ورقهای پلی استایرن

ماهیت منحصر به فرد پلی استون

الف- کل توده این ماده کاملا یکنواخت است، به همین دلیل خراشها و تغییر رنگهای سطح که در اثر حرارت اجسام داغ و سیگار به وجود می آید توسط اسکاچ یا کاغذ سنباده از روی این سطوح پاک می شوند.  در نتیجه پلی استون بسیار بادوام و قابل تعمیر است و این مزیتی است که سایر مواد جایگزین مانند سنگ، چوب و یا صفحات روکش شده ندارند.   

ب- پلی استون پس از نصب هیچگونه درز و اتصالی ندارد، در سطوح بزرگ حالتی همچون سنگیکپارچه را به نمایش می گذارد و از زیبایی بی نظیری برخوردار است

ج- پاک کردن سطوح پلی استون از چرکها و آلودگی ها توسط پاک کننده های خانگی به آسانی امکان پذیر است.  هیچ ماده ای به اندازه پلی استون در مقابل لکه ها مقاوم نیست.  این ماده فاقد منفذ است، بنابراین مایعات، جرمها و باکتریها نمی توانند در آن نفوذ کنند.  مجموعه اینخواص پلی استون را تبدیل به ماده ای کاملا بهداشتی و محیطی مناسب برای کار کردن با مواد غذایی می گرداند

د- پلی استون را می توان به هر اندازه برید، چسباند، سوراخ کرد،انحنا داد، تراشید و شکل داد.  این قابلیتهای منحصر به فرد به شما امکان می دهد تا بدون هیچگونه محدودیتی به سفر دردنیای طرحها بپردازید.

ه- پلی استون رنگارنگ است، حتی سینکهای آشپزخانه و کاسه های دستشویی هم در مدلها و رنگهای متنوع ارایه می شوند.

و- پلی استون ظاهری چون سنگ دارد، ولی بر خلاف سنگ گرم می باشد.

ز- پلی استون از مقاومت شیمیایی بسیار خوبی در برابر اسیدها، مواد آلکیلی و حلالهای آلی برخوردار است.

ط- وزن مخصوص پلی استون نصف سنگ است بنابراین جایگزین مناسبی برای سنگ می باشد

دیوار برشی

قاب مهار بندی شده (یعنی ساختمان مرکب از قاب ودیوار برشی) برای ساختمان های تقریبا بیش از 40 طبقه پر بازده و موثر نمی باشد زیرا برای اینکه مهار بندی به قدر کافی سخت و قوی باشد مقادیر زیادی مصالح لازم می گردد. باز ده یا کار آیی سازه ساختمان را ممکن است با استفاده ازخرپاهای کمر بندی افقی که قاب را به هسته می بندند تا حدود 30در صد افزایش داد.
خرپاها به هسته بطور صلب متصل می باشند و به ستون های خارجی بطور ساده اتصال دارند.

هنگامی که هسته برشی سعی بر خم شدن دارد، خرپاهای کمر بندی مانند بازو های اهرم عمل می نمایند و در ستون های پیرامونی مستقیماً تنش های محوری ایجاد می کنند. این ستون ها به نوبه خود در مقابل تغییر شکل هسته مقاومت می نمایند، به عبارت دیگر در هسته کاملا برش های افقی ایجاد می شود و خرپا های کمر بندی برش قائم را از هسته به قاب نما انتقال می دهند. بنابراین با به کار بردن این خرپاهای کمربندی ساختمان بطور یکپارچه و خیلی شبیه به یک لوله ی طره شده عمل می کند. ساختمان می تواند یک یا چند خرپای کمربندی داشته باشد. هر چقدر که خرپاهای بیشتری به کار برده شود رفتار یک پارچه هسته و ستون های نما بهتر تأمین می گردد. این خرپاها را می توان در داخل ساختمان در محل هایی قرار داد که مهار بندی مورب (قطری) مانعی در وظیفه ساختمان ایجاد نکند (برای مثال در طبقات مکانیکی) . قاعده سازه ای استفاده از خرپاهای کمر بندی در بالا و وسط ساختمان به نظر می رسد که برای ساختمان های تا حدود 60 طبقه اقتصادی باشد. خرپاهای کمر بندی را می توان یا با اتصالات مفصلی و یا با اتصالات صلب به ستون های پیرامونی متصل کرد. اگر خرپاها به ستون ها بطور پیوسته متصل باشند، تمام سیستم بصورت واحد عمل می کند و در نتیجه فقط درصد کمی از ظرفیت تحمل لنگر هسته مورد استفاده قرار می گیرد زیرا دیوارهای هسته نسبتاً نزدیک تار خنثی مقطع ساختمان قرار دارند. این نکته در دیاگرام تنش سیستم صلب در آن توزیع تنش ها پیوسته می باشد مشاهده می گردد. ازطرف دیگر بازوهای ارتجاعی که از هسته طره شده و به ستون های پیرامونی مفصل می گردند ظرفیت تحمل لنگر هسته را به نحو بهتری قابل استفاده می سازند و از ستون های خارجی نیز مانند سیستم صلب استفاده می شود. با این حال چون اتصالات مفصلی فقط برش را انتقال می دهند و هیچ لنگر خمشی در ستون ها ایجاد نمی کنند ظرفیت بار محوری ستون ها افزایش می یابد. موقعی که قاب به هسته سازه مفصل شده باشد، هسته مانند یک تیر طره ای عمل می نماید و بالای آن به آزادی دوران می کند.در این حالت قاب دوران خیلی کمی را تحمل می نماید. اما اگر قاب بوسیله یک خرپای کمربندی به هسته بسته شده باشد هرگونه دورانی در بالای سیستم جلوگیری می شود زیرا ستون های پیرامونی با ایجاد نیروهای قائم (نیروهای محوری در ستون ها) خرپای کمر بندی را مهار می کنند. گیرداری جزیی که در بالای سیستم ایجاد می شود در منحنی لنگر منعکس گردیده است. این سیستم دیگر مانند یک تیر طره ای خالص عمل نمی کند زیرا هم در بالا و هم در پایین گیردار می باشد. منحنی تغییر شکل حاصله به صورت بک s کشید با لنگر خمشی برابر صفر در نقطه عطف می باشد. با افزودن خرپاهای کمر بندی اضافی در طبقات میانی ساختمان مقاومت و سختی سیستم افزایش بیشتری پیدا می کند. در هر طبقه خر پا دار از دوران سیستم ممانعت به عمل می آید. گیرداری ایجاد شده در این طبقات منحنی لنگررا به عقب می کشد.در اثر انتقال بیشتر نیروهای جانبی به نیروهای محوری، لنگر خمشی در پای ساختمان به مقدار زیادتری کاهش می یابد و از نوسان (یا تغییر شکل) جانبی ساختمان به مقدار بیشتری کاسته می شود

آزبست چیست؟

آزبست نام تجاری چندین ماده معدنی است که به شکل وسیع در تهیه لنت ترمز اتومبیل و برخی مصالح ساختمانی به کار می‌روند و یکی از آلاینده‌های مهم هوا است. پراکنده شدن ذرات آزبست در هوا سبب ایجاد اختلالات تنفسی و ابتلا افراد به بیماری‌های وخیم ریوی می‌شود.

 سابق بر این آزبست برای حفاظت از آتش‌سوزی و ایزوله کردن لوله‌های آب گرم، پوشش و نمای ساختمان و لنت ترمز خودروها استفاده می‌شد. اما به دلیل سرطان‌زا بودن آن، در بسیاری از کشورها تولید و استفاده از این ماده ممنوع شده است.
در هر شبانه‌روز معادل 7 تن آزبست یا لنت ترمز در هوای تهران تولید می‌شود. استنشاق آزبست یا لنت ترمز از راه تماس‌های شغلی یا محیطی اتفاق می‌افتد. آزبست به دلیل داشتن ویژگی‌های نسوز بودن و قابلیت انعطاف به شکل یک ماده صنعتی با ارزش درآمده است که برای آن بیش از 3000 مورد استفاده شناخته شده است.
در محیط زیست اصطکاک یا ساییدگی از لحاظ آلوده‌سازی هوا اهمیت زیادی دارد، این پدیده عبارتست از پراکندگی ذرات که در نتیجه ساییده شدن به وسیله مالش ایجاد می‌شوند. روزانه بیش از یک میلیون خودرو در سطح شهرهای بزرگ در آمد و شد هستند که به لحاظ وضعیت خاص ترافیک رانندگان پیوسته از ترمز استفاده می‌کنند.
با هر بار استفاده از ترمز خودرو مقداری از لنت ترمز تحت عمل اصطکاک لنت با کاسه یا دیسک چرخ ساییده شده و آزبست موجود در آن به شکل غبار از درز کاسه‌های چرخ و یا به طور مستقیم از کنار دیسک چرخ به زمین می‌ریزد و در هوا پراکنده شده و براثر جریان‌های سطحی هوای نزدیک به آسفالت خیابان (که حرکت اتومبیل‌ها آن را تشدید می‌کند) در محیط شهر پراکنده می‌شود.

پاک کردن محیط زیست از آزبست به عهده همه است. اگر در محل کارتان از آزبست استفاده شده است شما نیز به نوبه خود از مسئولان بخواهید تا محیط کار شما را از این آلودگی پاک کنند. این عمل به عهده مسئولان سازمان‌های مربوطه است تا محیط کاری را به محیطی سالم برای کار تبدیل کند. اگر حجم آزبست مصرفی کم باشد باید با نظارت شهرداری‌ها جمع‌آوری شود. در غیر این صورت باید با همکاری سازمان بازیافت در هر استان این موضوع پی‌گیری شود. در تمام موارد باید به جای استفاده از آزبست به ویژه زمانی که به عنوان عایق مورد استفاده قرار می‌گیرد از مواد و عایق‌های جایگزین آن استفاده شود

استفاده از لاستیکهای فرسوده در بتن

در هر سال فقط در ایالات متحده ۲۵۰ میلیون تایر فرسوده به وزن بیش از ۳ میلیون تن جمع آوری می شود. همچنین یکی از بزرگترین چالشهای محیط زیستی موجود در اطراف کلان شهرها در جهان نحوه بازیافت و حذف مواد لاستیکی زائد از چرخه زیست محیطی می باشد. یکی از راه حلهای که برای حل این مشکل پیشنهاد شده است استفاده از ذرات لاستیک تایر بعنوان یک ماده افزودنی در مصالح بر پایه سیمان است.

اگرچه بتن یک ماده محبوب و پراستفاده در مصالح ساختمانی است اما دارای تقطه ضعفهایی نیز می باشد . همانند مقاومت کششی پایین ، شکل پذیری پایین ، جذب انرژی کم، انقباض و جمع شدگی بتن (shrinkage) و در پی آن ترک خوردگی ناشی از آن و در نهایت ترکهای ناشی از عمل آوری نامناسب و سخت شدگی بتن (hardening and curing cracking). یافته های جدید نشان می دهد که استفاده از ذرات تایرهای فرسوده به میزان زیادی می تواند این نقاط ضعف بتن را برطرف کند. هر چند استفاده از لاستیک در آسفالت بیشتر از یک دهه است که صورت می گیرد اما کاربرد آن در بتن بتازگی صورت گرفته است و تحقیقات زیادی بر امکان سنجی آن انجام شده. هرچند این تحقیقات هنوز کامل نشده است اما روشهای آزمایشی مختلفی برای کاربرد این لاستیک ها حاصل گردیده است .

 

معمولا جایگزینی کامل سنگدانه های درشت دانه(شن) و سنگدانه های ریزدانه(ماسه ) با لاستیک بدلیل کاهش مقاومت شدید مناسب بنظر نمی رسد. ولی با جایگزینی نسبت کمی از آن با سنگدانه ها کاهش مقاومت ناچیزی صورت می گیرد که قابل صرفنظر کردن است.

 

مطالعات نشان می دهد که میزان لاستیک نباید از ۲۰-۱۷ درصد کل حجم سنگدانه ها بیشتر شود . همچنین آزمایشها نشان می دهد که استفاده از لاستیک در مخلوط بتن سیمانی میزان انقباض و ترکیدگی بتن در اثر از دست دادن آب (drying shrinkage) ،شکنندگی و مدول الاستیسته بتن را کاهش می دهد و بطور کلی پایایی و دوام ( durability) و سرویس دهی بتن سیمانی را افزایش میدهد. بتازگی دکتر زاوو (Dr. Zhu) استاد دانشگاه آریزونا در آمریکا تلاشهایی را برای کاربرد بتن لاستیکی در پروژه های مسکونی و تجاری آغاز کرده است. او در نمونه خود در حدود ۸ درصد وزن سیمان از لاستیکهای فرسوده ریزشده استفاده کرده است

بتن ریزی در هوای گرم

مقدمه:
یکی از عوامل تخریب بتن در فلات مرکزی ایران بتن ریزی در هوای گرم می باشد. در محیطهای گرم دمای بتن زیاد بوده و این مسئله موجب تبخیر سریع آب ، گیرش زود رس و کاهش کاراوی بتن می شود.
برای رسیدن به بتن مناسب و با مشخصات مکانیکی مورد نیاز باید شرایط ویژه ای باشد رعایت شود.

اقلیم شناسی:
طبق طبقه بندی اقلیمی بخش بزرگی از ایران دارای اقلیم گرم می باشد در فلات مرکزی اقلیم گرم و خشک و در سواحل و جزایر جنوبی اقلیم گرم و مرطوب وجود دارد . در اقلیم گرم و خشک تبخیر بیشتر از بارندگی و اختلاف دمای شبانه روز به 25 درجه سلسیوس می رسد. متوسط دما در روزهای تابستانی حدود 45 و در زمستان حدود 30 درجه سلسیوس است. رطوب نسبی بسیار کم و به ندرت از 50 درجه افزایش می یابد و عموما در حدود 10_20 درجه می باشد تغییرات دما در شبانه روز منجر به وزش باد های گرم و عموما با گردباد و سرعت زیاد می شود. شرایط مزبور برای کارهای بتنی مناسب نمی شود و مقاومت و پایائی (دوام) به طور محسوسی کاهش می یابد و برای دسترسی به بتن بادوام زیاد تهمیدات ویژه ای را باید به کار برد.
خرابیهای بتن:
بتن سالهاست که به عنوان مصالح پایا و بادوام ، ارزان و مقاوم(در حد قابل قبول) به عنوان مصالح سازه ای،ملات،کف سازی،و پرکننده در ساختمانها و ابنیه مختلف به کار گرفته شده است. ولی متاسفانه اگر به طور مناسب، تهیه و عمل آوری نشود در محیط های گرم و خورنده طول عمر مفید آن به طور محسوسی کاهش می یابد. قبل از وارد شدن به مشکلات بتن ریزی در هوای گرم مکانیزم های خرابی بتن را به طور کلی مورد بحث قرار می دهیم. خرابیهای بتن به طور کلی یا به صورت شیمیائی و یا به صورت فیزیکی می باشند. در ضمن خرابی خطاهای اجرائی را نیز باید به این مجموعه اضافه کرد که عمذتا نقش تسریع در کاهش پایائی خواهند داشت. خلاصه انواع خرابی بتن در زیر ارائه شده است :
خرابی بتن:
1) شیمیائی:
• حمله سولفات ها
• حمله کلرورها و خوردگی فولاد
• کربناتی شدن
• واکنش قلیاوی سنگدانه ها
2) فیزیکی:
• یخ زدگی و ذوب متوالی
• فرسایش و سایش
• خلائ زایی
• نفوذ نمک ها در بتن
• حریق
• ضربه
• شرایط محیطی
• حمله باکتریها
3) خطاهای اجرائی:
• دانه بندی یکنواخت و نامناسب
• خاک دار بودن شن و ماسه
• انبار کردن نامناسب مصالح بتن (شن و ماسه،سیمان،آبّ،مواد افزودنی)

• به کار گیری نوع و مقدار نامناسب سیمان
• تراکم نامناسب
• عمل آوری نامناسب
• به کار گیری آب بیش از حد مورد نیاز در مخلوط بتن
وجود اقلیم گرم به طور مستقیم و غیر مستقیم تمام عوامل خرابیهای شیمائی و فیزیکی بتن را به جز یخ زدگی و ذوب متوالی تشدید می کند. بنابراین و در اینچنین اقلیمی باید شرایط ویژه ای را به کار برد و حتی الامکان خطاهای اجرایی را نیز به حداقل کاهش داد.
تاثیر محیط گرم روی بتن:
هم بتن تازه و هم بتن سخت شده در محیطهای اقلیمی گرم و در درجه حرارت زیاد بخشی از عملکرد مطلوب و پایائی خود را از دست می دهند. نیاز به آب بیشتر ، گیرش سریع و کاهش اسلامپ و کارائی، افزایش امکان ترک خوردگی خمیری ، تبخیر سریع آب سطحی بتن و تغییر در مشخصات مکانیکی این بخش و نیاز به عمل آوری سریع از مشکلات بتن تازه در اقلیم گرم است. این مشکلات با افزایش نفوذ پذیری که خود منجر به کاهش مقاومت ذاتی بتن در مقابله با خرابیهای دیگر می شود از تاثیرات محیط گرم روی بتن سخت شده می باشد . علت تغییرات در بتن سخت شده به طور عمده ناشی از اجبار به مصرف آب بیشتر در طرح اختلاط است.
بزرگترین مشکل اقلیم گرم روی بتن گیرش سریع و کاهش کارائی بتن تازه می باشد که برای جبران آن تولید کنندگان آب مصرفی طرح اختلاط افزایش می دهند. با افزایش آب مصرفی مقاومت کاهش و نفوذ پذیری افزایش می یابد و در صورتیکه عوامل مخرب دیگر مثل یونهای مضر هم در محیط وجود داشته باشد و به سرعت عمر مفید و پایائی بتن کاهش خواهد یافت و در مناطق گرم و خشک و تبخیر سریع آب از سطح آزاد بتن فرایند آبگیری ( (Hydrationسیمان متوقف شده و منجر به ترکهای جمع شدگی خمیری (Plastic shrinkage cracks) خواهد شد.
در محیطهای گرم و مرطوب به علت نفوذ رطوبت در بتن سخت شده خرابی های بتن افزایش می یابد البته به جز ترک خوردگی ناشی از جمع شدگی. به هر حال در محیط های گرم و خشک نیز امکان رطوبت در پاره ای از کاربردها به طور محسوس وجود دارد مثل سازه های آبی بتنی ، پی ها که در خاک مدفون هستند و به احتمال کاربرد زمینهای اطراف آب و رطوبت به خاک تزریق خواهد شد.
مشکلات بتن ریزی در مناطق گرمسیر به صورت خلاصه عبارتند از :
_ نیازبه آب بیشتر در طرح اختلاط
_افزایش سرعت گیرش سیمان
_کاهش اسلامپ و کارآئی بتن تازه به علت گیرش زود رس
_ایجاد ترکهای جمع شدگی خمیری
_مقاومت فشاری نهائی کمتر (گرچه مقاومت فشاری اولیه افزایش می یابد)
_افزایش نفوذ پذیری و کاهش محسوس پایائی بتن
_ظاهر نامطلوب سطح بتن
_کاهش زمان اجرائی جهت حمل و ریختن بتن و ویبره زدن (در پاره ای از موارد این زمان به 20 دقیقه کاهش می یابد)
تمهیدات بتن ریزی در مناطق گرمسیری:
در صورتیکه دمای بتن در لحظه بتن ریزی از 32 درجه بیشتر باشد باید بتن ریزی رامتوقف کرد یا شرایط ویژه ای را جهت کنترل دمای بتن به کار برد. به هر حال در روزهای گرم سال در مناطق گرمسیر موارد زیر باید مورد توجه قرار گیرد.
_دمای سیمان در هنگام اختلاط باید کمتر از 50 درجه باشد نگهداری سیمان در محلهای سایه و خنک و با استفاده از سیلو مناسب با رنگ آمیزی مناسب می تواند در پائین نگهداشتن دمای سیمان به کار رود.
_میزان مصرف سیمان نباید از 350 کیلوگرم بر متر مکعب کمتر باشد تا بتوان کارایی و مقاومت لازم را به دست آورد در ضمن نباید از 450 کیلوگرم بر متر مکعب بتن بیشتر باشد چون گرمای آزاد شده ناشی از فعل و انفعالات سیمان منجر به دمای زیاد بتن تازه خواهد شد.
_به کار گیری سیمان کند گیر (در حد تیپ دو)به کار گیری سیمان پوزولانی به خصوص استفاده از میکروسیلیس یا به کارگیری مواد افزودنی که موجب کاهش دمای گیرش شود توصیه می شود.
_شن و ماسه باید در محل خنک و سایه (زیر سایه بان) نگهداری شوند . در صورت لزوم سنگدانه ها با آبپاشی خنک شوند.
_به کارگیری دانه های گرد گوشه (رودخانه ای) به علت ایجاد کارائی بیشتر مناسب تر است.
_دانه بندی شن و ماسه باید حتما در محدوده استاندارد باشد و اگر در حد میانی استاندارد باشد که منجر به تولید بتن متراکم شود بهتر است.
_به کار گیری شن درشت منجر به نفوذ پذیری بیشتر می شود بنابراین به کارگیری شن ریزتر در طرح اختلاط توصیه می شود.
_حتی المکان باید آب خنک استفاده شود به کارگیری عایق حرارتی برای لوله ها و مخازن آب توصیه می شود. در صورت ناتوانی در کنترل بتن می توان از خرده یخ برای خنک کردن آب استفاده نمود.
_به هیچ وجه نباید برای کنترل اسلامپ و کارائی از آب بیشتر از حد تعیین شده در طرح اختلاط استفاده نمود.
میلگرد در شرایط محیطی فوق العاده شدید باید گالوانیزه با آغشته به اپوکسی باشند(در مناطق گرم و خشک به کارگیری این روشها ضروری نمی باشند)
_به کارگیری پوشش بتنی در اطراف میلگرد ها جهت تامین پایائی ضروری می باشد باید از به کارگیری مقاطع نازک بتنی با درصد زیاد میلگرد خودداری شود.
_به کار گیری قالب چوبی به علت کوچکی ضریب انتقال حرارت نسب به قالب های فلزی ارجح است.
_قالب ها باید حتما آب بندی باشند تا شیره و آب از دسترس بتن خارج نشود.
_بتن ریزی در ساعات خنک و سایه روز انجام شود.
_حتما از تبخیر آب سطحی بتن جلوگیری به خصوص در مقابل وزش باد و تشعشع خورشید با بکارگیری روکشهائی روی سطح جلوگیری کرد.
_تراکم بتن حتی الامکان باید به صورت کامل انجام شود تا پایائی بتن را بتوان تضمین نمود.
_عمل آوری بتن باید به طور کامل و در اولین فرصت ممکن انجام شود و به نحوی که آب سطحی بتن از دست نرود. روشهای عمل آوری عبارتند از:
• جاری نمودن آب مناسب روی بتن (توجه به تبادل حرارتی و از دست رفتن حرارت بتن لازم است)
• آب پاشی به طور مدوام و با آب مناسب البته توصیه می شود به خصوص دفعات اولیه آب دارای حرارت نزدیک بتن تازه باشد تا امکان تبادل حرارتی از بین ببرد.حتی اگر قرار است آبّ روی سطح بتن گرفته شود باید چند ساعت اولیه با آب گرم روی سطح بتن آب پاشی نمود و سپس اقدام به این کار کرد.
• به کارگیری روکش مرطوب نظیر گونی، نمد، حصیر،کاه،ماسه تمیز و خاک اره.
• به کارگیری روکش غیر قابل نفوذ شامل کاغذ نفوذناپذیر،نایلون.
حداقل زمان عمل آوری در مناطق گرمسیری 7 روز می باشد ولی برای سیمانهای تیپ 2و 5 و سیمانهای پوزولانی 14 روز است.
_به کار گیری گوشه های پخ شده در قطعات جهت جلوگیری از تبخیر سریع از این نواحی.
نتیجه گیری:
فلات مرکزی ایران کویری بوده و دارای اقلیم گرم و خشک می باشد. شرایط آب و هوای اقلیم مزبور جهت بتن ریزی و عمل آوری مناسب نمی باشد. طراحان و مجریان می توانند با به کار گیری مشخصات و روشهای اجرائی مناسب بتن با مقاومت فشاری ،پایائی و کارائی خواسته شده تولید نمایند. افزایش آب به بتن جهت افزایش کارائی نتیجه نامطلوب دارد. تامین رطوبت و جلوگیری از وزش باد از روی سطح بتن در دوره عمل آوری ضروری می باشد و به طور وسیعی از ترک خوردگی جمع شدگی جلوگیری می کند طبق آیین نامه آبا به کارگیری بتن تازه با دمای بیشتر از 32 درجه سلیسوس ممنوع است و باید در شرایط هوای گرم با خنک کردن آب و سنگدانه ها از دمای بتن کاست و سپس استفاده نمود

تشریح کامل پی

پی سازی چند مرحله دارد :
1. آزمایش زمین از لحاظ مقاومت
2. پی كنی
3. پی سازی
پی وسیله ای است كه بار و فشار وارد از نقاط مختلف ساختمان و همچنین بارهای اضافی را به زمین منتقل می كند .

آزمایش زمین :
طبقه بندی زمین چند نوع است :
زمین هایی كه با خاك ریزی دستی پر شده است :
این نوع زمین ها كه عمق بیشتری دارند و با خاكهای دستی محل گودال ها را پر كرده اند اگر سالهای متمادی هم بگذرد باز نمی توان جای زمین طبیعی را بگیرد و این نوع زمین برای ساختمان مناسب نیست و باید پی كنی در آنها به طریقی انجام گیرد كه پی ها به زمین طبیعی یا زمین سفت برسد .
زمینهای ماسه ای :
زمینهای ماسه ای بیشتر در كنار دریا وجود دارد . اگر زمین از ماسه خشك تشكیل شده باشد ، تا یك طبقه ساختمان را تحمل می كند و 1.5 كیلوگرم بر سانتیمتر مربع می توان فشار وارد آورد . ولی در صورتی كه ماسه آبدار باشد قابل ساختمان نیست ، چون ماسه آبدار حالت لغزندگی دارد و قادر نیست كه بار وارد را تحمل كند بنابراین ماسه از زیر پی می لغزد و جای خالی خود را به پی می دهد و پایه را خراب می كند .
زمینهای دجی :
زمین دجی زمینی است كه از شنهای درشت و ریز و خاك به هم فشرده تشكیل شده است و به رنگهای مختلف دیده می شود :دج زرد ، دج سیاه ، دج سرخ ، این نوع زمین ها برای ساختمان مرغوب و مناسب است .
زمینهای رسی :
اگر رس خشك و بی آب و فشرده باشد ، برای ساختمان زمین خوبی محسوب می شود ، و تحمل فشار لازم را دارد . ولی اگر رس آبدار و مرطوب باشد قابل استفاده نیست و تحمل فشار ندارد ، خصوصاً اگر ساختمان در زمین شیب دار روی رس آبدار ساخته شود فوری نشست می كند و جاهای مختلف آن ترك بر می دارد و خراب می شود . و اگر ساختمان در زمین آبدار با سطح افقی ساخته شود به علت وجود آب فشار را به همه نقاط اطراف خود منتقل می كند و دیوارهای كم ضخامت آن ترك بر می دارد .
زمینهای سنگی :
زمینهای سنگی بیشتر در دامنه كوهها وجود دارد و از تخته سنگها ی بزرگ تشكیل شده و برای ساختمان بسیار مناسب است .
زمینهای مخلوط :
این نوع زمینها از سنگ درشت و شن و خاك رس تشكیل شده اگر این مواد كاملا به هم فشرده باشند برای ساختمان بسیار مناسب است و اگر به هم فشرده نباشد و باید از ایجاد ساختمان به روی این نوع زمینها احتراز كرد .
زمینهای بی فایده :
زمینهای بی فایده مانند باتلاق ها و زمینهای جنگل كه از خاك و برگ درختان تشكیل شده است . در این نوع زمین ها باید زمین آنقدر كنده شود تا به زمین سفت و طبیعی برسد .
آزمایش زمین :
گاهی پس از پی كنی به طبقه ای از زمین محكم و سفت می رسند و پی سازی را شروع می كنند ولی پس از چندی ساختمان ترك بر می دارد . علت آن این است كه زمین سفتی كه به آن رسیده اند از طبقهُ نازكی بوده است و متوجه آن نشده اند ولی برای اطمینان در جاهای مختلف زمین می زنند تا از طبقات مختلف زمین آگاهی پیدا كنند و بعد شفته ریزی را شروع می كنند این عمل را در ساختمان گمانه زنی (سنداژ) می گویند .
امتحان مقاومت زمین :
یك صفحه بتنی 20*20*20 یا 20*50*50 از بتن آرمه گرفته و روی آن به وسیلهُ گذاشتن تیرآهنها فشار وارد می آورند . وزن آهنها مشخص و سطح صفحه بتن هم مشخص است فقط یك خط كش به صفحه بتنی وصل می كنند و به وسیله میلیمترهای روی آن میزان فرورفتگی زمین را از سطح آزاد مشخص و اندازه گیری می كنند ولی اگر بخواهند ساختمانهای بسیار بزرگ بسازند باید زمین را بهتر آزمایش كنند . برای ای منظور با دستگاه فشار سنج زمین را اندازه گیری می كنند و آزمایش فوق برای ساختمانهای معمولی در كارگاه است .
پس از عملیات فوق پی كنی را آغاز میكنند و پس از پی كنی شفته ریزی شروع می شود .
توجه شود این عمل همان آزمایش بارگذاری صفحه است كه در درس مهندسی پی جزء آزمایش های محلی و مهم محسوب میشود البته از آنجا كه انجام عملیات مكانیك خاك برای ساختمانهای معمولی صرفه اقتصادی ندارد ، انجام این آزمایش در سازمانهای و اداره های دولتی و یا ساختمانهای بلند انجام می شود .
افقی كردن پی ها (تراز كردن) :
برای تراز كردن كف پی ساختمانها از تراز های آبی استفاده می كنند در دیوارهای طویل چون كار شمشه و تراز كردن وقت بیشتری لازم دارد ، برای صرفه جویی در وقت از سه T می توان استفاده كرد بدین معنی كه T اول را با T دوم تراز می كنند و T سوم را در مسافت مسیر به طوری كه سه T در یك ردیف قرار بگیرد قرار می دهند از روی T اول و دوم كه با هم برابر هستند T سوم را میزان و برابر می كنند و پس از آنكه T سوم برابر شد T اول را بر می دارند و به فاصله بیشتری بعد از T سوم قرار می دهند ، دوباره T دوم و سوم را با T چهارم كه همان T اول می باشد برابر می كنند و دنباله این ترازها را تا خاتمه محل كار ادامه می دهند .
البته این طریق تراز كردن بیشتر در جاده سازی و زمین های پهناور به كار می رود .
شفته ریزی :
كف پی ها باید كاملا افقی و زاویهُ كف پی نسبت به دیوار پی باید 90 درجه باشد . اول كف پی را باید آب پاشید ، تا مرطوب شود و واسطهای بین زمین و شفته وجود نداشته باشد ، و سپس شفته را داخل آن ریخت .
شفته عبارت است از خاك و شن و آهك كه به نسبت 200 تا 250 كیلوگرم گرد آهك را در متر مكعب خاك مخلوط می كنند و گاهی هم در محلهایی كه احتیاج باشد پاره سنگ به آن می افزایند . شفته را در پی می ریزند و پس از اینكه ارتفاع شفته به 30 سانتیمتر رسید آن را در یك سطح افقی هموار می كنند و یك روز آن را به حالت خود می گذارند تا دو شود یعنی آب آن یا در زمین فرو رود و یا تبخیر گردد .
پس از اینكه شفته دو نم شد آن را با وزنهُ سنگینی می كوبند كه به آن تخماق میگویند و پس از اینكه خوب كوبیده شد دوباره شفته را به ارتفاع 30 سانتیمتر شروع می كنند و عمل اول را انجام می دهند . تكرار این عمل تا پر شدن پی ادامه دارد .
در ساختمان ها كه معمولاً در گود یا پی كنی عمل تراز كردن انجام میگیرد محل كار در پی كه پیچ و خم زیادی دارد و تراز كردن با شمشه و تراز مشكل می باشد از تراز شلنگی استفاده می كنند . بدین ترتیب یك شلنگ چندین متری را پر از آب می كنند به طوری كه هیچ گونه حباب هوایی در آن نباشد و آن را در پی محل هایی كه باید تراز گردد به گردش در می آورند و نقاط معین شده را با هم تراز می كنند . آب چون در لوله هایی كه به هم ارتباط دارند در یك سطح می ماند بنابراین چون شلنگ پر از آب می باشد در هر كجا كه شلنگ را به حركت در آورند آب دو لوله استوانه ای در یك سطح می باشد بنابراین دو نقطه مزبور با هم تراز می باشند بشرط آنكه مواظبت كنیم كه شلنگ در وسط بهم گره خوردگی یا پیچش پیدا نكرده باشد تا باعث قطع ارتباط سیال شود كه دیگر نمی توان در تراز بودن آنها مطمئن بود .
تراز كردن گاهی بوسیله دوربین نقشه بر داری (نیو) انجام می گیرد یعنی محلی را در ساختمان تعیین نموده دوربین را در محل تعیین شده نصب می كنند و با میر ( تخته های اندازه گیری ارتفاع در نقشه برداری ) یا ژالون ( چوب های نیزه ای یا آهنی كه هر 50 سانتیمتر آنرا به رنگهای سفید و قرمز رنگ كرده اند كه از پشت دوربین بخوبی دیده بشود ) اندازه گرفته و تراز یابی می كنند . تراز كردن با دوربین بهترین نوع تراز یابی می باشد .
در زمین هایی مانند زمین های شهر كرمان از آنجایی كه از زمانهای قبل قنواتی وجود داشته و بتدریج آب آنها خشك شده در زیر زمین وجود داشته و بعد از مدتی بدون رعایت مسائل زیر سازی درون آنها خاك ریخته اند و برای شهر سازی و خیابان كشی كه سطح خیابان ها را بالا می آورده اند و به ظاهر در سطح زمین و حتی در عمق های 3 تا 4 متری اثری از آنها نیست اگر سازه ای روی این زمین بنا شود پس از مدتی و بسته به عمق قنات و شرایط جوی مثلاً بعد از آمدن یك باران سازه نشست می كند و در بسیاری از مواقع حتی تا 100 درصد خسارت می بیند و دیگر قابل استفاده نیست اگر در چنین ساختمان هایی از شفته آهك استفاده شود باعث تثبیت خاك می شود و بروز نشست در ساختمان جلوگیری می كند .
پی سازی :
بعد از اینكه عمل پی کنی به پایان رسید را باید با مصالح مناسب بسازند تا به سطح زمین رسیده و قابل قبول برای هر گونه بنا باشد مصالحی كه در پی بكار میرود باید قابلیت تحمل فشار مصالح بعدی را داشته باشد و ضمناً چسبندگی مصالح نسبت به یكدیگر به اندازه ای باشد كه بتوانند در مقابل بارهای بعدی تحمل كند و فشار را یكنواخت به تمام پی ها انتقال دهد چون هرچه ساختمان بزرگتر باشد فشارهای وارده زیادتر بوده و مصالحی كه در پی بكار می رود باید متناسب با مصالح بعدی باشد .
پی سازی را با چند نوع مصالح انجام می دهند مصالحی كه در پی بكار می رود عبارتند از شفته آهكی ، پی سازی با سنگ ، پی سازی با بتن ، پی سازی با بتن مسلح .
پی سازی با سنگ :
پس از اینكه عمل پی كنی به پایان رسید پی سازی با سنگ باید از دیوارهایی كه روی آن بنا میگردد وسیع تر بوده و از هر طرف دیوار حداقل 15 سانتیمتر گسترش داشته باشد یعنی از دو طرف دیوار 30 سانتیمتر پهن تر می باشد كه دیواری را رد وسط آن بنا می كنند ، پی سازی با سنگ با دو نوع ملات انجام می شود چنانچه بار و فشار بعدی زیاد نباشد ملات سنگها را از ملات گل و آهك چنانچه فشار و بار زیاد باشد ملات سنگ را از ملات ماسه و سیمان استفاده می كنند اول كف پی را ملات ریزی نموده و سنگها را پهلوی یكدیگر قرار میدهند و لابِلای سنگ را با ملات ماسه و سیمان پر میكنند (غوطه ای) به طوری كه هیچ منفذ و سوراخی در داخل پی وجود نداشته باشد و عمل پهن كردن ملات و سنگ چینی تا خاتمه دیوار سازی ادامه پیدا می كند .
پی سازی با بتن :
پس از اینكه كار پی كنی به پایان رسید كف پی را به اندازه تقریبی 10 سانتیمتر بتن كم سیمان بنام بتن مِگر می ریزند كه سطح خاك و بتن اصلی را از هم جدا كند روی بتن مگر قالب بندی داخل پی را با تخته انجام میدهند همانطور كه در بالا گفته شد عمل قالب بندی وسیع تر از سطح زیر دیوار نقشه انجام میگیرد تمام قالب ها كه آماده شد بتن ساخته شده را داخل قالب نموده و خوب می كوبند و یا با ویبراتور به آن لرزش وارد آورده تا خلل و فرج آن پر شود و چنانچه بتن مسلح باشد ، داخل قالب را با میله های گرد آرماتور بندی و بعد از آهن بندی داخل قالب را با بتن پر میكنند .
بتن ریزی در پی و آرماتور داخل آن به نسبت وسعت پی برای ساختمان های بزرگ قابلیت تحمل فشار هر گونه را میتواند داشته باشد و بصورت كلافی بهم پیوسته فشار ساختمان را به تمام نقاط زمین منتقل می كند و از شكست و ترك های احتمالی جلو گیری بعمل می آورد .
پی سازی و پی كنی با هم :
در بعضی مواقع ممكن است زمین سست بوده و پی كنی بطور یكدفعه نتواند انجام پذیرد و اگر بخواهیم داخل تمام پی ها را قالب بندی كنیم مقرون به صرفه نباشد در این موقع قسمتی از پی را كنده و با تخته و چوب قالب بندی نموده شفته ریزی می كنیم پس از اینكه شفته كمی خود را گرفت یعنی آب آن تبخیر و یا در زمین فرو رفت و دونم شد پی كنی قسمت بعدی را شروع نموده و با همان تخته ها ، قالب بندی می كنیم بطوریكه شفته اول خشك نشده باشد و بتواند با شفته اول خشك نشده باشد و بتواند با شفته بعد خودگیری خود را انجام داده و بچسبد این نوع پی سازی معمولاً در زمین های نرم و باتلاقی ، خاك دستی و ماسه آبدار عمل میگردد .
پی كنی در زمین های سست :
در زمین های سست و خاك دستی اگر بخواهیم ساختمانی بنا كنیم باید اول محل پی ها را به زمین سفت رسانیده و پس از اطمینان كامل ساختمان را بنا نماییم زیرا ساختمان كه روی این زمین ها مطابق معمول و یا در زمین سست بنا گردد . پس از چندی یا در همان موقع ساخته شدن باعث ترك ها و خرابی ساختمان میگردد . بنابراین شفته ریزی از روی زمین سفت باید انجام گیرد و برای اینكار بشرح زیر عمل می نمائیم :
پی كنی در زمین های خاك دستی و سست :
پس از پیاده كردن اصل نقشه روی زمین محل پی های اصلی و یا در تقاطع پی ها كه فشار پایه ها روی آن می باشد چاه هائی حفر میشود ، عمق این چاهها به قدری می باشد تا به زمین سفت و سخت برسد بعداً محل چاه ها را با شفته آهكی پر كرده و پس از پر كردن چاه ها و خودگیری شفته ، پی ها را به طریقه معمول روی شفته چاه ها شفته ریزی میكنند ، شفته ها به صورت كلافی می باشند كه زیر آنها را تعدادی از ستون های شفته ای نگهداری میكند و از فرو ریختن آن جلوگیری می نمایند البته باید سعی كرد كه فاصله ستون های شفته ای نباید بیش از سه متر طول باشد .
خاصیت چاه ها بدین طریق می باشد كه شفته پس از خودگیری مانند ستونهایی است كه زیر زمین بنا شده است و شفته روی آن مانند كلافی پایه را به یكدیگر متصل می كنند برای مقاومت بیشتر در ساختمان پس از اینكه آجر كاری پایه ها را شروع نمودیم ما بین پایه ها را مطابق شكل با قوسهایی به یكدیگر متصل میكنند تا پایه ها عمل فشار به اطراف خود را خنثی نموده و فشار خود را در محل اصلی خود یعنی در محلی كه شفته ریزی آن به زمین بِكر رسیده متصل میكند .
گاهی اتفاق می افتد كه در ساختمان در محل بنای یكی از پایه ها چاه های قدیمی وجود دارد و بقیه زمین سخت بوده و مقاومت به حد كافی برای ساختن ساختمان روی آنرا دارد برای اینكه براحتی بتوان پایه را در محل خود ساخت و محل آن را تغییر نداد چاه را پس از لای روبی (پاك كردن ) با شفته آهك پر مینماییم موقعیكه شفته خودگیری خود را انجام داد روی آنرا یك قوس آجری ساخته و در محل انتهای كمان پایه را بنا میكنیم كه فشار دیوار با اطراف چاه منتقل گردد .
در بعضی مواقع چاه كنی در این گونه زمین ها خطرناك می باشد . زیرا زمین ریزش دارد و به كارگر صدمه وارد میاورد و در موقع كار ممكن است او را خفه كند برای جلوگیری از ریزش زمین باید از پلاكهای بتنی یا سفالی كه در اصطلاح به آنها گَوَل (در شهرستانها گوم و غیره ) مینامند استفاده شود گَوَل های بتنی یك تكه و دو تكه ای و گول های سفالی یك تكه میباشد . گول های بتنی را بوسیله قالب می سازند و گول های سفالی بوسیله دست و گل رس ساخته شده و در كوره های آجری آن را می پزند تا بشكل سفالی در آید از این گول ها در قنات ها نیز استفاده میشود .
طریقه عمل :
مقداری از زمین كه بصورت چاه كنده شده گول را بشكل استوانه ای ساخته میباشد داخل محل كنده شده نصب و عمل كندن را ادامه میدهند در این موقع دو حالت وجود دارد یا اینكه گول اولی كه زیر آن در اثر كندن خالی شده براحتی پایین رفته گول دوم را نصب میكنیم یا اینكه گول اول در محل خود با فشار خاك كه به اطراف آن آمده تنگ می افتد و نمی تواند محل خود را تغییر و یا پایین تر برود در این موقع از گول های دو تكه ای استفاده مینماییم نیمی را در محل خود نصب و جای آنرا محكم نموده و نصفه دوم را پس از كندن محل آن نصب می نماییم و عمل پی كنی را بدین طریق ادامه میدهیم .
پی كنی در زمین های سست مانند خندق هائی كه خاك دستی در آنها ریخته شده است و مرور زمان هم اثری برای محكم شدن آن ندارد و یا زمین های باتلاقی و غیره ضروری می باشد .
زمین هائی كه قسمت خاك ریزی شده در آنها به ارتفاع كم می باشد و یا باتلاقی بودن آن به عمق زیادی نرسد میتوان در این قبیل زمین ها پی كنی عمقی انجام داد و برای جلوگیری از ریزش خاك آنرا با تخته و چوب قالب بندی نموده تا به زمین سخت برسد .
البته قالب بندی در اینگونه زمین ها خالی از اشكال نمی باشد باید با منتهای دقت انجام گیرد پس از انجام كار قالب بندی شفته ریزی شروع میشود و چون تخته های قالب در طول قرار دارد میتوان پس از شفته ریزی تخته دوم را شروع كرد به همین منوال تمام پی ها را میتوان شفته ریزی كرد بدون اینكه تكه ای و یا تخته ای از قالب زیر شفته بماند .

