انبوه را طراحی کرد. از سال 1928 به برلین سفر کرد و معماری را با طراحی قاب های مدولار پولادین و خانه بتنی هارنیشماخر (ویزبادن 1932) 8 ادامه داد.



بعد از برافراشتن نازی پارتی، بروئر در سال 1933 به سرعت به انگلستان و در سال 1937 به ایالات متحده رفت. در آنجا زیر نظر گروپیوس، در توسعه مدرسه معماری دانشگاه هاروارد کمک کرد. همچنین او خانه های همچون خانه خودش در لینکولن، ماسا چوست (1939)، را با مصالح بوم آورد را طراحی کرد. در سال 1946 بروئر کاری دیگر را اجرا کرد. همراه با پیر لوئیجی نروی 9 ایتالیایی، و برنارد زحرفاس 10 فرانسوی، ساختمان مرکزی یونسکو در پاریس11 را اجرا کردند. دیگر کارهای بزرگ او شامل فروشگاه بزرگ دو بیژنکورف (بی حایو) در روتردام در سال (1961) 12؛ مرکز پژوهش آی بی ام در لا گاغد، فرانسه در سال (1962) 13؛ موزه هنر امریکایی ویتنی در شهر نیویورک در سال (1966) 14؛ وکلیسای صومعه سنت جان در کالج ویل، در مینستوتا (1967) 15. درکل ساختمانهای او با ترکیب بلوک های ساده بطور ناهموار، سنگهای ناتمام، یا بتن و چوب می باشد.
__________________
روئر، مارسل لاجوس

معماران==> امریکایی===> بالفینش، چارلز

معماران==> امریکایی==معماران==> امریکایی===> بالفینش، چارلز
بالفینش، چارلز16 در سالهای 1763- 1844 زندگی می کرد. این معمار امریکایی در سبک فدرال کار می کرد. متولد بوستون و فارغ التحصیل از دانشگاه هاروارد بود. او در سال های 1785- 1787 به اروپا سفر کرد جایی که او از معماری کلاسیک کشور ایتالیا و ساختمان های نئو کلاسیک سر کریستوفر رن 17، رابرت ادم 18، و دیگر معماران انگلستان تاثیر زیادی گرفته بود. بوسیله این المان ها، او با همان گنبدها، ستون ها، و زینت های کلاسیک، که اوایل قرن 19 را تحت تاثیر قرار داده بودند، سبک فدرال برجسته ای را رشد داد.

در سال 1793 بالفینش تاتر خیابان فدرال در بوستون 19، خانه ملاقات را در تانتون 20، کلیسای بالفینش در پیتس فیلد 21، و استیت هاوس در بوستون (1798) 22 را طراحی کرد. او همچنین برای اولد استیت هاوس (1796) در هارتفورد، کانکتیکات 23، و استیت هاوس (1829-1832) در آگوستا، مین 24. در سال 1813 تالار دانشگاه هاروارد 25، و در سال 1818 او بیمارستان مرجع ماساچوست در بوستون 26 را طراحی کرد. او اولین معمار حرفه ای متولد شده امریکا می باشد.

ادامه دارد...

Pietro Belluschi.۱

2.Loan Association Building (1948) in Portland, Oreg

3.James Bogardus

4.five-story sugar mill in New York City

5.Marcel Lajos Breuer

6.Bauhaus school of design in Weimar, Germany

7.Architect Walter Gropius

8.Harnischmacher house (Wiesbaden, 1932)

9.Pier Luigi Nervi

10.Bernard Zehrfuss

11.UNESCO headquarters in Paris (1958)

12.De Bijenkorf (Beehive) department store in Rotterdam (1961)

13.IBM Research Center in La Garde, France (1962)

14.Whitney Museum of American Art (New York City, 1966)

15.Saint John's Abbey Church, Collegeville, Minnesota (1967)

16.Charles Bulfinch

17.Sir Christopher Wren

18.Robert Adam

19.Federal Street Theater in Boston (1793)

20.Meeting House in Taunton

21. Bulfinch Church in Pittsfield

22. State House in Boston (completed 1798)

23. Old State House (1796) in Hartford, Connecticut

24. State House (1829-32) in Augusta, Maine

25. University Hall at Harvard (1813)

26. Massachusetts General Hospital in Boston (1818)
=> بالفینش، چارلز