آشنایی با معماری شهری

آشنایی با معماری شهری

خصوصیات یک شهر زیبا چیست؟ چه نسبتی میان کیفیت طراحی شهری یک شهر و نیل به سر زندگی شهری وجود دارد؟
یا شهر از لحاظ بصری زیبا باشد، کافی است زیبایی یک شهر باید با خواسته‌های ما هماهنگ و برای ما قابل‌قبول باشد. یک طراحی خوب شهری به مردم اشتیاق می‌دهد و آنها را به محیط و شهر علاقه‌مند می‌کند.
زیبایی مانند هر پدیده دیگری 3 مولفه فرم، عملکرد و معنا دارد. فرم صورت یک پدیده است که شامل شکل، ساختار، وزن و حجم است. عملکرد همان استفاده ای است که برای انسان و بشریت دارد و معنا مولفه‌ای است که ما را به دنیاها و عالم های دیگر وصل می‌کند.
نقش یک طراح شهری مثل نقش یک برنامه‌ریز، زمین‌شناس و پزشک است. وظیفه یک طراح شهری به‌عنوان یک هماهنگ‌کننده این است که 3 مولفه فرم، عملکرد و معنا را در جهت ارتقای کیفیت و هرچه نزدیک‌تر شدن به ایده‌آل‌های شهری به‌کار بگیرد.
مردم با ایجاد فضایی که مانند آینه‌ای تمام نماست روی شهر تاثیر می‌گذارند که به شرایط اقتصادی و اجتماعی و... بستگی دارد.
شهر، آینه تمام‌نمای جامعه است. طراحی مکان‌های یک شهر می‌تواند سنتی یا کلاسیک باشد؛ باید دید توقع چیست؟ یک اتوبان یا یک فرودگاه که پدیده های جدیدی هستند سنتی طراحی نمی‌شوند ولی طراحی مسجد یا فرهنگسرا می‌تواند سنتی باشد.
آثار و ابنیه شهر تهران و معماری جدید و ساختمان‌های جدید باید طوری باشد که موجب زیبایی و انبساط خاطر شهروندان شود.
کارشناسان معماری معتقدند زیبا‌کردن چهره شهر میزان بروز خشونت‌ها، اعتیاد و سایر ناهنجاری های اجتماعی را کاهش می‌دهند و بالعکس آن ذهن و روحیات شهروندان را نیز خشن می‌کند و بر روحیه آنان تاثیر مستقیم می گذارد چرا که بیشتر وقت روزانه ما در محیط‌های شهری می‌گذرد.
خیلی وقت‌ها برای همه ما پیش آمده که با دیدن نمای یک ساختمان یا مکان، احساسات متفاوتی داشته باشیم. احساس تحسین و شکوه و یا احساس مصونیت و اطمینان و یا حتی حقارت.
این موضوع یکی از دغدغه‌های اصلی شهرداری است که موجب شد دستور‌العملی صادرکند و موجب جلوگیری تک‌روی معماران در ساخت‌و‌‌ساز شود و منظور شهرداری از محدود‌کردن تنوع ساخت‌وساز در شهر، ایجاد یک نمای چشم نواز در شهر است؛ مسئله‌ای که می‌تواند هویت یک شهر را زیر سؤال ببرد و چهره آن را مخدوش کند. چون نما، جلو‌ه‌ای از منش صداقت در سیمای شهر و معرف فرهنگ و اصالت ایرانی است.
زیبا شناسی و طراحی شهری
بر خلاف هر اثر هنری چون نقاشی، موزیک و نویسندگی تئاتر که ناظرش در دیدن یا شنیدن و خواندش مخیر است اگر بخواهد می‌بیند و اگر نخواهد خیر... ولی یک شهر گالری اجباری‌ست برای نمایش آثار معماران و نماسازان که لایه اجتماع و شهروندان مجبور به دیدن این آثار بدقواره یا موزون هستند و طبعا در آنها هیجانات و تاثیراتی بجا می‌گذارد که در روند مطلوب و نامطلوب زندگی روزمر‌ه‌اشان مؤثر است.
هویت یک کشور مسئله‌ای است که مردم به آن افتخار می‌کنند. هر بخشی از معماری وظیفه و تعریفی دارد. معماری هنر آمیخته با تضادهاست؛ تضاد بین نظامات و آزادی، تکنولوژی و محیط‌زیست، مدرنیسم و سنت و... . ولی متأسفانه تک‌روی در زمینه معماری در کلانشهرها باعث می‌شود نه شخصیت معماری بروز کند و نه تضادهای بی‌شمار به وحدت و یگانگی برسند.
بلکه آنچه چشم و گوش و احساس ما را می‌ساید جمع اضداد و تضادهاست. دلایل بروز چنین ناهنجاری‌هایی ناشی از بی‌توجهی و نا آشنایی برخی از معماران به طرز تفکر زمان خودشان است تا به آن اندازه که با زمانه غریبه‌اند
.


آبی زندگی ( عکس طرحها )

آبی زندگی ( عکس طرحها )

آشپزخانه ی فانتزی 

آرامش رویایی ( عکس طرحها )

اتاق خواب ( )
یک اتاق خواب خوب اتاقی ست که احساس آرامش را منتقل کند و مکانی باشد برای استراحت و شارژ مجدد بعد از یک روز کار و فعالیت.
طراحی داخلی اتاق خواب از آن جهت بسیار مهم است که حس آرامش و راحتی را در بدو ورود انتقال دهد. اولین فاکتورهایی که در اتاق خواب چشم ها را خیره می کنند، رنگ دیوارها، کفپوش و تخت خواب است پس باید آنها را یه گونه ای رنگ بندی کرد که در اولین نگاه حس آرامش را منتقل کنند.
از طرفی چیدمان اتاق باید کاملا بر اساس نظر صاحب اتاق باشد چرا که سبک چیدمان اتاق نمایانگر شخصیت فرد است.
دکوراسیون اتاق را ساده، جذاب و همواره مرتب نگه دارید اما تغییرات جزئی چیدمان و رنگ را در ابتدای هر فصل فراموش نکنید تا همیشه اتاق خواب منحصر به فرد و جذابی داشته باشید.
در اینجا تصاویری از طراحی های مدرنی از اتاق خواب را می بینید که می تواند الهام بخش شما برای طراحی دکوراسیون اتاق خوابتان باشد.
 
 
 

معماری مسکن و تولید صنعتی ساختمان ( )

اتحاد   شوروی برای حل مسکن مردم سرزمین پهناورش به یک نوع صنعت پیش ساخته اجرا و عناصر ساختمان سازی روی آورد و از آنجایی که تمام تولید مصالح ساختمان و زمین در دست دولت بود توانست گره مسکن را با هزینه کم و سرعت زیاد بگشاید، اما مشکل مسکن را فقط از نظر کمی گشود و کیفیت زندگی در آنها را فدای سرعت در ساخت و سازها کرد.

در کشور جمهوری اسلامی ایران ساخت و ساز مسکن به دست انبوه سازان سپرده شد اما هنوز مردم ایران به اندازه کافی از داشتن خانه بهره مند نیستند و مشکل مسکن نه از نظر کمی و نه از کیفی گشوده نشده و باید برای آن راه حلی پیدا کرد و از موانعی اقتصادی و سیاسی عبور نمود.

هدف از طراحی صنعتی و برنامه ریزی تولید صنعتی ساختمان این است که هم تولید به شکل انبوه صورت بگیرد، هم هزینه ساخت پایین بیاید، هم سرعت استحکام و دوام آن بیشتر شود و هم فضای زندگی در آن دلچسب تر و مناسبت تر و انسانی تر شود و کیفیت آن بالا برود. نخستین نظریه این است که نازک کاری در تولید انبوه انجام  نشود و این کار به عهده خود مالک واگذار شود. ماکروسازه از میکرو سازه جدا شود. لئوناردو ریچی پروفسور ایتالیایی این راه حل را در سال های 1960 به نوعی مطرح کرد. من نیز در اینجا آن را مطرح و با اجازه ایشان شاید کامل تر کنم. هزینه نازک کاری درصد بزرگی از کل هزینه ساخت را به جز هزینه زمین تشکیل می دهد.

این هزینه و طراحی معماری داخلی را جدا و به عهده خود مالک بگذاریم که این به چند دلیل است. معماری داخلی هنگامی به وجود آمد که انبوه سازی آغاز شد و مسکن و سر پناه و خانه برای یک شخص و خانواده خاص ساخته نشد. تولید انبوه فقط به ساختن خانه های یک خوابه و چند خوابه و چند طبقه بسنده کرد و توزیع و فروش آن را به بازار سپرد و بنابراین خانه ها و آپارتمان ها بی هویت شدند. به علت بی هویت شدن ساختمان، طراحی داخلی آنها به دست معمار داخلی سپرده شد، نقشی که در معماری تک محصولی وجود نداشت و خود معمار از سیر تا پیاز آن را طراحی می کرد و می ساخت. معمار داخلی هم اغلب برای داشتن درصد بیشتری از طرح و اجرای معماری داخلی؛ طرح های عجیب و غریب و البته چشمگیر و سر کیسه باز کن را به اجرا گذاشت تا خریدار را بیشتر ترغیب کند.

اما این کار نه باعث بالا رفتن کیفیت ساختمان و نه هویتی که به درد مالک بخورد شدف بلکه هزینه ها را بسیار بالا برد و. از استحکام و دوام ساختمان هم کاست. این فعلاً یک رایدو گرافی از وضع موجود و از آنچه دارد می گذرد.

پیشنهاد من در مرحله نخست این است که انبوه سازی از طرف هر کس و روی هر زمینی فقط به ساختن سازه اصلی اکتفا کند. کف ، دیوار و در و پنجره ها را بسازد و کار بگذارد. عایق ها را براساس قانون ساخت و ساز کشوری و استانی رعایت و اجرا کند.

سرویس های بهداشتی و تاسیسات آب و فاضلاب و کنتر اصلی شبکه برق را اجرا کند در را ببندد کلید را تحویل دهد و از روند کار خارج شود. در هیچ بخش و جزئی از نازک کاری دخالت نکند. نه دیوار کشی های داخلی، نه کف سازی، نه در و دیوار داخلی، نه شبکه برق یا رنگ و سقف یا کف کاذب و سیستم های تهویه هوای مطبوع و غیره. در نتیجه مالک و معمار داخلی او، دستشان باز است تا خودشان در این فضای داخلی آنچه را که می خواهند و می توانند طراحی و اجرا کنند. قانون ساخت و ساز کار آنها را از سرچشمه سر و سامان می دهد و هدایت و کنترل می کند. مسائل این نوع روند کار را باید پیش بینی کرد و بقیه را رفته رفته شناخت و بر طرف نمود.

اما برای اینکه کیفیت ساختمان از نظر فضای خوب و مطبوع داخلی بهتر شود. دست مالک و معمار او در طراحی باز باشد باید اسکلت ساختمان طوری طراحی و اجرا شده باشد که تا حد امکان انعطاف پذیر باشد. فرض کنیم اسکلت آهنی، جوش یا پیچ مهره ای و کارخانه ای باشد. خانه ها روی یکدیگر اما دوبلکس و دو طبقه باشند.

دو، سه یا چهار خوابه، بخش خواب و تجهیزات آن در نیم طبقه بالا و بخش روز در طبقه پایین. فضای خالی روی نشیمن این دو طبقه را در ارتفاع به هم مرتبط می کند. طبقه بالا روی نشیمن دارای یک بالکن است و این بالکن محل اتصال رامپ پله سبک است. رامپ پله سبک قبلاً در تولید انبوه صنعتی ساخته و تحویل داده شده. معمار داخلی حتی می تواند جای اتصال آن به کف بالکن بالا را از میان دو یا سه موردی که در طراحی اصلی پیشنهاد شده انتخاب کرده و اجرا کند. کف و پارتیشن های سبک و در و سیستم برق و چراغها و رنگ و همه چیز بر حسب میل مالک اجرا می شود. حتی می توان امکان داشتن بالکن را هم به عهده مالک گذاشت. بالکن ها را هم مانند رامپ پله ها می توان به شکل یک اسکلت کف و سقف شیبدار و چهار ستون قبلاً ساخت و آماده کرد و در صورت در خواست مالک آن؛ نرده گذاشته می شود. رنگ بالکن را نیز خود مالک انتخاب کند اما کل ساختمان را قبلاً انتخاب و اجرا کرده اند. یک برنامه خوب و منظم برای تفکیک این دو فاز از یکدیگر و ادغام آنها در هم، زمان بندی ها و کنترل کیفیت محصولات و مصنوعات و اجرای ماهرانه بدون حق دخالت در تغییر اسکلت و سازه اصلی، همه را باید تدوین کرد و شرط اساسی ساخت و ساز قرار داد .

بزرگترین فرودگاه حال حاضر جهان ( )
پس از گذشت 4 سال، ساخت فرودگاه پکن، بزرگترین فرودگاه حال حاضر جهان، درست قبل از المپیک 2008 به پایان رسید. این فرودگاه توسط فاستر و شرکا به منظور ایجاد مجموعه ای کارا و با رعایت اصولی چون کارکرد، آسایش مسافرین، پایداری و بهره گیری از نور طبیعی طراحی گشته است. شاخص ترین قسمت این فرودگاه، سقف آن است که بعنوان برداشتی از فرهنگ کهن چین، فرمی اژدها مانند یافته است. نورمن فاستر در خصوص این پروژه چنین اظهار می دارد:
" این بنایی است که زاده بافت اطراف خویش است. پروژه ای که حس وحدت مکان چینی را بخوبی نشان می دهد و در واقع بعنوان دروازه ای برای ملت خود می باشد که توسط سقف بلند پروازانه و رنگهای سنتی چینی جلوه می نماید؛ ترکیبی از قرمز امپراطوری و زرد طلایی بطوریکه هنگام حرکت در طول آکس مرکزی ستونهای قرمز دوردست یادآور معابد چینی است.


 

ایده برای بهتر ساختن اتاق خواب و تبدیل آن به محیطی دنج و راحت

. كشف مدل های مورد نظر:





زمانی كه برای خرید وسائل به فروشگاه می روید مطمئناً هر آنچه را كه دوست دارید تهیه می كنید ، اما اغلب طراحان و مهندسین معمار رنگ ها و طرح هایی را توصیه می كنند كه در حین ورود به اتاق خواب شما را تحت تأثیر قرار می دهد.
2. تخت خوابتان را به عنوان مركز توجه قرار دهید:





از طرح ها و مدل هایی استفاده كنید كه توجه همگان را به خود جلب كند و تخت خود را در مركز اتاق قرار دهید.
3. اضافه كردن و بلند كردن ارتفاع تخت:
ارتفاع تخت خواب های امروزی به صورت استاندارد حدوداًcm 40 می باشد. اگر تخت خواب شما خیلی كوتاه است می توانید از پله های عمودی برای افزایش ارتفاع تخت استفاده كنید.
4. تشك رویی تخت:




بهتر است برای این منظور از تشك های پَر و نرم استفاده كنید كه هم ظاهر زیبایی دارند هم بسیار نرم و مناسب هستند.
5. نصب یك سایبان:





با استفاده از یك تكه پارچه یا پرده، همچنین با استفاده از چند تكه چوب به راحتی می توانید سایبانی برای تختتان بسازید. به این ترتیب كه چوب ها را به دیوار نصب كرده و فضایی را ایجاد كنید كه اطراف آن توسط پارچه یا پرده محصور شده باشد.
6. استفاده از رنگ های خاص برای اتاق خواب:





"صورتی" یكی از رنگ هایی است كه امروزه اغلب شركت های طراحی از آن برای زیباتر كردن اتاق استفاده می كنند. اما رنگ رؤیایی كه می توان از آن استفاده كرد قرمز یا عنابی روشن است.
7. اتاق خواب خود را به صورت محلی عجیب اما قابل توجه درآورید:
شما به راحتی می توانید اتاق خواب خود را با استفاده از وسایل عجیب و غریب اما زیبا كه هر كدام به نحوی نیز می توانند تك باشند تزئین كرده و اتاقی جذاب و زیبا بسازید.
8. ساختن اتاق خواب رؤیایی:





شما می توانید با استفاده از طرح ها و مدل هایی خاص ، همچنین با چینش صحیح وسائل و در نهایت با استفاده از رنگ سفید خالص و یا حتی استفاده از رنگ های روشن، اتاق خوابی رؤیایی برای خود خلق كنید.
9. استفاده از كوسن و بالش های كوچك:






می توانید برای تزئین تختخواب خود از بالش ها و كوسن هایی به شكل های مختلف استفاده كنید ؛ به این ترتیب كه آنها را بر روی تخت قرار داده و در واقع با قرار دادن آنها به سبك های متفاوت می توانید منظره های مختلفی ایجاد كنید.
10. ساختن یك جایگاه نشیمن در كنار پنجره:





شما می توانید در زیر پنجره، محلی را ایجاد كنید كه هم بشود انواع وسائل را بر روی آن قرار داد و هم بر روی آن نشست. اگر قصد دارید از این محل به عنوان جایگاهی برای نشستن استفاده كنید می توانید از یك بالش بزرگ برای این منظور استفاده كنید.
11. ایجاد محلی پنهانی برای تلویزیون:




شما می توانید محلی را با اندازه و ارتفاع مناسب كه به طور عادی در دید هم نباشد و فقط در هنگام استفاده قابل رؤیت باشد برای این منظور در نظر بگیرید كه می تواند یك صندوق و یا حتی یك سكو باشد.
12. تزئین اتاق خواب با استفاده از انواع لامپ ها:





اگر از این اصل كه " سودمندی بر زیبایی ارجحیت دارد" صرف نظر كنیم می توانیم با استفاده از انواع لامپ ها و چراغ ها اتاقمان را تزئین كنیم.
13. مرتب كردن شلوغی ها:




با كنترل كردن وسائل اتاقمان، به راحتی می توانیم اتاقی مرتب و منظم داشته باشیم . مثلاً مرتب كردن سی دی های درهم و برهم، مرتب كردن كامپیوتر، منظم كردن بالش ها و انواع آن.
14. ایجاد یك میز به عنوان جایگاهی برای برخی وسائل:





این كار می تواند یك مدل جالب برای اتاق خواب باشد. میزی برای قراردادن انواع لباس ها و یا میزی برای آثار نقاشی و غیره.
15. اهمیت دادن به ایجاد یك فضای آرام و خلوت:





شما می توانید با داشتن یك اتاق مرتب و تمیز و البته زیبا، محلی آرام و خلوت و همچنین صمیمی برای خود و دیگران ایجاد كنید.
16. استفاده از شمع:





شما می توانید با استفاده از تعدادی شمع معطر بر زیبایی اتاق خود بیفزائید و محیطی با نوری رؤیایی را خلق كنید.
17. استفاده از گل های تازه برای تزئین:
استفاده از گل نیز می تواند راهی برای زیباتر كردن اتاق خواب باشد ؛ با توجه به این نكته كه برخی از افراد طرفدار گل های خشك هستند و برخی دیگر طرفدار گل های تازه كه این كار با توجه به سلیقه و علایق شخصی انجام می گیرد.
18. وجود پنجره:




وجود حتی یك پنجره در اتاق خواب می تواند یك فضای دل انگیز را ایجاد كند.
19. برای آراستن اتاق خواب انتخاب رنگ مناسب، نوع پارچه ای كه برای رویه تشك استفاده می شود و تعیین نوع فرش مؤثر است.




به عنوان مثال، این كه از چه نوع پارچه ای برای تشك و یا بالش ها استفاده می كنیم ( ترمه، مخمل و غیره ) مهم است.
20. استفاده از سیستم های صوتی:
بهره بردن از یك سیستم صوتی امكان لذت بردن از انواع موسیقی ها را به ما می دهد و محیطی جذاب را خلق می كند.
21. استفاده از وسائل معطر:
علاوه بر استفاده از شمع های معطر ، می توانیم از وسایل معطر دیگری نیز استفاده كنیم. مثلاً می توانیم كاغذهایمان را قبل از استفاده آغشته به عطر مورد علاقه مان بكنیم و برای معطر شدن فضا آن را آویزان كنیم.
22. ایجاد یك فضا برای نشستن:





با استفاده از تعدادی صندلی، نیمكت و انواع آن می توان به راحتی فضایی را برای نشستن ایجاد كرد.
23. استفاده از وسائل و ایده های شخصی:





برخی از افراد مجموعه ای از برخی وسائل را در اختیار دارند مانند مجموعه ای از عروسك ها، كتاب ها و... كه با استفاده از این مجموعه ها طرح های زیبایی را می توانند در اتاقشان ایجاد كنند.
24. ساختن یك شومینه یا بخاری: در نظر گرفتن فضایی برای قراردادن شومینه یا بخاری نیز می تواند بسیار مهم باشد. تنها با نصب یك بخاری و یا ایجاد یك شومینه می توانید باعث ایجاد تغییر در اتاق خوابتان شوید و طرحی جدید را ایجاد كنید.

هادی تهرانی پادشاه معماری دنیا

اسکیس معماران مشهور دنیا

اسكيس هاي آنتوني سانت اليا ( فوتوريسم )‌









 

Ecole d'architecture de Paris-BellevilleAtelier PHILIPPON, architecte
février 2004




Maisons unifamilliales

A travers une architecture contemporaine et qualitative, loin du pastiche ou de l'anecdote, le bureau élabore des maisons "sur mesure" correspondant à la personnalité de chaque client.
Au contraire de l'entreprise clef-sur-porte, notre équipe optimalise les fonctionnalités de ses réalisations en rapport avec le programme et l’enveloppe budgétaire dans un soucis de qualité de vie. Nos projets intègrent toujours de manière créative les données relatives à l’ensoleillement, à la lumière naturelle, tout en générant le jeu des volumes dans l'espace. Nous privilégions toujours des solutions techniquement performantes, économiques sur le long terme.

Un service optimal vis à vis de la création et du client reste le mot d'ordre du bureau.


  

آشنايي با معماري كعبه



كعبه بنائي است در ميان مسجد الحرام در شهر مكه در كشور عربستان سعودي. كعبه مقدس‌ترين مكان اسلام است. نام كعبه اشاره به چهارگوش "تكعيب " (مربع) بودن اين سازه دارد. كعبه; معناى مكعّب و مربّع است، و مربّع بودن كعبه بدان جهت است كه "بيت المعمور " مربع است و كعبه مقابل آن قرار دارد. مربّع بودن بيت المعمور از اينرو است كه مقابل "عرش خدا " است و آن مربع است. و مربع بودن عرش بدين خاطر است كه "كلمات الهى " كه اسلام بر آن بنا نهاده شده چهارتا است كه عبارتند از: "سبحان الله " ، "الحمد لله " ، "لا إله إلاّ الله " و "الله اكبر. " حج يكي از مهمترين آيين هاي ديني اسلام است و جزء فروعات دين است. مسلمانان با داشتن شرايطي مكلفند در دهه اول ماه ذي‌الحجه به شهر مكه در عربستان سعودي رفته و مجموعه‌اي از اعمال نيايشي را برجاآورند. . تمام مناسك حج و عمره در دوره جاهليت) قبل از اسلام)متداول بود و تنها بعضي تعديلات در حج اسلامي نسبت به دوره جاهليت روي داده است. از حج بعنوان هفتمين فروعات براي توسل به خدا نام برده شده.حضرت امام خمينى ـ قدّس الله نفسه الزكيه ـ : "حج تجلّى و تكرار همه صحنه هاى عشق آفرين زندگى يك انسان و يك جامعه متكامل در دنياست و مناسك حج مناسك زندگى است. براى نزديك شدن و اتّصال انسان به صاحب خانه است. "
ماندالا:از ابتدايي ترين نماد هاي شناخته شده براي بشر، ماندالا است.مربع، يكي از اجزاء تشكيل دهنده ي ماندالاست و در بسياري موارد مستقيم ياغير مستقيم به آن ارجاع مي دهد. ماندالاها دايره‌هايي نمادين براي تمركز بر خويشتن و جستجو در درون انسان هستند. مركز دايره جدول ماندالا براي تمركز در حين مراقبه ديني بكار مي‌رود. اشكال متقارن هندسي ماندالا خودبخود توجه شخص را به مركز دايره جذب مي‌كنند. كارل يونگ ماندالا را كهن‌الگوي خويشتن مي‌داند,نماد تماميت و نظم و كار ويژه? آن سازماندهي و دربرگيري تماميت روان و ساماندهي و تنظيم دوبار? وضعيت‌هاي هرج‌و‌مرج آلود است. ماندالا (به معني دايره جادوئي) يك جدول هندسي مورد استفاده در اديان بودا نيز بوده است كه به عنوان نمادي براي جهان هستي بكار ميرفته. اشكال متقارن هندسي ماندالا خودبخود توجه شخص را به مركز دايره جذب مي‌كنند.از زير ميكرسكوپ تا پشت تلسكوپ ماندالا قابل رويت است.
ماندالا، نمودار نمادين؛ هم تخيلي و هم توصيفي و معمولاً دايره اي است كه يك مربع را محصور مي كند؛ نماد مركزي است كه مي تواند يك تصوير باشد. ماندالا الگوي هستي و نظامي است كه بر مبناي تجسم مكاشفه اي استوار است. يك انگاره ي كيهاني حصر فضاي مقدس و رسوخ به مركز مقدس؛ تماميت؛ عالم اصغر؛ عقل كيهاني؛ يكپارچگي است. از نظر كيفي ماندالا(مناسك حج) مظهر روح و از نظر كمي مظهر هستي است. و كل ماندالا مظهر برقراري دوباره ي دارماي كيهاني و زيارت روح است. به صورت نمادين روح عالم است و شكل ترسيمي. مركز، خورشيد يا دروازه ي آسمان است؛ ابزار دستيابي به ملكوت. ماندالا مظهر جهان ملكوتي بر روي زمين است. پرفسور يونگ: " گردي ماندالا، معمولاً نشان دهنده ي تماميت طبيعي است، در حالي كه شكل چهار گوش، نشان دهنده ي اين تماميت در خود آگاه است. "
ماندالا نمونه اى از هنر ميرا هستند و بنابر اين ارزش هنرى در اينجا در درجه دوم اهميت قرار دارد و نقاش هرگز پاى اثر خود را امضا نمى كند. فرديت هنرمند در هنر ميرا در فرآيند خلق از ميان مى رود،در حج اين فرايند به خوبي مشهود است.فرد در دايره طواف جزئي از عالم ملكوت مي‌گردد. ماندالا، معنايى كلى است كه فرديت هنرمند را در خود مستحيل مى سازد، زيرا كه اثر اساساً ماندگار نيست و ميراست. در هنر ميرا تنها لحظه خلق اثر ارزش دارد و چون اين فرآيند به پايان برسد، اتصال غني،به مركز كائنات نيز به پايان مى رسد و از همين رو اثر نابود مى شود. فرآيند خلق حج، در واقع تمثيلى از هستى انسان است كه در چرخه اى از آفرينش و نابودى، يا تولد و مرگ و باززايى و بازميرى قرار گرفته و هيچ دوامى ندارد،براي حاجي تنها دم غنيمتيت كه يا از آن سيراب مي‌شودويا در صورت غفلت از آن بي نصيب ميماند. اين شكل از هنر ميرا به نفس هستى بدون دوام و زيبايى طبيعى نظر دارد. در ويرانى ماندالاها، كيهان مقدس پابرجا مى ماند و تنها بى دوامى كردار انسانى معنا مى شود.قرار گرفتن در حج،واقع شدن درمنبع انرژي و حيات است؛ كليد فهم خود، با من، خدا و هستي است.قرار گرفتن در دايره طواف، تابع نظم جهاني شدن است، كه ما را به درك جهان هدفمند رهنمون ميسازد.
پرفسور يونگ بيان ميكند كه طرح ماندالايي چه در معماري كلاسيك و چه در معماري انسان هاي بدوي هرگز تابع ملاحظات اقتصادي و زيبايي شناسي نبوده است، بل تبديل شهر به نمايه اي از جهان منظم بوده است. مكاني مقدس كه به وسيله ي مركز خود به جهان ديگر مربوط مي شده است. اين طرح، با احساسات حياتي نيازهاي بشري مطابقت داشته است. هر بنايي خواه مذهبي و يا غير مذهبي كه بر مبناي طرح ماندالا ساخته شده باشد، فرافكني تصوير كهن الگويي است از ناخودآگاه به جهان خارج.
ديتريش هوف: "پيوستگى ميان گنبد و فضاى مكعب زير آن در معمارى اسلامى، از طريق ايجادمقرنس پيوند مى‏خورد. فضاى ابداعى مقرنس‏همانند مظهر نسبت آسمان به زمين است.گنبد چونان مظهر آسمان و فضاى مكعب زيرآن چونان مظهر زمين و قوس مقرنس كارى شده چونان حلقه واسطه آسمان و زمين تلقى‏مى‏گردد. "
بوعلي سينا (370 -428 ه. ق) مربع و دايره را كليد فهم نظريه خود درباره كائنات ميداند. و به نظر او دايره تداوم حركت را بيان ميكند و نگاه در مسير محيط آن به سهولت حركت ميكند بو علي سينا دايره را آسماني (هوايي) گرم و مرطوب و مربع را زميني (خاكي) سرد و خشك ميداند.
بنابراين خط مستقيم نيز در جاي خود استعداد رشد و تعالي دارد همانگونه كه شكل مربع از آن ساخته مي شود كه از سويي قابليت تكامل و تبديل شدن به دايره را دارند (تبديل مربع به دايره باازدياد گوشه ها امكانپذير است يعني مربع 5 ضلعي، 6 ضلعي و.... بالاخره به دايره تبديل مي شود.) از سويي ديگر هر دو شكل مربع و دايره از دوران باستان مكمل يكديگر بوده اند (دايره نماد آسمان و قدامت و مربع مظهر زمين است.) اساس بسياري از ماندالاها از مربعها و دايره هاي هم مركز شكل گرفته است. مركزيت كعبه و دواير متحد المركز اطراف آن از (زائرين طواف كننده) بزرگترين و زنده ترين ماندالاي جهان را تشكيل ميدهند در بعضي اذهان ميكوشندتا با دفع امور عرضي و جزئي از جهان به ماوراي جهان دست يابند و چنين پيداست كه آرمان آنان با ساختار دايره سازگاري دارد. دايره نزديكترين چيز به تصور امر مطلق است.دايره در اصل يك نقطه ي بسط يافته و متكثراست.در حج افراد در كامل شدن دايره شان ، مشاركت ميكنند،و به كمال،همگوني،نداشتن اضافات،زوايدو زوايا...ميرسند.دايره نماد خود است و بيانگر تماميت روان با تمام جنبه هايش از جمله رابطه ي ميان انسان و طبيعت.دايره نماد حمايت است،حمايتي مطمئن در محدوده ي خود؛همچون داشتن حلقه،گردنبند،كمربندوتاج.ح٠ ?قه ي تولد و مرگ.جريان يافتن و حادث شدن.
در گذشته، اين دو نمايه انتزاعي ( دايره و چهار گوشه)، با يكديگر وحدت داشتند و بيانگر يك جهان انديشه و احساس بوده اند.(شما قومي واحد بوديد...)
يونگ،در كتاب انسان و سمبول هايش،ميگويد دايره نماد روح است ( افلاطون خود روح را همانند يك كره مي انگاشت). چهارگوشه ( و اغلب مستطيل) نمادهاي ماده زميني، جسم و واقعيت هستند.در جامعه امروز در بيشتر آثار هنري نوين ميان اين دو شكل ابتدايي يا اصلاً رابطه اي وجود ندارد و يا اكر داشته باشد بسيار سست و اتفاقي است و جدايي آنها از يكديگر بيانگر نمادين حالت رواني انسان قرن بيستم است. روح انسان ريشه هاي خود را از دست داده و در آستانه ي از هم گسيختگي رواني قرار دارد.
سفيد رنگ بيرنگي و نماد رنگ داوطلبي، پيراهن اعدام نفس،محكوم زميني،تسليم مطلق وآمادگيست.كاندسكي ميگويد: "سفيد اين هيچ،پر از شادي جوانانه است،اين هيچ قبل از تمامي تولدها، قبل از تمامي آغازهاست سفيد همچون نماد يك جهان است. ". تمام مناسك. از حج بعنوان هفتمين فروعات براي توسل به خدا نام برده شده. پس هفتمين طريقت براي اتصال ،حج است.ونكته ظريفش اين است در اين مرحله بايد به دور كعبه هفت بار طواف كنيم.و اين هفت خود نشانه كمال است. هفت آسمان وزمين، هفت طريقت عرفان،... هفت دايره جادويي ....
طواف از چپ به راست مطابق دستور شرع است و موجب صعود به سمت بيت المعمور مي گردد. قلب درون قفسه سينه ، متمايل به طرف چپ جا دارد و نوك آن متوجه طرف چپ است. كعبه خانه دل است و همه قلب ها متمايل و متوجه اين خانه اند. كعبه محوري است كه قلب ها به دور آن در چـرخـش انـد.چرخيدن به دور كعبه(همچون چرخش كليد در قفل؛هم جهت با چرخش به دور كعبه)منجر به باز شدن درهاي خودشناسي وبينش الهي ميشود.در مركز مغناطيس هم جهت با تمام كائنات در انتظار لحظه اتصال با مركز ،با حركتي منظم،پويا،اجراي يك كهن الگو،در نبض عالم، هفت بار دور زدن خانه كعبه،جدا شدن از هفت رنگ،و بعد،يك رنگ شدن،سپيدو پاك،آماده براي اتصال به ناخوداگاه عالم،...اين همه فقط و فقط در حج ميسر است.باحج كاملترين ماندالاي هستي شكل مي‌گيردو فقط در اين هنگامه كمال ماندالاي هستي مفهوم خود را باز مي‌يابد

طراحی پارک Nansen



Architects: Bjørbekk & Lindheim
Location: Oslo, Norway
Client: Statsbygg and the city of Oslo
Water artist and consultant: Atelier Dreiseitl
Technical consultant: Norconsult
Constructed Area: 200,000 sqm
Project year: 2008
Photographs: Bjørbekk & Lindheim




An old cultivated landscape with much variation and beauty was levelled into Oslo’s international airport in the 1940 – 60’s. In 1998, the airport moved out and left behind a depressing wasteland. After 10 years a new environment has been created, with visual references to the old natural forms of its landscape history, and in a visual dialogue with the more recent machinelike linearity of the airport runways. The Nansen Park, opened in 2008, now awaits 6000 new housing units and work spaces for 15000 people along its perimeter.
The old Oslo International Airport at Fornebu left a peninsula of almost 1000 acres to be transformed. This has resulted in the largest project for industrial reclamation in the country. It was decided that a new park should form a functional focus and identifying centrepiece of a new community some 10 kilometres from downtown Oslo. Plots for housing and offices were sold off to private developers, while Statsbygg (the Norwegian Directorate of Public Construction and Property) and the City of Oslo undertook responsibility for infrastructure and landscape: The treatment of polluted grounds, the building of roads and technical infrastructure, as well as the planning of new landscape forms and the building of a new park structure. This included the establishment of new recreational areas, buffer zones along areas for nature preservation, a network of pedestrian walks, in addition to the unifying central Nansen Park itself.



Finnish architects Helin and Siitonen won a city planning competition in 1998, forming the planning premises for the whole peninsula: A ring road establishing the perimeter for a mildly bowl-shaped landscape with a centrally located park and seven green arms reaching out towards the sea in all directions. An architectural competition in 2004 was won by landscape architects Bjørbekk & Lindheim. In the planning phases, we have cooperated with the engineering firm Norconsult and the German firm, Atelier Dreiseitl, for water design and water treatment. In 2008, the park was named after Fridtjof Nansen, polar explorer, scientist, humanitarian, diplomat and Nobel laureate, who lived nearby.

Overall planning concept

Fornebu was a beautiful and well-kept cultural landscape before the last extensive airport expansion some 60 years ago. A richly varied natural setting was eradicated; hillocks were blasted away, hollows were evened, bays and inlets filled, the shoreline altered. Small remnants of the original landscape were left as fragments along the outer perimeters of the airstrips. In order to respond to this dramatic history, the park has been designed as a dynamic dialogue between the uncompromising linearity of the airport and the softer, more organic lines of the original landscape.


The central Nansen Park of approximately 200.000 sq.meters has been designed to serve as an attractive and active meeting place for all those who will live at and use the new Fornebu. It is bordered by the Oslo Fjord on three sides. The openness of the landscape, as well as the distant contours of the hills to the north and west of the city, gives a strong and peaceful sense of the sky, a separateness and spaciousness which we have also tried to instil in the new landscape. We have attempted to combine the quiet calm of the extensive views and the harmonious forms with multiple options for activities and physical exercise. We have wanted to give the park a strong identity, while at the same time giving it simplicity and timelessness.

Water

The old airport control tower and the former terminal building to the north is the important starting point for the new park. We have placed the Tower Square here in order to mark the tower as an important entry. From here, a waterway stretches from north to south through the entire park. The design of the waterway itself also reflects the playful variations between straight and organic forms, still reflecting pool surfaces and streaming or falling water. It starts with a narrow water channel running over rippling coloured glass within a frame of corten steel. From here, the water runs down a 1,5 meter wide water channel made of concrete, cast in situ, with edges and small bridges also in corten steel. The water is then led into a larger basin with a precise, hard side and a softer, green organic side with thresholds and rapids of 40-50 cm before it empties into the large Central Lake of 6000 sq.meters. Surplus water is led through a overflow into a infiltration area before ending in the fjord. Most of the water is cleaned and pumped back up into the Tower Square. The Nansen Park will be the recipient of surface water from the adjacent housing areas and roads. Open green swales have been built in order to carry the water down towards the new Central Lake. Biological sand filters, mechanical filters and pumps cleans and airs the water sufficiently to ensure good water quality.

طراحی فوق العاده از معمار معروف R. Miller







IDEAS
The U.S. Air Force, saying the name evokes many images and emotions. Stories of test pilots, engineering achievements, historic battles, exploration of the universe, Air Force heroes and so much more flashes through the mind. Our aim is to capture the essentials linking such diverse stories together. Concepts like a pilot’s exposure to the limitless blue sky, the feeling of engaging a piece of high performance equipment, the experience of soaring, images of aircraft contrails, and the Thunderbirds’ precision ballet-like flight in the heavens above. We have captured and expressed these and other such word pictures in a building clearly and uniquely representing the Air Force and it’s men and women of faith.




DESIGN
Inspiration is developed around military aircraft. Whether a P51 Mustang, or the contemporary F22 Raptor, the pilot’s experience is exhilarating sitting in an elliptical bubble surrounded by the sky. The design of the narthex, nave and chancel was conceived out of this experience. Contemporary aircraft have very angular functioning components connected to the fuselage. Our design solution emphasizes the primary gathering space as the central component of the building. The Catholic chapel, various offices, sacristies, and other required rooms gather around the central ellipse in angular clusters similar to an aircraft. When engineered, the whole aircraft communicates movement and speed when
sitting perfectly still. We planned our design to have a corresponding dynamic. Many of the men and women of the Air Force recall their planes with great affection. A WWII pilot spoke of his P51 this way, “If that plane had been a girl, I’d have married it right on the spot”. (Reference Wild Blue by Stephen Ambrose) Our hope is the design of your chapel will be held with similar esteem and affection in the hearts of the honored Air Force retirees.





COMMUNITY VALUE
A monument is defined as a lasting reminder of something notable or great. The chapel is intentionally shaped and sited to serve as a monument or architectural landmark for the Air Force Village II. Features include, being on axis with the Freedom Way Drive, its distinctive texture and shape and being elevated above the main approaching drive. This provides a strong invitation to explore this one-of-a-kind addition to Air Force Village II. The building will provide many educational opportunities both inside and out. Displays of a historical nature featuring events and veterans are anticipated to make the building a special part of the community. We believe the thought, care and quality of the chapel will communicate a sense of respect and honor conferred upon those that served their country faithfully in the US Air Force.





SPIRITUAL CENTER
The Chapel communicates its spiritual purpose in many ways. The elevated structure inspires one to “lift up your eyes” and ascend into “His Holy Temple”. As a place of singing and music we have planned for exceptional acoustics through the chapel design and refined tuning capabilities. The expansive visibility of the sky, stars and clouds is a reminder of the accounts and attributes of the heavens described in the Holy Scriptures. At the same time technology will enable us to control unwanted daytime light and glare. Finally stained glass, artistic works and special Bible passages will be properly displayed. This instinctively creates a house of worship and prayer for Air Force Village II.

















موزه هنر ميلواكي





نوآوری معمارانه موزه هنر ميلواکی در ابتدای قرن بيست و يکم با نوآوری قصر بلورين اثر جوزف پاکستن در قرن نوزدهم قابل مقايسه است. اين بنا نيز همچون تنديسی زيبا و هنرمندانه در محيط اطراف خود می درخشد. بدون شک ، موزه هنر ميلواکی از برجسته ترين آثار معماری سانتياگو کالاتراوا محسوب می شود که ترکيبی متنوع و پيچيده از معماری و سازه است.

اين بنا هم سقفهای مواج و متحرک موجود است ، هم پلی معلق و زيبا و هم نورپردازيهای خلاقانه. در مجموع ، اين شاهکار در زمره برترين آثار معماری جهان قرار می گيرد ، هرچند اين عنوان را نيز در سال 2001 از ديدگاه مجله TIME کسب نمود و همچنين در همان سال در نظرخواهی عمومی وب سايت جايزه معماری پرايتزکر ، بيشترين آرا را به خود اختصاص داد ، اما در پايان ، گلن مورکات استراليايي در پايان جايزه مذکور را از آن خود نمود.


هنگامی که ساخت ضميمه موزه هنر ميلواکیبه پايان رسيد ، در مراسم افتتاحيه آن که در 14 اکتبر سال 2001 انجام پذيرفت ، سی و دو هزار نفر به بازديد آن شتافتند ، به گونه ای که تمامی محوطه به اشغال جمعيت مشتاق درآمده بود. تا پايان سال 2001 (يعنی مدت زمانی کمتر از هشت ماه) ، 375 هزار نفر از موزه بازديد کردند. اين آمار در سال 2003 به حدود 434 هزار نفر رسيد ، درصورتيکه در سال 2000 ميلادی ، تنها 165 هزار نفر از آن ديدن کرده بودند. پس از گشايش ضميمه موزه ، روزانه افزون بر 5000 نفر از آن بازديد می کنند درحاليکه پيش از اين ، به طور متوسط هزار نفر از موزه ديدن می کردند.




طرح کالاتراوا ، نمايانگر قدرت معماری است ، به گونه ای که اين بنا امروزه تبديل به نماد شاخص شهر ميلواکی شده . به زودی ، جهانيان اين شهر را به لحاظ دارا بودن چنين اثر زيبا ، خلاقانه و اثر گذار تحسين می کنند و همواره آن را به ياد دارند.


رابرت گرين استريت ، رئيس دانشکده معماری و برنامه ريزی شهری دانشگاه ويسکانسن ، استاد کميسيون برنامه ريزی شهری و يکی از اعضای کميته بيست و يک نفری معماران برگزيده انتخاب کننده طراح ضميمه موزه در سال 1994 ، ضمن برگزيدن کالاتراوا از ميان معماران مطرح جهان همچون «آراتا ايسوزاکی» و «فوميهيکو ماکی» اظهار داشت: من کاملاً مطمئنم که شهروندان از خلق اين اثر فوق العاده ، هيجان زده شده اند و اين مهر تأييدی بر گزينش صحيح ما در انتخاب معمار بزرگ ، سانتياگو کالاتراوا است.



لازم به ذکر است که ضميمه موزه هنر ميلواکی که نخستين اثر معماری کالاتراوا در ايالات متحده است به ساختمانی که پيش از اين توسط «ارو سارينن» ، معمار خلاق فنلاندی آمريکايي ، در سال 1957 تکميل شده بود ، الحاق گشت.

شهر عمودی

 دنبال طرحهای اعجاب آور دبی، دولت امارات اعلام کرده کار روی بلندترین برج دنیا به ارتفاع 2400 متر! رو شروع کرده. اسم این طرح شهر عمودی هست و در صورت اجرا از شگفتی های جهان خواهد شد. در زیر بروشور این طرح بزرگ رو می بینید.
اندازه این تصویر تغییر داده شده است. برای مشاهده کامل تصویر در این قسمت کلیک کنید. اندازه اصلی این تصویر 865x1224 و حجم آن 248KB.
 
 

اندازه این تصویر تغییر داده شده است. برای مشاهده کامل تصویر در این قسمت کلیک کنید. اندازه اصلی این تصویر 865x1224 و حجم آن 141KB.

اندازه این تصویر تغییر داده شده است. برای مشاهده کامل تصویر در این قسمت کلیک کنید. اندازه اصلی این تصویر 865x1224 و حجم آن 186KB.

اندازه این تصویر تغییر داده شده است. برای مشاهده کامل تصویر در این قسمت کلیک کنید. اندازه اصلی این تصویر 865x1224 و حجم آن 243KB.

نیم نگاهی به طراحان مطرح جهان

قرن بیستم، دوره‏ای بود که طراحان مشهور، از سوی مردم به رسمیت شناخته شدند. درحقیقت، حرفه طراحی داخلی، در اواخر قرن شروع به پیشرفت کرد. تا قبل از آن طراحی داخلی تقریبا یک صنعت/هنر ناشناخته بود؛ هرچند امروزه نمی‏توان انکار کرد که دنیای طراحی داخلی نیز به زرق و برق دنیای مُد است. به هر حال افراد خلاق و متهور بسیاری وجود دارند که به عنوان طراحان داخلی حرفه‏ای و با‏نفوذ، شناخته شده‏اند. به طوریکه تعدادی از آنها فقط برای رده ثروتمند و نخبه مشتری‏ها طراحی می‏کنند.
شماری از طراحان داخلی مشهور، در بخش‏های متفاوتی از این کره خاکی، بوسیله سبک بی‏نظیرشان خود را ممتاز کرده‏اند. یکی از این طراحان، نینا کمپبل است.

اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 658x404 و حجم آن 45KB است.




وقتی نینا دوازده ساله بود، بعضی شب‏ها،مبلمان را بعد از خوردن شام جابه‏جا می‏کرد. این عادت غیر قابل کنترل، شاید در استعداد وی، در آراستن و تزئین، سهیم بود. تخصص نینا در زمینه طراحی داخلی، زمانی متجلی شد که برای جان فوولر کار می کرد - نامی مربوط به شرکت مشهور طراحی کاغذدیواری و پارچه: "کله فکس و فوولر". سبک نینا، بعلاوه‏ی درک او از بافت و رنگ، به پیش برد او در تخصصش به چند پله جلوتر، کمک کرد. اخیرا، نینا یکی از بهترین طراحان داخلی جهان است و حیطه کاری او شامل پارچه، تزئینات، کاغذدیواری و همچنین زمینه‏های دیگر مثل مبلمان، دستمال سفره و بسته بندی هدایا است.






مارو لیپارینی ایتالیایی، یکی دیگر از طراحان داخلی برجسته است. او احتمالا بیشتر، به خاطر سبک "کمینه گرایی"اش معروف شده است.





استفاده او از رنگ‏های جسورانه و ایده‏های بصری نو، فضاهای هنرمندانه‏ای را به نمایش می‏گذارد. وی همچنین چند ارائه ستودنی در هنر طراحی صنعتی داشته است و در توسعه محصولات برای شرکت‏های مشهور ژاپنی و اروپایی نقش مهمی ایفا کرده؛ تحسین برانگیز آنکه، او جوایز بین المللی مربوط به تخصص خود، از جمله دو پونت آوارد کلن و یانگ اند دیزاینر میلانو را برده است.

اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 650x434 و حجم آن 48KB است.










دیگر طراح خوشنام، راشل اشول _ موسس سبک شابی شیک_ و همچنین میزبان برنامه تلویزیونی، با همین نام است."شابی شیک" اصطلاحی است که گرایشهای تزئینی اشول را منعکس می کند. این سبک شامل تدارک دیدن خانه با هر چیزی، از مبلمان عتیقه گرفته تا میز، کاناپه، قالی و چراقهای جدید است.





او به حس دنج بودن خانه و همچنین بکاربردن گل‏ها اهمیت می‏دهد. اشول در بیشتر موارد، دست به ترکیبی از رنگ کرم، سفید، صورتی روشن، سبز کف دریایی و آبی می‏زند. چندین چهره مشهور، از استعدادهای استثنایی طراحی اشول سود می‏بردند، از جمله جنیفر لوپز، مادونا، آنتونی هاپکینز و جولیا رابرتز که از ستاره‏های طرفدار او هستند.






یک نام درخشان از خاورمیانه، که دنیای طراحی داخلی را زینت بخشیده است و نیازهای ثروتمندان و مشهوران را برآورده کرده است، رن آراد اسرائیلی تبار است.


اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 800x560 و حجم آن 59KB است.



وی در سال 1980 به عنوان یک سازنده خودآموخته و طراح مبلمان پیکره‏نما، محبوبیت پیدا کرد. او موسس هنرکده رن آراد در شهر کومو، درایتالیا است و آثارش در بسیاری از نشریه‏های طراحی و معماری سراسر جهان به چشم می‏خورد. او همچنین در شماری از گالری ها و موزه‏های مهم، نمایشگاه داشته است.


نوسازی/تغییر کاربری : هنر طراحان داخلی

کمتر پیش می‏آید ( البته در ایران) که یک طراح داخلی، به اندازه مهندس معمار، از ابتدای ساخت یک ساختمان، مورد مشورت کارفرما قرار گیرد و نقش خود را به عنوان مهره ای اصلی در کلیه مراحل ساخت ایفا کند. عموما زمانی از وی برای همکاری دعوت به عمل می‏آید که دیگر کار از کار گذشته و برای اجرای برخی اصول اولیه طراحی و کاربری‏های متفاوت، چاره‏ای جز تخریب و تعویض قسمتهای عمده ای از ساختمان نبوده و هزینه های نا خواسته یک به یک خود را به کارفرما تحمیل خواهند کرد...

حالا بگذریم که امروزه یکی از مهمترین دغدغه های معماران داخلی، ایجاد فضاهایی چند منظوره و انعطاف پذیر است که بتواند همپای تغییر سریع نیازهای مخاطبان، حرکت کند.
برای عقب نماندن از این قافله، امروزه مشتریان پرو پا قرص بازار طراحی داخلی، بیشتر شامل کسانی می شود، که خواستار نوسازی فضاهای ناکارآمد و منسوخ شده، به مکانی جدید با کاربری جدید هستند. مانند این سوئیت مدرن، که نتیجه نوسازی یک کارگاه نساجی است!



طبق سناریوی طراح بیشتر دیوارها به رنگ سفید در آمده اند اما ریسمان‏های فلزی آویخته از سقف، به حال خود رها شده اند. این سوئیت هنرمندانه واقع در فرانسه، متعلق به یک کلکسیونر آثار هنری است. طبیعتاً مهمترین دغدغه این کلکسیونر این بوده که بتواند روی کف و دیوارهای سوئیتش تعداد زیادی اسباب و اثاثیه را کاملا در معرض دید بگذارد.



فضای نشیمن با ترکیب سیاه و سفیدش، غیر طبیعی به نظر می رسد اما در کنار دیوار نارنجی رنگ و صندلی تخم مرغی _طراحی شده توسط آرن یاکوبسن_، کنتراست جذابی ایجاد کرده است.

این سوئیت شگفت انگیز، با تعداد زیادی مجسمه، تابلوی نقاشی و مبلمان مدرن تزئین شده که فضای آنرا شبیه یک گالری آثار هنری کرده است.

محدوده کوچک ناهارخوری با یک میز شیشه‏ای که پایه‏هایی بی‏نظیر دارد و یک پیکره دایناسور قرمز رنگ، آراسته شده است. برای آراستن اتاق خواب از سبکی کمینه گرا استفاده شده و پنجره های بزرگ و متعدد اجازه می دهد که نور طبیعی به راحتی داخل شود. طراحی داخلی این سوئیت به دلیل مجموعه آثار شگفت انگیز هنری موجود در آن بسیار زنده است.










یه نمونه دیگه


این سوئیت 123 متری، در طبقه بالای خانه ای واقع در ایتالیا، و متلق به romolo stanco می‏باشد. طبقه همکف ( نشیمن،ناهارخوری و آشپزخانه) 81 متر و نیم طبقه بالا (خواب و سرویس ها) 42 متر مربع وسعت دارد.
همانطور که می‏بینید طراح تاکید زیادی روی رنگ سفید داشته که فضا را از آنچه هست بزرگتر جلوه می‏دهد. از طرفی کاناپه با رنگ تند و آتشین خود، مجموعه کوچک گیتارها و یخچال صورتی رنگ، تا حدی از سردی فضا کاسته و یکنواختی آزاردهنده سفید مطلق را می شکند.
شاید بدون دیدن پلان فوق العاده این سوئیت، متوجه حضور خطوط مورب در طراحی آشپزخانه، شومینه و میز ناهار خوری نشویم! در حالی که همین چیدمان مورب است که به طرز زیرکانه ای به عنوان ترفندی علیه یکنواختی رنگ سفید، به کار گرفته شده است.
فکر نمیکنم دیگه نیازی به توضیح باشه؛ تصاویر کاملا گویا هستند:















تصاويري از جديدترين پروژه دبي: شهر شناور




















پانلهای سه بعدی 3D-PANEL ....

دهها سال استکه صنعت ساختمان سازی درکشورهای پیشرفته د نیا از حالت سنتی خارج گردیده و روند صنعتی بخود گرفته است ، و سعی گردیده که خصوصیات سبکی ،مقاومت ، یکپارچگی ، عایق بودن ، سرعت در نصب ، سهولت در اجرا و . . . رادرمصالح مصرفی بکار گرفته شود.

کشور پهناور ایران با دارا بودن شرایط اقلیمی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی خاص و بالا خص قرار داشتن اکثر نقاط کشور در کمربند زلزله خیز جهانی ( واتفاقات چند ساله اخیر ) و کمبود شدید مسکن بواسطه رشد جمعیت کشور و جوان بودن بافت جمعیت ایران ، لازم و واجب استکه ما هم از مصالح بهینه شده و سیستم صنعتی تولید مسکن استفاده نمائیم .

بیش از چهل سال است که استفاده از پانلهای سه بعدی در کشورهای صنعتی متداول گردیده و در دهه 50 درایران نیز مطرح گردید که بدلائلی تا اواسط دهه 70 پیشرفت زیادی نداشته است . امااخیرا توجه زیادی به آن شده است . و سازمان محترم زمین و مسکن هم در سالهای 80 و1381با نتشار دو جلد دفتر چه راهنما و مشخصات فنی پانلهای سه بعدی در راه شناساندن آن سعی زیادی نموده است .

پانلهای سه بعدی چیست و چه کاربردی دارد


این پانلها یاصفحات سه بعدی تشکیل گردیده از:

1 – هسته مرکزی که معمو لا از عایق پلی استایرن یا پلی اورتان و یا عایق پشم سنگ و بضخامت های 5 تا 10 سانتیمتر میباشد .

2- دو شبکه فولادی از مفتول بضخامت 3 میلیمتر چشمه های 8×8 سانتیمتر و بفاصله 1 تا 2 سانتیمتر از هسته مرکزی قرار داشته و بوسیله تعداد زیادی مفتول قطری بهم جوش برقی شده اند .

این پانلها در کارخانه به ابعاد مورد لزوم که نوع دیواری آن معمولا 1×3متر ی و نوع سقفی آن1×3 و80/0 × 3 متری میباشد تولید و سپس به محل نصب حمل میگردد . پس از نصب از دو طرف در نوع دیواری بابتن ریز دانه ویا بتن سبک به ضخامت 3 الی 4 سانتیمتر پوشش میگردد و در نوع سقفی پس از نصب روی آن بضخامت 5 الی 7 سانتیمتر بتن ریزی میشود .



انواع پانلهای سه بعدی دیواری



1- پانل سه بعدی دیواری باربر

2- پانل سه بعدی دیواری غیر باربر



پانلهای سه بعدی دیواری

پانلهای دیواری بار بر رادر دیواره سوله ها ، ساختمانهای صنعتی ، دیوارهای محوطه،ساختمانهای بدون استفاده از سازه فلزی یا بتن آرمه(که معمولا یک یا دو طبقه و برای انبوه سازیها میباشد) و . . .استفاده مینمایند .

پانلهای دیواری غیر باربر را در دیوارهای خارجی و داخلی کلیه ساختمانهائیکه دارای سازه فلزی یا بتنی هستند ، اجرا مینمایند و بدلیل سبک وعایق بودن و . . . در برجها و سوله ها بسیار کار برد دارد .

پانلهای سه بعدی سقفی

عرض پانلهای سقفی بین 80 تا 100 سانتی متر است و ضخامت عایق پلی استایرن بکار رفته معمولا 10 تا 15 سانتیمتر میباشد.سقف ها بصورت تیرجه و پانل استفاده میشود و دیگر جزئیات طبق نقشه های اجرائی خواهد بود

خواص پانلهای سه بعدی



خلاصه ای از خواص پانلهای سه بعدی بشرح زیر است :

1- وزن کم مقاوم در برابر زلزله

2- احتیاج به نیروی انسانی کم

3- عایق حرارتی و صوتی مناسب

4- اتصال خوب

5- حمل ونقل آسان

6- استحکام و یکپارچگی مطلوب

7- انبار داری مناسب

8- عدم نیاز به نعل درگاه

9 - سرعت در نصب

10- اشغال فضای کم درزیربنای مفید ساختمان

11- ایمنی

12- شکل پذیری مناسب

13- ایجاد تسحیلات درلوله کشی تاسیسات

14- قیمت بسیار مناسب

1 - وزن یک متر مربع سقف با تیرچه و پانل حداقل 100 کیلو گرم کمتر است از وزن سقف با تیرچه و سفال میباشد .

2 - وزن یک متر مربع دیوار با سفال 20 سانتی با دو طرف ملات مایه سیمان 3 سانتی حدود320 کیلوگرم است در حالیکه وزن دیوار پانلی با دو طرف ملات ماسه سیمان 3 سانتی حدود 140 کیلو گرم است.

3 - فضای مفید قابل استفاده در بناهای با پانل سه بعدی بین 5 تا 10 درصد بیشتر از بناهای اجرا شده با سفال یا بلوک میباشد .

4 - به دلیل ایجاد حدود 3 سانتیمتر بتن ریز دانه در دو روی پانل ، آن را میتوان غیر قابل اشتعال درنظر گرفت و گسترش شعله در داخل و خارج پانل رخ نمیدهد . مضافا اینکه مقاومت حداقلی (در برابر آتش ) برابر با 30 دقیقه برای سازه پانلی در نظر داشت.

موارد استفاده از پانلهای سه بعدی دیواری و سقفی



1 - ایجاد ساختمان بدون استفاده از سازه فلزی و یا بتن آرمه جدا .

2 - ایجاد ساختمان با استفاده از سازه فلزی و یا بتن آرمه

1 – ایجاد ساختمان باپانل سه بعدی و بدون استفاده از سازه فلزی و یا بتن آرمه جدا :

سازه های ساخته شده با پانلهای مورد نظر مجموعه ای از پانلهای دیواری باربر و سقفی

به همراه کلاف های افقی و عمودی ، تشکیل دهنده سیستم بار بر ثقلی و جانبی این

نوع ساختمانها میباشد که بعد از بتن پاشی روی دیوارها و بتن ریزی روی سقف ، مجموعه پانلها بصورت جعبه در آمده بطوریکه این گروه ساختمانها را در گروه BOX TYPE معرفی مینمایند.

با توجه باینکه سیستم سه بعدی در واقع متشکل از دیوارها و سقفهای بتنی عمود بر یکدیگ میباشد ، لذاصلبیت جانبی آن در مقایسه با قاب های خمشی بسیار بالاتر میباشد.

از مزایای ساختمانهای ساخته شده با پانلهای سه بعدی 3D در مقایسه با ساختمانهای بااسکلت فلزی یا بتن آرمه ، متصل بودن تمامی دیوارها و سقف به یکدیگر میباشد

2 –ایجاد ساختمان با پانل سه بعدی و با استفاده از سازه فلزی و یا بتن آرمه .

در این سیستم پس از اجرای اسکلت فلزی یا بتن آرمه ابتدا سقف ها بر اساس نقشه های اجرائی مربوطه اجرا میگردد. سپس جهت اجرای د یوارها با اتصال میلگرد نمره 8 یا 10 طبق جزئیات اجرائی به دور تا دور قاب ها یا محل اتصال دیوار یا سازه ساختمان ، پانل دیواری با سیم آرما تور بندی به میلگردهای اتصال پس از تراز و شاقول کردن محکم بسته میشوند و پس از اجرای لوله کشی های تاسیساتی با بتن ریز دانه به ضخامت حدود 3 سانتیمتر بتن پاشی میگردد . در این سیستم دیوارها غیر باربر میباشد.
__________________

پانلهای سه بعدی 3D-PANEL ....

دهها سال استکه صنعت ساختمان سازی درکشورهای پیشرفته د نیا از حالت سنتی خارج گردیده و روند صنعتی بخود گرفته است ، و سعی گردیده که خصوصیات سبکی ،مقاومت ، یکپارچگی ، عایق بودن ، سرعت در نصب ، سهولت در اجرا و . . . رادرمصالح مصرفی بکار گرفته شود.

کشور پهناور ایران با دارا بودن شرایط اقلیمی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی خاص و بالا خص قرار داشتن اکثر نقاط کشور در کمربند زلزله خیز جهانی ( واتفاقات چند ساله اخیر ) و کمبود شدید مسکن بواسطه رشد جمعیت کشور و جوان بودن بافت جمعیت ایران ، لازم و واجب استکه ما هم از مصالح بهینه شده و سیستم صنعتی تولید مسکن استفاده نمائیم .

بیش از چهل سال است که استفاده از پانلهای سه بعدی در کشورهای صنعتی متداول گردیده و در دهه 50 درایران نیز مطرح گردید که بدلائلی تا اواسط دهه 70 پیشرفت زیادی نداشته است . امااخیرا توجه زیادی به آن شده است . و سازمان محترم زمین و مسکن هم در سالهای 80 و1381با نتشار دو جلد دفتر چه راهنما و مشخصات فنی پانلهای سه بعدی در راه شناساندن آن سعی زیادی نموده است .

پانلهای سه بعدی چیست و چه کاربردی دارد


این پانلها یاصفحات سه بعدی تشکیل گردیده از:

1 – هسته مرکزی که معمو لا از عایق پلی استایرن یا پلی اورتان و یا عایق پشم سنگ و بضخامت های 5 تا 10 سانتیمتر میباشد .

2- دو شبکه فولادی از مفتول بضخامت 3 میلیمتر چشمه های 8×8 سانتیمتر و بفاصله 1 تا 2 سانتیمتر از هسته مرکزی قرار داشته و بوسیله تعداد زیادی مفتول قطری بهم جوش برقی شده اند .

این پانلها در کارخانه به ابعاد مورد لزوم که نوع دیواری آن معمولا 1×3متر ی و نوع سقفی آن1×3 و80/0 × 3 متری میباشد تولید و سپس به محل نصب حمل میگردد . پس از نصب از دو طرف در نوع دیواری بابتن ریز دانه ویا بتن سبک به ضخامت 3 الی 4 سانتیمتر پوشش میگردد و در نوع سقفی پس از نصب روی آن بضخامت 5 الی 7 سانتیمتر بتن ریزی میشود .



انواع پانلهای سه بعدی دیواری



1- پانل سه بعدی دیواری باربر

2- پانل سه بعدی دیواری غیر باربر



پانلهای سه بعدی دیواری

پانلهای دیواری بار بر رادر دیواره سوله ها ، ساختمانهای صنعتی ، دیوارهای محوطه،ساختمانهای بدون استفاده از سازه فلزی یا بتن آرمه(که معمولا یک یا دو طبقه و برای انبوه سازیها میباشد) و . . .استفاده مینمایند .

پانلهای دیواری غیر باربر را در دیوارهای خارجی و داخلی کلیه ساختمانهائیکه دارای سازه فلزی یا بتنی هستند ، اجرا مینمایند و بدلیل سبک وعایق بودن و . . . در برجها و سوله ها بسیار کار برد دارد .

پانلهای سه بعدی سقفی

عرض پانلهای سقفی بین 80 تا 100 سانتی متر است و ضخامت عایق پلی استایرن بکار رفته معمولا 10 تا 15 سانتیمتر میباشد.سقف ها بصورت تیرجه و پانل استفاده میشود و دیگر جزئیات طبق نقشه های اجرائی خواهد بود

خواص پانلهای سه بعدی



خلاصه ای از خواص پانلهای سه بعدی بشرح زیر است :

1- وزن کم مقاوم در برابر زلزله

2- احتیاج به نیروی انسانی کم

3- عایق حرارتی و صوتی مناسب

4- اتصال خوب

5- حمل ونقل آسان

6- استحکام و یکپارچگی مطلوب

7- انبار داری مناسب

8- عدم نیاز به نعل درگاه

9 - سرعت در نصب

10- اشغال فضای کم درزیربنای مفید ساختمان

11- ایمنی

12- شکل پذیری مناسب

13- ایجاد تسحیلات درلوله کشی تاسیسات

14- قیمت بسیار مناسب

1 - وزن یک متر مربع سقف با تیرچه و پانل حداقل 100 کیلو گرم کمتر است از وزن سقف با تیرچه و سفال میباشد .

2 - وزن یک متر مربع دیوار با سفال 20 سانتی با دو طرف ملات مایه سیمان 3 سانتی حدود320 کیلوگرم است در حالیکه وزن دیوار پانلی با دو طرف ملات ماسه سیمان 3 سانتی حدود 140 کیلو گرم است.

3 - فضای مفید قابل استفاده در بناهای با پانل سه بعدی بین 5 تا 10 درصد بیشتر از بناهای اجرا شده با سفال یا بلوک میباشد .

4 - به دلیل ایجاد حدود 3 سانتیمتر بتن ریز دانه در دو روی پانل ، آن را میتوان غیر قابل اشتعال درنظر گرفت و گسترش شعله در داخل و خارج پانل رخ نمیدهد . مضافا اینکه مقاومت حداقلی (در برابر آتش ) برابر با 30 دقیقه برای سازه پانلی در نظر داشت.

موارد استفاده از پانلهای سه بعدی دیواری و سقفی



1 - ایجاد ساختمان بدون استفاده از سازه فلزی و یا بتن آرمه جدا .

2 - ایجاد ساختمان با استفاده از سازه فلزی و یا بتن آرمه

1 – ایجاد ساختمان باپانل سه بعدی و بدون استفاده از سازه فلزی و یا بتن آرمه جدا :

سازه های ساخته شده با پانلهای مورد نظر مجموعه ای از پانلهای دیواری باربر و سقفی

به همراه کلاف های افقی و عمودی ، تشکیل دهنده سیستم بار بر ثقلی و جانبی این

نوع ساختمانها میباشد که بعد از بتن پاشی روی دیوارها و بتن ریزی روی سقف ، مجموعه پانلها بصورت جعبه در آمده بطوریکه این گروه ساختمانها را در گروه BOX TYPE معرفی مینمایند.

با توجه باینکه سیستم سه بعدی در واقع متشکل از دیوارها و سقفهای بتنی عمود بر یکدیگ میباشد ، لذاصلبیت جانبی آن در مقایسه با قاب های خمشی بسیار بالاتر میباشد.

از مزایای ساختمانهای ساخته شده با پانلهای سه بعدی 3D در مقایسه با ساختمانهای بااسکلت فلزی یا بتن آرمه ، متصل بودن تمامی دیوارها و سقف به یکدیگر میباشد

2 –ایجاد ساختمان با پانل سه بعدی و با استفاده از سازه فلزی و یا بتن آرمه .

در این سیستم پس از اجرای اسکلت فلزی یا بتن آرمه ابتدا سقف ها بر اساس نقشه های اجرائی مربوطه اجرا میگردد. سپس جهت اجرای د یوارها با اتصال میلگرد نمره 8 یا 10 طبق جزئیات اجرائی به دور تا دور قاب ها یا محل اتصال دیوار یا سازه ساختمان ، پانل دیواری با سیم آرما تور بندی به میلگردهای اتصال پس از تراز و شاقول کردن محکم بسته میشوند و پس از اجرای لوله کشی های تاسیساتی با بتن ریز دانه به ضخامت حدود 3 سانتیمتر بتن پاشی میگردد . در این سیستم دیوارها غیر باربر میباشد.
__________________

انواع پي (همه چيز در مورد پي و پي سازي وگود برداري و ...)

فصل اول

تقسیم بندی زمینها از نظر مقاومت در مقابل بار ساختمان


بطور کلی زمینها به چند دسته تقسیم می شوند :

الف ـ زمینهای خاکریزی شده ( زمینهای خاک دستی ): مانند بعضی از اراضی شمال تهران و خندق های پر شده که همه بوسیله خاک دستی پر شده اند ، مقاومت این زمینها بسیار کم بوده و قدرت مجاز آنها در حدود 80 گرم بر سانتی متر مربع می باشد . این زمینها بدون پی سازی های ویژه مانند شمع کوبی و غیره به هیچ وجه برای ساختمان مناسب نیستند .

ب ـ زمینهای ماسه ای : مانند زمینهای سواحل دریا ، این زمینها برای ساختمانهای سبک مناسب هستند و در حدود 1 تا 2/1 کیلوگرم بر هر سانتی متر مربع بار تحمل می نمایند و در بعضی از انواع زمینهای سواحل دریا که ماسه ای بوده و به کل فاقد خاکهای چسبنده می باشد (خاک رس) بیش از 500 گرم بار تحمل نمی کنند . در این گونه زمینها نیز باید برای ساختمانهای سبک طبق شرایط محلی پی سازی ویژه صورت بگیرد و برای ساختمانهای بزرگ ابعاد پی باید با توجه به مطالعات مکانیک خودرو و بر طبق محاسبه ساخته شود .

ج ـ زمینهای شنی : اگر این زمینها دارای دانه بندی خوب باشند به طوری که دانه های ریز فضای خالی بین دانه های درشت تر را پر نموده و تولید جسم توپر و متراکمی کرده باشد و این دانه بندی به وسیله ماده چسبنده به هم متصل باشد (خاک رس به اندازه لازم) برای ساختمان بسیار مناسب بوده و مقاومت مجاز آن در حدود 5/2 و حتی 5/3 کیلو گرم بر سانتی متر مربع می باشد به این گونه ها زمینها دج گفته می شود .

د ـ زمینهای رسی : این زمینها به دو دسته تقسیم می شوند :
1 ) زمینهای رسي خشک: که فشاری در حدود 5/1 کیلوگرم بر سانتی متر مربع را تحمل می نمایند مانند زمینهای جنوب تهران
2 ) زمینهای رسي تر (آبدار) : این زمینها به واسطه وجود آب فراوان داخل خاک دارای سستی های زیاد بوده و قدرت مجاز آن بر حسب درصد آب موجود در آن متفاوت است . باید توجه نمود که اعداد داده شده در فوق برای مقاومت مجاز زمین در خاکهای مختلف کاملاً تقریبی بوده زیرا تعیین مقاومت مجاز خاک به عوامل دیگر از قبیل آب های تحت الارضی ودرصد خاکهای چسبنده و غیره نیز بستگی دارد .


فصل دوم

پیاده کردن نقشه

پاک سازی و تسطیح زمین:
قبل از پیاده کردن نقشه باید عملیات تسطیح و پاک سازی محل ساختمان را انجام دهیم . این عملیات شامل تخریب بناهای موجود وغیر قابل استفاده ریشه کنی بوته ها و درختان تمیز کردن نخاله ها و سنگ و کلوخ است . تخریب ساختمانها کاری تخصصی است و باید توسط افرادی که در این کار مهارت دارند انجام شود . ریشه کنی درختان را می توان توسط ابزارهای دستی یا مکانیکی انجام داد . بریدن درختان بزرگ را باید به افراد ماهر واگذار کرد . محل ساختمان باید کاملاً از چمن و دیگر نباتات پاکسازی شود این عمل در واقع برای پاکسازی خاک صورت میگیرد . چون ممکن است حدود 30 سانتیمتر از خاک سطحی شامل گیاهان زنده و نباتات باشد در نتیجه خاک سطحی سست شده و به آسانی فشرده میشود که این خاک برای ساختمان سازی مناسب نیست . پس این خاک باید با ماشین آلات خاک برداری یا با وسایل دستی ساده مانند بیل و فرغون برداشته و به محل مناسبی حمل شود . در ضمن چنانچه سطح زمین نا صاف باشد باید با گریدر و یا با وسایل دستی تسطیح و خاکهای اضافی به محل دیگری برده شود .
پیاده کردن نقشه و هدف آن :
پس از اینکه مراحل مطالعه و طراحی هر طرح ساختمانی به پایان رسید و نقشه آن آماده شد ، باید برای شروع عملیات ساختمانی ، موقعیت و محل دقیق آن روی زمین مشخص شود . منظور از پیاده کردن نقشه ، مشخص کردن گوشه ها ، و محور ها و اضلاع طرح بر روی زمین است که به وسیله مترکشی یا دوربین های نقشه برداری تعیین ، میخ کوبی و سپس رنگریزی می شود .
به بیان دیگر ، پیاده کردن نقشه بر روی زمین مرحله ای بین طرح و شرع عملیات ساختمانی است . نکته بسیار مهم اینکه عمل پیاده کردن نقشه باید کنترل شود یعنی پس از میخ کوبی گوشه ها و تعیین محورها و قبل از رنگریزی باید با اندازه گیری مجدد اضلاع و زوایا ، از درستی آنها مطمئن شد . در غیر اینصورت باید نسبت به اصلاح آنها اقدام شود . در مورد اهمیت کنترل و پیاده کردن نقشه باید متذکر شد که اگر محل ساختمان یا ارتفاع کف آندرست مشخص نشده باشد ، زمان و هزینه های انجام شده ی عملیات ساختمانی ، به هدر رفته و خسارات سنگین در بر خواهد داشت ، در صورتی که با صرف وقت کم برای کنترل عملیات پیاده کردن ، که کاری بسیار ساده است می توان از زیانهای مادی و اتلاف وقت جلوگیری کرد .پیاده کردن نقشه یک ساختمان با ابزار ساده مانند متر و ابزار دقیق مانند دوربین نقشه برداری و متر امکان پذیر است .


فصل سوم

گودبرداری

گود برداری:
بعد از پیاده کردن نقشه و کنترل آن در صورت لزوم اقدام به گود برداری می نمایند. در کلیه ساختمانهایی که تمام یا قسمتی از بنا پایینتر از سطح طبیعی زمین احداث می شود باید گود برداری انجام شود .
گاهی ممکن است عمق گود برداری به چندین متر برسد . گود برداری معمولاً با وسایلی مانند بیل مکانیکی ویا لودر ودر صورت محدودیت زمین و یا عدم دسترسی به ماشین آلات از وسایل دستی مانند بیل و کلنگ و فرغون و در عمق زیاد یا منطقه وسیع مثل پارکینگ های زیر زمینی ، انبارهای بزرگ زیر زمینی و غیره با کمک سایر ماشین آلات ساختمانی انجام می گیرد . گود برداری در زمین ها به دو صورت نامحدود و محدود انجام می شود .
گود برداری در زمین های نا محدود :
منظور از زمین های نا محدود ، زمین نسبتا وسیعی است که اطراف آن هیچ گونه ساختمانی نباشد . برای گود برداری این گونه زمین ها از ماشین آلاتی مانند بیل مکانیکی ،لودر ، و ... استفاده می شود و خاک با شیب متناسب برداشته می شود . خاک های حاصل از گود برداری با کامیون به خارج از ساختمان حمل میشود . چنانچه عمق گود برداری نسبتا زیاد باشد گود برداری در لایه های مختلف و به تدریج انجام میگیرد تا به عمق زمین پیش بینی شده برسد .

شیب دیوارهای محل گود برداری شده :
برای جلوگیری از ریزش دیوارهای محل گود برداری شده به داخل گود ، معمولا دیوارهای کناری حاصل از خاکبرداری یا تراشه های اطراف باید دارای شیب ملایمی باشد . اندازه زاویه شیب به نوع خاک محل گود برداری دارد هر قدر خاک محل سست تر و قابل ریزش تر باشد اندازه زاویه این شیب بزرگتر خواهد شد .
برای جلوگیری از هزینه اضافی میتوان با قالب بندی دیواره های محل گود برداری از زاویه شیب کوچکتری استفاده نمود .

گود برداری در زمین های محدود :

منظور از زمین محدود ، زمین نسبتا کوچکی است که اطراف آن ساخته شده باشد . در این زمین ها هنگام گود برداری ، چنانچه گود برداری از سطح پی زمین همسایه پایینتر باشد برای جلوگیری از فشار c
__________________
فصل چهارم

پی سازی


پی کنی :
پی کنی در ساختمان به دو منظور صورت می گیرد :
01دسترسی به زمین سخت و مقاوم ، زیرا بارهای ساختمان نهایتا به زمین منتقل می شود در نتیجه زمین زیر پی باید مطمئن باشد و نشست نکند .
02برای محافظت پی ساختمان و جلوگیری از اثرات جوی مانند یخ زدگی و نیروهای جانبی پس از پیاده کردن نقشه روی زمین ، شروع به پی کنی می کنیم .
پی کنی در زمینهایی که از نظر جنس و مقاومت زمین و نیز وجود آبهای سطحی و عمقی با هم تفاوت دارند ، فرق می کند .
ابعاد پی کنی به ابعاد و عمق پی کنی به ارتفاع پی و شرایط اقلیمی بستگی دارد . یعنی در مناطقی که در زمستان آب و هوای خیلی سرد دارند و یا بارندگی زیاد می شود و خطر یخ زدگی برای پی وجود دارد ، عمق پی را بیشتر از مناطق معتدل و گرمسیر در نظر می گیرند و به هر حال در هر نوع آب و هوایی عمق پی کنی نباید کمتر از 50 سانتیمتر باشد .

پی کنی در انواع زمین ها :

01پی کنی در زمینهای دج :
عمق پی در اینگونه زمینها معمولا بین 80 تا 100 سانتیمتر و در بعضی موارد 120 سانتیمتر است . پی کنی در زمینهای دج نسبتا آسان بوده و خطر ریزش به خصوص در مورد عمقهای معمولی بسیار کم است . اضافی عرض پی برای کفراژ ( قالب – بندی ) ، در این نوع زمین حدود 15 سانتیمتر در هر طرف است .

2.پی کنی در زمینهای ماسه ای :
چون عمل پی کنی در اینگونه زمینها همیشه با خطر ریزش روبروست به خصوص اگر زمین مزبور خشک باشد ، چنانچه دارای عمق کم بوده و از طرفی شدت ریزش در آن زیاد نباشد . اصولی ترین و در عین حال ساده ترین روش برای جلوگیری از احتمال ریزش خاک هنگام پی کنی است که پی با گونه های شیب دار کنده شود . زاویه شیب بر حسب شدت ریزش تا 45 درجه متغیر خواهد بود . لکن چنانچه شدت ریزش بسیار زیاد و عمق پی نیز نسبتا زیاد باشد ، پی کنی با شیب نه عملی است و نه مقرون به صرفه . در چنین مواردی لازم است که گونه های پی را با چوب بست و با قالب بندی مهار کرد . برای این کار الوارهایی به ابعاد 5*30*40 سانتیمتر در طرفین پی واداشته و به کمک تیرکهای چوبی یا چهار تراش و با بهره گیری از گوه های چوبی الوارها مهار می شود .
پی کنی در زمینهای رسی خشک نیز همانند زمینهای ماسه ای است لکن زاویه شیب پی کنی آن در حدود 37 – 25 درجه خواهد بود که این اختلاف شیب نسبت به زمین های ماسه ای به علت چسبندگی دانه های خاک رسی است .

3.پی کنی در زمینهای سنگی :
پی کنی در اینگونه زمینهای مشکل و انجام آن با وسایل دستی از قبیل بیل و کلنگ امکان پذیر نیست . پی کنی در زمینهای سنگی با ماشین آلات مکانیکی و مته های کمپرسوری انجام می گیرد که در نتیجه هزینه آن سنگین خواهد بود .
عمق پی در زمینهای سنگی در مناطق سردسیری حداقل 75 سانتیمتر است لکن در مناطق گرمسیری می توان حداقل عمق را تا 50 سانتیمتر تقلیل داد .
شاید فکر کنیم زمین سنگی امکان دارد زمین سنگی فوق العاده مقاوم باشد ، در این صورت ساختمان نیاز به پی نخواهد داشت . چنین فکری اساسا اشتباه است ، زیرا عدم پی در ساختمان باعث ناپایدار شدن بنا گردیده و با کمترین نیروی جانبی به ویژه زلزله های خفیف شروع به حرکت خواهد کرد . لکن وجود پی باعث تنگ افتادن ساختمان در زمین شده و از حرکت بنا جلوگیری می کند .

04پی کنی در زمینهای شیبدار :
زمین ساختمانی مسطح به ندرت یافت می شود و بنابراین پیش از شروع هر کار ساختمانی باید محل ساختمان را تسطیح کرد . برای این منظور از سه روش می توان استفاده کرد و اغلب روشی به کار گرفته می شود که از نظر اقتصادی مقرون به صرفه تر باشد .

الف ) خاک برداری و خاک ریزی
ب ) خاک برداری
ج ) خاک ریزی

الف ) خاک برداری و خاک ریزی :
این روش بسیار معمول و متداول است ، زیرا باعث کاهش هزینه می شود .

ب ) خاک برداری :
برای تسطیح ، کلیه ی خاکهای اضافی برداشته شده و به محلی خارج از ساختمان برده می شود که این روش هزینه حمل خاک را به دنبال خواهد داشت ولی چون به زمین دست نخورده می رسیم ، کاری اصولی است .

ج ) خاک ریزی :
این روش توصیه نمی شود ، زیرا زمین را با خاک دستی پر کرده ایم ولی چنانچه مجبور باشیم باید با خاک مرغوب که دارای تراکم و دانه بندی مناسب و مقاومت مطلوب هست عمل خاک ریزی را طبق اصول فنی ، با رعایت مرطوب کردن و غلتک زدن خاک در لایه های مختلف انجام دهیم که مقدار تراکم و مقاومت خاک باید به تایید آزمایشگاههای مکانیک خاک برسد .

تعریف پی:
مجموعه ای از بخش های سازه و خاک در تماس با آن که انتقال بار بین سازه و زمین از طریق آن صورت می پذیرد.

ابعاد پی
عرض.طول و عمق پی ها کاملآ بستگی به وزن ساختمان و قدرت خاک محل عمل ساختمان دارد. در ساختمان های بزرگ قبل از شروع کار به وسیله آزمایشات مکانیک خاک قدرت مجاز عملی زمین را تعیین نموده و از روی آن و مهندس محاسب از روی آن ابعاد پی را تعیین می کند.ولی در ساختمان های کوچک در اغلب مواقع قدرت مجاز عملی زمین با مشاهده خاک پی و دیدن طبقات آن و طرز قرار گرفتن دانه ها بر روی همدیگر و یا ضربه زدن به وسیله کلنگ به محل پی قابل تشخیص می باشد.

انواع پی :
پی ها را نسبت به نوع مصالح و سیستم ساخت آن می توان به دو گروه تقسیم کرد : گروه اول شامل انواع پی از نظر نوع مصالح آن مانند پی های سنگی ، آجری ، شفته ای ، بتنی ، گروه دوم شامل انواع پی از نظر سیستم ساخت آن مثل : : پی های تکی ، نواری ، صفحه ای ، پی مشترک و پی های کلاف شده می باشد .

1. پی سنگی :
این پی از سنگ های طبیعی و در مناطقی که سنگ ارزان در دست رس باشد ساخته می شود سنگی که در برای این گونه پی ها انتخاب می گردد باید سالم ( نپوسیده ) بوده و از انواع سنگ های لاشه شکسته باشد سنگ های قلوهای به علت صیقلی و مدور بودن آن برای بی سازی مناسب نمی باشد زیرا حالت ناپایدار به پی می دهد . سطح پی سازی با سنگ باید از دیوار هایی که روی آن قرار دارد وسیع تر و از هر طرف دیوار حداقل 15 سانتیمتر عنوان ریشه گسترش داشته باشد . پی سازی با سنگ با دو نوع ملات صورت می گیرد . چناچه بار و فشار کم باشد ملات سنگ ها را از نوع گل آهک و چنانچه بار زیاد باشد ملات ماسه سیمان انتخاب می شود و استفاده از ملات ماسه سیمان ، ماسه و آهک و یا ملات باشد و از پی های سنگی فقط و ساختمانهای یک طبقه . پی دیوارهای محوطه استفاده می شود .

2.پی آجری :
از پی های آجری در مواقعی استفاده می کنند که ساختمان کوچک و باروارده نیز کم باشد در ضمن از پی های سنگی نیز
به علت گرانی و کمیابی سنگ نتوان استفاده کرد این پی نیز مانند پی های سنگی بایستی دارای ریشه ای به اندازه 15 تا 20 سانتی متر از طرفین دیوار روی آن باشد برای این منظور است که عرض پی کنی نیز 30 تا 40 سانتی متر از عرض دیوار بیشتر باشد این مقدار اضافه عرض همچنین عمل آجر چینی در داخل پی را آسان تر می نماید چون زاویه پخش بار در پی عالی آجری در حدود 60 درجه می باشد برای صرفه جویی در مصرف آجر بهتر است آن را به شکل پلکانی در آورد .

3. پی شفته ای :
ساده ترین و در عین حال ابتدایی ترین پی سازی برای ساختمان کوچک 2 یا 3 طبقه آجری است . شفته خمیری است از مخلوط خاک ، آب ، شن و گردآهک که در هر متر مکعب خاک آن بن 200 تا 250 کیلو گرم آهک به کار می رود . گاهی نیز بنابر لزوم مقداری پاره سنگ به آن می افزایند . طریقه شفته ریزی بدین صورت است که شفته را در پی ریخته و پس از آنکه شفته به حدود 20 یا 30 سانتی متر رسید آن را در یک سطح افقی هموار می کنند و یک روز آن را به حالت خود می گذارند . تا آبش در اثر تبخیر یا جذب کاهش باید ( اصطلاحا دونم شود ) سپس آن را با وزنه ی سنگینی ( تخماق ) می کوبند تا کاملا متراکم گردد . مجددا به همان ارتفاع شفته ریزی انجام گرفته و تا پر شدن پی همچنان ادامه می یابد .

4. پی بتنی :
بتن را می توان یکی از مقاومترین و مستحکم ترین سنگ های مصنوعی دانست . لذا پی هایی که با بتون ساخته می شود ، بهترین پی در کارهای ساختمان به شمار می آیند . امروزه توصیه می شود . که پی کلیه ی ساختمانها را با بتون مسلح بسازند به خصوص در مناطق زلزله خیزی نظیر شهر های جنوب خراسان ، دامنه های سلسله ی جبال البرز ، قزوین حتی برای ساختمان سبک و یک طبقه نیز پی های بتونی از نوع نواری آن بسیار مناسب خواهد بود . زاویه ی پخش بار در پی های بتنی بین 30 تا 45 درجه می باشد . لذا می توان این گونه پی ها را پلکانی یا به صورت هرم ناقص ( سومل ) ساخت و از مصرف اضافی بتن صرفه جویی نمود . پی سازی با بتن بدین طریق انجام می گیرد که ابتدا کف پی را به اندازه تقریبی 10 سانتی متر بتن کم سیمان با نام مکر می ریزند . که سطح خاک و بتن اصلی را از هم جدا کرده و همچنین سطح پی را جهت بتن ریزی اصلی تراز نمایند . سپس روی بتن مگر داخل پی را با تخته قالب بندی می کنند و پس از آماده شدن قالب بتن ساخته شده را داخل قالب ریخته و خوب می کوبند ویبرا تور ( لرزاننده ) به آن ارزش می دهند .
تا بتون اصطلاحا جا بیفتد یعنی دانه های شن ماسه در بتون عمل جایگیری را کاملا انجام دهند و متراکم گردند . بارگذاری روی پی های بتنی بایستی حداقلهفت روز پس از پی ریزی انجام می گیرد . ضمنا باید توجه داشت ، چنانچه بتون از نوع مسلح باشد ، باید ابتدا میلگرد در قالب جاسازی شده ، سپس بتن ریزی صورت گیرد ، از این پی شفته در ساختمان های اسکلت فلزی استفاده می شود .

5. پی های نقطه ای
برای ساختمانهایی که بار آن ها به صورت متمرکز (نقطه ای)به زمین منتقل می شود ساخته میگردد مانند ساختمان های فلزی یا ساختمان های بتونی

لایه های پی های نقطه ای:
1.زمین مناسب
2.بتن مگر
3. میلگرد های کف پی
4.بتن اصلی
5.صفحه زیر ستون(در ساختمانهای اسکلت فلزی)

6. پی های نواری
این پی ها معمولا در ساختمان های آجری مورد استفاده قرار می گیرد. حداکثر عمق پی های نواری در حدود 50 و عرض پی قدری بزرگتر از عرض دیوار روی آن می باشد.
لایه های پی های نواری به ترتیب از پایین به بالا
1.شفته ریزی
2.کرسی چینی
3.شناز
4.ملات ماسه سیمان برای ایزولاسیون رطوبتی
5.قیر گونی
6.ملات ماسه سیمان برای پوشش روی قیر گونی
7.دیوار چینی اصلی

7. پی های گسترده
به پی هایی اطلاق می شود که بار چند ستون یا دیوار را که در ردیف ها یا امتداد های مختلف قرار دارند به زمین منتقل می نمایند. پی گستره ممکن است به شکل دال مجموعه تیر_دال و... ساخته شود.
باید توجه کرد که در بندر عباس با توجه به گرمای هوا باید 3الی4 ساعت بعد از ریختن بتن فونداسیون آبدهی بتن آغاز شود و بتن ریزی بعد از ظهر انجام گیرد.
در صورت که بتن ریزی در صبح زود تا قبل از ساعت 10 صبح انجام گیرد دمای بتن را با خنک کردن آب مصرفی بتن .به کار بردن سیمان مناسب با حرارت زدایی کم. پایین نگه داشتن دمای سیمان با نگهداری سیمان در سیلو های عایق بندی شده.
کاهش دمای مصالح سنگی با انبار کردن آنها و یا آب پاشی یا دمیدن هوای سرد به آنها و نگهداری ابزار و ماشین آلات تهیه و حمل مخلوط بتن در سایه و یا آب پاشی به آنها پایین تر از 32 درجه آورد.
لازم به ذکر است حداقل سیمان یا مواد سیمانی در مناطق ساحلی خلیج فارس 350kg/mو حداکثر آن 425kg/m بتن می باشد.
مقدار کلرید های مصرفی در بتن مسلح باید کمتر از 500 قسمت در میلیون باشد.میزان کل کلرید قابل حل در آب بتن سخت شده 28 روزه نیز باید مطابق آیین نامه مقررات ملی ساختمان باشد.

8. پی صفحه ای :
( رادیوژنرال ) ، در مواردی استفاده می شود که بارهای وارده از ساختمان بسیار بوده (بار آسمان خراش ها ) و یا مقاومت زمین تا قدری کم باشد . که جهت انتقال بار به خاک تمام سطح زیر ساختمان مورد لزوم قرار گیرد . پی صفحه ای به صورت یک پارچه از بتن آرمه در سر تا سر زیر ساختمان ساخته می شود که میله ی ستون ها و دیوار بر روی آن قرار می کیرد . در بعضی مواقع که بار بسیار زیاد باشد . سطح پی را بزرگ تر از سطح ساختمان روی آن می سازد تا پخش فشار در سطح بزرگتری انجام پذیرد .
پی های صفحه ای به صورت مختلف ساخته مکی شود و مانند پی صفحه ای ساده صفحه با دیوار محیطی ، صفحه ای با تیر صفحه ای با دیوار بتنی در یک جهت – صفحه ای با دیوار بتنی در دو جهت و پی های سلولی .

9. پی های مشترک :
هر گاه برای دو و یا چند ستون یک پی ساخته شود پی را مشترک گویند . پی مشترک وقتی مورد استفاده قرار می گیرد که :
1 ). فاصله پی ها از یکدیگر کم بوده و یا طوری باشد که سطح پی ها ، یکدیگر را بپوشانند .
2 ). یکی از پی ها در کنار زمین همسایه قرار گرفته باشد .
3 ). وقتی که به علت طول زیاد یک بنا مجبور باشیم ساختمان را درز انبساط ( ژوئن ) بسازیم . در این صورت برای ستون های مجاور درز انبساط پی مشترک در نظر می گیرد . چنانچه برای در پی بار های مختلف خواسته باشیم پی مشترک طرح نمائیم . پی مزبور به شکل ذوزنقه ای خواهد که تا عده ی کوچک در طرف بار کمتر و قاعده بزرگ آن در جهت باریستنر باشد .

10. پی باسکولی :
برای جلوگیری از چرخش فونداسیون و تیر و در کنار دیوار همسایه از فونداسیون باسکولی یا استواپییم استفاده می شود

11. پی های کلاف شده :
اتصال دو پی فنرو توسط شناژ ( بتن آرمه ) را پی کلاف شده می نامند . در مناطق زلزله خیز بهترین نوع پی نوع پی برای ساختمانهای مسکونی معمولی به حساب می آید . در حالتی که ضخامت شفاژ از ارتفاع پی کمتر باشد ، به دو صورت اتصال صورت می گیرد :
الف : سطح بالایی شناژ و سطح بالایی پی در یک امتداد قرار می گیرد .
ب : سطح زیر شناژ با سطح زیر پی در یک امتداد قرار می گیرد .

12. پی های شمعی :
شمعها اعضایی از جنس فولاد ، بتن ، بتن مسلح ، و چوب می باشند که در صورت مناسب نبودن ظرفیت باربری زمین برای استفاده از شالوده های سطحی ، از آنها برای ساخت شالوده های عمیق ( شالوده های شمعی ) استفاده می شود . وقتی که لایه یا لایه های فوقانی خاک دارای قابلیت فشردگی زیاد و یا خیلی ضعیف باشند ، به طوری که نتوان از شالوده سطحی برای توزیع بار ساختمان استفاده کرد ، شالوده های شمعی برای انتقال بار به لایه تحتانی محکمتر و یا سنگ بستر مورد استفاده قرار می گیرند. وقتی که بستر سنگی و یا لایه محکمتر تحتانی در عمق معقولی از سطح زمین قرار نداشته باشد ، از شمع برای انتقال تدریجی بار استفاده میشود . در این حالت ، بیشتر مقاومت شمع از طریق نیروی اصطکاک بین سطح تماس شمع و خاک ( مقاومت جلدی ) تامین میشود . اگر شمع ها تحت تاثیر نیروی افقی قرار گیرند ، در حالی که هنوز قابلیت حمل بار های قایم را دارا هستند ، می توانند به وسیله خمش ، نیرو های افقی راحمل نمایند . این وضعیت اغلب در شالوده سازه های حایل خاک که وظیفه آنها مقاومت در مقابل فشار جانبی خاک است و یا ساختمان های بلند که تحت تاثیر نیروی باد یا زلزله قرار دارند ، پیش می آید .
__________________

انواع پي (همه چيز در مورد پي و پي سازي وگود برداري و ...) 3

انواع شمع و مشخصات سازه اي آن ها
بر حسب شرايط تحت الارضي ، سطح آب زير زميني ، و نوع باري که بايد حمل شود ، انواع مختلفي از شمع ها در کارهاي ساختماني مورد استفاده قرار مي گيرد .
شمع ها بر حسب مصالحي که از آن ساخته مي شوند ، داراي انواع زير هستند :
1-شمع هاي فولادي
2-شمع هاي بتني
3-شمع هاي چوبي
4-شمع هاي مرکب


شمع هاي فولادي
انواع معمول شمع هاي فولادي ، شمع هاي لوله اي و شمع هاي مي باشند . شمع هاي لوله اي نيز در دو حالت انتهاي بسته و انتهاي باز به زمين کوبيده مي شوند . هر چند که از تيرآهن هاي و بال پهن نيز مي توان براي شمع کوبي استفاده کرد ، ليکن تيرآهن ها با نيمرخ به علت مساوي بودن ضخامت بال و جان معمولا ترجيح داده مي شوند . در نيم رخ هاي بال پهن و نيم رخ هاي ، ضخامت جان معمولا کوچکتر از ضخامت بال مي باشد . در خيلي از حالات ، شمع هاي لوله اي بعد از کوبيده شدن با بتن پر مي شوند .


شمع هاي بتني
در عمل ، شمع هاي بتني به دو صورت مورد استفاده قرار مي گيرند:
(الف)شمع هاي پيش ساخته
(ب) شمع هاي در جاريز .
شمع هاي پيش ساخته را مي توان با استفاده از ميلگرد هاي معمولي ساخت . مقطع آنها به صورت مربع يا هشت ضلعي است) . ميلگرد ها به منظور مقاوم نمودن شمع در مقابل خمش توليد شده در هنگام حمل و نقل ، بلند کردن و اعمال نيروي جانبي به شمع و همچنين افزايش مقاومت فشاري ، مورد استفاده قرار مي گيرند . شمع هاي پيش ساخته در طول مورد نظر ساخته شده و تحت شرايط مرطوب به عمل مي آيند تا به مقاومت مورد نظر برسند . پس از آن به محل کوبيدن حمل مي شوند . شمع هاي پيش ساخته را مي توان با استفاده از کابل هاي پيش تنيدگي پر مقاومت ، به صورت پيش تنيده در آورد . شمع هاي بتني در جاريز بدين صورت اجرا مي شوند که ابتدا چاهي در زمين به وسيله دست يا ماشين حفر مي شود و سپس قفس آرماتور ها درون چاه قرار داده شده و داخل آن با بتن پر مي شود . امروزه شمع هاي درجا به روش ها و انواع مختلف اجرا مي شوند و اکثر آنها در انحصار شرکت خاصي که ابداع کننده اوليه آنها مي باشد ، قرار دارند .
شمع هاي درجاريز در دو گروه اصلي جاي مي گيرند:
(الف) با غلاف
(ب) بدون غلاف .
هر دو گروه ميتوانند داراي نوک پهن شده (پداستال) باشند . شمع هاي درجاريز غلافدار بدين صورت اجرا مي شوند که ابتدا يک لوله فولادي به زمين کوبيده شده و پس از رسيدن به عمق مورد نظر ، مصالح داخلي آن خالي شده و داخل لوله پر از بتن مي شود . لوله را مي توان با قرار دادن يک سنبه در داخل آن کوبيد و پس از رسيدن به عمق مورد نظر ، سنبه را خارج کرد . براي سر پهن کردن شمع (ايجاد پداستال) ، پس ريختن مقداري بتن در نوک شمع ، با رها کردن وزنه از ارتفاع ، آن را مي کوبند تا از طرفين پهن شود . براي اجراي شمع بدون غلاف ، ابتدا غلاف در زمين کوبيده شده و سپس همزمان با بتن ريزي در داخل غلاف ، غلاف به تدريج به بيرون کشيده مي شود


شمعهاي چوبي
شمعهاي چوبي تنه هاي درخت هاي سالم،صاف و بلند مي باشندکه شاخ وبرگ ان زرد شده و سطح آن پساز کندن پوست،به دقت تراشيده شده است. حداکثر طول اغلب شمع هاي چوبي بين 10 تا 20 متر ميباشد.چوبي که از ان به عنوان شمع استفاده مي شود بايد مستقيم،بدون درز و ترک و سالم باشد. انجمنن امريکا يي مهندسان عمران در دستورالعمل اجرايي شماره ي17(1959)،شمعهاي چوبي را به سه کلاس زير تقسيم مي کنند:
1. شمعهاي کلاس A: اين شمعها بارهاي سنگين را حمل مي کنند. حداقل قطر سر چنين شمعهايي 350 ميليمتر(14 اينچ) مي باشد.
2. شمعهاي کلاس B: اين شمعها بارهاي سبک را حمل مي کنند. حداقل قطر سر اين شمعها بين 305 تا330 ميليمتر ( 12 تا 13 اينچ) مي باشد.
3. شمعهاي کلاسC : از اين شمعها براي کارهاي ساختماني موقت استفاده مي شود. وقتي که تمام طول شمع در داخل سفره ي آب زيرزميني قرار داشته باشد،از اين شمعها مي توان براي حمل بارهاي دائمي استفاده کرد.حداقل قطر سر اين شمعها 305 ميليمتر (12 اينچ) مي باشد.در هيچ حالتي قطر نوک شمع نبايد کمتر از 150 ميليمتر (6 اينچ) باشد.
اگر شمع چوبي در خاک کاملاً اشباع کوبيده شود،عمر آن تقريباً بي نهايت خواهد بود. ليکن در آب و هواي دريايي،شمعهاي چوبي تحت حملات ارگانيسمهاي مختلف قرار گرفته و ظرف چند ماه صدمات جدي در آنها ظاهر مي شود. شمع چوبي در بالاي سطح آب زيرزميني،تحت حملات حشرات قرار مي گيرند. با انجام بعضي اصطلاحات،مثلاً محافظت آنها توسط روغن کروزوت،مي توان عمر آنها را افزايش داد.


شمعهاي مرکب (مختلط)
در شمعهاي مرکب،قسمتهاي فوقاني و تحتاني شمع از دو مصالح مختلف ساخته مي شوند. به عنوان مثال شمعهاي مرکب ممکن است از فولاد و بتن و يا چوب و بتن ساخته شوند. شمعهاي مختلط فولاد و بتن مرکب از قسمت تحتاني فولاد و قسمت فوقاني بتن درجا مي باشند.اين نوع شمع وقتي مورد استفاده قرار مي گيرد که طول شمع لازم براي تأمين ظرفيت باربري از ظرفيت شمع بتني در جاي ساده تجاوز کند. شمعهاي مختلط چوب و بتن داراي قسمت تحتاني چوبي مي باشند که به طور دائم در سفره ي آب زيرزميني قرار دارد و قسمت فوقاني آنها از بتن است.در هر صورت ايجاد وصله در محل تلاقي دو مصالح مشکل بوده و به همين علت است که شمعهاي مختلط داراي کاربرد وسيعي نمي باشند.


شمع اتکايي
اگر بستر سنگي و يا لايه ي شبيه سنگ ( خيلي متراکم) درعمق منطقي قرار داشته باشد،شمع را مي توان تا آن لايه ادامه داد در اين حالت ظرفيت باربري شمع کاملاً بستگي به ظرفيت باربري بستر سنگي در مقابل نوک شمع خواهد داشت. به همين علت به اين شمعها،اتکايي مي گويند. در چنين حالتي با توجه به معلوم بودن عمق بستر سنگي از روي گمانه هاي حفر شده،تعيين طول شمع کار چندان مشکلي نخواهد بود.اگر به عوض بستر سنگي،يک لايه ي سخت و نسبتاً متراکم درعمق منطقي قرار داشته باشد،شمع را مي توان چند متر در لايه سخت ادامه دارد


شمع اصطکاکي
در صورتي که عمق بستر سنگي يا لايه ي شبيه به سنگ زياد باشد،طول لازم براي شمع اتکايي غيراقتصادي خواهد شد.در چنين شرايطي مطابق شکل 8-6-پ شمع به عمق مناسبي در لايه ي نرم فوقاني بدون اينکه به لايه ي سخت برسد،کوبيده مي شود.انتخاب نام اصطکاکي براي اين شمعها،ازآنجا ناشي مي شود که اکثر مقاومت آنها به وسيله ي اصطکاک جدار تأمين مي شود.البته اين اسم بعضي مواقع مي تواند گمراه کننده باشد،زيرا مقاومت شمعهايي که در لايه ي رسي کوبيده مي شوند،بستگي به چسبندگي بين جدار شمع و رس دارد.
طول لازم براي شمع اصطکاکي بستگي به مقاومت برشي خاک،بار وارده،و اندازه ي شمع دارد.براي تعيين طول لازم شمع،احتياج به درک خوبي از اندرکنش خاک - شمع، قضاوت مهندسي،و تجربه است.


شمع تراکمي
در بعضي موارد خاص،شمعها بدين منظور در لايه هاي دانه اي کوبيده مي شوند که تراکم خوبي در لايه ي سطحي خاک به وجود آيد.اين شمعها به شمعهاي تراکمي موسوم هستند.
طول شمعهاي تراکمي به عوامل زير بستگي دارد:
الف: تراکم نسبي خاک قبل از تراکم
ب: تراکم نسبي مورد نياز بعد از تراکم
پ: عمق لازم براي تراکم
شمعهاي تراکمي معمولاً کوتاه هستند،ليکن براي تعيين طول مناسبي براي آنها،بعضي آزمايشهاي صحرايي لازم است.


پايه هاي عميق و شالوده هاي صندوقه اي
پا يه هاي عميق وشالوده هاي صندوقه اي در واقع شمعهاي بتني در جاريزي مي باشند که قطر آنها بزرگتر از حدود 750ميليمتر است و مي تواند مسلح يا غير مسلح،با و يا بدون پد استال (کوره) باشند.
پايه ي عميق نوعي شمع بتني با قطربزرگ است که براي اجراي آن ابتدا يک چاه در زمين حفر و سپس قفسه ي آرماتور به داخل آن هدايت شده (در صورت مسلح بودن) ودست آخر درون آنت با بتن پر ميشود. بسته به شرايط خاک، براي جلوگيري از ريزش جدار چاه،ممکن است غلاف و يا سپر فلزي به کار گرفته شود.قطر سوراخ پايه ي عميق معمولاً آنقدر بزرگ است که فردي براي بازرسي بتواند وارد آن شود.
استفاده از پايه هاي عميق معمولاً داراي مزاياي زير است:
1. يک پايه ي عميق به تنهايي مي تواند جايگزين چند شمع گردد و در نتيجه نياز به استفاده از کلاهک سر شمع نيز ازبين برود.
2. در نهشته هاي ماسه اي و شني متراکم،استفاده از پايه هاي عميق به مراتب آسانترازشمعکوبي است.
3. در نتيجه ي ارتعاش حاصله،شمعکوبي مي تواند ساختمانهاي مجاور را به مخاطره اندازد.در حالي که در اجراي پايه هاي عميق چنين خطري در ميان نيست.
4. شمعکوبي در زمينهاي رسي مي تواند باعث تورم خاک و يا حرکت جانبي شمعهاي کوبيده شده از قبل گردد.پايه هاي عميق چنين عوارضي در بر ندارند.
5. در هنگام اجراي پايه هاي عميق هيچگونه سر و صدا که در کوبيدن شمع توليد مي شود،وجود ندارد.
6. با توجه به اين که مکان پهن کردن نوک پايه ي عميق وجود دارد (ايجاد کوره)،پايه هاي عميق مي توانند مقاومت کششي قابل ملاحظه اي در مقابل نيروهاي بر کنش از خود نشان دهند.
7. در پايه هاي عميق امکان بررسي چشمي وضعيت جداره ها و همچنين کف چاه که مقاومت نوک پايه را تأمين مي نمايد،وجود دارد.
8. پايه هاي عميق به علت قطر بزرگتر،داراي مقاومت بيشتري در مقابل بارهاي جانبي در مقايسه با شمعها مي باشند.
در کنار مزاياي فوق،استفاده از پايه هاي عميق،معايب چندي نيز دارد.به عنوان مثال بتن ريزي پايه هاي عميق احتياج به نظارت دقيق دارد.در آب و هواي نامناسب ممکن است اجراي عمليات بتن ريزي به تعويق بيافتد.همچنين همانند ترانشه هاي مهار شده،خاکبرداري عميق براي پايه ها،ممکن است باعث نشست زمين هاي اطراف و در نتيجه خسارت به ساختماني مجاور پايه شود.
مراد از شالوده ي صندوقه اي،شالوده اي مي باشد که در يک محيط تر،نظير رودخانه،درياچه و يا سواحل دريا اجرا مي شود.براي ايجاد شالوده ي صندوقه اي،يک شفت توخالي و يا صندوقه درمحل مورد نظر درزمين مستغرق مي شود تا به لايه ي محکمي که قراراست شالوده درآن ساخته شود،برسد.براي اينکه عمل فرورفتن صندوقه درزمين هاي نرم سهل ترشود،يک لبه ي برنده در قسمت تحتاني صندوقه تعبييه ميگردد.بعد از قرار گرفتن لبه ي تحتاني در روي لايه ي محکم،مصالح داخل صندوقه خالي شده و بعد از قرار دادن قفسه ي آرماتوردر داخل صندوقه،داخل آن بتن ريزي مي شود.پايه هاي مياني و کناريپلها،ديوارهاي ساحلي،و سازه هاي حفاظت ساحلي،را مي توان بر روي پايه هاي صندوقه اي قرارداد.


زمين مناسب
زمين مناسب زميني است که قدرت مجاز آن تاب تحمل وزن ساختمان را داشته باشد.
بتن مگر
مقدار سيمان در اين بتن معمولآ 150kg/mاست.در پي هاي نقطه اي بتن مگر به دو دليل مورد استفاده قرار مي گيرد:
الف)براي جلوگيري از تماس مستقيم بتن اصلي پي با خاک.
ب)براي رگلاژ .
ضخامت بتن مگر در حدود 10cmمي باشد و کفراژ از روي بتن مگر آغاز مي شود.

ميلگردهاي کف پي
اصولآ بتن در مقابل نيروهاي کششي ضعيف بوده و در محل تارهاي کششي ترکهايي در آن ايجاد مي شود لذا براي جلوگيري از ترکيدن بتن در محل تارهاي کششي ميلگرد هاي فولادي قرار مي دهند.
تارهاي کششي در پي هاي نقطه اي در کف پي بوده و ميلگرد ها را در دو جهت به صورت مشبک (در حدود 5سانتيمتر بالاتر از کف)روي بتن مگر قرار مي دهند.فاصله اين مليگرد ها از روي بتن مگر بستگي به محل اطراف پي. شرايط آب و هوايي و نوع ساختمان دارد و اصطلاحا به آن کاور مي گويند.
در اکثر ساختمان هايي که اجرا مي شوند به دليل شرايط آب و هوايي و ميزان رطوبت معمولآ کاورراحدود 5 سانتيمتر در نظر مي گيرند تا از نفوذ رطوبت به داخل ميلگرد ها و پي و در نتيجه زنگ زدن و ايجاد تنش هاي غير مجازدر داخل بتن و در انتها از ترک خوردن فونداسيون جلوگيري شود.لازم به ذکر است با توجه به شرايط جوي در فونداسيون بلافاصله بعد از بافتن بايد عمليات بتن ريزي و قالب بندي بدون وقفه انجام گيرد تا رطوبت و (يون کلريت) با ميلگرد ها واکنش ندهد و باعث زنگ زدگي نشود..آرماتور هاي شبکه اي را که از قبل به اندازه هاي متناسب در حدود 5سانتيمتر از هر طرف بافته شده است در کف پي قرار داده و زير آن را براي ايجاد اين فاصله تکه بتوني که اصطلاحآ به آن لقمه مي گويند قرار مي دهند. بايد توجه کرد هيچ وقت ميلگرد ها يي که در داخل بتن قرار مي گيرند نبايد رنگ آميزي شده يا به روغن آغشته شوند زيرا در اين صورت رنگ روي ميلگرد مانع چسبيدن بتن و فولاد به يکديگر مي گردد.از آنجا که پي ها بايد به صورت يک جسم همگن در برابر نيرو ها رفتار کنند .ميلگرد هاي آجدار باعث چسبندگي بهتر بتن و فولاد مي شود .
 
شالوده ، پی
تعاريف كلي و واژه ها : مجموعه بخشهايي از سازه و خاك در تماس با آن ، كه انتقال با بين سازه و زمين ، از طريق آن صورت مي پذيرد ، (( پي )) نام دارد .
به طور كلي مي توان پي ها را به چهار گروه عمده تقسيم كرد :
- پي هاي سطحي يا شالوده .
- پي هاي عميق ، مانند پي هاي شمعي .
- پي هاي نيمه عميق ، مانند پي هاي چاهي .
- پي هاي ويژه ، مانند پي هاي با صندوقه و مهار .
پي هاي سطحي يا شالوده :
شالوده ها پي هايي هستند كه در عمق كم و نزديك سطح زمين اجرا مي شوند و بار هاي سازه را به زمين منتقل مي كنند .
شالوده ها بر سه نوع هستند :
- شالوده هاي منفرد .
- شالوده هاي نواري .
- شالوده هاي گسترده .
شالوده ممكن است سنگي ، بتني يا بتن آیمه باشد . آنچه معمولاً در زير ساختمان وبر روي پي هاي عميق اجرا مي شود و بارهاي سازه را به پي عميق منتقل مي كند نيز شالوده است .
تبصره :
واژه شالوده منفرد جايگزين واژه پي تكي يا پاشنه تكي ، شالوده نواري جايگزين پاشنه پيوسته و شالوده گسترده جايگزين راديه ژنرال و پي گسترده است .
پي هاي عميق :
آن دسته از پي ها كه نسبت عمق آنها به كوچكترين بعد افقيشان از 6 تجاوز كند ، پي هاي عميق مي نامند .
انواع پي هاي شمعي ، ديواركها و ديوار هاي جدا كننده از جمله پي هاي عميق اند .
پي هاي عميق معمولاً به وسيله يك سازه ميانجي كه شالوده ناميده مي شود بارهاي سازه را مي گيرند و به زمين منتقل مي كنند .
پي هاي نيمه عميق :
پي هاي نيمه عميق ، مانند پي هاي چاهي ، حد فاصل شالوده ها و پي هاي شمعي را تشكيل مي دهند . نحوه محاسبه اين گونه پي ها بيشتر شبيه محاسبه شالوده ها است .
پي هاي ويژه :
پي هاي ويژه ، مانند پي هاي با صندوقه ، مهار ، ستونهاي شني و غيره ، با سه گونه قبلي پي ها تفاوت زيادي دارند و براي انتقال بارهاي سازه به زمين ، ممكن است با بهره گيري از فشار ، كشش يا اصطكاك كار كنند .
ميتوان به منظور عموميت بخشيدن به مساله انتقال نيرو بين سازه و خاك اطراف ، پوششهاي تونلها را هم از جمله پي هاي ويژه به حساب آورد . با اين ديد سازه هاي نگهبان ، مانند سپرهاي فلزي ، ديوارهاي جدا كننده و غيره نيز پي ويژه به حساب مي آيند .
پي سازي اتخاذ تدابير لازم و اجراي درخور آنها به منظور تامين پايداري هر نوع ساختمان براي بوجود آوردن تعادل مناسب بين بنا و زمين در تماس با آن پي سازي نام دارد .
شالوده هاي منفرد كه نزديك به هم باشند ، مي توانند به يكديگر پيوسته شوند و به صورت (( شالوده مركب )) كار كنند .
شالوده هاي نواري ممكن است زسر ستون و يا زير ديوار باشند .
شالوده هاي گسترده به دو صورت ، بدون تير و با تير طرح و اجرا مي شوند .


انواع سقف

سقف کُرمیت

در سیستم سقف کُرمیت از تیرچه های فولادی با جان باز در ترکیب با بتن استفاده می شود. در ساخت تیرچه های مذکور از یک تسمه، در بال تحتانی و نیز یک میلگرد خم شده در جان استفاده می شود. برای پرکردن فضای خالی بین تیرچه ها از قالب های ثابت مانند بلوک های سیمانی، پلی استایرن، طاق ضربی ، قالب های موقت فولادی (کامپوزیت ) و یا هر پرکننده سبک استفاده می شود. فواصل تیرچه ها بسته به نوع قالب از 73 سانتی تا 100 سانتی متر متغیراست ، روی سقف نیز با 4 الی 10 سانتی متر بتن پوشانده می شود.
تیرچه ها از نوع خود ایستا بوده و به همین علت هیچ نوع شمع بندی در زیر سقف مورد نیاز نمی باشدو تیرچه ها به نحوی طراحی می شوند که بتوانند وزن بتن خیس، قالب ها و عوامل اجرایی سقف را به تنهایی تحمل کنند.
پس ازاین که بتن به 75% مقاومت مشخصه خود می رسد ، تیرچه های فولادی با بتن به صورت یک مقطع مختلط وارد عمل شده و بارهای مرده و زنده سقف را تحمل می کنند.

سقف تیرچه و بلوک کُرمیت

با متداول شدن سقف های تیرچه و بلوک سنتی برخی از مشکلات سیستم طاق ضربی مرتفع شد. اما این سقف ها مشکلات دیگری را به همراه خود پدید آوردند که عمده ترین آنها ضرورت استفاده از شمع بندی در زیر سقف است.
شمع بندی علاوه بر دست و پاگیر بودن هزینه زیادی را نیز بر ساختمان تحمیل می کند. در سال 1363 با استفاده از بلوك کُرمیت به جاي طاق ضربي كه قبلا" در اين سيستم بعنوان قالب ثابت بكار مي رفت عملا" سقف تیرچه وبلوک کُرمیت وارد بازارشد.
این سقف به علت خود ایستا بودن تیرچه ها نیازی به شمع بندی ندارند و به همین علت از سرعت اجرای بسیار بالایی برخوردار می باشد. اجرای این سقف بر روی اسكلت های فولادی بتنی و دیوارهای باربر امکان پذیر می باشد.

سقف پلیمری کُرمیت

در راستای سبک سازی ساختمان، این شرکت هم زمان با ستفاده از قالب کامپوزیت و بلوک های پوکه ای اقدام به استفاده از مصالح پلیمری در ساختمان کرده است.
استفاده از بلوک های پلی استایرن نسوز در سقف باعث کاهش مصرف تیرچه تا حدود 20% و کاهش فولاد مصرفی سازه تا حدود 7% می شود.
سهولات اجرای این نوع سقف، باعث افزایش سرعت اجرا و درنیتجه کاهش هزینه های اجرایی می گردد. در عین حال در هزینه های حمل و نقل نیز صرفه جویی قابل ملاحظه ای صورت می گیرد. شیارهای مناسب ایجاد شده در زیر این بلوک ها باعث پیوستگی گچ و خاک در زیر سقف می گردد.
در جهت بهبود استفاده از مصالح پلیمری، بخش تحقیق و توسعه این شرکت مشغول مطالعات و بررسی های بیشتر می باشد.

سقف کامپوزیت کُرمیت

سیستمهای معمول کامپوزیت در امریکا عینا" با تیرچه های با جان باز انجام می شود و معمولا" همراه با گذاشتن یک ورق فولادی موجودار به عنوان عرشه و آرماتور بندی روی آن بتن ریخته می شود . در این سيستم قالب ماندگار است و قطعات جان نیز با بتن احاطه نمی شود. در طراحی سیستم قالب کامپوزیت کُرمیت، نظر بر آن بوده که علاوه بر سرعت و تطبیق با آیین نامه ها ، هر چه ممکن اقتصادی تر باشد. از این رو اولا" قالب باید قابل استفاده مداوم باشد، ثانیا" جان تیرچه با بتن پر شود که بتوان قطعات جان را اقتصادی تر طراحی نمود و از لرزش سقف نیز کاسته شود. سیستمهای کامپوزیت رایج در ایران که با تیرآهن ساده یا لانه زنبوری با تیر ورق استفاده می شوند، دارای جان باز نیستند.
در وهله اول قالب هاي سقف كرميت سه قطعه بوده و براي باز كردن ، قطعات آن بايد از يكديگر جدا مي شد ، با تحقيق بخش R&D اين شركت این قالب با بهینه سازی و استفاده از خاصیت تغییر شکل ارتجاعی فولاد به قالبی یکچارچه تبدیل شد.

این قالب در بین تیرچه ها قرار گرفته و بعد از گيرش اولیه بتن قالب از زیر سقف در آورده می شود . این قالب محاسن بسیار زیادی دارد و با سرعت چیده و جمع آوری می گردد و با دقت مختصری , بارها قابل استفاده است. این قالب هم اکنون در پروژه های مختلف این شرکت مورد استفاده است.
آخرین بررسی ها و دستاوردها نشان داد که بهتر است جهت تطبیق سیستم با سیستم تیرچه بلوک و استفاده از آرماتور حرارتی یک جهته و حذف آرماتور خمشی در دال فوقانی و در نتیجه صرفه جویی اقتصادی، فاصله لب با لب تیرچه ها حداکثر 75 سانتی متر باشد. مزیت این قالب در آن است که با رعایت دیگر شرایط آیین نامه می توان آرماتور دو جهته را حذف و فقط آرماتور عمود بر تیرچه را منظور نمود.
هم اکنون این شرکت قالبهای جدید خود را به انتخاب مصرف کننده در فواصل و ارتفاع مختلف آماده عرضه نموده است. فاصله محور به محور تیرچه ها حدود 85 سانتی متر تا 95 سانتی متر و با ارتفاع 20 تا 25 سانتی متر، بسته به انتخاب خریدار و با مشاوره دفتر فنی شرکت و نوع تیرآهنهای مصرفی در سازه و طول دهانه است.

سقف کاذب

سقف های کاذب اولیه به صورت قطعات پلاستیکی در سالهای 1365 به بعد در اولین سقف های کامپوزیت کُرمیت به کار رفت. اما گران بودن مصالح ، نچسبیدن به گچ و خاک و خزش (Creep) باعث گردید که استفاده از آن مقید گردد. از سوی دیگر انواع تولیدات ورق گالوانیزه به صورت رابیتس در شکلها و فرمهای مختلف و تولید مواد اولیه آن (ورق گالوانیزه) در ایران ، ما را به سمت استفاده از این محصول سوق داد.
سقف کاذب

سقف های کاذب اولیه به صورت قطعات پلاستیکی در سالهای 1365 به بعد در اولین سقف های کامپوزیت کُرمیت به کار رفت. اما گران بودن مصالح ، نچسبیدن به گچ و خاک و خزش (Creep) باعث گردید که استفاده از آن مقید گردد. از سوی دیگر انواع تولیدات ورق گالوانیزه به صورت رابیتس در شکلها و فرمهای مختلف و تولید مواد اولیه آن (ورق گالوانیزه) در ایران ، ما را به سمت استفاده از این محصول سوق داد.


سقف ضربی کُرمیت

به علت اجبار در استفاده ار مصالح فشاری از زمان های قديم استفاده از طاق قوسی متداول بوده و به همین جهت استفاده از سیستم طاق ضربی نیز به عنوان نوعی طاق قوسی رواج داشته است. وجود اشکالات عمده در عملکرد سقف های ضربی با تیرآهن مانند عدم ایجاد یک دیافراگم مناسب بین ستون ها و مصرف زیاد فولاد در مقایسه با مقدار باربری ، باعث شد تا در سال 1356 با ارائه طرحی بهینه « سقف ضربی کُرمیت » نسبت به اصلاح این سیستم اقدام گردد.
در سیستم طاق ضربی کُرمیت وجود بتن روی سقف می تواند یک دیافراگم مناسب بین ستون ها ایجاد کند و همچنین به علت بازبودن جان تیرچه ها مقدار زیادی در مصرف فولاد صرفه جویی می شود.

مزاياي سقف کرميت

  • کاهش هزينه
  • امکان حذف کش ها
  • سرعت و سهولت اجرا
  • عدم نياز به شمع بندي
  • پايين بودن تنش در بتن
  • سهولت اجرا داکت (بازشو)
  • حذف رد فولاد در زيرسقف
  • امکان اجراي همزمان چند سقف
  • مقاومت نهايي و شکل پذيري بالا
  • يکنواختي زير سقف (مصرف گچ و خاک کمتر)
  • امكان نظارت بر اجراي سقف در طول عمليات اجرايي
  • کاهش مصرف بتن و وزن کمتر سقف (حدود 20%)
  • يکپارچگي سقف و اسکلت (مقاومت در طول اجراي سقف)
  • امکان طراحي و اجراي سقف با دهانه ها و باربري هاي خاص


عدم نياز به شمع بندي
طراحي سقف کرميت با اين فرض انجام مي شود که تيرچه ها به تنهايي (قبل از گرفتن بتن) توانايي تحمل وزن خود، بلوک، بتن خيس و عوامل اجرايي را داشته باشند. بنابراين سقف کرميت نيازي به شمع بندي در هيچ يک از مراحل عمليات اجرايي ندارد.
سرعت و سهولت اجرا
در اين سيستم، اجراي سقف نسبت به سيستم هاي مشابه آسانتر بوده و با سرعت بيشتري انجام مي شود. 48 ساعت پس از بتن ريزي، روي سقف قابل رفت و آمد و بارگذاري سبک بوده و مي توان عمليات ساختماني را ادامه داد که اين مزيت موجب سرعت در روند عمليات ساخت مي گردد.
امکان اجراي همزمان چند سقف
با توجه به اين که در سيستم سقف کرميت هيچ گونه شمع بندي وجود ندارد. عملا" مي توان چند سقف را براي بتن ريزي آماده کرد و هم زمان عمليات بتن ريزي را بر روي سقف ها انجام داد.
اين کار براي ساختمان هاي با طبقات زياد و يا زيربناي کم بسيار مقرون به صرفه و مناسب است.
يکپارچگي سقف و اسكلت
به علت جوش شدن تيرچه ها به اسکلت، پس از گرفتن بتن، سقف و اسکلت يکپارچه شده و مي تواند مانند يک ديافراگم صلب عمل کند. در اسکلت هاي بتني نيز با در نظر گرفتن قلاب هاي مخصوصي، امکان يکپارچگي بيشتري ايجاد مي شود.
امکان حذف کش ها
با توجه به يکپارچگي سقف و اسكلت، مي توان کش ها (اعضاي غيرباربر) را حذف کرد . حذف کش ها علاوه بر صرفه جويي در مصرف فولاد باعث يکنواختي بيشتر زير سقف شده و عمليات نازک کاري را به حداقل مي رساند.
پايين بودن تنش در بتن
به علت خود ايستا بودن تيرچه ها(تيرچه قبل از گرفتن بتن مي تواند وزن بلوک، بتن خيس و عوامل اجرايي را به تنهايي تحمل کند) تنش ايجاد شده در بتن بسيار پايين است .
آزمايش بارگذاري روي سقف هاي کرميت که مقاومت نهايي بتن آنها کمتر از مقدار مورد نظر بوده نشان داده که بتن با مقاومت پايين به ظرفيت باربري سقف لطمه اي وارد نمي سازد.
امکان طراحي و اجراي سقف با دهانه ها و باربري هاي خاص
در سيستم سقف کرميت امکان طراحي و اجراي سقف با دهانه هاي بلند و بارهاي سنگين وجود دارد. تاکنون سقف با دهانه 5/12 متر و همچنين سقف با شدت بار 7 تن بر متر مربع اجرا شده که در هر مورد آزمايش هاي بارگذاري ، ايمني سقف را تاييد کرده اند.
حذف رد فولاد زير سقف
اثر داغ آهن در سقف هاي ضربي به صورت خط تيره اي روي گچ مشاهده مي شود ولي در سقف کرميت به علت پايين تر بودن سطح بلوکها از تيرچه ها، پوشش گچ و خاک در زير تيرچه ها نسبت به بقيه نقاط سقف بيشتر است و همين امر سبب کاهش جذب ذرات معلق مي شود. بنابراين سايه فولاد بال تحتاني تيرچه ها مشاهده نمي گردد.
سهولت اجراي داکت (بازشو)
به علت فاصله زياد تيرچه ها (73 تا 100 سانتي متر محور به محور ) ايجاد داکت درسقف جهت عبور لوله هاي تاسيساتي نصب دودکش موتورخانه و شومينه نصب توالت ايراني و يا عبور کانال كولر به راحتي امکان پذير است و نياز به قطع کردن تيرچه ها نمي باشد.
نظارت بر اجراي سقف در طول اجرا
اكيپ هاي خاصي جهت نظارت بر سقف ها آموزش ديده اند تا در صورت تمايل مشتري در طي اجراي سقف ها نظارت مستمر بر نحوه عملكرد مجريان صورت پذيرد و از سلامت اجراي سقف چه از نظر فني و چه از نظر زيبايي اطمينان كامل حاصل گردد.
ارائه ضمانت نامه
اين شرکت باربري سقف هاي کرميت را که مطابق با ضوابط اجرايي و تحت نظارت مهندسين شرکت اجرا شده باشند ، با ارائه ضمانت نامه تضمين مي کند.
کاهش مصرف بتن و وزن کمتر سقف
به علت فاصله زياد تيرچه ها (حدود 75 سانتي متر محور به محور ) از مصرف بتن در حدود 20% نسبت به تيرچه و بلوک معمولي کاسته شده و نهايتا" وزن سبک تر مي گردد. استفاده از بلوک هاي پوکه اي و بلوک هاي پلي استايرن کرميت يا سيستم کامپوزيت نيزدر کاهش وزن موثر است.
مقاومت نهايي و شکل پذيري بالا
محاسبات و آزمايش هاي بارگذاري روي سقف نشان مي دهد که گسيختگي اين سيستم پس از تغيير شکل هاي بسيار زياد اتفاق مي افتد. « گسيختگي نرم» و اين رفتار سقف از نظر ايمني مطلوب است .




مزاياي سقف کامپوزيت کرميت

  • کاهش وزن سقف
  • کاهش مصرف تيرچه
  • کاهش هزينه هاي تمام شده
  • عدم نياز به محل دپوي مصالح
  • سهولت اجراي داکت و عبور تاسيسات
  • سهولت اجراي سقف با دهانه هاي بلند
  • نداشتن لرزش نسبت به سيستم کامپوزيت معمولي

کاهش وزن سقف
از آن جا که در اين سيستم بلوک حذف مي شود، وزن بلوک از وزن سقف کاذب کاسته مي شود، اين کاهش وزن حدود 10% کاهش مصرف تيرچه ، 7% کاهش وزن در اسکلت و فونداسيون ساختمان نيز خواهد داشت.
کاهش مصرف تيرچه
از آن جا که آكس به آکس تيرچه ها در سقف کامپوزيت حداقل 85 سانتيمتر مي باشد، اين امر باعث کاهش مصرف تيرچه و در نتيجه کاهش هزينه ها مي شود.
سهولت اجراي داکت و عبور تأسيسات
خالي بودن فضاي خالي بين تيرچه ها امکان عبور تمام کانالها، داکتها، لوله هاي برق و ديگر تأسيسات را به راحتي فراهم مي نمايد.
نداشتن لرزش نسبت به سيستم کامپوزيت معمولي
با توجه به آنکه تيرچه هاي فلزي کرميت داراي جان باز هستند و در هنگام اجرا جان تيرچه کاملا" از بتن انباشته مي شود، سقفهاي کرميت داراي لرزش نيستند.
سهولت اجراي سقف با دهانه هاي بلند
سنگين بودن وزن بلوک و در نتيجه وزن زياد سقف باعث خزش بتن و ايجاد خطر در هنگام زلزله مي گردد که همواره يکي از مسائل خطر آفرين انواع سيستمهاي تيرچه بلوک با دهانه بلند مي باشد. در سقف کامپوزيت کرميت با توجه به سبکي وزن سقف و کاهش بار وارده به تيرچه ها ، اجراي دهانه هاي بلند با اطمينان خاطر بيشتري انجام گرفته و تنش بتن مانند تمام سيستمهاي سقفهاي کرميت بسيار پايين باقي خواهد ماند و بتن را دچار خزش ننموده و ضريب مقاومت سقف بالا مي باشد.
كاهش هزينه هاي تمام شده

كاهش وزن تير چه مصرفي ، كاهش هزينه هاي بلوك ، كاهش هزينه هاي حمل و نقل ، كاهش وزن اسكلت و فونداسيون ، نداشتن پرت ، سرعت اجراي بالا ، نصب سقف كاذب با كمتر از نصف هزينه سقفهاي كاذب موجود در بازار ، در مجموع باعث كاهش هزينه ساختمان ميگردد.
به طور مثال چون هر قالب فلزي براي حداقل سي بار استفاده ، طراحي و ساخته ميشوند ميتوان با تعداد محدودي از اين قالبها مساحت زيادي سقف اجرا نمود.
معمولا" اين موضوع در زمان اجرا با خريد يا كرايه تعداد مشخصي قالب انجام ميشود كه فقط شامل دو بار كرايه حمل ( رفت و برگشت قالب به كارگاه) انجام مي گردد و از هزينه بالاي حمل بلوك يا يونوليت و پرت زمان حمل جلوگيري ميشود.
ضمنا" بهاي بلوك و حمل آن كه در ابتداي پروژه بايد هزينه گردد، صرفه جويي مي شود . در صورت نياز بخشي از اين هزينه نه تمامي آن به صورت سقف كاذب ، آن هم در انتهاي پروژه هزينه خواهد شد.

بطور کلی سقف تیرچه فولادی با جان باز دارای عملکرد دال یکطرفه می باشد . در این سیستم تیرچه عضو پیش ساخته ای است که به صورت خرپای دو سر مفصل به تیر های تکیه گاهی متصل می گردد . این تیرچه در دو مرحله تحت بارگذاری قرار می گیرد . د
: مرحله اول باربری
قبل از گرفتن بتن و در زمان اجرا , تیرچه بار مرده سقف شامل : وزن تیرچه , بلوک , بتن درجا و
بار زنده ( عوامل اجرایی ) را در حد فاصل تکیه گاهها تحمل می کند .ر
: مرحله دوم باربری
T پس از گرفتن بتن ( رسیدن به 75 درصد مقاومت مشخصه ) تیرچه به صورت یک تیر با مقطع
شکل در می آید که تمامی بارهای وارد بر سقف را تحمل می کند . د

: اجزاء تشکیل دهنده سیستم


1)تیرچه 2)بلوک 3)بتن

تیرچه


 

تیرچه ها در فواصل مشخص ( معمولا 75 سانتیمتر ) به موازات یکدیگر روی تیرهای باربر قرار می گیرند . در ساخت تیرچه های مذکور از نبشی و میلگرد در بال فوقانی , تسمه و میلگرد در بال تحتانی و یک میلگرد خم شده در جان استفاده می گردد . تیرچه ها از نوع خود ایستا بوده و به این دلیل هیچگونه شمع بندی در زیر سقف انجام نمی پذیرد . د



 

بلوک

برای پر کردن فضای خالی بین تیرچه ها و بعنوان قالب زیرین بتن پوششی از بلوک استفاده می گردد . بلوکها می توانند سیمانی , پلی استایرن و یا قالبهای موقت فلزی باشند . بلوکها فقط پر کننده بوده و هیچ گونه نقش سازه ای در تحمل بارهای وارده ندارند . د



 

بتن

بتن قسمتی از تیر مرکب است که فضای درونی تیرچه ها را پر کرده و روی بلوکها را به ضخامت 5 تا 7 سانتیمتر می پوشاند . بتن پس از حصول مقاومت لازم , به کمک عضو کششی تیرچه ها بار وارده بر سقف را تحمل می کند . د



سقف تیرچه های فولادی با جان باز دارای مزایایی بشرح ذیل می باشد:

عدم نیاز به شمع بندی


تیرچه های فولادی با جان باز طوری طراحی و ساخته می شوند که هنگام اجرا توان تحمل وزن خود , اجزای پرکننده بین تیرچه ها , بار دینامیکی ناشی از پمپاژ بتن , عوامل اجرایی و وزن بتن خیس را داشته باشند . بنابراین سقف با تیرچه های فولادی با جان باز در هیچ یک از مراحل عملیات اجرایی نیازی به شمع بندی نخواهد داشت . ر

: امکان اجرای همزمان چند سقف

 
با توجه به عدم نیاز به شمع بندی در سیستم سقف تیرچه های فولادی با جان باز , امکان آماده ساختن چند سقف بر روی هم برای بتن ریزی براحتی وجود داشته و می توان عملیات بتن ریزی را همزمان انجام داد . که در این صورت بدلیل کاهش تعداد دفعات بتن ریزی خصوصا هنگامیکه تعداد طبقات زیاد بوده و مساحت هر سقف کم باشد , صرفه جویی اقتصادی بدنبال خواهد داشت .
ذ

سرعت و سهولت اجرا



عدم نیاز به شمع بندی , وزن کم مصالح مصرفی و امکان اجرای همزمان چند سقف باعث می گردد اجرای سیستم مورد نظر در مقایسه با سیستمهای مشابه , از سرعت بیشتری برخوردار باشد . امکان بارگذاری سبک در سیستم مورد نظر , اجرای سقفهای بعدی را در زمان کوتاهی پس از بتن ریزی میسر نموده و موجب کاهش زمان اجرا خواهد شد . نظر به اینکه سیستم مورد بحث نیاز به شمع بندی ندارد , چنانچه به هر دلیل عملیات بتن ریزی با تاخیر مواجه گردد , عملیات اجرایی سقفهای بعدی متوقف نخواهد شد . ر


: کاهش میزان بتن مصرفی

 
مطابق نشریه شماره 151 سازمان مدیریت و برنامه ریزی ( ضوابط طراحی و اجرای تیرچه های فولادی با جان باز ) , فاصله به محور تیرچه ها در این سیستم 75 سانتیمتر می باشد . این مزیت در مقایسه با سیستمهای مشابه موجب کاهش تعداد تیرچه ها و چاله های بتنی شده و در نتیجه کاهش میزان بتن مصرفی را بدنبال خواهد داشت . ( بطور تقریبی یک متر مکعب بتن , ده متر مربع از سقف را خواهد پوشاند .) ر

__________________

کاهش وزن سقف

 
کاهش میزان بتن مصرفی با توجه به وزن مخصوص آن که عمده ترین بخش وزنی سقف را به خود اختصاص میدهد , موجب کاهش وزن سیستم تا میزان 20% در مقایسه با سیستمهای مشابه خواهد شد. ضمن اینکه استفاده از پرکننده های پلی استایرن و بلوکهای پوکه ای به کاهش وزن سقف کمک بیشتری خواهد کرد .همچنین وزن کم و تعداد کم تیرچه ها در مقایسه با تیرهای فرعی و یا تیرچه های مشابه , وزن سقف را به حداقل ممکن خواهد رساند

تیرچه فولادی با بلوک سیمانی


محاسبات فوق برای دهانه های در حدود 6 متر صادق است



یکپارچگی سقف و اسکلت


در اسکلت فلزی که اتصال تیرچه ها به اسکلت با جوش انجام می شود و یا در اسکلت بتنی که انتهای تیرچه باید حداقل به اندازه 10 سانتیمتر داخل کلاف بتنی افقی یا تیر بتنی قرار گیرد, پس از رسیدن بتن به مقاومت نهایی , سقف و اسکلت به صورت یکپارچه عمل می نماید که به مفهوم عمل نمودن سقف به عنوان دیافراگم صلب می باشد . در این صورت انتقال بارهای جانبی از طریق دیافراگم به عنوان مقاوم در برابر بارهای جانبی به راحتی صورت گرفته و عملکرد بهتری از سازه به عنوان زلزله مورد انتظار خواهد بود. ر

: امکان حذف کش ها


در سقفهای تیرچه و بلوک معمولی به علت عدم امکان اتصال مکانیکی بین تیرچه ها و تیرهای فلزی , فرض بر این است که هماهنگی تغییر مکان جانبی قابها توسط کش ها تامین می گردد ولی در سیستم مورد بحث به این دلیل که تیرچه ها به اسکلت جوش می شوند , می توانند تغییر مکان جانبی قابها را هماهنگ سازند و دیگر نیازی به استفاده از کش ها نمی باشد . مزیت این عمل یکنواختی زیر سقف و صرفه جویی در مصرف فولاد خواهد بود . ر



مقاومت نهایی و شکل پذیری بال

هنگام آزمایشهای بارگذاری ثقلی , سیستم سقف با تیرچه فولادی در تغییر شکلهای بسیار زیاد گسیخته می شود که بیانگر مقاومت بالای این سیستم نسبت به سیستمهای مشابه می باشد و در بارگذاری جانبی , بدلیل ناچیز بودن حداکثر تغییر شکل افقی دیافراگم نسبت به تغییر مکان نسبی طبقه زیرین , سیستم سقف مذکور از صلبیت بالایی برخوردار می باشد . چنین عملکردی ضمن تامین اولین گام در شکل پذیری سیستم ( ظرفیت استهلاک انرژی ناشی از باردینامیکی زلزله ) , رفتار دینامیکی سازه را بهنگام بروز زلزله بهبود می بخشد . ر

: پایین بودن تنش در بتن


با محاسبه مقطع مرکب در سیستم مورد بررسی , می توان بالا بودن تار خنثی را در مقطع معادل مشاهده کرد که بیانگر پائین بودن تنش در بتن می باشد . لذا می توان از بتن با مقاومت پائین تر در این سیستم استفاده کرد , بدون اینکه به ظرفیت باربری سقف لطمه ای وارد شود. ر





حذف رد فولاد زیر سقف


اثر یا داغ تیرآهن در سقفهای ضربی بصورت خط تیره ای روی گچ مشاهده می شود . ولی در این سقف بدلیل پائین بودن سطح بلوک یا هر پرکننده دیگری از تیرچه ها پوشش گچ و خاک در زیر تیرچه ها نسبت به بقیه نقاط سقف بیشتر است و همین امر سبب کاهش جذب ذرات معلق در هوا می شود . بنابراین سایه فولاد بال تحتانی تیرچه ها مشاهده نمی گردد . ذ ذذ


یکنواختی زیر سقف:


بدلیل عدم استفاده از شمع بندی در سیستم مذکور , هنگام ساخت تیرچه ها بسته به طول تیرچه خیز منفی به آن اعمال خواهد شد تا پس از انجام عملیات اجرایی سقف و با وارد شدن وزن بارهای مرده و زنده , سطحی یکنواخت در زیر سقف حاصل گردد .

تكنولوژي در معماري

کامپوزیت ها
امروزه استفاده از سیستم های ترکیبی یا کامپوزیت به شدت روبه افزایش است، چراکه بشر به وسعت کاربرد این ترکیبات پی برده و لزوم استفاده از آنها را درک نموده است.

آشناترین مثال برای كامپوزیت، دیوار كاه گلی است. در گذشته بشر كاه و گل را با هم تركیب كرد و ماده ای ساخت كه از لحاظ خواص فیزیكی با هر دو آنها متفاوت بود. این تركیب، تركیبی است فیزیكی و این مواد با هم آلیاژ نشده اند بلكه در كنار هم قرار گرفته اند. بشر اولیه به این ماده دسترسی پیدا كرد؛ چیزی كه امروز آن را به نام كامپوزیت یا مواد مهندسی شده می شناسیم و در واقع، تركیبی است از مواد مختلف در سه زیر شاخه پایه پلیمر،‌ پایه سرامیك و پایه فلزی.

در پایه پلیمر به جای گل از رزین استفاده می شود كه پلاستیك است. پلاستیك زنگ نمی زند، سبك است، به راحتی شكل می گیرد،‌ ریخته گری می شود، می توان آن را ذوب كرد و قابل بازیافت می باشد. ولی یكی از معایب آن عدم استحکام آن است. بنابراین برای استحكام بخشیدن به آن تركیب دیگری مورد نیاز است. به جای كاه از نوعی الیاف مثل الیاف شیشه استفاده می شود. البته كلمه فایبر گلاس كه به كامپوزیت اطلاق می شود، ‌اصطلاحی غلط است، زیرا الیاف شیشه تنها یكی از الیافی است كه در این تركیب مورد استفاده قرار می گیرد. الیاف كربن، كولار و پلی پروپیلن نیز در این صنعت کاربرد دارند. در نهایت تمام این الیاف با یك رزین تركیب می شوند.

مواد كامپوزیت در سه رده تكنولوژی در صنعت مصرف دارند. در رده های پایین در ساختن وان حمام و وسایل بهداشتی، وسایل بازی در پارك ها، دكه های گل فروشی و غیره به كار می روند. در رده متوسط در صنعت خودرو، انتقال آب و نفت و نیرو و ... مورد استفاده قرار می گیرند و در رده تكنولوژی بالا در صنایع هوا و فضا مورد مصرف دارند.

موارد استفاده كامپوزیت در ساختمان

مواد كامپوزیت عمدتاً در ساختمان كاربرد وسیعی دارند. این مواد به صورت لوازم بهداشتی داخل ساختمان مثل وان، دستشویی، در و پنجره و ... برای جلوگیری از انتقال حرارت كار گذاشته می شوند. مواد كامپوزیت ترك نمی خورند و در مقابل ضربه و خوردگی و خمش مقاومند.
در حالت دیگر این مواد در سازه ساختمان مورد استفاده قرار می گیرند؛ بطوریكه می توان از آنها به جای تیرآهن یا میلگرد داخل بتن استفاده كرد. تقویت خارجی و داخلی سازه های بتنی هم اكنون یك تجارت بسیار مهم در جهان امروز است.




یكی از مزایای استفاده از كامپوزیت عدم دور ریز آن است،‌ بطوریكه به عنوان مثال قطعات دور ریز مواد كامپوزیتی در یك كارخانه خودروسازی را می توان آسیاب كرده و به عنوان پر كننده و تقویت كننده بتن استفاده نمود. این مواد حتی در ساخت خانه های تمام كامپوزیتی نیز كاربرد دارند. در اروپا خانه های كامپوزیتی دو طبقه ساخته می شود كه به راحتی با جرثقیل قابل حمل و جابجایی هستند.

مواد كامپوزیتی بطور اخص در ساخت پلها و پل های عابر پیاده بکار می روند. هم اكنون نمونه های زیادی از پل های تمام كامپوزیتی در سرتاسر جهان موجود است. یكی دیگر از موارد استفاده كامپوزیت در صنعت ساختمان استفاده از آن در زیباسازی شهر ها، ساخت مجسمه ها و مرمت ساختمان های قدیمی و بناهای باستانی است، بدون اینكه معلوم شود بخش ترمیمی از جنس ماده اصلی نیست، با همان رنگ و همان شكل.

مواد كامپوزیتی در ابرسازه ها نیز كاربردهای متنوعی دارند. در ساخت سقف مساجد و برجهای مسكونی و تجاری، مقادیر بالایی از این مواد استفاده می شود و این کاربرد، بدون كاهش مقاومت سازه، وزن آن را بسیار كاهش می دهد. تاكنون در آمریكا در حدود 130 هزار پل تمام كامپوزیتی و یا تقویت شده توسط كامپوزیت ساخته شده است. در ژاپن به دلیل بالا بودن پتانسیل زلزله، مواد كامپوزیتی در تعداد زیادی از ساختمان ها مورد استفاده قرار می گیرند. در مالزی یك شركت سالانه 400 هزار تن مواد كامپوزیتی تولید می كند كه از آن بیشتر در ساخت گنبد مسجد استفاده می كنند.

متاسفانه در كشور ما به دلیل عدم شناخت كامل خصوصیات این تركیبات كه خود ضعف در طراحی، تولید و مصرف را به دنبال دارد، میزان استفاده این مواد به نسبت كشور های دیگر بسیار ناچیز است. ولی شاید بتوان با برنامه ریزیهای درازمدت و سرمایه گذاری در جهت شناساندن هرچه بیشتر این مواد به شركتها و موسسات صنعتی كشور این ضعف ها را تا حد زیادی جبران نمود.
 

پروفیل های كامپوزیتی (FRP)
بزرگترین سهم بازار مصرف مواد مركب (كامپوزیت) در اختیار صنعت ساختمان است. در این میان پروفیلهای كامپوزیتی به میزان وسیعی در ساختمان سازی بویژه احداث بناهای ساحلی و یا سازه‌های مستقر شده در شرایط اقلیمی خورنده كاربرد یافته اند. گسترش تكنولوژی ساخت این پروفیلها مي‌تواند علاوه بر مرتفع ساختن نیاز صنعت ساختمان، راهگشای تولید انواع محصولات در صنایع دیگر همچون وسایل ورزشی، خودرو و غیره باشد.


مزایای استفاده از پروفیل های كامپوزیتی
دلیل عمده استفاده از پروفیل های FRP در داخل بتن، جلوگیری از پدیده خوردگی و افزایش عمر سازه در برابر ارتعاش می باشد. هرچند كه استفاده از پروفیل های FRP به جای نمونه های فلزی سبب كاهش وزن بنا نیز خواهد شد، اما در استفاده از این پروفیلها، مساله كاهش وزن اهمیت ناچیزی نسبت به دو مورد بیان شده دارد. دلیل بالا بودن عمر كامپوزیت ها، خواص غیر كشسان آنهاست. در حالی كه مواد فلزی حالت كشسان داشته و انرژی جذب شده را میرا می نمایند. بنابراین مواد كامپوزیتی در برابر ارتعاشات زلزله عملكرد بهتری خواهند داشت و بهترین گزینه جهت مقاومت سازه در برابر لرزه خواهند بود.

بكارگیری پروفیل های FRP به جای فلزی، بطور قابل ملاحظه ای از زیانهای ناشی از بروز خوردگی جلوگیری می كند. ظهور تخریب ناشی از پدیده خوردگی در بتن مسلح شده با پروفیل فلزی بدین گونه است كه نخست میله های فلزی داخل بتن دچار زنگ زدگی شده و اكسید می شوند. سپس این اكسیدها به سمت سطح بیرونی بتن شروع به مهاجرت كرده و با انتشار در داخل بتن باعث از بین رفتن آن می شوند. بدین ترتیب با خورده شدن دو جزء فلزی و بتن سازه، زمینه تخریب كامل سازه بتنی فراهم می گردد. روشهای سنتی گذشته مانند چسباندن صفحات فلزی بر روی سازه یا اضافه كردن ضخامت بتن جهت مقابله با پدیده خوردگی ضمن آنكه مشكل خوردگی فلز را مرتفع نخواهد نمود، سبب افزایش وزن سازه و آسیب پذیرتر شدن آن در برابر زلزله نیز خواهد شد. جهت جلوگیری از این امر می توان با تقویت سطح خارجی سازه بتنی توسط مواد مركب و استفاده از پروفیل های FRP در داخل بتن، هم مشكل خوردگی فلز داخل سازه را حل نمود و هم جلوی مختل شدن كارایی سازه در صورت خورده شدن بتن را گرفت كه این بهترین روش مقابله با پدیده خوردگی در یك سازه بتنی می باشد.

كشور ما نیاز بسیار گسترده ای به استفاده از كامپوزیت ها در قالب پروفیلهای كامپوزیتی دارد. هم اكنون بسیاری از سازه های بنا شده در محیط های خورنده مناطق مختلف كشور همچون پل های دریاچه ارومیه و یا ساختمان های جنوب كشور دچار معضل خوردگی هستند كه استفاده از كامپوزیت ها می تواند پاسخگوی مشكل این قبیل سازه ها باشد.


تكنولوژی تولید پروفیلهای كامپوزیتی
پروفیل های FRP به روش پالتروژن ساخته می شوند. در این روش دسته ای از الیاف، پس از آغشته شدن با رزین پس از عبور از یك قالب در كنار هم قرار گرفته و یك پروفیل دارای مقطع ثابت را بوجود می آورند. از عمده ترین مزایای روش پالتروژن چند منظوره بودن آن و كاربردهای گوناگون آن در صنایع مختلف است. به عبارتی صرفاً با تغییر قالب دستگاه می توان علاوه بر محصولاتی كه در صنعت كاربرد دارد، همانند پروفیلها، محصولات گوناگون دیگری در حوزه های مختلف از جمله تسمه های ماشین نساجی، ریل ها، محافظ اتوبان ها، چارچوب پنجره ها و درها، تیرهای با مقطع I شكل، نبشی ها و غیره تولید نمود. عمر محصولات پالتروژنی بسیار بالاست و سرعت تولید یك محصول پالتروژنی نیز نسبتاً زیاد است.

توجیه اقتصادی پروفیل های كامپوزیتی (FRP)
با وجود اینكه یك تیر پالتروژنی قیمت ظاهری بیشتری نسبت به نمونه مشابه آهنی دارد، لیكن مقاومت مناسب آن در مصارف خاص ضد خورندگی و زلزله و عمر بالای آن، مي‌تواند توجیه گر قیمت اولیه بالای آن باشد. در مصارف عمومی مانند ساخت سازه ها اگر نیاز به مقاومت در برابر خورندگی و زلزله داشته باشد، استفاده از تیرهای پالتروژنی می تواند توجیه اقتصادی نیز داشته باشد.

اگر می بینیم كه در كشوری همچون تركیه، بكارگیری بتن الیافی به جای روش های سنتی، مقرون به صرفه تر از كشور ماست، ریشه های آن را در سرمایه گذاری و تلاش سازمان یافته جهت اقتصادی نمودن استفاده از این تكنولوژی جدید می توان یافت. اما اگر ما از روی آوردن به فناوری جدید به علت ریسك سرمایه گذاری پرهیز كنیم، خواهیم دید كه تكنولوژی سنتی در غیاب بهره گیری از فن آوری نوین، رقم بسیار بالایی از سرمایه های ما را به هدر خواهد داد. بطور مثال، ریزدانه های تولید شده در كشور ما كه به روشهای قدیمی غیر استاندارد تولیــــد می شوند، باعث افزایش درصد سیمان به كار رفته در بنا می شوند و همین امر موجب ظهور ترك و ضایعات در بتن حاصل نیز می گردد.
 
بتــن الیافی

تكنولوژی بتن الیافی نمونه دیگری از كاربرد كامپوزیت ها به عنوان یك فن آوری نوین در صنعت ساخت و ساز می باشد. بدین منظور مطلب حاضر سعی در معرفی این تکنولوژی خواهد داشت.

از جمله مواد جدیدی كه جایگاه ویژه ای در ساخت و ساز به خود اختصاص داده، افزودني‌های بتن و الیاف تقویت كننده می باشد. استفاده از افزودنی های بتن باعث بهبود خواص مطلوب بتن، همچون مقاومت آن می گردد و در بعضی موارد با كاهش وزن بتن، مصالح بسیار سبكی را فرا راه مهندسین بنا قرار می دهد. بدون بهره گیری از این افزودنی ها بنای برج بزرگ میلاد در شهر تهران امكان پذیر نمی بود. الیاف تقویت كننده نیز از دیگر مواد عصر حاضر هستند كه كاربرد های فراوانی در قسمت های مختلف ساختمان یافته اند. این الیاف كه بیشتر شامل الیاف شیشه، پلی پروپیلن و گاه كربن نیز می شود، در ساخت انواع بتن های الیافی كاربرد فراوان دارد. همچنین از الیاف شیشه می توان در تولید آرماتورهای سبك و بسیار مقاوم در برابر خوردگی بهره برد. این الیاف جایگاه نسبتاً مناسبی در تعمیر بناها و تقویت سازه های صدمه دیده دارند و می توانند مقاومت پیچشی و برشی مناسبی پدید آورند. علاوه بر اینها از ورقه های پارچه‌ای فایبر گلاس نیز در تقویت انواع قطعات ساخته شده از بتن مسلح می توان استفاده نمود.

بتن الیافی در حقیقت نوعی كامپوزیت است كه با بكارگیری الیاف تقویت كننده داخل مخلوط بتن، مقاومت كششی و فشاری آن، فوق العاده افزایش می یابد. این تركیب كامپوزیتی، یكپارچگی و پیوستگی مناسبی داشته و امكان استفاده از بتن به عنوان یك ماده شكل پذیر جهت تولید سطوح مقاوم پرانحنا را فراهم می آورد. بتن الیافی از قابلیت جذب انرژی بالایی نیز برخوردار است و تحت اثر بارهای ضربه ای به راحتی ازهم پاشیده نمی شود. شاهد تاریخی این فن آوری، كاربرد كاهگل در بناهای ساختمان است. در واقع بتن الیافی نوع پیشرفته این تكنولوژی می باشد كه الیاف طبیعی و مصنوعی جدید، جانشین كاه، و سیمان جانشین گل بكار رفته در كاهگل شده است. امروزه با استفاده از الیاف شیشه، پلی پروپیلن، فولاد و بعضاً كربن، تولید انواع بتن های كامپوزیتی در كاربردهای مختلف صنعتی ممكن گردیده و بكارگیری آنها در كشورهای پیشرفته دنیا مورد قبول صنعت ساختمان واقع شده است.


موارد استفاده و محدودیت های كاربرد بتن الیافی
هر فن آوری همواره كاربرد ها و محدویت های خاص خود را دارد. بتن الیافی خواص مناسبی همچون شكل پذیری بالا، مقاومت فوق العاده، قابلیت جذب انرژی و پایداری در برابر ترك خوردن را دارا می باشد كه متناسب با آنها می توان موارد كاربرد فراوانی برای آن یافت. بطور مثال در ساخت كف سالنهای صنعتی، می توان از این نوع بتن به جای بتن آرماتوری متداول سود جست. این نوع بتن از بهترین مصالح مورد استفاده در ساخت بناهای مقاوم دربرابر ضربه، همچون سازه پناهگاه ها و انبارهای نگهداری مواد منفجره به شمار می رود و بناهای شكل گرفته از بتن، قابلیت فوق العاده ای در جذب انرژی ضربه دارد. همچنین در ساخت باند فرودگاه ها به خوبی می توان از این نوع بتن كمك گرفت. موارد دیگری از بكارگیری این بتن، ساخت قطعات پیش ساخته ساختمانی همچون پانل ها و یا پاشش بتن روی سطح انحنای یك سازه می باشد. علاوه بر موارد یاد شده می توان از مزایایی همچون عایق بودن سازه در باربر صدا و سرعت بالای اجرا نیز بهره مند گردید.

اما از آنجا كه نحوه قرار گرفتن الیاف داخل بتن، كاملاً تصادفی می باشد، از این بتن معمولاً نمی توان به نحو مطلوبی در ساخت تیرها و ستونها بهره گرفت و در این نوع سازه ها استفاده از روش سنتی و شبكه بندی فولادی به صرفه تر و مناسب تر می باشد. لازم است به این نكته توجه شود كه ناكارآمدی یك تكنولوژی جدید، نباید مانع نادیده گرفتن كاربردهای مناسب و نقاط قوت آن گردد.


توجیه اقتصادی بتن الیافی
باید اعتراف كرد كه استفاده از بتن الیافی در همه موارد از بتن سنتی به صرفه تر نمی باشد. اما بر اساس برآورد هایی كه توسط بعضی از متخصصین كشور انجام گرفته است، در جاهایی كه سرعـــت اجرای بالا مدنظر است و یا نیاز به پاشــــش بتن (شات كریت) روی سطوح ویژه ای است، استفاده از این نوع بتن توصیه می گردد.
سهم قطعه سبزیک اندازه گیری اکولوژیک برای معماری

مدل سازی اتلاف گرمای سیستم گرمایش کف با استفاده از یک مدل دو بعدی متصل به زمین

گزارش حاضر، یک مدل شبیه سازی دوبعدی از اتلاف گرما و حرارت را توسط یک ورقه روی پایه، برای سیستم حرارتی کفی، معرفی می کند. وظیفه این سیستم مدل سازی تأثیر آرایش و شکل کف پی ساختمان در کارایی سیستم گرمایش است. این مدل می تواند برای طراحی خانه های دارای پتانسیل مناسب برای سیستم حرارتی کف با توجه به اتلاف گرما از طریق شکل و ترکیب کف و پی ساختمان، استفاده شود.
بررسی ها نشان می دهد که برای یافتن میزان دقیق اتلاف گرما به زمین، مدل متحرک سیستم کف مهم است اما مهمتر از آن، تأثیر بسزایی است که پی ساختمان در اتلاف انرژی ساختمان ها که توسط سیستم حرارت کفی گرم می شوند، دارد. نتیجه این مدل سازی می تواند در طراحی خانه هایی با سیستم حرارتی کفی لحاظ گردد.


مدل شبیه سازی انرژی ساختمان
مدل سازی اتلاف گرمای سیستم گرمایش کف می تواند در یک مدل شبیه سازی شرایط حرارتی یک اتاق با گرمایش کف استفاده شود. بدین منظور مدل انتقال گرما را با خصوصیات مواد ثابت و پایدار مد نظر می گیرند. دیوارها، سقف، کف و پنجره ها با استفاده از یک متر حجمی کنترل محدود با یک طرح تهویه مجازی، مدل سازی می شوند. در این مدل، سیستم تهویه یک سیستم متعادل ساده است که دارای بازیافت گرما می باشد. اطلاعات آب و هوای ساعت به ساعت (اندازه گیری شده یا از یک طرح منبع سالانه) نیز به عنوان ورودی استفاده می شود.
بدین ترتیب، مدل در یک برنامه شبیه سازی با مدل هایی برای دیوارها،( شامل توضیح داخلی تشعشعات خورشیدی)، سقف، کف، تهویه، اتاق و اطلاعات آب و هوا با نام FHSim برای شبیه سازی گرمکن کف، بکار گرفته می شود. با استفاده از این برنامه، گرمکن کف، می تواند جزئیات به مصرف انرژی و اتلاف گرما به زمین را مشخص سازد.
پیش بینی دقیق جریان گرما و حرارت نشان دهندۀ این مطلب است که ساختمان های بزرگ می توانند به خوبی بعنوان مدل قرار داده شوند که این کار بر پایه ویژگی بعد آنها استوار می باشد. علاوه بر این بهتر است که شبیه سازی دینامیکی حرارت در لوله های گرمکن کف برای محاسبۀ دقیق اتلاف گرما به زمین، در صورتیکه هم میانگین دقیق و هم ماکزیمم جریان گرما نیاز باشد، استفاده گردد. معمولاً مقدار متوسط حرارت کف گرم شده نیاز است. اما تخمین این مقدار دشوار می باشد زیرا این مقدار به لیست طویلی از فاکتورها وابسته است که شامل میزان مصرف انرژی خانه و مقاومت حرارتی بین سیستم گرمایی کف واتاق می باشد که حتی اشتباهات کوچک در این تخمین باعث ایجاد تفاوت های بزرگ در اتلاف گرمای پیش بینی شده به زمین می گردد. مدل استفاده شده در این مقاله می تواند برای مدل سازی تأثیر پی و ساختمان کف در مصرف انرژی و اتلاف گرما به زمین توسط اتصال مدل کف به یک اتاق سنجیده و استفاده شود. با استفاده از این مدل جامع، شبیه سازی دینامیکی اتاق و سیستم گرمایی کف قابل اجرا می باشد. در این مدل تأثیر عایق در ساختمان کف و پی در مصرف انرژی خانه مهم نشان داده شده است. اما اِشکال مدل این است که کند بوده و به تعداد داده های زیادی نیازمند است. در هر حال این مدل می تواند به عنوان گامی به طرف اجرای سیستم های گرمکن کف قلمداد گردد.
   پنجره نافس (صندوقه ای)
تهویه بسیار مؤثر در تمام اقلیم ها


پنجره نافس یك سیتم تهویه جدید و پیشرفته در پوسته ساختمان هاست كه با وجود ارائه محصول آزمایشی آن، هنوز وارد بازار فروش نشده است. این مبادله گر جدید حرارتی هوا-هوا، بسیار جمع و جور، 05/1 كیلو گرم وزن داشته و به راحتی در ظرفشویی قابل شستشو می باشد. در غلظت CO2 داخل اتاق فعال شده و می تواند به عنوان یك آژیر حریق در مواقع ضروری عمل كند.

ابعاد سری جدید این پنجره 750*٢٠٠*180 میلی متراست كه می تواند در قاب پنجره یا دیوار خارجی نصب شود. بعد از تست نمونه اولیه در ایسلند و هلند، پیش بینی راندمان 95% انتقال حرارتی جواب داد. در20 درجه اختلاف حرارتی مابین هوای درون و بیرون دو فن 4 واتی با توانایی تبادل حرارتی 50 متر مکعب بر ساعت، 320 وات، انرژی حرارتی ذخیره می كنند. تجهـیزات برقی سـنتی با راندمـان ٤٠ % دارای ظرفیت ذخیره انرژی 300 واتـی می باشد. بنابراین كل بازده انرژی پنجره نافس (جعبه ای) ٨٩% است.

در این سیستم مبادله كننده حرارتی مفتولی تنها ۱٨ پاسكال اختلاف فشار دارد و فن این پنجره های نافس در نمونه اولیه، حدود 30dbصدا ایجاد نمود كه باید در نمونه های بعدی مدنظر قرار گیرد. تعدادی از موانع و مشکلاتی که در سیستم های تأسیساتی امروزی به وضوح دیده می شوند عبارتند از:

1- كیفیت هوای بیرونی :
بررسی كیفیت هوای درونی خانه های شخصی در هلند نتایج قابل ملاحظه ای در پی داشته است. براساس تحقیقات Evert Hasselaar در٥٠٠ خانه درگروه های مختلف، این نتیجه حاصل شد كه ۳⁄۲ خانه هایی که دارای تهویه مكانیكی بودند، ظرفیت تهویه به علت كثیفی حدود 10% در سال كاهش می یافت و نیز به دلیل آزار و اذیت صوتی موتور گاهی تهویه مكانیكی قطع می شد.

كشف دیگر این بود كه در ٥⁄٤ خانه ها، تهویه طبیعی دراتاق خواب اصلی كوچك 2 نفره داشتند که در ۲۹% این خانه ها به خاطر سروصدای ترافیك، حتی درشب پنجره ای برای بازشدن نبود. غلظت CO2 بسیار بالا و گرد وخاك ریز زیادی درخانه ها یافت می شد. همچنین حمامی كه 3 بار در روز برای دوش گرفتن استفاده می شد عموما" تهویه بسیار كوچكی برای خشك شدن داشت و این باعث نمایان شدن لكه های سیاه می شد. نکته دیگر این بود که اختلاف شاخصی بین حمام های داخلی و حمام هایی كه تنها یك پنجره دردیوار بیرونی داشتند وجود نداشت و دیوارهای سفالی حمام ها كه تا سقف كشیده شده اند ساده تر تمیز می شدند.

2- تاسیسات موجود با کارایی کم:
مطالعه درمورد تهویه موجود درساختمان های مسكونی، تجاری و صنعتی هلند نشان می دهد كه تفاوت بسیاری بین نتایج پیش بینی شده و آنچه كه درعمل حاصل می شود وجود دارد. عوامل موثرعبارتند از ایده، طراحی، ذخیره، اجرا، كنترل، تطبیق، استفاده و نگهداری و...
در هر مرحله اشتباهاتی كه درابعاد بزرگ مستقر می شوند، وجود دارد. (شكل )1

درفازمفهومی معمارباید آب وهوای درونی را درمقطع عرضی مرسوم طراحی كرده و آن را به مدیر و مشاوران تاسیسات توضیح دهد. درعمل به مهارت زیادی نیز احتیاج است.
تمام سیستم های حرارت، تهویه، سیستم تصفیه هوا بدون مكانیابی توسط مشاوران طرح می شود كه معمولا" در سقف های كاذب مخفی میشوند و سقف كاذبی که برای پنهان كردن داکت های هوا استفاده می شود، حدود %15 حجم ساختمان را تسخیر می كند. (شكل 2)



شکل 1. نصب استاندارد،مقطع عرضی سقف کاذب

شکل 2.تهویه در پوسته ساختمان، 15% حجم ساخت کمتر


و نکته دیگر اینکه در تخمین هزینه های ساخت قبل یا بعد ازمناقصه های عمومی معمولاً ازتهویه فاكتور گرفته می شود.

3- بازبینی تاسیسات :
تأسیسات موجود درخانه ها درعمل به دلیل صدای آزاردهنده و كثیف شدن سریع مبادله كننده حرارتی پشت دریچه فولادی دراتاق، زیر سقف و... مورد استقبال ساكنین قرار نمی گیرد. تاسیسات بزرگتر معمولا" مداوم تر بوده ولی به فضای بیشتری احتیاج دارند و حرارت زیادی تولید می كنند که این به معنای راحتی كمتر و قیمت ساخت بالا وحداكثر بار گرمایی و سرمایی می باشد.

4- مصرف و نگهداری :
دوره مصرف طولانی درقبال پیشبرد خوب می باشد. بررسی تحقیقات نشان می دهد كه مبادله كننده حرارتی درخانه ها با سیستم تهویه تعادلی به سختی نگهداری شده وبا گرد و خاك مسدود می شود. همچنین 3/2 تهویه مكانیكی كه در آئین نامه ها مشخص شده است عملاً موجب تامین جریان هوای آزاد ساختمان های تازه ساخت نمی شود. عمومأ مصرف كننده ها هیچ اظهار نظری راجع به تأ سیسات مكانیكی ندارند و در ساختمان های بزرگ از نظر تهویه مكانیكی، ساختمان هایی تنفرانگیز برای مردم تلقی می شوند که احساس حبس در تكنولوژی نامناسب را دارند كه این حس با تعبیه پنجره ای بازشو حل می شود.



تهویه جدید با راندمان بالا:

دوباره ازابتدا شروع میكنیم؛ یك ساختمان خوب، یك معماری پایداراست و تأ سیسات مهمان های آرام وهوشمند آنند. سالهاست راجع به ایده ساخت پنجره نافس فكر شده است و اینكه چگونه قابل دسترسی می باشد و یا به چه فرمی است، هنوز به طور كلی شناخته نیست. تحقیقات وسیع جهانی در مورد بهترین مبادله كننده حرارتی سالهای زیادی به طول انجامیده و سرانجام با نمایش یك مبادله كننده حرارتی كه توسط دكتر ir.noorvan andel اختراع شده بود، به ثمر رسید.( شكل 3و4)
ابعادی برای قاب پنجره انتخاب شده که هماهنگ با عمق دیوار مركب دو جداره و ایزولاسیون سنتی بیرونی باشد.

پنجره نافس دارای سه جز اصلی است:
1) سیستم تهویه تعادلی با دو فن
2) سیستم كنترل هوشمند
3) مبادله كننده حرارتی مفتولی با جریان متقابل



شكل 3: مراحل طراحی نمونه اولیه

شكل 4: پنجره جعبه ای می تواند یك ستون باشد یا در دیوار ساخته شود




نمونه اولیه شامل یك تركیب شفاف مبادله كننده حرارتی با جریان متقابل به ابعادmm80*180*450 می باشد كه كمتر از kg 1 وزن دارد و مبادله كننده حرارتی مفتولی به راحتی برای شستشو در ظرفشویی های استاندارد جای میگیرد.




شکل5: مقطع عرضی شماتیك ساختمان در موقعیت اقلیمی هلند در زمستان- اقلیم سرد



شكل 6: استفاده از پنجره نافس در تركیب با صفحات خنك كننده بسیار كار آمد تر از تصفیه هوا می باشد- اقلیم گرم

ابعاد سری اول نمونه 750*٢٠٠*180 میلی متر می باشد . پنجره نافس با تعبیه تهویه مكانیكی تعادلی در كنار تهویه طبیعی كار آرایی بهتری از خود نشان می دهد .

سنسور CO2 در غلظت ppm ٥٠٠ به طوراتوماتیك روشن می شود؛ همجنین در غلظت 1200ppm یك علامت نوری مشاهده می شود و وقتی كه غلظت به 1700ppm رسید یك علامت صوتی به معنی باز شدن حتمی درها و پنچره ها برای سالم نگه داشتن هوای درون شنیده می شود.

نیروی محرك چه میتواند باشد؛ مصرف كدام انرژی معقول تر است و سرعت هوای معین چه مقدار صوت ایجاد می كند؟

هر گاه هر دستگاه تهویه 4وات ظرفیت داشته باشد سطح صدا از30db بالا نمیرود. منفذ بزرگ هواگیر، سرعت هوای پائین را در كنار افزایش تأثیرات باد در ساختمان ها ی بلند مرتبه به همراه دارد. سیستم تهویه در ساختمان های بلند مرتبه بزرگ با از دست دادن تعادل در حین طوفان همراه است.

شكل 7: نتایج آزمایش در ایسلند

شكل 8: نمونه اولیه



برای مقابله با این امر، محصور كردن هوای افقی و مجراهای خروجی با بادهای سنگین توصیه می شود؛ زیرا در این شرایط تهویه طبیعی مناسبی صورت خواهد گرفت. بر طبق محاسبات، نمونه اولیه بایستی بازده گرمایی متوسط 95% را داشته باشد. نمونه اولیه در پنجره یك آشپز خانه در ساحل جزیره ایسلند درسال 2003 امتحان شد كه بازده گرمایی آن بیش از 95%بود. (شكل 7)
چهار گرما سنجی كه به وسیله دستگاه تهویه برگشت پذیر دمای جریان هوای متعادل را تنظیم می كردند، به خوبی كار می كردند. یك فرد به راحتی می توانست متوجه صدا و سرعت چرخش بالا حین طوفان بشود.(هم در جهت رو به باد و هم در جهت پشت به باد)
اصلی ترین ایده ای كه در پنجره نافس نهفته است، سیستم تهویه محلی هوشمند است كه تقریبأ همه مزیت های سیستم های تهویه مركزی بزرگ را بدون كمترین مقدار ضرر و زیان دارد (شكل 8). طراحی مجدد و كوچك كردن ابعاد قسمتهای زیادی از یك سیستم تهویه كاری انجام پذیراست.
در پایان نامه Yonnic Decking دانشجوی طراحی صنعتی دانشگاه Delft در این مورد، ابعاد دومین نمونه شبیه نمونه اولیه طراحی شده بود. وی موفق به بهینه سازی كانال های سوخت رسان مبادل حرارتی مفتولی در نمونه اولیه شد. وی یك دستگیره نیز جهت بیرون آمدن مبادله كننده گرمایی وتمیز كردن آن در ماشین ظرفشویی در فضای خالی باقی مانده تعبیه كرده است (شكل 9). در این تحقیق تمام انواع تهویه كننده ها مورد بررسی قرار گرفته بودند.
سه ساختار متفاوت می تواند در انواع مختلف ساختمان ها وجود داشته باشد. قسمت شیشه ای شفاف، قسمت قاب عمودی پنجره و قسمت پانل یا دیوار بسته در ساختمان های موجود كه احتمالی ترین راه حل می باشند.
پنجره های نافس دركنار تهویه طبیعی و یا تهویه مكانیكی تعادلی – خیلی خوب حمل می كنند.

شكل 9: مبادله كننده حرارتی مفتولی با جریان متقابل كه به راحتی در ظرفشویی جای می گیرد


در این راستا می توان ویژگیهای اصلی پنجره های نافس را به طور خلاصه ذكر کرد:
تهویه سالم:
  • عدم وجود دودكش
  • مبدل گرمایی مفتولی مناسب
  • تهویه متعادل
  • كارآیی95%
  • سایزمناسب
  • كنترل هوشمند چند عملكردی
  • عملكرد باپنجره باز
  • تصعید یخی كم و یا عدم وجود آن
  • بازده ۳٥-٥٠m3/h
  • تكنولوژی ساختاری جدید و كاهش هزینه های ساخت
استحكام:
  • تهویه و ذخیره انرژی نا متمركز
  • كنترل شخصی برروی كیفیت
  • مبادله كننده گرمایی مفتولی ۱٥km
  • تهویه متعادل، بدون كانال های هوایی
  • عدم نیاز به سقف كاذب
  • استفاده ازكف زمین به عنوان توده گرمایی داخلی
  • زیر ساخت های هوشمند
  • كنترل و اتصال از طریق شبكه الكترونیكی
  • هشدار سریع با تغییرات موجود
  • مقاومت در برابر باد، درجه حرارت، زمان وغلظت co2
سیستم تخلیه و تمیز نمودن پیشرفته:
  • عدم جریان دوباره هوا
  • مبادل حرارتی كه به آسانی با ماشین ظرفشویی تمیز می شود
  • محافظ حشرات و ***** گردوغبار
  • بدون صدا
  • هشدار نوری در غلظت 1300 ppm ، CO2 و هشدار صوتی در 1700ppm
  • اخطار حریق درزمان شروع آن
  • توقف اتوماتیكی درغلظت co2 كمتراز 500-700، بسته به موقعیت مکانی
نقـــاط ضعف:
  • ایجاد صدا در نتیجه فشارزیاد
  • مبادل گرمایی و ***** گردوغبار شكننده
  • نیاز به چندین نقطه ذخیره انرژی و اتلاف آب
  • قرارگیری در 3 تا7 بخش از هر خانه برای بدست آمدن بیشترین کارایی
فرصت ها:
  • تولیدات جدید در بازار
  • ابداع ثبت شده
  • ذخیره انرژی برای گرم كردن خانه های جدید35%
  • حجم ساختمانی كم دراداره ها 15%
  • كاهش هزینه های ساختمان 10%
  • بازار جهانی برای دارندگان پروانه
تهدیدات:
  • كمبود پذیرش به خاطر محصول غیرمعمولی
  • تجربه ناچیز معرف كننده
  • عدم ثبت قابلیت اطمینان
  • مبلغ سرمایه گذاری بالا
  • عدم فروش برای مدت طولانی
  • نصب محصول درموسسه خارجی ساختمان
  • مقررات ساختمان
سوال و جوابــــــها:
پنجره های نافس به چه شكلی خواهد بود ؟
شبیه آنچه در شكل آمده است.

در چه ابعادی هستند؟
800
*140* 240 میلی متر
قیمت این پنجره چقدر می باشد ؟
بر آورده های اولیه به شرح زیر است:
1000 نمونه اولیه دست ساخت : 700تا 650

10000 نمونه نیمه تولیدی بعدی 450 تا 350
چه مشكلات صوتی قابل پیش بینی است؟
این پنجره نباید در بازار عرضه شود، مگر اینكه مشكلات صوتی آن حل شود (كمتر از dB30)
چه نوع سیستمی كنترلی به كار میرود؟
به دلخواه استفاده کننده

آیا می توان تهویه گرها را خاموش کرد؟
بله ولی در سطح غلظت 500-700
co2 ، به طور اتوماتیک می ایستد، بستگی به اقیم مکان دارد.
کنترل co2 چگونه کار می کند ؟
در سطح غلظت 1300
ppm co2 یک علامت نوری ظاهر می شود و در 1700ppm یک سیگنال صوتی شنیده می شود در مورد آتش هم، این چنین است.

نتیجــــه

پنجره های نافس اگرچه در دست ساخت می باشد، ولی به نظر می رسد به جواب صحیح این سئوال در مورد بهبود تهویه مطلوب رسیده ایم که البته زمان، آن را ثابت خواهد کرد.
تعداد موارد کاربرد پنجره های نافس بسیار گسترده است، برای مثال مبدل گرمایی مفتولی مناسب اگر در بیمارستان ها به کار رود به آسانی قابل تعویض با نمونه تازه خود برای جلوگیری از عفونت می باشد. این مبدل در فضای کوچک مخصوص در قایق ها، کاروان ها و خانه های سیار به راحتی جای می گیرد.
پنجره های نافس حافظ سلامتی حتی در زمانی که آن را فراموش کرده ایم، می باشند.
فتوولتاییک های یکپارچه ساختمان ظهور و روندی جدید در اروپا


چکیده
تکنولوژی فتوولتاییک (pv) امروزه به عنوان بخش رایجی از واژه شناسی ساختمان با امکان کاربرد در ساختمان های موجود و نو مطرح شده است. استفاده از این سیستم در پوشش ساختمان بسیار متنوع بوده و راه های نوینی به سوی طراحان خلاق می گشاید. بعنوان نمونه در فوتو ولتائیک های نیمه شفاف، مدولها می توانند در کنار ذخیره انرژی سایر عملکردهای پوششی بنا را نیز به خوبی انجام دهند. درصورتی که تاثیرات و کاربردهای جامع فتوولتاییک ها در ساختمان به دقت درک و در کل طراحی و مفاهیم انرژی ساختمان در نظر گرفته شود، تواند در اجزای ساختمان کارکردی چند منظوره یافته و علاوه بر تولید الکتریسیته کاربردهای دیگری نیز در پوشش ساختمان به عهده گیرد.

مقدمه
امروزه آگاهی فزاینده ای که در خصوص تخریب عوامل محیطی و توجه ویژهای درباره کیفیت محیط مصنوع در اروپا وجود دارد منجر به تغییر خصوصیات و نیازمندی های ساختمان و طراحی آن شده است. در مرکز این توجهات، نما و پوشش ساختمان قرار دارد. بطوریکه پیشرفت های تکنولوژیکی جدید، رویکردهای مختلفی از سقف و نماهای ساختمان ایجاد می کند. در این میان در رابطه با چند منظورگی پوشش ساختمان، استفاده از تکنیک های فعال و غیر فعال خورشیدی بسیار ضروری است. یکی از این فنون خورشیدی که به طور قابل توجهی به عنوان بخش مهمی از فرهنگ ساختمان مطرح می شود، فتو ولتائیک یا (pv) است.

یک واحد یا مدول فتوولتائیک اساساً پوششی است که می تواند در دوره های مشخصی از روز الکتریسیته تولید کند که این تولید، شاید به عنوان حق امتیاز این محصول بی نظیر ساختمان مطرح گردد. بطوریکه این فتوولتائیک حتی قادر به شرکت در تامین نیروی برق سراسری است. اگرچه هنوز نیروی برق تولیدی آنها، پنج برابر از نیروی برق شبکه گران تر است اما فتوولتائیک های یکپارچه ساختمان یا (bipv) با ارائه مزایای هزینه ای ویژه، برای مناطق شهری نظیر هلند و آلمان که زمین خالی و کافی برای تجهیزات نیروگاه در اختیار ندارند، بسیار جالب توجه می باشند.

فتوولتائیک یکپارچه ساختمان (bipv)
فتوولتاییک (pv) امروزه می تواند در ساختمان های موجود و جدید استفاده شود. کاربرد آن در پوشش ساختمان بسیار متنوع بوده و راه های جدیدی به سوی طراحان خلاق می گشاید.

1- صفحات نمای ساختمان
نماها اکثریت سطح پوسته یک ساختمان را اشغال می کنند. در حقیقت یک نما نخستین احساس بصری از ساختمان را به بینندگان آخود انتقال می دهد و معماران بنا نیز با استفاده از نما به بیان ایده ها و ترجمه خواسته های کار فرما با زبانی ویژه از شکل و رنگ می پردازند. مدول های استاندارد فتوولتائیک می توانند به دیوار موجود ساختمان برای تامین نمایی موفق به لحاظ زیبا شناختی متصل گردند. این واحد ها بدون نیاز به عایق به استراکچر متصل می شوند که این عمل توسط زیرسازی شبکه ای در مدول های فتوولتائیک صورت می گیرد.
بنابراین سیستمهای فتوولتائیک می توانند به عنوان بخش مهمی از عناصر نمای ساختمان مطرح می شوند. چهره اصلی یک لایه فتوولتائیک به عنوان مصالح پوششی، شبیه یک شیشه رنگی است. لایه های فتوولتائیک حفاظت طولانی مدت در برابر شرایط جوی را تامین و می توانند در هر اندازه، شکل، طرح و رنگی، برش و تهیه شوند و حتی قسمتی از نور روز را نیز به داخل ساختمان برسانند. این عناصر ساختمانی می توانند بعنوان صفحات ساده نما، عناصر جند عملکردی برای نماهای سرد و گرم، به عنوان سیستم سایه انداز یا بازشوعمل نمایند.
ساختمان3 Okotech در برلین مثال جالبی از نماهای فتوولتائیک است. نمای این بنا متشکل از گرانیت و پانلهای شیشه ای با استفاده از شیوه ستاره ای شکل (سیستم نمای SJ ) برای نگهداری پانلهاست. دست انداز طبقه دوم تا پنجم توسط صفحات فتوولتائیک پوشانده شده است و این صفحات با داشتن اندکی خاصیت انعکاسی، ظاهری نظیر پانلهای شیشه ای دیگر نما دارند.




2- نماهای نیمه شفاف
ورقهای فتوولتائیک همانند پنجره ها می توانند کارکرد شفافیت و پشت نمایی خود را از دو طریق انجام دهند. سلول فتوولتائیک به تنهایی می تواند بسیار ظریف و یا لیزری بوده و از این طریق امکان 20 تا 50 درصد امکان دید ***** شده ای را فراهم کند. مدولهای سیلیکون غیر بلوری نیمه شفاف، ویژه این کارکرد، تهیه می شوند.
از سوی دیگر، سلول های بلورین نیز در روشی مشابه می تواند در عین ایجاد ***** دید، فضای داخلی را روشن سازند. حتی با اضافه نمودن لایه هایی از شیشه به واحد اصلی از فتوولتائیک نیمه شفاف، عایق حرارتی و صوتی نیز برای نیازهای ویژه ساختمان تامین می شود.

3- سیستم های سایبان
در معماری امروز نیاز شدیدی برای سیستم های سایه انداز در بازار ساختمان وجود دارد که منجر به استفاده وسیع از بازشوهای بزرگ و پرده ها و یا سایبان های دیگر می گردد. در این میان فتوولتائیک ها با اشکال مختلفی می توانند به عنوان سایبان در بالای پنجره ها و یا بخشی از سازه بام استفاده شوند، البته به شرطی که استفاده از این سایبانها منجر به تحمیل بار اضافی به سازه ساختمان نگردد. سیستم های سایه انداز فتوولتائیک می توانند به گونه ای و در جهتی آرایش یابند که در آن واحد، هم برای تولید بیشترین انرژی و هم برای تامین درجات متغیری از سایه بکار روند.




4- مصالح بام
بامها برای فتوولتائیک ها بسیار ایده آل می باشند. چرا که معمولاً عوامل سایه ساز در پشت بام بسیار کمتر از سطح زمین است و معمولاً بام، سطح بدون استفاده وسیعی را بدین منظور در اختیار می گذارد.

یک بام شیبدار ایده آل برای فتوولتائیک ها بامی است به سمت جنوب (در نیمکره شمالی) که زاویه ای معادل عرض جغرافیایی ± 15 برای بهترین تولید انرژی داشته باشد. در این خصوص بامهای روبه جنوب شرقی و جنوب غربی نیز قابل قبولند. صفحات فتوولتائیک می توانند بر پشت بام بناهای موجود نیز براحتی نصب گردند. یک روش زیبا برای استفاده از فتوولتائیک ها در بام ساختمان، استفاده از تایلها یا توفالهای PV است که امکان نصب راحت آنها را توسط یک پیمانکار بام نظیر تایلهای یا پوشالهای دیگر پشت بام میسر می سازد. بامهای مسطح نیز مزایایی همچون دسترسی مناسب و نصب آسان دارند. روش کلاسیک در این خصوص، چیدمان و آرایش واحد های فتوولتائیک بر روی زیر ساختهای شبکه ای آن و سپس نصب آنها بر روی بام می باشد. در این روش علاوه بر توجه ویژه در خصوص آرایش مدول ها و نصب آنها که در بام شیبدار نیز صورت می گیرد، می بایست در مورد نیروی باد نیز تدابیر لازم اندیشیده شود. تجربیات و پیشرفت های اخیر در این زمینه سبب سبکی، سهولت و سرعت استعمال این سیستم ها گشته است.




5- نورگیرها
ساختار نورگیرها معمولاً مزایای انشار نور در ساختمان را با تامین سطحی باز برای نصب مدولهای فتوولتائیک نوام می سازد. در این صورت عناصر فتوولتائیک می بایست نور و الکتریسیته را همزمان تامین کنند. بطوریکه قطعات فتوولتائیک و سازه پشتیبان مورد استفاده برای این نوع کارکرد، مشابه نماهای نیمه شفاف هستند. این ساختار که میتواند از بیرون نیز نمایان گردد، طبقات و راهروهایی زیبا و جذاب از نور پدید آورده و امکان طرح معماری مهیجی از نور و سایه فراهم می سازد.






انواع سیستم های سازه ای ساختمان‌های بلند

عناصر سازه‌ای اساسی ساختمان عبارتند از: عناصر خطی (ستون و تیر)، عناصر سطحی (دیوار و دال) و عناصر فضایی (پوش نما یا هسته مركزی).
تركیبی از این عناصر اساسی سازه استخوان‌بندی ساختمان را به وجود می آورد. راه‌حل‌های ممكن بي‌نهایت زیادی را مي‌توان در پیش چشم تجسم نمود كه متداول‌ترین آنها عبارتند از:
1- دیوارهای باربر موازی: این سیستم از عناصر صفحه‌ای قائم تشكیل شده است و اكثراً برای ساختمانهای آپارتمانی بكار مي‌رود كه در آنها فضاهای آزاد بزرگ لازم نیست و سیستم‌های مكانیكی سازه‌ هسته‌ای را ایجاب نمي‌كند.

2- هسته‌ها و دیوارهای باربر نمایی: عناصر صفحه‌ای قائم و حول سازه هسته دیوارهای خارجی را تشكیل مي‌دهند. در این روش فضاهای داخلی باز ایجاد مي‌شود كه وسعت آنها بستگی به ظرفیت سازه كف در پوشاندن دهانه ها دارد.

3- صندوق‌های خود متكی: صندوق‌ها واحدهای سه بعدی پیش ساخته‌ای هستند كه وقتی در محل قرار مي‌گیرند و به یكدیگر متصل مي‌شوند به سازه با دیوار باربر شبیه مي‌باشند.

4- دال طره شده: در این سیستم كف‌ها به یك هسته مركزی متكی مي‌باشند و فضای بدون ستونی ایجاد مي‌كنند.

5- دال مسطح: این سیستم صفحه‌ای افقی بطور كلی شامل دال‌های بتنی كف با ضخامت یكنواخت مي‌باشد كه روی ستون‌ها قرار دارند. در این روش تیرهای با ارتفاع مقطع زیاد وجود ندارد و به حداقل ارتفاع طبقه مي‌توان دست یافت.

6- سیستم فاصله‌گذاری: سازه‌های قاب طره‌ای با ارتفاع طبقه، برای ایجاد فضای قابل استفاده در داخل و بالای قاب، یك طبقه درمیان بكار برده مي‌شوند.

7- سیستم معلق: در این سیستم با بكاربردن عناصر معلق بجای ستون ها برای حمل بارهای كف،‌ استفاده مؤثر از مصالح نتیجه مي‌گردد. در این سیستم كابل‌ها بارهای وزن را به خرپاهایی كه از یك هسته مركزی طره شده‌اند حمل مي‌كنند.

8- خرپاهای متناوب: خرپاهای به ارتفاع طبقه چنان قرار مي‌گیرند كه كف هر طبقه بصورت یك در میان روی قسمت تحتانی و یا فوقانی یك خرپا واقع مي‌باشد.

9- قاب صلب: عناصر خطی بوسیله اتصالات صلب به یكدیگر متصل مي‌شوند و تشكیل صفحات قائم و افقی مي‌دهند. ارتفاع طبقه و فاصله ستون‌ها از ملاحظات تعیین كننده طرح در این سیستم مي‌باشند.

10- قاب و هسته مركزی: قاب صلب بارهای جانبی را اساساً بوسیله خمش تیرها و ستونها تحمل مي‌كند. چنین سیستم‌های هسته‌ای، دستگاه‌های مكانیكی و حمل و نقل را در خود جای مي‌دهند.

11– قاب خرپایی: تركیب نمودن یك قاب صلب با خرپاهای برشی قائم بر مقاومت و سختی سازه مي‌افزاید. طرح این سازه ممكن است براساس استفاده از قاب برای مقاومت در مقابل بارهای وزن و مزایای قائم در برابر باد صورت گیرد.

12- قاب با خرپاهای كمربندی و هسته مركزی: خرپاهای كمربندی ستون‌های نما را به هسته مركزی متصل مي‌نمایند و بدین ترتیب عمل انفرادی قاب و هسته مركزی را حذف مي‌كنند.

13- لوله در لوله: ستون‌ها و تیرهای خارجی ساختمان چنان مجاور هم قرار داده مي‌شوند كه نمای ساختمان ظاهراً شبیه دیواری با سوراخ‌های متعدد پنجره‌ای است. در این حالت هسته (لوله) داخلی با لوله نما در حمل بارها سهیم بوده و بر سختی آن مي‌افزاید.

14- لوله‌های دسته شده: سیستم لوله‌های دسته شده را مي‌توان بصورت مجموعه‌ای از لوله‌های انفرادی تجسم كرد كه تشكیل یك لوله چند واحدی را مي‌دهند. بدین ترتیب آشكار است كه بر سختی سازه افزوده مي‌گردد. این سیستم بلندترین ارتفاع و بیشترین سطح كنار را امكان پذیر مي‌سازد.


اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 650x446 و حجم آن 60KB است.

دیوارهای شیشه ای دو جداره؛ راهی بسوی استفاده بهینه از انرژی

امروزه توجه بسیاری از کارشناسان به سوی مسائل مربوط به رفاه و آسایش شهروندان و همچنین کاهش هزینه های پرداختی انرژی معطوف شده است. در این راه اخیرا در اروپا دیوار هایی ساخته می شود که از جنس شیشه است. این دیوارها دوجداره هستند. این دیواره ها به گونه ای ساخته شده اند که هوا در فضای مابین دو شیشه جریان پویا دارد. ساخت این دیوارها مهر تاییدی بر ساخت دیوارهای نوین در معماری امروز است.
دیوارهای حائل دوجداره نسل جدیدی از سیستم های گرماساز، تهویه هوا و سرماساز است که سیستم تعدیل کننده دما را که تا پیش از این در بخش مرکزی درونی خانه نصب می شد امروزه به پیرامون خانه انتقال داده است.











فرضیه ساخت این دیوار ها بسیار آسان بوده و با توجه به سیستم های تهویه هوا که قبلا رایج بوده و ناکارآمد نشان داده است؛ معماران و مهندسین را به فکر واداشته است که بر روی مسائل مربوط به کنترل حرارتی متمرکز شوند. این طرح مشابه "پنجره های مونتیسلو" که توسط "توماس جفرسون" طراحی شده است می باشد؛ بدین ترتیب که هوا تمیز و تازه به سطح پایینی آورده می شوند و پس از جذب آلودگی ها و گرما به بلا می رود.
مهم ترین تحول تکنیکی که این تولیدات پدید می آورند این است که این سیستم ها همگام با الگوهای معماری نوین بصورت کنترل و نظارت اتوماسیون پیش می رود. این کنترل ها احتمالا جوابگوی نیاز بشر امروز خواهد بود. کارشناسان اینطور برآورد کرده اند که این قبیل دیوارها نقش تولید دوباره انرژی را بر عهده دارند و به واژه "فرانمایی زیست محیطی" معنا می بخشد. سیستم این دیوارها به نحوی است که تمام ابعاد مثبت زیست محیطی را در خود دارد.











سازندگان این دیوارها متخصصانی از کشور آلمان بوده اند که هدف اصلی آنها حفاظت از محیط زیست بوده است. در این دیوارها برای کنترل نور خورشید یک ورقه آلمینیومی سوراخدار با عرض 30 سانتی متر در فضای بین دو لایه شیشه ای دیوار قرار داده می شود. سوراخ های این ورقه آلمینیومی برای این است که بدون نیاز به نور زیاد و همچنین با حداقل نور خورشید بتوان از داخل نمای بیرون را دید. سایه سوراخ های موجود در این ورقه آلمینیومی بر روی بخش انتهایی ساختمان که از این دیوار ها در آن استفاده نمی شود، می افتد. بنابراین در هر دو قسمت انعکاس نور خورشید باعث پدید آمدن گرمای مضاعف در ساختمان نمی شود.
در بین دو جدار شیشه ای هوا جریان دارد و همین امر باعث کنترل انتقال حرارتی می شود. ورقه آلمینیومی دو لایه متفاوت هوا را از هم جدا می کند. لایه بیرونی توسط نور خوشید گرم می شود و به بالا می رود و از سمت سمت پشت بام از بین دوجدار خارج می شود و هوای پاک و تمیز وارد می شود.
آلوین آفلاین است  

طرز ساختن گنبدهاي تركين

گنبدهای ترکين را بدون استفاده از شاهنگ و هنجار ساخته اند زيرا گاهی اين گنبدها خيزشان به 16 الی 18 متر می رسد و امکان ساختن تويزه های با گچ و نی با اين ارتفاع نيست .

در گنبدهای مرتفع ترکين ترکها را تکه تکه ساخته و رويهم و کنار هم می چيدند به اين ترتيب که تا ارتفاع معينی از گنبد يک سری ترک مشابه کنار هم قرار می گرفت و دور تا دور گنبد را می پوشانيد بعد سری ديگری از ترکها که ارتفاع بعدی گنبد را شامل می شد روی رديف زيرين قرار می گرفت و بهمين ترتيب چيدن ادامه پيدا می کرد تا ارتفاع گنبد کامل شود . برای اينکه نظم بهم نخورد همه تويوزه های تَرکی را روی زمين می ساختند سپس آنرا تکه تکه در مراحل مختلف بالا آمدن گنبد کار می گذاشتند .

امروزه بجای استفاده از شاهنگ چوبی از شاهنگ آهنی استفاده می کنند که کار را خيلی آسان ميکند ولی ظرافت و کارآيی چوب را ندارد .

مهم آنکه در گذشته بدون داشتن آهن و سپری و غيره با ساده ترين وسايل گنبدها را در کمال استادی بنا می کردند .

ضخامت چفد و طاق و گنبد را ( تَبَره ) گويند در طاق و بخصوص گنبد ضخامت تبره در سطوح مختلف متفاوت است .

در گنبدها تبره ای ( ضخامتی ) که برای آهيانه گنبد در پاکار در نظر می گيرند 16/1 دهانه است مثلاً اگر دهانه آهيانه 16 گز باشد ضخامت تبره در پای کار يک گز خواهد بود . نمونه قابل ذکر گنبد سلطانيه با دهانه بيش از 24 گز است که تبره را کمی بيش از 40/1 گز گرفته اند يعنی دقيقاً‌16/1 دهانه . البته در پاکار بعداً‌ ضخامت (( خود )) نيز به آن اضافه خواهد شد .

زاويه 5/22 درجه روی پوسته گنبد را نسبت به مرکز دهانه (( شِکَرگاه )) گويند . فاصله از پاکار تا نقطه شکرگاه نيز بالِنج ناميده می شود . معمولاً فاصله پاکار تا شکرگاه را که همان بالنج باشد با همان ضخامت 16/1 دهانه می چينند .

از شکرگاه تا زاويه 5/67 درجه نسبت به مرکز دهانه ( ايوارگاه ) ، شانه طاق يا گنبد گفته می شود . در چيدن گنبد از شکرگاه تا زاويه 45 درجه ( ميان شانه ) ضخامت را يک خشت کم می کنند از زاويه 45 درجه تا ايوارگاه مجدداً از ضخامت تبره يک خشت می کاهند . از ايوارگاه تا نزديکيهای تيزه نيز خشت ديگری از کلفتی طاق کم می کنند . اين بخش معمولاً‌ نازکترين ضخامتی است که می توان با آن طاق يا گنبد را اجرا کرد .

چون در نزديکيهای تيزه ديگر امکان اجرای گنبد بصورت بقيه قسمتهای آن ميسر نمی گردد لذا در نزديکيهای تيزه سوراخی باقی می ماند که اجرای پوشش آن بايد مثل دهانه چاه بصورت طوقه چينی باشد به اين سوراخ (( هورنو )) گويند . گاهی اين سوراخ را پر نمی کنند تا در بالای طاق يا گنبد کار نوررسانی را انجام دهد . مثلاً‌ در پوشش بازارها اکثراً سوراخ هورنو باز است تا عمل تهويه و تنظيم روشنائی صورت پذيرد .

در گنبد سلطانيه سوراخ هورنو قطری حدود 80/1 سانتی متر دارد . زيرا از اين حد به بعد معمار سازنده نمی توانست مرتباً آجر را کوچک کند و رگها را ريز کند تا به تيره برساند . برای پر کردن هورنو امکانی بجز طوقه چينی باقی نمی ماند به اين نوع اجرای پوشش (( پرگر )) گويند در پرگر يا پرگره چينی از اطراف حلقه آجرها رگه به رگه پيش می نشينند تا پوشش کامل شود . در ميان هورنو يک ميله آهنی کار گذاشته می شود و طوقه ميله آهنی را در بر می گيرد .

پس از اجرا چه بعلت وجود ميله آهنی چه بعلت نوع پر شدن سوراخ ( طوقه چينی ) تيزه گنبد شکل نوک تيز پيدا می کند . و بخصوص در آهيانه های مازه دار تيزه گنبد فرم چفد يا طاقی را پيدا ميکند که سَربَر کرده باشد . اين سربرکردگی ضعف و نقصان به حساب نمی آيد تقريباً‌ چاره ناپذير است . مثلاً در گنبد خاکی مسجد جامع اصفهان با وجود شکل کامل بيضی در بالای تيزه نوعی تورفتگی ديده می شود .

ميله آهنی مذکور را در پائين گنبد معمولاً‌ به يک قلاب ختم می کنند تا برای آويختن قنديلها و چراغها مورد استفاده قرار گيرد . برای گيردار شدن ميله آهنی در درون گنبد پايه آنرا به شکل شش يا هشت پر می سازند . در مجموع به ستونی که حد فاصل بين پوسته زيرين و رويی گنبد است و ميله آهنی را دربر می گيرد (( شَنگَرگ )) گفته می شود .

در بالای ميله آهنی از حد خود گنبد به بالا توغ قرار می گيرد . توغ متشکل از سه تکه گوی فلزی و چند تکه لوله نسبتاً‌ قطور است که رويهم قرار می گيرند به اين ترتيب که روی ميله آهنی اول يک لوله سوار می شود بعد يک گوی فلزی که از دو طرف سوراخ دارد تا بتواند هم روی لوله زيرين جايگزين بشود و هم لوله بالائی روی سوراخ فوقانی آن جايگزين شود، قرار می گيرد و بهمين طريق توغ ساخته می شود گوی انتهائی ديگر در بالا سوراخ ندارد . گاهی اوقات بجای گوی انتهائی (( خوج )) می گذارند .

خود گنبد
خود پوسته بیرونی گنبد است. شکل این پوسته از دوران چفدی باربر حول محور قائمی به وجود می آید. این چفد معمولا شبدری است. شبدر به معنی پوشش بر دهانه بزرگ است و بر خلاف شباهت لغوی آن ارتباطی با برگ شبدر ندارد.
چفد شبدری مثل اکثر چفدهای ایرانی بر دو گونه تند و کند است.معمولترین چفدها شبدری تند است که چفدی است باربر و از لحاظ استاتیکی برای پوشش خارجی گنبد بسیار منطقی و به جاست.
در پوشش یک دهانه بزرگ معمولا از چفد پا تو پا استفاده نمی شود ولی در طاق ها و چفد ها به کار رفته است.
از دیگر چفدهایی که برای پوشش خود به کار می رود سروک است.
سروک در واقع نوعی گنبد رک است که در زمان آل بویه در شیراز رواج فراوان یافت.
در واقع باید گنبد های رک را پدیده ای ناشی از شرایط اقلیمی شمال ایران دانست چه این نوع پوشش در برابر آسیب باران های متوالی عملکرد بهتری نسبت به سایر گنبد ها دارد.
سلسله های آل زیار و آل بویه هم که از اولین دولتهای ایرانی بعد از اسلام بودند در شمال پا گرفتند و از آنجا که معماری شمال ایران به علت نفوذ کمتر مهاجمین بیشتر اصیل باقی ماند گنبدهای رک همچنان رواج داشتند.با توسعه دولتهای ایرانی فوق الذکر معماران مشهور این ناحیه ایده معماری قدیم ایران بخصوص گنبد های رک را به ری ، اصفهان و حتی فارس بردند.
بتدریج در شهرهای قم و کاشان نیز که جزو شهرهای حاشیه کویرند گنبد رک ساخته شد که از آن جمله گنبدهای ابولولو، میر نشانه یا میر پنجه را می توان نام برد. آثار بجا مانده از گنبد اولیه مشهد اردهال نیز حاکیست که قبلا پوشش اولیه آن رک بوده است.گنبدهای دروازه کاشان قم و حضرت معصومه هم در اصل رک بوده است.
ولی در شیراز گنبد رک به صورت سروک درآمد.
نوع دیگری از پوشش خود اجرا شده که ترکیبی از شکم گنبد نار و تیزه گنبد رک است. یعنی گنبد رک را روی گنبد نار سوار کرده اند از این نوع گنبدها در شمال غرب ایران زیاد است. در شرق ایران هم نمونه هایی دیده می شود اکثر این گنبدها تا ارتفاع معین شبدری است ولی ادامه آن تا تیزه به جای خط منحنی خط راست است. گنبد رسکت و گنبد لاجیم در مازندران، گنبد چهل دختران در دامغان که بسیار دست نخورده باقی مانده، گنبد پیر تاکستان که قسمت بالایش را در تعمیر مجدد غلط بازسازی کرده اند از نمونه های این نوع گنبدند.
در بسیاری از بناهای قرون چهارم، پنجم وششم نیز پوشش ترکیبی رک و نار را می بینیم.
آخرین نوع برای پوشش گنبد رک است که یا به صورت مخروط کامل است که به آن خرستوک گویند یا چند پر که هرم است. در کاشان گنبدهای هرمی بیشتر 12 ضلعی است به خاطر عدد مقدس 12، گاهی هم 16 ضلعی دیده می شود در مقطع عمودی گنبد هیچگونه انحنایی نیست. گاهی اجرای گنبدهای رک به صورت پله پله است که به آن ارچین گویند.(معمولا در خوزستان) و زیباترین نمونه آن امامزاده عبدالله شوشتر است

شناخت گنبد

تعريف هندسي گنبد

در تعريف هندسی ، گنبد مکان هندسی نقاطی است که از دوران چِفدی مشخص حول يک محور قائم به وجود می آيد . اما در زبان معماری : گنبد پوششی است که بر روی زمينه ای گرد برپا شود .
گنبد از سه قسمت تشکيل شده است :
1ـ گنبد خانه يعنی زمينه گنبد
2ـ بَشن = هيکل يعنی قسمتی که روی زمينه تهرنگ به صورت مکعب بالا می آيد و يک يا دو طرف آن باز است ( در گنبدهای قبل از اسلامهر چهار طرف به دهانه های باز منتهی می شد . )
3ـ چپيره = جمع شده
ازآنجائيکه در معماری ايرانی به ندرت به ته رنگ گرد بر می خوريم و معمولاً قسمت انتهائی بشن به شکل ، مربع و گاهی مستطيل است با چپيره کردن آنرا تبديل به دايره میکنند بعد گنبد روی آن سوار می شود . به همين دليل مرحله چپيره شدن در گنبدسازی شايان توجه است زيرا امکان داشتن زمينه گرد است که اجرای نهايی پوشش گنبد را ميسرمی سازد .
معمولاً در نقشه هائی که پوشش به صورت گنبد طراحی می شود زمينه را به شکل مربع در نظر می گيرند تا به سادگی بتوان آنرا تبديل به 8 و 16 و 32 و بالاخره دايره کرد .
گنبد سازی در ايران به ندرت روی زمينه مستطيل نزديک به مربع هم اجراشده است در اين صورت مستطيل تبديل به 6 و 12 و سپس بيضی نزديک به دايره می شود وگنبد روی بيضی قرار می گيرد . به اين نوع گنبد که مقطع افقی آن به جای دايره بيضی است کمبيزه گفته اند . از نمونه های اين نوع گنبد با ته رنگ بيضی مسجد حاج رجبعلی تهران و امامزاده زيد بن علی در ورامين قابل ذکرند .
__________________

چپيره


چپيره سازی در گنبد به دو بخش عمده تقسيم می شود :
ـ گوشه سازی = گوشه بندی
ـ شکنج = چين و چروک
ـ گوشه سازی يا گوشه بندی يعنی ساختن و تبديل کردن شکل چهار گوشه بشن به هشت گوشه و بهترتيب 16 و 32 و 64 گوشه و بالاخره دايره و با تبديل کردن شکل مستطيل نزديک به مربعبه 6 و 12 گوشه و بالاخره بيضی است . در حالت اخير مستطيل بشن بايد نسبت اندازه های اضلاعش طوری باشد که به راحتی قابل تبديل به شش گوشه شود مثلاً نسبت 4 و 4/3 قابل تقسيم است . البته با استفاده از کاربندی انواع زمينه های مرسوم در معماری ايرانیرا می توان به نحو مطلوب تبديل به دايره کرد که در مباحث آينده جداگانه بررسی خواهدشد .
گوشه سازی خود شامل دو بخش است :
1- اسکنج يا سِکُنج
2- ترمبه يعنی جمع شده
اولين گوشه سازيها توسط چوب انجام شده و حتی خود گنبد هم با چوب اجراگشته است . بهترين موارد مثال را در ابيانه می توان ديد .
دراراک هم درکاروانسرای حاج عليقلی نمونه ديگريست . کاروانسرای کاشانی هم ( در اراک ) به هـمينطـريقه سـاخته شده است . طـرز اجـرا چنين بوده که چـوبها را در گوشـه های بـشن سوارمی کردند و هـمين طور روی هم می چيدند تا مثل سبد جمع می شد و به صورت گنبد چوبی درمی آمد .
در معماری ارمنی از اين نوع گنبد زياد به چشم می خورد . فضای زير اين گنبدها را معمولاً بزرگترين اطاق تشکيل می دهد . در خانه های روستائی نيز پوشش بزرگترين اطاق که معمولاً تنور هم در آن قرار دارد به صورت گنبد چوبی است .
چوبهای موجود در ايران از استحکام کافی برخوردار نيست و معمولاً برای پوشش دهانه های 5/2 تا 3 متر به کار می رود به همين دليل در معماری پيشين ايران در زمانهخامنشيان برای پوشش تخت جمشيد از جبل عامل لبنان درختهای کنار بسيار قطور و مرتفع را آوردند . چون اين حمل و نقل چوبها مستلزم هزينه ای سنگين بود در دوران اشکانیاين کار متروک شد و به جای پوشش تخت از پوشش سغ استفاده کردند .
متاسفانه ازمعماری دوران اشکانی که در واقع پوشش سغ آغاز می شود در داخل ايران نمونه ای بجاینمانده است . در خارج از محدوده ايران کنونی به يکی دو نمونه از پوشش سغ بر میخوريم که يکی hattra يا الحضر است و ديگری کاخ آشور و ايندو نيز چهره روشنی ازچگونگی پوشش به دست نمی دهند .
در بازه هورخراسان بين خواف و نيشابور گنبدی ديده می شود که گوشه سازيهای آن با چوب ساخته شده و خود گنبد با سنگ لاشه . بنا متعلق به اواخر دوران اشکانی يا اوايل ساسانی است ودر مجموع ناچيزتر از آنست که ما را به قضاوتی کلی در اين باب رهنمون شود . لذا ازگنبدهائی که همه مصالح آن از چوب بوده فقط خاطره هائی باقيست . شايد ابيانه بهترين تجلی گاه آن باشد .
گوشه سازی با چوب نيز به تدريج در بسياری از نقاط ايران متروک شد و علت عمده و اصلی آن موريانه خيز بودن زمين های ايران داخلی ( ايرانشهر) بوده و هست .
قديميترين نمونه بجای مانده از گوشه سازی با چوب در بازه هور استکه قبلاً اشاره شد .
در فهرج يزد هم با اينکه منطقه به شدت موريانه خيز است ( احتمالاً به علت رواج چوب در منطقه شهدای فهرج ) زيارتگاهی به چشم می خورد که گوشه سازی پوشش آن ، از چوب بوده است . چوب گوشه ها توسط موريانه به کلی از بين رفته ولیخشت های پشت آن به نحو معجزه آسايی باقی مانده است و از خود گنبد نشانی ديده نمیشود .
در اواخر قرن هشتم و اوايل قرن نهم در منطقه خراسان حدود مشهد و طوس واطراف آن و در مناطق کوهستانی کرمان که موريانه کمتر است استفاده از پوشش چوبی رواجمی يابد .
نمونه اين گوشه سازی با چوب بقعه شاه نعمت الله ولی در کرمان است و دراين بنا برای گوشه سازی با يک تخته ، شانزده ضلعی را به 32 ضلعی تبديل کرده اند . در گنبد هارونيه طوس نيز همين عمل تکرار شده است . در مسجد جامع قزوين از تختهاستفاده کرده اند ( گنبد قديمی مسجد ) .
با اينحال نمونه های فوق انگشت شمارند وبايد گفت که به علت اشکالات گوناگون استفاده از چوب منسوخ می شود .
بطوريکهگفته شد نوع اول گوشه سازی اسکنج است . اسکنج متشکل از دو طاق اريب است که همديگررا در يک نقطه قطع کرده باشند . شيوه زدن طاق ممکن است بصورت مختلف رومی ، ضربی ،چپيله ( لاپوش و تيغه ای ) باشد در هر حال تقاطع دو طاق اين نوع گوشه سازی را بهوجود می آورد . ذکر اين نکته ضروری است که بارهای وارد بر گنبد به اين گوشه هامنتقل نمی شود . به همين دليل هم ، نوع اجرای گوشه سازی تأثيری در چگونگی افزيرگنبد ندارد .
 

ترمبه = سرمبه = سلمبه

نوع دوم گوشه سازی به صورت ترمبه است در هيچ يک از لغت نامه های ايرانی به کلمه ترمبه بر نمی خوريم . لغتی به صورت ترکيب طاق و طرمب آمده است که معنای آنرا پشت هم اندازی و طاق روی طاق سوار کردن نوشته اند حال آنکه خود لغت ترمبه به معنی ، يک چيز جمع شده ، عمده ، پيش آمده ، تريده ( به طرف جلو سريده شده ) است . در واقع ترمبه همان معنی اسکنج را دارد که کنج پيش آمده باشد .
ترمبه بر عکس سکنج به چهار طريقه پوشش می شود : 1ـ گوشه سازی با چوب به شکل جلو آمده که حالت خاص و استثنائی ترمبه تلقی می شود . و سه طريق ديگر به شکل سغ يعنی پوشش منحنی شکل است که شامل فرمهای زير می شود :
1ـ فيلپوش
2ـ ترمبه پتگين = پتکين patkin
3ـ ترمبه پتگونه يا پتکانه ( پتکانه صحيح تر است )

فيلپوش



برای اجرای فيلپوش مثل صدف حلزون
از گوشه ( نقطه صفر ) شروع می کنند و لايه های طاقی را روی همديگر می پوشانند و سوار می کنند تا به حد مطلوب برسد ( يعنی منتهی به جائی شود که مربع را تبديل به هشت ضلعی می کند ) .
در واقع فيلپوش به پوشش گوشة ديوار که از کنج شروع می شود و بين دو ديوار متقاطع قرار می گيرد اطلاق می شود . در قلعه دختر فارس ترمبه گنبد را به شکل فيلپوش زده اند ، نمونه خوب ديگر که هم اکنون نيز قابل مشاهده است ، گنبد کوچک بی بی شهربانو نزديک ری است ، بنا تعلق به دوران آل بويه دارد . زير گنبد کوچک را با لايه های آجری مثل چپيره روی هم چيده اند تا به نقطه مورد نظر برسند .
در بناهای قرون پنجم و ششم اين نوع گوشه سازی معمول بوده است . در مسجد جامع شيراز متعلق به دوران صفاری انواع ترمبه ها اجرا شده بود ولی متأسفانه تمام بنا نوسازی شده و اثری از معماری قديمی دوران اصلی برجای نمانده است . تنها ماخذ ، عکس های قبل از خراب کردن مسجد است که در کتاب پوپ آورده شده است .
نمونه ديگر به صورت چهار تا چفته در قسمت روبروئی شبستان مسجد جامع فهرج متعلق به نيمه اول قرن اول هجری است . گوشه سازی ترمبه است و اجرای روشنی است بر اينکه چگونه خشت ها را رويهم چيده اند تا شکل فيلپوش بدست آيد .
پيش از اسلام ترمبه ها و سکنج ها را به صورت (( نماندن )) اجرا می کردند به اين ترتيب که گوشه ها را می نماندند تا به حد دايره قاعده گنبد مورد نظر برسد . در اين صورت ارتفاع خيلی زياد می شد ولی از آنجائيکه در آن دوران معماران ابائی نداشتند که بلندای گنبد از حد مقياس ديد انسانی بيشترباشد مشکلی پيش نمی آمد . ولی بعد از اسلام که سعی در کوتاه کردن پوشش می شد ، گوشه سازی به گونه ای اجرا شد که بتوان شکل چهار گوش بشن را به هشت گوش تبديل کرد بدون آنکه ارتفاع پوشش از حد مطلوب بالاتر رود . از نمونه بناهای پيش از اسلام که مربع بشن را به هشت ضلعی تبديل کرده اند تنها کاخ بيشابور برجای مانده است که از چگونگی پوشش گنبد اين تنها نمونه هم ، نشانی در دست نيست .
در قلعه دختر و آتشکده فيروزآباد هيچ يک از بشن های مربع تبديل به هشت گوش نشده است . در آتشکده فيروزآباد گنبدهای طرفين بنا کومبيزه است ولی بجای تبديل شش ضلعی به دوازده ، تنها گوشـه ها را نـمانده اند تا به دايره رسـيده اند و در اين تـبديل با بالا رفتن ارتفاع فضا باشکوه تر جلوه گر شده است .
گاهی در بناهای قبل از اسلام شکل بشن را هشت و نيم هشت می کردند و بعد آنرا می نماندند تا به دايره تبديل شود . ولی در بنای بيشابور شکل دقيق هشت ضلعی را می بينيم . در تالار تشريفات بنا برای بدست آوردن هشت کامل دوتا مربع را در هم تقاطع داده اند بدين ترتيب که از ادامه اقطار مربع اول مربع دوم را ساخته اند اين تداخل شکل دقيق هشت گوش را به وجود آورده است ( اين شکل امروزه بنام ستاره محمدی مشهور است ) . چون در محاسبات رياضی راديکال 2 عدد دقيقی نيست تنها به صورت ترسيم هندسی امکان دست يابی به هشت ضلعی دقيق ميسر است لذا معماران نيز از طريقه ترسيم استفاده کردند .

ترمبه پتگين = پتکين patkin

پتکين نوعی گوشه سازی است که فرانسويها به آن Encorbellement گويند . به معنی پيش آوردن تدريجی ديوار
.
در خوزستان به خصوص دزفول برای اين نوع گوشه سازی لغت زيبای ( تونگان
) يا ( تونجه ) را به کار می برند اين کلمه معمولاً بجای بالکن می آيد اما برای گوشه های ديوار که شکلی پيش آمده دارند نيز مصطلح است .
در خوزستان گوشه های ديوار
را اول پخ می کنند ( برای ايجاد سايه بيشتر اين گوشه ها معمولاً تنگ هم است ) تا رفت و آمد در کنار آنها بخصوص در کوچه ها آسانتر باشد بعد از بالا آمدن ديوار از ارتفاع معينی که موجب اختلال در رفت و آمد نشود دوباره آجرها را پيش می کنند تا به صورت مکعبی که در نقشه اصلی لازم آمده در آيد . به اين پيش آمدگی تونگان ( تونگون ) می گويند .
در مناطق ديگر ايران به نعلبکی زير گلدسته مناره ها هم تونگان می
گويند ( جائيکه قطر مناره زياد می شود و گلدسته را روی آن سوار می کنند ) در اينجا تونگون يا تونگه به معنی طبق است . اصطلاح ديگر اين شکل به طور عام پتکين است به معنی پيش نشاندن .
بهترين نمونه های گوشه سازی پتگين را در ناحيه کُمش ، سمنان
، دامغان ، بسطام و قسمتهائی از غرب خراسان می توان ديد .
مثال روشن امامزاده
جعفر دامغان است ( در نزديکی بنای چهل دختران دامغان ) . اين زيارتگاه را به اشتباه متعلق به قرن ششم يا هفتم هجری دانسته اند در صورتی که قدمت بنا خيلی بيشتر است و بايد آنرا همزمان با بنای اوليه آستانه حضرت رضا ( ع ) دانست . گنبد امامزاده و پتکانه اش هر دو از خشت ساخته شده اند .
گنبدهای زنگوله درکُمش دامغان هم با خشت
درست شده و ترمبه پتگين دارد . يکی ديگر از پتکانه های زيبا و نمايان که هنوز شکل خود را حفظ کرده است در گوشه سازی گنبد خانقاه شيخ علاء الدوله بيابانکی واقع در صوفی آباد سمنان به چشم می خورد . گنبد بنا فرو ريخته و يکی از پتکانه ها محفوظ مانده است . ترمبه فيلپوش را در همه جای ايران می توان ديد ولی فراوانی اين نوع پتگين در ناحيه کمش است . در خنج و لارستان فارس هم نمونه هائی موجود است
ترمبه پتگونه يا پتکانه ( پتکانه صحيح تر است )


شکل پتکانه به چند رديف طاقچه می گويند که روی هم سوار شده و جلو آمده باشند تا ترکيب گوشه بندی را کامل کنند . مثلاً در صفه صاحب مسجد جامع اصفهان چند رديف طاقچه روی هم سوار شده اند که شبيه به مقرنس شده اند ولی در واقع مقرنس نيستند .
اغلب ترمبه ها را تا قرن چهارم هجری پتکانه می کردند . پتکانه معنی کانه يا طاقچه روی طاقچه را می دهد . ( که به آن طاقچه بندی هم می گويند )
سر در گنبد قابوس را قديميترين مقرنس ناميده اند ولی بجای مقرنس پتکانه است .
برای سـاختن پتکانه در محل مورد نظر ابتدا يک تويزه می سازند به اين تويزه کوزه بند يا دوره بند ( دوره = کوزه ) و هم وزن با آن گويند که در لبه کار گذاشته می شود بعد در داخل ، طاقها را روی هم سوار می کنند .
از دوره تيموری به بعد بسياری از پتکانه ها را با روسازی کاشی و غيره ساختند ولی نوع زيبای آن بافت پتکانه با خود آجر است .
در نظر اول پتکانه بسيار شبيه مقرنس است و با آن اشتباه می شود تفاوت عمده اين دو در نوع آجر است . مقرنس از سقف آويخته می شود به همين مناسب به آن چفت آويز هم می گويند ولی پتکانه روی پای خـودش می ايستد و آويخته نمی شود برای ساختن آن اول طاقچه های پائينی را درست می کنند و طـاقچه های بالائی روی سری پائينی می نشيند ولی مقرنس از سقف شروع به تدريج پائين می آيد . از قرن چهارم تا اوايل قرن پنجم هجری پتکانه ها شکلهای بسيار متنوعی پيدا کردند .
يکی از قديميترين ترمبه های پتکانه در بناهای دوازده امام يزد ديده می شود که توسط سرهنگان ابوجعفر کاکويه که شيعی مذهب بود ساخته شد کتيبه بنا ، نقاشی آنجا را پانزدهم رمضان 429 هجری معرفی می کند . لذا ساخت بنا قطعاً تاريخی متأخرتر دارد . در گنبد تاج الملک يا گنبد خاکی مسجد جامع اصفهان نيز ترمبه ها پتکانه هستند . ضمناً در اجرای پتگانه بدون اجرای دوره بند ابتدا طاقها را روی هم سوار کرده اند و در پايان کار يک طاق روی همه زده اند که گنبد نهائی روی آن آمده است .
__________________


شکنج = چين و چروک


بگونه ای که ذکر آن گذشت چپيره شامل دو قسمت است :
1ـ گوشه سازی که شرح آن آمد 2ـ شکنج که به چين و چروکهائی که در گوشه گنبد ايجاد می کنند اطلاق می شود اين چين ها جهت تبديل زمينه مربع ، به دايره يا زمينه مربع نزديک به مستطيل ، به بيضی است .
شکنج به دو گونه اجرا می شود :
1ـ طاق بست يا طاق بندی 2ـ کاربست يا کاربندی
طاق بندی و کاربندی از لحاظ قدمت تاريخی مثل سکنج و ترمبه مشابه همديگرند و هر دو در يک دوره و در کنار هم معمول شده اند .
قبل از اسلام چون در بناها محدوديت ارتفاع مطرح نبود شکنج تنها به اين صورت اجرا می شد که در گوشه های مربع بشن ، ديوار را پيش می نشستند تا تدريجاً قاعده گنبد به دايره يا بيضی نزديک به دايره تبديل شود پس از آن خطی کمربندی مثل گريوار روی آن قرار می دادند اين گريوار معمولاً با آجر دندانه موشی اجرا می شد سپس گنبد روی آن قرار می گرفت ولی پس از اسلام به منظور دست يابی به ارتفاع کوتاهتر و کاربرد مصالح کمتر ، چپيره گنبد را با استفاده از طاق بندی يا کاربندی به دايره تبديل کردند .

طاق بندي يا طاق بست

طاق بندی به ساختن طاقچه روی طاقچه اطلاق می شود و طرز اجرا به اين ترتيب است که از بشن گنبد به بعد گوشه ها را به تدريج يک کلوک پيش می کنند به اين ترتيب دهانه از هر چهار طرف جلو می آيد و نتيجتاً محدودتر و تنگ تر می شود بعد با اجرای هشت طاق ( چهار طاق در گوشه ها و چهار طاق در چهار طرف وسط دهانه مربع ) زمينه را به هشت ضلعی تبديل می کنند .
برای تبديل هشت ضلعی به 16 روی هم طاق يک (( بَرنخَش )) درست می کنند . برنخش طاقی است شبيه به کليل که به ديواره های طرفين اتصال دارد ( چون طاقی آمودی و غير باربر است . ) در ايجاد برنخش يک کلوک جلو می نشينند تا دهانه را تنگ تر کنند . روی برنخش را پيکانه يا پيکانی می سازند که در واقع مکمل برنخش است .
حد فاصل بين پيکانی ها را با سنبوسه پر می کنند سنبوسه ها مثلث های منحنی الاضلاعی هستند که شکـل نهائـی را تقريبـاً به دايـره نزديـک می کننـد پـس از اجرای سنبوسه دوباره يک کلوک پيـش می نشينند و گريوار را می سازند . از گريوار به بعد آهينانة گنبد شروع می شود .
معمولاً کتيبه های زير گنبد روی گريوار ساخته می شود . لازم به يادآوريست که با ايجاد سنبوسه شکل بشن از 16 ضلعی به 32 ضلعی تبديل می شود .

كاربندي يا كاربست

نوع ديگر شکنج کاربندی است که از لحاظ اصول اجرا شباهت تام با طاق بندی دارد و بدون اينکه ارتفاع گنبد زياد شود تبديل چهارگوش بشن به دايره ميسر می گردد . به نظر می رسد اجرای کاربندی زير گنبد از نواحی يزد و اطراف آن به ساير نقاط برده شده باشد و اطلاق کاربندی يزدی به اين نوع اجرا احتمالاً به همين دليل است .
طرز کار کاربندی مثل طاق بندی است به اين ترتيب که با اجرای هشت طاق در گوشه ها و وسط دهانه زمينه مربع را به هشت گوش تبديل می کنند از اين مرحله به بعد با اجرای يک کاربندی روی اين طاقها هشت ضلعی يکباره به 32 ضلعی تبديل می شود و برای زدن گنبد کافيست که روی تيزه های کاربندی گريوار بگذارند تا گنبد روی آن سوار شود .
گاهی با استفاده از کاربندی حتی نياز به اجرای هشت طاق اوليه برای تبديل زمينه به هشت ضلعی نيست به اين ترتيب از ابتدای کار روی بشن چهارگوش ، يک کاربندی اجرا می کنند . نمونه مورد فوق در گنبد خانقاه بندرآباد يزد ديده می شود . در گنبد شيخ جنيد در توران پشت يزد همين اجرا به صورت ساده تر ديده می شود .
کاربندی خود به تنهايی نياز به بحثی ويژه و مفصل دارد که ذکر آن در اين مبحث ضروری نمی نمايد . ولی از لحاظ شناخت کاربندی يزدی که همان کاربندی زير گنبد است لازمست ولو بطور مختصر به آن اشاره گردد
بطوريکه در شکل ديده می شود يک کاربندی معمولی متشکل از بخشهای زير است :
1ـ يک سری سنبوسه ( مثلث های منحنی الاضلاعی که قبلاً به آن اشاره شد ) که بالاترين قسمت کاربندی را تشکيل می دهند .
2ـ يک يا چند رديف شاپرک ( چهارضلعی های منحنی الاضلاعی ) که قسمت های ميانی را درست می کنند .
3ـ يک سری پا باريک ( چهارضلعی های انتهايی که منتهی به پا طاق می شود ) .
در کاربندی يزدی فرم کاربندی هر چه ممکن است ساده می شود و از تعداد شاپرکيها کم می شود به حدی که گاهی به کلی شاپرکيها حذف شده و روی پا باريک ها سنبوسه سوار می کنند که نمونه آن در مسجد شاه ولی تفت ديده می شود . در اين وضعيت پا باريک ها از وسط نصف شده و دو نيمه با يکديگر فصل مشترک خطی پيدا می کنند . به هر يک از اين نيمه های پا باريک سوسنی گويند .
از مدارک موجود بر می آيد که اين شکل از يزد توسط معمارانی که برای جهانشاه قراقويونلو کار می کردند به کاشان می آيد و رايج می گردد . دالان و سردر کاروانسرائی جنب مسجد ميرعماد کاشان که از تناسباتی بسی زيبا برخوردار است نمونه کاربندی يزدی در کاشان است . و مسجد کبود تبريز را بايد نمايانگر رواج و کمال اين شکل در تبريز دانست . و نيز نمونه خوب آن در مسجد شيخ لطف الله نـمايان است . بتـدريج استفاده از کاربندی يزدی چنان فراوان شد که هر زمان و هر جا گنبدی می ساختند اکثراً شکنج آنرا به همين گونه اجرا می کردند .
طاق بندی و کاربندی زير گنبد گرچه در يک دوره پديد می آيند و با هم ادامه پيدا می کنند ولی در قرن هشتم هجری رواج طاق بندی بيشتر می شود بطوريکه اکثراً گنبدهای اين دوره روی طاق بندی سوارند . از نمونه های موجود بايد گنبد سيدرکن الدين يزد ، چهار گنبد خشتی يزد ، گنبد تاج الملک يا گنبد خاکی مسجد جامع اصفهان را نام برد .
با پايان بحث گوشه سازی ساختن کاسه گنبد را مطرح می کنيم .
گنبدهای ايران از دو پوسته ساخته شده است 1ـ پوسته درونی 2ـ پوسته بيرونی
پوشـش درونی گنـبد روی به سـمت فـضای داخلی دارد و سـطح خارجـيش مـعمولاً مضرس است و ( بطوريکه در صفحات بعد خواهد آمد بدلايل مسائل ساخت و افزير سازه ) به صورت پله پله ساخته می شود . به پوشش درونی (( آهيانه )) يا کُدُمبه گويند و پوشش بيرونی را (( خود )) می نامند .
بديهی است که خود بر هم بر سه گونه است :
ـ صورتی از اجزا که دو پوسته کاملاً به هم پيوسته اند . يعنی خود بلافاصله روی آهيانه قرار می گيرد و فقط نوک گنبد در خود تيزه پيدا می کند تا شيب گاهی برای راندن برف و باران و غيره داشته باشد .
بهترين نمونه در اوج کمال و زيبائی برای چنين گنبدهائی ، گنبد شيخ لطف اله اصفهان است اين گنبد از لحاظ اجرا نوعی ويژگی دارد و آن اينست که بر خلاف ساير گنبدها آهيانه روی اَربانه سوار است . در گرداگرد اَربانه پنجره های مشبکی ديده می شود که کار نور رسانی را انجام می دهد . به دليل وسعت دهانه چفد خود و آهيانه چمانه است .
forum.p30parsi.com
__________________

گنبدهای ايران از دو پوسته ساخته شده است 1ـ پوسته درونی 2ـ پوسته بيرونی


پوشـش درونی گنـبد روی به سـمت فـضای داخلی دارد و سـطح خارجـيش مـعمولاً مضرس است و ( بطوريکه در صفحات بعد خواهد آمد بدلايل مسائل ساخت و افزير سازه ) به صورت پله پله ساخته می شود . به پوشش درونی (( آهيانه )) يا کُدُمبه گويند و پوشش بيرونی را (( خود )) می نامند .
بديهی است که خود بر هم بر سه گونه است :
ـ صورتی از اجزا که دو پوسته کاملاً به هم پيوسته اند . يعنی خود بلافاصله روی آهيانه قرار می گيرد و فقط نوک گنبد در خود تيزه پيدا می کند تا شيب گاهی برای راندن برف و باران و غيره داشته باشد .
بهترين نمونه در اوج کمال و زيبائی برای چنين گنبدهائی ، گنبد شيخ لطف اله اصفهان است اين گنبد از لحاظ اجرا نوعی ويژگی دارد و آن اينست که بر خلاف ساير گنبدها آهيانه روی اَربانه سوار است . در گرداگرد اَربانه پنجره های مشبکی ديده می شود که کار نور رسانی را انجام می دهد . به دليل وسعت دهانه چفد خود و آهيانه چمانه است .


گنبدهاي دوپوسته ميان تهي

در اين وضعيت آهيانه و خود تا ناحيه شکرگاه يعنی زاويه 5/22 درجه نسبت به سطح افقی کاملاً به هم پيوسته اند و از اين قسمت به بعد دوپوسته تدريجاً از هم فاصله می گيرند و جدا از هم کار می کنند . گنبد مسجد جامع اردستان ( 555 هجری ) يکی از قديميترين گنبدهای دوپوسته پيوسته ميان تهی است . بسياری از گنبدهای قرن هشتم هجری را نيز به اين صورت ساخته اند . يک نمونه خوب ، گنبد سيدرکن الدين يزد است که در ساخت آن از ناحيه شکرگاه تا تيزه گنبد هيچ گونه پيوندی بين دوپوسته ديده نمی شود . اما در کرمان اکثراً بين دوپوسته صندوقه شده است .

برای صندوقه کردن چهار تا آجر را به صورت عمودی کنار هم می گذارند و روی آنها با آجر ديگری می پوشانند اين صندوقه ها را در چند جا بين خود و آهيانه ايجاد می کنند . در اين حالت گنبد از لحاظ افزير مثل گنبد دوپوسته پيوسته است فقط سبک تر اجرا شده است . در واقع فضاهای خالی بين صندوقه ها از بار اضافه گنبد می کاهد .

در گنبد مسجد جامع يزد از شکرگاه تا تيزه ديوارکهائی به صورت چند دايره متحدالمرکز روی آهيانه سوار کرده و خود را روی آن تکيه داده اند . اصطلاحا ً به اين نوع ساخت کنوبندی گويند ( اين ديوارکها حدود يک تا 5/1 آجر است . )

در گنبد سلطانيه بر خلاف مسجد جامع يزد که پس از ساختن آهيانه ديوارک ها را ساختند همزمان با سـاختن آهيانه دنـده هائی در قـسمت های مـختلف آن ايـجاد کرده سپس خود را روی آن بنا داشته اند .

در گنبدهای پيوسته ميان تهی اکر بين خود و آهيانه از ناحيه شکرگاه به بعد هيچ اتصالی نباشد چفد گنبد داخلی معمولاً خاگی و چفد گنبد بيرونی شبدری خواهد بود .

گنبدهاي دوپوسته كاملا از هم گسسته يا گسيخت


در چنين ترکيبی خود و آهيانه کاملاً از هم جدا هستند . از نمونه های اجرای خوب ، گنبد حضرت رضا ( ع ) و گنبد مسجد امام اصفهان است . در هر يک از اين بناها خود و آهيانه فاصله نسبتاً زيادی از همديگر دارند در اين گنبدها برای نگه داشتن خود روی آن سوار شود اين ديوارکها به نام خشخاشی معروف است . در اصفهان اصطلاح پرده را به کار می برند . هر دو پره مقابل را به هم وصل کرده و در آخر کار همه را در مرکز مهر می کنند . تا از نظر تقسيم بارها و نيروهای وارد بر گنبد دوپوسته با هم کار کنند و در مجموع گنبد يک پارچه شود .

اگر يک پَره در جائی قرار گيرد که مانعی برای ايجاد روزن در همان نقطه باشد به جای يک پره دو پره کوچکتر در دو طرف روزن قرار می گيرد . تعداد خشخاشی ها معمولاً 8 تا است . در حد فاصل بين خـود و آهـيانه يک گردن قـرار می گـيرد که در صـورت فـاصله زياد اين گردن گريو ناميده می شود . گريو مخروطی ناقص نزديک به استوانه است . در حالتی که دو پوشش به هم نزديک باشند اين گردن به صورت يک ديسک درمی آيد که به آن اربانه گويند . اربانه يک گريو کوتاه است . خود به دو طريق روی گريو قرار می گيرد : 1ـ صورتی از اجرا که پاکار قوس مستقيماً به صورت خط قائم کمی پائين کشيده می شود و بعد سوار گريو می گردد که به آن (( شلال )) گويند . مثل گنبد حضرت رضا ( ع ) 2ـ صورتی ديگر که دنباله خود از پاکار به طرف داخل متمايل و بعد سوار گريو می شود که آن را آوگون نامند به اين شکل خود نيز آوگون نامند به اين شکل خود نيز آوگونه گويند . مثل مسجد امام اصفهان با مدرسه چهارباغ اصفهان که آوگون روی گريو است . از نمونه های گنبد آوگون دار روی اربانه ، گنبد سلطان بخت آغا در اصفهان است .

گريو يا اربانه مخروط ناقص نزديک به استوانه است بطوريکه اگر شاقول را روی بزرگترين قطر گنبد بگيرند پائين شاقول مماس با پائين ترين نقطه در پای گريو خواهد بود . به اين ترتيب تا حدود زيادی جلوی رانش و لگدزدن طاق گرفته می شود .
__________________

آهيانه

آهيانه در لغت به معنی جمجمه است و در معماری به پوسته داخلی گنبد اطلاق می شود . چفدهائی که برای اين پوسته در نظر گرفته می شود معمولاً بيضی هستند . در اصطلاحی عاميانه تر می گويند که آهيانه نبايد از نصف تخم مرغ کوتاهتر باشد معهذا گاهی پوشش زيرين گنبد را با چفدی بسيار کم خيز مشاهده می کنيم به اين چفدها تشتک يا تاوه گويند و از دوران هر يک حول محور قائمی که از رأس آن می گذرد پوشش مطلوب به دست می آيد . اما اين پوسته ها را ديگر نبايد آهيانه ناميد چه معمولاً نهنبن يا عرقچين کاربندی هستند . مثل ورودی مدرسه چهارباغ اصفهان ، گنبد ابونصر پارسا در بلخ ، گنبد عشرت خانه سمرقند متعلق به عهد تيمور و آرامگاه شاه ملک ( مسجد شاه ملک ) که در گنبدخانه به جای آهيانه کاربندی ديده می شود .

گاهی نيز از داخل پوشش زيرين گنبد را بسيار کم خيز می بينيم ولی اين پوشش به جای آنکه آهيانه باشد پوسته سومی است که در زير آهيانه اجرا کرده اند و کمرپوش گفته می شود . کمرپوش ها را به دلايل گوناگون از جمله کوتاه کردن ارتفاع در فضای زيرين گنبد بنا کرده اند در بعضی از بناها زمان اجرای کمرپوش با ساخت اوليه گنبد دوپوش چند قرن فاصله دارد . مثلاً درچينی خانه اردبيل که گنبدی دوپوش متعلق به قرن هشتم هجری دارد ، در زمان صفويه يک کمرپوش با چفدآويز و آهوپا ( مقرنس ) اجرا کرده اند . در مقطع عمودی بنا هر سه پوسته قابل رؤيت است . گنبد ديگری که کمرپوشی بسيار کم خيز دارد گنبد مقبره قطب الدين حيدر در تربت حيدريه است . از نمونه های ديگر ، کمرپوش های مسجد جامع نائين است . در مسجد جامع نائين و مسجد خسرو اردستان کمرپوش را به اين علت زده اند که قسمت بالای فضای مسجد را زنانه کنند . اکثراً پوشش کمرپوش ها تاوه است ( يعنی از دوران يک پانيذ يا يک کليل حول محور قائمش پوشش را ايجاد کرده اند . ) در زير زمين گنبدهای مدرسه دودر مشهد نيز پوشش دوتا از گنبدها تاوه است .

پوششهای با خيز کم در جاهائی قابليت اجرا دارد که اولاً فشار زيادی روی پايه ها باشد تا اصطلاحاً پايه ها در نروند ثانياً شانه های بنا گرفته شده باشد واين در صورتی ميسر است که ارتفاع ساختمان بالاتر از سطح طراز پوشش تاوه باشد مثلاً اجرای تاوه در طبقه زيرين انجام گيرد و روی آن طبقه ديگری بنا گردد و ديگر آنکه پايه ها نيز از ضخامت کافی برخوردار باشند تا مانع رانش نيروها به خارج گردند .

به طوريکه گفته شد چفدهائی که برای آهيانه در نظر می گيرند اکثراً بيضی شکل هستند . چه اين نوع پوسته در مقايسه با نيم گرد يا نيم دايره از قدرت فوق العاده خوب در مقابل تحمل بارهای وارد بر آن برخوردار است .

در گذشته حتی تنبوشه های داخل قناتهای آب را نيز به شکل بيضی می ساختند . در شمال ايران پلهای طاقی را مرغانه پورت گويند يعنی پل طاقی يا پل تخم مرغی . چون تخم مرغ بطور معمول از دوتا نيم بيضی تشکيل شده است بسياری از پوشش های سغ و گنبدی از کلمه خاگ يعنی تخم مرغ گرفته شده است . معمولاً در معماری ايرانی به پوشش هائی خاگی گويند که قوس يا چفد آن شباهت با قسمت پائينی و پهن تر تخم مرغ دارد .

گاهی محققين خارجی در شناخت گنبدهای بيضی ايرانی دچار اشتباه شده و آنرا نيم گرد يا نيم دايره پنداشته اند آنچه مبنای اين گمان شده آنست که خارجيان از وجود پاراسته يا پاراستی به عنوان يک اصل در گنبدهای ايرانی غافل بوده اند .

در ايران چفد يا طاق يا گنبد را از شروع منحنی ( پا کارقوس ) روی پايه قرار نمی دادند بلکه تا حد معقولی که نوع و اندازه دهانه آنرا تعيين می کرد لبه منحنی را بطور قائم پائين می آوردند بعد روی پايه قرار می دادند اين کمکی بود که نيروی رانش طاق بهتر در مرکز ثقل پايه قرار گيرد . اين فاصله عمودی از پائين ترين نقطه منحنی تا پايه را پاراستی يا پاراسته گفته اند . پاراستی در اجرای چفد پاشنه ناميده می شود و در اجرای طاق آنرا دامن می گويند . در گنبد اسامی گوناگون آوگون ، شلال يا بشل به خود می گيرد ( بشل = پشل = آويخته = دامن )

معماران ايرانی پوشش نيم گرد را مناسب نمی دانستند و در اصطلاح بنائی می گفتند چون دايره به يک مرکز منتهی می شود يک پا در هواست ولی بيضی دوپايه دارد و روی دوپا ايستاده است . قبل از آنکه به طريقه ترسيم پوششهای خاگی بپردازيم بايد به اصطلاحات مربوط به قوس بيضی اشاره کنيم . به دو کانون بيضی پايه گويند . دو خطی را که يک سر هر کدام به يک کانون بيضی متصل است و سر ديگر بيضی را رسم می کند دوبند نامند . محيط بيضی يا نصف محيط بيضی کمند خوانده می شود . خطی که از وسط دو کانون بيضی عمود شود و تا افراز منحنی ادامه يابد ديرک است . وقتی دوتا بند با هم زاويه قائمه تشکيل دهند هج نام دارند . هج در لغت فارسی معنی عمود را می دهد مثلاً اگر ديواری را کج بنا کنند می گويند اول هجش کن يعنی راست يا عمودش کن . ضمناً به فاصله ای که هرگونه چفد يا طاق يا گنبد بر آن قرار می گيرد دهانه گويند .

قـبل از آنکـه به بررسی انـواع چـفدها که از دَوَران آنها حول محور قائمشان پوشش گنبد به وجود می آيـد بپردازيم لازمـست گفـته شود که هـمه چـفدها ، طاقها و گنبدها بر دو دسته (( مازه دار )) و (( تيزه دار )) تقسيم می شوند . در انواع فرمهای مازه دار قله قوس منحنی است ولی در اشکال تيزه دار قله به صورت جناغی و تيزه است .

برای ساختن آهيانه معمولاً از شکلهای مازه دار استفاده می شده است و فقط در دهانه های بزرگ به منظور تحمل بار بيشتر گاه چفدهای تيزه دار به کار می برده اند . اما در پوشش رويی گنبد ( خود ) هميشه چفد ، تيزه دار است .
__________________
 

انواع پوسته هاي آهيانه

1ـ پوسته خاگی

پوسته خاگی از دوران چفد هلوچين کند حول محور قائمی که از راس آن می گذرد بدست می آيد . چفد هلوچين کند بيضی ای است که فاصله کانونی آن مساوی نصف دهانه است FF= ab/2 اين بيضی خيزی نزديک به دايره دارد لذا در دهانه های کمتر از 16 گز از آن استفاده می شود . پوسته خاگی قبل از اسلام بسيار رايج بود بعد از اسلام نيز کمابيش در بناهای گوناگون به کار گرفته شد . بهترين نمونه آن گنبد تاج الملک در مسجد جامع اصفهان است .

2 ـ پوشش چيله ـ چيلو ـ سيلو

اين پوسته از دوران چفد بيز يا هلوچين تند حول محور قائمی که از رأس آن می گذرد بدست می آيد . و بعلت داشتن خيز کافی قابليت تحمل بار بيشتری نسبت به پوشش خاگی دارد بنابراين در دهانه های بالاتر از 16 گز هم کاربرد دارد . اين پوشش از قبل از اسلام تاکنون در ايران رايج بوده است .

در يزد و کرمان و جنوب خراسان و ساير نواحی کويری بعلت دارا بودن مصالح سست و ناگزيری استفاده از خشت خام پوست درونی گنبد معمولاً‌ چيله است .

نمونه های اين پوشش را در سيدرکن الدين و مدرسه ضيائيه يزد می توان ديد .

3 ـ پوشش بَستو ( بَستو ـ کوزه )

اين پوشش از دوران چفد بستو حول محور قائمی که از رأس آن می گذرد بدست می آيد . اين پوشش از ساير پوشش های بيضی که در معماری ايران بکار رفته است خيز بيشتری دارد و معمولاً‌ در آهيانه گنبدهائی ديده می شود که پوشش خارجی ( خود ) آن رُک باشد .

پوشش يخچالها در اکثر نقاط ايران بستو است . پوشش بستو بعلت داشتن قابليت تحمل بسيار در مقابل بارهای وارد بر آن در وسيع ترين دهانه های معمول در معماری ايران بکار می رود .

از نمونه های موجود اين نوع آهيانه مدرسه ملاعبدالله نائين و گنبد قابوس را بايد نام برد .

پوشش بيرونی گنبد قابوس ( خود ) ، رُک است و بعلت داشتن خيز مرتفع نيروهای رانشی بسيار زياد است و در اصطلاح بنايان (( بيشتر لگد می زند )) . لذا مناسبترين شکلی که برای آهيانه اين برج در نظر گرفته شده همان پوشش بستو است .

4 ـ پوشش سَبوئی

اين پوشش از دوران چفد چَمانه حول محور قائمی که از راس آن می گذرد بدست می آيد . چفد چمانه از تقاطع دو بيضی بدست می آيد . به اين چفد (( سه و چهار )) و (( بَيان )) هم می گويند .

اين چفد که از ترکيب دو بيضی بدست می آيد قابليت باربری فوق العاده دارد . در ايوان پيشان بسياری از مساجد جامع از اين چفد استفاده شده است که نمونه قابل ذکر آن پيشان مسجد جامع يزد است . آهيانه گنبدهائی که از دوران اين چفد بدست می آيد برخلاف آهيانه ، اکثراً گنبدها تيزه دار است . بهترين مثال را بايد آهيانه گنبد سلطانيه دانست .
__________________
طرز چيدن مصالح گنبد

گنبدها معمولاً‌ آجری يا خشتی هستند و به سه ترتيب چيده می شوند :

1 ـ گِرد چين
chin ـ Gerd

در اين
طريقه رگهای آجر متمايل به مرکز گنبد است و بصورت شعاعی چيده می شوند .

2 ـ رَگچين
chin ـ Rag

در اين طريقه
رگهای آجر يا خشت موازی خط افق چيده می شود . گنبدهای رک را نمی توان گردچين کرد بنابراين همه آنها بصورت رگچين ساخته می شوند .

3 ـ
تَرکين Tarkin

در اين نوع چيدن ، گنبد را بصورت ترک ترک اکثراً با
قالب گچی می سازند و بعد فاصله ميان ترکها را با آجر يا خشت پر می کنند .

در اجرا تويزه های گچ ونی را ( نی در داخل گچ حالت آرماتور در بتن دارد
) روی زمين مطابق قوس مطلوب ( قوس گنبد ) می سازند و پس از تکميل ، همه تويزه ها را در فضای موردنظر توسط (( وادارهائی )) سرپا نگه می دارند بعد بين تويزه ها را با آجر يا خشت پر می کنند . در اين طريقه اجرا برخلاف انواع ديگر گنبد از شاهنگ و هنجار استفاده نمی شود .

طاقها و گنبدهای ايرانی هيچ کدام قالب ندارند حال
آنکه اکثراً گنبدها در غرب توسط قالب زده ميشوند .

گنبدهای رومی را بيشتر
روی سانتر ( Centre ) ( نوعی قالب ) می ساختند اين قالب چوب بستی بشکل گنبد بود که روی آن سنگ ها را بطريق استروتومی ( سنگ تراشی با مهارت و دقت زياد که درزها کاملاً‌ چفت هم گردد ) کار می گذاشتند .

چفد معروف مصری نيز با استفاده از
قالب ساخته می شد . مرحوم گدار اين چفد را با چفد بيز ايرانی اشتباه کرد چرا که بيز تند از لحاظ تشابه ظاهری بسيار نزديک به چفد مصری است اما در اساس چه از نظر ترسيم چه از نظر حيث اجرا بکلی با هم متفاوتند .

چفد بيز تند يک بيضی است که
فاصله کانونی اش مساوی طول دهانه است و بدون احتياج به قالب ساخته می شود ولی چفد مصری متشکل از دو دايره است و چنانچه بدون قالب ساخته شود طاق خراب ميشود .
__________________

طرز ساختن گنبد

طرز ساختن رايج گنبد مثل ساختن تاپو است همانگونه که تاپوساز دور تا دور تاپو می گردد و آنرا می سازد گنبد را هم رج به رج از پشت می سازند و بالا می روند چه گنبدهای ايرانی را بعلت نداشتن قالب نمی توان از داخل شروع به ساختن کرد .

در شروع کار از دستگاهی بنام شاهَنگ و هَنجار استفاده می کنند . شاهنگ ميله ايست که بطور عمودی کار می گذارند . اين ميله معمولاً‌ چوبی است و در مرکز گنبدخانه علم می کنند مانند گنبد مسجد رحيم خان اصفهان شاهنگ را از اطراف محکم می بندند تا تکان نخورد . در اصطلاح بنائی به علم کردن چوب (( هَج کردن )) می گويند . برای محکم بستن شاهنگ به دو ديوار گنبد از هشت الی ده چوب استفاده می کنند تا به اعتقاد بنايان چوب (( لًنبَر )) نخورد سپس در دو نقطه ای که بايد دو کانون بيضی باشد روی شاهنگ دو تا گل ميخ می زنند و به آن دو زنجيری بسيار ظريف وصل ميکنند که با آن بتوان بيضی دلخواه را رسم نمود . اين زنجير همان هنجار است و ظرافت آن مثل زنجيرهای اردکانی است .

سازنده گنبد از پشت کار مشغول چيدن می شد و منحنی گنبد را که از داخل می بايست صاف و دقيق می بود با اين زنجير کنترل می کرد برای عملکرد بهتر در محل قرارگيری گل ميخ ها ( دو کانون بيضی ) دو تا شيار ايجاد می کردند و در هر کدام يک حلقه قرار می دادند تا هنجار براحتی دور شاهنگ بگردد و دور آن پيچيده نشود .
__________________
 

شناخت انواع قوسها و تاقها(5)

نحوه اجرای تاقها
1-تاق ضربی=پر=زخم*
در این نوع اجرا آجر یا خشت از روبرو در صفحه کامل از خود قرار دارد و از زیر در مقطع افقی به صورت نره دیده می شوند. در این اجرا یک ردیف آجر را می چینند و در دور بعدی آجرها را طوری قرار می دهند که بند دو ردیف روی هم قرار نگیرند و به این ترتیب استحکام پوشش آن بیشتر شود.اجرای این نوع تاق منحصر به ایران است و پیشینه آن به 3500 سال پیش می رسد. این نوع اجرا در دوران ساسانی زیاد معمول بود که نمونه مشهور آن ایوان کرخه است.از نمونه های بعد از اسلام، ایوانهای پیر بکران لنچان و ارگ علیشاه در تبریز( با دهانه های نزدیک به 30 متر که امروزه از بین رفته است) قابل معرفی اند.
در اجرای تاق ضربی ،نخست دیوارهای طرفین تاق را که باربر است می سازند، سپس بستر انتاهیی دو دیوار را بالا می آورند( در جاهایی که امکان ایجاد اسپر باشد) د رمحلی که تاق قرار است روی دیوار بنشیند(جای پای تاق) دیوارها را به اندازه 1 الی 1.5 آجر عقب می نشینند تا آجر تاق روی آن قرار گیرد.به این گودی کیز* گویند.کیز جایی است که تاق از آنجا شروع می شود. تاق را معمولاً از آغاز به صورت منحنی اجرا نمی کنند.بلکه پاکار را تا چند رج(40 الی 50 سانتیمتر) به طور عمودی بالا می برند.بعد در نقطه عطف، قوس آغاز می گردد.این شیوه در همه دنیا مرسوم است.به این بخش از تاق که عمودی در امتداد دیوار بالا می رود( چه در قوس چه در تاق و چه در گنبد) پاراسته یا پاراستی گویند.
این پاراستی ها بر حسب سلیقه دوران، ابعاد مختلفی به خود میگیرد.پاراستی علاوه بر آنکه قوس را شکیلتر و کاملتر میکند، در جلوگیری از رانش نیز بسیار موثر است.
پس از اجرای پاراستی تاق را شروع میکنند.در تاق ضربی رج اول متمایل به اسپر انتهایی میشود و رجهای بعدی به ترتیب متصل و متمایل به هم زده میشود(به این ترتیب در اصطلاح بنایی پَر را وَر میکنند،یعنی تکرار میکنند و در مجموع به آن پَروَر کردن گویند).وقتی رجهای تاق به پایان رسید، آن را کور میکنند.
در نقشه هایی که به علت عملکرد ویژه بنا نتوانیم اسپر انتهایی را داشته باشیم که رج اول تاق به آن تکیه کند،یک تویزه در انتهای دیوار به جای اسپر کار میگذارند تا رج اول تاق بر آن متکی شود.زیرا اگر رج اول کاملاًً عمودی نسبت به سطح افق کارگذاشته شود، ایستایی کافی نداشته و فرو میریزد.این مسئله در معماری غربی به علت کاربردن قالب مطرح نیست و لی در ایران به علت در دسترس نبودن چوب و تخته در همه نقاط برای استفاده قالب عمدتاً تاقها بدون قالب اجرا میشوند.
منحنی تاق و متداول نبودن ((استروتومی))*مسئله درزگیری بین هر دوبند آجر را پیش می آورد.در ایران بین دو بند را گاز میگذارند.یعنی تکه های سفال را با ملات بین درزهای آجر در حین اجرا قرار می دهند تا تاق یکپارچه پیش رود.
2- اجرای تاق به صورت رومی= ایلامی= هره
در این نوع اجرا طرز قرارگیری آجرها یا خشتها به گونه ای است که در مقطع عمودی واز منظر روبرو به صورت نره دیده میشود و در مقطع افقی به صورت صفحه کامل آن نمایانند.این نوع اجرا به مناسبت قابلیت استحکام و باربری در دهانه های وسیع بکار میرود.
از واژه رومی اینطور دریافت شده است که این طرز اجرا از روم کهن(ایتالیا) به ایران آمده است، ولی با گذری اجمالی به تاریخ معماری کهن ایران در چغازنبیل(1250 پیش از میلاد) این نوع اجرا را میبینیم(لطفاً به تصویر نخست در پایین((شناخت انواع قوسها و تاقها(2))) نگاه کنید.در آرامگاه های بیرون شهر دورانتاش نیز با آجرهای بزرگ و ملات قیر طبیعی به همان صورتی که دیوار بالا آمده تدریجاً منحنی تاق نیز ادامه پیدا کرده و اجرای تاق، صورت رومی به خود گرفته است،حتی سردرهای ورودی نیز به صورت رومی زده شده اند و این مربوط به زمانی است که رومیها زندگیشان به صورت بسیار ابتدایی بوده است.
در اجرای تاق رومی، نکته حایز اهمیت آن است که از دوطرف دیوار چیدن آجر صورت میگیرد تا در بالا به هم قفل و بست شوند.در این نوع اجرا چون سقف در امتداد دیوارچینی پیش میرود،احنیاج به کیز نیست.*
به نظر میرسد که وجه تسمیه تاق رومی آن باشد که از نواحی غربی و شمال غربی ایران به همه جا رفته است.*
__________________
تحلیل گنبدهای آجری درتئوری قوس‌های پوسته‌ای
تحلیل گنبدهای آجری درتئوری قوس‌های پوسته‌ای


قوس را می‌توان سازه ای تعریف نمود که توانائی آن برای حمل بارهای قائم وارده، بستگی به موئلفه افقی واکنش تکیه گاه های آن دارد که هر دو به طرف وسط دهانه قوس عمل می‌نمایند و همواره دست یابی به به نیروهای فشاری بدون پارامتر خروج از مرکزیت، مدنظر مهندسین وسازندگان از قدیم الایام بوده است و کارهای انجام شده دوره های قدیم که شامل ساختمان هایی با قوس ها وگنبدها می‌باشد ُنمونه هایی از این تلاش است که از نتایج آن پوشش مقبره ها و مساجد و فضاهای بزرگی در دنیا و نیز در ایران است.
در دوره های قبل، پوشش دهنه های بزرگ توسط گنبد های سنگی و آجری انجام می‌گرفت لیکن طرز عملکرد این گونه گنبدها از نقطه نظر مقاومت مصالح و ساختمان به صورت علمی‌روشن نبود و اجرای این نوع پوشش ها بر روی تجربیات شخصی متکی بوده و غالبا هنر سازندگان این نوع سقف ها به شاگردانشان به ارث می‌رسیده است، نتیجه این هنر، نسل به نسل از استاد به شاگرد منتقل میگردید بدون اینکه در ماهیت علمی‌آن مطالعه ای انجام شود.
در سالهای اخیر مطالعات زیادی راجع به ساختمانهای قدیمی ‌ایران که مسلما شامل تعداد بسیاری از این نوع قوس ها و گنبدها است، انجام گرفته است که در نتیجه یک نوع کنجکاوی در مورد عملکرد این گونه بناها از نقطه نظر مقاومت مصالح نیز به وجود آورده است.این نوع فرم ها در زمان خود با مصالح موجود آن زمان فقط قادر به تحمل فشار بوده و در صورت نبودن مصالحی که بتواند تحمل کشش و در نتیجه قابلیت تحمل لنگر خمشی را داشته باشد منحصر بفرد بوده است. امروزه وجود فولاد که دگرگونی هایی در فرمهای ساختمانی بوجود آورده، باعث شده گنبدهای آجری که در زمان خود از شاهکارهای معماری و ساختمانی محسوب می‌شد در بوته فراموشی قرار گیرد.
تکنولوژی بتن به دو دلیل یکی قابلیت تحمل فشار و دیگری قابلیت فرم پذیری میتواند راه حل مناسبی به منظور رسیدن به فرم های گنبدی شکل باشد. از سری تنش هایی که در فرم های گنبدی آجری ایجاد می‌شود و سبب ایجاد ترکهایی در قسمت تحتانی آن می‌شود به این نتیجه می‌رسیم که فرم های گنبدی آجری که دارای انحنای دو جهته میباشند در اثر این که با مصالح بنایی ایجاد شده اند قابلیت تحمل چمش را ندارند و تنها قابلیت تحمل فشار را دارند، لذا رابطه نزدیکی بین عملکرد فرم های گنبدی بنایی باتئوری سقف های پوسته ای بتونی مشاهده می‌شود.
برای آنکه بتوانیم در این مورد بهتر بحث کنیم نخست باید مختصری در مورد چند اصل مربوط به تئوری سقف های گنبدی پوسته ای بتن آرمه که پیروی از تئوری غشا نازکMembranetheory می‌کند اشاره نمود. ساده ترین روابطی که در مورد سقف های پوستهای گنبدی میتوان نوشت به شرح زیر است.
تحلیل سازه ای مولفه های افقی و قائم سقف های گنبدی
چنانچه یک نیم کره کامل به شعاع r رافرض کنیم و نیروهایی گه در امتداد نصف النهار وارد می‌گردند T و نیرو هایی که در امتداد حلقه ها وارد میگردند H و وزن گنبد را W بنامیم خواهیم داشت :
T=W/ 2 ∏ r Sin^2 K1
H= (-T) +r ш Cos K1
حال اگر وزن گنبد را که از صفحه( a-a )به بالا قرار دارد w بنامیم خواهیم داشت :
W=2 ∏ r^2 (1-Cos K1) ^ш

حال چنانچه تغییرات مقادیر T و H را در نقاط مختلف گنبد خواسته باشیم کافی است که زاویه K1 را از (0) تا (90) تغییر دهیم در این صورت به نتایج زیر خواهیم رسید.
بسادگی می‌توان دید که نیرویT همیشه مثبت است یعنی مولفه قائم نیرو همیشه فشاری است. باتوجه به شکل2 مقدار نیروی T از یک حد اقل wr/2 از راس گنبد بتدریج زیا شده و به تدریج به یک مقدار حد اکثر wr در قسمت تحتانی گنبد می‌رسد.
مولفه افقی H که در امتداد حلقه های افقی وارد میشود در قسمت های راس گنبد بصورت فشاری است و مقدار آن تا صفحه افقی b-b تقلیل پیدا کرده و از آن به بعد به صورت کششی در می‌آید و در قسمت پایین گنبد مقدار آن به –wr می‌رسد. در مورد صفحه B-B مقدار زاویه K1 برابر 51 درجه و 50 دقیقه می‌باشد.

با توجه به این مطالب و شکل 3 نتایج زیر بدست می‌آید:
الف - در امتداد نصف النهار ها همیشه نیرو های فشاری داریم که بازیاد شدن زاویه ف – در امتداد نصف النهار ها همیشه نیرو های فشاری داریم که با زیاد شدن زاویه K1 مقدار نیروی فشاری نیز زیاد می‌شود.
ب – مولفه نیروهای افقی H در حلقه ها از راس گنبد تا حلقه خنثی فشاری است و از حلقه خنثی به پایین تولید کشش در حلقه های افقی می‌کند و این کشش بطور خطی با افزایش زاویه K1 زیاد میشود بطوری که سبب بروز ترک هایی موازی با امتداد نصف النهار ها (شکل3) می‌کند.
لزوم ازدیاد ضخامت در گنبد های آجری

با مشاهده سطح مقطع گنبد های آجری شکل4 براحتی می‌توان دید که ضخامت t بتدریج از راس گنبد تا قسمت پایین آن ازدیاد پیدا کرده بطوری که تابع ازدیاد نیروهای فشاری T و کششی H می‌شود.
ترک هایی که در این نوع گنبد ها مشاهده می‌شود مواز با نصف النهارها می‌باشد و از حد حلقه خنثی شروع شده و بتدزیج که ترک به پایین امتداد پیدا مکند ترک گشادتر شده و تابع ازدیاد نیروی کششی حلقه های Hمی‌شود.
این نوع ترکها در ساختمان هایی نظیر گنبد مسجد سلطانیه در زنجان، گنبد کلیسای ارامنه جلفای اصفهان و گنبد مقبره خواجه ربیع در مشهد مشاهده نمود.
به منظور جلوگیری از ایجاد ترک (در اثر نیروی کششی) در قسمت های پایین گنبد ضخامت گنبد را زیاد نموده و یا حلقه هایی شش ضلعی با هشت ضلعی در محیط گنبد کار گذاشته شود، که بدین وسیله سطح مقطع را زیاد کرده و تنش کششی حاصله را کم کرده اند.
در خیلی از موارد، خستگی کششی فوق به صورت تقریبی محاسبه شده و مشاهده شده است که تنش های ایجاد شده خیلی کم است. گرچه بصورت تئوریک در این گونه بناها هیچ گونه کششی مورد قبول نمی‌باشد لیکن می‌توان فرض کرد که این تنش های کوچک کششی میتواند بوسیله قفل و بست مکانیکی آجر ها و یا چسبندگی آجر و ملات و یا تیرهای کششی چوبی جذب شود.
تحلیل سازه ای حلقه کششی
در حالتی که گنبد شکل نیم کره ای کامل ندارد ناقص بودن فرم کره ای شکل گنبد لزوم استفاده از حلقه کششی در قسمت خاتمه گنبد را ایجاب میکند.
کششی که در این حالت در حلقه بوجود میآید با توجه به تئوری غشا نازک بصورت زیر محاسبه می‌شود :
S=T r Sin K1 Cos K1
یا از رابطه
S=(r w Sin K1 Cos K1)/ (1+Cos K1)

نیروی کششی S مادامی‌که زاویه K1<90 است مثبت بوده و وقتی زاویه K1=90 شود نیروی S صفر خواهد بود. با توجه به مطالب فوق مشاهده می‌شود که تا زمانی که فرم گنبد نیم کره کامل باشد و تحت بار یکنواخت که بر واح سطح گنبد وارد می‌شود بارگذاری شده باشد به طور تئوریک احتیاجی به حلقه کششی نخواهد بود.حال اگر فرم گنبدی را که بزرگتر از نیم کره کامل باشد در نظر بگیریم (البته این وضع در حالتی که 90
__________________
 
شناخت انواع قوسها و تاقها(3)
در ادامه مطالب مربوط به تاق و قوس در معماری ایران، بد نیست اشاره ای هم به یکی از اثرهای مشهور معماری معاصر ایران داشته باشیم.اثری که چندسالی است که به نمادی از ایران( به ویژه در رسانه های بین المللی)تبدیل شده است.این اثر، همانا میدان آزادی و بنای یادمان آن(شهیاد پیشین) است. در اینجا تنها چیزی که به آن اشاره خواهد شد، همانا نحوه بهره گیری معمار این بنا(حسین امانت) از چفدهای معماری ایران در اثر خویش و اشاره ای کوتاه به مفهوم و کانسپت طراحی وی در این بنا می باشد.نوشته های بیشتر در این باره و نقدهایی نیز که به طراحی این بنا دارم را به زمانی دیگر و فرصتی مناسب واگذار میکنم.
در طراحی این میدان و بنای یادمان آن، گویا خواست کارفرما طراحی بنایی بوده که یادآور 2500 سال شاهنشاهی ایران(شهیاد) و نیز نمادی دروازه گونه برای پایتخت آن باشد.چرا که در آن زمان(1345)، سایت کنونی میدان آزادی در منتهی الیه غربی شهر تهران و در نزدیکی فرودگاه بین المللی مهرآباد قرار داشت و به نوعی مبادی ورودی تهران به شمار می رفت( و البته امروزه هم تا حدی این چنین است).همچنین طراحی موزه هایی برای نمایش آثاری از ایران کهن و نیز ایران نوین، پیش بینی شده بود. معمار نیز برای برآوردن خواسته کارفرما یک فرم چهارتاقی طراحی می کند که در هر تاق آن به صورت نمادین، دوگونه مشخص چفد معماری ایران(تیزه دار و مازه دار) را طراحی می کند.دلیل این کار مشخص بود.امانت می دانست که چفد تیزه دار، به نوعی سمبل معماری ایرانی پس از اسلام و چفد مازه دار، مشخصه چفدهای به کاررفته در معماری پیش از اسلام است.طراحی وی در اینجا فابل توجه است.تاقها با چفد مازه دار طراحی گشته اند، ولی نمای بیرونی آنها چفد تیزه دار است و امانت این تاق مازه دار را با طراحی فرمهایی که یادآوررسمی بندی در معماری کهن ایرانی است، به چفد تیزه دار،وصل کرده و به نوعی ایوان در معماری ایران را نیز یارآور شده است.بدین گونه شما از هر طرف که نگاه می کنید، دو چفد مازه دار و تیزه دار را پشت سرهم می بینید.معمار با این طرح خود خواسته است به کسی که وارد تهران می شود، بگوید:
شما وارد پایتخت سرزمینی می شوید که شالوده آن بر دو تمدن اسلامی و پیش از اسلام استوار است و در فراز این سرزمین(یا تاریخ و تمدن آن)، کوروش هخامنشی قرار دارد. معمار با طراحی بازشوهایی در بالای این برج به شکل کنگره( که یادآور تاج پادشاهان هخامنشی است)،خواسته است که به این نکته اشاره کند.الیته فرم کلی این طرح شباهت عجیبی نیز به برج ایفل پاریس دارد که همانگونه که اشاره کردم، در آینده نقدی تیز بر این طرح خواهم نوشت. البته اجرای فوق العاده دقیق و زیبای آن ونیز نحوه اتصال سنگها و تعداد و انواع این سنگها در ساخت بنا قابل توجه می باشد.


اما آنچه که در پایان قابل ذکر است، این است که در طی 35 سالی که از ساخت این بنا می گذرد، در اثر عوامل انسانی و طبیعی(همچون دود، سروصدا، تغییر حرارت،رطوبت،رفت و آمد و...)، این بنا و میدان آن آسیبهای فراوانی دیده اند که به مرمتی جامع و فوری نیازمند هستند که با توجه به مدیریت دوگانه حاکم بر آنها( مدیریت بنا بر عهده بنیاد رودکی و مدیریت میدان بر عهده شهرداری تهران است)،این امر به زودی امکان پذیر نخواهد بود.

شناخت انواع قوسها و تاقها(6)
ادامه بحث نحوه اجرای تاقها

۳-اجرای تاق به صورت چپیله=تیغه ای= لاپوش
در این نوع اجرا لبه آجر به صورت لایه های باریک در مقطع عمودی و دید روبرو قرار دارد.بدیهی است که که این نوع تاق به علت ضخامت فوق العاده کم،مقاومت بسیار کمی در برابر بارهای وارد بر خود دارد و فقط در درگاه ها و دهانه های بسیار کوچک می تواند اجرا شود.با این حال، در یکی دو سده اخیر،در قم و کاشان،پوشش دهانه های بزرگ *نیز به همین نحو اجرا شده، با این تصور غلط که تاق نازکتر میشود و ساختمان سبکتر است، ولی این تاقها به زودی فرو میریزند و بسیار خطرناکند.برای استحکام بیشتر این نوع آجرچینی را در چند لایه روی هم انجام میدهند که در اصطلاح معماری به آن پالانه کردن میگویند.گرچه این نوع اجرا نسبت به شکل یک لایه ای مقاومت بیشتری دارد، با این حال باز هم برای درگاه ها و دهانه های کم کاربرد دارد.
گاهی برای چلوگیری از رانش شدید این نحوه از اجرای تاقها،در یک سری دهانه متوالی(مثل شبستانهای مساجد ستوندار )بین هر دو دهانه را در محل اتصال ستونها به تاق، با چوب به هم متصل میکردند و بعد تاق میزدند تا در حین اجرا تاق حرکت نکند و پس از اتمام تاق زنی، چوبها را میبریدند.از دوران قاجاریه به بعد که معماری ایران سیر نزولی را در اجرا پیمود،پس از پایان تاق زنی چوبها را به علت ضعف مهارت نگهداشتند.مثل مسجد مجد و شبستان مسجد سپهسالار قدیم.گرچه عملاً بعد از اجرای تاق، چوبها کار جلوگیری از رانش را انجام نمی دهند، ولی چون تاق به آن عادت کرده است، اگر حذفش کنند، تاق لطمه میبیند(قابل توجه دوستانی که همواره درباره فلسفه وجود چوبها در بین تاقهای شبستانهای بعضی از مساجد پرسش میکنند).
__________________

شناخت انواع قوسها و تاقها(7)
انواع تاقها ۱- تاق آهنگ= گهواره ای= لوله ای
ساده ترین تاق ایرانی،"آهنگ" است که در واقع ادامه یک نوع چفد در امتدادی معین است.نام دیگر آن گهواره ای است.فرانسویها به این نوع تاق Bercu) =برسو) یعنی گهواره ای میگویند.با توجه به شکل ساده پوشش آهنگ در بعضی نقاط لوله ای نامیده میشود.*
تاق آهنگ در بناهایی که در دوطرف دو دیوار ممتد دارد،مناسبترین پوشش است.مثل انواع آب انبارها،ایوانها، صفه ها و فضاهای مستطیل شکل که بخواهند سقفشان یکنواخت باشد.تاق آهنگ عمدتاً به صورت ضربی اجرا میشود.میتوان زیر تاق آهنگ را با انواع آمود(تزئینات) پوشاند.مثل مسجد گوهرشاد مشهد که کاشی کاری شده است.گاه نیز زیر تاق کاربندی یا کانه پوش است.مثل ایوان صاحب در مسجد جامع اصفهان.در اینجا کاربندی یا کانه پوش مثل سقف کاذب عمل میکند.گاه آمود زیرین این تصور را پیش آورده است که تاق را رومی اجرا کرده اند.چون نماسازی زیرین با آجر قلمدانی بوده و ظاهراً شکل تاق رومی را بخود گرفته است.حال آنکه اگر اجرای تاق آهنگ به صورت رومی باشد،حتماً نیاز به قالب است که در مجموع مشکلات گوناگون دارد و در معماری ایرانی به ندرت اجرا میشود.(برای آشنایی بیشتر با تاق آهنگ نگاه کنید به شناخت انواع قوسها و تاقها(۴) در همین وبلاگ).
--------------------------------------------------------
پانوشت:
* در شیراز آهُنگ گویند.چون این نوع تاق شکل نقب را نیز القا میکند،به همان لفظ آهنگ نامیده میشود.


شناخت انواع قوسها و تاقها(8)
تاق کلمبو کُل=پوسته سخت*،کلمبو=کلمبوه=کلنبوه، اُنبه=انبوهی و جمعیت
انواع تاقهای ایرانی بسیار مناسب برای شرایط آب و هوای ایران هستند.از جمله به علت ساختارشان در ملایم کردن آفتاب شدید و جلوگیری از نفوذ سرمای سخت بسیار موثرند.اما تاق کلمبوه،علاوه بر خواص فوق از نوعی ویژگی برخوردار است و آن اینکه در مقابل زلزله،مقاومت بسیار خوبی از خود نشان می دهد*.
در حاشیه کویر و مناطقی که طوفانهای سهگین دارد و مصالح نیز سست است،کلمبوه بهترین پوشش است.در کاروانسراهای بین راه نیز که به ندرت در معرض توجه برای حفظ و نگهداری و مرمت است،پوشش تاقها را کلمبوه میگیرند که دیرتر خراب شود.

تاق های کلنبو-کاروانسرایی در قم
تاق کلمبوه در واقع گنبد کوچکی است که عمدتاْ زیر سازی یا گوشه سازی و شکنج ندارد و روی چهار دیوار یا چهار ستون در زمینه مربع اجرا میشود.طرز اجرای آن مثل بافتن سبد است.گاه کلمبوها را در زمینه مستطیل نزدیک به مربع که بتوان آن را به هشت ضلعی و بعد دایره تبدیل کرد،اجرا کرده اند.این نوع زمینه بیشتر در کرمان و نواحی شرقی ایران به ویژه خراسان دیده میشود.در چنین حالتی در اجرا گوشه های مستطیل ،گوشه سازی میشود تا در وسط زمینه آماده زدن تاق کلمبوه گردد(هشت ضلعی شود).دهانه مناسب برای اجرا ی کلمبوه بین ۲.۵ تا ۳ گز است.
نکته حایز اهمیت آنکه دیواری که کلمبوه روی آن مینشیند،میتواند بسیار ظریف باشد، به طوری که تا ۶/۱ دهانه برای ضخامت دیوار کافیست.حال آنکه در تاقهای دیگر خارجی(آخرین دیواری که رانش تاق روی آن می آید)،معمولاْ ضخامت زیاد دارد.(نسبت ۲ به ۵).یعنی در دهانه ای به وسعت ۵ گز،ضخامت دیوار دست کم ۲ گز خواهد بود.در دهانه های کوچکتر(تا حدود ۳ گز)این نسبت ۱ بر ۳.۵ است.علت آنکه در پوشش کلمبوه ضخامت دیوار کم میشود، آن است که نقاط اتکا پوشش به دیوار زیاد است(دست کم در هشت نقطه بار گنبد به دیوار وارد میشود).
گاه در بعضی مناطق،برای جلوگیری از نفوذ گرما و سرما و سرو صدا دیوارهای بیرونی کلمبوه را خیلی ضخیم میگیرند(به عنوان پنام=عایق*)که طبیعتاْ ارتباطی با مسئله باربری دیوارها ندارد، در دهانه های پیوسته وقتی همه تاقها کلمبوه باشند،چنانچه مسئله پنام مطرح نباشد،ضخامت دیوارها تا دست کم ۷/۱ الی ۸/۱ دهانه نیز می رسد.
--------------------------------------------------------------------
پانوشت:
- به پوست سفت گردو و بادام که بعد از پوست سبز خارجی است کُل گردو یا بادام گفته میشود.لغات کلاه و کُل افرنگ نیز معانی پوشش و پوسته را دارند.
- در زلزله طبس، اکثراْ تاقهای کلمبوه ثابت و پابرجا ماندند.پوسته کلمبوه مثل کلاه بلند شده و فرو افتاده و دیوارهای زیرش را خرد کرده ولی خود پوشش آسیبی ندیده بود.
-پنام پارچه ای بود که موبدان ذرتشتی به عنوان پوشش مقابل دهان خویش برای جلوگیری از ورود دود آتش آتشکده ها میبستند که به معنی عایق در معماری ایرانی نیز به کار میرفت
__________________

لزوم نگرشی تازه به فرم پارک و فضای سبز شهری

لزوم نگرشی تازه به فرم پارک و فضای سبز شهری(خلاصه پژوهش)

امید ریسمانچیان/ دانشجوی دکترای معماری منظر، دانشگاه ادینبورگ انگلستان

 امروزه شهرهای ایران به خصوص شهرهای مرکزی و مهم مانند تهران از آنجایی که در مرحله گذار بین سنت و مدرنیته قرارگرفته اند درحال پشت سرگذاشتن دوران مهمی از تاریخ خود می باشند. گسترش این شهرها در اوایل قرن بیستم بر اساس یک اقتباس ناآگاهانه و ناقص از سیستم شهرسازی غرب بوده که به تبع آن باعث به وجود آمدن مشکلات متعدد از قبیل عدم تطابق سازمان فضایی قسمتهای توسعه یاقته با هسته مرکزی شهرها و یا عدم توجه به سیستمهای اکولوژیکی و اقلیمی گشته است. در این میان با ورود شهرسازی غربی فضاهایی مانند پارک نیز وارد عناصر شهری ایران شدند که در دوران گذشته مورد توجه چندانی قرار نمی گرفتند. اما امروزه با توجه به مشکلات محیط زیستی شهرها و نیز نیازهای اجتماعی مردم توجه مسئولین به گسترش فضاهی سبز از جمله پارک ها جلب شده است که به تبع آن شاهد احداث پارکها و بوستانهای محلی در گوشه و کنار شهرها به خصوص تهران می باشیم. علی رغم توجه و تلاش مسئولین به گسترش فضای سبز شهری مشکلات اساسی در این میان وجود دارد که نه تنها روند گسترش فضای سبز شهری را با مشکل مواجه می سازد بلکه عدم توجه به آنها باعث ناکارآمدی فضاهای سبز احداث شده نیز می شود. عدم برخورداری شهروندان از مزایای فضاهای سبز به طور یکسان در محلات مختلف، گران بودن قیمت زمین در مناطق مرکزی شهرها و امکان پذیرنبودن احداث فضاهای سبز قابل توجه در آنها، وجود شرایط اقلیمی سخت، کمبود آب، عدم استفاده از نیروی متخصص در طراحی و سپردن این مهم به معماران یا طراحان شهری ناآشنا به مسائل تخصصی تنها بخشی از مشکلات موجود در احداث، گسترش و مدیریت فضاهای سبز می باشد. از این رو این سوال به ذهن خطور می کند که گسترش پارک بصورت موجود تا چه حد امکان پذیر بوده و آیا اصولا این فضاهای وارداتی با بستر شهرهای ایران همخوانی لازم را دارند یا خیر؟
به طور کلی پارک بصورت لکه ای سبز در شهر یک فضای وارداتی از سیستم شهرسازی غربی می باشد که در ایران بدون بومی شدن بکار رفته است و با تمامی مشکلات موجود در حال گسترش یافتن می باشد. در شهرهای اروپایی و اکثر شهرهای آمریکا پارک بصورت لکه ای سبز و وسیع به کار می رود که قابلیت ایجاد خرداقلیم های متعدد را در شهر دارا می باشد. به گفته نادر اردلان، محقق و معمار برجسته ایرانی، فضاهای سبز در شهرهای غربی گاهی تا بیست درصد بلوکهای شهری را به خود اختصاص می دهند. در این زمینه باید توجه داشت که همخوان بودن این فضاها با اقلیم شهر امکان احداث، نگهداری و مدیریت این فضاها را در سطوح وسیع و چشمگیر بسیار تسهیل می کند. آنچه مسلم است وارد کردن این فضاها در شهرهای ایران، در این گفتار تهران، که بیشترین سطح آن را فضاهای ساخته شده و مصنوع _به خصوص بلوکهای مسکونی با قیمتهای بالا_ به خود اختصاص می دهد امکان پذیر نبوده و اگر با صرف هزینه بالا مبنی بر خرید زمین و اختصاص آن به پارک نیز اقدام به احداث چنین پارکهای وسیعی صورت گیرد، به خاطرشرایط سخت اقلیمی، شهر را با هزینه های سنگین نگهداری این فضاها مواجه ساخته ایم. در این جا این سوال به وجود می آید که هدف از ایجاد پارک و فضای سبز شهری چیست و چگونه می توان این فضاها را به نحوی بومی کرد که بتوان آنها را در وضع موجود شهرها با کمترین هزینه گسترش داد؟

سنترال پارک نیویورک، نشان دهنده بستر مناسب و شرایط مناسب اقلیمی شهر جهت احداث پارک در سطح وسیع می باشد.
به طور کلی مهمترین وظیفه پارکهای شهری، ایجاد بستری فراغتی بوده که باعث افزایش تعاملات اجتماعی و بهبود سلامت فیزیکی و روانی جامعه از طریق افزایش تماس بیشتر مردم با طبیعت میگردد. در مطالعات فضاهای باز و سبز شهری معمولا مطالعات به دوبخش "ارزشهای مختلف فضاهای سبز شهری" و "گونه های مختلف فضاهای سبز شهری" تقسیم می شوند. پارکهای لکه ای به صورت گسترده فقط یک نوع از این فضاهای سبز شهری می باشند که امروزه در شهر تهران مورد توجه قرارگرفته اند. هرچند در صورت امکان احداث این گونه فضاها در مقیاس متناسب با شهر، گام بزرگی در جهت بهبود محیط زیست شهری در سطحی کلان صورت میگیرد اما بهبود تعاملات اجتماعی و شرایط زیست محیط در مقیاس خرد در شهر تهران نیازمند به بکار گیری دیگر گونه های فضای سبز و طراحی آنها در قالب فرمهای جدید می باشد.
یکی از انواع فضای سبز شهری پارکهای خطی می باشند که بهره مندی شهروندان از مزایای فضای سبز را به طور یکسان در سطح محلات امکان پذیر می کند. پارکهای خطی برخلاف پارکهای لکه ای که برای احداث نیاز به تخصیص فضایی وسیع دارند، امکان رشد در فضاهای خالی شهر را دارا بوده و علاوه بر بهبوده منظر شهری، ایجاد یکپارچکی به فضاهای تکه تکه شده شهری و حس تعلق، باعث افزایش سرانه فضای سبز در سطح شهر نیز می گردند. در شهری مانند تهران که به خاطر قیمت و تراکم بالای زمین امکان گسترش پارکهای لکه ای در سطحی وسیع وجود ندارد، استفاده از پارکهای خطی می توان راهکار مناسبی جهت گسترش فضای سبز در لابه لای بلوکهای شهری و فضاهای خالی شهر باشد. گونه های گیاهی و عملکردهای بکار رفته در پارک خطی با توجه به انتظاراتی که باید برآورده سازند با پارکهای لکه ای متفاوت بوده و همین خصیصه ها رشد و گسترش این فضاهای را در سطح شهر امکان پذیر می کند. پارکهای خطی قابلیت تلاقی با مسیرهای پیاده، اتصال به فضاهای سبز ترافیکی موجود در سطح شهر مانند رفویژها و حتی اتصال به باغچه های موجود در خیابانها را دارا بوده و از انعطاف پذیری بالایی جهت گسترش برخوردار می باشد و این امکان را به وجود می آورد که با سرمایه گذاری قابل قبول گامی موثر در افزایش سرانه فضای سبز در سطح شهر برداشته شود. نکته قابل توجه این است که پارک خطی در ایران یک پدیده جدید نبوده و می توان سابقه آن را در فضاهایی مانند خیابان چهارباغ اصفهان ردیابی کرد. . هرچند چهارباغ را نمی توان یک پارک خطی صرف دانست اما می توان دید که چگونه فرم باغ ایرانی در رویارویی با فضای شهری به گونه ای مناسب تغییر شکل داده و در شهر گسترش می یابد. اگرچه پارک را یک فضای غربی می دانیم اما می توان باغ ایرانی را در ایران معادل مناسبی برای آن درنظر گرفت که به گفته نادر اردلان بر اساس مسائل اقلیمی و متناسب با میزان آب موجود گسترش می یافته است. باغ ایرانی برخلاف پارک غربی یک فضای خصوصی بوده است که در یک منطقه محدود و چهارگوش احداث می شده اما بر اساس شواهد تاریخی می توان دید که فرم باغ در برخورد با فضای شهری و سرویس دهی به عموم مردم از حالت چهارگوش خارج شده و بصورت خطی با عنصر غالب درخت در چهارباغ اصفهان تغییر شکل می دهد. با اقتباس از این منبع تاریخی می توان به مقوله فرم پارک نگاهی تازه داشت مبنی بر اینکه پارکهای لکه ای تنها پاسخ مناسب برای گسترش فضای سبز در سطح شهرها نمی باشند بلکه با تکیه بر انواع دیگر پارکها مانند پارک خطی می توان در برآورده کردن نیاز مرد گامی موثر برداشت.

تغییر شکل دادن باغ ایرانی از حالت لکه ای به خطی در برخورد با فضای شهری
هدف از این تحقیق این است که خصوصیات یک پارک خطی را شناسایی کرده و آنرا به عنوان یک گونه بومی شده پارک با قابلیت گسترش در سطح شهر معرفی کند. نحوه تلاقی این فضاها و سرویس دهی آنها به عابرین پیاده و بهبود زندگی عابرین پیاده در سطح شهر مورد بررسی قرار می گیرد و در نهایت اصول و راهکارهایی جهت مکانیابی و احداث این گونه فضاها در سطح شهر ارائه می گردد. در پایان نیز این اصول و راهکارها به عنوان نمونه در یک منطقه به عنوان نمونه موردی در قالب یک طرح به معرض نمایش گذاشته می شوند.
منبع: نشريه الكترونيكي معماري منظر

معمار برج ازادي




حسین امانت در روبروی برج آزادی (شهیاد)

حسین امانت
(تولد ۱۳۲۱) طراح و معمار و از بهائیان کانادائی-ایرانی است. او معمار برج آزادی که نمادی از نماد «ایران مدرن» و نشان «دروازه تمدن بزرگ» در قرن بیستم است، و همچنین ساختمان‌های اولیهٔ دانشگاه صنعتی شریف می‌باشد پس از پروژه موفقیت آمیز برج آزادی (در زمان ساخته‌شدنش برج شهیاد) و دانشگاه شریف، نظارت و سرپرستی ساخت موزه بزرگ پاسارگاد در نزدیکی آرامگاه کوروش کبیر به او واگذار شد.[امانت همچنین معمار و طراح تعدادی چند از مراکز صنایع دستی، مدرسه‌، کتابخانه و حتی یک شهرک تفریحاتی در ساحل دریای خزر بوده‌است. او بعدها با بسط دادن کار خویش بناهایی در خارج از کشور را نیز طراحی نمود، از آنجمله، بنای سفارت ایران در شهر پکن، پایتخت جمهوری خلق چین که متمایزترین سفارتخانه ناحیه دیپلماتیک در پکن است.
امانت دانش‌آموخته دانشگاه تهران است
از دیگر سازه‌های طراحی شده توسط وی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
  1. دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر).دو مرکز بهائی در ویرجینیا و تگزاس
  2. ساختمان مقر بیت العدل اعظم، از ساختمانهای حول مقام اعلی، مرقد باب در حیفا[۴]
  3. دارالتبلیغ بین‌المللی از ساختمان‌های حول قوس مقام اعلی
  4. محفظه آثار بهائی از ساختمان‌های حول قوس مقام اعلی
  5. مشرق‌الاذکار ساموآ

اقلیم شمال ایران







تعریف هوا واقلیم :


تعریف هوا یاوضعیت جوی شرایط موقت وضعیتی كه برای مدتی كوتاه دریك مكان معین غالب میگرددكه میانگین این وضعیت جوی دردراز مدت رایك اقلیم مینماید ،طبق تعریف فرهنگ بین المللی هواشناسی تعریف اقلیم عبارت است از تغیر مجموعه شرایط جوی كه بوسیله كیفیت وتكامل وضع هوامنطقه معینی مشخص میگردد . به هرحال اقلیم یك منطقه مرتب دستخوش حوادث غیر متعرقبه ازقبیل سیل، زلزله،انفجاریا یك جنگ فرسایشی می باشد.

تعریف عناصر اقلیمی: هریك از شرایط جوی كه بتهم حالت فیزیكی وضع جوی ویا اقلیم منطقه معین رابرای لحظه بخصوصی یادوره ای اززمان معین مشخص می كند .
اقلیم شمال ایران در حقیقت یک اقلیم مدیترانه ای است که دارای آب و هوای معتدل و مرطوب است. میزان بارش سالانه بطور متوسط ‌١٠٠٠ میلی متر است که بیشترین آن در قسمت های غربی و کمترین آن د ر نواحی شرقی است. درجه حرارت متوسط سالانه بین ‌١٥ تا ‌١٨ درجه سانتی گراد است.
شمال ایران
به طور كلی جلگه مازندران در شمال ایران دارای آب و هوای معتدل و مرطوب است ، كه معروف به آب و هوای معتدل خزری است . عوامل مؤثر در آب و هوای این استان عبارتند از : وجود كوه های البرز ، جهت قرار گرفتن آنها ، ارتفع مكان ، نزدیكی به دریا ، پوشش گیاهی ، بادهای محلی ، عرض جغرافیایی و پیش آمدن توده هوای شمالی و غربی ، كه در بین عوامل فوق نقش كوه ها و دریای خزر و بادها بیش از سایر عوامل است .
به طور كلی دو جریان هوا در این منطقه تأثیر می گذارد :
جریان اول ، هوائی كه از شمال و شمال شرقی از سیبری به طرف مازندران می آید و این توده در زمستان باعث سردی هوا و ریزش برف و باران شده و در تابستان بندرت مزیده و سبب خنكی هوا می گردد .
جریان دوم ، بادهای غربی كه از طرف اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه وزیده ، كه در زمستان باعث ریزش باران شده و در تابستان بر رطوبت هوا می افزاید و همچنین باعث شرجی شدن آن می گردد .
البته بادهای محلی معروفی نیز از جمله باد سورتوك (sortock) ( از سیبری در زمستان ) باد خوش آباد دره نور ، (اوزروا) گیل وا ، باد سام به این استان می وزند . با توجه به عوامل مختلفی كه در آب و هوای این استان اثر دارند ، سه نوع آی و هوا در این منطقه وجود دارد كه عبارتند از : معتدل جلگه ای ، كوهستانی (معتدل سرد)
آب و هوای معتدل جلگه ای
جلگه های مركزی و غربی مازندران دارای این نوع آب و هوا هستند . در این مناطق به علت نزدیكی به دریا و رطوبت زیاد ، ریزش باران فراوان حدود 1200 تا 1300 میلیمتر می باشد . وجود رطوبت ، اثر آلودگی مداوم هوا و محصور بودن بین كوه و دریا ، دمای هوا را معتدل نموده كه اختلاف حداكثر و حداقل دما بسیار كم می باشد .
آب و هوای كوهستانی
این آب و هوا بر دامنه های شمالی و نواحی مرتفع البرز مسلط می باشد كه در ارتفاعات بسیار بلند از نوع كوهستانی سرد است ، و در سایر نقاط از نوع معتدل كوهستانی بوده ، به علت فاصله از دریا نسبت به ناحیه جلگه ای رطوبت كمتری داشته و در نتیجه میزان بارندگی آنهم كمتر است ولی به لحاظ افزایش ارتفاع ، میزان دما كاهش یافته و در نتیجه بخش عمده ای از ریزشهای جوی به صورت برف می باشد و زمستانهای ناحیه كوهستانی بسیار سرد همراه با یخبندان بوده و تابستان هوای معتدلی دارد كه سبب ییلاق ( مهاجرت تابستانی ) می شود .
آب و هوای نیمه بیابانی
این نوع آب و هوا بر قسمتی از جلگه گرگان ( شمال گرگان رود تا مرز شوروی سابق ) مسلط می باشد و علل ایجاد آن دوری از دریا ، كاهش ارتفاعات البرز شرقی ، مجاورت با صحرای تركمنستان شوروی سابق در سمال این نطقه است . بارندگی در این منطقه نسبت به استان مازندران كمتر می باشد تا جائیكه در نواحی گنبد كاووس به حدود 500 میلی متر می رسد و كاهش رطوبت باعث افزایش دامنه گرما می شود به طوریكه در تابستان نسبت به سایر نقاط استان ، دمای بیشتری دارد و در زمستان نیز تعداد روزهای یخبندان بیشتر است .
آب و هوای استان مازندران
استان مازندران را بر اساس خصوصیات دما و بارش و توپوگرافی منطقه می توان به دو نوع آب و هوای معتدل خزری و آب و هوای كوهستانی تقسیم كرد . آب و هوای كوهستانی خود بر دو نوع معتدل كوهستانی و سرد كوهستانی می باشد .
1- آب و هوای معتدل خزری :
این نوع اقلیم جلگه های غربی و مركزی استان تا كوهپایه های شمالی البرز را شامل می شود . در این نواحی به دلیل كمی فاصله كوهستان و دریا رطوبت تجمع می یابد كه بعنوان پیامد آن می توان بارش های قابل ملاحظه و دمای معتدل را ذكر كرد .
میانگین بارندگی سالیانه در نوار ساحلی استان برابر با 977 میلیمتر است. توزیع مكانی آن از غرب به شرق با كاهش همراه است در حالیكه توزیع زمانی آن وضعیتی كمابیش منظم دارد ( حداكثر بارندگی در پائیز و حداقل آن در بهار اتفاق می افتد)
در بررسی پارامتر درجه حرارت نیز مشاهده می شود كه به دلیل رطوبت نسبی بالا و زیاد بودن تعداد روزهای پوشیده از ابر ، دمای هوا معتدل و دامنه دمایی محدود می باشد كه این وضعیت منجر به تابستانهای گرم و مرطوب و زمستانهای معتدل با یخبندانهای اتفاقی می گردد .
2- الف) آب و هوای معتدل كوهستانی :
با افزایش تدریجی ارتفاع از اراضی جلگه ای به سوی دامنه های شمالی ارتفاعات البرز و فاصله از دریا ، تغییرات خاصی در آب و هوای استان پدیدار می گردد. در نوار ارتفاعی 1500 تا 3000 متر ، شرایط آب و هوایی كوهستانی حاكم است كه از ویژگیهای آن می توان كاهش میزان بارندگی سالیانه وهمچنین كاهش متوسط درجه حرارت ماهانه را ذكر كرد . علاوه بر آن زمستانهای سرد همراه با یخبندانهای طولانی و تابستانهای كوتاه نیز از دیگر مشخصات این اقلیم است .
2- ب) آب و هوای سرد كوهستانی :
در نوار ارتفاعی بالاتر از 3000 متر كه شامل قلل كوهستانهای دامنه شمالی البرز می شود ، دمای هوا به شدت كاهش یافته و یخبندانهای طولانی ایجاد می شود . در این مناطق ریزش ها غالبا به صورت برف است كه در دوره طولانی سرد سال روی هم انباشته شده و تا اواسط دوره كوتاه گرم سال نیز دوام دارند . در همین مناطق و در قله كوههای دماوند ، علم كوه و تخته سلیمان شرایط ایجاد یخچالهای كوهستانی و انباشت دائمی برف فراهم شده است .
توده هواهای موثر بر آب و هوای مازندران
موقعیت جغرافیایی ویژه استان مازندران بعنوان یكی از استانهای ساحلی دریای خزرسبب شده است كه در طول سال از اثرات آب و هوایی همسایگانی چون سرزمین پهناور سیبری ، دریای مدیترانه و دریای خزر و فلات مركزی ایران بهره مند شود . در طول فصول مختلف سال توده های هوای متعددی وارد استان میشوند كه عمده ترین آنها به قرار زیر میباشد :
الف) دوره سرد سال :
- توده هوای قطبی قاره ای (cP) كه ورود آن به استان از طریق گسترش زبانه سیستم پرفشار سیبری بر روی شمال شرق كشور می باشد . این توده هوا سرد و خشك بوده و با عبور از روی دریای خزر ضمن جذب رطوبت و گرما ناپایدار گشته و سبب بارشهای قابل توجه بویژه در فصل پاییز ( بدلیل اختلاف زیاد دمای آب با دمای هوا ) در استان می شود . شدت این بارندگی بدلیل طولانی بودن مسیر حركت توده هوا بر روی دریا در غرب استان بیشتر از سایر قسمتهای استان میباشد .
- توده هوای قطبی دریایی تعدیل یافته (mP ) با منشا اقیانوس اطلس كه بعد عبور از روی جنوب اروپای شرقی از طریق دریای سیاه به شرق دریای مدیترانه وارد و سپس از طریق تركیه از سمت شمال غرب وارد ایران می شود .
- توده هوای آركتیكی قاره ای (cA ) با منشا اسكاندیناوی كه بعد از عبور از روی اروپا و از دست دادن رطوبت مجددا از دریای سیاه كسب رطوبت كرده واز طریق تركیه وارد نوار شمالی كشور می شود .
ب) دوره گرم سال :
- توده هوای حاره ای دریایی تعدیل یافته (mT ) با منشا آزورس (جزیره آزورس در اقیانوس اطلس ) كه بعد از عبور از روی دریای مدیترانه و جنوب اروپا ، به شمال كشور وارد میشود و گاهی نیز از طریق شمال آفریقا و عربستان ، نواحی جنوب و مركز ایران را مورد تهاجم قرار میدهد و به شمال نیز نفوذمی كند جبهه های حاصل از این توده هوا هنگام رسیدن به دریای خزر از این دریا رطوبت كسب كرده و سبب بارندگی در سواحل جنوبی آن میشوند . بعلاوه در اوج روزهای گرم هنگامی كه جت استریم جنب حاره به شمال دریای خزر نقل مكان می كند توده هوای حاره ای قاره ای (cT ) كه در مركز ایران تشكیل می شود و بسیار گرم و خشك می باشد شمال كشور را نیز تحت تاثیر قرار می دهد .
اقلیم استان مازندران
1- بر اساس طبقه بندی هانسن ( Hansen ) این استان در مدار معتدله گرم قرار گرفته است .
2- به روش ضریب اعتدال ( Temoenatenus Index ) این استان بسیار معتدل و فوق معتدل است .(منظور از ضریب اعتدال بدست آوردن دوری یا نزدیكی یك منطقه به منطقه معتدله است )
3- بر اساس طبقه بندی دومارتن ( De Martounne ) نواحی غربی مازندران بسیار مرطوب ، نواحی مركزی مازندران مرطوب و نواحی شرقی مازندران مدیترانه ای و نواحی كوهستانی مازندران نیمه مرطوب می باشد .
4- بر اساس طبقه بندی دكتر كریمی ، نواحی غربی و مركزی دارای اقلیمی مرطوب با تابستان گرم و زمستان كمی سرد ، نواحی شرقی نیمه مرطوب با تابستان گرم و زمستان نسبتا سرد و نواحی كوهستانی مازندران دارای اقلیم مرطوب با تابستان معتدل و زمستان بسیار سرد می باشد .
اندازه ی اين عكس تغيير داده شده است. برای ديدن كامل عكس اينجا را كليك كنيد. اندازه ی عكس اصلی 1600x1200 و حجم آن 167KB است.
__________________